بررسی ریشه ای برقراری ارتباط مناسب بین مادران جوان شاغل به تحصیل یا ... چارچوب نظری مرضیه کسمایی فر

چارچوب نظری

رشد روزافزون و گسترش اشتغال به كارهاي خارج از منزل توسط زنان، ساخت خانواده و نقش‌هاي والدين را دچار تحول كرده و به دنبال آن در روابط والدين با فرزندان تغييراتي به وجود آورده ‌است. یکی از این تغییرات مربوط به اعتماد و عدم اعتماد به نفس است. اکثر روان شناسان برخورداری از عزت نفس یعنی ارزیابی مثبت از خود داشتن را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی ــ اجتماعی افراد می دانند. به اعتقاد ژان پیاژه کودک ازهمان ابتدا فعالانه و ناخودآگاهانه در جستجوی کسب اعتماد به نفس است. دنیای پیرامونش را تعبیر وتفسیر می کند و برای حل مسائل راه حل های شناختی ایجاد می کند. جان لاک برخلاف او معتقد بود که قطعی ترین  دانش شخص با کشف وشهود حاصل از تجارب ادراکی او به دست می آید. پیاژه این منابع را غیر قابل اعتماد و از ویژگی های کودک رشد نایافته می داند. در هر حال هر دو معتقدند که نقش والدین از جمله مادر بسیار اساسی است. آنان می گویند که بسیاری از عقاید کودک از طریق مشاهده، ادراک و استدلال به دست می آید نه عمل و همان طور که دیده ایم بسیاری از توانش های شناختی علی رغم حداقل کنش مقابل با محیط  و اشیا  ایجاد می شوند{*}. متغیر مستقل در این پژوهش اشتغال مادر و متغیرهای وابسته؛ تربیت اجتماعی کودک، اعتماد به نفس کودک و ارتباط پیشرفت تحصیلی کودک با سطح تحصیلات یا درآمد مادر می باشند. کتاب «اشتغال زنان»، به کوشش لیلاسادات زعفرانچی، با هدف تأکید بر دغدغه‌های مزبور تهیه شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات گوناگون در زمینه اشتغال زنان است. در یک مقاله حجت‌الاسلام زیبایی‌نژاد؛ عوامل، پیامدها و رویکردهای اشتغال زنان را از نگاه مدیریت اجتماعی مورد مطالعه قرار داده است. آمنه بختیاری در مقاله ای دیگر «تأثیر اشتغال زنان بر خانواده با تأکید بر فرزندان» را بررسی می‌کند. وی با استفاده از نظریات روان‌شناسی رابطه مادر- کودک را بررسی کرده و سپس تأثیر یا عدم تأثیر اشتغال مادر در تکوین وابستگی اولیه کودک به وی و رشد و پرورش کودکان، کاهش هوش کودک، میزان پیشرفت تحصیلی و ناهنجاری‌های روانی- رفتاری فرزندان مادران شاغل را مورد مطالعه قرار داده است. بررسی‌های نویسنده در مورد رابطه کودک- مادر و وابستگی اولیه کودک به وی بیان‌گر رشد اجتماعی و عاطفی و ایجاد وابستگی اولیه در کودک است که در این‌‌باره نقش مادر بسیار پراهمیت جلوه می‌کند. در نتیجه حضور هرچه بیشتر مادر در کنار فرزندان، به‌ویژه در سال‌های آغازین، نیاز جسمی، عاطفی، روانی و شناختی فرزندان را برای رشد بهنجار شخصیت و عواطفشان فراهم می‌سازد و نبود مادر به سبب اشتغال، می‌تواند زمینه‌های اختلالات گسترده را در آنان فراهم سازد. در مورد رابطه اشتغال مادر با هوش فرزندان می‌توان گفت که ابراز عشق مادر به کودک موجب باهوش‌تر شدن او می‌شود. کودکانی که از مهر مادر محروم بوده‌اند در مقایسه با کودکانی که زندگی طبیعی داشته‌اند در نهایت دچار کم‌هوشی می‌شوند. البته حضور مادر و کیفیت رابطه آنها باید لذت‌بخش و بدون تنش و فشارروانی باشد {**}. در ادامه و در بخش پیشینه تجربی، مروری بر تحقیقات انجام شده مرتبط با این زمینه آمده است.

{*} http://psychologyafghan.persianblog.ir/post/19

{**} http://www.ensani.ir/fa/content/112022/default.aspx

بررسی ریشه ای برقراری ارتباط مناسب بین مادران جوان شاغل به تحصیل ...مرضیه کسمایی فر

پیشینه تجربی

امروزه اشتغال مادر و عدم‌ حضور تمام وقت وي در خانه‌ از نظر كمي و كيفي در مراقبت از كودكان تاثير گذاشته است. بطوريكه اشتغال مادر بعنوان يكي از عوامل موثر برسازگاري يا ناسازگاري كودكان مطرح شده است. برخي از محققان براين باورند كه اشتغال مادر مانع مراقبت كمي و كيفي لازم از كودك مي‌گردد و اثرات ‌نامناسبي برسازگاري وي مي‌گذارد. از طرف ديگر، برخي اظهار داشته‌اند كه ‌اشتغال مادر با ارائه يك الگوي مثبت از نقش زن مي‌تواند اثرات مثبتي را برسازگاري كودك داشته باشد.

عصمت ابراهیمی در پژوهشی که در مورد دختران دبستانی در شهر تهران انجام داده، نشان داد كه بين‌ اشتغال ‌مادر و سازگاري دختران رابطه معنادار آماري وجود ندارد. رضايت مادر از كار خود برسازگاري دختران تاثير مثبت داشته است و سطح تحصيلات مادر بر سازگاري دختران تاثير مثبت داشته است[*]. همچنین حسن علیزاده پروین در پژوهشی به ديدگاه زنان شاغل نسبت به تاثير اشتغال بر تحصيل سلامت و تربيت كودكان پرداخته و به این نتیجه رسیده است که 50 درصد زنان معتقدند كه كار كردن آنها در خارج از خانه، بر روي وظايف خانه تاثير نمي‌گذارد و 46 درصد كه اشتغال خود را مؤثر بر وظايف خانه دانسته‌اند، عمده‌ترين تاثير را، اختلال در نظم امور خانه و عدم رسيدگي به فرزندان مطرح ساخته‌اند. 36 درصد زنان معتقدند كه كار كردن آنان بر روي تربيت فرزندان تاثيري ندارد و 52 درصدي كه اشتغال خود را مؤثر بر تربيت فرزند دانسته‌اند عمده‌ترين تاثير را در حالت كلي به لحاظ كمي وقت مادر، تربيت غيرصحيح فرزند ذكر كرده‌اند[**]. فرزانه حاتمی در طرح پژوهشی خود تحت عنوان بررسي ديدگاه زنان شاغل نسبت تاثير اشتغال به تربيت و سلامت و تحصيل فرزندان چنین نتیجه گیری کرده است که از ديد زنان شاغل مناسب‌ترين مشاغل، كار در آموزش و پرورش با 73 درصد رضایت بوده است و مهمترين مانع در اين راه "مسئله نگهداري فرزند" است[***]. کاملیا روحانی نیز در پایان نامه خود به بررسي درجه اضطراب جدايي مادري در زنان شاغلي كه اولين فرزند خود را به مهدهاي كودك می سپارند دقیق شده است و با استفاده از پرسشنامه های دوبخشی به این نتیجه رسیده است که در مجموع، اكثريت واحدهاي مورد پژوهش از درجه نسبتا زياد اضطراب جدايي مادري، برخوردار بودند. ميانگين درجه اضطراب جدايي مادري در اين پژوهش 21/22 با انحراف معيار 3-19 بود. درجه اضطراب جدايي مادري اكثريت واحدهاي مورد پژوهش در دو عامل نگرانيهاي مادر در رابطه با جدايي از كودك 3/83 درصد) و نگرانيهاي مادر در رابطه با شغل (3/73 درصد)، داراي شدت نسبتا زياد بود و این نگرانی تاثیر بسیار نامطلوبی بر سلامت روانی کودک داشته است[****].

 

[*]http://database.irandoc.ac.ir/articles/11332

[**]http://database.irandoc.ac.ir/articles/470713

[***]http://database.irandoc.ac.ir/articles/472437

[****]http://database.irandoc.ac.ir/articles/99372

پیشینه تجربی و چهارچوب نظری

بهاره كلوند

موضوع انتخابي :تاثير اعتياد والدين بر پيشرفت تحصيلي پسران 15 تا 25 سال منطقه 4 استان تهران

پيشينه تجربي:

نجفي (59:1371 )در كتابي با عنوان دخانيات نويسنده به بررسي تاثير اعتياد بر خانواده مي پردازد وبا اين فرضيه كه احتمالا اعتياد به دخانيات باعث ركود خانواده مي شود .ايشان پس از تحقيقات به اين نتيجه ميرسد كه نه تنها اعتياد باعث ركود ميشود بلكه تاثير بسزايي در نسل هاي اينده دارد.

دژاكام (86:1383 )در كتابي با عنوان عبور از منطقه 60 درجه زير صفر به شناخت راه هاي ترك اعتياد پرداختن و كمپ را جامعه اماري خود قرار داده اند و طي تحقيقي كه با روش توصيفي كرده اند به معرفي 3 راه حل براي ترك اعتياد اشاره كرده اند.

اميني مقدم (3:1389)طي مقاله اي به بررسي پيشرفت تحصيلي پرداخته اندو ايشان طي تحقيقي كه در مدرسه متوسطه اي در استان تهرانبا اين فرضيه كه احتمال ميزان تحصيل والدين بر پيشرفت تحصيلي فرزندان تاثير دارد به اين نتيجه رسيدند كه خانواده از هر جهت بر پيشرفت تحصيلي فرزندان تاثير گذار است.

سرشار (19:1351) در كتابي با عنوان راهنماي جوانان به شناخت راه هاي پيشگيري از اعتياد پرداختند وجوانان را جامعه اماري خود قرار داده اندو به اين نتيجه رسيده اند كه اهميت والدين به اگاه كردن انها به عواقب اعتياد وتشويق به ورزش دو عامل مهم در جلوگيري از اعتياد جوانان مي باشد.

اسدي(12:1387)  طي مقاله اي به بررسي عوامل تاثير گذار بر پيشرفت تحصيلي فرزندان پرداخت وتحقيق خود را با روش همبستگي بر جامعه اماري پسران 15 تا20 سال اغاز كرد وطي تحقيق بيان كرد نوع ديدگاهي كه پسران به اينده دارند تاثير بسزايي بر ميزان ادامه تحصيل انها دارد به عنوان جامعه كوچكي كه ان ها در ان زندگي مي كنند مي تواند ديدگاه انان را به اينده عوض كند.

چهارچوب نظري:

مهمترين دليل كاهش سن اعتياد در جامعه نتيجه بخش نبودن راههاي مبارزه با معضل مواد مخدر فقدان يك استراتژي واحد ميان دستگاههاي مسئول است اعتياد در افراد 20 سال و بالاي 50 سال نفوذ كرده و روز به روز افزايش مي يابد. (ريو 7:1385  انگيزش و هيجان.ترجمه يحيي سيد محمدي.)

خانواده يكي از اساسي تريننهاد هاي هر جامعه اي است كه تمامي صاحبنظران در مورد ان انديشيده اند و ريشه تمام ناهنجاري ها و كجروي ها را در ان جستجو كرده اند در واقع هيچ جامعه اي نمي تواند ادعاي سلامت كند مگر از خانواده هاي سالم برخوردار باشد بنابر اين چون خانواده محيطي است كه پوند هاي حاكم بر ان تفاوت زيادي با روابط حاكم بر خارج از محيط خانواده دارد و فرد از اغاز تولد تحت تاثير ان است و بسياري از نيازهاي رواني و مادي فرزندان در اين محيط تامين ميشود و پشتوانه ورود فرزندان به جامعه بزرگتر مثل مدرسه و دانشگاه است.(ژرژ هربرت مير 1963 روانشناسي اجتماعي جلد دوم ترجمه علي محمد كاردان)

رفتار والدين چه مثبت چه منفي در نوع بروز واكنش فرزندانمووثر است اين واكنش ها در زمينه پي ريزي شخصيتي فرزندان در دوران بلوغ سهم بسزايي دارد نوجوانان در اين سنين نياز به خودشناسي و شناخت استعدادهايشان دارند و اين حضور والدين را ميخواهد كه به فرزندانشان كمك كنند در غير اين صورت انان به صورت غير فعال در جامعه حضور مي يابند.(پير بورديو1989 نظريه كنش.دلايل عقلي و انتخاب عملي _ترجمه مرتضي مردي ها)

در ازمون نظريه كنترل اجتماعي دريلفتند كه افزايش تقيد هاي جوانان به والدين و گذران بيشتر اوقات فراغت فرزندان با خانواده گرايش فرزندان را به استفاده از مواد مخدر كاهش مي دهد.مطالعاتديگري نيز صورت گرفته است كه اثبات مي كند تضادهاي زناشويي و گسيختگيو سرپرستيهاي ضعيف والدين بر فرزندان را بر اعتياد نوجوانان موثر دانسته اند. (وست1973 فارن ورت 1984 به نقل از احمدي)

اصلاح کامل موضوعات    زهرا صادقی

5 موضوع انتخاب شده:

1- بررسی عوامل موثر بر فرهنگ ترافیکی رانندگان و عابران منطقه 6 تهران

به علت اینکه آمار تصادفات در کشور ما زیاد است و یکی ار علل آن رعایت نکردن مقررات راهنمایی و رانندگی است و منطقه 6 یکی از مناطق مرکزی و شلوغ است


2- بررسی عملکرد آموزش و پرورش بر یادگیری زبان انگلیسی در دوران تحصیل دانش آموزان منطقه 6 تهران

در کشور ما با توجه به اینکه دانش آموزان در حدود 6 سال زبان انگلیسی را آموزش می بینند ولی متاسفانه پس از گرفتن دیپلم نمیتواند کمی انگلیسی صحبت کنند در صورتی که در آموزشگاههای زبان پس از گذرندن 5تا 6 ترم این مشکل را ندارند و چون منطقه 6 تهران از نظر کادر آموزشی یکی از بهترین مناطق است


3- بررسی تاثیر طرحهای ملی پیشگیری از اعتیاد به شیشه بردانش آموزان منطقه 11 تهران

از آنجا که منطقه 11  تهران جزو مناطقی است که مصرف و فروش مواد مخدر زیاد است و ماده شیشه یکی از مخربترین اعتیاد ها میباشد


4- عوامل تاثیر گذار کلاسهای کنکور بر قبولی دانش آموزان منطقه 1 در دانشگاه

از آنجا که کلاسهای کنکور با هزینه های میلیونی سرسام آور همواره یکی از دغدغه های دانش آموزان  و خانواده هایشان بوده است و منطقه 1 تهران به علت تمول مالی این هزینه ها را راحت قبول می کنند


5-بررسی عوامل تاثیر گذار بر فرهنگ مصرف ظروف چینی ایرانی توسط خانوارهای منطقه 1 تهران

ورود کالاهای خارجی به کشور ما خصوصا ظروف چینی بسیار زیاد است که معید این است که تقاضای مردم     کشور زیاد است در صورتی که ظروف چینی ایرانی بسیار ارزان تر است و منطقه 1 تهران به علت درامد بالا توان خرید ظروف خارجی را دارند  این تحقیق بیان این مسئله را میکند که با داشتن توان مالی میشود فرهنگ استفاده از کالای ایرانی را داشت


انتخاب 2 موضوع از تحقیق

1- بررسی عوامل موثر بر فرهنگ ترافیکی رانندگان و عابران منطقه 6 تهران

بیان مسئله:

در رانندگی و ترافیک 3 عامل مهم وجود دارد که عبارتند از: انسان - راه - وسیله نقلیه از این سه،انسان مهمترین عامل است چرا که آدمی به عنوان راننده - سرنشین - عابر پیاده و حتی به عنوان طراح راه و یا سازنده وسیله نقلیه در این زمینه نقش بسزائی دارد.

مرگ ومیر و صدمات جانی و مالی و اتلاف وقت پشت چراغ قرمز و ... پیامدهای منفی دیگری هستند که نیاز به ارائه راهکارهای موثر دارند.

معضل ترافیک به علل و عوامل مختلفی بستگی دارد و باید توجه داستکه حل این مشکل توسط یک سازمان خاصی امکان پذیر نیست.یکی از عوامل موثر در حل معضل ترافیک ارتقاء فرهنگ و آموزش همگانی در ارتباط با مقررات رانندگی است بر این اساس میتوان گفت رعایت قوانین در شهر بزرگ تهران از فردی ترین وظایف هر شهروند است.

با توجه به مطالب گفته شده،این تحقیق،فرهنگ ترافیکی را در منطقه 6 تهران بررسی می کند که جزء مناطق شلوغ مرکزی میباشد

مسئله این تحقیق در قالب پرسشهای زیر دنبال میشود:

1-آیا تحصیلات با فرهنگ ترافیک در ارتباط است؟

2-رعایت قوانین و مقررات به چه میزان از تصادفات می کاهد؟

3-آیا جریمه کردن در رعایت قوانین ومقررات تاثیر دارد؟

4-فیلمهای آموزشی تلویزیون چه تاثیری بر فرهگ ترافیکی دارد؟

5-آیا استفاده از کتاب درسی در زمینه فرهنگ ترافیکی ضروری است؟

هدف تحقیق:

با ارتقاء فرهنگ ترافیکی از آمار تصادفات کاسته شود مردم با آرامش بیشتری در رفت و آمد باشند و از آسیب های مالی و جانی و عاطفی ( از دست دادن عزیزی) در امان باشند و خیابانها از نظم بیشتری برخوردار باشند

دیگر کودکان ما برای عبور از  خیابان نگران نباشند و رانندگان هم با آسودگی بیشتری رانندگی کنند


ضرورت تحقیق:

چون آمار فوت و جرح نشات گرفته از تصادفات در کشور ما زیاد است و این فقط مختص رعایت نکردن قوانین توسط رانندگان نیست بلکه عابران هم  به این قوانین بی توجه هستند


موضوع 2:

2- بررسی تاثیر طرحهای ملی پیشگیری از اعتیاد بر دانش آموزان پسر منطقه 11 تهران

بیان مسئله :

در بررسی تاریخ ،بشری را نمی توان یافت که با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت مواد مخدر همزاد با بشر در این جهان یافت شده است .

در کتب تاریخی ایران و حتی در کتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است . اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به زمان صفویه و سپس قاجاریه تا عصر کنونی است. اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیانهای جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلاء به  بیماریهای عفونی واگیردار همچون ایدز- هپاتیت - سل و عوارض و مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت - فقر و تکدی گری و هدر رفتن سرمایه های کلان مادی کشورها را به دنبال داشته است و کشور ما که دارای جمعیت جوان است باید به موضوع اعتیاد توجه ویژه ای داشت و موقعیت استراتژیک ایران و قرارگیری آن در کنار کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان که جزو تولید کنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفی مسئله ترانزیت و عبور مواد مخدر به جهت ویژگیهای خاص منطقه ای از کشور ما باعث قاچاق مواد مخدر بوده است که بازار مصرف داخلی رشد روز افزون داشته است.

در زمان ما مسئله مواد مخدر دارای تنوع بیشتری بوده است که اعتیاد به شیشه شکل مخاطره آمیزتر و پیچیده تری دارد چرا که شخص در مراحل اولیه با مصرف این مواد دچار انرژی زیاد و کاذب میشود و قدرت تمرکز زیادی  پیدا میکند ولی با مصرف شیشه سلولهای مغزی دچار آسیب شده و فرد را دچار توهم میکند که مرتکب جنایت شده و به خانواده و خود آسیب میرسانند آمارها نشان می دهند که از سال 62 لغایت 77 تعداد 25652 نفر در مراکز باز پروری کشور پذیرش شده اند ولی اکثر این افراد مجدداا به ورطه اعتیاد کشیده شده اند لذا بر آن شده ام که طرحهای پیشگیرانه در زمینه اعتیاد را مورد مطالعه قرار دهم چرا که همواره پیشگیری بهتر از درمان است.

حال در زمینه این تحقیق 5 سوال مطرح میشود

1-طرحهای پیشگیرانه اعتیاد از چه مقطع سنی باید شروع شود؟

2-آیا اعدام کردن مجرمین مواد مخدر در پیشگیری از اعتیاد نقش دارد؟

3- ارتباط مراکز باز پروری با پیشگیری از اعتیاد چیست ؟

4- آیا بررسی زندگی معتادان در طرحهای پیشگیرانه باید مد نظر باشد؟

5- آیا جنسیت نقشی در پیشگیری اعتیاد دارد؟

هدف تحقیق:

هدف این تحقیق این است که اگر طرحهای پیشگیرانه اعتیاد به دانش آموزان منتقل شود میتوان ریشه اعتیاد را خشکاند و  هزینه های زندان و بازپروری کمتر میشود و با کم شدن اعتیاد آمار طلاق کاهش می یا بد و تمام معضلاتی که با اعتیاد به شیشه بوجود می آید از بین میرود و در آینده انسانهای توانمند بیشتری خواهیم داشت 

ضرورت تحقیق:

از آنجا که آمار اعتیاد به شیشه رو به فزونی است و جنایات هولناکی که توسط افراد معتاد صورت میگیرد افزایش یافته است و به علت عدم آگاهی حتی در بین باوربعضی از  دانشجویان این مسئله وجود دارد که با مصرف شیشه میتوان قدرت تمرکز را بالا برد 


اصلاح کامل موضوعات


اصلاح کامل موضوعات


چارچوب نظری-#یشینه تجربی- مونا بختیاری

چارچوب نظری

با توجه به موضوع انتخابی برای انجام تحقیق با عنوان عوامل موثر بر تفاوت ضریب هوشی دانش آموزان مقطع ابتدایی منطقه 3 با مراجعه به سایت های مختلف مشاهده کردم که طی تحقیقاتی که در گذشته با این عنوان انجام شده تاثیر چند عامل بر میزان استعداد دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفته که اکنون به چند مورد از آنها اشاره می نمایم.

-محتوای آموزشی در مدارس دولتی و غیرانتفاعی متفاوت است.

-سطح علمی معلمان و میزان تجربه ی کاری آنها

-عدم آشنایی با حیطه ی عاطفی دانش آموز

-کلی بودن هدف تحصیل

به نظر من از میان مواردی که به آنها اشاره شد سطح علمی معلمان می تواند تاثیر چشمگیری بر میزان یادگیری و استعداد دانش آموزان داشته باشد. زیرا معلمی چیزی فراتر از تخصص است معلم باید با زمینه های تربیتی ،روانشناسی،برنامه ریزی طرح درس و شیوه های آموزش آشنا باشد. معلمی جای آزمون خطا نیست.

در مورد محتوای آموزشی و تاثیر آن بر استعداد دانش آموزان به نظر من نمی تواند تاثیر چندانی داشته باشد زیرا نظام آموزشی ما در همه جا ثابت است و در اینجا این نقد وارد است که محتوای آموزشی عاملی نیست که بر ضریب هوشی تاثیر داشته باشد. اما در مورد سایر عوامل به نظر من نمی تواند تاثیر چندان مستقیمی داشته باشد و عوامل مهم تری وجود دارد مانندجمعیت مدارس، داشتن رفاه اقتصادی، وجود کلاس های فوق برنامه، استفاده از وسایل آموزشی جدید و هدایت کلاس های درس به سمت دانش آموز محوری که بهتر بود این عوامل مورد بررسی قرار میگرفت.

www.shimanna.com www.tebyan.com

 

 

 

پیشینه تجربی

تا کنون تحقیقاتی که صورت گرفته است و با تحقیقی که اینجانب قصد انجام آن را دارم رابطه داشته است بدین شرح می باشد: مدارس غیر انتفاعی نسبت به مدارس دولتی چه میزان توانسته است بر فرهنگ سازی دانش آموزان و آماده سازی آنها برای ورود به جامعه تاثیر داشته باشد.

فرهنگ سازی در زمینه هایی مانند ایجاد ارتباط گروهی، رهبری، خلاقیت و نظام پاداش. نتایج حاصله از این تحقیق که به صورت کیفی انجام شده بود نشان دهنده ی این موضوع است که مدارس غیر انتفاعی نسبت به مدارس دولتی در فرهنگ سازی و آماده سازی دانش آموزان برای ورود به اجتماع نقش بهتری ایفا کرده است. حال اینجانب برای تکمیل کردن پژوهش های انجام شده در گذشته قصد دارم نقش مدارس دولتب و غیرانتفاعی را بر میزان ضریب هوشی دانش آموزان بررسی نموده تا مشخص گردد همانگونه که مدارس غیرانتفاعی با داشتن شرایط و محیط سالم تر توانسته است فرهنگ سازی بهتری بنماید آیا می تواند در بالا بردن ضریب هوشی دانش آموزان نیز تاثیر داشته باشد؟

سایت وزارت آموزش و پرورش

فاطمه پرکار  4.30-2

۱-بررسی سبک اسنادی کودک عادی وکودک عقب مانده ذهنی (در منطقه ۴ تهران)

. بیان مساله 

بدون شک در زندگي خود با افرادي مواجه شده ايم که همواره گناه شکست خود را گردن ديگران يا عوامل مختلف بيروني مي اندازند  و به جاي اينکه آن شکست راحاصل اعمال خود بدانند   يا خود را مسئول آن شکست بدانند تلاش مي کنند تا توجيه قابل قبولي براي شکست خود فراهم کرده وبدين وسيله از ايجاد تصوير منفي از خود در ذهن ديگران اجتناب ورزند. نظريه هاي اسنادي برمبناي   چنين تنبيهايي بنا شده اند.            

    حال سوالي که مطرح مي شوداين است که آيا اسناد دادن در مورد همه کودکان نيز صدق  مي کند واينکه کودک عقب مانده ذهني از آن چگونه استفاده مي کند. به طور کلي در اين تحقيق بدنبال اين مسئله هستيم که آيا با افزايش سن نوع اسناددادن کودکان عادي وعقب مانده ذهني باهم تفاوت داردوديگر اينکه آيانوع اسناد دادن دختران وپسران با يکديگر تفاوت دارد واگر دارد بيشتر از سبک رويدادهاي منفي يا مثبت استفاده  مي نمايند از اينرو بر آن شديم که بر روي سبکهاي اسنادي در کودکان عقب مانده ذهني واينکه مشکلات وشکستها وموفقيتهاي خود را  چگونه وبه چه عواملي نسبت مي دهند بررسي نمايم . اميدوارم اين تحقيق مقدمه اي کوچک براي توجه بيشتر به اين کودکان که در جامعه مانند آنها کم نيز نمي باشند، باشد.  يکي ديگر از اهداف اين پژوهش بررسي اوليه اين مساله است که در سلامت وبهداشت روان آنها تاثير بسزايي دارد اين نکته مهم ديگر آنکه استفاده به موقع از سبک اسنادي مي تواند سبب کاهش اضطراب وفشاررواني افراد به خصوص در اين گروه از کودکان مي گردد.   

  ديگر عامل مشکلاتي که اين کودکان براي خانواده هاي خودبوجود مي آورند ، نوع نگرشي که خانواده آنها نسبت به آنان دارند. اينکه آنان نيز مانند ديگر افراد جامعه شکست خود را به عوامل بيروني وناپايدار واختصاصي نسبت مي دهند يابه گونه ديگر ويا اينکه اصلاٌ اين کودکان مي توانند از تئوريهاي شناختي اسناد استفاده کنند و آيا اسناد دادن براي آنهامعني دارد ياخير.

 ۲-برسی رابطه سبک های هویتی و التزام عملی به اعتقادات مذهبی(دانش آموزان دختر و پسر سوم دبیرستان منطقه ۴ تهران)

بیان مسئله

نوجوانی، مرحله ای گریز ناپذیر از تحول آدمی است که به دلیل حساسیت ویژه، همواره مورد توجه واقع شده است. تغییر و تحول آدمی در این دوره مهم، در جنبه های بدنی و روان شناختی پر اهمیت تلقی می شود (منصور و دارستان، 1376 برک، 1382). مهمترین پدیده نوجوانی مجهز شدن و معقول شدن شخصیت فرد است که فراهم آوردن شرایط آن تحت اشکال مختلف در اعمال نوجوان جلوه گر می شود (منصور، 1378).

پدیده نوجوانی با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان از خود می پرسد: «من کیستم؟» این پرسش را که چند سال ادامه خواهد یافت، جستجوی هویت می نامند (لطف آبادی، 1378).

هویت و نحوه شکل گیری آن از موضوعاتی است که مورد علاقه بسیاری از حوزه های علمی همچون روانشناسی جامعه شناسی، علوم سیاسی و حتی ادبیات و هنر است. این موضوع از یک طرف نشان دهنده اهمیت موضوع و از طرف دیگر نشانه ای از وسیع بودن حوزه مورد بررسی
می باشد (شکرکن، امیدیان، نجاریان، حقیقی، 1381).

اریکسون تاکید اساسی خود را در این دوره بر احراز هویت در برابر پراکندگی نقش قرار داده است، هویتی که شکل گیری اش تحت تاثیر عوامل زیست شناختی، اجتماعی و روان شناختی است (منصور و دارستان، 1376 و احدی و جمهری، 1380).

به کمک هویت است که افراد به تعریفی از خویشتن می رسند که اگر این تعریف با واقعیت اجتماعی آنها در تعارض باشد، حالت هایی چون عدم پختگی، فشار روانی و مشکلات رفتاری را تجربه می کنند (شکرکن، امیدیان، نجاریان، حقیقی، 1381).

اگر فرآیند هویت یابی نوجوانان مختل شود، نوجوانان دچار آشفتگی هویت یا آشفتگی نقش اجتماعی خود خواهند شد که می تواند سبب بزهکاری، ناسازگاریهای اجتماعی، اختلال در هویت جنسی و حملات روان پریشانه گردد (رفیعی، 1382).

پژوهش های متعدد، نقش اعمال عبادی را در زندگی روان شناختی و هویت نوجوانان متذکر شده و نشان داده اند که مذهب، نقش مهمی در هویت یابی نوجوانان ایفا می کند (نجفی، 1385).

لذا داشتن ایمان و اعتقادات اخلاقی و دینی به نوجوانان، هویتی مستحکم داده و به فلسفه زندگیش غنا بخشیده می تواند در مسیر جستجوی خویشتن یار و یاورش شود و در یافتن راه حل های جدید و همچنین حمایت هیجانی از خویشتن کمک کند (بالستر، 2002 بارکت، 1993).

فولتن (Fulton.A) در سال 1997 در پژوهشی بدین نتیجه دست یافت که بین جهت گیری درونی مذهبی و احراز هویت، رابطه مثبت وجود دارد (نجفی، 1385).

جوکار و حسین چاری نیز نشان دادند که بین پایبندی به اعمال عبادی و سبک هویتی رابطه وجود دارد (جوکار و چاری، 1380).

اثنی عشران به این نتیجه دست یافت که بین نگرش منفی به مذهب و هویت آشفته رابطه وجود دارد (اثنی عشران، 1378).

 

 اهداف تحقیق

الف: هدف اصلی

- بررسی رابطه «سبک های هویتی» و التزام عملی به اعتقادات مذهبی در دانش آموزان دختر و پسر سوم دبیرستان هدف پژوهش می باشد.

ب: اهداف فرعی

1-بررسی تفاوت دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ سبک هویتی.

2-بررسی تفاوت دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ التزام عملی به اعتقادات مذهبی.

 

اهمیت و ضرورت مسئله

با توجه به اینکه اساسی ترین مساله در نوجوانی هویت یابی است و هویت یابی نوجوانان و انواع سبک های هویتی نوجوانان آثار فراوانی بر جامعه دارد و نیز با توجه به تحقیقات، پایبندی به اعتقادات مذهبی می تواند در شکل گیری هویت نوجوانان و غنابخشیدن به فلسفه زندگی آنها بسیار موثر واقع شود. لذا روشن شدن این موضوع که در افراد پایبند به اعتقادات مذهبی چه نوع سبک هویتی برجسته تر است می تواند مهم باشد.

موضوع هویت و چگونگی گذر از آن به عنوان یکی از نظریه های مطرح رشد مورد توجه است و از دیدگاه نظری توصیف و مفهوم سازی آن در کشور ما ضرورتی انکارناپذیر دارد. در رابطه با دیدگاه مارسیا از سال 1966 تاکنون پیرامون هویت و عوامل مرتبط با آن پژوهش های متعددی در کشورهای مختلف بر روی دانشجویان و دانش آموزان سالهای آخر دبیرستان صورت گرفته است. نظر او تا حدودی در ارائه یک الگوی عملی از نحوه هویت یابی که از پرنفوذترین مباحث مطرح شده توسط اریکسون می باشد، یک نظر غالب و مطرح در موضوع هویت یابی می باشد.

بنابراین، از دیدگاه نظری مشخص کردن وضعیت هویت خویشتن و بررسی انطباق دیدگاه او با شرایط فرهنگی ایران با توجه به فقدان پژوهش عمیق و اساسی در موضوع هویت یابی و گونه های هویت یک ضرورت نظری انکار ناپذیر است و می تواند اساسی برای بسیاری از پژوهش های بعدی در کشور ما باشد.

از طرف دیگر، با توجه به جوان بودن کشور ما ضرورت شناخت بهتر جوانان و نحوه برخورد با آنها و پیش بینی ویژگی های آنها با توجه به نوع هویت همگی براین موضوع مهر تایید می زنند که باید هویت خویش و متغیرهای مرتبط با آن مورد بررسی دقیق قرار گیرند و با شناخت ویژگی های مرتبط با هویت و نحوه تغییرپذیری آنها با توجه به سبک های هویت امکان برنامه ریزی مطلوب برای جوانان فراهم گردد. آگاهی مسئولین فرهنگی از وضعیت هویت جوانان در حوزه های اعتقادی آن ها را در برنامه ریزی یاری خواهد داد. این موضوع ضرورت عملی و کاربردی پژوهش حاضر را روشن می سازد (شکرکن، امیدیان، نجاریان، حقیقی، 1380).

مطالعه منابع اسلامی این نتیجه را به دست می دهد که التزام عملی به اعتقادات مذهبی عامل بازدارنده بسیاری از بیماری های روانی است. همچنین انسان می تواند با عمل به قوانین الهی سعادت و کمال را طی کند و با دین داری و انتخاب یک منش دینی انسان دچار سردرگمی در امور خود نمی شود. با وجود این درباره چگونگی رابطه بین هویت و التزام عملی به اعتقادات مذهبی مطالعات کافی مبتنی بر روش های نظام دار عملی انجام نشده است، انتظار می رود که پژوهش حاضر بینش ما را درباره چگونگی رابطه بین دو متغیر مورد نظر گسترش دهد (نویدی، 1376).

 ۱-ایا بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ سبک هویتی تفاوت وجود دارد؟

 ۲-ایا بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ میزان پایبندی و التزام عملی به اعتقادات اسلامی تفاوت وجود دارد؟

۳-ایا  بین سبک های هویتی اطلاعاتی و هنجاری و پایبندی و التزام عملی به اعتقادات اسلامی رابطه وجود دارد؟

۴-ایا  بین سبک هویتی سردرگم – اجتنابی و میزان پایبندی و التزام عملی به اعتقادات اسلامی رابطه

 وجود دارد؟

۵-ایا التزام عملی به اعتقادات مذهبی عامل بازدارنده بسیاری از بیماری های روانی است؟

۳-بررسی راههای ارتقاء یادگیری سازمانی باتوانمندسازی نیروی انسانی
(مطالعه موردی در شعب بانک تجارت استان کرمانشاه)


بیان مسئله:
هر عاملی که موجب بهبود هرچند اندکی در بانک تجارت گردد، برآیند آن می تواند تاثیر بسزایی بر جامعه و اقتصاد کشور داشته باشد. با توجه به اینکه ایجاد یادگیری سازمانی در بانک می تواند به این سازمان در تحقق رسالتها و ماموریتهای مهمی را که بر عهده آن گذاشته شده است، کمک کند، موضوع تحقیق حاضر انتخاب شده است. در بانک با توجه به رابطه یادگیری سازمانی باتوانمندسازی ونتایج تحقیق حاضر می تواند در زمینه شناساندن این رابطه و اهمیت آن به مدیران بانک موثر باشد.
ضرورت یادگیری سازمانی از آنجا ناشی می شود که با افزایش پیچیدگی و سرعت تغییرات محیطی، عدم اطمینان در محیط سازمانی فزونی یافته است. سازمان ها نیاز بیشتری به دانش وآگاهی گسترده از عوامل محیطی دارد تا بتوانند خود را تغییر و تحولات محیطی تطبیق دهند. در حقیقت، در دنیای متغیر، فرآیند یادیگری نیز متحول شده است. مشکل دست به گریبان سازمان های امروزی این است که آن ها اغلب به صورت یک کل قادر به شناسایی تهدیدها و اثرات آن ها نبوده و از خلق گزین ها و راه حل های جایگزین عاجزند و در کل، سازمان ها در یادگیری دچار مشکل هستند. حتی موفقترین سازمان ها در صورتی که دچار فقر یادگیری باشند، با وجود اینکه به حیات خود ادامه خواهند داد، هرگز تمامی قابلیت های خود را به منصه ظهور نخواهند رساند.
لذا با توجه به ماموریتها و وظایف مهمی که براساس قوانین و برنامه های اقتصادی در حوزه نظام بانکداری کشور بر عهده بانک کشاورزی گذاشته شده است و همچنین ایجاد ظرفیت مناسب برای حضور نظام بانکداری در اقتصاد کشور از طریق ابلاغ سیستمهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، لزوم راهکاریادگیری سازمانی به عنوان یکی ازابعادتوانمندسازی کارکنان و برخورداری از ویژگی های آن همچون: استفاده از تجارب موردی؛ خلاقیت و نوآوری؛ توانمندی کارکنان و…. می تواند زمینه را برای رسیدن به این اهداف مهم فراهم آورد.

رابطه یادگیری فردی باتوانمندسازی کارکنان چگونه است؟
رابطه یادگیری گروهی باتوانمندسازی کارکنان چگونه است؟
رابطه یادگیری ازطریق ارزیابی عملکرد باتوانمندسازی کارکنان چگونه است؟

ایا تأکید برتلاش های کارکنان و ستایش از نقش های آنها در مساعدت به اهداف سازمانی،نقشی دارد؟

ایا بینن ارتقاء احساس کارکنان و توانمندی هایشان،رابطه ای وجود دارد؟

هدف :بررسی رابطه یادگیری سازمانی باتوانمندسازی کارکنان در بانک تجارت را دنبال می کند

ضرورت:

در این رویکرد یک مدیر سعی می کند تا به تقسیم قدرت خود در بین زیردستانش دست یابد. از آن جا که قدرت در سازمانها، بیشتر در چهارچوب اختیارات قانونی فرد متجلی می شود بنابراین توانمندسازی به معنای تفویض اختیار است. این رویکرد به عنوان یک رویکرد بالا به پائین یا ماشینی تعریف می گردد و قدرت فرد وابستگی خالص او در ارتباط با دیگران را نشان می دهد (Sepriziter, 1996, 489) بر این اساس بکارگیری فرآیند جدید و توزیع قدرت باعث توانمندی کارکنان می شود. از این منظر فعل”توانمند نمودن ” ، دادن قدرت با اختیار با دادن قدرت معنوی یا قانونی می باشد. بنابراین توانمند نمودن کامل افراد مستلزم نقش مدیران می باشد، چرا که آنها تأثیر اجتناب ناپذیر و قابل ملاحظه ای بر ادراک ذهنی کارکنان از توانمندسازی دارند و نقش مهم و متفاوتی را ایفا می کنند
پیشینه تحقیق:
در ادبیات یادگیری سازمانی نام نویسندگانی که مکرراً به چشم می خورد عبارت است از: پیتر سنگه، پدلر، گروین، جفارت، مارسیک، مارکوارت، مامفورد، هریسون، کریس آرگریس، دونالد، شون، مارگارت ویتلی. همچنین نام شانا راتنر نیز به دلیل تبیین تغییر اساسی در رویکردهای یادگیری در اواخر قرن بیستم به چشم می خورد. در مباحث آکادمیک مفهوم سازمان یادگیرنده، عموماً دو الگوی اساسی برای ایجاد آن وجود دارند؛ الگوی آمریکائی که ابتداع و ساخت پیتر سنگه است و الگوی اروپائی که توسط چندین نویسنده و نظریه پرداز مطرح و برجسته ی این عرصه به نگارش درآمده است. سایر اندیشمندان و صاحبنظران نیز، به نوعی از این دو الگو الهام گرفته و تا حدودی با بسط و گسترش یک یا چند بعد از آن، به ارائه الگوهایی برای ایجاد یادگیری سازمانی پرداخته اند.
توانمندسازی در دوران نهضت روابط انسانی مورد توجه صاحب نظران مدیریت قرار گرفت. مسائلی مانند رضایت، غنی سازی شغل و رهبری دموکراتیک مطرح شد و توانمندسازی کارکنان به عنوان یک هدف مهم و حیاتی در سازمان مطرح گردید.
توانمندسازی به عنوان ایده ای مرتبط با عملکرد سازمان، آشکارترین ریشه هایش را در نظریه x و y مک گریگور (۱۹۶۰) در کتاب ” چهره انسانی سازمان” دارد.اصطلاح توانمندسازی از دو دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بسیار رایج شده است. توانمند شدن در رشته های روانشناسی، جامعه شناسی و دین شناسی ریشه هایی دارد که به دهه گذشته حتی قرن های گذشته بر می گردد. آلدر در سال ۱۹۹۷ در زمینه روانشناسی مفهوم ” انگیزه تسلط” را با تأکید بر تلاشی که افراد برای کسب تسلط در برخورد با جهان خود دارند مطرح کرد. چندین دهه قبل، مفاهیم مشابهی معرفی شدند، وایت در سال ۱۹۵۹ بیان نمود “انگیزه اثرگذاری” یک انگیزه درونی است که باعث می شود چیزها اتفاق بیفتد. برهم در سال ۱۹۶۶ توانمندسازی را “واکنش روانشناختی” که برای آزادی از محدودیت ها اشاره دارد بیان نمود. ” انگیزه تبحر” تلاشی برای رویاروئی با چالش ها و غلبه بر آن هاست. ( وتن و کمرون، ۲۰۰۰، ص۱۷).
به طور خلاصه در مدیریت سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازی مشارکت و صنعتی و دخیل نمودن کارکنان در تصمیم گیری های سازمان تحت عناوین تیم سازی مشارکت و مدیریت کیفیت جامعه بر می گردد. این اصطلاح در سال ۱۹۸۰ به سرعت موضوع روز گردید و توسط نظریه پردازانی چون کانگر و کانگو ۱۹۸۸ ، اسپریتزر ۱۹۹۵ ، توماس و ولتهوس، کنت بلانچارد، جان پی کارلوس و راندلف ۲۰۰۰ گسترش یافت.
چارچوب نظری تحقیق:
برای ایجاد یادگیری سازمانی ، وجود شرایطی خاص، الزامی و ضروری است و به هر میزان که این شرایط بهتر و مناسب تر تحقق یافته باشند، سرعت یادگیری سازمان نیز فزون تر خواهد بود. این شرایط دراین تحقیق عبارتند از
یادگیری فردی:
یادگیری درسطح فردی ، نایل شدن یک انسان بااستفاده ازفرایندهای ذهنی وشناختی به دانش و اطلاعات انباشته شده یا جدید متعلق به محیط خود، درک وفهمیدن آنها،تفسیرآنها، انجام دادن تجارب باآنها وتنظیم کردن رفتارهایشان برحسب نتایج رسیده رابیان می کند.بدین سبب شهود و تفسیر، یک رویدادفردی است. سازمان نمی تواند شهود داشته باشد وتفسیرکند.افرادبه نام سازمان شهود دارند وتفسیر می کنند.(امیرکبیری،۱۳۸۵،۳۶۹)دریادگیری فردی افراد، واحد تشکیل دهنده تیم‌ها و سازمانها هستند، پیتر سنگه(۱۹۹۰) تاکید می‌کند:
«سازمان‌ها از طریق افراد یاد می‌گیرند البته یادگیری افراد یادگیری سازمانی را تضمین نمی‌کند اما بدون آن یادگیری سازمانی حاصل نمی‌شود».
Argyris &Schon بیان داشته‌اند:
« یادگیری فردی ضروری است اما برای یادگیری سازمانی کافی نیست».
طبق نظر «جان ردینگ» «یادگیری فردی برای تحول مستمر سازمان، گسترش و توسعه قابلیتهای محوری و آماده سازی همگان برروی آینده نا مشخص ضروری می‌باشد».
و نهایتا اینکه: تعهد هر فرد به یادگیری و همچنین توانایی یادگیری او برای سازمان حیاتی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بسمه تعالی

هما حرارت تهرانی

تحقیق به همراه چارچوب نظری و پیشینه تحقیق

موضوع :

بررسی نگرش فرهنگیان نسبت به عوامل موثر بر رعایت حجاب توسط معلمان در منطقه 3 شهر تهران

 

پیشینه تحقیق :

طی پژوهشی که مهدوی زادگان تحت عنون « پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب» انجام داده اند بیان داشته اند که : از مسائل بحث انگیز پیرامون مساله حجاب، چگونگی مواجهه حکومت با این امر است . به طور کلی از منظر فلسفه سیاسی ، حکومت های می توانند اتباعشان را ملزم به انجام یا ترک فعلی نمایند . دامنه الزامات یک حکومت نیز با قلمروی اختیارات آن برابر است . از منظرشارع مقدس نیز حاکم اسلامی از آنجا که ولایت بر مردن دارد می تواند بر مبنای قانون وشریعت اسلامی افراد جامعه را (چه بدان امر اعتقاد داشته باشند یا نداشته باشند ) به عمل یا ترک آن الزام کند ، چنانکه مستندات دینی شاهد درستی این مدعاست . همچنین از آنجا که مصالح جمعی اعمال فردی بر مصالح فردی رجحان دارد و نیز تامین سعاد اخروی افراد جامعه ، غایت اساسی حکومت اسلامی است . حاکم اسلامی می تواند فرد را ملزم به انجام تکالیف عبادی نماید . رعایت حجاب نیزاز آنجا که بر هر زن ومرد مسلمان واجب است ، حاکم اسلامی می تواند اتباعش را بر آن الزام نماید وهرآنچه فلسفه حجاب اسلامی را تبیین می کند ، درواقع توجیه عقلانی الزام حکومت اسلامی به حجاب به شمار می آید .

کتاب زنان به عنوان فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان شماره 36 خود را به حجاب وعفاف (1) تخصیص داده ودراین کتاب به مسئله حجاب و پوشش زن به عنوان یک امر مهم پرداخته است . به جامعه ای اسلامی اطلاق می شود که قوانین ومقررارت دین اسلام در آن جاری باشد وچون پوشاندن سراسر قامت زن (به استثنای صورت ودو کف دست ) از دستورات دین اسلامی است درجامعه اسلامی زنان باید با ظاهر آراسته اسلامی حضور پیدا کند تا از این جنبه نیز بتوان آن جامعه را دینی نامید . برخی گمان می کنند ، حجاب برای زن محدودیت است ، درنتیجه آن را نشنه ضعف ، ناتوانی در محدودیت زن می دانند ، درحالی که حقیقت این است که حجاب حق الهی است ومربوط به انتخاب زن ، همسر یا ولی وی نیست تا به میل خود یا آنها حجاب را کنار گذارد . از این بیان نیز معلوم می گردد، حجاب امر فردی نیست و حکومت اسلامی که عهده دار حفاظت ونظارت بر احکام اسلامی وپاسدار قوانین الهی است ، عهده دار آن می باشد.

درمطالعه ای که در مرکز جمعیت شناسی دانشگاه شیراز تحت عنوان گرایش به حجاب درمیان دانشجویان دختر دانشگاه شیراز بریک نمونه 192 نفری انجام شده در جهت آزمون تاثیر فشارهای اجتماعی برای رعایت حجاب درمحیط عمومی ، محیط کار و محیط خانوادگی در سال 1371 انجام شده ، نتایج بدست آمده نشان می دهد که بیشترین رعایت پوشش کامل در محیط کار وسپس درمحیط عمومی اجتماع وجود دارد . درمحیط های کار وجود قوانین ومقررات رعایت پوشش تاثیر نسبتا زیادی دارد . کمتر از 20% از دانشجویان دختر در شرایط فشار اجتماعی وجود نداشته باشد . رعایت حجاب نمی نمایند .

درتحقیقی که خادم وافضلی در زمینه بررسی نگرش ودانشجویان مقطع بالینی نسبت به رعایت شئونات اسلامی در برخورد با بیماران انجام دادند 6/59 درصد افراد کاملا معتقد به رعایت حجاب بودند و 6/79 درصد فریضه ی الهی نماز را مرتب به جا می آوردند.

سلمانپور در کتاب عفت واعمال منافی عفت در روایات معصومین می گوید :

اساسا حیا وعفت جزء ساختار وجودی زن وقسمتی از هویت اوست ، تا آنجا که درپاسخ به این سوال که زن چیست ؟ می توان گفت : « زن حیا وعفت است » . وقتی زن دچار مسخ هویت شد واز خصلت زن بودن فاصله گرفت میل به مردها یا مرد نبودن پیدا می کند وهیچ نوع تفاوتی بین دو جنس مرد وزن نمی کند ، دراین وضعیت هرزگی وبی عفتی به عنوان شاخصه مسخ هویت زنانگی ظهور و بروز می کند ، بی عفتی موجب نا امنی روانی جامعه وتهدید نهاد خانواده می شود ؛ ضرر و مفاسد علنی وآشکار شدن اعمال منافی عفت وشیوع آن برای فرد وجامعه بسیار بیشتر و خطرناکتر از فردی ومخفی شدن آن است .

 

 

چارچوب نظری

استفاده از اندیشمندان در پژوهشهای علمی به ویژه درعلوم اجتماعی و جامعه شناسی برای دستیابی به یک چارچوب نظری جامع نو ضروری است . چارچوب نظری به پژوهشگران کمک می کند تا از اندیشه ویافته دیگر صاحب نظران در زمینه پدیده مورد بررسی ، بهره گرفته وبراساس آنان در پژوهش خود فرضیه ها ومتغیرهایی با پشتوانه علمی ، بیشتر مطرح سازند.

با توجه به اینکه هر یک از نظریه پردازان درمورد بحث حجاب نظراتی ارائه داده اند دراینجا از چندنظریه استفاده می کنیم از میان نظریات مطرح شده دراین قسمت نظریه جامعه پذیری به دلیل اهمیت خاص وبارزی که درشکل گیری شخصیت افراد دارد . با توجه به فطری بودن عفت وعفت عمومی وعلل انگیزه برخی از زنان به بی عفتی را می توان موارد زیر دانست :

حس نیاز به تحسین « خداوند این حس را در وجود انسانها وبویژه زنان قرار داده که این نیاز فقط وفقط با جلب توجه خودش ودریافت تحسین از جانب خداوند ارضا می گردد ولی متاسفانه انسانها که  از این حقیقت یا غافلند ویا جاهل ارضا این نیاز را از طریق دیگر از جمله عرضه جسم خود پس از دستکاری و آرایش وپوشش جلف جستجو می کنند ، از عوامل دیگر خواست شوهر ، مادر یا پدر (که اسلام هرگز چنین توجیهی را نمی پذیرد: زیرا اطاعت از پدر ، مادر ، همسر تا مرز عدم معصیت است ) ، پندار زیباخواهی فطری (شکی نیست که زیباگرایی حسی مقدس ومحترم است اماعفت از مهم ترین مصادیق زیبایی است ) . برخی نیز می پندارند علامت با فرهنگ بودن این است که با آرایش ویا بی حجابی درانظار عمومی ظاهر شوند ،  عادت خانوادگی ، لجاجت ومبارزه ، تقلید ، هرزگی ومسخ هویت زنانگی ، مشکلات روانی ، جلب توجه کند.

تکوین شخصیت هر فرد از آغاز تولد در برخورد با عوامل مختلف اجتماعی آغاز می شود . هر فردی به طور بالقوه از یک سری استعدادها وتوانایی هایی برخوردار است که لازمه شکوفایی ورشد آن ها برقراری ارتباط با محیط است

ارتباطی متقابل با عوامل محیطی به گونه ای که توانایی بالقوه به بالفعل تبدیل گردد . این امر در قالب جریانی به نام اجتماعی شدن عمل می گردد .  اجتماعی شدن شرطی اجتناب ناپذیر در امر خودآگاهی و تشکیل هویت محسوب می شود ودو جراین مکمل را در بر می گیرد . یکی انتقال میراث فرهنگی واجتماعی ودیگری رشد شخصیت . این جریان نیز یک تجربه طولانی است که دربرخورد با عوامل وشرایط محیط بدست می آید ، عواملی که از خانواده شروع می شود وآموزش و پرورش ، رسانه ها وتبلیغات و.. را در بر می گیرد . ماهیت واهداف این عوامل است که به گرایش های وتمایلات فرد جهت می دهد وبه طور کلی نوع شخصیت فرد را مشخص می سازد.

همچنین هماهنگی در اهداف این عوامل است که می تواند شخصیت هایی همنوا و بهنجار را تعریف نماید وبرعکس ، عدم هماهنگی وجدایی میان اهداف و شیوه ها می تواند افرادی ناسازگار ونابهنجار به بار آورده وخانواده به عنوان حلقه ی اتصال بین نسل قدیم وجدید عمل کند وعامل انتقال ارزشهای اجتماعی وفرهنگی جامعه است . از جمله عواملی که بر نوع رفتار و ونحوه پوشش فرد تاثیر می گذارد : درآمد ، شغل ، تحصیلات فرد ، تحصیالت والدین وی ، نوع پوشش خانواده ، اعتقادات مذهبی فرد وخانواده واقوام وخویشاوندان خود ، همسر ، همسالان ، معلمان ومسئولان مدرسه ، رسانه ها  ،محیط زندگی ، سن ، ازدواج ، تنبلی ، بحران اقتصادی ، غیرت ، مروت ، کیاست ،حیاء ادب ، کرامت نفس و وقار ، عقل وحکمت ، فرهنگ عمومی جامعه .

 


بسمه تعالی

هما حرارت تهرانی

یک موضوع  دیگر به همراه بیان مسئله و 5 سؤال 


عنوان :

عوامل مؤثر بر انگیزش کارکنان آموزش و پرورش از دیدگاه آموزش و پرورش منطقه 1 تهران

 

بيان مسئله :

نيروي انساني شاغل در سازمان ها، اصلي ترين سرمايه در اختيار مديران است و مديريت منابع انساني مهمترين و شايد اصلي ترين وظيفه مديران مي باشد.رفتار و فعاليت انسان ها ناشي از انگيزه ها يا نيازهاي آنان است.مديران با شناخت و پيش بيني انگيزه ها و نيازهاي واقعي كاركنان تحت مديريت خود مي توانند به موقع و به طور صحيح به ارضاء نيازها و انگيزه هاي آنان اقدام نموده و از نيروي انساني سازمان به نحو مطلوب در راستاي اهداف سازمان بهره وري كنند.مديريت صحيح در سازمان ها ايجاب مي كند كه مديران با شناخت و پيش بيني انگيزه هاي نيروي انساني تحت مديريت خود همت گمارند و عدم توجه به ارضاء نيازهاي نيروي انساني باعث بروز رفتارهاي سوء مانند ناكامي، لاقيدي، پرخاشگري و ... مي شود و عدم همسوئي در نگرش مديران و كاركنان در مورد نيازها و انگيزه هاي كاركنان از عوامل مهم بروز مشكلات نيروي انساني در سازمان هاست.در همين راستا اين تحقيق به بررسي عوامل مؤثر بر نيازهاي كاركنان آموزش و پرورش از ديدگاه مديران و كاركنان همين اداره پرداخته و اينكه نوع نگرش مديران و اهميت به انگيزه ها مي تواند در انگيزه كاركنان هم تأثير بگذارد يا نه.


 

هدف هاي تحقيق :

هدف از تحقيق حاضر بررسي نيازها و انگيزش كاركنان و مديران و آموزگاران مدارس اعم از ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان با نيازهاي مديران آموزش و پرورش و مدارس است و اينكه آيا سابقه كاري و افزايش تحصيلات و يا اهميت دادن به نيازهاي امنيتي و خوديابي مي تواند در انگيزش و نيازهاي كاركنان آموزش و پرورش تأثير داشته باشد يا نه.

 

فرضيه هاي تحقيق :

1 آيا از ديدگاه مديران افزايش تحصيلات موجب ارتقاء انگيزش كاركنان مي شود؟

2- افزايش خوديابي در مديران برروي انگيزش خود يابي و تحق ذات كاركنان موثر بوده است .

3- توجه به نيازهاي امنيتي كاركنان توسط مديران و انگيزش كاركنان رابطه وجود دارد .

4- بين سابقه كاري مديران و انگيزش كاركنان رابطه وجود دارد.

 

اهميت و ضرورت تحقيق :

نيروي انساني شاغل در سازمان ها مهمترين سرمايه در اختيار مديران است كه مديريت منابع انساني اصلي ترين وظيفه مديران سازمان هاست . منابع انساني جزء دارايي هاست كه مستلزم مديريت شايسته و متناسب است.افراد انساني نه فقط از لحا ظ توانايي انجام كار بلكه از لحاظ علل يا اراده انجام كار (انگيزش) با هم متفاوتند.انگيزه ها، چراهاي رفتارند و موجب آغاز و ادامه فعاليت مي شوند.نياز ما ماهتياي دلايل اصلي عمل به شمار مي روند كه مديريت صحيح در سازمان ها ايجاب مي كند كه مديران با شناخت و پيش بيني انگيزه هاي نيروي انساني تحت مديريت خود همت گمارند تا بتوانند با ارضاء صحيح و به موقع نيازهاي آنان زمينه فعاليت و بازدهي واقعي آنان را در جهت اهداف سازماني فراهم نمايند.مديراني كه در انگيزش كاركنان خود موفق هستند غالباً محيطي فراهم كرده اند كه در آن هدف هاي مقتضي و مناسب براي ارضاء نيازهاي آنان مهيا شود و اميد است با تحقيقات انجام شده بتوان رابطه بين مديران و كاركنان را از قبل بيشتر به هم نزديك كرد تا بتوان محيط كاري بدون دغدغه داشته باشيم.



سئوال پژوهش

1 آيا انگيزش خوديابي مديران بر انگيزه كاركنان مي تواند مؤثر باشد؟

2 آيا سابقه كاري مديران بر انگيزش فعاليت كاركنان مي تواند مؤثر باشد؟

3 آيا توجه به نيازهاي امنيتي كاركنان توسط مديران و انگيزه امنيتي كاركنان رابطه وجود دارد؟

4 آيا افزايش تحصيلات مديران در نگرش و انگيزش احترام و منزلت كاركنان مؤثر است؟

5- آیا میزان حقوق بر انگیزه کارکنان می تواند مؤثر باشد؟‌