انگیزش یا Motivation: میل فرد جهت انجام دادن یک کار، شی، یا یک فعالیت تعریف شده است. از دیدگاه رفتاری انگیزش را تلاش و کوشش افراد جهت تحقق اهداف سازمانی به نحوی که اهداف فرد هم تامین شود، تعریف نموده اند.
انگیزش یک فرآیند زنجیره ای است که با احساس نیاز شروع می شود، سپس خواست را به دنبال می آورد و موجب تنش و کنش می شود و در پیآمد آن اقدام برای نیل به هدف صورت می گیرد و سرانجام خواست ارضا می شود. انگیزش در سازمانها مسأله جمعی و گروهی است مدیران فاقد انگیزه کافی نمی توانند کارکنان پرانگیزه ای را پرورش دهند و کارکنان کم انگیزه بر روی رفتارهای مدیر و انگیزه های او بیتاثیر نیستند.
متغیر۲:میزان تعهد شغلی
تعریف مفهومی ۲:تعهد شغلي جايگاه ويژهاي را در مطالعات مديريت منابع انساني و رفتار سازماني دارا ميباشد. زيرا اين ساختار ميتواند در جهت پيشبيني رفتارهاي سازماني در آينده نظير ترک شغل ، تأخير ، کمکاري ، غيبت و ... مؤثر باشد و در نهايت بر بهرهوري نيروي انساني تأثير به سزايي داشته باشد. با توجه به اينکه اولين و مهمترين جزء سيستم سازمان ، افراد انساني با شخصيتهاي مختلف خود ميباشند لذا انگيزهها ، تواناييها ، تمايلات ، عقايد و افکار که در واقع از اجزاء مهم تشکيلدهندهي شخصيت انسان ميباشد و حدود انتظارات و توقعات افراد را نسبت به يکديگر و همچنين نسبت به سازمان تعيين ميکنند.
متغیر ۳:میزان تخصصی بودن شغل
تعریف مفهومی ۳:میزان تقسیم کار در سازمان تعیین کننده ی میزان تخصصی بودن مشاغل در آن سازمان می باشد که این خود باعث کاهش تنوع شغلی و کاهش عملکرد و کارایی در بلند مدت می گردد.
متغیر ۴:میزان ثبات شغلی
تعریف مفهومی۴:بنا بر اصل ثبات جا به جایی کارکنان در سازمان قبل از رسیدن به بهره وری کامل در مشاغل مربوطه باعث به هدر رفتن هزینه های آموزشی و تضعیف روحیه ی کارکنان میشود اما بعد از رسیدن به بهره وری کامل بنا بر تصمیمات مدیریت بلا مانع است.
متغیر۵:میزان پیشرفت تکنولوژی
تعریف مفهومی ۵:
در طول تاريخ با تكيه بر دو رويكرد مختلف به تعريف تكنولوژي پرداخته شده است. اين دو رويكرد عبارتند از : 1) درونگرايان[2] و 2) برونگرايان[3] . تعاريف درونگرايان از تكنولوژي، اغلب با تكيه بر معني و مفهوم مهندسي آن بوده است، يعني ساختن مصنوعات و استفاده كردن از آنها. براي مثال كرانزبرگ و پورسل تكنولوژي را چنين تعريف ميكند : « تلاش انسان براي مواجه شدن با محيط فيزيكي . . . و سعي براي رام كردن يا كنترل كردن محيط بوسيلة . . . ابتكار و نبوغ خود در استفاده نمودن از تمامي منابع در دسترس. از سوي ديگر تعاريف ارائه شده توسط بيرونيگرايان از تكنولوژي، بر پاية اثراتي بوده كه بر روي نهادهاي اجتماعي نهاده است. از اينرو اغلب صاحبنظران اين ديدگاه را دانشمندان علوم اجتماعي تشكيل ميدهند. براي مثال سينگر تكنولوژي را چنين تعريف ميمند : « اينكه هر چيز بهطور معمول چگونه انجام ميشود يا ايجاد ميشود و اينكه چقدر انجام ميشود يا ايجاد ميشود .
متغیر ۶:میزان مطلوبیت نگرش به مدیریت
تعریف مفهومی ۶:در سازمان دید و نگرش کارکنان به مدیریت موضوعی کاملا متفاوت و خاص است یعنی هر یک از کارکنان بنا به خصوصیا ت و ویژگی های شخصیتی خود دیدی منحصر به فرد به مدیریت سازمان دارد که این دید تا حد قابل توجهی منتج از سبک و شیوه ی رهبری مدیران و میزان مشارکت دادن افراد در امر تصمیم گیری توسط آنها دارد.
پرسشنامه مربوطه برای انجام تحقیق
این پرسش نامه به منظور جمع آوری اطلاعات در رابطه با تاثیر روز افزون گردش شغلی در سازمان ها بر عوامل متعدد سازمانی از جمله انگیزش کارکنان،کارایی،تحقق اهداف سازمانی و سایر عوامل و همچنین تحلیل مو شکافا نه ی تاثیرات منتج از آن طراحی و تنظیم گردیده است و همچنین به دنبال کشف روابط موجود بین عوامل مختلف انگیزشی و شغلی کارکنان سازمانی می باشد و امید بر آن است که با حداکثر تامل و تعمق پاسخ داده شود.با تشکر.
1.سن .....
2.جنسیت......
3.وضعیت تاهل......
4.میزان سابقه ی شغلی.......
5.میزان تحصیلات..............
6.چه میزان تمایل به تغییر شغل خود دارید؟
زیاد متوسط کم اصلا
7.میزان مرتبط بودن تخصص شما با شغل خود چقدر است؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
8.چه میزان از شغل و مزایا ی آن رضایت خاطر دارید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
9.چه میزن اهداف و منافع خود را همسو با اهداف سازمانی می دانید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
10.چه میزان تمایل به قبول مسئولیت خارج از حیطه شغل و وظایف خوددر جهت تحقق اهداف سازمانی دارید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
11.چه میزان در تصمیم گیری های مهم سازمانی مشارکت داده می شوید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
12.چه میزان از سبک و روش رهبری مدیران خود رضایت دارید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
13.در سازمان شما گردش شغلی به چه میزان است؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
14.تا چه میزان گردش شغلی در سازمان شما در زمان مناسب خود یعنی بعد از رسیدن کارکنان به بهره وری انجام می شود؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
15.میزان تقسیم کار در سازمان خود را در چه حدی می بینید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
16.چه میزان مدیران عالی محرک های برانگیزاننده(پاداش های مالی) را در سازمان مورد توجه قرار می دهند؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
17.تا چه میزان سازمان خود را همسو با پیشرفت و گسترش تکنولوژی می دانید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
18.تا چه میزان دز خود توانایی انجام وظایف مربوطه را در حداقل زمان و با حداکثر کارایی می بینید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
19.تا چه میزان خواسته ها و نظرات شما مورد توجه مدیران قرار می گیرد؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
20.تا چه میزان گردش شغلی را دلیلی برای تحقق مطلوبتر اهداف سازمانی می داتید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
21.تا چه میزان خود را مورد اطمینان و قبول مدیران سازمان می دانید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
22.تا چه میزان از انجام گردش شغلی دز سازمان خود رضایت دارید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
23.تا چه میزان تمایل به داشتن ثبات شغلی(یک شغل ثابت)دارید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
24.تا چه میزان دید و نگرش مدیریت سازمان را نسبت به خود حساس و دقیق تلقی می کنید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
25.تا چه میزان گردش شغلی را همسو با کارایی می دانید؟
زیاد متوسط کم خیلی کم
تعریف عملیاتی متغیر1
میزان تمایل به تغییر شغل و مرتبط بودن مشاغل با تخصص مربوطه و میزان رضایت خاطر کارکنان از حقوق و مزایا ی شغلی مشخص کننده ی میزان انگیزش شغلی افراد سازمانی است.
تعریف عملیاتی متغیر 2
میزان همسو دیدن خود با اهداف سازمانی و تمایل افراد به قبول مسئولیت خارج از حیطه ی شغلی خود و میزان توانایی آن ها در انجام وظایف مربوطه مشخص کننده ی میزان تعهد شغلی در سازمان است.
تعریف عملیاتی متغیر 3
میزان مرتبط بودن تخصص افراد با مشاغل آن ها و میزان تقسیم کار در سازمان مشخص کننده ی میزان تخصصی بودن شغل در سازمان است.
تعریف عملیاتی متغیر 4
میزان گردش شغلی در سازمان و تاثیر آن بر بهره وری ومنطقی دیده شدن آن جهت تحقق اهداف سازمانی و همچنین میزان رضایت افراد از گردش شغلی و هم سو دیدن آن با کارایی و همچنین میزان تمایل افراد به داشتن ثبات شغلی مشخص کننده ی میزان ثبات شغلی در سازمان است.
تعریف عملیاتی متغیر 5
میزان همسو بودن سازمان با گسترش تکنولوژی از دید کارکنان مشخص کننده ی میزان پیشرفت تکنولوژی در سازمان است.
تعریف عملیاتی متغیر 6
میزان مشارکت در تصمیمات سازمانی و سبک رهبری و همچنین میزان توجه و اطمینان یا نظارت دقیق مدیریت بر کارکنان و همچنین میزان استفاده ی مدیران از محرک های بر انگیزاننده مشخصص کننده ی میزان مطلوبیت نگرش افراد به مدیریت سازمان است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 21:4 توسط توحیدلو
|
۱.نحوه تدریس ۲.کارایی ۳.تنوع زمانی تدریس ۴.یادگیری ۵.میزان جمعی بودن کلاس ها ۶.تمایل
تعاریف مفهومی متغیرها:
۱.نحوه تدریس:
تدریس زبان یک علم است و بر مبنای اصول تربیتی و روان شناسی خاص خود استوار میباشد.
تدریس به شیوه های زیر امکان پذیر است:
1)روش شنیداری – زبانی (Audio – Lingual)
اولین متد تدوین شده در آموزش زبان خارجه (یا روش GTM) که در دهه 1950 بر اساس تفکر Behaviorism ارائه شد و اساس کار را بر مبنای یادگیری و تقویت گرامر و ترجمه نهاد.
2)روش ارتباطی (C.L.T
متد آموزش زبان بر اساس تفکر Cognitivism که در سال 1974 تدوین شد و اساس کار را بر ارتقاء مهارتهای Speaking و Listening گذاشت و بیان داشت که هدف نهایی از یادگیری زبان ، برقراری ارتباط متقابل با دیگران است .
3)روش آموزش بر مبنای زندگی واقعی زبان آموز
متد آموزش زبان بر اساس تفکر Constructivism که در سال 1985 تدوین شد و با تلفیقی از دو روش قبلی ، اساس کار را بر مبنای یادگیری و ارتقاء هر چهار مهارت زبان بطور همه جانبه و از بستر واقعیتهای زندگی خود شخص و دنیایی که او دوست دارد در آینده برای خود بسازد ، قرار داد.
۲.کارایی:
كارايي به معناي كمترين زمان يا انرژي مصرفي براي بيشترين كاري كه انجام شده است. سطح افزايش كارايي مستقيماً بهدست مديران سپرده شده است. افزايش كارايي موجب ارتقا بهروري و كمك موثر درنيل به اهداف سازماني خواهد شد.
واژه كارايي، مفهوم محدودتري دارد و در رابطه با كارهاي درون سازماني مورد استفاده قرار ميگيرد. كارايي سازمان عبارت است از مقدار منابعي كه براي توليد يك واحد محصول به مصرف رسيده است و ميتوان آنرا برحسب نسبت مصرف به محصول محاسبه كرد. اگر سازماني بتواند در مقايسه با سازمان ديگر با صرف مقدار كمتري از منابع به هدف مشخص برسد، ميگويند كه كارايي بيشتري دارد. بهعبارت ديگر كارايي بهمعناي كمترين زمان يا انرژي مصرفي براي بيشترين كار انجام شده است. یا در واقع نسبت مقدار کاری که انجام می شود به مقدار کاری که باید انجام می گیرد.
۳.تنوع زمانی تدریس:
شناور و متغیر وگسترده بودن کلاس های زبان انگلیسی و زیاد بوذن دامنه انتخاب افراد،مفهومی از تنوع زمانی تدریس است.
۴.یادگیری:
یادگیری تغییر نسبتا دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شده است. تغییراتی در رفتار که حاصلاش (و نه تمرین) ، با شرایط موقت جاندار (مثل خستگی یا حالات ناشی از مصرف برخی داروها) باشند مشمول این تعریف نمیشود.
یادگیری عبارتست از تغییر طولانیمدت در احساس، تفکر و رفتار فرد که بر اساس تجربه ایجاد شده باشد. رفتارگرایانی از قبیل جان واتسون و اسکینر سرشت انسان را انعطافپذیر میدانستند، و معتقد بودند که در رشد، یادگیری نقش اصلی را ایفا میکند، چنانکه آموزش اولیه میتواند صرفنظر از آنچه کودک از استعدادها، تمایلات، علاقهها، تواناییها، نژاد و اجداد به ارث برده، او را به هر نوع بزرگسالی تبدیل کند.
۵.میزان جمعی بودن کلاس ها:
جمعی بودن کلاس های تدریس باعث افزایش حس رقابت و تلاش جهت افزایش میزان کارایی می شود.همچنین تمایل به کلاس ها را بیشتر می کند چرا که در یک بازه زمانی افراد در محیطی دوستانه به یادگیری زبان می پردازند.
۶.تمایل:
تمایل به صورت های مختلف برای نشان دادن شروع فعالیت عمدی، حالت ذهنی همراه با میل به عمل و گرایش آگاهانه به عمل، مورد استفاده قرار می گیرد. تمایل هنوز در مفهومی عام و نادقیق بکار برده می شود تا بر عوامل «درونی» تعیین کنندهی عمل، همراه با ویژگی های تبعی انگیزهها تاکید شود.
پرسشنامه تحقیق:
این پرسشنامه در رابطه با تحقیق در زمینه پی بردن به دلایل و میزان تفاوت دو سیستم آموزشی رسمی و غیر رسمی در زمینه آموزش زبان انگلیسی و تاثیر آنها در ایجاد انگیزه و تمایل در افراد،طراحی شده است.به منظور رسیدن به نتیجه ای واقعی و مطلوب،لطفا به سوالات با دقت پاسخ دهید.با تشکر.
1.میزان تحصیلات......
2.سن........
3.جنسیت..........
4.آیا تا به حال به موسسات آموزش زبان خصوصی برای یادگیری زبان رفته اید؟
اگر رفته اید چه مدت؟
5.نحوه ی تدریس زبان در مدارس و آموزشگاه های دولتی تا چه میزان باعث پیشرفت ربان و یادگیری می گردد؟
زیاد متوسط کم اصلا
6.نحوه تدریس زبان در آموزشگاه های خصوصی تا چه میزان باعث بیشرفت زبان و بادگیری می گردد؟
زیاد متوسط کم اصلا
7.تا چه میزان جمعی بودن کلاس های زبان را در بیشرفت ربان موثر می دانید؟
زیاد متوسط کم اصلا
8.زمان کلاس های زبان و متغیر بودن آنها تا چه حدی در میزان یادگیری زبان موثر است؟
زیاد متوسط کم اصلا
9.نوع سیستم آموزشی زبان تا چه حدی در تمایل شما اثر دارد؟
زیاد متوسط کم اصلا
10.تا چه میزان اعتماد به سیستم آموزشی باعث افزایش تمایل به آن سیستم می شود؟
زیاد متوسط کم اصلا
11.به نظر شما تا چه میزان تنوع بالا در برنامه های آموزشی باعث افزایش کارایی یک موسسه می شود؟
زیاد متوسط کم اصلا
12.به نظر شما کارایی موسسات خصوصی در آموزش زبان تا چه حد بیشتر از موسسات دولتی است؟
زیاد متوسط کم اصلا
13.تا چه میزان علاقه افراد در انتخاب سیستم آموزشی رسمی یا غیر رسمی موثر است؟
زیاد متوسط کم اصلا
14.به نظر شما تا چه حدی نوع سیستم آموزشی (رسمی یا غیر رسمی)در میزان یادگیری افراد تاثیر دارد؟
زیاد متوسط کم اصلا
15.به نظر شما تاچه حد نظم در سیستم آموزشی در انتخاب سیستم آموزشی زبان موثر است؟
زیاد متوسط کم اصلا
16.به نظر شما تنوع در برنامه های تدریس سیستم آموزشی غیر رسمی تا چه میزان باعث افزایش تمایل به این موسسات می شود؟
زیاد متوسط کم اصلا
17.تا چه میزان جمعی بودن برنامه های تدریس را در افزایش تمایل به این نوع کلاس ها موثر می دانید؟
زیاد متوسط کم اصلا
18.به نظر شما تنوع زمانی کلاس های زبان یک موسسه تا چه میزان تمایل شما را به این موسسات زیاد می کند؟
زیاد متوسط کم اصلا
19.تا چه میزان کمیت کلاس های یک دوره آموزشی و در گیری خود را در میزان یادگیری موثر می دانید؟
زیاد متوسط کم اصلا
تعاریف عملیاتی
1. پیشرفت زبان و یادگیری آن با توجه به چگونگی تدریس در آموزشگاه های دولتی و خصوصی و همچنین تفاوت در میزان نظم در این موسسات،تعریف عملیاتی از متغییر اول است.
2. تفاوت میزان تنوع در برنامه درسی موسسات دولتی و خصوصی و همچنین تفاوت در میزان رضایت افراد از این موسسات،تعریف عملیاتی متغییر دوم است.
3. تفاوت در متنوع بودن زمان کلاس ها در موسسات و میزان استقبال از آنها،تعریف عملیاتی متغییر سوم است.
4. میزان پیشرفت زبان در سیستم های دولتی وخصوصی و زمان و تعداد دوره های آموزشی،تعریف عملیاتی متغیر چهارم است.
5. میزان استقبال از کلاس های جمعی و خصوصی(تکی)و میزان پیشرفت در هر کدام،تعریف عملیاتی متغییر پنجم است.
6. نوع سیستم آموزشی و میزان اعتماد به سیستم ،همچنین میزان علاقه افراد به مکان و چگونگی یادگیری و تنوع کلاس ها،تعریف عملیاتی متغیر ششم است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:57 توسط توحیدلو
|
افزايش مشكلات مالي:پيدا كردن علت هاي بروز مشكلات مالي و پرسش هايي در پرسش نامه كه پاسخگوي اين است.
كاهش علاقه به ازدواج:طرح پرسش هايي كه نشان دهنده ي چرايي كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج شده است
آمار طلاق:مراجعه به پايگاه هاي اين آمار و بررسي چگونگي تغيير آمار طلاق در جامعه در اخير
عدم يافتن فرد مناسب:بررسي چگونگي يافتن فرد مناسب و سوالهايي از اين قبيل در پرسشنامه كه فرد مورد نظر شما بايد چه ويژگي هايي داشته باشد.
افزايش وابستگي هاي عاطفي:تلاش براي كاهش اين دسته وابستگي ها به خصوص در دختران با طرح مشكلات آن و پرسش هايي از قبيل دلايل اين دسته وابستگي ها
رابطه هاي نامشروع:پيدا كردن علت هاي اصلي افزايش اينگونه رابطه ها در جامعه و پرسين سوال هايي در پرسشنامه از قبيل اينكه در اين رابطه ها دنبال چه چيزي ميگرديم و بيان اينكه در آخر به پوچي رسيدن جوان را مشاهده ميكنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:35 توسط توحیدلو
|
افزايش مشكلات مالي:پيدا كردن علت هاي بروز مشكلات مالي و پرسش هايي در پرسش نامه كه پاسخگوي اين است.
كاهش علاقه به ازدواج:طرح پرسش هايي كه نشان دهنده ي چرايي كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج شده است
آمار طلاق:مراجعه به پايگاه هاي اين آمار و بررسي چگونگي تغيير آمار طلاق در جامعه در اخير
عدم يافتن فرد مناسب:بررسي چگونگي يافتن فرد مناسب و سوالهايي از اين قبيل در پرسشنامه كه فرد مورد نظر شما بايد چه ويژگي هايي داشته باشد.
افزايش وابستگي هاي عاطفي:تلاش براي كاهش اين دسته وابستگي ها به خصوص در دختران با طرح مشكلات آن و پرسش هايي از قبيل دلايل اين دسته وابستگي ها
رابطه هاي نامشروع:پيدا كردن علت هاي اصلي افزايش اينگونه رابطه ها در جامعه و پرسين سوال هايي در پرسشنامه از قبيل اينكه در اين رابطه ها دنبال چه چيزي ميگرديم و بيان اينكه در آخر به پوچي رسيدن جوان را مشاهده ميكنيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 20:34 توسط توحیدلو
|
موضوع:نتایج حاصل از بیکاری جوانان فرضیه1:تاثیر بیکاری جوانان تهران بر روی افسردگی آنها فرضیه2:گرایش به شغل های کاذب در جوانان تهران بر اثر بیکاری فرضیه3:گرایش جوانان دانشگاه تهران به کارهای خلاف نظیر دزدی به علت بیکاری فرضیه4:کاهش علاقه ی جوانان پسر نسبت به ازدواج به علت بیکاری فرضیه5:مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای خارجی برای یافتن شغل مناسب در اثر بیکاری متغیرها:بیکاری،افسردگی،گرایش به شغل های کاذب،گرایش به کارهای خلاف،کاهش علاقه به ازدواج،مهاجرت تعاریف مفهومی: بیکاری:عدم داشتن شغل در جامعه را بیکاری می گویند.
افسردگی:عبارت است از وجود خلق افسرده و نوعی بیماری است که هم روی ذهن و هم روی جسم فرد تاثیر می گذارد.
شغل کاذب:عبارت است از شغل هایی همچون تکدی گری،خرید و فروش کوپن و... به عبارتی همان بیکاری پنهان می باشد.
کار خلاف:کارهایی که بر خلاف قوانین جامعه باشند و باعث ایجاد هرج و مرج در جامعه می شوند را گویند.
ازدواج: به معنی تشکیل خانواده برای رفع نیازهای طبیعی و پاسخ گویی به قانون خلقت می باشد.
مهاجرت: جابجایی محل زندگی از مکانی به مکان دیگر
تعاریف عملیاتی:
بیکاری:تهیه پرسش نامه و تعیین میزان نرخ بیکاری در جامعه و مشخص کردن دلایلی که می تواند باعث ایجاد این معضل در جامعه می شود.
افسردگی:مشخص کردن اینکه آیا افراد در صورت نیافتن شغل مناسب دچار این بیماری می شوند؟
گرایش به شغل های کاذب: مشخص کردن اینکه آیا بیکاری با این موضوع ارتباط دارد یا خیر؟
گرایش به کارهای خلاف:مشخص کردن اینکه آیا این معضل با بیکاری ارتباط دارد؟
کاهش علاقه به ازدواج:پاسخ به این سوال که آیا یک جوان در صورت نداشتن شغل حاضر به ازدواج و تشکیل خانواده می شود؟
مهاجرت:به چه میزان مهاجرت ها در اثر بیکاری می باشند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18:13 توسط توحیدلو
|
الهه ترک زبان
موضوع:نتایج حاصل از بیکاری جوانان فرضیه1:تاثیر بیکاری جوانان تهران بر روی افسردگی آنها فرضیه2:گرایش به شغل های کاذب در جوانان تهران بر اثر بیکاری فرضیه3:گرایش جوانان دانشگاه تهران به کارهای خلاف نظیر دزدی به علت بیکاری فرضیه4:کاهش علاقه ی جوانان پسر نسبت به ازدواج به علت بیکاری فرضیه5:مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای خارجی برای یافتن شغل مناسب در اثر بیکاری متغیرها:بیکاری،افسردگی،گرایش به شغل های کاذب،گرایش به کارهای خلاف،کاهش علاقه به ازدواج،مهاجرت تعاریف مفهومی: بیکاری:عدم داشتن شغل در جامعه را بیکاری می گویند.
افسردگی:عبارت است از وجود خلق افسرده و نوعی بیماری است که هم روی ذهن و هم روی جسم فرد تاثیر می گذارد.
شغل کاذب:عبارت است از شغل هایی همچون تکدی گری،خرید و فروش کوپن و... به عبارتی همان بیکاری پنهان می باشد.
کار خلاف:کارهایی که بر خلاف قوانین جامعه باشند و باعث ایجاد هرج و مرج در جامعه می شوند را گویند.
ازدواج: به معنی تشکیل خانواده برای رفع نیازهای طبیعی و پاسخ گویی به قانون خلقت می باشد.
مهاجرت: جابجایی محل زندگی از مکانی به مکان دیگر
تعاریف عملیاتی:
بیکاری:تهیه پرسش نامه و تعیین میزان نرخ بیکاری در جامعه و مشخص کردن دلایلی که می تواند باعث ایجاد این معضل در جامعه می شود.
افسردگی:مشخص کردن اینکه آیا افراد در صورت نیافتن شغل مناسب دچار این بیماری می شوند؟
گرایش به شغل های کاذب: مشخص کردن اینکه آیا بیکاری با این موضوع ارتباط دارد یا خیر؟
گرایش به کارهای خلاف:مشخص کردن اینکه آیا این معضل با بیکاری ارتباط دارد؟
کاهش علاقه به ازدواج:پاسخ به این سوال که آیا یک جوان در صورت نداشتن شغل حاضر به ازدواج و تشکیل خانواده می شود؟
مهاجرت:به چه میزان مهاجرت ها در اثر بیکاری می باشند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18:10 توسط توحیدلو
|
موضوع:نتایج حاصل از بیکاری جوانان فرضیه1:تاثیر بیکاری جوانان تهران بر روی افسردگی آنها فرضیه2:گرایش به شغل های کاذب در جوانان تهران بر اثر بیکاری فرضیه3:گرایش جوانان دانشگاه تهران به کارهای خلاف نظیر دزدی به علت بیکاری فرضیه4:کاهش علاقه ی جوانان پسر نسبت به ازدواج به علت بیکاری فرضیه5:مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای خارجی برای یافتن شغل مناسب در اثر بیکاری
متغیرها:بیکاری،افسردگی،گرایش به شغل های کاذب،گرایش به کارهای خلاف،کاهش علاقه به ازدواج،مهاجرت
تعاریف مفهومی: بیکاری:عدم داشتن شغل در جامعه را بیکاری می گویند.
افسردگی:عبارت است از وجود خلق افسرده و نوعی بیماری است که هم روی ذهن و هم روی جسم فرد تاثیر می گذارد.
شغل کاذب:عبارت است از شغل هایی همچون تکدی گری،خرید و فروش کوپن و... به عبارتی همان بیکاری پنهان می باشد.
کار خلاف:کارهایی که بر خلاف قوانین جامعه باشند و باعث ایجاد هرج و مرج در جامعه می شوند را گویند.
ازدواج: به معنی تشکیل خانواده برای رفع نیازهای طبیعی و پاسخ گویی به قانون خلقت می باشد.
مهاجرت: جابجایی محل زندگی از مکانی به مکان دیگر
تعاریف عملیاتی:
بیکاری:تهیه پرسش نامه و تعیین میزان نرخ بیکاری در جامعه و مشخص کردن دلایلی که می تواند باعث ایجاد این معضل در جامعه می شود.
افسردگی:مشخص کردن اینکه آیا افراد در صورت نیافتن شغل مناسب دچار این بیماری می شوند؟
گرایش به شغل های کاذب: مشخص کردن اینکه آیا بیکاری با این موضوع ارتباط دارد یا خیر؟
گرایش به کارهای خلاف:مشخص کردن اینکه آیا این معضل با بیکاری ارتباط دارد؟
کاهش علاقه به ازدواج:پاسخ به این سوال که آیا یک جوان در صورت نداشتن شغل حاضر به ازدواج و تشکیل خانواده می شود؟
مهاجرت:به چه میزان مهاجرت ها در اثر بیکاری می باشند؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18:6 توسط توحیدلو
|
دانش عمومی و توانایی خواندن و نوشتن را سواد عمومی گویند که شامل:
سواد اطلاعاتی: سواد اطلاعاتی مجموعه مهارتهایی است که فرد را قادر میسازد نیاز اطلاعاتی خود را تشخیص دهد، باشناسایی منابع اطلاعاتی موجود به تدوین روش ...
سواد بصری: سواد بصری بهمعنای فهمیدن معنای تصویر، یکی از مهارتهای مهم انسان است. این توانایی با عمل دیدن پرورش می یابد در ضمن این که پیوند میان ...
متغیر 2: شغل
وظیفهای که در قالب شغل، پیشه، یا مسئولیت توسط فرد انجام میپذیرد.
متغیر 3: نوع مسكن
منظور از نوع مسکن ،قيمت،بزرگی،منطقه و... ميباشد.
متغیر 4: میزان درآمد
درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان(افراد) با فروش محصولات یا خدمات خود به دست میآورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی برای دیگران انجام دهد و یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت مینماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلبکار میشود، و یا از ایشان سند (چک، سفته و ...) دریافت میکند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی میگردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خوانده میشود.
متغیر 5: پیگیری های درسی
پیگیری های درسی همان تلاش والدین برای دانستن سطح درسی و علمی فرزندان از طريق مدرسه و يا خود فرزند است.
تعاريف عملياتی را در قالب پرسشنامه ميسنجيم:
1- مدرک تحصيلی شما چيست؟
الف:بی سواد ب:سیکل ج: دیپلم د: لیسانس ه: بالاتر
2- روزانه چند ساعت را به مطالعه اختصاص ميدهيد؟
الف:بین نیم تا یک ساعت ب:یک تا سه ساعت ج: بیشتر د: وقت مطالعه ندارم
3- آيا فرزندتان شما را فرد با سوادی ميداند؟
الف:خیر ب:تقریبا ج: بله
4- شغل شما چيست؟
الف:کارمند ب:ازاد ج: بیکار
5- آيا فرزندتان شغل شما را مايه افتخار خود ميداند؟
(کارایی - حقوق و دستمزد - مدرک تحصیلی یا تحصیلات عالیه - خلاقیت - رضایت شغلی - اعمال نظر یا تفویض اختیار)
کارایی
مفهوم : کارایی به انگلیسیefficiency مفهومی است که هزینه منابع مصرف شده در فرایند کسب هدف را ارزیابی می کند.دراین صورت که مقایسه خروجی های بدست آمده با ورودی های مصرف شده میزان کارایی را مشخص می کند.
عملیاتی : برای سنجش کارایی هزینه منابع انسانی هزینه استفاده از تجهیزات، نگهداری تسهیلات و نرخ بازگشت سرمایه و نظایر آن مورد ملاحظه قرار می گیرد. و بدین ترتیب کاراترین پرسنل کسی است که بتواند با کمترین هزینه مواد و دستمزد کار کند.
حقوق و دستمزد
مفهوم : دستمزد جبران خدمتی است که عمدتاْ به صورت مالی و در ازای کار کارکنان به آنها پرداخت می شود و به صورت حقوق و مزایا به کارکنان پرداخت می شود.
عملیاتی : می توان برای حقوق و دستمزد مبنای طبقه بندی مشاغل پذیرفته شده از طرف اداره کار و تامین اجتماعی را مبنا قرارداد.
مدرک تحصیلی
مفهوم : اکتسابات و دانش کسب شده در مدارس و در مراتب عالیه در دانشگاها ( دانشگاه به معنای محلی برای کسب دانش)
عملیاتی : برای این بررسی در روش تحقیق می توان رده تحصیلات : پنج ابتدایی- سیکل - دیپلم-فوق دیپلم-لیسانس-فوق لیسانس و دکترا را در نظر داشت که برای امتیاز دهی از ۵ شروع شده و در صورت داشتن مدارک بالاتر با افزایش ۵ امتیاز دیگر۳۵ امتیاز آن را در کل رده بندی کسب می گردد. بر این اساس افرادی که در میان یک رتبه به بالاتر هستند مثل دانشجوی کارشناسی ناپیوسته ترم ۲ امتیاز۲۲ امتیاز را قرارمی گیرد.
خلاقیت
مفهوم : خلاقیت creativity یا آفرینندگی فرایند ذهنی کشف ایده ها و مفاهیم. یا آمیزش ایده ها و مفاهیم موجود است که توسط فرایند بینش خودآگاه و یا ناخودآگاه تحریک می شود.در تعریف دیگر خلاقیت بازی با تخیل و امکانات است که در حین تعامل با عقاید،افراد و محیط منجر به اتباطات و نتایج جدید و معنادار می شوند.
عملیاتی : استفاده از تستهای خلاقیت می باشد مانند تست خلاقیت تورنس یا تستهای مورد تائید در زمان تکمیل پرسشنامه . رتبه های خلاقیت:
خلاقیت بسیار زیاد از ۱۲۰ الی ۱۰۰ - زیاد از ۱۰۰ الی ۸۵ - متوسط ۸۵ الی ۷۵ - کم ۷۵ الی ۵۰ و بسیارکم ۵۰ الی پائین تر
رضایت شغلی
مفهوم : رضایت شغلی عبارت است از حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل دارند.
عملیاتی: بررسی رضایت شغلی تحت تاثیر عوامل سازمانی شامل رضایت در حقوق ودستمزد- ترفیعات-خط مشی های سازمانی
تعداد زیادی از سازمانها برای تعیین سطوح رضایت شغلی افراد از نگرش سنجی استفاده می کنند که یکی از این ابزارهای معتبر شاخص توصیفی شغلJDI است در مدل JDI پنج عامل عمده به عنوان ایجاد رضایت شغلی مطرحند که عبارتند از : ۱-پرداخت: میزان حقوق دریافتی و انصاف و برابری در پرداخت ۲-شغل:حدی که وظایف شغلی فرصت را برای آموزش و پرورش مسئولیت فراهم می آورد. ۳ - فرصتهای ارتقاء : قابلیت دسترسی به فرصتها برای پیشرفت. ۴- سرپرست: توانایی های سرپرست برای نشان دادن علاقه و توجه به کارکنان. ۵ - همکاران: حدی که همکاران، شایسته و حمایتی هستند.
اعمال نظر یا تفویض اختیار
مفهوم:تفویض اختیار در معنای واقعی ، واگذاری اختیار توسط فرادستان یا مشارکت دادن و سهیم نمودن سایر اعضاء در اختیارات یا دادن اختیارات سازمانی به فرودستان است.
عملیاتی : ارایه یک پرسشنامه که د آن میزان تفویض اختیارات کارکنان مطرح می شود مانند ۱-آیا جانشین پروری در سازمان صورت پذیرفته است یا خیر.
۲- آیا توانایی انجام کار امور مربوط به جانشین شامل پاسخگویی به نتایح تصمیم گیری نیز هست یا خیر؟
...
که جواب به سوالات و دادن جواب های بلی بیشتر نشان از تفویض اختیار بیشتر در سازمان می باشد.
+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 22:58 توسط توحیدلو
|
متغیر ها: اعتماد به نفس،خلاقیت،هوش،هوش هیجانی،توانایی حل مسائل
تعاریف مفهومی:
اعتماد به نفس: اعتماد به نفس يعنى ايمان به توانايى هاى ذاتى و استعدادهاى فطرى خويش و ايمان به يارى خداوند در پرورش و گسترش آن ها و نیز توانایی شناخت و پذیرش نقاط ضعف و قـوت و محدودیت های خویش.
خلاقیت:فرایند شناختی از به وجود امدن یک ایده،مفهوم،کالا یا کشفی بدیع است.
هوش:یک توانایی ذهنی عمومی است و شامل توانایی استدلال،برنامه ریزی، حل مسئله ،درک افکار پیچیده و یادگیری است.
هوش هیجانی: یک دسته از مهارت ها،استعداد ها و توانایی های غیر شناختی است که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشار های محیطی افزایش می دهد.
توانایی حل مسائل دشوار:
• مهارت حل مساله رويكردي منظم و متوالي است كه به فرد كمك مي كند تا به طور موثري مسائل زندگي خود را حل كند. یا
• يك فرايند شناختي – رفتاري –عاطفي است كه در آن فرد يا گروه تلاش مي كند راه حل يا شيوه مقابله موثري براي يك مساله خاص شناسايي يا كشف نمايد .
تعاریف عملیاتی:
خلاقیت:از طریق پرسشنامه سنجش خلاقیت سنجیده می شود و پاسخ به پرسشهای 6تا 11 مربوط به ان می شود.
هوش هیجانی:از طریق پرسشنامه هوش هیجانی بار ان سنجیده می شود و پاسخ به پرسش های 11تا16 مربوط به ان می شود.
اعتماد به نفس:از طریق پرسشنامه اعتماد به نفس سنجیده می شود و پاسخ به سوالات 11تا 20 مربوط به ان میشود.
توانایی حل مسائل دشوار:از طریق پرسشنامه مسائل دشوار سنجیده می شود و پاسخ به سوالات 10تا18 مربوط به ان می شود.
پرسشنامه سنجش خلاقیت
1. وقتی با مساله خیلی دشواری رو به رو می شوید، معمولا چه می کنید؟
الف : گریه می کنم، چون فکر نمی کنم بتوانم مساله را حل کنم.
ب: گریه نمی کنم، اما ناراحت می شوم.
ج: سعی می کنم راه مناسبی برای حل مساله بیابم.
2. اگر سرگرم ساختن وسیله ای باشید و ناگهان دریابید که قطعه مهمی از آن را گم کرده اید، چه می کنید؟
الف : کار را متوقف می کنم.
ب: سعی می کنم قطعه گم شده را پیدا کنم و اگر نتوانم آن را پیدا کنم ، کار را متوقف می کنم.
ج: قطعه گم شده را پیدا می کنم و اگر نتوانم آن را پیدا کنم ، به جای آن قطعه دیگری می سازم.
3. وقتی در مکانی عمومی هستید، آیا هرگز سعی می کنید حدس بزنید افرادی که دور از شما هستند، درباره چه چیزی بحث می کنند؟
الف: هرگز علاقه مند نیستم حدس بزنم دیگران درباره چه چیزی بحث می کنند.
ب: گاهی دوست دارم حدس بزنم دیگران درباره چه چیزی بحث می کنند.
ج: اغلب از حل مسائل دشوار لذت می برم.
4. آیا از حل مسائل دشوار لذت می برید؟
الف: خیر، از حل مسائل دشوار لذت نمی برم.
ب: گاهی در آنچه گروه انجام می دهد، شرکت می کنم.
ج: در آنچه گروه انجام می دهد، شرکت می کنم.
5. اگر عضو گروهی باشید که باید مساله ای را با همکاری حل کنند، چه می کنید؟
الف: خودم کاری نمی کنم و می گذارم دیگر اعضای گروه مساله را حل کنند.
ب: گاهی در آنچه گروه انجام می دهد شرکت می کنم.
ج: در آنچه گروه انجام می دهد، شرکت می کنم.
6. وقتی با مساله تازه ای روبه رو می شوید، معمولا چه می کنید؟
الف: از فرد دیگری می خواهم آن را برایم حل کند.
ب: سعی می کنم با کمک فردی دیگر، آن را حل کنم.
ج: سعی می کنم اطلاعات بیشتری به دست آورم تا بتوانم خودم آن را حل کنم.
7. اگر درگیر حل یک مساله یا مشکل ریاضی باشید، چه می کنید؟
الف: از معلم یا شخص دیگری می خواهم به من کمک کند.
ب: یک کتاب ریاضی مربوط به مساله را می خوانم.
ج: از منابعی که در دسترس دارم، استفاده می کنم.
8. وقتی در گروهی برای حل مساله در یک گروه کار می کنید، اعضای گروه چگونه از نظرات مبتکرانه شما استقبال می کنند؟
الف: به ندرت از نظرات مبتکرانه من استقبال می کنند.
ب: گاهی از نظرات مبتکرانه من استقبال می کنند.
ج: اغلب از نظرات مبتکرانه من استقبال می کنند.
9. وقتی با مشکل غیر عادی مواجه می شوید، معمولا آن را چگونه رفع می کنید؟
الف: اغلب از فرد دیگری کمک می گیرم.
ب: قبل از آن که از فرد دیگری کمک بگیرم ، مدت کوتاهی تلاش می کنم تا خودم آن را حل کنم.
ج: مدتی بسیار طولانی تلاش می کنم تا خودم آن را حل کنم.
10.آیا به نظر دیگران ، شما سئوالات مشکلی طرح می کنید؟
الف: خیر ، این طور فکر نمی کنم.
ب: گاهی این طور فکر می کنم.
ج: اغلب این طور فکر می کنم.
11.آیا معمولا دوست دارید به کارهای تازه دست بزنید؟
الف: معمولا به کارهای تازه دست نمی زنم.
ب: گاهی به کارهای تازه دست می زنم.
ج: اغلب به کارهای تازه دست می زنم.
12.وقتی با مساله پیچیده ای رو به رو می شوید، چه می کنید؟
الف: سعی می کنم خودرا درگیر حل آن نکنم.
ب: ممکن است زمان کوتاهی برای حل آن تلاش کنم .
ج: زمانی بسیار طولانی برای حل آن تللاش می کنم.
13.آیا از تجارب تازه لذت می برید؟
الف: از تجارب تازه لذت می برم.
ب: گاهی از تجارب تازه لذت می برم.
ج: از تجارب تازه لذت نمی برم.
14.وقتی در موقعیتی قرار می گیرید که از عهده آن بر نمی آیید، چقدر به دیگران متوسل می شوید؟
الف: اغلب به دیگران متوسل می شوم.
ب: گاهی به دیگران متوسل می شوم.
ج: معمولا ترجیح می دهم به خودم متکی باشم.
15.به آنچه مستقلا انجام می دهید ، چقدر اطمینان دارید؟
الف: به آنچه خودم مستقلا انجام می دهم، اطمینان زیادی ندارم.
ب: به آنچه خودم مستقلا انجام می دهم ، تا حدودی اطمینان دارم.
ج: به آنچه خودم مستقلا انجام می دهم ، اطمینان زیادی دارم.
16.آیا از انجام دادن آزمایش های علمی لذت می برید؟
الف: از انجام دادن آزمایش لذت نمی برم.
ب: از انجام دادن آزمایش تا حدودی لذت می برم.
ج: از انجام دادن آزمایش خیلی لذت می برم.
17.آیا هرگز در رویا فرو رفته اید؟
الف: خیر، من در رویا فرو نمی روم.
ب: اگر وقت داشته باشم، گاهی در رویا فرو می روم.
ج: اغلب اگر وقت داشته باشم ، در رویا فرو می روم.
18.در بیان مطالب خود با چه سهولتی از کلمات استفاده می کنید؟
الف: معمولا اشکال دارم.
ب: گاهی اشکال دارم.
ج: اغلب مطالبم را به خوبی بیان می کنم.
19.بیان شما تاچه اندازه خوب است؟
الف: مطالبم را به خوبی بیان نمی کنم.
ب: گاهی مطالبم را به خوبی بیان می کنم.
ج: اغلب مطالبم را به خوبی بیان می کنم.
20.نوشتن شما تاچه اندازه خوب است؟
الف: در نوشتن نظراتم، اشکال دارم.
ب: شاید بتوانم نظراتم را بنویسم.
ج: کاملا می توانم نظراتم را بنویسم.
پرسشنامه هوش هيجاني بار- آن
ردیف
سؤال
گزینه ها
1.
به نظر من براي غلبه بر مشكلات بايد گام به گام پيش رفت.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
2.
لذت بردن از زندگي برايم مشكل است.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
3.
شغلي را ترجيح مي دهم كه حتي الامكان من تصميم گيرنده باشم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
4.
مي توانم بدون تنش زياد، با مشكلات مقابله كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
5.
مي توانم براي معني دادن به زندگي تا حد امكان تلاش كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
6.
نسبت به هيجاناتم آگاهم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
7.
سعي مي كنم بدون خيال پردازي ، واقعيت امور را در نظر بگيرم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
8.
به راحتي با ديگران دوست مي شوم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
9.
معتقدم توانايي تسلط بر شرايط دشوار را دارم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
10.
بيشتر مواقع به خودم اطمينان دارم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
11.
كنترل خشم برايم مشكل است.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
12.
شروع دوباره ، برايم سخت است.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
13.
كمك كردن به ديگران را دوست دارم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
14.
به خوبي مي توانم احساسات ديگران را درك كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
15.
هنگامي كه از ديگران خشمگين مي شوم ، نمي توانم با آنها در اين مورد صحبت كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
16.
هنگام رويارويي با يك موقعيت دشوار، دوست دارم تا حد ممكن در مورد آن اطلاعات جمع آوري كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
17.
خنديدن برايم سخت است.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
18.
هنگام كار كردن با ديگران بيشتر پيرو افكار آنها هستم تا فكر خودم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
19.
نمي توانم به خوبي فشارها را تحمل كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
20.
در چند سال گذشته كمتر كاري را به نتيجه رسانده ام.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
21.
به سختي مي توانم احساسات عميقم را با ديگران در ميان بگذارم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
22.
ديگران نمي فهمند كه من چه فكري دارم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
23.
به خوبي با ديگران همراهي مي كنم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
24.
به اغلب كارهايي كه مي كنم خوش بين هستم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
25.
براي خودم احترام قائل هستم.
کاملا موافقم
موافقم
تاحدودی
مخالفم
کاملا مخالفم
پرسشنامه اعتماد به نفس
1-
آیا تصور میكنید كه اطرافیان ، شما را شخصی بسیار مثبت تلقی میكنند؟
بلی
خیر
امیدوارم
2-
آیا دوست دارید در یك اتوبان خلوت با نهایت سرعت برانید؟
بله، عاشق سرعت زیاد هستم
خیر، چون رانندگی با سرعت زیاد مرا به وحشت میاندازد
گاهی اوقات در اتوبانها و آزاد راه ها سرعتم از حد مجاز فراتر رفته است
3-
در تصمیم گیری هایتان تا چه حد اعتماد به نفس دارید؟ آیا به تصمیمی كه می گیرید، اطمینان دارید؟
خیلی زیاد
هیچ گاه در این زمینه اطمینان ندارم، چراكه همیشه نگران این هستم كه آیا تصمیم درستی گرفتهام یا نه؟
معمولاً با اطمینان تصمیم میگیرم
4-
اگر از شما بخواهند که در مراسم جشن فارغ التحصیلی دانشگاه ( یا مدرسه ) برای همکلاسانتان سخنرانی کنید، تا چه حد احساس نگرانی می کنید؟
به هیچ وجه احساس نگرانی نمیكنم
به شدت احساس نگرانی بر من مستولی میشود
تا حدی نگران میشوم
5-
تاکنون چند بار در یك جلسه و نشست اظهار تشكر كردهاید؟
به دفعات
هیچ گاه
فقط یك مرتبه
6-
در اجتماعات و گردهماییهای اجتماعی ، ترجیح میدهید كه چرخی در اطراف بزنید و با غریبهها صحبت كنید ، یا این که مایلید در كانون دوستان و آشنایان خودتان باقی بمانید؟
ترجیح میدهم كه چرخی در اطراف بزنم و با همه احوال پرسی كنم
فقط در كانون دوستان خودم باقی میمانم
برایم فرقی ندارد، هر دو كار را انجام میدهم
7-
آیا از تصور ملاقات و دیدار با افراد سرشناسعصبی میشوید؟
نه، به هیچ وجه
كاملاً عصبی میشوم و خویشتنداری ام را از دست میدهم
تا حدی عصبی و نگران میشوم
8-
چند وقت یك بار در مورد سر و وضع ظاهریتان احساس نگرانی به شما دست میدهد؟
هرگز
به وفور و اغلب اوقات
گاه و بیگاه
9-
اگر به شما پیشنهاد كنند كه در مورد مسئلهای كه در موردش اطلاعات زیادی دارید، با مؤسسه ذیربط صحبتی داشته باشید، چه احساسی پیدا میكنید؟
مشكلی نیست، با كمال میل اطلاعاتم را در اختیار آن مؤسسه قرار میدهم
به هیچ وجه مایل به انجام این كار نیستم
اگرچه از این كار خوشم نمیآید، ولی اگر از من درخواست كنند، پیشنهادشان را می پذیرم
10-
معمولاً برای پیروزی و برنده شدن به ورزش میپردازید و یا صرفاً برای تفریح و سرگرمی؟
من همیشه برای برنده شدن ورزش میكنم
صرفاً برای تفریح و سرگرمی
به خاطر هر دو عامل
11-
آیا تا به حال برای شركت در یك مسابقه اطلاعات عمومی فرم پر كردهاید؟
فرض كنید كه در بحثی با افراد مختلفی درگیر شدهاید كه همگی نقطه نظراتی كاملاً متفاوت با عقاید شما دارند. اگر حتم داشته باشید كه حق با شماست، چه واكنشی از خود نشان میدهید؟
از ادامه بحث استقبال میكنم ولی همچنان بر سر نقطه نظرات و عقاید خود استوارمیایستم
از ادامه بحث خودداری میكنم و به این فكر میافتم كه شاید اصلاً حق با من نباشد
از نقطه نظرات خود دفاع میكنم، ولی با بیان جملاتی به سرعت مسیر بحث را عوض میكنم، مثل: قطعاً در فرصت بهتری در مورد مسئلهای كه اختلاف نظر داریم، به توافقخواهیم رسید
ممكن است، ولی لحظهای ترس و وحشت دست از سرم بر نمیدارد
21 -
فرض كنید مدت یك ساعت برای خریدن بلیط قطار در صف ایستادهاید و زمانی كه مقابل باجه میرسید، متوجه میشوید كه متصدی، شخصی فوق العاده منفی و فاقد حس همكاری است. چه واكنشی از خود نشان میدهید؟
فوراً به دیدن مدیر مافوق او میروم و از دست متصدی باجه شكایت میكنم، حتی اگرچه ممكن است این عمل در مقابل عده زیادی از افرادی صورت بگیرد كه هنوز پشت سرم در صف ایستادهاند
نه تنها لب به گله و شكایت باز نمیكنم ، بلكه در كمال آرامش و خونسردی صبر میكنم تا متصدی كاملاً منظورم را درك كند، حتی اگر مجبور شوم نیم ساعت دیگر وقت تلف كنم
شكایت و مشكل خودم را با متصدی در میان میگذارم و به او میگویم كه فاقد حسهمكاری است
22-
تاكنون چند بار در بحث و مذاكرهای مغلوب شدهاید؟
به دفعات و همیشه اگر تصور كنم كه حق با طرف مقابل است، كوتاه می آیم
خیلی به ندرت، چون من معمولاً از شركت جستن در بحث و مذاكرات جدی به شدت دوری میگزینم
گاه و بیگاه
23-
آیا از هم صحبتی با دیگران خشنود میشوید؟
بله ، خیلی زیاد
راستش، خیر
بله، گاهی اوقات
24-
آیا به نظر شما سفر با هواپیما نگران كننده است؟
خیر، چون به لحاظ آماری سفر با هواپیما یكی از بی خطرترین اشكال حمل و نقل به حساب میآید
چیزی فراتر از نگران كننده، میتوانم به جرئت بگویم كه كلمه وحشت زده توصیف خوبی از حال و احوالم در حین سفر با هواپیما است
بله، وقتی راجع به آن میاندیشم نگران و عصبی میشوم
25-
اگر به شما بگویند كه قرار است در محل كارتان تغییر و تحولات و تجدید سازمانی صورت بگیرد، چه احساسی پیدا میكنید؟
اگر امكان داشته باشد مایلم در این تغییر و تحولات شركت كنم، چون ممكن است شغل بهتری عایدم شود
به شدت وحشت زده و مضطرب میشوم ، چون این تجدید سازمان به معنای اخراج عده زیادی از كارمندان است و در نتیجه احتمال دارد كه تغییر و تحولاتی هم در كار من صورت گیرد
تا حدی نگران میشوم، چون از اوضاع فعلی رضایت دارم
پرسشنامه مسائل دشوار
1- وقتي با يك مساله خيلي دشواری روبرو ميشويد معمولاً چه ميكنيد؟
الف- گـــريه ميكنم، چون فكر نميكنم بتوانم مسأله را حل كنم.
ب- گريه نمـــيكنم، اما ناراحت ميشوم.
ج- سعي ميكنم راه مناسبي بـــراي حل مسأله بيابم.
2- اگر سرگرم ساختن وسيلهاي باشيد، ناگهان دريابيد قطعه مهم آن گم شده ، چه ميكنيد؟
الف- كار را متوقف ميكنم.
ب- سعي ميكنم قطعه گم شده را پيدا كنم و اگر نتوانم آن را پيدا كنم كار را متوقف ميكنم.
ج- قطعة گم شده را پيدا ميكنم و اگر نتوانم آن را پيدا كنم به جاي آن قطعة ديگر ميسازم.
3- وقتي در مكاني عمومي هستيد، آيا سعي ميكنيد حدس بزنيد افرادي كه دور و بر شما هستند دربارة چه چيزي بحث ميكنند؟
الف- هرگز علاقهمند نيستم حدس بزنم ديگران درباره چه چيزي بحث ميكنند.
ب- گاهي دوست دارم حدس بزنم ديگران درباره چه چيزي بحث ميكنند.
ج- هميشه دوست دارم حدس بزنم ديگران درباره چه چيزي بحث ميكنند.
4- آيا از حل مسائل دشــــوار لذت ميبريد؟
الف- خيــــــــر، از حل مسائل دشوار لذت نميبرم.
ب- به ندرت از حل مسائل دشوار لذت ميبرم.
ج- اغلب از حل مسائل دشوار لذت ميبرم.
5- اگر عضو گروهي باشيد كه بايد مسألهاي را با همكاري حل كنند، چه ميكنيد؟
الف- خودم كاري نميكنم و ميگذارم ديگر اعضاي گروه مسأله را حل كنند.
ب- گاهي در آنچه گروه انجام ميدهد، شركت ميكنم.
ج- به طور فعال در آنچه گروه انجام ميدهد، شركت ميكنم.
6- وقتــــي كه با مسأله تازهاي روبرو ميشويد معمولاً چه ميكنيد؟
الف- از كسي ميخواهم آن را برايم حل كند.
ب- سعي ميكنم با كمك كسي ديگر آن را حل كنم.
ج- سعي ميكنم اطلاعات بيشتري بدست آورم تا بتوانم خودم آن را حل كنم.
7- اگــــر درگير حل مسألة مشكل رياضــــي باشيد، چه ميكنيد؟
الف- از معلــــم يا شخصـــــي ميخواهم به من كمك كند.
ب- يك كتاب رياضـــي مــربوط به مسأله را ميخوانم.
ج- از منابعي كه در دستـــرس دارم استفاده ميكنم تا خودم آنرا حل نمایم .
8- وقتي بصورت گروهي براي حل مسألهاي همكاری ميكنيد، اعضاي گروه چگونه از نظرات مبتكرانه شما استقبال ميكنند؟
الف- به ندرت از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
ب- گاهي از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
ج- اغلب از نظرات مبتكرانه من استقبال ميكنند.
9- وقتي با مشكلي غير عادي مواجه ميشويد، معمولاً آن را چگونه حل ميكنيد؟
الف- اغلب از كســـي كمك ميگيـــــرم.
ب- قبل از اينكه از كسي كمك بگيرم مدت كوتاهي تلاش ميكنم تا خودم آن را حل كنم.
ج- مدتي بسيار طولانــــي تلاش ميكنم تا خودم آنرا حل كنم.