بررسی ریشه ای برقراری ارتباط مناسب بین مادران جوان شاغل به تحصیل یا ... چارچوب نظری مرضیه کسمایی فر
چارچوب نظری
رشد روزافزون و گسترش اشتغال به كارهاي خارج از منزل توسط زنان، ساخت خانواده و نقشهاي والدين را دچار تحول كرده و به دنبال آن در روابط والدين با فرزندان تغييراتي به وجود آورده است. یکی از این تغییرات مربوط به اعتماد و عدم اعتماد به نفس است. اکثر روان شناسان برخورداری از عزت نفس یعنی ارزیابی مثبت از خود داشتن را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی ــ اجتماعی افراد می دانند. به اعتقاد ژان پیاژه کودک ازهمان ابتدا فعالانه و ناخودآگاهانه در جستجوی کسب اعتماد به نفس است. دنیای پیرامونش را تعبیر وتفسیر می کند و برای حل مسائل راه حل های شناختی ایجاد می کند. جان لاک برخلاف او معتقد بود که قطعی ترین دانش شخص با کشف وشهود حاصل از تجارب ادراکی او به دست می آید. پیاژه این منابع را غیر قابل اعتماد و از ویژگی های کودک رشد نایافته می داند. در هر حال هر دو معتقدند که نقش والدین از جمله مادر بسیار اساسی است. آنان می گویند که بسیاری از عقاید کودک از طریق مشاهده، ادراک و استدلال به دست می آید نه عمل و همان طور که دیده ایم بسیاری از توانش های شناختی علی رغم حداقل کنش مقابل با محیط و اشیا ایجاد می شوند{*}. متغیر مستقل در این پژوهش اشتغال مادر و متغیرهای وابسته؛ تربیت اجتماعی کودک، اعتماد به نفس کودک و ارتباط پیشرفت تحصیلی کودک با سطح تحصیلات یا درآمد مادر می باشند. کتاب «اشتغال زنان»، به کوشش لیلاسادات زعفرانچی، با هدف تأکید بر دغدغههای مزبور تهیه شده است. این کتاب مجموعهای از مقالات گوناگون در زمینه اشتغال زنان است. در یک مقاله حجتالاسلام زیبایینژاد؛ عوامل، پیامدها و رویکردهای اشتغال زنان را از نگاه مدیریت اجتماعی مورد مطالعه قرار داده است. آمنه بختیاری در مقاله ای دیگر «تأثیر اشتغال زنان بر خانواده با تأکید بر فرزندان» را بررسی میکند. وی با استفاده از نظریات روانشناسی رابطه مادر- کودک را بررسی کرده و سپس تأثیر یا عدم تأثیر اشتغال مادر در تکوین وابستگی اولیه کودک به وی و رشد و پرورش کودکان، کاهش هوش کودک، میزان پیشرفت تحصیلی و ناهنجاریهای روانی- رفتاری فرزندان مادران شاغل را مورد مطالعه قرار داده است. بررسیهای نویسنده در مورد رابطه کودک- مادر و وابستگی اولیه کودک به وی بیانگر رشد اجتماعی و عاطفی و ایجاد وابستگی اولیه در کودک است که در اینباره نقش مادر بسیار پراهمیت جلوه میکند. در نتیجه حضور هرچه بیشتر مادر در کنار فرزندان، بهویژه در سالهای آغازین، نیاز جسمی، عاطفی، روانی و شناختی فرزندان را برای رشد بهنجار شخصیت و عواطفشان فراهم میسازد و نبود مادر به سبب اشتغال، میتواند زمینههای اختلالات گسترده را در آنان فراهم سازد. در مورد رابطه اشتغال مادر با هوش فرزندان میتوان گفت که ابراز عشق مادر به کودک موجب باهوشتر شدن او میشود. کودکانی که از مهر مادر محروم بودهاند در مقایسه با کودکانی که زندگی طبیعی داشتهاند در نهایت دچار کمهوشی میشوند. البته حضور مادر و کیفیت رابطه آنها باید لذتبخش و بدون تنش و فشارروانی باشد {**}. در ادامه و در بخش پیشینه تجربی، مروری بر تحقیقات انجام شده مرتبط با این زمینه آمده است.
{*} http://psychologyafghan.persianblog.ir/post/19
{**} http://www.ensani.ir/fa/content/112022/default.aspx