مدیریت دانش 

 

موضوع  : ارزیابی میزان توانایی مدیریت دانش در سازمان ها

 

 پیشینه نظری

 

     با توجه به اهمیت مدیریت دانش در سازمان های امروزی و مزیت رقابتی ایجاد شده با استفاده از پیاده سازی مدیریت دانش، ارزیابی پیاده سازی آن و تشخیص نقاط قوت و ضعف سازمان در پیاده سازی پروژه مدیریت دانش حیاتی می باشد. مدل های بسیاری برای ارزیابی مدیریت دانش ارائه شده است. بیشتر این مدل ها بر پایه منطق فازی نوع اول می باشد. در این مدل ها از ارزیابان درخواست می شود نظرات خود را با توجه به کلمات از پیش تعریف شده ای تعیین نمایند. این در حالتی است که درک افراد مختلف از کلمات یکسان، یکسان نخواهد بود. این موضوع به علت عدم قطعیت نهفته در ماهیت کلمات می باشد. به منظور در نظر گرفتن این عدم قطعیت در کلمات، در این تحقیق از روش محاسبات ادراکی که توسط مندل (2002) ارائه شده است، استفاده می شود. محاسبات ادراکی از مجموعه های فازی نوع دوم به منظور ارزیابی استفاده می کند. مجموعه های فازی نوع دوم توسط زاده (1975) ارائه شده است. پس از ارائه این نوع مجموعه های فازی، مجموعه های فازی معمولی به مجموعه های فازی نوع اول تغییر نام داده است. تفاوت عمده بین این دو نوع مجموعه های فازی در توابع عضویت آنها می باشد. تابع عضویت مجموعه فازی نوع اول، اعداد می باشند در حالی که تابع عضویت مجموعه های فازی نوع  دوم، مجموعه های فازی نوع اول می باشند. بنابراین مجموعه های فازی نوع دوم قادر می باشند کلمات را با عدم قطعیت بیشتر و دقیق تری مدلسازی نمایند.

     با توجه به ویژگی های محاسبات ادراکی در ارزیابی و تصمیم گیری، به منظور ارزیابی مدیریت دانش توسط کلمات از محاسبات ادراکی استفاده شده است. به این منظور در ابتدا معیار های موفقیت و شکست پروژه های مدیریت دانش شناسایی شده و با توجه به این معیار ها و روش محاسبات ادراکی، مدیریت دانش به صورت سلسله مراتبی ارزیابی شده است.

     در دنیای واقعی معیار های در نظر گرفته شده به منظور ارزیابی یک موضوع، بر روی یکدیگر تاثیر متقابل دارند. بنابراین این معیار ها برای ارزیابی از اهمیت و وزن یکسانی برخوردار نخواهند بود و ارتباطات بین آنها بر وزن و میزان اهمیت آنها تاثیر گذار می باشد. روش محاسبات ادراکی، معیار های ارزیابی را مستقل از یکدیگر در نظر گرفته و این یکی از معایب این روش می باشد. به منظور در نظر گرفتن ارتباطات بین معیار های ارزیابی برای تعیین وزن معیار ها، از روش DEMATEL استفاده شده است. این روش با استفاده از ماتریس مقایسات زوجی معیار های ارزیابی، میزان اهمیت معیار ها را نسبت به یکدیگر بدست آورده و در نهایت وزن آنها را با توجه به ارتباطات بین آنها محاسبه می نماید. به منظور استفاده از این وزن ها در روش محاسبات ادراکی، روش DEMATEL به فازی نوع دوم بسط داده شده است. بنابراین وزن های بدست آمده از این روش، کلمات و مجموعه های فازی نوع دوم قابل استفاده در روش محاسبات ادراکی می باشد. بنابراین مدل ارائه شده در این تحقیق به منظور ارزیابی سلسله مراتبی و گسسته بر پایه ترکیب محاسبات ادراکی و  DEMATEL می باشد. این مدل توانایی بهتری نسبت به مدل های قبلی به منظور ارزیابی یا تصمیم گیری های چند معیاری خواهد داشت.

 

پیشینه تجربی

     جهت بررسی پیشینه تحقیق، عوامل موفقیت و شکست و معیار های ارزیابی مدیریت دانش مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین مدل های ارزیابی مدیریت دانش نیز مورد بررسی قرار گرفته است. این مدل ها بیشتر بر پایه روش های تصمیم گیری چند معیاری می باشند. یکی از روش های اندازه گیری میزان اثربخشی مدیریت دانش استفاده از کارت امتیاز دهی متوازن می باشد. این روش عوامل اقتصادی و سایر عوامل مانند مشتریان، فرایند های داخلی کسب و کار، نوآوری و یادگیری را در نظر می گیرد (لی و دیگران،2005). لی و همکارانش در سال 2005، روشی به نام شاخص عملکرد مدیریت دانش معرفی کردند. این شاخص عملکردی به عنوان یک عملیات لجستیک شامل 5 مولفه معرفی شده است که برای تعیین فرایند چرخشی دانش استفاده می شود. فرایند چرخشی دانش شامل ایجاد دانش، انبار کردن دانش، به اشتراک گذاری دانش، استفاده از دانش و درونی سازی دانش می باشد. این مدل رابطه مستقیم بین افزایش عملکرد فرایند چرخشی دانش و شاخص عملکرد مدیریت دانش را نشان می دهد. فن و همکارانش در سال 2009، با شناسایی و دسته بندی عوامل موثر در مدیریت دانش و با استفاده از تصمیم گیری چند متغیره نقش هر یک از این عوامل را در چند شرکت مورد ارزیابی قرار داده اند.

     بررسی های انجام شده برای صنایع الکترونیکی و در آسیای شرقی صورت گرفته است. همچنین نقش دانش مشتریان و تامین کنندگان در ارزیابی مدیریت دانش در نظر گرفته نشده است. عوامل ارزیابی با توجه به شرایط حاکم بر ایران همچنین در نظر گرفتن صنایع متنوع متفاوت خواهد بود. با شناسایی این عوامل سازمان می تواند در راستای بهبود مدیریت دانش خود به عنوان یک منبع استراتژیک و رقابتی استفاده نماید.

     امروزه دانش به عنوان یک سرمایه تلقی می شود. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) بر اقتصاد دانش محور و نقش دانش در پیشرفت های اقتصادی در هزاره سوم تاکید کرده است. در کشور های پیشرو اقتصادی، اهمیت دانش به عنوان یک منبع سازمانی در مقایسه با سایر منابع سازمان چنان افزایش یافته است که به عنوان مهم تریان عامل تعیین کننده استاندارد زندگی مطرح می شود. در بازار کسب و کار امروزی، اهمیت مدیریت دانش به اندازه ای می باشد که سازمان ها از آن به عنوان یکی از مزیت های رقابتی یاد می کنند. علی رغم اهمیت مدیریت دانش، سازمان های بسیاری در پیاده سازی آن به نتایج مورد نظر و اهداف خود دست پیدا نمی کنند و هزینه های زیادی را بدین منظور صرف می نمایند.

     بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع در سازمان ها، لزوم ارزیابی مدیریت دانش قبل و در تمامی مراحل پیاده سازی در سازمان احساس می شود. این ارزیابی می تواند بر اساس عوامل موفقیت و شکست شناخته شده در ادبیات موضوع و استفاده از تجربیات سازمان هایی باشد که مدیریت دانش را پیاده سازی نموده اند.

 

تعریف نظری و عملیاتی متغیرها:

 

رضایت مندی: 

تعریف نظری:  رضایت عبارت است از احساس خوشایند یا ناخوشایند فردی که از مقایسه عملکرد ذهنی وی در مقابل با انتظارات او ناشی می شود و تابع عملکرد ذهنی و انتظارات است .

تعریف عملیاتی: رضایتمندی واکنش احساسی مشتری است که از تعامل با سازمان عرضه کننده یا مصرف محصول حاصل می گردد. رضایت از درک متفاوت مابین انتظارات مشتری و عملکرد واقعی محصول یا سازمان حاصل می شود. تجربیات قبلی مشتری از مصرف محصول ما و همچنین تجربه او از تعامل با سازمان عرضه کننده ، در شکل دهی انتظارات وی ، نقشی اساسی ایفا می کند. ما عقیده داریم

1.    آیا نحوه برقراری ارتباط سازمان با مشتری پس از خرید محصول مناسب است؟

۲.    آیا کارکنان می توانند از سیستم مدیریت دانش راضی باشند در حالی که اجتماع دانشی به صورت پیوسته در حال بزرگ شدن باشد؟

 

راندمان سازمان:

تعریف نظری:  بهبود در نحوه اجرا و یا ارائه کالا یا خدمات به مشتریان، ارتقاء سطح دانش و در نتیجه بهبود عملکرد کارکنان در ارائه خدمات در یک سازمان یا شرکت را شامل می شود.

تعریف عملیاتی: برخی اثرات نمایان در راندمان سازمان را می توان اینگونه نامید: سلامت جسمی و روانی کارکنان؛ صرفه جویی در انرژی روانی و جسمی؛ خستگی کم و دل بستگی به کار؛ هماهنگ شدن مشاغل با شرایط کارکنان؛

1.    آیا تغییر در ساختار سازمان باعت افزایش راندمان در سازمان خواهد شد؟

۲.    تا چه میزان سطح راندمان سازمان با ورود دانش مورد نیاز تغییر خواهد کرد؟

 

توانایی فردی:

تعریف نظری:  خصلتي با ثبات نسبت به وضعيت و كارايي فردي است.

تعریف عملیاتی: توانایی فردی در یک سازمان را می توان به مواردی چون نيرومندي، اقتدار ، قدرت ، قوت ، طاقت ، توان ، سعي و کوشش،  فيزيكي، جسمي، ذهني، فكري، روحي، رواني و عاطفي ، احساسي و ... اشاره داشت.

1.    آيا بين تواناييهاي مورد نياز مديران و اثربخشي سازماني رابطه وجود دارد ؟

۲.    آيا بين توانايي هاي مورد نياز مديران و ويژگي هاي شخصيتي مورد نياز مديران رابطه وجود دارد ؟

 

دانش:

تعریف نظری: تعاریف متنوعی درباره دانش سازمانی ارائه شده است. برای برخی، دانش سازمانی، فرزانگی است که نتیجه یادگیری و تجربه است. برای برخی دیگر دانش سازمانی یا فقط یادگیری یا فقط تجربه است و برای برخی دیگر دانش سازمانی، اطلاعات یا داده است.

تعریف عملیاتی: دانپورت و پروساک (1998) دانش را ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزش ها، اطلاعات معنی دار و بینش های متخصصان که چارچوبی را برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه می دهد تعریف کرده اند.

بلاکلر (1995) دانش را موضوعی چند لایه، پیچیده، پویا و انتزاعی که در ذهن انسان نهفته است تعریف می کند.

هوبر (1991) و نانوکا ( 1994) معتقدند دانش عبارت است از اعتقاد و باوری که منجر به افزایش توان بالقوه پدیده ها برای اقدامات و تصمیمات اثر بخش می شود. در این تعریف چند نکته اساسی نهفته است : اول اینکه دانش الزاما موجب اثر بخش شدن اقدامات و تصمیمات نمی شود، و این اثر بخشی تابع عوامل مختلفی است. دوم اینکه، در این تعریف پدیده ممکن است فرد، گروه یا سازمان یا حتی جامعه باشد. سوم اینکه، دانش در درون افراد نهفته است و لذا از اطلاعات و داده متمایز است.

 1.     آیا کارکنان می توانند بین دانش بدست آمده از محیط خارج سازمان و مدیرانشان ارتباط برقرار سازند؟

2.     آیا دانشی که برای موفقیت سازمان حیاتی می باشد شناسایی شده است؟

3.     آیا اهداف مدیریت دانش با اهداف فردی سازگار می باشد؟

4.     آیا سازمان در مورد تامین منابع کافی برای پشتیبانی از ورود دانش تعهد دارد؟

 

مدیریت دانش

تعریف نظری: مدیریت دانش فرآیندی است که سازمان ها به واسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه های موثر در تصمیم های خود به کار گیرند.

تعریف عملیاتی: می توان گفت که موضوع مدیریت دانش، پدیده های اجتماعی هستند، رایانه، فناوری اطلاعات و نظایر اینها تضمین کننده موفقیت مدیریت دانش نیستند، مدیریت دانش، پایان ناپذیر است زیرا حرکت از داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش هیچ گاه پایان نمی پذیرد. این متغیر از طریق نمره ای که افراد به سوالات زیر میدهد سنجیده می شود:

1.       آیا منابع انسانی، مالی و فناوری کافی در نظر گرفته شده است؟

2.       آیا فرآیند های مدیریت دانش با فرآیند های کسب و کار هم جهت می باشد؟

3.       آیا استراتژی مدیریت دانش بر استراتژی سازمان هم راستا است؟

 

شناسایی دانش

تعریف نظری: شناسایی دانش به این معنی است که بتوانیم توصیف و تحلیل محیط دانشی سازمان را شکل دهیم. تعداد زیادی از سازمان ها و شرکت ها در حال حاضر برای ارائه تصویر عمومی از داده ها، اطلاعات و دانش سازمانی خود دارای مشکل هستند. این کمبود و یا خلا شفافیت موضوع باعث می شود که عدم کارایی، یکنواختی و تکراری بودن تصمیمات شکل گیرند.

تعریف عملیاتی: مدیریت دانش اثر بخش بایستی قادر باشد تا شفافیت داخلی و خارجی را به میزان کافی ارائه کرده و به کارکنان در تعیین نیاز های آنان کمک و مساعدت دهد

1.      آیا اهداف مدیریت دانش بر اهداف سازمانی منطبق است؟

2.      آیا ساختار سازمانی برای کسب دانش انعطاف لازمه را دارد؟

3.      آیا زمان مناسب برای انجام برآیندهای دانش اختصاص داده شده است؟

4.      آیا موانع پیاده سازی مدیریت دانش به صورت کامل و واضح توسط مدیریت ارشد سازمان درک شده است ؟

 

کسب دانش

تعریف نظری: به طور كلی در اختیار داشتن دانشی که نیاز شرکتها و یا سازمانها را در بهبود و ارتقاء کمی و کیفی آنان برطرف می کند را شامل می شود.

تعریف عملیاتی: شرکت ها بخش قابل ملاحظه ای از دانش خودشان را از منابع خارجی وارد می کنند. ارتباطات و روابط دوستانه با مشتریان، تامین کنندگان، رقبا و شرکا در قالب شرکت های مشارکتی دارای پتانسیل بالقوه تهیه دانش می باشند. معنای این جمله این است که این دانش بسیار کم مورد استفاده کامل واقع می شود. شرکت ها همچنین می توانند دانشی را خریداری نمایند که خود قادر به جذب کارشناسان یا کسب نوآوری خاص برخی از شرکت ها نمی باشند.

1.      آیا مدیران سازمانها و شرکتها حاضر به پرداخت هزینه برای کسب دانش می باشند؟

2.      آیا کارکنان سازمان می توانند مدیریت دانش مفید را از محیط خارجی سازمان استخراج کنند؟

3.      آیا کارکنان خود را درگیر کسب دانش می دانند؟

4.      آیا کارکنان می توانند بین دانش بدست آمده از محیط خارج سازمان و مدیرانشان ارتباط برقرار سازند؟

 

موفقیت مدیریت دانش

تعریف نظری: اثربخش بودن ورود مدیریت دانش بر روند رو به رشد سازمانها و شرکتها، تأثیر پذیر بودن مدیریت دانش در روی اجزاء موجود در سازمانها و شرکتها در جهت روند پیشرفت سازمان

تعریف عملیاتی: وییگ (1997)، موفقیت مدیریت دانش را  در چهار جنبه رویه مدیریت، فناوری اطلاعات و تلاش های سازمانی و توسعه، نرخ تامین و پذیرش تعریف می کند

1.      آیا اهداف مدیریت دانش با اهداف سازمان همراستا می باشد؟

2.      آیا کارکنان مهارت کافی برای استفاده از فناوری اطلاعات به منظور پیاده سازی موفق مدیریت دانش را دارا می باشند؟

3.      آیا سازمان در مورد تامین منابع کافی برای پشتیبانی از مدیریت دانش تعهد دارد؟

4.      آیا سیستم مدیریت دانش توانایی پشتیبانی منعطف در مورد استراتژی شکل گرفته مدیریت دانش را دارا می باشد؟

5.      آیا سازمان از سخت افزار و نرم افزار مناسب برای استاندارد کردن دانش استفاده می کند؟

6.      آیا مدیریت ارشد و کارکنان به درستی مدیریت دانش را درک کرده اند؟

 

واحد تحلیل : شرکت مپنا

واحد مشاهده: کارمندان

سطح تحلیل: میانه

روش نمونه گیری: طبقه بندی و خوشه ای

 

روش تحقیق

      به منظور انجام این تحقیق، در ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای معیار های ارزیابی مدیریت دانش و عوامل موفقیت و شکست پروژه های مدیریت دانش شناسایی شده، همچنین مدل های ارزیابی مدیریت دانش نیز شناسایی شده و به بررسی نقاط قوت و ضعف آنها به منظور ارائه مدل ارزیابی جدید پرداخته شده است. در نتیجه مدل ارزیابی بر پایه محاسبات ادراکی به منظور ارزیابی مدیریت دانش انتخاب شده و به منظور در نظر گرفتن ارتباطات و عدم استقلال معیار های ارزیابی روش DEMATEL به فازی نوع دوم بسط داده شده است. بنابراین مدل ارائه شده در این تحقیق ترکیبی از محاسبات ادارکی و DEMATEL فازی نوع دوم می باشد. سپس با استفاده از معیار های ارزیابی و نظرات خبرگان مدیریت دانش شرکت مپنا پرسشنامه ای تهیه شده و با استفاده از روش مذکور توانایی شرکت مپنا در پیاده سازی مدیریت دانش مورد ارزیابی قرار گرفته است.

 

جامعه آماری تحقیق

     این تحقیق از نظر قلمرو مکانی برای انجام ارزیابی پروژه مدیریت دانش پیاده سازی شده در شرکت مپنا می باشد. جامعه آماری این تحقیق، خبرگان مدیریت دانش شرکت مپنا و کارکنان گروه مپنا که دارای مدارک مدیریت پروژه ( PMP = Project Management Professional و  IPMA= International Project Management Association) می باشند.

 

 ابزار های گرد آوری اطلاعات

 ابزار های گردآوری اطلاعات در این تحقیق عبارتند از :

-       مطالعات کتابخانه ای و جستجوی اینترنتی

-       خبرگان مدیریت دانش شرکت مپنا

-       پرسشنامه

-       مصاحبه

 

...