مریم کاشانی 2-بررسی موانع کاربردوسایل و مواد کمک آموزشی در مدارس راهنمایی:مقدمه-بیان مسئله- پیشینه ن
موضوع اصلی: 2-بررسی موانع کاربردوسایل و مواد کمک آموزشی در مدارس راهنمایی :
: مقدمه :
امروزه وسايل كمك آموزشي ، اعم از ساده يا پيچيده ، به عنوان ابزاري براي ايجاد تسهيل در امر تدريس و يادگيري در نظامهاي آموزشي به كار مي روند . اين وسايل از حيث اينكه تئوري و عمل را با هم تركيب كرده ،باعث ماندگاري يادگيري و تنوع بخشي در كلاس درس شوند ، داراي اهميت هستند . با توجه به پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيكي در عصر حاضر ، وسايل كمك آموزشي به عنوان يك رابطه توانسته اند نقش خود را به خوبي ايفا كنند . اين امر زماني تحقق مي يابد كه معلمان مهارتهاي لازم را براي كاربرد اين وسايل داشته باشند . سرچشمه تمام تحولات و نوآوري هاي آموزشي در جامعه ، تجارب و نتايج تحقيقات علمي و عملي دانشمندان و صاحبنظران علوم اجتماعي و علوم تربيتي است . در نگرش جديد آموزشي ، مدرسه براي شاگرد است ، نه شاگرد براي مدرسه . بنابراين توجه به رغبت و پرورش عواطف و استعدادهاي كودك بسيار مهم تر از دانشي است كه كودك بايد ياد بگيرد . در اين بين مدرسه مهم ترين مكان و شايسته ترين جايي است كه نتيجه تجارب و يافته هاي دانشمندان مورد ارزيابي قرار مي گيرد . در تمام نظام آموزشي ، معلم نقش كليدي دارد . انتظار جامعه از مدرسه و معلم اين است كه نوجوانان را براي زندگي واقعي در جامعه فردا تربيت كند . امروزه نگرش انديشمندا ن نسبت به اهداف ، فلسفه و مقاصد تربيتي به كلي دگرگون گرديده است . اين تحولات و تفاوت انديشه ها به سبب نتايج حاصل از كاربرد روشهاي تعليم و تربيت در گذشته ، نيازهاي جامعه امروز و پيش بيني نيازهاي جامعه فردا بوجود آمده است . يادگيري زماني اتفاق مي افتد كه عوامل چيزي در كنار هم قرار گيرند از قبيل : فضاي آموزشي ، محتواي آموزشي ، قوانين و مقررات ، وضع جسمي و روحي معلم و سايل كمك آموزشي . استفاده از وسايل كمك آموزشي در جريان تدريس باعث مي شود كه مطالب مطرح شده در ساخت شناختي شاگرد جا بگيرد و دانش آموزبه يادگيري معني دار نائل شود .
بیان مسئله:
پيشرفت سريع و توأم با جهش هاي بلند در علوم و تكنولوژي در نيمة دوم سدة اخير وظيفة سنگيني در مقايسه با دوره هاي گذشته بر دوش همة مسئولان اجتماعي در سطح تصميم گيري به ويژه به عهدة مسئولان آموزش و پرورش كشور قرار داده است. بنابراين برنامه ريزي در زمينة آموزش و پرورش از نظر زماني به روز، ماه و سال محدود نمي شود، بلكه علاوه بر چاره انديشي براي مسائل روز هميشه بايد آينده را مورد توجه قرار داد و از آنجا كه تحولات جنبه هاي مختلف زندگي جوامع بشري با سرعتي شگفت انگيز در حال توسعه و تغييرند و اين تحولات دانشهاي جديدي را مطرح مي سازد كه نيازهاي جديدي را نيز براي انسانها در بر مي گيرد، بنابراين آموزش بايد با سرعت و كيفيت بيشتر انجام شود. به همين دليل بسياري از روانشناسان براي ايجاد پيشرفت علوم و فنون دانش هاي جديد تكنولوژي آموزشي و استفاده از وسايل و مواد كمك آموزشي را توصيه مي كنند چرا كه تكنولوژي آموزشي در مباحث تربيتي به بهره گيري از سرعت، دقّت و سهولت در امر آموزش و يادگيري مي گردد. آموزش مستلزم تمرين و يادگيري است و تكنولوژي، كاربرد موثر وسايل كمك آموزشي است و تكنيك هاي مختلف زماني به مدارس ما راه خواهند يافت كه معلمان به آن آشنا و معتقد شوند و به اعتقاد خود عمل كنند. زيرا استفاده بهينه و كسب مهارت در هر كاري مستلزم استفاده و به اجرا گذاشتن آن امر مي باشد. استفاده از وسايل كمك آموزشي موجب مي شود كه دانش آموزان از همة حواسّ خود جهت يادگيري مطالب استفاده كنند چرا كه وسايل كمك آموزشي اساس قابل لمس را براي تفكّر و ساختن مفاهيم فراهم مي سازد و در نتيجه از ميزان عكس العمل گفتاري دانش آموزان مي كاهد. امروزه مسئولان آموزش و پرورش و معلّمان باتجربه در كنار هم ضرورت شناخت و استفادة وسايل و مواد كمك آموزشي را بيش از هر زمان ديگر درك و احساس كرده اند. تا جامعة فردا به سعادت بيشتر دست يابد. بنا به اهميّت وسايل و مواد كمك آموزشي و مقايسة آن با انتظاراتي كه از به كارگيري اين وسايل در جريان تدريس مي رود، اين تحقيق در پي آن است كه دريابد وضعيت موجود كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي در دانش آموزان راهنمايي چگونه است؟
هدف كلّي: بررسي مقايسه وضع موجود و وضع مطلوب كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي در مقاطع راهنمايي
اهداف جزئي:
1-بررسي ميزان استفاده از وسايل آموزشي در تدريس توسط معلّمان
2-بررسي ميزان آشنايي معلمان با روش هاي فعال آموزشي
3-بررسي تأثير استفاده از وسايل كمك آموزشي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
4-بررسي ميزان تأثير وسايل كمك آموزشي بر ايجاد علاقه و انگيزه در دانش آموزان
5-بررسي تأثير آگاهي معلمان در كاربرد وسايل كمك آموزشي
6-بررسي ميزان همكاري مديران و عوامل اجرايي مدرسه با معلّمان در استفاده از وسايل كمك آموزشي
7-بررسي ميزان ابزارهاي موجود آموزشي در مدرسه
اهميّت و ضرورت مسأله:
بي شك آينده هر جامعه اي كه به كيفيّت و كارآيي آموزش و پرورش آن كشور بستگي دارد «از اين روي هر چه كارآيي و بهره دهي برنامه هاي آموزشي موثر برتر و مفيد تر باشند جامعة فردا سلامت و سعادت بيشتري خواهد يافت» (يغما، ص 3)
از آن زمان كه توجه بشر به مسئلة آموزش و پرورش و يادگيري در قالب استفاده از مطالب چاپي جلب شد روش آموزش بر پاية سخنراني از طرف معلمان و گوش دادن و يادداشت برداشتن و حفظ كردن براي دانش آموزان به دليل تكامل مداوم و روزمرة دانش بشري موجبات خستگي و نارضايتي را فراهم آورد و آثار اين خستگي در آنها كاملاً پيدا بود. بديهي است ادامة چنين وضعيتي نمي توانست و نمي تواند دوام داشته باشد و اين روش نمي تواند جوابگوي نيازها و ضرورت هاي دانش آموزان باشد، به همين جهت است كه دگرگوني هاي آموزش و پرورش پابه پاي تغييرات در زمينه هاي ديگر تحقيق و ابزارها و وسايل و مواد كمك آموزشي در خدمت اين ضرورت و احتياج قرار گرفت. شاگردان مدارس در خارج از كلاس درس در جريان فراگيري ناخودآگاه قرار مي گيرند. معلّمان اكنون در برابر شاگرداني آنقدر آگاه قرار دارند كه پاسخ دادن به سئوالات آنان بدون مطالعة عميق و آگاهي كامل ميسّر نمي باشد. مسئولان آموزش و پرورش و معلّمان باتجربه در كنار هم ضرورت شناخت و استفاده از ابزار و وسايل كمك آموزشي براي يادگيري دروس به دانش آموزان بيش از هر چيز و هر زمان ديگر درك و احساس كرده اند. امروزه وقتي صحبت از حرفة معلّمي مي كنيم هرگز انتظاراتي نداريم كه از يك علاقة كاذب سخن گفته باشيم بلكه از فردي صحبت مي كنيم كه فراهم كنندة هرچه بيشتر امكانانت و گردآورندة تمام وسايل ممكن براي يادگيري است، كسي كه سعي مي كند بداند علم از كجا و با چه روشي و مسائلي آسانتر و بهتر مي توان ياد داد و آموخت.
.
سئوالات پژوهش:
ميزان سهولت انتقال مطالب درسي به دانش آموزان با استفاده از وسايل كمك آموزشي تا چه اندازه است؟-1
2-ميزان آشنايي معلمان با روش هاي فعال آموزشي تا چه اندازه است؟
3-ميزان استفادة معلمين از وسايل كمك آموزشي در تدريس تا چه اندازه است؟
4-تأثير ميزان آگاهي معلمين در كاربرد وسايل كمك آموزشي چگونه است؟
5-تأثير استفاده از وسايل كمك آموزشي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان چگونه است؟
6-ميزان تأثير وسايل كمك آموزشي بر ايجاد علاقه و انگيزه در دانش آموزان تا چه اندازه است؟
7-بين استفاده يا عدم استفاده از مواد و وسايل كمك آموزشي در امر تدريس از نظر ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان چه تفاوتي وجود دارد؟
بين روش هاي ارزشيابي و استفاده از وسايل و ابزار كمك آموزشي چه رابطه اي وجود دارد؟ 8-
9-بين ميزان همكاري مديران و عوامل اجرايي مدرسه در استفادة معلمان از وسايل كمك آموزشي چه رابطه اي وجود دارد؟
ميزان امكانات و ابزارهاي موجود كمك آموزشي در مدارس تا چه اندازه اي است؟ 10-
11-تأثير استفادة معلمين از وسايل كمك آموزشي بر روابط بين آنان و دانش آموزان چگونه است؟
پیشینه تجربی:
گنجاندن آموزش فناوري در جدول برنامة درسي تاريخچه اي كوتاه دارد و سابقة آن از دهة 1990 فراتر نمي رود، انگلستان، ژاپن و آمريكا پيش قراولان طي اين طريق بوده اند و بسياري از كشورهاي اروپايي و بعضي از كشورهاي آسيايي چون كره، هندوستان و مالزي نيز امروزه به نوعي آموزش فناوري و تكنولوژي آموزشي را در مجموعه برنامه هاي درسي مدارس خود لحاظ كرده اند، گسترده ترين تلاش در اين زمينه از آن «انجمن بين المللي آموزش فناوري» است كه از سال 1994 با اجراي «پروژة فناوري براي همة آمريكايي ها» به تهيه و تدوين بنيادهاي فلسفي و منطقي ارائة برنامه و نيز پيشنهاد چارچوب استانداردها و بالاخره محتواي آموزش فناوري در سطوح گوناگون تحصيلي پرداخته است.
1- خلخالي (1355) در يك بررسي در مورد كتابهاي علوم دورة راهنمايي ضمن مقايسة اجمالي برنامة درسي علوم تجربي كشورهاي آمريكا و انگلستان به اين نتيجه رسيده است كه زمان آموزش برخي از مفاهيم علمي كتابهاي علوم دورة راهنمايي در ايران، با زمان فراگيري همان مفاهيم در برنامه هاي درسي آمريكا و انگلستان مغايرت دارد.
يعني در كشورهاي ياد شده اين مفاهيم به گروه هاي سني بالاتري آموخته مي شود وي در ادامة مطالعات بررسي خود تعدادي از مشكلات معلمان را در انتقال مطالب كتاب به دانش آموزان اين گونه بيان داشته است.
الف- نداشتن امكانات آزمايشگاهي ب- زياد بودن تعداد دانش آموزان ج- كم بودن زمان آموزش و زياد بودن حجم محتوا
وسايل كمك آموزشي عامل افزاي بازدة آموزشي از لحاظ كمي و كيفي است و نيز اينگونه وسايل عامل عينيّت بخشيدن به محتواي دروس مي باشد. (ادگارديل1، 1969، به نقل از احديان، 1364)
معلمين نيز طرفدار استفاده از روش هاي فعال در تدريس علوم هستند و اين روش ها پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را ارتقا مي دهد (روبرت ال. هارتشورن ورامونا ال. نكسون2 (1990))
معلمين علوم تجربي به روش هاي علمي و فناوري توجه نشان نمي دهند و اين مطلب بيانگر مشكلات زياد روش تدريس علوم تجربي است كه از طريق آموزش هاي مداوم و كارگاه هاي روش تدريس برطرف مي شود (حميدارتي پنيار و عمرگيان3 1996)
به دلايل متعدّد و متنوّع فرهنگي، آموزشي، اقتصادي و حتي سياسي ورود فناوري به آموزش به منظور ايجاد قابليت هاي فناورانه و آماده كردن دانش آموزان، براي مشاركت موفقيت آميز در اخذ تصميمات براي استفاده از فناوري، گرايش تعليم و تربيت براي منظور كردن طرح هاي فناوري در برنامه هاي درسي و برنامه هاي آموزش مدرسه اي را بيش از پيش ضروري مي باشد. (گاستافسون4 ماروول و داون 1999)
منطق ارائة برنامه هاي آموزشي مبتني بر فناوري، متكي بر آرا و عقايديست كه بر نياز دانش آموزان به برخورداري از تجربيات كلاسي در استفاده از فناوري براي حل مسائل آموزشي و جستجوي راه حل هاي عملي و كاربردي براي حلّ مسائل تأكيد دارد. اين منطق تهيه برنامه هايي شامل اطلاعات و آگاهي هاي لازم دربارة دانش و مهارت هاي لازم براي حمايت و تأمين اعمال و فعاليت هاي مبتني بر فناوري را توصيه مي كند (آموزش و پرورش آلبرتا5، 1996، انجمن ملي تحقيقات آموزشي، 1996)
تعيين نيازها، برنامه ريزي براي تأمين نيازها و ارزيابي نتايج با استفاده از مدلهاي حل مسأله، برخي از مهارت هاي فنّاورانه اند كه بايد در برنامه هاي آموزشي مدارس لحاظ شوند (جانسي 1995، ليتون 1993)
برنامه ريزان درسي بايد بپذيرند كه فقط از طريق ارائة برنامه هاي آموزشي غني –با هدف توليد اطلاعات و مهارت هاي لازم مي توان دانش آموزان توانمند در استفاده از فناوري و قابل و توانا براي حل مسائل فناورانه را تربيت كرد. (كيمبل و استيبل و گرين 1996 و ليتون 1993)
از آنجا كه فناوري در جامعة امروز امري بسيار مهم است، ضرورت دارد كه هر فرد از سواد فناوري به ميزان لازم برخوردار شود و نيز از آنجا كه هدف از آموزش فناوري ارائة دانش و اطلاعات فناوري به عنوان بخشي از آموزش هاي رسمي و پايه اي براي همة مردم است مدرسه مناسبترين مكان براي ايجاد و گسترش سواد فنّاوري است. (يغما، عادل، 1380)
دانش آموزان در محيط هاي غني تكنولوژي در تمام حوزه هاي اصلي موضوعي اثرات مثبت محيط را در پيشرفت تحصيلي خود تجربه كرده اند. دانش آموزان در محيط هاي غني تكنولوژي از طريق آموزش با فناوري سطح بالا، پيشرفت فزاينده اي در دوره هاي تحصيل داشته اند. (جي سيوين- كاچا6 1988)
براي به نتيجه رسيدن در تجربقه هاي جديد يادگيري به سطح بالاتري از استدلال و قدرت حل مسئله نياز است. كاربرد تكنولوژي آموزشي اثر مثبتي بر نگرش دانش آموزان دارد و به تغيير شيوه هاي تدريس در جهت مشاركت، كار گروهي بيشتر و سخنراني كمتر معلم در كلاس درس مي شود. (بيكر، گيرهارت و هرمن7 1994)
براي مادة درسي در هر پاية تحصيلي يك كتاب درسي، تأليف و توزيع مي شود. معلمان با استفاده از شيوه هاي تدريس و امكانات آموزشي سعي دارند از طريق انتقال محتواي اين كتابها، معرفت و بينشهاي جديدي در دانش آموزان ايجاد كنند دانش آموزان نيز از طريق خواندن، فهميدن و درك محتواي كتابها به حقايقي پي مي برند كه در صورت به كارگيري آن اطلاعات مي توانند كيفيت زندگي خود را بهبود ببخشد.. (يارمحمديان، 1377
پیشینه نظری:
از ارسطو تا جان ديوئي خطر استفاده از كلمات و لغات به تنهايي در تدريس، به كار بردن لغات بدون توجه به معاني آنها و فراگيري مفاهيم از راه حفظ كردن، هميشه يادآوري و تأكيد شده است (رشيد پور، 1350، ص 26)
يادگيري امري بسيار پيچيده است و مستلزم دخالت عوامل متعدّد است. امر يادگيري در كلاس به طور اخص داراي اهميّت و حساسيّت بيشتر است و محيط كلاس به سبب تفاوت اساسي با محيط بيروني نيازمند دقت و توجه فراوانتر است. در كلاس درس عوامل متعددي از جمله وضع جسمي، روحي، علمي و شخصيّتي معلم- فضاي آموزشي و وسايل كمك آموزشي و... در امر يادگيري دخالت دارند. در بين اين عوامل وسايل كمك آموزشي به دليل اينكه تئولي و عمل را توأم و هماهنگ مي سازد جايگاه ويژه اي دارد و دانش آموزان مي توانند مطالب مطرح شده را با استفادة معلم از وسايل كمك آموزشي در ساخت شناختي خود جاي دهند و به يادگيري معناداري نائل شوند. (احديان، محمد، مقدّمات تكنولوژي آموزشي، نشر بشر، چاپ هفتم، 1371
روش تحقیق:
در اين تحقيق از روش توصيفي استفاده شده است و مي دانيم كه پژوهش توصيفي مانند عكسبرداري از ابعاد گوناگون يك ارگانيسم يا يك پديده عيني است و پژوهشگر در اين گونه تحقيقات سعي مي كند تا آنچه هست را بدون هيچگونه دخالت يا استنتاج ذهني گزارش دهد و نتايج عيني از موقعيت بگيرد موضوع تحقيق مورد نظر چون با تحقيق توصيفي متناسب است و همچنين تحقيق توصيفي هزينه و دقت كمتري را مي طلبد به همين دليل اين روش انتخاب گرديد
.
روش جمع آوري اطلاعات: پژوهش مذكور دربارة تأثير و كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي بر روي يادگيري دانش آموزان در مقاطع راهنمايي و به دليل محدوديّت امكانات، بخش عمده اطلاعات از طريق پرسشنامه جمع آوري شده است چون عملي تر و آسانتر است.
ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه مي باشد (دانش آموزان، معلمان) و گروه آزمودني معلمان و دانش آموزان راهنمايي مدارس رويش و مهر مي باشند براي اجراي پرسشنامه پس از هماهنگي با مسئولين ادارة كل آموزش و پرورش نيشابور به مدارس مذكور مراجعه شد. پس از آگاه نمودن مسئولين نسبت به انجام تحقيق و موضوع تحقيق و رشتة تحصيلي و اينكه پژوهش فعلي گامي در جهت شناخت بيشتر امكانات و وسايل و مواد آموزشي مي باشند. تعداد 2 پرسشنامه زير نظر استاد راهنما تهيه شده بود به معلمان و دانش آموزان داده شده و همچنين باعث شد كه معلمان را آگاه نموده و اينكه هدف از تكميل پرسشنامه آگاهي از مشكلات و خواسته هاي آنان است را به آنها بگوييم و ما بدان منظور بتوانيم پاسخ درست و دقيقي به دست بياوريم.
1-مواد و وسايل كمك آموزشي: عبارتست از كلية وسايلي كه معلم را بر نحوة تدريس بهتر كمك مي كند از قبيل چارت، پوستر، گچ رنگي
2-ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان: عبارتست از ميزان رسيدن به اهداف آموزشي مورد نظر از پيش تعيين شده كه از طريق دادن پرسشنامة پيشرفت تحصيلي به دانش آموزان مي توان به پيشرفت تحصيلي آنها پي برد.
3-وسايل سمعي و بصري: شامل مواد ديداري و شنيداري مثل راديو، تلويزيون، ضبط، فيلم و غيره كه معلّم را در امر آموزش ياري مي كنند.
4-ارزشيابي: به معني داوري و قضاوت دربارة عملكرد فراگيران به منظور تشخيص نقاط قوّت و ضعف كه معلّم با استفاده از آزمون و استفاده از روش هاي مختلف جمع آوري اطلاعات عملكرد هر يك از فراگيران كلاس خود را ارزيابي مي كند.
5-خلّاق: به معني آفريننده، ابداع و ابتكار مي باشد كه شاگرد با قرار گرفتن در يك موقعيّت آموزش مناسب و با استفاده از حسّ كنجكاوي و ابزار مناسب مي تواند استعدادهاي نهفتة خود را شكوفا نموده و به پديده هاي جديد دست يابد
موضوع دوم 1 - رابطه بين تعداد و فاصله فرزندان در خانواده و پيشرفت تحصيلي آنان در مقطع متوسطه دبيرستانهاي منطقه 10
مقدمه وبیان مسئله:
امروزه تعليم و تربيت از دشوارترين ، ظريف ترين و پرثمرترين امور انساني است و امري پرفرح و پرارج و وقت گير به شمار مي آيد كه ثمره نهايي آن دير به بار مي نشيند . رسالت آموزش و پرورش ايجاد تغييرات مطلوب در نگرش ها ، شناخت ها ، و رفتار انسانهاست در اين امر والدين و مربيان نقش بسيار مهم و اساسي به عهده دارند درتمامي نظريه هاي تربيتي خانواده و والدين هسته اصلي آْموزش و پرورش مي باشند و به ويژه در عصر تحقيقات فن آوري و انفجار اطلاعات و غيره مي باشند و مهمترين نقشي كه والدين مي توانند در زمينه پيشرفت تحصيلي فرزندان داشته باشند ايجاد محيطي آرام و مساعد براي مطالعه و انجام دادن تكاليف است همچنين نحوه ارتباط آنان با فرزندان ارتباط دانش آموز با خواهران و برادران نيز از عوامل تاثيرگذار به پيشرفت يا افت تحصيلي يكي از معضلات موجود نظام آموزشي و پرورشي هر كشوري است زيرا اين امر سبب مي شود كه هر ساله ميلياردها تومان از بودجه كشوراز اين طريق از دست رود و تعداد كثيري از نيروهاي بالقوه انساني از پرورش و تربيت صحيح باز مانند . بنابراين علل و عوامل اين افت و راههاي مقابله با آن يكي از مهمترين وظايف نظام آموزشي و پرورشي در هر كشوري است . هيچ كس نمي تواند منكر اهميت تعليم و تربيت و برنامه صحيح آموزشي و فرهنگي در پيشرفت و ترقي مملكت و همچنين شكوفا شدن نسل جوان باشد.
سوالات پژوهشی:
تحقيق حاضر از بين عوامل خانوادگي موثر در پيشرفت تحصيلي بررسي عامل فاصله سني و تعداد فرزندان مي باشد لذا طرح حاضر سعي بر آن دارد كه به سوالات زير پاسخ دهد .
1- آيا بين تعداد فرزندان در خانواده با پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد ؟
2- آيا آموزش خانواده ها در جهت كنترل جمعيت و فرزند كمتر موثر واقع مي شود ؟
3- آيا بين تعداد فرزندان و ايجاد محيطي گرم و صميمي در خانواده با پيشرفت تحصيلي فرزندان رابطه وجود دارد ؟
4- آيا درخانواده هاي پر فرزند بهبود وضع اقتصادي ، مالي و رفاهي خانواده ها و معلمان در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تاثير مي گذارد ؟
5- آيا در خانواده هاي پرفرزند عامل فاصله سني بين فرزندان و پيشرفت تحصيلي رابطه وجود دارد ؟
اهميت تحقيق
اهميت و نقش نهاد خانواده به عنوان اولين جايگاه اجتماعي كودك براي همگان آشكار است . والدين به عنوان مهمترين اعضاء اين نهاد كه در تماس دائم با كودك هستند و دنياي او را مي سازند . والدين مي -تواننند با اعمال درست و به موقع روش هاي مناسب تربيتي كودكاني اجتماعي ، موًدب ، متدين و با انگيزه براي پيشرفت تحويل جامعه دهند و در خانواده هاي پرجمعيت والدين در تربيت فرزندان كشمكش هاي زيادي باهم خواهند داشت نه تنها والدين بلكه بيشتر زيان ها نصيب فرزندان خواهد شد. تعداد فرزندان ، رابطه آنها در خانواده اهميت پيدا خواهد كرد. زيرا در خانواده هايي كه تعداد فرزندان زياد باشد سرپرستي و تربيت آنها و رسيدگي به آنها مشكل دار خواهد بود . ميزان تاًثيري كه خواهران و برادران در شكل گيري شخصيت و رشد اجتماعي كودك دارند به عواملي از قبيل جنسيت كودك جنسيت خواهر و برادران ، چندمين فرزند خانواده بودن ،فاصله سني با خواهر و برادران ، مجموعه تعداد كودكان در خانواده و تربيت خانواده بستگي دارد .
اهداف تحقيق
1- اهداف اصلي : دستيابي به اينكه بين فاصله و تعداد فرزندان در خانواده و پيشرفت تحصيلي آنها در مقطع متوسطه رابطه وجود دارد .
اهداف فرعي
1- ارائه پيشنهاداتي به خانواده ها جهت كنترل تعداد فرزندان در خانواده .
2- يافتن راههاي ترقي در جهت بالا بردن كيفيت آموزش و يادگيري .
3- يافتن راه حل هاي مناسب درجهت بالا بردن سطح آگاهي والدين به منظور كمك به فرزندانشان در امر يادگيري .
4- بررسي عوامل افت و يا علل ضعيف بودن دانش آموزان .
5- شناخت راه حل هايي مناسب جهت از بين بردن و يا تقليل افت تحصيلي دانش آموزان .
6- شناسايي و دسته بندي علل موفقيت تحصيلي دانش آموزان مقطع متوسطه .
فرضيه هاي تحقيق
1- هرچه تعداد فرزندان در خانواده كم باشد پيشرفت تحصيلي بيشتر مي شود .
2- هر چه تعداد فرزندان در خانواده زياد باشد پيشرفت تحصيلي كمتر خواهد بود .
3- در خانواده هاي پرجمعيت با بهبود وضع اقتصاديشان سطح پيشرفت تحصيلي فرزندان بهترخواهد بود.
4- هرگاه محيط خانواده محيطي گرم و صميمي باشد پيشرفت تحصيلي فرزندان نيز بالا خواهد بود.
روش تحقيق
نظر به اينكه مطالعه حاضر از نوع پژوهش هاي كاربردي است و به منظور آگاهي به عوامل و نتايج ناشي از افت تحصيلي در اين تحقيق از روش زمينه يابي (علي پس از وقوع ) استفاده شده است و روش علي مقايسه اي با روش هاي پس رويدادي بخصوص هنگامي كه با يك علت خصيصه اي غير قابل دستكاري مانند جنسيت مواجه هستيم و با نوعي گذشته نگري سعي داريم از معلول به علت احتمالي پي ببريم در چنين پژوهشي با يك يك رابطه آماري بين متغير مستقل و وابسته وجود داشته باشد .متغير مستقل قبل از متغير وابسته حادث شده باشد امكان فراهم كردن يك رابطه علي بين متغيرهاي مورد پژوهش نيز وجود داشته باشد .