۱.نقش مشاغل خانگی بانوان در وضعیت خانوادگی
بیان مسئله:
احساس پوچی و روند روزمره و تکراری زندگی باعث شده تا بانوان خانه دار دچار افسردگی و کاهش اعتماد به نفس شوند. به دلیل اینکه امکان اشتغال در خارج از خانه برای همهء بانوان وجود ندارد لذا بسیاری از مشاغل خانگی به این افراد شخصیت می بخشد، کمک می کند تا پیشرفت کنند، احساس خودکفایی کنند و حتی بتوانند نیازهای اقتصادیشان را تأمین کنند.
هدف:
ایجاد استقلال و خودباوری در بانوان خانه دار.
۲.نقش رفاه بر بازدهی کارکنان کارخانه ها
بیان مسئله:
وقتی فردی به عنوان کارگر یا کارمند در محیط کارش مشغول انجام کار است، چنانچه دغدغه های ذهنی اش رفع نشده باشد حین کار مدام مشغول حل مسائل ذهنی و پیدا کردن راه چاره ای برای آنهاست. لذا وقتی کارمند از جنبه های اقتصادی و امکانات زندگی در رفاه مطلوبی باشد راندمان کار او افزایش خواهد کرد و این امر موجب افزایش سوددهی سازمان ذیربط خواهد شد. چگونگی این موضوع به شرایط کارمند، سازمان، محیط و ... بستگی دارد. اما آیا در سازمانهای ایرانی توجهی به روحیات انسانی می شود؟
هدف:
اثبات پایداری تولید در صورت افزایش امکانات برای کارمندان.
۳.نقش ترتیب تولد در موفقیت افراد
بیان مسئله:
بچه های اول خانواده معمولاً دارای روحیاتی نظیر روحیه پیروزی، محافظه کاری، حس خرده گیری به خود، وتوانایی لذت بردن از بودن در گروه افراد بزرگتر از خود و... هستند. والدین معمولاً از فرزندان اول خود انتظار زیادی دارند. در واقع آنها فرزندان اول خود را به سوی موفقیت سوق می دهند. فرزندان اول اغلب بسیار سریع بزرگ می شوند. فرزندان میانی معمولاً در برابر ارزش های خانوادگی فردی سرکش هستند. اغلب احساس می کنند که اهمیت کمتری نسبت به فرزندان دیگر دارند. فرزندان کوچک معمولاً افراد خود نمایی هستند که از توجه دیگران به خود لذت می برند. اغلب با شیرین کاریهایشان باعث خنده دیگران می شوند. جذاب و عصیانگر هستند. فرزندان کوچک خانواده اغلب دوران کودکی طولانی مدتی دارند. آیا با توجه به این گفته ها نتیجه گرفت که کدام فرزند موفقیت را بدست می آورد؟
هدف:
بررسی تاثیر ترتیب تولد در به موفقیت رسیدن فرزندان
۴.تاثیر رنگ لباس در ارتباطات انسانی
بیان مسئله:
همیشه در اولین دیدارها در وهلهء اول ظاهر اشخاص مورد قضاوت قرار می گیرد. در فرهنگ های مختلف رنگها معانی متفاوتی دارند. رنگ لباس تاثیر به سزایی در شناخت افراد دارد. به طور مثال زمانی که فردی را با لباس سیاه می بینیم گرچه رنگ سیاه نشانهء دانش و آگاهی است اما دز بیشتر فرهنگها تداعی کنندهء اندوه و مرگ است.باید تجدید نظری در استفاده از رنگ ها در لباس ها کرد. چرا بعضی رنگ ها سبک شمرده می شوند؟ چرا فقط از رنگ های تیره در مراسم های رسمی استفاده می شود؟
۵.نقش تشویق در تعلیم و تربیت دانش آموزان
بیان مسئله:
داشتن دانش روانشناسی و ارتباطات و آشنایی کامل با اصول و قوانین تربیت نزد آموزگاران و پرسنل مدارس نقش به سزایی در پرورش و تربیت دانش آموزان دارد. لذا همین عامل والدین را ترغیب می کند که فرزندانشان را در مدارسی که بیشتر به مسائل تشویقی تا تنبیهی می پردازد ثبت نام کنند. ولی آیا مدرسه ای با این ویژگی ها وجود دارد؟ مدارسی که دانش آموزان را به درستی پرورش دهند؟آیا وجود دارند آموزگاران متعددی که نه فقط برای انجام وظیفه ای نه چندان مطلوب بلکه برای تربیت انسانهایی فرهیخته تلاش کنند؟
هدف:
شکل دهی به شخصیت و تقویت عملکرد و اعتماد به نفس دانش آموزان برای ورود به جامعه.
پیشینه تجربی
بديهي است که کودک و نوجوان وقتي توسط ديگران مورد تاييد قرار مي گيرد به خود اعتماد پيدا کرده و همين اعتماد راه پيشرفت را براي او فراهم مي کند. بهترين راه براي اعتماد پيدا کردن دانش آموزان اين است که مورد تاييد معلمان خود قرار گيرد و با اين کار به آنان جان و رمق مي دهند و دانش آموزان خود به خوبي در مي يابند که در اثر تشويق و مورد تاييد قرار گرفتنشان از طرف معلم پيشرفت کرده و موفق شده اند و خود را مديون تاييد معلمان و ديگران مي دانند
دانشمندان بر اساس بررسی های جدید دریافتند ، كودكان تا سن 12 سالگی برداشت چندان درستی از تنبیه ندارند و به تشویق به مراتب بیش از تنبیه واكنش نشان می دهند
محققان با بررسی مغز كودكان با روش ام آر آی دریافتند ، تشویق كودكان در سن 8 سالگی، مراكز ویژه رفتاری را در مغز تحریك می كند و كودك رفتارهای مثبت خود را كه تشویق شده است ، تكرار می كند.
اما این بررسی نشان می دهد: تنبیه در كودكان 8 ساله چنین تاثیری ندارد و كودك در این سن نمی تواند درك كند كه در صورت مشاهده واكنش منفی برای یك فعالیت، نباید آن را دوباره تكرار كند (شبکه خبر)
یاد دهی كه در زبان ساده تر و یا بهتر به آن آموزش هم می گویند بحث گسترده ای است. آیا روشی كه برای یاد دادن انتخاب می كنیم درست است، اصلاًچه روشی را باید انتخاب كرد. یاد دادن علم آنقدر پیشرفت كرده كه ما با تحلیل و بررسی به همه نكات منفی و مثبت قضایای آموزش سالهای قبل پی می بریم. وقتی كه مهر و محبت باشد ، درصد هوشی افراد بالا می رود ، انگیزه بیشتر شده و با ذوق و شوق به طرف علم می روند و یا به طرف هر چیزی كه با محبت باشد. "محبت و صبر" از ملزومات كار معلمان است و معلم باید خوب بیاموزد و خوب آموزش دهد. خداوند، انسان را به تامل در خلقت جهان و تفكر دعوت كرده و شایسته است بشر یاد بگیرد كه خوب ببیند، خوب بیندیشد و همواره ذهنی خلاق و سیال داشته باشد تا زمینههای بالقوه را به خلاقیت و نوآوری تبدیل كند. اندیشیدن و تفكر، بارزترین ویژگی انسانها و خود نوعی یادگیری است و به همین دلیل معلمان هدفمند برای بهبود یادگیری دانشآموزان در محتوا و روشهای خویش تغییر ایجاد میكنند. آنان با این كار بهخلاقیت و نوآوری، خودباوری، تفكر، روحیه پرسشگری و انعطافپذیری به همراه یادگیری دانشآموز عمق بخشیده و سعی میكنند كه برای او لحظاتی بیادماندنی در كلاس فراهم كنند. یكی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابراین امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می كند.
دانش آموزان وقتي در حالت عادي با هم هستند، اگر رفتارشان را نظاره كنيم با يكديگر رفتار خوبي دارند و كسي نيست آن لحظه آنها را تشويق و به ادامه رفتار خوب ترغيب كند، ولي اگر برخوردي بين آنان پيش آيد، وارد دعواي آنان شده و شروع به امر و نهي يا در واقع تنبيه مي كنيم و اين ضعيف ترين شيوه برخورد است و ما بايد به رفتارهاي آنان قبل از كشمكش توجه مي كرديم و اين ما هستيم كه با بي توجهي، رفتارهاي غلط را كاهش يا افزايش مي دهيم.
براي اينكه از تحسين هايي كه انجام مي دهيم، پاسخ مثبت دريافت كنيم، بايد تحسين ها را نسبت به اخلاقيات و رفتار آنها انجام داد و نسبت به آنها شناخت پيدا كرد.
تحسين و تشويق دانش آموزاني كه در دوره ابتدايي تحصيل مي كنند با دانش آموزان دوره متوسطه تفاوت دارد و بايد به سن آنها توجه كرد، به عنوان مثال دانش آموزان ابتدايي، تشويق مستقيم را بيشتر دوست دارند ولي افراد بزرگ تر، تشويق غيرمستقيم و همراه با شوخي را بيشتر ترجيح مي دهند و مي پسندند.
اگر آزموني از دانش آموز گرفته مي شود و نمره خوبي به دست نياورد، نبايد سريع او را توبيخ كرد و تمام كارهايش را زير سوال برد. مي توان به پيشرفت كوچك او اشاره و همان را تحسين كرد و با اين عمل و به ياد آوردن آن، ذهن دانش آموز را به آن پيشرفت سوق داده و يادآوري اينكه او مي تواند و بايد تلاش كند.
بايد در به كار بردن الفاظ، دقت فراوان كرد، زيرا دانش آموزان آنها را با رفتارشان تطبيق مي دهند و در صورت همراهي با رفتار مي توانند با رفتارهاي خويش ارتباط دهند، به عنوان مثال اگر بگوييد «چه دانش آموز و دختر يا پسر خوبي» اين جمله بدين معناست كه خوب بودن در تمام اوقات است و اين انتظار غيرممكن است و به جاي آن مي توانيد از جمله «من از اين رفتار شما با دوستت خوشم آمد» استفاده كنيد
بنابراين محور اصلي، ارضاي نيازهاي عاطفي است و اگر بخواهيم به اهداف مان سريع تر برسيم راه آن از طريق ارضاي نيازهاي عاطفي و ايجاد روابط صميمي با دانش آموز است و آن از طريق تحسين كردن، برآورده مي شود و مي توان با او رابطه نزديك برقرار كرد. {زهرا حمزه پور روزنامه اعتماد، شماره 1926 به تاريخ 26/1/88، صفحه 8 (گزارش اجتماعي)}
بنا بر نظر یک مدیر مدرسه راهنمایی دخترانه : اگر بخواهیم یک مدرسه فعال وپویا داشته باشیم یکی از مهمترین عامل پویایی و زنده بودن آن مدرسه توجه به اصول تشویق خواهد بود چرا که اگر مدیریت مدرسه با اصول تشویق آشنایی داشته باشد وفردی آگاه و متخصص باشد زیر مجموعه آن مدیریت نیز که شامل دانش آموزان و همکاران و اولیاءو دیگر عوامل هستند به تبعیت از آن ودر کنار آن افرادی دانا وتوانا مبتکر وخلاق خواهند بود که برای رسیدن به اهداف مدرسه با در نظر گرفتن تمام شرایط مدیریت با جان ودل کوشش وفعالیت خواهند کرد. راز موفقیت در این است که بدانیم چگونه می توان تشویق کرد و راههای تشویق موثر را دانست .از مجموعه هنجارها ونا به هنجارهای آموزشی و محیط آموزشی وعوامل وکارکنان و دانش آموزان واولیاء در مفهوم تشویق که از مهمترین نتایج آن ارتقاءروحیه دانش آموزان ومقابله با پدیده شوم افت تحصیلی وبکار گیری مشارکت اولیاء و با مد نظر قرار دادن تمامی جوانب وابعاد جامعه آموزشی وتاثیرات متفاوت روانی اقتصادی واجتماعی نه تنها دانش آموزان و اولیاء وسایر همکاران تاثیر مثبتی می گذارد.
پیشینه نظری
از آن جایی كه انسان موجودی است كه همیشه خواسته مورد تشویق دیگران قرار گیرد و از تنبیه متنفر بوده و از طرفی خداوند متعال بر خود «تبارك اله احسن الخالقین» گفته لذا رویكرد نظام آموزش و پرورش با دید گاه نوین و بر پایه اصول روانشناسی تثبیت تشویق و حذف تنبیه علی الخصوص تنبیه به شكل بدنی است .
اسكنیر معتقد است كه در انسانها یك استعداد ارثی وجود دارد كه طبق آن افراد نسبت به كسانی كه با آنها رفتار محبت آمیز دارند (تقویت كننده هستند) با محبت رفتار می كنند و نسبت به كسانی با آنها رفتار خصمانه دارند (تنبیه كننده هستند) با پرخاشگری رفتار می كنند .
از چهره های معروف یونان می توان افلاطون را نام برد. افلاطون بر آن است كه تربیت باید از دوران كودكی آغاز گردد زیرا در این دوره كودك چه از نظر جسمانی و چه از نظر روانی آماده پذیرش است . افلاطون تنبیه را وسیله ای برای بیدار كردن و تربیت می داند نه انتقام جویی .
از نظریه پردازان قرن هیجدهم روسو را می توان نام برد. افكار روسو نسبت به زمان خود خیلی پیشرفته است و كاملاً تازگی دارد او كودك به معنی فرد را مركز تمام تو جهات آموزش و پرورش قرار داد رو سو بر فعالیت كودك نادرستی روشهای تنبیهی را كه تا آن زمان در كار بود نشان داد. فلسفه تربیتی كانت خود رهبر ی است . به نظر او پاداش از كودك موجودی تابع می سازند در حالیكه بتوان كودك را به تفکر شخصی رهبری كرد. شهید ثانی با طراح محتاطانه ای این قانون را مطرح می كند می گوید : معلم بنا به اظهار محبت به شاگردان و التفات و احترام به آنها تبعیضی را معمول دارد. اگر شاگردان در سن، فضایل، دریافت و سایر مزایا با هم برابر و مساوی بودند محبت و التفات خود را عادلانه میان آنها توزیع نماید. در خصوص تنبیه نیز نظرات مختلف بیان شده است. قرنها این باور وجود داشته است كه تنبیه شیوه مؤثری برای كنترل رفتاراست اما باید توجه داشت كه تنبیه چند عیب مهم دارد: نخست این كه آثار آن مثل نتایج پاداش قابل پیش بینی نیست پاداش می گوید آن چه را که انجام داده ای تکرار کن، تنبیه می گوید :از آن دست بکشی. اما نمیگوید به جای آن چه کار کن در نتیجه رفتار نا مطلوبتری ممکن است جایگزین رفتار تنبیه شده بشود سوم اینکه عوارض جانبی تنبیه ممکن است نامطلوب باشد . به طور کلی اسلام تنبیه (تنبیه بدنی) را جهت تربیت کودکان روشی مناسب نمی داند که معتقد است کودک و نوجوان بدین روش خو گرفته و کاربرد تنبیه بدین گونه در آنان اثرات نامطلوبی به جای می گذارد. معروفترین قانونی که اسلام معلمان ومربیان را بدان دعوت نموده است تا در جهت تعلیم و تربیت بهره برداری کند قانون تشویق است زیرا انسان موجودی است که بر مبنای فطرت خدادادیش حب ذات دارد به خودش محبت می ورزد همچنین از آنان اموری که اورا محبوب جامعه و افراد می كند خشنود می شود. دیدگاه امام خمینی (ره) درباره تشویق كودكان و تعلیم و تربیت دیدگاهی وسیع ، عمیق و دقیق داشته اند و در زمینه های تخصصی تعلیم و تربیت چنان دیدگاه و عملكردی ازخود نشان داده اند كه گویی در این رشته تحصیل كرده اند؛ مثلاً درباره تشویق كودكان ، كارشناسانه به جزییات نقاشی كودكی توجه نشان می دادند . به این مورد توجه كنید :روزی یكی از بچه های اقوام امام ، پیش ایشان می رود و نقاشی قشنگی را به امام نشان می دهد . امام به نقاشی او خوب نگاه می كنند و از او می پرسند : " این نقاشی را خودت كشیده ای ؟ " بچه جواب می دهد : " نه ، نقاشی را كس دیگری كشیده ، من فقط آن را رنگ زده امام از صداقت بچه خیلی خوششان می آید ، به او می گویند . " بارك الله ، خیلی قشنگ رنگ آمیزی كرده ای ... " و یك جعبه مداد رنگی به بچه جایزه می دهند .
تنبیه بدنى آخرین مرحله است كه در صورت عدم موفقیت در مراحل قبل، با وجود شرایط خاصى از آن استفاده مى شود. شیوه هاى تنبیهى به طور كلى و تنبیه بدنى به طور خاص، محل اختلاف صاحب نظران است. برخى مثل سعدى و مولوى طرفدار تنبیه بدنى بوده، استفاده از آن را تجویز مى كنند. برخى دیگر چون غزالى، بوعلى و ابن خلدون، مربى را از تنبیه بدنى بیش از سه بار یا در مواقع خشم بازداشته اند. در میان روان شناسان نیز برخى همچون رین و هولز با وجود شرایط خاصى استفاده از تنبیه را در امر تغییر رفتار مفید مى دانند. با وجود این اغلب روان شناسان مخالف استفاده از تنبیه براى یادگیرى یا تغییر رفتار هستند.
اسكینر با جدیت بیشترى، استفاده از تنبیه را به طور كلى خطرناك و نامطلوب و بى تأثیر مى شمارد و دلایل چندى را براى مدعاى خود ذكر مى كند:
- تنبیه آثار جانبى نامطلوبى به بار مى آورد; مانند ترسِ تعمیم یافته
- تنبیه به ارگانیسم نشان مى دهد، چه كار نكند نه این كه چه كار بكند
- تنبیه صدمه زدن به دیگران را توجیه مى كند
- متربى اگر در موقعیت مشابه قرار گیرد و تنبیهى نباشد، ممكن است وادار به انجام همان كار شود
- نسبت به عامل تنبیه كننده و دیگران پرخاشگرى ایجاد مى كند
- تنبیه اغلب یك پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر مى سازد; مانند گریه به جاى بى انضباطى
خواجه نصيرالدين طوسي" درباره تنبيه بدني بر اين باور است که: "به هر خلقي نيک که از کودک صادر شود، او را مدح بايد کرد و بر خلاف آن در توبيخ اول عمل قبح او را تغافل منسوب کنند تا بر انجامش اقدام ننمايد و اگر برخود پوشيده دارد، برو پوشيده دارند و اگر معاودت کند در سر او را توبيخ کنند و چون معلم در اثناي تاديب ضربي به تقديم رساند از فرياد و شفاعت خواستن حذر فرمايند، چه آن فعل مماليک و ضعفا بود و ضرب اول که بايد اندک بود و نيک مولم، تا از آن اعتبار گيرد و بر معاودت دليري نکند. به عبارت ديگر او نيز تنبيه را جايز مي داند منتها تا حدي که تنها باعث تنبيه شود و هرگز از سرکين ورزي و شقاوت نباشد
"عنصرالمعالي" بهره گيري از تشويق و تنبيه را علم آموزي و تربيت، لازم مي داند و مي نويسد: "هر هنري و فضلي روزي به کار آيد، پس در فضل و هنر آموختن تقصير نبايد کردن و در هر علمي که مر او را آموزي، اگر معلمان از بهر تعليم مر او را بزنند، شفقت مبر، بگذار تا بزنند که کودک علم و ادب و هنر به چوب آموزد نه به طبع خويش."
"سعدي" اصل را بر تشويق مي نهد، در صورتي که موثر واقع نشد، تنبيه را روا مي داند:
بسا روزگارا که سختي برد
پسر، چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهيزکارش برآر
گرش دوست داري بنازش مدار
به خردي درش زجر و تعليم کن
به نيک و بدش وعده و بيم کن
نوآموز را ذکر و تحسين و زه
زتوبيخ و تهديد استاد به
تشويق، حس خودپسندي وحب ذات انسان را اقناع مي کند. نکوهش و ناسپاسي، شخصيت انسان را تحقير مي نمايد. وجود تشويق و تنبيه براي پرورش و تربيت انسانها امري ضروري است.
مکتب انسان ساز اسلام و آموزه هاي ائمه بر اين ويژگي ها تاکيد مي کند.
همچنين در بين متفکران اسلامي نيز چهره هايي که به تبيين ويژگي هاي تربيت اسلامي بپردازند کم نبوده اند و از جمله آنها مولاناست.
"مولوي" اساس تعليم و تربيت را بر شيوه تشويق و محبت گذارده و در موارد بسياري از نقش تعيين کننده محبت سخن به ميان آورده است:
از محبت، دردها صافي شود
از محبت، دردها شافي شود
از محبت، مرده زنده مي کنند
از محبت، شاه بنده مي کنند
تشويق، همچون آب لطيف و گوارا به هر جا که مي رسد، به شکفتن و شکوفايي مدد مي رساند. غم و اندوه و تنبيه، همچون سيلاب سياه و مردابي فرو خورنده، هر نهالي را در خود پژمرده مي سازد. آن کس که با آداب تربيت تشويق، پرورش مي يابد، جهان هستي را طربناک مي بيند و با انديشه طربناک خود همه جهان هستي را در جنبش و جوشش مي بيند. تشويق شاگرد، خلاقيت را به ارمغان مي آورد و نوآوري، نوانديشي و نوبيني جهان را به دنبال دارد.
"مولوي" تنبيه را نيز يکي از روش هاي موثر تربيت دانسته و حتي تنبيه بدني را نيز جايز مي شمارد در مقام جواز تنبيه بدني اين نکته را ذکر کرده است که معلم، امين و نايب حق است و هرگز به منظور انتقام جويي و نفع شخصي، شاگرد را تنبيه نمي کند، بلکه فقط براي اصلاح و تربيت او چنين اقدامي مي کند.
سؤالات تحقیق:
1ـ آیا تشویق در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی مؤثر است؟
فرضیه: تشویق در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی تاثیر دارد.
متغیر مستقل: تشویق
متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی
متغیر تعدیل کننده: مقطع تحصیلی (پیش دانشگاهی)
متغیر کنترل: جنسیت، هوش
متغیر مداخله گر: ایجاد انگیزه
2- آیا تشویق به رفع نقاط ضعف در رفع ناسازگاریهای دانش آموزان دختر و پسر مؤثر است؟
فرضیه: شناخت روحیه دانش آموز و تشویق به اصلاح نقاط ضعف در رفع ناسازگاری های دانش آموزان دختر و پسر مؤثر است.
متغیر مستقل: شناخت روحیه دانش آموز و تشویق به اصلاح نقاط ضعف
متغیر وابسته: رفع ناسازگاری دانش آموزان
متغیر تعدیل کننده: دانش آموزان دختر و پسر
متغیر کنترل: وضعیت اجتماعی، هوش، سن
متغیر مداخله گر: امید
3ـ آیا تشویق در سازندگی و پرورش حس مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است؟
فرضیه: تشویق در دادن مسئولیت های اندک در مدرسه در سازندگی و پرورش حس مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است.
متغیر مستقل: تشویق
متغیر وابسته: سازندگی و پرورش حس مسئولیت پذیری
متغیر تعدیل کننده: دادن مسئولیت های اندک در مدرسه
متغیر کنترل: وضعیت خانوادگی، هوش، سن
متغیر مداخله گر: خود باوری
4ـ آیا تشویق زبانی درحضور دیگران باعث خواهد شد تا دانش آموزان احساس شایستگی و امنیت نمایند؟
فرضیه: تشویق زبانی درحضور دیگران باعث خواهد شد تا دانش آموزان احساس شایستگی و امنیت نمایند.
متغیر مستقل: تشویق زبانی
متغیر وابسته: احساس شایستگی و امنیت
متغیر تعدیل کننده: در حضور جمع
متغیر کنترل: سن، تمکن مالی والدین، وضعیت روحی دانش آموز
متغیر مداخله گر: اعتماد به نفس
5- آیا دبیرانی که علم روانشناسی می دانند بیش از سایر دبیران در تعلیم و تربیت دانش آموزان تاثیر دارند؟
فرضیه: دبیرانی (که به نوجوانان تدریس می کنند) که علم روانشناسی می دانند بیش از سایر دبیران در تعلیم و تربیت دانش آموزان تاثیر دارند.
متغیر مستقل: دانستن علم روانشناسی در برابر ندانستن علم روانشناسی
متغیر وابسته: تعلیم و تربیت دانش آموزان
متغیر تعدیل کننده: تدریس به نوجوانان
متغیر کنترل: دانش و هوش دبیر، میزان تحصیلات دبیر.
متغیر مداخله گر: روانکاوی