.بررسی عوامل موثر روی خلاقیت افراد:علم و توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزی است.برای پیشرفت دروضعیت اقتصادی سیاست و همه علوم نیازمند تفکری خلاق و نواور می باشیم.

اهداف تحقیق:.در این تحقیق سعی میشود به شناخت کافی و همه جانبه عوامل موثر بر خلاقیت بپردازیم و نیز سعی می شود  برخی از تکنیک های خلاقیت که به پویایی ذهن کمک میکند را بیان بیان کرد.

ضرورت انجام تحقیق:بررسی ها نشان میدهد که خلاقیت در انسان به سن و سال و میزان تحصیلات بستگی ندارد.میتوان با پرورش برخی توانایی ها در خود خلاقیت راتقویت کرد.هر کسی دوست دارد از ذهنی خلاق وپویا برخوردار بوده و از زندگی خود لذت ببرد.در این راستا بالا بردن اعتماد به نفس حقیقی با توجه به مزایای متعددی که دارد لازم است.

سوال های پژوهش:

1.ایا اعتماد به نفس با خلاقیت رابطه دارد؟

2.ایا بین هوش هیجانی افراد و میزان خلاقیت انها رابطه وجود دارد؟

3.ایا خلاقیت و هوش بالا باعث حل مسایل دشوار در افراد می شود؟

پیشینه نظری:

یکی از سوالاتی که در چهار دهه گذشته ذهن بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان تعلیم و تربیت را به خود مشغول کرده است این است که آیا می توان خلاقیت را پرورش داد؟ نتایج تحقیق (بودو، تورنس و ...) نشان داده است خلاقیت که در تمام فعالیتهای فردی و گروهی انسان مشاهده می گردد، با شدت و ضعف بالقوه و پرورش پذیر در همه انسانها وجود دارد و برای پرورش خلاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت .


با توجه به اینکه خلاقیت می تواند شکننده محدودیتها، بر اندازنده ناتوانیها، شکافنده ناشناخته ها و یابنده نا دانستنیها باشد این سوال مطرح می‌شود که چه نوع تصاویری می تواند الهام بخش کودکان در انجام کارهای خلاق بوده و چگونه می توان نسلی متفکر و خلاق پرورش داد؟


مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق :
نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت، نوآوری و تفکر خلاق نشان می دهد که ریشه این اصطلاح در نوع و روش فکری انسان نهفته است. در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد .
درباره مفهوم خلاقیت تعاریف متعدد و گاه متضادی ارائه شده است ولی در مورد تعریف زیر یک اتفاق نظر کلی مشاهده شده است :
«خلاقیت توانایی فرد برای تولید ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا اشیاء جدید و بدیع و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که توسط متخصصان، اصیل واز نظر علمی، زیبا شناسی، تکنولوژی، اجتماعی با ارزش تلقی گردد.»(ورنون 1989)
امروزه‏، چهارچوب روانشناسی به ما اجازه می‌دهد که بر این عقیده باشیم فرایند خلاقیت ذاتی نیست بلکه می‌تواند آموزش داده شود. ما از طریق آموزش می‌توانیم به کودکان یاد دهیم که به راههای غیر معمولی فکر کنند و از طریق تفکر واگرا به بررسی مشکلات پرداخته و به راه حلهای مناسب دست یابند. مساله این است که اجازه تفکر در این حیطه را به مربیان بدهیم که جریان خلاقیت، جریانی از قبل ساخته شده نیست، بلکه روندی زاینده و قابل تغییر می‌باشد.

به نظر «ویلیام جیمز»، همه ما توانایی و استعداد خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی ودر مسیر آموزش یاد می‌گیریم که غیر خلاق باشیم. به عبارتی در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه و اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت می‌دهند . دوران کودکی سرآغاز شکل گیری روند تفکر خلاق محسوب می‌شود (اسپرینت هال).



ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق :
پال تورنس (1998) در پاسخ به این پرسش که ویژگیهای شخصیتی چه نقشی در خلاقیت ایفا می‌کند، گفته است شخصیت هم می‌تواند خلاقیت را آسان ‌سازد و هم مانع آن شود . ویژگیهایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال اندیشه، پشتکار و پایداری، شهامت، استقلال رای، خودآغازگری، ابتکار، پرسشگری درباره موقعیتهای معماگونه، و در گیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگیهای آسان ساز خلاقیت محسوب می‌شوند. او می‌گوید، هر عملی که ما برای تشویق این گونه رفتارها انجام می‌دهیم شخص را در جهت خلاقیت بیشتر سوق می‌دهد.
از نظر گیلفورد (1998) ویژگیهایی از بروز خلاقیت جلوگیری می‌کنند، عبارتند از سلطه گری،منفی بافی، مقاومت ترس، عیب جویی، انتقاد از دیگران، سازشکاری، تسلیم در برابر قدرت و کمرویی.
مطالعاتی که «بارون» (1969) در زمینه شخصیت افراد خلاق انجام داده است نیز نشان می‌دهد که آنها در مقایسه با افراد عادی خوش بین‌تر ودارای انرژی روانی و جسمی استثنایی‌اند. زندگی آنها پیچیده‌تر است و به دنبال تنش‌اند یا از طریق آزاد شدن آن احساس لذت می‌کنند. افراد خلاق، کمتر ضعیف‌النفس بوده و از مسایل و امور آگاهند .


«هیز» (1988)، متذکر می‌شود که افراد بسیار خلاق، اغلب بطور کامل در کار خود غرق می‌شوند. زندگینامه افراد بسیار خلاق این نکته را مورد تأکید قرار می‌دهد که آنها برای عرضه کارهای مهم، انگیزه‌های عالی دارند و بسیار سخت کوشند .
بدین ترتیب مجموع یافته‌های تحقیقی روانشناسان در مورد انسانهای خلاق را می‌توان در 5 دسته زیر خلاصه کرد :
1- آفرینش گری و هوش 2- آگاهی و حساسیت 3- انعطاف پذیری و ابتکار 4- شک گرایی و پایداری 5- بازیگوشی فکری و شوخ طبعی 6- ناهمنوایی و اعتماد بنفس .
پژوهشهای مقدماتی «پال تورنس»، نشان می‌دهد که دانش آموزان خلاق معمولاً با همگنان خود کمتر سازش می‌کنند، به ایده‌های خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدن تلاش نمی‌کنند. آنها به علایق شدید همکلاسی‌های خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید می‌نگرند و هم جوش نمی‌شوند. و امور جاری را متفاوت از دیگران می‌بینند. به دنبال تکالیف مشکل می‌روند و غالباً جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط می‌دهند و ترکیب می‌کنند .

کارل راجرز (carl Rogers ) ، چگونگی عوامل موثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می‌گوید: واضح است که خلاقیت را نمی‌توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند. او معتقد است که با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را می‌توان افزایش داد.

پیشینه تجربی:

یکی از مهم ترین وجوه تمایز انسان از دیگر موجودات قدرت تفکر و خلاقیت اوست .قدرت دستکاری در ذهن و پدیده ها؛قدرت کشف و تولید ابزار و اندیشه های جدید.که همه اینها به نوعی خلاقیت است.همه انسانها کم و بیش خلاقند مهم انست که بتوانیم ان را شکوفا کنیم و به خدمت بگیریم. تفکر خلاق میتواند بهترین سلاح مبارزه با مشکل نیز قلمداد شود .تلفن؛اتومبیل؛هوا پیما؛تلویزیون؛کامپیوتر؛خلق ادبیات و انواع هنر ها نقاط عطفی از اختراعات و اکتشافات و نمونه های ارزشمندی از تفکر و ذهن خلاق بشر است.هر چند توسعه و علم و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزیست ولی باید دانست که علم به خودی خود ضامن حل بسیاری از مسائل و مشکلاتی که در اینده با ان مواجه خواهیم شد نیست؛بلکه به قدرت خلاقیت و اعتماد به نفس هم احتیاج مبرم داریم.اعتماد به نفس یعنی ان احساس و شناختی که از توانایی ها و محدودیت های درونی و بیرونی خود داریم.اما همیشه افرادی بوده اند که به دلایلی زندگی را دو بعدی می بینند و به همین دلیل پیدا کردن توانایی هایشان برایشان مشکل شده و زندگی در نظرشان بی معنی شده است.

فرضیه ها:

1.توانایی و اعتماد به نفس در دختران محرک خلاقیت است.

متغیر مستقل:توانایی و اعتماد به نفس

متغیر وابسته:خلاقیت

تعدیل کننده:دختران

مداخله گر:مهارت

2. حل مسائل دشوار با هوش در دانشجویان پسر  رابطه مستقیم دارد.

متغیر مستقل:حل مسائل دشوار

متغیر وابسته:هوش

تعدیل کننده:دانشجویان پسر

مداخله گر:یاد گیری

کنترل:تجربه

3.هوش هیجانی خانم ها که از نظر تحصیلات در یک سطح هستند روی میزان خلاقیت انها اثر می گذارد.

متغیر مستقل:هوش هیجانی

متغیر وابسته:خلاقیت

تعدیل کننده:خانم ها

کنترل:تحصیلات یک سطح

مداخله گر:تفکر و نواوری

4. اعتماد به نفس پایین در دخترانی که ترک تحصیل کرده اند باعث عدم به وجود امدن خلاقیت در انها می شود.

متغیر مستقل: اعتماد به نفس پایین

متغیر وابسته:عدم خلاقیت

تعدیل کننده:دختران

کنترل:ترک تحصیلی ها

مداخله گر:توانایی و انگیزه