نیوشا نبوی
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:
1.تضاد
فرهنگی بین خانواده های ایرانی : فرهنگ را مجموعه پيچيده
ای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و
هرچه که فرد بعنوان عضوی از جامعه،
از جامعه خویش فرا مي گيرد، تعریف می کند.حال
تضاد فرهنگی بین خانواده ها درواقع تضاد بین دانشها و باورها و بقیه مواردی است که
ذکر شد.منظور از تضاد فرهنگی همان تضاد در
شیوه زندگی افراد ، تضاد در باورها ، خصوصیات اخلاقی و عادات افراد است.هر خانواده
ای به شیوه ای زندگی می کند و باورهای خودش را دارد و بر این اساس خانواده ها از
لحاظ فرهنگی و شیوه زندگی و ... با هم تفاوت دارند.
2.آمار طلاق:
طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد، رها شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی است و در اصطلاح طلاق (Divorce) در نظام های حقوقی غربی دلالت بر انحلال یک رابطه زناشویی رسمی و قانونی در زمانی که هر دو طرف هنوز در قید حیاتند و پس از وقوع آن می توانند بار دیگر ازدواج کنند، دارد.منظور از آمار طلاق در واقع همان کاهش یا افزایش میزان طلاق طی یک دوره در جامعه است.
3.سطح تحصیلی پدر و مادر:
تقریبا همان تعریف مفهومی تحصیلات فرد است که همان مدرک دانشگاهی است که در ازای گذراندن تعدادی واحد درسی در سیستمی معین، به فرد اعطا می شود، با این تفاوت که در اینجا سطح تحصیلی پدر و مادر فرد مورد ارزیابی قرار میگیرد نه تحصیلات یا سطح تحصیلی خود فرد. منظور آخرین مدرک تحصیلی پاسخگو است که گزینه های این متغیر چنین است:1-بیسواد 2- پنجم ابتدایی 3- راهنمایی 4- دبیرستان و دیپلم 5- پیش دانشگاهی 6- کاردانی 7- لیسانس 8- فوق لیسانس و دکترا.
4. داشتن فرصت مناسب برای شناخت کافی از یکدیگر:
شناخت زوج های جوان و خانواده هایشان از یکدیگر موجب تصمیم گیری های بهتر برای زندگی آینده است. در اینجا منظور از داشتن فرصت مناسب برای شناخت این است که طرفیناین فرصت را داشته باشند تا برای یک مدت زمان کافی با هم نامزد شده و با خانواده های یکدیگر رابطه برقرار کنند تا بتوانند آشناییت لازم و کافی ای را که برای ازدواج نیاز دارند به دست آورند.
5. میزان توقعات زنان از مردان در زندگی زناشویی:
توقع داشتن یعنی انتظار داشتن . یک زن تصورمیکند همانطوری که او تلاش میکند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست داشته باشد میبایست همانند او واکنش نشانداده و سعیکند او را خوشحال سازد و حتی بهخاطر دوستداشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیشدستی کند و نمیتواند فکر کند که آنهمه تلاش و کوشش، نهتنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجهی عکس هم داده است.این همان توقع داشتن یا انتظار داشتن است.حال در اینجا منظور ،میزان توقعات یک زن از همسرش است.
6.عدم استقلال پسران و وابستگی بیش از حد آنها به خانواده :
وقتی جوان یا نوجوانی به سن 18 می رسد کارهای زیادی را هرچند به مدت کوتاه مدت تجربه کرده است که این به آنها شخصیت بسیار قوی اجتماعی می دهدو نتیجه بلوغ اجتماعی بسیار بالای آنهاست. جوانان معمولاً در 18 سالگی به طور مستقل زندگی می کنند که این تصمیم آنها به معنی استقلال مالی نیز هست .در اینجا منظور از استقلال هم استقلال مالی است هم استقلال عاطفی است، چون بسیاری از والدین به پسران خود وابستگی زیادی دارند مخصوصاً خانواده هایی که فرزند پسر داشتن را بسیار مهم می دانند و این امر باعث می شود که پسران بعد از ازدواج وابستگی شدیدی به والدین خود داشته باشد چه از نظر مالی و چه از نظر احساسی.وابستگی از نظر مالی باعث می شود که پسران از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشند و وابستگه از لحاظ احساسی باعث می شود تا کوچکترین مشکل بین دختر و پسر وارد خانواده هایشان شده که این موجب بزرگ شدن این مشکل کوچک می شود.