۲سوال جهت بررسي در روش تحقيق:
۱-چرا مديريت برند در ايران برخلاف اكثر كشورهاي توسعه يافته پاسخگو نمي باشد؟
- در ايران تحقيقات جامع و صحيحي جهت شناخت سلايق و علايق مشتريان صورت نپذيرفته.
- ايرانيان برخلاف ديگر كشورها داراي سلايقي تحت تاثير ديگر كشورها مي باشند و خودشان غالباً بر انتخاب و نوع كالاي مصرفي و تغيير در كيفيت برندها تاثير بسزايي نمي گذارند.
ضرورت : اگر در ايران مديريتي صحيح بر مصرف كالاها صورت پذيرد و نظر و ميل مشتري ابتداي توليد باشد ديگر شاهد مصرف كالاهاي رده چندم كشورهاي ديگر نبوده و كشور ايران خود داراي بازاري مطمئن و بسيار مناسب براي رقابت بر مبناي مشتري مداري خواهد بود.همچنين است اگر كالاهاي ايراني داراي مديريت برند صحيح باشند به اين سادگي مشتريان خود را پس از ورود يك كالاي وارداتي از دست نخواهند داد.
پيشينه تجربي: مديريت برند به كارگيري تكنيكهاي بازاريابي براي محصول يا خط محصولي خاص است. مديريت برند به دنبال افزايش ارزش براي مشتري و در نهايت افزايش حجم فروش است. بازاريابان، مديريت برند را ابزاري براي افزايش كيفيت موردنظر مشتري و افزايش خريد و ايجاد وفاداري در مشتريان ميدانند. يكي از مهمترين مزيتهاي مديريت برند براي شركت اين است كه ميتوان در بازاري خاص بدون از دست دادن مشتريان، بر قيمت كالاها و خدمات افزود. در واقع مديريت برند ابزاري در جهت متمايزسازي است. ارزش برند نيز به ميزان سودآوري ايجاد شده براي شركت اشاره ميكند. اين افزايش سودآوري ميتواند تركيبي از افزايش فروش و افزايش قيمت باشد.
تاريخچه ی نام تجاري
نام تجاري رشته اي از بازاريابي است که در قرن نوزدهم با ورود محصولات بسته بندي شده، به وجود آمد. صنعتي شدن، توليد صابون محلّي را به کارخانه هاي متمرکز توليدکننده صابون تغيير داد. زمانيکه توليدات حمل مي شدند، کارخانجات بايد آرم و نشان خود را بر روي محموله ها حک مي کردند تا مشخص شود محصولات مربوط به کدام توليد کننده است. توليدات بصورت انبوه در آمد و توليدي با اين حجم، نيازمند اين بود که به بازار وسيعتري فروخته شود. توليد کنندگان به زودي دريافتند که بسته بندي يک شکلِ صابون، توان رقابت با محصولات توليدي محلّي را ندارد و نياز به يک بسته بندي متفاوت وجود دارد. کالاهاي بسته بندي شده نيازمند متقاعد کردن بازار بودند که اين کالاها بهترازکالاهاي توليد محلّي مي توانند نياز مصرف کننده را برطرف نمايند. براي تمايز قايل شدن بين محصولات توليدي محلّي و محصولات توليد انبوه که غير محلّي بودند، شرکتها اقدام به نام گذاري محصولات خود کردند و بدين ترتيب اولين نام هاي تجاري به وجود آمدند. صابون کامپ بل ، نوشابه کوکاکولا و جو کواکر از جمله اولين محصولاتي بودند که براي آشنايي بيشتر مصرف کننده با محصول، نامگذاري تجاري شدند.
حدود سالهاي 1900 والتر تامپسون يک آگهي تبليغاتي را طراحي کرد. اين آگهي، آن چيزي را که ماهم اکنون ازنامگذاري تجاري مي دانيم، تفسيرمي کرد. شرکتها به سرعت شعارها ونام هاي تجاري خود را طراحي کردند که اين امر نيز به طراحي تبليغات راديويي وتلويزيوني منجر گرديد. دردهه ي 1940، توليد کنندگان به شناسايي راههايي پرداختندکه بتوانند به وسيله ي نام تجاري خود، با مصرف کنندگان ارتباطي را برقرار نمايند و اين ارتباطات نيز به چيزي منجر شد که ما امروزه آنرا وفاداري به نام و در مفهوم وسيعتر، بازاريابي رابطه اي مي ناميم.
۲- عدم توازن و ارتباط در انجام وظيفه شغلي و حقوق و مزاياي دريافتي.
با توجه به نبودن نظارتي صحيح بر استخدام و مزاياي دريافتي در كليه سازمانها چه دولتي و غيردولتي ، شاهد عدم اراتباطي درست و منظم بر توانائيها، مدارك تحصيلي ، تجارب شغلي و ارتباط آنها با حقوق و مزاياي دريافتي وجود دارد.
ضرورت: در ايران با توجه به تعداد افراد جوان كه در دهه هاي اخير جوياي كار مي باشند و در مقطعي از زمان آنها را به تحصيلات عاليه مشغول داشته ايم و در حال حاضر آنها احتياج فراوان به داشتن شغل براي گذراندن زندگي مي باشند ولي ايجاد فضاي مسموم حاكم بر اشتغال كه روابط بر ضوابط پيشي گرفته، شاهد هستيم كه گاهي افرادي با مدركي ليسانس و يا بالاتر در رده شغلي بسيار پايين مشغول بكار مي باشند.
پيشينه تجربي :
در عصر حاضر، بسياري از كشورهاي جهان با مشكل بزرگي به نام بيكاري دست به گريبانند كه عمدتاً ناشي از رشد جمعيت و ساختار غلط اقتصادي – اجتماعي حاكم بر آن جامعه ميباشد، هدف اصلي اين طرح شناخت وضعيت اشتغال موجود در ايران و ارائه راهكارهاي مناسب است معهذا، شناخت وضعيت موجود نيروي انساني مستلزم انجام مطالعات بنيادي در اقتصاد جمعيت و روند توسعه است. لذا دسترسي به اطلاعات آماري قابل اعتماد، در زمينة كلية ويژگيهاي نيروي انساني در سطح كشور بسيار اساسي است.
در اين راستا، دگرگونيهاي جمعيتي، درچارچوب تغيير نظام اقتصادي – اجتماعي نگريسته شده و ابعاد مختلف مســـئله در طي اجراي برنامههاي خاص اقتصادي، اجتماعي مطالعه و آثار پيامدهاي هر يك مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد.
بنابراين براي گردآوري آمار و اطلاعات و ارائه تصوير دقيق از وضع موجود با توجه به محدوديتهاي اوليه، از اطلاعات آماري مربوط به سال 1375، از انتشارات مركز آمار ايران، بانك مركزي و سازمان برنامه و بودجه استفاده شده است. نتايج بررسيهاي اوليه، ساختار كلي جمعيت كشور را مشخص ميسازد. سپس جايگاه نيروي انساني در بخشهاي مختلف اقتصاد مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد. بعلاوه ساختار جمعيت در مناطق مختلف شهري و روستايي مسأله فرصتهاي اشتغال، حركت جمعيت و جابجائي نيروي كار، چگونگي گسترش بازار كار در مناطق شهري و ابعاد بيكاري در مناطق مختلف شهري و روستايي بررسي و تحليل ميشود.
مهمترين دستاورد اين بررسي عدم اشتغال بخش اعظم نيروي جوان كشور و ضرورت ايجاد زمينههاي شغلي مناسب براي آنها و ايجاد فعاليتهاي خوداشتغالي مخصوصاً در مناطق مهاجر فرست ميباشد.
جالب توجه اينكه، بخش اعظم نيروي انساني را جوانان 10 تا 30 سال تشكيل ميدهند كه به سبب عدم برخورداري از تسهيلات مالي ارزان، قادر به انجام فعاليتهاي مستقل نيستند.
لذا گسترش آموزشهاي مهارتي و افزايش تسهيلات مالي ارزان، رهگشاي اصلي توسعه فعاليتهاي خوداشتغالي است.
بر اساس اطلاعات آماري موجود، از كل جمعيت ده سال به بالا در حدود دو – سوم غيرفعال محسوب شدهاند و از جمعيت غيرفعال نيز درصد بالايي مربوط به زنان فعال در روستا ميباشد كه ضمن انجام فعاليتهاي خدماتي روزمره در فعاليتهاي كشاورزي و دامداري نقش اساسي دارند. همچنين بخش مهمي از ارزش افزوده مربوط به صنايع دستي توسط آنها ايجاد ميشود.
نكتة مهم ديگري كه در بطن بررسي مشخص گرديد، محدوديت امكان فعاليت نيروهاي متخصص در بخشهاي مولد صنعت وكشاورزي است.