محدثه طهوری - سوالات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

موضوع اول: تاثیر اخلاق استاد در یادگیری دانشجویان حسابداری دانشگاه غیر انتفاعی ارشاد دماوند در دروس تخصصی

1-   آیا خوش اخلاق بودن استاد باعث یادگیری بهتر دانشجویان می شود؟

2-   خوش خلقی استاد چگونه بر یادگیری دانشجویان تاثیر می گذارد؟

3-   چگونه استاد می تواند جو کلاس را همواره به دور از تشویش نگه دارد؟

4-   جو کلاس چگونه در دانشجو ایجاد انگیزه می کند؟

5-   آیا ممکن است جو کلاس در بازدهی دانشجویان موثر باشد؟

موضوع دوم: بررسی تاثیر استفاده از تلفن همراه بر سلامتی جسمی کودکان یک ساله منطقه 11 تهران

1-   آیا تلفن همراه سلامت جسمی کودکان را کاهش می دهد؟

2-   آیا اسیب تلفن همراه به سلامت جسمی کودک ممکن است باعث اسیب روانی شود؟

3-   آیا دور کردن کودکان از تلفن همراه می تواند راه حل مناسبی برای حفظ سلامت آنها باشد؟

4-   ایا کودکان یک ساله بیشتر از کودکان بزرگتر در معرض آسیب هستند؟

5-   آیا ممکن است نور تلفن همراه باعث اسیب شود؟

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

نازنین سیف پور (چارچوب نظری+پیشینه تجربی)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

موضوع:تاثیر کلاس های کنکور آموزشگاه ها و مدارس منطقه4 تهران در قبولی کنکور سراسری 1391

پیشینه تجربی:                                      

•    میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن

طبق تحقیقات یک گروه پژوهشی از دانشگاه تهران:

آموزشگاه هاي کنکور نه تنها به جاي داوطلب و خانواده و مربيان وي برنامه ريزي مي کنند بلکه بخش مهمي از درآمد و اقتصاد خانواده داوطلب را به خود اختصاص داده اند. اقتصاد کنکور و تجاري شدن دانش بر اثر کسب درآمدهاي ناشي از پذيرش در آزمون دشوار کنکور از پيامدهاي رشد قارچ گونه آموزشگاه هاي کنکور است. ارزيابي داوطلبان از سوالات کنکور به عنوان معيار صلاحيت علمي آنها، آگاهي داوطلبان از رشته تحصيلي شان و ميزان امانت داري و شايستگي برگزار کنندگان کنکور و بحث لو رفتن سوالات از ديگر دغدغه هاي خانواده ها و نهادهاي مرتبط با کنکور است.

نتايج اين پژوهش نشان مي دهد عليرغم تبليغات تلويزيوني گسترده، ارتباطات رو در رو در مدارس و بين دوستان (43 درصد) بيشترين شيوه آشنايي افراد با آموزشگاه هاست و تبليغات تلويزيوني، بروشور و تبليغات محيطي، معلمان و خانواده ها در رده هاي بعدي قرار مي گيرند.

نکته مهم، بحث ميزان هزينه داوطلبان براي شرکت در کلاس هاي کنکور است. داوطلبان، حداقل 12 هزار تومان و حداکثر 3 ميليون تومان براي شرکت در کلاس هاي کنکور هزينه کرده اند که ميانگين آن رقمي بالغ بر 480 هزار تومان است.

با توجه به اينکه 31 درصد داوطلبان در کلاس هاي آمادگي کنکور شرکت مي کنند مي توان نتيجه گرفت از بين 1/5 ميليون داوطلب حداقل 300 هزار نفر در کلاس هاي کنکور شرکت مي کنند. با اين توصيف مجموع هزينه اي که داوطلبان و خانواده هاي آنان به جيب آموزشگاه هاي کنکور مي ريزند، رقمي برابر با 144 ميليارد و 147 ميليون تومان است. اين يعني پيشي گرفتن اقتصاد کنکور از علم. البته اگر به اين رقم، هزينه خريد کتاب ها و جزوات آمادگي کنکور، برنامه ريزي درسي، کلاس هاي خصوصي و راهنمايي براي انتخاب رشته را هم بيفزاييم - که در اينجا مدنظر قرار نگرفته است- اين رقم افزايش قابل ملاحظه اي خواهد داشت.

چنين نتيجه اي، اتخاذ نگرش انتقادي به آموزشگاه هاي کنکور را ضروري مي سازد بويژه آنکه بسياري از خانواده ها با وجود فقر اقتصادي و فقط به دليل فشارهاي اجتماعي و رواني ناشي از قبولي فرزندشان در کنکور ناچارند از بسياري از هزينه هاي ضروري زندگي سرباز زنند تا بتوانند فرزندشان را به آموزشگاه هاي کنکور بفرستند.

 

عليرغم نياز توجه جدي به عملکرد آموزشگاه هاي کنکور، نمي توان از تاثيرات مثبت آنها بر قبولي افراد صرفنظر کرد. حدود 60 درصد داوطلباني که در کلاس هاي کنکور شرکت کرده اند، تاثير اين کلاس ها را زياد مي دانند و 56/5 درصد هم معتقدند برخي نکات کنکوري را فقط از طريق اين کلاس ها مي توان ياد گرفت. 30 درصد هم بر اين باورند که کيفيت آموزشي اين کلاس ها با محتواي پر زرق و برق تبليغات آنها مطابقت ندارد. 37/5 درصد هم مطابقت آن را زياد دانسته اند. 28 درصد داوطلبان نيز ميزان تشويق معلمان به کلاس هاي خصوصي شان را زياد عنوان کرده اند.

نتايج مذکور بيانگر نکات مهمي است که توجه مسئولان را مي طلبد. شکاف طبقاتي بين طبقات ثروتمند و فقير جامعه موجب نابرابري آنها در استفاده از امکانات آموزشي مي شود و اگر تاثير کلاس هاي کنکور مثبت باشد قشر زيادي فقط به خاطر فقر اقتصادي قادر به شرکت در اين کلاس ها نيستند.

از سوي ديگر با توجه به هزينه هنگفت شرکت در کلاس هاي کنکور، هيچگونه نظارتي بر محتوا و کيفيت اين کلاس ها وجود ندارد. اگرچه اخيرا تلاش هايي در خصوص معرفي آموزشگاه هاي و اماکن غيرمجاز صورت مي گيرد اما رشد فزاينده اين کلاس ها بيانگر ناکافي بودن تلاش هاست.

منابع: http://psy-clinic.ut.ac.ir/Blog%20Posts/konkor-nokat10.html  و مجله موفقیت

چارچوب نظری:

مشاوران تحصیلی شعارهایی میدهند که شاید 50% آنها به درستی به اجرا در نمی آید.این موسسات دانش آموزان را تشویق به شرکت در کلاسها و مشاورات و امتحانات موسسه خود میکنند.در صورتی که بیشتر نفرات برتر کنکور اعلام میکنند که با پشتکار و تلاش خود به موفقیت رسیدند و میزان کمی از درصد موفقیتشان وابسته به موسسات است.

ساغر سيدعباسزاده نفر اول گروه رياضي در كنكور سراسري سال 90 در گفتوگو با فارس، در پاسخ به اين سؤال كه روزانه براي شركت در كنكور سراسري چند ساعت مطالعه ميكرديد، گفت: روزانه بين 10 تا 14 ساعت به صورت پيوسته مطالعه ميكردم و روزي نبود كه بيكار باشم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در كلاسهاي تقويتي و آمادگي كنكور شركت كرده است، افزود: خير. فقط در كلاسهاي تقويتي كه در دبيرستان محل تحصيلم تشكيل ميشد، شركت ميكردم.
سيدعباسزاده در پاسخ به اين سؤال كه چه مواردي باعث شد كه در كنكور سراسري سال 90 رتبه اول گروه رياضي را كسب كند، خاطرنشان كرد: پشت كارم خوب بود و هميشه سعي ميكردم مفيد درس بخوانم و به خودم باور و اعتماد داشتم.

 

کيانا اماني نفر دوم گروه علومتجربي در كنكور سراسري سال 90 در گفتوگو با فارس، در پاسخ به اين سؤال كه براي شركت در كنكور، روزانه چند ساعت مطالعه ميكردي، گفت: روزهايي كه مدرسه ميرفتم روزي 5 تا 6 ساعت اما روزهايي كه در منزل بسر ميبردم بين 10 تا 11 ساعت درس ميخواندم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در كلاسهاي تقويتي و آمادگي كنكور شركت ميكردي، افزود: خير، طبق برنامههاي مدرسه محل تحصيلم پيش ميرفتم.
اماني علت موفقيت خود در كنكور سراسري سال 90 را لطف خدا، كمكهاي پدر، مادر و معلمان دلسوزش خواند و گفت: پيش از برگزاري كنكور تفريحاتم را محدود كرده بودم و تفريحات بيرون از منزلم بسيار برنامهريزي شده بود.
منابع: http://www.forum.98ia.com/t301101.html

نتیجه گیری:از نظر من امروزه کلاسهای کنکور به صورت یک مسئله ی الزامی رایج شده است.در صورتی که شاید این کلاسها برای خیلی ها ضروری نباشد.البته نباید از اثرات مثبت این کلاسها مثل برنامه ریزی های دقیق و اصولی،تدریس تخصصی دروس(که البته در همه آموزشگاه ها اجرا نمی شود) و انگیزه دادن به دانشجویان از طریق مشاوره ها گذشت.اما این کارها را را بسیاری از افراد خود نیز میتوانند باصرف کمی زمان در خانه انجام دهند وبرای همه لازم نیست که این هزینه های گزاف را انجام دهند تا امروزه این کلاس ها به بنگاه های اقتصادی تبدیل شوند.البته تاکید میکنم که کلاس کنکور برای همه خوب مطلق یا بد مطلق نیست و هر کس باید با توجه به وضعیت درسی خود تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در این کلاس هل را بگیرد.

نازنین سیف پور (چارچوب نظری+پیشینه تجربی)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

موضوع:تاثیر کلاس های کنکور آموزشگاه ها و مدارس منطقه4 تهران در قبولی کنکور سراسری 1391

پیشینه تجربی:                   

•    میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن

طبق تحقیقات یک گروه پژوهشی از دانشگاه تهران:

آموزشگاه هاي کنکور نه تنها به جاي داوطلب و خانواده و مربيان وي برنامه ريزي مي کنند بلکه بخش مهمي از درآمد و اقتصاد خانواده داوطلب را به خود اختصاص داده اند. اقتصاد کنکور و تجاري شدن دانش بر اثر کسب درآمدهاي ناشي از پذيرش در آزمون دشوار کنکور از پيامدهاي رشد قارچ گونه آموزشگاه هاي کنکور است. ارزيابي داوطلبان از سوالات کنکور به عنوان معيار صلاحيت علمي آنها، آگاهي داوطلبان از رشته تحصيلي شان و ميزان امانت داري و شايستگي برگزار کنندگان کنکور و بحث لو رفتن سوالات از ديگر دغدغه هاي خانواده ها و نهادهاي مرتبط با کنکور است.

نتايج اين پژوهش نشان مي دهد عليرغم تبليغات تلويزيوني گسترده، ارتباطات رو در رو در مدارس و بين دوستان (43 درصد) بيشترين شيوه آشنايي افراد با آموزشگاه هاست و تبليغات تلويزيوني، بروشور و تبليغات محيطي، معلمان و خانواده ها در رده هاي بعدي قرار مي گيرند.

نکته مهم، بحث ميزان هزينه داوطلبان براي شرکت در کلاس هاي کنکور است. داوطلبان، حداقل 12 هزار تومان و حداکثر 3 ميليون تومان براي شرکت در کلاس هاي کنکور هزينه کرده اند که ميانگين آن رقمي بالغ بر 480 هزار تومان است.

با توجه به اينکه 31 درصد داوطلبان در کلاس هاي آمادگي کنکور شرکت مي کنند مي توان نتيجه گرفت از بين 1/5 ميليون داوطلب حداقل 300 هزار نفر در کلاس هاي کنکور شرکت مي کنند. با اين توصيف مجموع هزينه اي که داوطلبان و خانواده هاي آنان به جيب آموزشگاه هاي کنکور مي ريزند، رقمي برابر با 144 ميليارد و 147 ميليون تومان است. اين يعني پيشي گرفتن اقتصاد کنکور از علم. البته اگر به اين رقم، هزينه خريد کتاب ها و جزوات آمادگي کنکور، برنامه ريزي درسي، کلاس هاي خصوصي و راهنمايي براي انتخاب رشته را هم بيفزاييم - که در اينجا مدنظر قرار نگرفته است- اين رقم افزايش قابل ملاحظه اي خواهد داشت.

چنين نتيجه اي، اتخاذ نگرش انتقادي به آموزشگاه هاي کنکور را ضروري مي سازد بويژه آنکه بسياري از خانواده ها با وجود فقر اقتصادي و فقط به دليل فشارهاي اجتماعي و رواني ناشي از قبولي فرزندشان در کنکور ناچارند از بسياري از هزينه هاي ضروري زندگي سرباز زنند تا بتوانند فرزندشان را به آموزشگاه هاي کنکور بفرستند.

 

عليرغم نياز توجه جدي به عملکرد آموزشگاه هاي کنکور، نمي توان از تاثيرات مثبت آنها بر قبولي افراد صرفنظر کرد. حدود 60 درصد داوطلباني که در کلاس هاي کنکور شرکت کرده اند، تاثير اين کلاس ها را زياد مي دانند و 56/5 درصد هم معتقدند برخي نکات کنکوري را فقط از طريق اين کلاس ها مي توان ياد گرفت. 30 درصد هم بر اين باورند که کيفيت آموزشي اين کلاس ها با محتواي پر زرق و برق تبليغات آنها مطابقت ندارد. 37/5 درصد هم مطابقت آن را زياد دانسته اند. 28 درصد داوطلبان نيز ميزان تشويق معلمان به کلاس هاي خصوصي شان را زياد عنوان کرده اند.

نتايج مذکور بيانگر نکات مهمي است که توجه مسئولان را مي طلبد. شکاف طبقاتي بين طبقات ثروتمند و فقير جامعه موجب نابرابري آنها در استفاده از امکانات آموزشي مي شود و اگر تاثير کلاس هاي کنکور مثبت باشد قشر زيادي فقط به خاطر فقر اقتصادي قادر به شرکت در اين کلاس ها نيستند.

از سوي ديگر با توجه به هزينه هنگفت شرکت در کلاس هاي کنکور، هيچگونه نظارتي بر محتوا و کيفيت اين کلاس ها وجود ندارد. اگرچه اخيرا تلاش هايي در خصوص معرفي آموزشگاه هاي و اماکن غيرمجاز صورت مي گيرد اما رشد فزاينده اين کلاس ها بيانگر ناکافي بودن تلاش هاست.

منابع: http://psy-clinic.ut.ac.ir/Blog%20Posts/konkor-nokat10.html  و مجله موفقیت

چارچوب نظری:

مشاوران تحصیلی شعارهایی میدهند که شاید 50% آنها به درستی به اجرا در نمی آید.این موسسات دانش آموزان را تشویق به شرکت در کلاسها و مشاورات و امتحانات موسسه خود میکنند.در صورتی که بیشتر نفرات برتر کنکور اعلام میکنند که با پشتکار و تلاش خود به موفقیت رسیدند و میزان کمی از درصد موفقیتشان وابسته به موسسات است.

ساغر سيدعباسزاده نفر اول گروه رياضي در كنكور سراسري سال 90 در گفتوگو با فارس، در پاسخ به اين سؤال كه روزانه براي شركت در كنكور سراسري چند ساعت مطالعه ميكرديد، گفت: روزانه بين 10 تا 14 ساعت به صورت پيوسته مطالعه ميكردم و روزي نبود كه بيكار باشم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در كلاسهاي تقويتي و آمادگي كنكور شركت كرده است، افزود: خير. فقط در كلاسهاي تقويتي كه در دبيرستان محل تحصيلم تشكيل ميشد، شركت ميكردم.
سيدعباسزاده در پاسخ به اين سؤال كه چه مواردي باعث شد كه در كنكور سراسري سال 90 رتبه اول گروه رياضي را كسب كند، خاطرنشان كرد: پشت كارم خوب بود و هميشه سعي ميكردم مفيد درس بخوانم و به خودم باور و اعتماد داشتم.

 

کيانا اماني نفر دوم گروه علومتجربي در كنكور سراسري سال 90 در گفتوگو با فارس، در پاسخ به اين سؤال كه براي شركت در كنكور، روزانه چند ساعت مطالعه ميكردي، گفت: روزهايي كه مدرسه ميرفتم روزي 5 تا 6 ساعت اما روزهايي كه در منزل بسر ميبردم بين 10 تا 11 ساعت درس ميخواندم.
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا در كلاسهاي تقويتي و آمادگي كنكور شركت ميكردي، افزود: خير، طبق برنامههاي مدرسه محل تحصيلم پيش ميرفتم.
اماني علت موفقيت خود در كنكور سراسري سال 90 را لطف خدا، كمكهاي پدر، مادر و معلمان دلسوزش خواند و گفت: پيش از برگزاري كنكور تفريحاتم را محدود كرده بودم و تفريحات بيرون از منزلم بسيار برنامهريزي شده بود.
منابع: http://www.forum.98ia.com/t301101.html

نتیجه گیری:از نظر من امروزه کلاسهای کنکور به صورت یک مسئله ی الزامی رایج شده است.در صورتی که شاید این کلاسها برای خیلی ها ضروری نباشد.البته نباید از اثرات مثبت این کلاسها مثل برنامه ریزی های دقیق و اصولی،تدریس تخصصی دروس(که البته در همه آموزشگاه ها اجرا نمی شود) و انگیزه دادن به دانشجویان از طریق مشاوره ها گذشت.اما این کارها را را بسیاری از افراد خود نیز میتوانند باصرف کمی زمان در خانه انجام دهند وبرای همه لازم نیست که این هزینه های گزاف را انجام دهند تا امروزه این کلاس ها به بنگاه های اقتصادی تبدیل شوند.البته تاکید میکنم که کلاس کنکور برای همه خوب مطلق یا بد مطلق نیست و هر کس باید با توجه به وضعیت درسی خود تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در این کلاس ها را بگیرد.

مطلب اصلاح شده

بهاره كلوند

{مطلب اصلاح شده}

1.    اعتياد والدين در بعضي دانش اموزان اثر سوء دارد و باعث مي شود در پيشرفت تحصيلي پسران تاثير بسزايي داشته باشد زيرا پسران از پدران خود بيشتر پيروي و تقليد مي كنند.

 

ü    متغيير مستقل:اعتياد والدين

ü    متغيير وابسته: پيشرفت تحصيلي

ü    متغيير تعديل كننده:تقليد از والدين

ü    كنترل:جنسيت {پسران}

ü     

 

2.    در خانواده هايي كه معمولا درامد پايين است به خاطر فشار رواني زياد اجتماعي والدين به سمت اعتياد كشيده مي شوند و همين عامل سبب ترك تحصيل در پسران 25_15 سال مي شود.

 

ü    متغيير مستقل :درامد پايين

ü    متغيير وابسته:ترك تحصيل

ü    تعديل كننده:فشار رواني

ü    مداخله گر:اعتياد والدين

ü    كنترل:سن{25_15}

 

3.    در بسياري از خانواده ها كه در تربيت فرزندان خود مهارت لازم و كافي را ندارند و مبتلا به اعتياد هستند اين باعث مي شود فرزندان در تحصيل خود دچار مشكل شوند و در پيشرفت انها اثر سوء داشته باشد.

 

ü    متغيير مستقل:اعتياد

ü    متغيير وابسته: پيشرفت تحصيلي

ü    متغيير تعديل كننده:مهارت تربيت صحيح

 

4.    اعتياد والدين بر روي تحصيل دانش اموزان تاثير ميگذارد و باعث مي شود معدل انها كاهش يابد البته به هوش آنها بستگي دارد.

 

ü    متغيير مستقل:اعتياد

ü    متغيير وابسته:پيشرفت دانش آموزان

ü    متغيير تعديل كننده:كاهش معدل

ü    متغيير مداخله گر:هوش

 

5.    محيطي كه والدين معتاد براي فرزندان خود فراهم مي كنند خيلي در يادگيري خوب دروس دانش آموزان تاثير گزار است زيرا معمولا در اين خانواده ها مشاجره هاي بسياري وجود دارد و بر روي تصوير ذهني آنها تاثير مي گزارد.

      

ü    متغيير مستقل :محيطي كه والدين فراهم مي كنند

ü    متغيير وابسته:يادگيري صحيح دروس

ü    متغيير تعديل كننده:مشاجره

ü    متغيير مداخله گر:تصوير ذهني

 

 

 

 

 

 

 

 

اصلاحیه فرضیه ها و متغیر سازی - فرناز معصومی

 موضوع: میزان تاثیر گذاری روابط عاطفی و همدلی بین بیمار و پزشک بر روند معالجه بیمار

 ۱ - متغیر مستقل: داشتن روابط عاطفی و همدلی بین بیمار و پزشک

    متغیر وابسته: کیفیت بهبودی

    متغیر تعدیل کننده: دارا بودن سطح علمی مناسب پزشک (دانش روانشناسی پزشک)

     متغیر مداخله گر: درک رفتار فردی و اجتماعی بیمار

فرضیه ۱: روابط عاطفی و همدلی مناسب بین پزشک و بیمار منجر به درک رفتار فردی و اجتماعی بیمار می شودکه این امر دارا بودن دانش بالای روانشناسی پزشک رامی طلبد که در نهایت روی کیفیت بهبودی بیمار تاثیر می گذارد.

۲- متغیر مستقل: داشتن روابط عاطفی و همدلی بین پزشک و بیمار

    متغیر وابسته:تسریع بهبودی (درمان سریع و موفق)

    متغیر تعدیل کننده: نوع و شدت بیماری

    متغیر مداخله گر: تعدد مصاحبه های بین پزشک و بیمار

فرضیه ۲: داشتن روابط عاطفی و همدلی بین بیمار و پزشک باعث ایجاد مصاحبه های متعدد و طولانی بین پزشک و بیمار می شودکه در نهایت باعث کمک به تسریع بهبودی بیمار می گردد.نوع و شدت بیماری می تواند عاملی تعیین کننده برای مشخص کردن تعداد مصاحبه باشد.

۳- متغیر مستقل: داشتن روابط عاطفی و همدلی بین بیمار و پزشک

    متغیر وابسته: کاهش هزینه های درمان

    متغیر تعدیل کننده: رفتار توام با ابراز علاقه و توجه پزشک

    متغیر مداخله گر: تسریع بهبودی

فرضیه ۳: داشتن روابط عاطفی وهمدلی بین بیمار و پزشک منجر به تسریع بهبودی می شود که خود باعث کاهش هزینه های درمانی میگردد.البته رفتار توام با ابراز توجه و علاقه پزشک می تواند بر تسریع بهبودی بیافزاید.

۴- متغیر مستقل: داشتن روابط عاطفی و همدلی

    متغیر وابسته: رضایت مندی فرد از سیستم بهداشتی-درمانی (برآورد کیفیت ارایه خدمات درمانی)

    متغیر تعدیل کننده: تصمیم به ادامه همکاری با پزشک و عدم تعویض وی

    متغیر مداخله گر: پیگیری جریانات درمانی

فرضیه ۴: داشتن روابط عاطفی و  همدلی بین بیمار و پزشک باعث میشود که بیمار چریانات و روند درمانی اش را پیگیری کند و تصمیم به ادامه همکاری با پزشک خود بگیرد و در نتیجه منجر به رضایت مندی فرد بیمار از سیستم درمانی  می گردد که میتواندشاخص مهمی برای سنجش کیفیت ارایه خدمات گردد.

۵- متغیر مستقل: رضایت مندی از فرآیند در مان

    متغیر وابسه:تسریع درمان و دستیابی به هدف اصلی درمانها( بهبود بیماری)

    متغیر تعدیل کننده: سطح تحصیلات بیماران

    متغیر مداخله گر: انجام صحیح و به موقع دستوالعمل های پزشک معالج

فرضیه ۵ : رضایت مندی بیمار از فرآیند درمانی اش باعث می شود که وی به موقع به دستورات پزشکی عمل کند که این خود باعث تسریع بهبودی و دستیابی به هدف اصلی درمان می شود. سطح تحصیلات فرد بیمار می تواند عاملی برای درک و عمل کردن به دستورات پزشکی باشد.

      

مریم کاشانی 2-بررسی موانع کاربردوسایل و مواد کمک آموزشی در مدارس راهنمایی:مقدمه-بیان مسئله- پیشینه ن

موضوع اصلی: 2-بررسی موانع کاربردوسایل و مواد کمک آموزشی در مدارس راهنمایی :

: مقدمه :

 امروزه وسايل كمك آموزشي ، اعم از ساده يا پيچيده ، به عنوان ابزاري براي ايجاد تسهيل در امر تدريس و يادگيري در نظامهاي آموزشي به كار مي روند . اين وسايل از حيث اينكه تئوري و عمل را با هم تركيب كرده ،باعث ماندگاري يادگيري و تنوع بخشي در كلاس درس شوند ، داراي اهميت هستند . با توجه به پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيكي در عصر حاضر ، وسايل كمك آموزشي به عنوان يك رابطه توانسته اند نقش خود را به خوبي ايفا كنند . اين امر زماني تحقق مي يابد كه معلمان مهارتهاي لازم را براي كاربرد اين وسايل داشته باشند . سرچشمه تمام  تحولات و نوآوري هاي آموزشي در جامعه ، تجارب و نتايج تحقيقات علمي و عملي دانشمندان و صاحبنظران علوم اجتماعي و علوم تربيتي است . در نگرش جديد آموزشي ، مدرسه براي شاگرد است ، نه شاگرد براي مدرسه . بنابراين توجه به رغبت و پرورش عواطف و استعدادهاي كودك بسيار مهم تر از دانشي است كه كودك بايد ياد بگيرد . در اين بين مدرسه مهم ترين مكان و شايسته ترين جايي است كه نتيجه تجارب و يافته هاي دانشمندان مورد ارزيابي قرار مي گيرد . در تمام نظام آموزشي ، معلم نقش كليدي دارد . انتظار جامعه از مدرسه و معلم اين است كه نوجوانان را براي زندگي واقعي در جامعه فردا تربيت كند . امروزه نگرش انديشمندا ن نسبت به اهداف ، فلسفه و مقاصد تربيتي به كلي دگرگون گرديده است . اين تحولات و تفاوت انديشه ها به سبب نتايج حاصل از كاربرد روشهاي تعليم و تربيت در گذشته ، نيازهاي جامعه امروز و پيش بيني نيازهاي جامعه فردا بوجود آمده است . يادگيري زماني اتفاق مي افتد كه عوامل چيزي در كنار هم قرار گيرند از قبيل : فضاي آموزشي ، محتواي آموزشي ، قوانين و مقررات ، وضع جسمي و روحي معلم و سايل كمك آموزشي . استفاده از وسايل كمك آموزشي در جريان تدريس باعث مي شود كه مطالب مطرح شده در ساخت شناختي شاگرد جا بگيرد و دانش آموزبه يادگيري معني دار نائل شود .

بیان مسئله:

 

پيشرفت سريع و توأم با جهش هاي بلند در علوم و تكنولوژي در نيمة دوم سدة اخير وظيفة سنگيني در مقايسه با دوره هاي گذشته بر دوش همة مسئولان اجتماعي در سطح تصميم گيري به ويژه به عهدة مسئولان آموزش و پرورش كشور قرار داده است. بنابراين برنامه ريزي در زمينة آموزش و پرورش از نظر زماني به روز، ماه و سال محدود نمي شود، بلكه علاوه بر چاره انديشي براي مسائل روز هميشه بايد آينده را مورد توجه قرار داد و از آنجا كه تحولات جنبه هاي مختلف زندگي جوامع بشري با سرعتي شگفت انگيز در حال توسعه و تغييرند و اين تحولات دانشهاي جديدي را مطرح مي سازد كه نيازهاي جديدي را نيز براي انسانها در بر مي گيرد، بنابراين آموزش بايد با سرعت و كيفيت بيشتر انجام شود. به همين دليل بسياري از روانشناسان براي ايجاد پيشرفت علوم و فنون دانش هاي جديد تكنولوژي آموزشي و استفاده از وسايل و مواد كمك آموزشي را توصيه مي كنند چرا كه تكنولوژي آموزشي در مباحث تربيتي به بهره گيري از سرعت، دقّت و سهولت در امر آموزش و يادگيري مي گردد. آموزش مستلزم تمرين و يادگيري است و تكنولوژي، كاربرد موثر وسايل كمك آموزشي است و تكنيك هاي مختلف زماني به مدارس ما راه خواهند يافت كه معلمان به آن آشنا و معتقد شوند و به اعتقاد خود عمل كنند. زيرا استفاده بهينه و كسب مهارت در هر كاري مستلزم استفاده و به اجرا گذاشتن آن امر مي باشد. استفاده از وسايل كمك آموزشي موجب مي شود كه دانش آموزان از همة حواسّ خود جهت يادگيري مطالب استفاده كنند چرا كه وسايل كمك آموزشي اساس قابل لمس را براي تفكّر و ساختن مفاهيم فراهم مي سازد و در نتيجه از ميزان عكس العمل گفتاري دانش آموزان مي كاهد. امروزه مسئولان آموزش و پرورش و معلّمان باتجربه در كنار هم ضرورت شناخت و استفادة وسايل و مواد كمك آموزشي را بيش از هر زمان ديگر درك و احساس كرده اند. تا جامعة فردا به سعادت بيشتر دست يابد. بنا به اهميّت وسايل و مواد كمك آموزشي و مقايسة آن با انتظاراتي كه از به كارگيري اين وسايل در جريان تدريس مي رود، اين تحقيق در پي آن است كه دريابد وضعيت موجود كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي در دانش آموزان راهنمايي چگونه است؟

هدف كلّي: بررسي مقايسه وضع موجود و وضع مطلوب كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي در مقاطع راهنمايي

اهداف جزئي:

 

1-بررسي ميزان استفاده از وسايل آموزشي در تدريس توسط معلّمان

 

2-بررسي ميزان آشنايي معلمان با روش هاي فعال آموزشي

 

3-بررسي تأثير استفاده از وسايل كمك آموزشي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان

 

4-بررسي ميزان تأثير وسايل كمك آموزشي بر ايجاد علاقه و انگيزه در دانش آموزان

 

5-بررسي تأثير آگاهي معلمان در كاربرد وسايل كمك آموزشي

 

6-بررسي ميزان همكاري مديران و عوامل اجرايي مدرسه با معلّمان در استفاده از وسايل كمك آموزشي

 

7-بررسي ميزان ابزارهاي موجود آموزشي در مدرسه

 

اهميّت و ضرورت مسأله:

بي شك آينده هر جامعه اي كه به كيفيّت و كارآيي آموزش و پرورش آن كشور بستگي دارد «از اين روي هر چه كارآيي و بهره دهي برنامه هاي آموزشي موثر برتر و مفيد تر باشند جامعة فردا سلامت و سعادت بيشتري خواهد يافت» (يغما، ص 3)

 

از آن زمان كه توجه بشر به مسئلة آموزش و پرورش و يادگيري در قالب استفاده از مطالب چاپي جلب شد روش آموزش بر پاية سخنراني از طرف معلمان و گوش دادن و يادداشت برداشتن و حفظ كردن براي دانش آموزان به دليل تكامل مداوم و روزمرة دانش بشري موجبات خستگي و نارضايتي را فراهم آورد و آثار اين خستگي در آنها كاملاً پيدا بود. بديهي است ادامة چنين وضعيتي نمي توانست و نمي تواند دوام داشته باشد و اين روش نمي تواند جوابگوي نيازها و ضرورت هاي دانش آموزان باشد، به همين جهت است كه دگرگوني هاي آموزش و پرورش پابه پاي تغييرات در زمينه هاي ديگر تحقيق و ابزارها و وسايل و مواد كمك آموزشي در خدمت اين ضرورت و احتياج قرار گرفت. شاگردان مدارس در خارج از كلاس درس در جريان فراگيري ناخودآگاه قرار مي گيرند. معلّمان اكنون در برابر شاگرداني آنقدر آگاه قرار دارند كه پاسخ دادن به سئوالات آنان بدون مطالعة عميق و آگاهي كامل ميسّر نمي باشد. مسئولان آموزش و پرورش و معلّمان باتجربه در كنار هم ضرورت شناخت و استفاده از ابزار و وسايل كمك آموزشي براي يادگيري دروس به دانش آموزان بيش از هر چيز و هر زمان ديگر درك و احساس كرده اند. امروزه وقتي صحبت از حرفة معلّمي مي كنيم هرگز انتظاراتي نداريم كه از يك علاقة كاذب سخن گفته باشيم بلكه از فردي صحبت مي كنيم كه فراهم كنندة هرچه بيشتر امكانانت و گردآورندة تمام وسايل ممكن براي يادگيري است، كسي كه سعي مي كند بداند علم از كجا و با چه روشي و مسائلي آسانتر و بهتر مي توان ياد داد و آموخت.

.

سئوالات پژوهش:

ميزان سهولت انتقال مطالب درسي به دانش آموزان با استفاده از وسايل كمك آموزشي تا چه اندازه است؟-1

 

2-ميزان آشنايي معلمان با روش هاي فعال آموزشي تا چه اندازه است؟

3-ميزان استفادة معلمين از وسايل كمك آموزشي در تدريس تا چه اندازه است؟

4-تأثير ميزان آگاهي معلمين در كاربرد وسايل كمك آموزشي چگونه است؟

5-تأثير استفاده از وسايل كمك آموزشي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان چگونه است؟

6-ميزان تأثير وسايل كمك آموزشي بر ايجاد علاقه و انگيزه در دانش آموزان تا چه اندازه است؟

7-بين استفاده يا عدم استفاده از مواد و وسايل كمك آموزشي در امر تدريس از نظر ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان چه تفاوتي وجود دارد؟

بين روش هاي ارزشيابي و استفاده از وسايل و ابزار كمك آموزشي چه رابطه اي وجود دارد؟ 8-

 

9-بين ميزان همكاري مديران و عوامل اجرايي مدرسه در استفادة معلمان از وسايل كمك آموزشي چه رابطه اي وجود دارد؟

ميزان امكانات و ابزارهاي موجود كمك آموزشي در مدارس تا چه اندازه اي است؟ 10-

 

11-تأثير استفادة معلمين از وسايل كمك آموزشي بر روابط بين آنان و دانش آموزان چگونه است؟

 

پیشینه  تجربی:

گنجاندن آموزش فناوري در جدول برنامة درسي تاريخچه اي كوتاه دارد و سابقة آن از دهة 1990 فراتر نمي رود، انگلستان، ژاپن و آمريكا پيش قراولان طي اين طريق بوده اند و بسياري از كشورهاي اروپايي و بعضي از كشورهاي آسيايي چون كره، هندوستان و مالزي نيز امروزه به نوعي آموزش فناوري و تكنولوژي آموزشي را در مجموعه برنامه هاي درسي مدارس خود لحاظ كرده اند، گسترده ترين تلاش در اين زمينه از آن «انجمن بين المللي آموزش فناوري» است كه از سال 1994 با اجراي «پروژة فناوري براي همة آمريكايي ها» به تهيه و تدوين بنيادهاي فلسفي و منطقي ارائة برنامه و نيز پيشنهاد چارچوب استانداردها و بالاخره محتواي آموزش فناوري در سطوح گوناگون تحصيلي پرداخته است.

 

1- خلخالي (1355) در يك بررسي در مورد كتابهاي علوم دورة راهنمايي ضمن مقايسة اجمالي برنامة درسي علوم تجربي كشورهاي آمريكا و انگلستان به اين نتيجه رسيده است كه زمان آموزش برخي از مفاهيم علمي كتابهاي علوم دورة راهنمايي در ايران، با زمان فراگيري همان مفاهيم در برنامه هاي درسي آمريكا و انگلستان مغايرت دارد.

 

يعني در كشورهاي ياد شده اين مفاهيم به گروه هاي سني بالاتري آموخته مي شود وي در ادامة مطالعات بررسي خود تعدادي از مشكلات معلمان را در انتقال مطالب كتاب به دانش آموزان اين گونه بيان داشته است.

 

الف- نداشتن امكانات آزمايشگاهي ب- زياد بودن تعداد دانش آموزان ج- كم بودن زمان آموزش و زياد بودن حجم محتوا

 

وسايل كمك آموزشي عامل افزاي بازدة آموزشي از لحاظ كمي و كيفي است و نيز اينگونه وسايل عامل عينيّت بخشيدن به محتواي دروس مي باشد. (ادگارديل1، 1969، به نقل از احديان، 1364)

 

معلمين نيز طرفدار استفاده از روش هاي فعال در تدريس علوم هستند و اين روش ها پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را ارتقا مي دهد (روبرت ال. هارتشورن ورامونا ال. نكسون2 (1990))

 

معلمين علوم تجربي به روش هاي علمي و فناوري توجه نشان نمي دهند و اين مطلب بيانگر مشكلات زياد روش تدريس علوم تجربي است كه از طريق آموزش هاي مداوم و كارگاه هاي روش تدريس برطرف مي شود (حميدارتي پنيار و عمرگيان3 1996)

 

به دلايل متعدّد و متنوّع فرهنگي، آموزشي، اقتصادي و حتي سياسي ورود فناوري به آموزش به منظور ايجاد قابليت هاي فناورانه و آماده كردن دانش آموزان، براي مشاركت موفقيت آميز در اخذ تصميمات براي استفاده از فناوري، گرايش تعليم و تربيت براي منظور كردن طرح هاي فناوري در برنامه هاي درسي و برنامه هاي آموزش مدرسه اي را بيش از پيش ضروري مي باشد. (گاستافسون4 ماروول و داون 1999)

 

منطق ارائة برنامه هاي آموزشي مبتني بر فناوري، متكي بر آرا و عقايديست كه بر نياز دانش آموزان به برخورداري از تجربيات كلاسي در استفاده از فناوري براي حل مسائل آموزشي و جستجوي راه حل هاي عملي و كاربردي براي حلّ مسائل تأكيد دارد. اين منطق تهيه برنامه هايي شامل اطلاعات و آگاهي هاي لازم دربارة دانش و مهارت هاي لازم براي حمايت و تأمين اعمال و فعاليت هاي مبتني بر فناوري را توصيه مي كند (آموزش و پرورش آلبرتا5، 1996، انجمن ملي تحقيقات آموزشي، 1996)

 

تعيين نيازها، برنامه ريزي براي تأمين نيازها و ارزيابي نتايج با استفاده از مدلهاي حل مسأله، برخي از مهارت هاي فنّاورانه اند كه بايد در برنامه هاي آموزشي مدارس لحاظ شوند (جانسي 1995، ليتون 1993)

 

برنامه ريزان درسي بايد بپذيرند كه فقط از طريق ارائة برنامه هاي آموزشي غني –با هدف توليد اطلاعات و مهارت هاي لازم مي توان دانش آموزان توانمند در استفاده از فناوري و قابل و توانا براي حل مسائل فناورانه را تربيت كرد. (كيمبل و استيبل و گرين 1996 و ليتون 1993)

 

از آنجا كه فناوري در جامعة امروز امري بسيار مهم است، ضرورت دارد كه هر فرد از سواد فناوري به ميزان لازم برخوردار شود و نيز از آنجا كه هدف از آموزش فناوري ارائة دانش و اطلاعات فناوري به عنوان بخشي از آموزش هاي رسمي و پايه اي براي همة مردم است مدرسه مناسبترين مكان براي ايجاد و گسترش سواد فنّاوري است. (يغما، عادل، 1380)

 

دانش آموزان در محيط هاي غني تكنولوژي در تمام حوزه هاي اصلي موضوعي اثرات مثبت محيط را در پيشرفت تحصيلي خود تجربه كرده اند. دانش آموزان در محيط هاي غني تكنولوژي از طريق آموزش با فناوري سطح بالا، پيشرفت فزاينده اي در دوره هاي تحصيل داشته اند. (جي سيوين- كاچا6 1988)

 

براي به نتيجه رسيدن در تجربقه هاي جديد يادگيري به سطح بالاتري از استدلال و قدرت حل مسئله نياز است. كاربرد تكنولوژي آموزشي اثر مثبتي بر نگرش دانش آموزان دارد و به تغيير شيوه هاي تدريس در جهت مشاركت، كار گروهي بيشتر و سخنراني كمتر معلم در كلاس درس مي شود. (بيكر، گيرهارت و هرمن7 1994)

 

براي مادة درسي در هر پاية تحصيلي يك كتاب درسي، تأليف و توزيع مي شود. معلمان با استفاده از شيوه هاي تدريس و امكانات آموزشي سعي دارند از طريق انتقال محتواي اين كتابها، معرفت و بينشهاي جديدي در دانش آموزان ايجاد كنند دانش آموزان نيز از طريق خواندن، فهميدن و درك محتواي كتابها به حقايقي پي مي برند كه در صورت به كارگيري آن اطلاعات مي توانند كيفيت زندگي خود را بهبود ببخشد.. (يارمحمديان، 1377

 

پیشینه نظری:

از ارسطو تا جان ديوئي خطر استفاده از كلمات و لغات به تنهايي در تدريس، به كار بردن لغات بدون توجه به معاني آنها و فراگيري مفاهيم از راه حفظ كردن، هميشه يادآوري و تأكيد شده است (رشيد پور، 1350، ص 26)

 

يادگيري امري بسيار پيچيده است و مستلزم دخالت عوامل متعدّد است. امر يادگيري در كلاس به طور اخص داراي اهميّت و حساسيّت بيشتر است و محيط كلاس به سبب تفاوت اساسي با محيط بيروني نيازمند دقت و توجه فراوانتر است. در كلاس درس عوامل متعددي از جمله وضع جسمي، روحي، علمي و شخصيّتي معلم- فضاي آموزشي و وسايل كمك آموزشي و... در امر يادگيري دخالت دارند. در بين اين عوامل وسايل كمك آموزشي به دليل اينكه تئولي و عمل را توأم و هماهنگ مي سازد جايگاه ويژه اي دارد و دانش آموزان مي توانند مطالب مطرح شده را با استفادة معلم از وسايل كمك آموزشي در ساخت شناختي خود جاي دهند و به يادگيري معناداري نائل شوند. (احديان، محمد، مقدّمات تكنولوژي آموزشي، نشر بشر، چاپ هفتم، 1371

 

روش تحقیق: 

در اين تحقيق از روش توصيفي استفاده شده است و مي دانيم كه پژوهش توصيفي مانند عكسبرداري از ابعاد گوناگون يك ارگانيسم يا يك پديده عيني است و پژوهشگر در اين گونه تحقيقات سعي مي كند تا آنچه هست را بدون هيچگونه دخالت يا استنتاج ذهني گزارش دهد و نتايج عيني از موقعيت بگيرد موضوع تحقيق مورد نظر چون با تحقيق توصيفي متناسب است و همچنين تحقيق توصيفي هزينه و دقت كمتري را مي طلبد به همين دليل اين روش انتخاب گرديد

.

روش جمع آوري اطلاعات: پژوهش مذكور دربارة تأثير و كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي بر روي يادگيري دانش آموزان در مقاطع راهنمايي و به دليل محدوديّت امكانات، بخش عمده اطلاعات از طريق پرسشنامه جمع آوري شده است چون عملي تر و آسانتر است.

 

ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه مي باشد (دانش آموزان، معلمان) و گروه آزمودني معلمان و دانش آموزان راهنمايي مدارس رويش و مهر مي باشند براي اجراي پرسشنامه پس از هماهنگي با مسئولين ادارة كل آموزش و پرورش نيشابور به مدارس مذكور مراجعه شد. پس از آگاه نمودن مسئولين نسبت به انجام تحقيق و موضوع تحقيق و رشتة تحصيلي و اينكه پژوهش فعلي گامي در جهت شناخت بيشتر امكانات و وسايل و مواد آموزشي مي باشند. تعداد 2 پرسشنامه زير نظر استاد راهنما تهيه شده بود به معلمان و دانش آموزان داده شده و همچنين باعث شد كه معلمان را آگاه نموده و اينكه هدف از تكميل پرسشنامه آگاهي از مشكلات و خواسته هاي آنان است را به آنها بگوييم و ما بدان منظور بتوانيم پاسخ درست و دقيقي به دست بياوريم.

 

1-مواد و وسايل كمك آموزشي: عبارتست از كلية وسايلي كه معلم را بر نحوة تدريس بهتر كمك مي كند از قبيل چارت، پوستر، گچ رنگي

 

2-ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان: عبارتست از ميزان رسيدن به اهداف آموزشي مورد نظر از پيش تعيين شده كه از طريق دادن پرسشنامة پيشرفت تحصيلي به دانش آموزان مي توان به پيشرفت تحصيلي آنها پي برد.

 

3-وسايل سمعي و بصري: شامل مواد ديداري و شنيداري مثل راديو، تلويزيون، ضبط، فيلم و غيره كه معلّم را در امر آموزش ياري مي كنند.

 

4-ارزشيابي: به معني داوري و قضاوت دربارة عملكرد فراگيران به منظور تشخيص نقاط قوّت و ضعف كه معلّم با استفاده از آزمون و استفاده از روش هاي مختلف جمع آوري اطلاعات عملكرد هر يك از فراگيران كلاس خود را ارزيابي مي كند.

 

5-خلّاق: به معني آفريننده، ابداع و ابتكار مي باشد كه شاگرد با قرار گرفتن در يك موقعيّت آموزش مناسب و با استفاده از حسّ كنجكاوي و ابزار مناسب مي تواند استعدادهاي نهفتة خود را شكوفا نموده و به پديده هاي جديد دست يابد

 

موضوع دوم                                                                                                                                        1 - رابطه بين تعداد و فاصله فرزندان در خانواده و پيشرفت تحصيلي آنان در مقطع متوسطه دبيرستانهاي منطقه 10

 

مقدمه وبیان مسئله:

امروزه تعليم و تربيت از دشوارترين ، ظريف ترين و پرثمرترين امور انساني است و امري پرفرح و پرارج و وقت گير  به شمار مي آيد كه ثمره نهايي آن دير به بار مي نشيند . رسالت آموزش و پرورش ايجاد تغييرات مطلوب در نگرش ها ، شناخت ها ، و رفتار انسانهاست در اين امر والدين و مربيان نقش بسيار مهم و اساسي به عهده دارند درتمامي نظريه هاي تربيتي خانواده و والدين هسته اصلي آْموزش و پرورش مي باشند و به ويژه در عصر تحقيقات فن آوري و انفجار اطلاعات و غيره مي باشند و مهمترين نقشي كه والدين مي توانند در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان داشته باشند ايجاد محيطي آرام و مساعد براي مطالعه و انجام دادن تكاليف است همچنين نحوه ارتباط آنان با فرزندان ارتباط دانش آموز با خواهران و برادران نيز از عوامل تاثيرگذار به پيشرفت يا افت تحصيلي يكي از معضلات موجود نظام آموزشي و پرورشي هر كشوري است زيرا اين امر سبب مي شود كه هر ساله ميلياردها تومان از بودجه كشوراز اين طريق از دست رود و تعداد كثيري از نيروهاي بالقوه انساني از پرورش و تربيت صحيح باز مانند . بنابراين  علل و عوامل اين افت و راههاي مقابله با آن يكي از مهمترين وظايف نظام آموزشي و پرورشي در هر كشوري است . هيچ كس نمي تواند منكر اهميت تعليم و تربيت و برنامه صحيح آموزشي و فرهنگي در پيشرفت و ترقي مملكت و همچنين شكوفا شدن نسل جوان باشد.

سوالات پژوهشی:

تحقيق حاضر از بين عوامل خانوادگي موثر در پيشرفت تحصيلي بررسي عامل فاصله سني و تعداد فرزندان مي باشد لذا طرح حاضر سعي بر آن دارد كه به سوالات زير پاسخ دهد .

1-   آيا بين تعداد فرزندان در خانواده با پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد ؟

2-   آيا آموزش خانواده ها در جهت كنترل جمعيت و فرزند كمتر موثر واقع مي شود  ؟

3- آيا بين تعداد فرزندان و ايجاد محيطي گرم و صميمي در خانواده با پيشرفت تحصيلي فرزندان رابطه وجود دارد ؟

4- آيا درخانواده هاي پر فرزند بهبود وضع اقتصادي ، مالي و رفاهي خانواده ها و معلمان در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تاثير مي گذارد ؟

5- آيا در خانواده هاي پرفرزند عامل فاصله سني بين فرزندان و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد ؟

 

اهميت تحقيق

اهميت و نقش نهاد خانواده به عنوان اولين جايگاه اجتماعي كودك براي همگان آشكار است . والدين به عنوان مهمترين اعضاء اين نهاد كه در تماس دائم با كودك هستند و دنياي او را مي سازند . والدين مي -تواننند با اعمال درست و به موقع روش هاي مناسب تربيتي كودكاني اجتماعي ، موًدب ، متدين و با انگيزه براي پيشرفت تحويل جامعه دهند و در خانواده هاي پرجمعيت والدين در تربيت فرزندان كشمكش هاي زيادي باهم خواهند داشت نه تنها والدين بلكه بيشتر زيان ها نصيب فرزندان خواهد شد. تعداد فرزندان ، رابطه آنها در خانواده اهميت پيدا خواهد كرد. زيرا در خانواده هايي كه تعداد فرزندان زياد باشد سرپرستي و تربيت آنها و رسيدگي به آنها مشكل دار خواهد بود . ميزان تاًثيري كه خواهران و برادران در شكل گيري شخصيت و رشد اجتماعي كودك دارند به عواملي از قبيل جنسيت كودك جنسيت خواهر و برادران ، چندمين فرزند خانواده بودن ،فاصله سني با خواهر و برادران ، مجموعه تعداد كودكان در خانواده و تربيت خانواده بستگي دارد .

اهداف تحقيق

1- اهداف اصلي : دستيابي به اينكه بين فاصله و تعداد فرزندان در خانواده و پيشرفت تحصيلي آنها در مقطع متوسطه رابطه وجود دارد .

اهداف فرعي

1-   ارائه پيشنهاداتي به خانواده ها جهت كنترل تعداد فرزندان در خانواده .

2-   يافتن راههاي ترقي در جهت بالا بردن كيفيت آموزش و يادگيري .

3- يافتن راه حل هاي مناسب درجهت بالا بردن سطح آگاهي والدين به منظور كمك به فرزندانشان در امر يادگيري .

4-   بررسي عوامل افت و يا علل ضعيف بودن دانش آموزان .

5- شناخت راه حل هايي مناسب جهت از بين بردن و يا تقليل افت تحصيلي دانش آموزان .

6-   شناسايي و دسته بندي علل موفقيت تحصيلي دانش آموزان مقطع متوسطه .

فرضيه هاي تحقيق

1-   هرچه تعداد فرزندان در خانواده كم باشد پيشرفت تحصيلي بيشتر مي شود .

2-   هر چه تعداد فرزندان در خانواده زياد باشد پيشرفت تحصيلي كمتر خواهد بود .

3- در خانواده هاي پرجمعيت با بهبود وضع اقتصاديشان سطح پيشرفت تحصيلي فرزندان بهترخواهد بود.

4- هرگاه محيط خانواده محيطي گرم و صميمي باشد پيشرفت تحصيلي فرزندان نيز بالا خواهد بود.

 

روش تحقيق

نظر به اينكه مطالعه حاضر از نوع پژوهش هاي كاربردي است و به منظور آگاهي به عوامل و نتايج ناشي از افت تحصيلي در اين تحقيق از روش زمينه يابي (علي پس از وقوع ) استفاده شده است و روش علي مقايسه اي با روش هاي پس رويدادي بخصوص هنگامي كه با يك علت خصيصه اي غير قابل دستكاري مانند جنسيت مواجه هستيم و با نوعي گذشته نگري سعي داريم از معلول به علت احتمالي پي ببريم در چنين پژوهشي با يك يك رابطه آماري بين متغير مستقل و وابسته وجود داشته باشد .متغير مستقل قبل از متغير وابسته حادث شده باشد امكان فراهم كردن يك رابطه علي بين متغيرهاي مورد پژوهش نيز وجود داشته باشد .

مریم کاشانی اصلاحات و5موضوع انتخابی

1--بررسی رابطه بین تعداد و فاصله فرزندان در خانواده و پیشرفت تحصیلی آنان در مقطع متوسطه:

علت:تعداد فرزندان و همچنین فاصله سنی بین آنان باعث می شود که خانواده ها کمتر به فرزندان خود رسیدگی و توجه داشته باشند به همین علت فرزندان دچار افت تحصیل می شوند.

2-بررسی موانع کاربردوسایل و مواد کمک آموزشی در مدارس راهنمایی:

علت:  امروزه وسايل كمك آموزشي ، اعم از ساده يا پيچيده ، به عنوان ابزاري براي ايجاد تسهيل در امر تدريس و يادگيري در نظامهاي آموزشي به كار مي روند . اين وسايل از حيث اينكه تئوري و عمل را با هم تركيب كرده ،باعث ماندگاري يادگيري و تنوع بخشي در كلاس درس شوند ، داراي اهميت هستند.

.3-بررسی تاثیر موسیقی درمانی بر مهارتهای حسی-حرکتی کودکان عقب مانده ی آموزش پذیر و تربیت پذیر:

علت: تأثير موسيقي بر اعصاب و حس حركتي به مفهوم علمي و تجربي آن با گذر از تاريخي كهن و افسانه اي ، سرانجام با كوله باري از دانش و تجربه به عنوان رشته علمي و دانشگاهي به ثمر نشست و نيروي سيال و سحر انگيز موسيقي همگام با دانش پزشكي و روان شناسي به زندگي بشر نشاط ، سلامت و انرژي بيشتري مي بخشيد .

4-تاثیر رنگها در فضای مدرسه در میزان یادگیری دانش آموزان منطقه 9 تهران:

علت:رنگ عاملی است نیرومند که می تواند بر انگیزد یا تسکین بخشد به هیجان آورد یا آرامش دهد، حسّی از گرمی یا سردی ایجاد کند.آزاد سازد یا خوشایند باشد،احساساتی نفسانی پدید آورد یا موجب تعالی معنوی گردد.

5-بررسی عوامل موثر در کاهش میزان علاقه دانش آموزان به ادامه تحصیل در مدارس راهنمایی منطقه 9 تهران:

علت:بعضي از افراد اصطلاح رو گرداني از مدرسه و درس را نا تواني بيان كرده اند كه در آنها از علل عاطفي درون كودك ريشه مي گيرد ولي اين اصطلاح عوامل خارج از كودك ويا به عبارت ديگر عوامل موجود در روابط خانوادگي ومحيط مدرسهرا نيز در بر مي گيرد.

راضیه حاجیلو کلاس 14-16:30 اضافه کردن فرضیه

۱- علل بالا رفتن سن ازدواج و پيامدهاي ناشي از آن در مطقه یک تهران

ازدواج واقعه‌اي اجتماعي، زيستي و فرهنگي است كه به دليل نقش بنيادين آن در تشكيل خانواده از اهميت بسزايي برخوردار است. بطوريكه پايندگي گروه و زندگاني كمي ‌و كيفي نسلهاي متوالي بستگي دارد. ازدواج يكي از نهادهاي اجتماعي است كه براي انجام وظايف خانواده بوجود آمده است. يعني توليد نسل، پرورش كودكان، انتقال فرهنگ و وسيله‌اي براي ايجاد نظم در روابط افراد. هر جامعه‌اي در مورد شكل و ابعاد پيوند جنسي قوانيني دارد و سن شروع پيوند جنسي نيز تابع اين قوانين است كه معمولاً در كشورهاي مختلف بين 13 تا27 سال متغير است.

سن قانوني ازدواج در ايران 13 سال براي دختران و 15 سال براي پسران است. آمار و ارقام بيانگر اين است كه ازدواج زنان و مردان در گسترده سني 35 -12 سال براي زنان و 40-15 سال براي مردان در نوسان است. از سال 1345 به بعد بتدريج متوسط سن ازدواج زنان در ايران افزايش يافت و به 4/18 سال در سال 1381 رسيد.

الگوي سني ازدواج در ايران براساس باور مردم به اينگونه است كه شوهر بايد از زن بزرگتر باشد و ميزان تفاوت سني از 5 تا 10 سال را لازم مي‌دانند. آمارهاي موجود نشان مي‌دهد كه بين سن ازدواج زوجين در سال 1345، 6/6 سال و درسال 1381، 8/2 سال اختلاف وجود داشته‌است. افزايش سن زنان در ازدواج و عدم تغيير در سن ازدواج مردان از اختلاف سني زوجين كاسته است. در ضمن با افزايش ميانگين سني ازدواج زنان فاصله اختلاف سني زوجين با كاهش بيشتر همراه است.

بين سن ازدواج سواد، تحصيلات، قوميت، محل سكونت در شهر و روستا و بطور كلي پايگاه اقتصادي اجتماعي افراد ارتباط وجود دارد. همچنين ساختمان سني جمعيت (عدم تناسب بين زنان و مردان ازدواج نكرده) از عوامل تاثيرگذار بر تغييرات سن ازدواج در ايران است.

سوالات اصلی تحقیق

۱- افزایش سن ازدواج رابطه ای با نبود خواستگار مناسب دارد

۲- افزایش سن ازدواج رابطه ای با بالا بودن سطح توقعات خانواده ها و دختران وجود دارد

۳- بالا رفتن سن ازدواج رابطه ای با سختگیری والدین دارد

۴- بالا رفتن سن ازدواج رابطه ای با محدودیتهای قومی و مذهبی دارد

۵- بالا رفتن سن ازدواچ با رابطه ای با تجربه بد اطرافیان در ازدواج دارد

مباني نظري و پیشینه تحقیق

مقدمه

خانواده اولين و مهمترين نهاد اجتماعي است. خانواده نهادي است كه در طول تاريخ و در هر جامعه شكل ساخت، كاركرد يا كنش معين داشته است. آنتوني گيدنز[1] مي‌گويد: "نهادهاي اجتماعي وسيله پيوند زندگي اجتماعي هستند. آنها ترتيبات اساسي زندگي كه انسانها در كنش متقابل با يكديگر پيدا نموده و از طريق آنها در طول نسلها تداوم مي‌يابند را فراهم مي‌كنند" (گيدنز، 1373، 411).

خانواده گروهي از افراد است كه با ارتباطات خويشاوندي پيوند يافته‌اند و اعضاي بزرگسال آن مسئوليت مراقبت از كودكان را بر عهده دارند.پيوندهاي خويشاوندي، ارتباطات ميان افراد است كه يا از طريق ازدواج و يا از طريق تبار كه خويشاوندان خوني (مادران، پدران، فرزندان، پدر بزرگ و مادر بزرگها) را با يكديگر مرتبط مي‌سازد بوجود مي‌آيد. ازدواج مي‌تواند به عنوان پيوند جنسي از نظر اجتماعي به رسميت شناخته شده و پسنديده بين دو فرد بزرگسال تعريف شود (گيدنز،1373، 413-411).

مباني نظري

آلن ژيراد[2] مي‌گويد: "در بين تمامي‌مراسم، آداب و حوادث اساسي زندگي انسان، ازدواج از اهميتي بسزا برخوردار است، هم از نظر فرد، هم از ديدگاه زيستي و هم از نظر اجتماعي. هيچ نهادي نيست كه همانند آن جهاني و از نظر غايت ثابت و پايدار باشد. از اينرو هيچ نهادي همانند آن تحت تاثير دگرگونيهاي اجتماعي قرار نمي‌گيرد" (ميشل، 1354، 151).

ازدواج را مي‌توان از ديدگاههاي مختلف مورد مطالعه قرار داد.بهمين جهت تعاريف متفاوتي براي ازدواج ارائه شده است:

"ازدواج را گاه رسم و گاه نهاد اجتماعي خوانده اند و به پيوند جسماني و اشتراك در زندگي ميان مرد و زن اطلاق مي‌شود كه به موافقت قانون يا عرف يا دين حاصل مي‌گردد" (ميشل، 1354، 138).

كارلسون[3] در اثرش تحت عنوان ”انطباق پذيري و ارتباط ازدواج“ اين تعريف را از ازدواج بدست مي‌دهد: "ازدواج فرآيندي است كه كنش متقابل بين دو فرد. يك مرد و يك زن كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيده‌اند و مراسيم براي برگزاري زناشوئي خود برپا داشته‌اند و بطور كلي عمل آنان مورد پذيرش قانوني قرار گرفته است" (تيلر، 1368، 81).

سن شروع پيوند جنسي (ازدواج) در جوامه مختلف و بين زن و مرد كاملا فرق مي‌كند. عوامل موثر در سن ازدواج عبارتند از: سن بلوغ، مقررات ديني و مذهبي، آداب و سنن و فرهنگ جامعه، قوانين و مقررات اجتماعي، وضع اقتصادي، نوع شغل، ميزان تحصيلات و جنس فرد. عامل مهم ديگري كه در سن ازدواج موثر است نظام خانواده است. در جوامعي كه ”نظام خانواده گسترده“ شايع است سن ازدواج معمولاً پايين است.در اين نظام كه مسئوليت تربيت فرزندان بين همه اعضاي خانواده مشترك است بچه‌ها به آساني مورد قبول قرار مي‌گيرند، بر عكس در جوامعي كه هنجار آن، خانواده هسته اي است مسئوليت بزرگ كردن فرزندان عمدتاَ بر دوش والدين بوده و ازدواج آنقدر به تاخير مي‌افتد تا فرد بتواند از عهده اين مسئوليتها برآيد.

بنابراين مي‌توان گفت كه سن ازدواج از بسياري از عوامل اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي تبعيت مي‌كند. معمولا در اغلب جامعه ها براي مردان و زنان با توجه به شرايط جسماني، سن بلوغ و موازين عرفي و مذهبي، حداقل سن براي ازدواج تعيين مي‌شود كه قبل از رسيدن به آن براي هر دو جنس ازدواج قانوني ممنوع است.

هوارد تيلر[4] مي‌گويد: با توجه به اينكه يكي از عوامل اصلي ازدواج كشش جنسي است. بنابراين عامل بلوغ در آن نقش اساسي دارد و ازدواج در اكثر موارد پس از سن بلوغ انجام مي‌شود. سن متوسط بلوغ براي افراد از كمي‌بيش از 12 سال تا 17 سال تغيير مي‌كند. او در ادامه مي‌افزايد "البته شواهد نشان مي‌دهد كه نوسان سني فوق بين جمعيتهاي مختلف داراي مباني وراثتي است، ولي بطور كلي سن متوسط بلوغ در برخي از جوامع زودتر فرا مي‌رسد و در برخي ديرتر. اين نوسانات عموما متناسب با وضع تغذيه و استانداردهاي زندگي در ارتباط است" (همان: 81).

البته بايد اشاره كرد سن شروع بلوغ هميشه به اين مفهوم نيست كه زن بلافاصله بعد از آن مي‌بايست ازدواج نمايد. آلن ژيراد مي‌نويسد: ”آگاهيهاي جمعيت‌شناسانه در باره سن همسران به هنگام ازداج بسيار مفيد است. مي‌دانيم كه بيشتر اوقات افراد هنگامي با هم پيوند زناشويي مي‌پيوندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند" (به نقل از ساروخاني، 1370، 52).

دوبله سي‌لوگينل[5] خاطر نشان مي‌سازد: "در رژيم قديم هرچه سطح زندگي پايين‌تر بود سن ازدواج دختر عثب‌تر مي‌رفت ولي در سن ازدواج مردان تاثيري نداشت. از طرف ديگر هنگام بحران و كمي‌محصول، سن در طبقات فقير از دو حال خارج نبود، يا دخترها خيلي زود شوهر مي‌كردند و يا اصلاً شوهر نمي‌كردند.او نتيجه مي‌گيرد كه وقتي سطح زندگي اقتصادي – اجتماعي پايين بيايد روز به روز تعداد زنهايي كه از شوهرانشان مسن‌تر هستند بيشتر مي‌شود" (ميشل، 1354، 142).

بررسي هالينگشيد[6] به نام ”همبستگي سن ازدواج“ كه ميان سالهاي 49-1341 در شهر نيوهاون انجام شد نشان مي‌دهد كه در ازدواج ميان دو فرد مجرد، زنان نسبت به مردان در سن كمتري ازدواج مي‌كنند اما در مواردي كه مرد براي نخستين بار و زن براي دومين بار ازدواج مي‌كند. شوهر معمولا جوان‌تر است و اختلاف سني ميان او و همسرش آشكارتر خواهد بود. با اين حال فاصله سني ميان دو همسر هنگامي‌محسوس‌تر مي‌شود كه هر دوي آنها در زناشويي دومشان باشند و سن شوهر ميان چهل و پنجاه سال قرار داشته باشد (به نقل از ساروخاني، 1370، 52).

همچنين باميستر[7] و همكارانش از بررسي خود به نتايج زير رسيده‌اند:

الف- مردان مايلند با زنان جوان‌تر از خود ازدواج كنند

ب- هر قدر شوهر به هنگام ازدواج مسن‌تر باشد، اختلاف سني ميان او و همسرش به طور متوسط بيشتر خواهد بود (به نقل از ساروخاني، 1370، 52).

آشفته تهراني در مقاله آمارهاي زيستي در ايران و جهان مي‌نويسد:”هرچه ازدواج بين زنان و مردان در سنين پائين‌تر و نزديكتر به سن بلوغ صورت گيرد پيشرسي ازدواج در آن جامعه بيشتر است. در بيشتر كشورهاي توسعه نيافته زنان كمتر از20 سال به زناشوئي و فرزندزائي مي‌پردازند و حال آنكه در جامعه‌هاي پيشرفته سن زناشوئي به منظور به تاخير انداختن باروري حتي به بعد از 35 سالگي نيز مي‌رسد(آشفته تهراني، 1375، 115).

تيلر در كتاب باروري و جمعيت مي‌نويسد: هر جامعه‌اي در مورد شكل پيوند جنسي قوانيني دارد اين قوانين عمدتاً در مورد سن ازدواج وضع شده اند.بيشتر جوامع سن يا دوره سني خاصي را براي ازدواج زن و مرد مناسب مي‌شناسند. سن قانوني ازدواج در كشورهاي مختلف معمولا بين 13 تا 27 سال متغير است (تيلر، 1368،58).

بهنام در كتاب مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي ايران (1348، 156)با استفاده از اطلاعات سرشماري سالهاي 1335-1345 به بررسي روند تحولات سن ازدواج در ايران و عوامل موثر بر آن پرداخته است. وي در بررسي خود به اين نتيجه رسيده كه ازدواج در ايراني بر اثر تحولات ژرفي كه در اوضاع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي اين سرزمين صورت گرفته است مرحله انتقالي را طي مي‌كند و مشخصات قبلي آن دستخوش دگرگوني شده است، چنانكه تمايلي به مشابهت با خصوصيات ازدواج در جامعه هاي صنعتي پديد آمده است. وي با استفاده از آمار مربوط به وضعيت ازدواج به تفكيك جنس در جمعيت 15 سال و بالاتر به اين نتيجه رسيد كه عموميت ازدواج در بين زنان و جمعيت روستا نشين بيش از مردان و افراد شهرنشين است. چنانكه در سال 1345، 94 درصد زنان و72 درصد مردان 29-25 ساله ازدواج كرده بودند.

وي اظهار مي‌كند "در گذشته به دليل آنكه طلاق معمول نبوده است، مهريه اندك پذيرفته مي‌شد اما از چندي بيش تاثير زندگي شهري و نامطمئن بودن آينده زنان بر ميزان مهريه افزوده است. سنگيني هزينه‌هاي مربوط به تهيه جهيزيه و مخارج سنگين جشن ازدواج اشكال ديگري است كه دايره همسرگزيني را تنگ‌تر مي‌كند و به دنبال آن سن ازدواج را به تاخير مي‌اندازد" (همان، 129). او در ادامه اضافه مي‌كند برخي از مشكلات مالي نيز بر اثر مقتضيات زندگي جديد پديد مي‌آيد. در گذشته به دليل وجود خانواده پدرسالار و گسترده، زوجهاي جوان بالافاصله بعد از ازدواج به منزل پدر داماد منتقل مي‌شدند (پدرمكاني) و با مشكلات هزينه مسكن مستقل مواجه نبودند. اما امروزه وضع اقتصادي و تفاوت و گاه تضاد سليقه»ها و عقايد ايجاب مي‌كند كه نسل تازه زندگي جداگانه‌اي (نومكاني) ترتيب دهند (همان، 154).

بهنام در ادامه مي‌گويد: "انتشار تعليمات متوسطه و عالي مانع از ازدواجهاي زودرس شده است طولاني شدن دوره تحصيل و ضرورت كسب تخصص و تامين ‌معاش زندگي و ايجاد توقعات اجتماعي جديد چون ميل به داشتن همسر با مدرك تحصيلي عالي و شغل معتبر از عوامل افزايش سن ازدواج در ايران است" (همان،156).

بهنام مي‌نويسد: در گذشته يكي از عوامل روي آوردن زنان به ازدواج، محروميت آنها از استقلال اجتماعي و اقتصادي بود. زن در زندگي زناشويي نه فقط به دنبال احترام و اعتبار اجتماعي و اقتصادي بوده است، بلكه گاهي نيز وسايل تامين زندگي مادي زنان جز در خانه شوهر فراهم نمي‌آمده است. همچنين به اعتقاد وي تغيير شيوه انتخاب همسر كه سابقاً از طريق والدين صورت مي‌گرفت تفاوت شيوه زندگي در مناطق شهري نسبت ه مناطق روستايي، رواج روزافزون سرگرميها و تفريحات بيرون از خانه و باب شدن روابط آزاد دو جنس كه در مناطق شهري رو به افزايش است و همچنين تنوع طبقات شغلي و اجتماعي از عوامل ديگري است كه بر افزايش سن ازدواج تاثير مي‌گذارد(بهنام، 1348، 157).

تحول سن ازدواج در ادوار گذشته در ايران

آقاجانيان در مقاله خود ”خانواده و تغيير آن در ايران“ درباره خصوصيات ازدواج و سن ازدواج در گذشته و تغييرات آن در ايران بيان مي‌كند ”ازدواج زودهنگام براي زنان و مردان ايران مرسوم بود. بر اساس گزارشهاي مسافران قرن نوزدهم به ايران، اغلب كودكان زمانيكه خيلي كوچك بودند نامزد مي‌شدند و بعد از گذشته چند سال ازدواج مي‌كردند.اگر چه چنين ازدواجهايي به طور كامل از بين نرفته است اما در مقايسه با شرح تاريخي ازدواج كودكان، سن واقعي و قانوني ازدواج افزايش يافته است" (آقاجانيان،1997، 12).

آقاجانيان و مهريار نشان دادند كه سن ازدواج طي دوره55-1346 افزايش يافته و معتقدند كه به دليل فشارهاي اقتصادي سن ازدواج به تعويق افتاده است (آقاجانيان و مهريار، 1997، 7). در ايران قديم، ازدواج عملي مذهبي محسوب مي‌شد و توسط مراكز مذهبي محلي ثبت ازدواج انجام مي‌گرفت. در سال 1309 ثبت وقايع حياتي (تولد، ازدواج، طلاق و مرگ) در راستاي ساير تغييرات انجام شده توسط حكومت رضا شاه عمومي‌شد.

همچنين توسط ماده 1041 قانون مدني كه براي اولين بار در سال 1314 به اجرا درآمد سن ازدواج وارد حوزه قانون مدني ايران شد. در اين قانون حداقل سن ازدواج براي دختران 15 سال و براي پسران 18 سال تعيين شد، ولي عليرغم تعيين سن قانوني براي ازدواج، تا اواسط قرن بيستم سن واقعي ازدواج همچنان پايين بود. در سال 1345، 47 درصد از زنان 19-15ساله ازدواج كرده بودند كه در سال 1355 اين رقم به 34 درصد تقليل يافت. بنابراين بعد از قرنهاي متمادي در دهه 1350، شاهد افزايش نسبي سن ازدواج زنان در ايران هستيم. آهنگ افزايش واقعي سن ازدواج براي زنان در دهه 1350 بسيار كم بود. در حقيقت درصد زنان ازدواج كرده 19-15 ساله از 34 درصد در سال 1355 به 5/23 درصد در سال1365 كاهش يافت ولي افزايش سن ازدواج در دهه 1370 قابل توجه بوده‌است. داده هاي بدست آمده از سرشماريهاي و آمارگيريهاي اخير نشان مي‌دهد كه سن ازدواج براي زنان با شدت بيشتري افزايش يافته است، بطوريكه درصد زنان ازدواج كرده 19-15 ساله در سال1348 به 18 درصد كاهش يافت.

يك مطالعه نمونه‌اي ملي (آقاجانيان، 1997، 15) در مورد سن ازدواج در ايران نشان مي‌دهد كه بيش از 50 درصد زنان متولد شده در سال 1331 تا سال1347 يعني قبل از رسيدن به سن 16 سالگي ازدواج كرده‌اند. سن قانوني در ايران تا سال 1353 براي زنان و مردان به ترتيب برابر 15 و 18 سال تعيين شده بود. پس از دي ماه 1353 براي هماهنگ كردن قوانين ازدواج با سياست كنترل مواليد، اين حداقل به ترتيب 18 سال و 20 سال براي زنان و مردان افزايش يافت. اما بعد از انقلاب براي تبعيت از احكام اسلامي، اين حداقل به 13 سال براي زنان و 15 سال براي مردان كاهش يافت.

دكتر بهنام در كتاب جامعه شناسي خانواده مي‌نويسد "يكي از ويژگيهاي ازدواج از زاويه سن زوجين، در ايران پراكندگي آنست. آنچنان كه بازيابي هنجاري مشخص به دشواري امكان پذير است. به عبارت ديگر ازدواجهاي زودرس در سنين 12تا 13 سالگي در كنار ازدواجهاي سنين 27 يا 28 سالگي به چشم مي‌خورد و تعيين ميانگين به تنهايي قادر به نشان دادن واقعيت امر نيست" (بهنام، 1348، 156).



[1]anthony giddens

[2] alain girard

[3]carlson

[4]howard taylor

[5]double c. logroling

[6] holingshead

[7] bamister

فرضیه

۱- بین سن ازدواج و محل سکونت در شهر یا روستا ارتباطی معناداری وجود دارد

۲- بین سن ازدواج و سواد و تحصیلات رابطه معناداری وجود دارد

۳- بین سن ازدواج و مومیت رابطه معتاداری وجود دارد

زهرا روشندل چارچوب نظری

یکی از معیارهای ازدواج میزان آگاهی و تحصیلات دو طرف است، البته درباره تاثیر تحصیلات در تداوم یا آشفتگی و طلاق در زندگی نظرات مختلفی وجود دارد.
 
آیا میزان تحصیلات زن و مرد بر میزان گرایش آنان به سوی طلاق موثر است؟ آیا تحصیلات عالیه آن طور که معمولا پنداشته می شود طلاق زا است؟ آیا تاثیر تحصیل بر گرایش به طلاق دربین زنان و مردان متمایز است؟ و سولات دیگری از این دست در مورد رابطه تحصیلات با طلاق مطرح می شود.
 
هنگام بحث در باب همسان بودن همسران، سخن از آثار نامطلوب ناهمسانی از دیدگاه تحصیلی به نتایجی به دست می آید که بدین سان خلاصه می شود:
 
1- هر مقطع تحصیلی شان اجتماعی خاصی پدید می آورد و به طور طبیعی انسانها نیز در گزینش همسر آن را معیاری مهم می شمارند و می کوشند تا سطح تحصیلی زوجین برابری یابد.
 
2- در صورت عدم توازن شان تحصیلی، زوج برتر( از لحاظ تحصیلی) امتیازات دیگری در طرف مقابل درراه جبران آن طلب می کند.
 
3- هر مقطع تحصیلی(دیپلم، لیسانس، دکترا و ....) فضای فکری وحتی جهان بینی خاصی پدید می آورد ناچار همسانی تحصیلی زوجین بر تشابه سلیقه، ذوق و اندیشه آنان موثر است.
 
4- در همه شرایط وبه صورت قاعده ای در همه جای جهان، میزان تحمل مردان در قبال عدم همسانی تحصیلی پیش از زنان است. درحالی که ازدواج یک مرد دکتر با دختری دیپلمه ویا کمتر از دیدگاه وجدان جمع غیر معمول به نظر نمی رسد، عکس آن دقیقا نابهنجار تلقی می شود.
 
5- مردان با پذیرش سطح کمتر تحصیلی همسر خود، مزایای دیگری چون جوانتر بودن او وحتی شان اجتماعی و خانوادگی بالاتر را در وی طلب می کنند. به طوری که تا ده سال جوان تر بودن زن غیر عادی نیست و ازدواج معمولا ابزار ارتقاء اجتماعی مردان به شمار می آید.
 
6- در یک جامعه فاقد تحرک اجتماعی، تحصیلات همچون تابعی از وضع درآمد و طبقه اجتماعی انسان ها تجلی می کند. در چنین جامعه ای، فرصت های تحصیلی برای طبقات پایین کم است و تحصیلات ابزار ارتقاء به شمار می آیند.
 
انتقال میراث در چنین جامعه ای کمتر به صورت دارایی و بیشتر با بسط امکانات تحصیلی صورت می پذیرد. دراین جامعه همسانی تحصیلی به معنای همسانی شان اجتماعی و حتی طبقه اجتماعی است.
 
7- بی هیچ شبهه، ازدواج انسانهایی با دو سطح متمایز آموزشی وبه تبع آن دو فرهنگ وجهان بینی متفاوت، باید آسیب پذیرباشد و در صورت اضافه شدن عناصر دیگر ناهمگن موجبات گرایش به طلاق را فراهم سازد.
 
بدین قرار، به درستی می توان گفت، آموزش و میزان آن از مهمترین عوامل موثر بر رفتار انسانهاست، درعلیت یا علل تاثیر چنین عاملی،عقاید گوناگون است:
 
الف) نظریه حساسیت
 
بعضی معتقدند، ازطریق کسب سواد و گام به گام با افزایش میزان آن، انسانها حساس تر، ظریف تر و دقیق تر نسبت به مسائل خواهند شد. انسان آموزش دیده از انسان خام و طبیعی فاصله می گیرد وبه همان نسبت نیز احساسات دقیق تری می یابد.
 
درشرایط نخست(خام بودن انسانی) ادراک انسانها نسبت به امور ظریف، حساس و دقیق نظیر شعر و موسیقی دقت کمتری نشان می دهد. یک انسان فرهیخته در برابر یک شعر نغز حالتی نشان می دهد که از یک انسان نافرهیخته ساخته نیست. او به درون دنیاهای پیچیده احساسات انسانی راه نیافته است.
 
بدین سان به نظر می رسد، سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می کند و انسانها را نسبت به مصائب دیگران آگاه تر می سازد. بهتر می تواند سختی های دیگری یا دیگران را درک کنند واز این روبهتر می توانند «توان خود را در جای دیگری نهادن» را احراز نمایند. این توان برتمامی روابط انسان با دیگران اثر مثبت می نهد. ازجمله و مهمتر از همه روابط فرد با همسرش.
 
ب: نظریه خویشتن یافتگی 
 
یکی از معیارهای ازدواج میزان آگاهی و تحصیلات دو طرف است، البته درباره تاثیر تحصیلات در تداوم یا آشفتگی و طلاق در زندگی نظرات مختلفی وجود دارد.
 
آیا میزان تحصیلات زن و مرد بر میزان گرایش آنان به سوی طلاق موثر است؟ آیا تحصیلات عالیه آن طور که معمولا پنداشته می شود طلاق زا است؟ آیا تاثیر تحصیل بر گرایش به طلاق دربین زنان و مردان متمایز است؟ و سولات دیگری از این دست در مورد رابطه تحصیلات با طلاق مطرح می شود.
 
هنگام بحث در باب همسان بودن همسران، سخن از آثار نامطلوب ناهمسانی از دیدگاه تحصیلی به نتایجی به دست می آید که بدین سان خلاصه می شود:
 
1- هر مقطع تحصیلی شان اجتماعی خاصی پدید می آورد و به طور طبیعی انسانها نیز در گزینش همسر آن را معیاری مهم می شمارند و می کوشند تا سطح تحصیلی زوجین برابری یابد.
 
2- در صورت عدم توازن شان تحصیلی، زوج برتر( از لحاظ تحصیلی) امتیازات دیگری در طرف مقابل درراه جبران آن طلب می کند.
 
3- هر مقطع تحصیلی(دیپلم، لیسانس، دکترا و ....) فضای فکری وحتی جهان بینی خاصی پدید می آورد ناچار همسانی تحصیلی زوجین بر تشابه سلیقه، ذوق و اندیشه آنان موثر است.
 
4- در همه شرایط وبه صورت قاعده ای در همه جای جهان، میزان تحمل مردان در قبال عدم همسانی تحصیلی پیش از زنان است. درحالی که ازدواج یک مرد دکتر با دختری دیپلمه ویا کمتر از دیدگاه وجدان جمع غیر معمول به نظر نمی رسد، عکس آن دقیقا نابهنجار تلقی می شود.
 
5- مردان با پذیرش سطح کمتر تحصیلی همسر خود، مزایای دیگری چون جوانتر بودن او وحتی شان اجتماعی و خانوادگی بالاتر را در وی طلب می کنند. به طوری که تا ده سال جوان تر بودن زن غیر عادی نیست و ازدواج معمولا ابزار ارتقاء اجتماعی مردان به شمار می آید.
 
6- در یک جامعه فاقد تحرک اجتماعی، تحصیلات همچون تابعی از وضع درآمد و طبقه اجتماعی انسان ها تجلی می کند. در چنین جامعه ای، فرصت های تحصیلی برای طبقات پایین کم است و تحصیلات ابزار ارتقاء به شمار می آیند.
 
انتقال میراث در چنین جامعه ای کمتر به صورت دارایی و بیشتر با بسط امکانات تحصیلی صورت می پذیرد. دراین جامعه همسانی تحصیلی به معنای همسانی شان اجتماعی و حتی طبقه اجتماعی است.
 
7- بی هیچ شبهه، ازدواج انسانهایی با دو سطح متمایز آموزشی وبه تبع آن دو فرهنگ وجهان بینی متفاوت، باید آسیب پذیرباشد و در صورت اضافه شدن عناصر دیگر ناهمگن موجبات گرایش به طلاق را فراهم سازد.
 
بدین قرار، به درستی می توان گفت، آموزش و میزان آن از مهمترین عوامل موثر بر رفتار انسانهاست، درعلیت یا علل تاثیر چنین عاملی،عقاید گوناگون است:
 
الف) نظریه حساسیت
 
بعضی معتقدند، ازطریق کسب سواد و گام به گام با افزایش میزان آن، انسانها حساس تر، ظریف تر و دقیق تر نسبت به مسائل خواهند شد. انسان آموزش دیده از انسان خام و طبیعی فاصله می گیرد وبه همان نسبت نیز احساسات دقیق تری می یابد.
 
درشرایط نخست(خام بودن انسانی) ادراک انسانها نسبت به امور ظریف، حساس و دقیق نظیر شعر و موسیقی دقت کمتری نشان می دهد. یک انسان فرهیخته در برابر یک شعر نغز حالتی نشان می دهد که از یک انسان نافرهیخته ساخته نیست. او به درون دنیاهای پیچیده احساسات انسانی راه نیافته است.
 
بدین سان به نظر می رسد، سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می کند و انسانها را نسبت به مصائب دیگران آگاه تر می سازد. بهتر می تواند سختی های دیگری یا دیگران را درک کنند واز این روبهتر می توانند «توان خود را در جای دیگری نهادن» را احراز نمایند. این توان برتمامی روابط انسان با دیگران اثر مثبت می نهد. ازجمله و مهمتر از همه روابط فرد با همسرش.
 
ب: نظریه خویشتن یافتگی 
 
یکی از معیارهای ازدواج میزان آگاهی و تحصیلات دو طرف است، البته درباره تاثیر تحصیلات در تداوم یا آشفتگی و طلاق در زندگی نظرات مختلفی وجود دارد.
 
آیا میزان تحصیلات زن و مرد بر میزان گرایش آنان به سوی طلاق موثر است؟ آیا تحصیلات عالیه آن طور که معمولا پنداشته می شود طلاق زا است؟ آیا تاثیر تحصیل بر گرایش به طلاق دربین زنان و مردان متمایز است؟ و سولات دیگری از این دست در مورد رابطه تحصیلات با طلاق مطرح می شود.
 
هنگام بحث در باب همسان بودن همسران، سخن از آثار نامطلوب ناهمسانی از دیدگاه تحصیلی به نتایجی به دست می آید که بدین سان خلاصه می شود:
 
1- هر مقطع تحصیلی شان اجتماعی خاصی پدید می آورد و به طور طبیعی انسانها نیز در گزینش همسر آن را معیاری مهم می شمارند و می کوشند تا سطح تحصیلی زوجین برابری یابد.
 
2- در صورت عدم توازن شان تحصیلی، زوج برتر( از لحاظ تحصیلی) امتیازات دیگری در طرف مقابل درراه جبران آن طلب می کند.
 
3- هر مقطع تحصیلی(دیپلم، لیسانس، دکترا و ....) فضای فکری وحتی جهان بینی خاصی پدید می آورد ناچار همسانی تحصیلی زوجین بر تشابه سلیقه، ذوق و اندیشه آنان موثر است.
 
4- در همه شرایط وبه صورت قاعده ای در همه جای جهان، میزان تحمل مردان در قبال عدم همسانی تحصیلی پیش از زنان است. درحالی که ازدواج یک مرد دکتر با دختری دیپلمه ویا کمتر از دیدگاه وجدان جمع غیر معمول به نظر نمی رسد، عکس آن دقیقا نابهنجار تلقی می شود.
 
5- مردان با پذیرش سطح کمتر تحصیلی همسر خود، مزایای دیگری چون جوانتر بودن او وحتی شان اجتماعی و خانوادگی بالاتر را در وی طلب می کنند. به طوری که تا ده سال جوان تر بودن زن غیر عادی نیست و ازدواج معمولا ابزار ارتقاء اجتماعی مردان به شمار می آید.
 
6- در یک جامعه فاقد تحرک اجتماعی، تحصیلات همچون تابعی از وضع درآمد و طبقه اجتماعی انسان ها تجلی می کند. در چنین جامعه ای، فرصت های تحصیلی برای طبقات پایین کم است و تحصیلات ابزار ارتقاء به شمار می آیند.
 
انتقال میراث در چنین جامعه ای کمتر به صورت دارایی و بیشتر با بسط امکانات تحصیلی صورت می پذیرد. دراین جامعه همسانی تحصیلی به معنای همسانی شان اجتماعی و حتی طبقه اجتماعی است.
 
7- بی هیچ شبهه، ازدواج انسانهایی با دو سطح متمایز آموزشی وبه تبع آن دو فرهنگ وجهان بینی متفاوت، باید آسیب پذیرباشد و در صورت اضافه شدن عناصر دیگر ناهمگن موجبات گرایش به طلاق را فراهم سازد.
 
بدین قرار، به درستی می توان گفت، آموزش و میزان آن از مهمترین عوامل موثر بر رفتار انسانهاست، درعلیت یا علل تاثیر چنین عاملی،عقاید گوناگون است:
 
الف) نظریه حساسیت
 
بعضی معتقدند، ازطریق کسب سواد و گام به گام با افزایش میزان آن، انسانها حساس تر، ظریف تر و دقیق تر نسبت به مسائل خواهند شد. انسان آموزش دیده از انسان خام و طبیعی فاصله می گیرد وبه همان نسبت نیز احساسات دقیق تری می یابد.
 
درشرایط نخست(خام بودن انسانی) ادراک انسانها نسبت به امور ظریف، حساس و دقیق نظیر شعر و موسیقی دقت کمتری نشان می دهد. یک انسان فرهیخته در برابر یک شعر نغز حالتی نشان می دهد که از یک انسان نافرهیخته ساخته نیست. او به درون دنیاهای پیچیده احساسات انسانی راه نیافته است.
 
بدین سان به نظر می رسد، سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می کند و انسانها را نسبت به مصائب دیگران آگاه تر می سازد. بهتر می تواند سختی های دیگری یا دیگران را درک کنند واز این روبهتر می توانند «توان خود را در جای دیگری نهادن» را احراز نمایند. این توان برتمامی روابط انسان با دیگران اثر مثبت می نهد. ازجمله و مهمتر از همه روابط فرد با همسرش.
 
ب: نظریه خویشتن یافتگی
 
متعاقب همین اندیشه، بسیاری در اندیشه ارتقاء میزان خویشتن یافتگی یا بسط سواد در انسانها هستند. انسان با سواد باید کمتر دچار خودباختگی یا از خود بیگانگی باشد، بنابراین او باید بداند در شرایطی خاص عقد زوجیت بسته است و در شرایطی معین نیز حیات می گذراند. او باید بداند، وضع او خاص خود اوست و هیچ کس همانند وی نیست. لذا نباید به تقلید رنگ پریده از دیگران بپردازد. چناچه همسر ودوستش او را به سفرهای دور و گران می برد یا لباس های نفیس برایش می خرد و ....
 
نباید گمان برد که باید همه امکانات نیز از جانب همسر او برایش فراهم آید. شعور جامع نسبت به خویش، عدم تقلید از دیگران، شناخت و پذیرش تمایز خود و شرایط خویشتن از دیگران از اهم شرایط ارتباط با انسانهای دیگر از جمله در زندگی خانوادگی است.

متعاقب همین اندیشه، بسیاری در اندیشه ارتقاء میزان خویشتن یافتگی یا بسط سواد در انسانها هستند. انسان با سواد باید کمتر دچار خودباختگی یا از خود بیگانگی باشد، بنابراین او باید بداند در شرایطی خاص عقد زوجیت بسته است و در شرایطی معین نیز حیات می گذراند. او باید بداند، وضع او خاص خود اوست و هیچ کس همانند وی نیست. لذا نباید به تقلید رنگ پریده از دیگران بپردازد. چناچه همسر ودوستش او را به سفرهای دور و گران می برد یا لباس های نفیس برایش می خرد و ....
 
نباید گمان برد که باید همه امکانات نیز از جانب همسر او برایش فراهم آید. شعور جامع نسبت به خویش، عدم تقلید از دیگران، شناخت و پذیرش تمایز خود و شرایط خویشتن از دیگران از اهم شرایط ارتباط با انسانهای دیگر از جمله در زندگی خانوادگی است.

متعاقب همین اندیشه، بسیاری در اندیشه ارتقاء میزان خویشتن یافتگی یا بسط سواد در انسانها هستند. انسان با سواد باید کمتر دچار خودباختگی یا از خود بیگانگی باشد، بنابراین او باید بداند در شرایطی خاص عقد زوجیت بسته است و در شرایطی معین نیز حیات می گذراند. او باید بداند، وضع او خاص خود اوست و هیچ کس همانند وی نیست. لذا نباید به تقلید رنگ پریده از دیگران بپردازد. چناچه همسر ودوستش او را به سفرهای دور و گران می برد یا لباس های نفیس برایش می خرد و ....
 
نباید گمان برد که باید همه امکانات نیز از جانب همسر او برایش فراهم آید. شعور جامع نسبت به خویش، عدم تقلید از دیگران، شناخت و پذیرش تمایز خود و شرایط خویشتن از دیگران از اهم شرایط ارتباط با انسانهای دیگر از جمله در زندگی خانوادگی است.
 

نسرین غضنفریان مقدم- 5 اصلاح  موضوع - بیان مسئله و ضرورت و هدف و پیشینه تجربی و چارچوب آن

۵ موضوع و علت آن

 1- بررسی علتهای افزایش تصادفات جاده ای

علت : افزایش روز افزون میزان تصادفات جاده ای و گزارشات پلیس راهور در این زمینه تلفات ناشی از آن این پدیده را به عنوان یکی از معضلات بزرگ جامعه مطرح می سازد. تاثیرات سوء آن در جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی انگیزه بیشتری را برای بررسی آن ایجاد می کند.

 

2- دلایل خرید به پوشاک با برند های خارجی در بین جوانان ساکن شمال تهران

علت : علی رغم کیفیت نا مناسب برخی از تولیدات برندهای معروف و قیمت بالای آنها ، کماکان تمایل به خرید برخی از این پوشاک در بین اقشار مردم و خصوصا جوانان در شمال تهران دیده می شود .

 

3- آثار استفاده بی رویه از مکمل های غیر استاندارد ورزشی در ورزش بدن سازی

علت : گسترش باشگاههای بدن سازی که معمولا بدون حضور مربی حرفه ای اداره می شوند در سطح شهر دیده می شود همچنین  مصرف مکمل های ورزشی که فاقد هر گونه کنترل و استانداردی می باشند نیز در این باشگاهها رو به افزایش می باشد . مصرف بی رویه این داروها باعث بروز مشکلاتی جسمانی نیز خواهد شد .

4- دلایل تغییر ارائه خدمات از سوی خیاطان از دوخت و دوز لباس به رفوگری و تعمیر

علت : افزایش هزینه های تامین پوشاک سبب شده است که اقشار پائین و حتی متوسط جامعه سعی کنند تا حداکثر استفاده را از پوشاک خود بنمایند و بدین منظور نیاز به تعمیرات لباس بیشتر دیده می شود .

 

5- آثار مخرب استرس در زندگی شخصی و کاری افراد

علت : بررسی آثار ناشی از استرس از آنجا حائز اهمیت است که در بخشهای مختلف زندگی انسانها اثر می گذارد . تاثیر بر رفتار اجتماعی ، پر خاشگری ، عدم تمرکز ، به هم خوردن بهداشت روانی و سلامتی افراد تحت استرس از این جمله موارد می باشند.

 

بیان مسئله- هدف  و ضرورتها :

1- بررسی علتهای افزایش تصادفات جاده ای

بیان مسئله:

 تصادفات جاده ای یکی از عواملی است که باعث تحمیل هزینه های مالی ، اقتصادی و حتی علمی به جامعه می گردد .

هزینه های از بین رفتن خودرو یا تعمیرات آنها ، هزینه های کمک رسانی و درمان مجروحان و عواقب خانوادگی ناشی از فوت افراد خانواده و همچنین در گذشت افراد تحصیل کرده ، بارهای اضافی را به دوش جامعه و کشور می گذارد .

هدف و ضرورت تحقیق:

 هرینه های بالای بروز حوادث جاده ای چه از نظر اقتصادی و فرهنگی ، اجتماعی و علمی ، بروز اختلالات خانوادگی ، اهمیت و ضرورت رسیدگی به عوامل تصادفات جاده ای را روشن می سازد.

سوالات:

 1- عوامل انسانی ، جاده ای و خودرو هر کدام چه مقدار در ایجاد این حوادث نقش دارند ؟

2- آموزش های رانندگی به اندازه کافی است ؟

3- آیا فرهتگ سازی و تبلیغات مناسب برای بهبود رانندگی انجام می گیرد ؟

4- استانداردهای لازم برای ساخت خودرو تدوین و اجرا می گردد ؟

5-  مقررات راهنمائی و رانندگی تا چه حد اجرا می گردد ؟

 

پیشینه تجربی:

مهدوی سرپرست پژوهشکده بیمه بابیان اینکه هر ساله تعداد قابل ملاحظه‌ای از شهروندان ایرانی بر اثر تصادف اتومبیل جان خود را از دست می دهند و تعداد بیشتری دچار جرح و یا خسارت‌های ناشی از آن می شوند متوسط جهانی مرگ ومیر در اثر حوادث رانندگی را 14تا 15نفر در هر 100هزار نفر ذکر کرد و یادآور شد: این میزان در کشور ما 30 نفر در هر 100 هزار نفر یعنی تقریبا دو برابر میانگین جهانی است که با تدوین و اجرای یک برنامه جامع می توان این میزان را به نصف کاهش داد.

وی با اشاره به مؤلفه های برنامه کاهش حوادث رانندگی ابراز داشت: اولین مؤلفه، افزایش کنترل پلیس و اصلاح نظام جریمه و مؤثر کردن جریمه‌هاست.که یکی از راه های آن کوتاه کردن مدت زمان پرداخت جریمه است.

مؤلفه های برنامه کاهش حوادث رانندگی ابراز داشت: اولین مؤلفه، افزایش کنترل پلیس و اصلاح نظام جریمه و مؤثر کردن جریمه‌هاست.که یکی از راه های آن کوتاه کردن مدت زمان پرداخت جریمه است.

مهدوی ادامه داد: در کنار آن بایستی حقوق و دستمزد پلیس افزایش یابد تا بهتر بتواند وظایف خود را به انجام برساند.

رانندگی در کشور ما به چابکی راننده بیش از هر چیز توجه می شود اما در کشورهایی که قوانین راهنمایی و رانندگی منظم‌تری دارند رعایت قوانین و نحوه رفتار راننده با رانندگان و عابران مورد توجه قرار می‌گیرد و آموزش های لازم در این زمینه ارائه می شود.

 

چارچوب نظری:

1-     طبق برآوردهای علمی پرفسور آیتی، رقم خسارت‌های مستقیم و غیر مستقیم تصادفات جاده‌ای بیش از 7 درصد تولید ناخالص ملی کشور است، ادامه داد: به نظر ایشان می‌توان با تدوین و اجرای یک برنامه 4 تا 5 ساله میزان تصادفات را به نصف و حتی یک سوم میزان فعلی کاهش داد. این برنامه در کشورهایی همچون ژاپن، آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا در سال های پیش اجرا شده است.

 

 

2-     طبق آمار، ایران در میان 190 کشور دنیا، از نظر عدم ایمنی در تصادفات رانندگی رتبه 189 را به خود اختصاص داده است و تنها کشور سیرالئون بوده است که وضعیت نامناسب تری از ایران داشته است.

 

2- آثار مخرب استرس در زندگی شخصی و کاری افراد

بیان مسئله:

 استرس و اضطراب از ویژگی های انسان است . شاید در ابتدا انسان در مقابل با خطرات طبیعی و حمله جانوران وحشی دچار این حالت می شده و امروز با تغییر روش زندگی و خواسته های انسان در موارد دیگری شکل می پذیرد.

مسئولیت های کاری ، زندگی ، پاسخگوئی به مدیران بالا دست ، حوادثی شامل تصادفات ، بیماری ، شنیدن اخبار ناگوار از مواردی است که امروزه باعث ایجاد استرس در افراد می شود .

برای مقابله با این پدیده ، بالا بردن توان فکری و ذهنی و بهره جستن از برخی ورزشها می تواند مورد استفاده افراد قرار گیرد.

تاثیر استرس در روابط اجتماعی ، کاهش تمرکز ، اختلالات روانی و . . .  بی تاثیر نخواهد بود .

هدف و ضرورت تحقیق:

 به دلیل این که اضطراب  مضرات و اثرات منفی در زندگی افراد و جامعه دارد و در صورت عدم توانائی افراد در مقابله با آن می تواند بسیار تاثیر گذار باشد ، لذا بررسی عوامل ایجاد استرس و نحوه مقابله با آن حائز اهمیت می باشد .این ضرورت  در روانشناختی جامعه نیز بسیار حائز اهمیت است.

 

سوالات:

1-  آیا جامعه شرایط مناسبی برای ایجاد آرامش و رفع استرس ایجاد می کند ؟

2- امکانات رفاهی موجود در جامعه قابل بهره برداری همه اقشار هست ؟

3-     آبا محیط های کاری استرس زا هستند ؟

4-     بهداشت روانی جامعه در چه حدی از اهمیت برای دست اندر کاران قرار دارد ؟

5-     آیا بیماریهای ناشی از  استرسی قابل علاج هستند؟

 

چارچوب نظری:

1-    دکتر فرید مشرف دهکردی،


دکتر فلسفه و فوق لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه گوته فرانکفورت.

شیوه های کاهش فشار روحی متعدد هستند و تاثیر آنها بر افراد گوناگون نیز متفاوت می باشد. یعنی شیوه ای که در گروهی از افراد به کاهش استرس می انجامد می تواند در گروه دیگری موجب افزایش آن گردد. بطو کلی اما می توان گفت که شبوه های زیر در کاهش استرس بسیار موثر هستند :

فعالیت های ورزشی، تفریح، موسیقی، یوگا، هاتایوگا ( Meditation )،  تنفس با حرکات بدنی یوگا، تغذیۀ سالم، انقباض و انبساط عضلانی به روش " یاکوبسن "  و خود آرامشی یا خود ریلکسی ( خود هیپنوتیزمی به روش پروفسور " شولتز " استاد دانشگاه برلین)

 

2-     پژوهش های پروفسور فقیه  - ویکی‌پدیا:

استرس سه مرحله مشخص دارد:

  • واکنش اخطار: از نظر فیزیولوژیک خبر ناگوار  کننده پس از شنیده شدن، به صورت اعلام خطر در مغز ثبت می‌شود، هیپو تالاموس احساسات و عواطف این خبر را تفسیر می‌کند. ضربان قلب بیشتر می‌شود، تنفس تغییر می‌کند. خون از پوست و احشا به ماهیچه‌ها و مغز جاری می‌شود، دست‌ها و پاها سردتر می‌شوند و کل سازواره (ارگانیزم) به صورت آماده برای حمله و تهاجم یا فرار در می‌آید. با این حالت سرپرست کارگاه برای بررسی و حل کردن مشکل و احیاناً پاسخگو بودن به مدیر مافوق با حالتی مضطرب و نگران وارد کارگاه می‌شود.
  • گام مقاومت: طی این مرحله که ممکن است از چند ساعت تا چند روز به طول انجامد، بدن عملاً برای مبارزه با عامل فشار بسیج است که اگر برای مدتی طولانی همچنان بسیج بماند، ذخایرش به تدریج تخلیه می‌شود. مانند کشوری که در حال جنگ است و توان خود را صرف می‌کند و ذخایرش به تدریج تمام می‌شود.

گام فرسودگی: بدین معنی است که انرژی بدن تمام و تا حد زیادی در برابر بیماری‌ها و بد کار کردن اعضایش آسیب‌پذیر شده است. این همان جایی است که بیماری‌ها آغاز به تظاهر می‌کنند و ممکن است ازاضطراب افسردگی  خستگی، عصبانیت,  وسواس  پیری زودرس و سرماخوردگی ,   بی اشتهائی, سکته قلبی ,روماتیسم  و انفولانزا ... آغاز به تظاهر کند.

 

پیشینه تجربی:

نویسنده : مهدی قرچه داغی

استرس همیشگی می تواند به قلب آسیب رساند و حتی گرفتگی شریانهای قلبی را تشدید کند. تحقیقات جدید نشان می دهد این شرایط باعث ایجاد برخی از هورمونهای استرس در جریان خون می شود که ضعف سیستم دفاعی بدن را موجب می گردد و ما را در مقابل بیماریهای عفونی مانند سرماخوردگی و آنفلوآنزا آسیب پذیرتر می کند، همین طور ارتباط تنگاتنگی بین بیماریهایی از قبیل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالای استرس در بدن وجود دارد. افزایش استرس حتی می تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشدید کند. ولی نگران نباشید. راه های اثبات شده ای وجود دارند که استرس را از بین می برند. در طول این هفته، روزانه یک روش از تکنیک های پیشنهاد شده را امتحان کنید. بعضی از آنها بهتر از روشهای دیگر اثر می کنند. آنچه مهم است اینست که دو یا سه روش موثر در مورد خودتان را به هنگام افزایش استرس دنبال کنید

● کاری انجام ندهید


● با صدای بلند بخندید

● موسیقی گوش دهید

● مثبت بیندیشید

● قدم بزنید

● نفس عمیق بکشید

● با آرامش برخیزید