شهرزاد حافظی
۱-تأثیر فضاهای مجازی مثل فیس بوک و کلوب روی جوانان
۲-آسيبشناسي سيستم حقوق و مزايادر وزارت بازرگانی
۳-تاثیر رسانه ها بر سلامت جامعه در کلان شهر ها
۴- ارزیابی میزان توانایی مدیریت دانش در سازمان ها
۵-نقش فضاهای عمومی شهری در امنیت شهری
موضوع : ارزیابی میزان توانایی مدیریت دانش در سازمان ها
بیان مسئله :
با توجه به اهمیت مدیریت دانش در سازمانهای امروزی و مزیت رقابت ایجاد شده با استفاده از پیاده سازی مدیریت دانش، ارزیابی پیاده سازی آن و تشخیص نقاط قوت و ضعف سازمان در پیاده سازی پروژه مدیریت دانش حیاتی می باشد. مدل های بسیاری برای ارزیابی مدیریت دانش ارائه شده است. بیشتر این مدل ها بر پایه منطق فازی نوع اول می باشد. در این مدل ها از ارزیابان درخواست میود نظرات خود را با توجه به کلمات از پیش تعریف شده ای تعیین نمایند. این در حالی است که درک افراد مختلف از کلمات یکسان، یکسان نخواهد بود. این موضوع به علت عدم قطعیت نهفته در ماهیت کلمات می باشد.به منظور در نظر گرفتن این عدم قطعیت در کلمات، در این تحقیق از روش محاسبات ادراکی که توسط مندل (2002) ارائه شده است استفاده می شود.
هدف تحقیق :
هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد مدیریت دانش و ارائه مدلی کاربردی برای ارزیابی توانمندی و قابلیت سازمانها برای پیاده سازی مدیریت دانش می باشد. با توجه به ارزیابی پیاده سازی مدیریت دانش، سازمانها قادر خواهند بود نقاط قوت و ضعف خود را شماسایی نموده و در راستای بهبود آن گام بردارند.
ضرورت تحقیق :
امروزه دانش به عنوان یک سرمایه تلقی می شود. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) بر اقتصاد دانش محور و نقش دانش در پیشرفت های اقتصادی در هزاره سوم تأکید کرده است. در کشورهای پیشرو اقتصادی، اهمیت دانش به عنوان یک منبع سازمانی در مقایسه با سایر منابع سازمان چنان افزایش یافته است که به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده استاندارد زندگی مطرح می شود.بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع در سازمان ها، لزوم ارزیابی مدیریت دانش قبل و در تمامی مراحل پیاده سازی در سازمان احساس می شود. این ارزیابی می تواند بر اساس عوامل موفقیت و شکست شناخته شده در ادبیات موضوع و استفاده از تجربیات سازمان هایی باشد که مدیریت دانش را پیاده سازی نموده اند.
پیشینه نظری :
جهت بررسی پیشینه تحقیق عوامل موفقیت و شکست و معیارهای ارزیابی مدیریت دانش مورد مطالعه قرار می گیرد. دانش سازمان ها نسبت به محیط خارجی خود، تولید کنندگان، مشتریان، رقبا و تولید محصول و خدمات به عنوان یکی از سرمایه های نامرئی سازمان می باشند که باید شناخته شوند. این دانش ها به همراه تجربه های و موفق و ناموفق سازمان ها منابعی هستند که باعث بوجود آمدن مزیت رقابتی پایدار برای سازمان خواهد بود. بنابراین سازمان ها باید دانش های حوزه خود را شناسایی کرده و رویکردی برای مدیریت آن در نظر گیرند. در حال حاظر سازمان ها علاوه بر منابع سرمایه ای و فیزیکی خود باید دانش را به عنوان یک منبع نامرئی و معنوی شناسایی کنند. مدیریت دانش یک استراتژی هوشمند می باشد که در طی آن تعریف می شود که دانش مورد نظر به فرد مناسب و در زمان مناسب ارائه شود. به این دلیل سازمان ها در طی سالیان اخیر برای راه اندازی سیستمهای مدیریت دانش تلاشهای بسیاری انجام داده اند. با این وجود، آمارهای انتشار یافته نشان دهنده شکست بسیاری از سازمان ها در زمینه پیاده سازی این سیتم می باشد. مدیریت دانش در سازمان باعث افزایش سود، توسعه خدمات مشتریان، کوتاه کردن چرخه تولید محصول، ایجاد خلاقیت بین منابع سازمان، پاسخ سریع به تغییرات بازار و کسب مزیت رقابتی خواهد شد.
پیشینه تجربی :
بررسی های انجام شده برای صنایع الکترونیکی در آسیای شرقی صورت گرفته است. لی و همکارانش در سال 2005 روشی بنام شاخص عملکرد مدیریت دانش معرفی کردند. این شاخص عملکردی به عنوان یک عملیات لجستیک شامل 5 مؤلفه معرفی شده است که برای تعیین فرایند چرخشی دانش استفاده می شود. فرایند چرخشی دانش شامل ایجاد دانش، انبار کردن دانش، به اشتراک گذاری دانش، استفاده از دانش و درونی سازی دانش می باشد. این مدل رابطه مستقیم بین افزایش عملکرد فرایند چرخشی دانش و شاخص عملکرد مدیریت دانش را نشان می دهد.
سوال تحقیق1 : ارتباط بین رضایت مندی شغلی کارکنان با ورود مدیریت دانش چیست؟
فرضیه1 : بین مدیریت دانش و رضایت مندی شغلی کارکنان رابطه مستقیم وجود دارد.
متغیر مستقل: ورود مدیریت دانش
متغیر وابسته: رضایت از شغل موجود
متغیر تعدیل کننده: فرهنگ موجود سازمانی
متغیر کنترل: رضایت مندی شغلی
متغیر مداخله گر: عوامل مؤثر در رشد و عدم رشد بیرونی و درونی سازمان
سوال تحقیق 2 : آیا بین عامل درون سازمانی، و افزایش راندمان سازمان رابطه ای وجود دارد؟
فرضیه 2 : بین عامل درون سازمانی و افزایش راندمان سازمان رابطه مستقیمی وجود دارد.
متغیر مستقل: عامل درون سازمانی مانند محیط کاری سالم
متغیر وابسته: افزایش راندمان سازمان
متغیر تعدیل کننده: نحوه عملکرد کارکنان
متغیر کنترل: محیط کاری کارکنان مانند اتاق مجزا، پارتیشن، دسترسی به نور و فضای باز
متغیر مداخله گر: تعداد دفعاتی تشویقی که به میزان عمکرد مثبت سازمان کمک می کند.
سوال تحقیق3 : چه رابطهای میان کسب دانش و رضایت مندی شغلی وجود دارد؟
فرضیه3 : بین کسب دانش و رضایت مندی شغلی رابطه مستقیم وجود دارد.
متغیر مستقل: کسب دانش
متغیر وابسته : رضایت مندی شغلی
متغیر تعدیل کننده: میزان علاقه به کسب دانش
متغیر کنترل: میزان اهمیت سازمان به روند رشد کارکنان
متغیر مداخله گر: زمان طی شده در کسب دانش مورد نظر سازمان
سوال تحقیق 4 : چه رابطه ای میان توانايي فرد و افزایش راندمان سازمان وجود دارد؟
فرضیه 4 : میان توانايي فردي و افزایش راندمان سازمان رابطه مستقیم وجود دارد.
متغیر مستقل: توانايي های فردي
متغیر وابسته: افزایش راندمان سازمان
متغیر تعدیل کننده: ترفیع کارکنان سازمان
متغیر کنترل: میزان توانایی در امور اختصاصی
متغیر مداخله گر: تسلط به امور مربوطه با در نظر گرفتن اهداف عالیه سازمان
سوال تحقیق 5 : آیا بین مدیریت دانش و جذب مشتریان بیشتر رابطهای وجود دارد؟
فرضیه 5 : بین وجود مدیریت دانش و جذب مشتریان بیشتر رابطه معنا داری وجود دارد.
متغیر مستقل: مدیریت دانش
متغیر وابسته:جذب مشتریان بیشتر
متغیر تعدیل کننده: داشتن علم تخصصی در حیطه کاری کارکنان
متغیر کنترل:میزان و تطبیق تحصیلات کارکنان سازمان
متغیر مداخله گر: کار مربوطه و دانش مورد نیاز