بسمه تعالی

هما حرارت تهرانی

تحقیق به همراه چارچوب نظری و پیشینه تحقیق

موضوع :

بررسی نگرش فرهنگیان نسبت به عوامل موثر بر رعایت حجاب توسط معلمان در منطقه 3 شهر تهران

 

پیشینه تحقیق :

طی پژوهشی که مهدوی زادگان تحت عنون « پژوهشی درالزام حکومتی حکم حجاب» انجام داده اند بیان داشته اند که : از مسائل بحث انگیز پیرامون مساله حجاب، چگونگی مواجهه حکومت با این امر است . به طور کلی از منظر فلسفه سیاسی ، حکومت های می توانند اتباعشان را ملزم به انجام یا ترک فعلی نمایند . دامنه الزامات یک حکومت نیز با قلمروی اختیارات آن برابر است . از منظرشارع مقدس نیز حاکم اسلامی از آنجا که ولایت بر مردن دارد می تواند بر مبنای قانون وشریعت اسلامی افراد جامعه را (چه بدان امر اعتقاد داشته باشند یا نداشته باشند ) به عمل یا ترک آن الزام کند ، چنانکه مستندات دینی شاهد درستی این مدعاست . همچنین از آنجا که مصالح جمعی اعمال فردی بر مصالح فردی رجحان دارد و نیز تامین سعاد اخروی افراد جامعه ، غایت اساسی حکومت اسلامی است . حاکم اسلامی می تواند فرد را ملزم به انجام تکالیف عبادی نماید . رعایت حجاب نیزاز آنجا که بر هر زن ومرد مسلمان واجب است ، حاکم اسلامی می تواند اتباعش را بر آن الزام نماید وهرآنچه فلسفه حجاب اسلامی را تبیین می کند ، درواقع توجیه عقلانی الزام حکومت اسلامی به حجاب به شمار می آید .

کتاب زنان به عنوان فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان شماره 36 خود را به حجاب وعفاف (1) تخصیص داده ودراین کتاب به مسئله حجاب و پوشش زن به عنوان یک امر مهم پرداخته است . به جامعه ای اسلامی اطلاق می شود که قوانین ومقررارت دین اسلام در آن جاری باشد وچون پوشاندن سراسر قامت زن (به استثنای صورت ودو کف دست ) از دستورات دین اسلامی است درجامعه اسلامی زنان باید با ظاهر آراسته اسلامی حضور پیدا کند تا از این جنبه نیز بتوان آن جامعه را دینی نامید . برخی گمان می کنند ، حجاب برای زن محدودیت است ، درنتیجه آن را نشنه ضعف ، ناتوانی در محدودیت زن می دانند ، درحالی که حقیقت این است که حجاب حق الهی است ومربوط به انتخاب زن ، همسر یا ولی وی نیست تا به میل خود یا آنها حجاب را کنار گذارد . از این بیان نیز معلوم می گردد، حجاب امر فردی نیست و حکومت اسلامی که عهده دار حفاظت ونظارت بر احکام اسلامی وپاسدار قوانین الهی است ، عهده دار آن می باشد.

درمطالعه ای که در مرکز جمعیت شناسی دانشگاه شیراز تحت عنوان گرایش به حجاب درمیان دانشجویان دختر دانشگاه شیراز بریک نمونه 192 نفری انجام شده در جهت آزمون تاثیر فشارهای اجتماعی برای رعایت حجاب درمحیط عمومی ، محیط کار و محیط خانوادگی در سال 1371 انجام شده ، نتایج بدست آمده نشان می دهد که بیشترین رعایت پوشش کامل در محیط کار وسپس درمحیط عمومی اجتماع وجود دارد . درمحیط های کار وجود قوانین ومقررات رعایت پوشش تاثیر نسبتا زیادی دارد . کمتر از 20% از دانشجویان دختر در شرایط فشار اجتماعی وجود نداشته باشد . رعایت حجاب نمی نمایند .

درتحقیقی که خادم وافضلی در زمینه بررسی نگرش ودانشجویان مقطع بالینی نسبت به رعایت شئونات اسلامی در برخورد با بیماران انجام دادند 6/59 درصد افراد کاملا معتقد به رعایت حجاب بودند و 6/79 درصد فریضه ی الهی نماز را مرتب به جا می آوردند.

سلمانپور در کتاب عفت واعمال منافی عفت در روایات معصومین می گوید :

اساسا حیا وعفت جزء ساختار وجودی زن وقسمتی از هویت اوست ، تا آنجا که درپاسخ به این سوال که زن چیست ؟ می توان گفت : « زن حیا وعفت است » . وقتی زن دچار مسخ هویت شد واز خصلت زن بودن فاصله گرفت میل به مردها یا مرد نبودن پیدا می کند وهیچ نوع تفاوتی بین دو جنس مرد وزن نمی کند ، دراین وضعیت هرزگی وبی عفتی به عنوان شاخصه مسخ هویت زنانگی ظهور و بروز می کند ، بی عفتی موجب نا امنی روانی جامعه وتهدید نهاد خانواده می شود ؛ ضرر و مفاسد علنی وآشکار شدن اعمال منافی عفت وشیوع آن برای فرد وجامعه بسیار بیشتر و خطرناکتر از فردی ومخفی شدن آن است .

 

 

چارچوب نظری

استفاده از اندیشمندان در پژوهشهای علمی به ویژه درعلوم اجتماعی و جامعه شناسی برای دستیابی به یک چارچوب نظری جامع نو ضروری است . چارچوب نظری به پژوهشگران کمک می کند تا از اندیشه ویافته دیگر صاحب نظران در زمینه پدیده مورد بررسی ، بهره گرفته وبراساس آنان در پژوهش خود فرضیه ها ومتغیرهایی با پشتوانه علمی ، بیشتر مطرح سازند.

با توجه به اینکه هر یک از نظریه پردازان درمورد بحث حجاب نظراتی ارائه داده اند دراینجا از چندنظریه استفاده می کنیم از میان نظریات مطرح شده دراین قسمت نظریه جامعه پذیری به دلیل اهمیت خاص وبارزی که درشکل گیری شخصیت افراد دارد . با توجه به فطری بودن عفت وعفت عمومی وعلل انگیزه برخی از زنان به بی عفتی را می توان موارد زیر دانست :

حس نیاز به تحسین « خداوند این حس را در وجود انسانها وبویژه زنان قرار داده که این نیاز فقط وفقط با جلب توجه خودش ودریافت تحسین از جانب خداوند ارضا می گردد ولی متاسفانه انسانها که  از این حقیقت یا غافلند ویا جاهل ارضا این نیاز را از طریق دیگر از جمله عرضه جسم خود پس از دستکاری و آرایش وپوشش جلف جستجو می کنند ، از عوامل دیگر خواست شوهر ، مادر یا پدر (که اسلام هرگز چنین توجیهی را نمی پذیرد: زیرا اطاعت از پدر ، مادر ، همسر تا مرز عدم معصیت است ) ، پندار زیباخواهی فطری (شکی نیست که زیباگرایی حسی مقدس ومحترم است اماعفت از مهم ترین مصادیق زیبایی است ) . برخی نیز می پندارند علامت با فرهنگ بودن این است که با آرایش ویا بی حجابی درانظار عمومی ظاهر شوند ،  عادت خانوادگی ، لجاجت ومبارزه ، تقلید ، هرزگی ومسخ هویت زنانگی ، مشکلات روانی ، جلب توجه کند.

تکوین شخصیت هر فرد از آغاز تولد در برخورد با عوامل مختلف اجتماعی آغاز می شود . هر فردی به طور بالقوه از یک سری استعدادها وتوانایی هایی برخوردار است که لازمه شکوفایی ورشد آن ها برقراری ارتباط با محیط است

ارتباطی متقابل با عوامل محیطی به گونه ای که توانایی بالقوه به بالفعل تبدیل گردد . این امر در قالب جریانی به نام اجتماعی شدن عمل می گردد .  اجتماعی شدن شرطی اجتناب ناپذیر در امر خودآگاهی و تشکیل هویت محسوب می شود ودو جراین مکمل را در بر می گیرد . یکی انتقال میراث فرهنگی واجتماعی ودیگری رشد شخصیت . این جریان نیز یک تجربه طولانی است که دربرخورد با عوامل وشرایط محیط بدست می آید ، عواملی که از خانواده شروع می شود وآموزش و پرورش ، رسانه ها وتبلیغات و.. را در بر می گیرد . ماهیت واهداف این عوامل است که به گرایش های وتمایلات فرد جهت می دهد وبه طور کلی نوع شخصیت فرد را مشخص می سازد.

همچنین هماهنگی در اهداف این عوامل است که می تواند شخصیت هایی همنوا و بهنجار را تعریف نماید وبرعکس ، عدم هماهنگی وجدایی میان اهداف و شیوه ها می تواند افرادی ناسازگار ونابهنجار به بار آورده وخانواده به عنوان حلقه ی اتصال بین نسل قدیم وجدید عمل کند وعامل انتقال ارزشهای اجتماعی وفرهنگی جامعه است . از جمله عواملی که بر نوع رفتار و ونحوه پوشش فرد تاثیر می گذارد : درآمد ، شغل ، تحصیلات فرد ، تحصیالت والدین وی ، نوع پوشش خانواده ، اعتقادات مذهبی فرد وخانواده واقوام وخویشاوندان خود ، همسر ، همسالان ، معلمان ومسئولان مدرسه ، رسانه ها  ،محیط زندگی ، سن ، ازدواج ، تنبلی ، بحران اقتصادی ، غیرت ، مروت ، کیاست ،حیاء ادب ، کرامت نفس و وقار ، عقل وحکمت ، فرهنگ عمومی جامعه .