1.موضوع: علل پایدار بودن ازدواجهای
سنتی از ازدواجهای مدرن و امروزی
بیان مسئله:
با
توجه به فرهنگی که در ایران در زمینه خواستگاری و ازدواج وجود دارد، هر چند تا
کنون اکثر ازدواج های صوت گرفته از نوع ازدواج های سنتی بوده، اما امروزه بنا به
دلایلی که می توان از رشد و افزایش جمعیت، صنعت، تهاجم فرهنگی، تقلید فرهنگی و ...
نام برد، باعث شده این شیوه در برخی موارد منسوخ شده به جای آنکه والدین و
بزرگترها به خواستگاری رفته و باعث پیوند دو نفر شوند، دیده می شود که این دو نفر
خود یکدیگر را یافته و با هم آشنا شده و بعد از این آشنایی با هم ازدواج می کنند .
میزان رضایتمندی در کدام شکل از این ازدواج ها بیشتر است و کدام ازدواج پایداری می
باشد و اصولا در آینده دختران و پسران کدام راه و روش را در پیش گیرند، تا به
رضایت بیشتری در ازدواج دست یابند.
ازدواج به عنوان یکی از
وقایع مهم و حیاتی در زندگی افراد جامعه محسوب شده و ازجنبه های مختلف مورد بررسی
قرار می گیرد. ازدواج علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسی و عاطفی فرد، نیازهای
اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را تنظیم می کند و به خاطر اهمیت و تاثیری
که دارد، به عنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشورهای دنیا محسوب می شود و
همچنین مهمترین دلیل در انتخاب این موضوع
افزایش آماری است که در
زمینه طلاق و همچنین کاهش آماری است که در زمینه ازدواج به چشم می خورد، آمار طلاق
در سال های اخیر در کشور ما افزایش چشمگیری داشته، از هر هزار ازدواج بیش از
شصت درصد آن منجر به طلاق شده است که این امر دلایل بسیاری دارد .
سوال
های پژوهشی:
1.آیا
نحوه انتخاب همسر می تواند در ازدواج و زندگی زناشویی موثر باشد؟
2.آیا تغییرات فرهنگی موجب
افزایش آمار طلاق شده است؟
3.آیا تحصیلات در افزایش
آمار طلاق موثر است؟
4.آیا درک نادرست از فرهنگ
ازدواج در غرب می تواند عامل موثری در آمار ازدواج و طلاق باشد؟
5.آیا با وجود شناخت قبلی
از یکدیگر در ازدواج مدرن خانواده نیز می تواند موثر در این ازدواج و زندگی
زناشویی باشد؟
اهداف:
1.کاهش آمار طلاق
2.پایدار شدن بنیان خانواده
3. بررسی تاثير شيوه انتخاب همسر (مدرن/ سنتي) در
رضايت از زندگي زناشویی
ضرورت:
1.افزایش اعتماد افراد به یکدیگر
2.افزایش صبرو تحمل زوجین
3.افزایش درک متقابل
پیشینه عملی و نظری:
معیارها با توجه به
تحولاتی که صورت گرفته فرق کرده است ،به طورى كه جوانان امروزه نمى خواهند به صورت
چشم و گوش بسته تن به ازدواج بدهند و اعتقادشان بر این است كه باید خودشان در این
امر نقش داشته باشند. حالا با توجه به فضاى موجود این سؤال پیش مى آید كه آیا نظام
تربیتى خانواده هاى ما كه در آن پدر و مادر انتخاب همسر را براى فرزندشان حق خود
مى دانند، با این نگرش درمیان جوانان ایجاد تضادنمى كند؟ و آیا اصلاً جامعه ما با
توجه به مسائل مذهبى و فرهنگى مان پذیراى ازدواج مدرن هست یا خیر؟ و اصولاً آمار و
ارقام ازدواجهاى سنتى را موفق تر مى دانند و یا ازدواج هاى مدرن را؟
دكتر شهلا كاظمى پور، عضو هیأت علمى
دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران و متخصص جمعیت و توسعه هم دراین باره
معتقد است که باید منظور از ازدواج هاى سنتى و مدرن را كاملاً روشن كرد. در ازدواج
هاى سنتى كه از طریق خانواده صورت مى گیرد، انتخاب همسر براى فرزند، تأمین منابع
مالى آن، برگزارى مراسم ازدواج و حتى روابط زوجین پس از ازدواج تحت نظارت خانواده
هاست درحالى كه در ازدواج هاى مدرن این امور به خود زوجین محول مى شود و روابط
هسته اى درون خانواده بیشتر به دختر وپسر محول مى شود .در جامعه گذشته كشورمان كه
جامعه اى سنتى بوده اكثر ازدواجها با نظارت خانواده ها انجام مى شده است. در
ازدواج هاى سنتى سن دختر پایین تر از پسر بوده و دایره همسرگزینى نیز محدود
بوده است. ولى در مقابل درصد ازدواج هاى خویشاوندى بالا بوده است و به دلیل حمایت
هاى مالى كه خانواده مى كرد شروع زندگى مشترك براى زوجین بدون دغدغه بوده است.
در
جامعه گذشته كشورمان كه جامعه اى سنتى بوده اكثر ازدواجها با نظارت خانواده ها
انجام مى شده است. در ازدواج هاى سنتى سن دختر پایین تر از پسر بوده و دایره
همسرگزینى نیز محدود بوده است. ولى در مقابل درصد ازدواج هاى خویشاوندى بالا بوده
است و به دلیل حمایت هاى مالى كه خانواده مى كرد شروع زندگى مشترك براى زوجین بدون
دغدغه بوده است.
هر چه
جامعه كوچكتر و بسته تر بود، شیوه انتخاب همسر ساده تر و دوام و بقاى زناشویى
بیشتر بود. به همراه گسترش جوامع و توسعه شهرنشینى و افزایش تحصیلات به تدریج از
سهم ازدواج هاى سنتى كاسته شده و به طرف ازدواج هاى مدرن حركت شد ولى این تحول به
یكباره بیانگر یك ازدواج مدرن نیست.
از دیدگاهی دیگر دكتر علي اسماعیلی معتقد است که در جامعه
ايراني نوعي سردرگمي بين ازدواج سنتي و مدرن وجود دارد؛ جوانان از يك طرف تمايل
دارند مدرن ازدواج كنند و از طرفي هنوز هم و ابستگي هاي سنتي دارند.جوانان وابستگي هاي سنتي درون خود
را حفظ كرده اند اما در جامعه شرايط ديگري مي بينند بنابراين در تعارض ميان
ازدواج سنتي و مدرن مانده اند.وی معتقد است جوانان بايد
ياد بگيرند كه ازدواج هاي سنتي كاملا غلط نيستند و والدين هم بايد بدانند كه
ازدواج هاي مدرن كاملا غلط نيستند؛ بنابراين مي توان با تلفيق ازدواج سنتي و مدرن
به يك ازدواج درست دست پيدا كرد. وي ازدواج ها را به دو دسته هوموگامي و
هتروگامي تقسيم كرد : ازدواج هاي هوموگامي كه معمولا در بين خويشان و اقوام
نزديك اتفاق مي افتاد در شرايط كنوني جامعه جايگاه چنداني ندارد و در عوض ازدواج
هاي هتروگامي كه در آن افراد به دليل شباهت هاي شغلي و تحصيلي و فكري با هم ازدواج
مي كنند، افزايش يافته است.
از طرف دیگر دكترغفاری معتقد است مشكل همه مردم اين است كه به
نيازمندي هاي يك ازدواج مثل خانه، ماشين و پول فكر مي كنند نه به پيش نيازهاي يك
ازدواج سالم.اگر دو نفر از پيش نيازهاي يك ازدواج سالم برخوردار باشند، چه
خواستگاري بروند و چه خودشان با هم آشنا شوند، چندان تفاوتي نمي كند.دکتر غفاري با اعتقاد به اينكه هم در ازدواج سنتي و
هم در ازدواج مدرن امكان بروز شناخت هاي سطحي وجود دارد،معتقد است نمي توان
ادعا كرد كه سطح شناخت در ازدواج سنتي عميقتر است؛ زيرا در اين صورت بايد
تمام خانواده هاي سنتي قرين خوشبختي باشند.
2.موضوع: علل بی توجهی دولت
ایران نسبت به فرار مغزها
بیان مسئله:
باید
بپذيريم كه قدرت برتر جهان از آن كساني است كه قدرت علمي و تكنولوژيك بيشتري دارند
و قدرت در نظام نوين جهاني نه براساس تعداد و نوع تسليحات جنگي بلكه برحسب نيروهاي
متخصص و نخبه علمي تعيين مي گردد، بايد اين واقعيت را نيز قبول داشته باشيم كه با
از دست دادن چنين نيروهايي و پيوستن آنان به كشورهاي توسعه يافته، در واقع به
تضعيف خود كمك كرده و حداقل به افزایش قدرت كشورهاي توسعه يافته کمک کرده ایم.حال واقعيت
آن است كه كشور ما از لحاظ حفظ و نگهداشت نخبگان علمي و نيز به كارگيري آنان
ناتوان بوده است و در این خصوص هیچ اقدام به خوصی انجام نمی دهد ،درحالیکه با
استفاده از این نیرو می توان راه های رشد و توسعه به راحتی را طی کرد .
سوالات
پژوهشی:
1.آیا
حذف کنکور و آزاد بودن در انتخاب رشته مورد علاقه می تواند در کاهش آمار مهاجرت
موثر باشد؟
2.آیا
آزادی در پوشش و حجاب و آزادی بیان می تواند عامل موثری در کاهش مهاجرت باشد؟
3.آیا
وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور عامل موثری در مهاجرت افراد است؟
4.آیا
مسئله سربازی می تواند عامل موثری در مهاجرت افراد باشد؟
اهداف:
1.کاهش آمار مهاجرت
2.بهره گیری از نیروی کار بیشتر
ضرورت ها:
1.توجه بیشتر دولت به نیازهای مردم
2.اشتغال زایی
3.ارائه خدمات بیشتر به مردم