پیشینه نظری:

 عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با انتقاد از دوگانگی تصمیم گیری‌ها در حوزه سینمای کشور، تصریح کرد: وظیفه ای در قبال محتوای فیلم‌ها متوجه حوزه هنری نیست که بخواهد راجع به اکران آن‌ها تصمیم گیری کند.

سید رمضان شجاعی کیاسری در خصوص عدم اکران برخی فیلم‌ها از سوی سینماهای وابسته به حوزه هنری، گفت: امروزه برخی از سینماها در اختیار حوزه هنری است که این نهاد نیز به دلیل سرپرستی از سوی سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی، فاکتورهای مشخص خود را برای اکران فیلم‌ها لحاظ می‌کند.

عدم اکران در سینماهای حوزه هنری، ساختار سینمای کشور را دچار خدشه می‌کند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در ادامه با انتقاد از عملکرد حوزه هنری مبنی بر عدم اکران برخی از فیلم‌ها به صورت سلیقه ای، گفت: این در حالی است که سینماگران برای تولیدات خود زحمت کشیده‌اند لذا به نظر می‌رسد دوگانگی موجود می‌تواند با تشکیل کمیته پیشنهادی حل و فصل شود تا تولید کنندگان مخصوصاً بخش خصوصی بیش از این دچار خسارت به علت عدم اکران فیلم خود در برخی سینماها نشوند.

وی در ادامه با تأکید مجدد بر اینکه عدم اکران در سینماهای حوزه هنری، ساختار سینمای کشور را دچار خدشه می‌کند، اظهار کرد: اشکالی که وجود دارد این است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به تبع معاونت سینمایی این وزارتخانه وظیفه پاسخگویی در قبال محتوای فیلم‌ها را دارند و در این خصوص وظیفه ای متوجه حوزه هنری نیست که بخواهد راجع به اکران آن تصمیم گیری کند.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: لازم است حوزه هنری قدری راه را برای اکران فیلم‌ها باز بگذارد چرا که مردم اطلاعی از سینماهای تحت نظر این حوزه ندارند و صرفاً سینما را متولی اکران فیلم می‌دانند و انتظار دارند فیلم مورد علاقه خود را به موقع مشاهده کنند.

 

پیشینه تجربی:

 

انصراف سازندگان «فرشتگان قصاب» از اکران سینمایی فیلمشان از چند منظر قابل بررسی است. اولین مسئله عدم تمایل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اکران عمومی این فیلم در سینماست که محمد قهرمانی در مصاحبه‌ای به این موضوع اشاره می‌کند. در واقع می‌توان گفت «عدم تمایل» مودبانه‌ترین واژه برای بیان ترس یا وادادگی مسئولان مرتبط با حوزه اکران است. 

به یاد بیاورید فیلمی مثل «شکارچی شنبه» را که چند سال پشت صف اکران ماند و بعد با آن اوضاع افتضاح و مظلومانه اکران شد و پس از مدت کوتاهی تعداد سینماهای اکران‌کنندهٔ آن به دو الی سه مورد کاهش یافت. نگارنده این یادداشت به هیچ وجه قصد ندارد که مسئولین فعلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به ترس از اکران یک اثر سینمایی متهم کند؛ چون اولاً «فرشتگان قصاب» در سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر هم که قبل از این دولت برگزار شد، با بغض مسئولان جشنواره نسبت به این فیلم در بخش خارج از مسابقه اکران شد و دوما مثال ذکر شده (شکارچی شنبه) در همان دولت احمدی‌نژاد با کم‌لطفی مسئولان و سرمایه‌گذار ناتوانی چون موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی مدت‌ها منتظر اکران عمومی ماند. 

در کنار این دو فیلم، «عروس افغان» ساختهٔ ابوالقاسم طالبی را هم بگذارید که چندین سال مجوز اکران نگرفت و سرانجام همانند «فرشتگان قصاب» از شبکهٔ یک سیما پخش شد. البته با این تفاوت که سازندگان «فرشتگان قصاب» از ترس بیات شدن فیلم آن را سریع‌تر به صدا و سیما فروختند.

آیا عدم اعطای مجوز اکران به این فیلم‌ها را هم می‌توان تحریم نامید؟ آیا سازندگان این فیلم‌ها هم بیانیه اعتراضی دادند و به خاطر این عدم مجوز با هر رسانه‌ای مصاحبه کردند؟ راستی در این دولت قرار است چه اتفاقی بیافتد؟ قرار است هر فیلمی که ساخته می‌شود اکران عمومی شود؟ طبیعتاً جواب «خیر» خواهد بود.

دومین مسئله در رابطه با انصراف سازندگان این فیلم، عدم دغدغهٔ فروش و بازگشت سرمایه است که جناب قهرمانی حتی به این موضوع هم اعتراف می‌کند. اینکه عده‌ای با دغدغهٔ حضور مؤثر در جنگ نرم و مقابله با آثار ضد اسلامی و ضد ایرانی یک اثر سینمایی استاندارد و قوی بسازند بسیار ستودنی و قابل تقدیر است و این موضوع در «فرشتگان قصاب» اتفاق افتاده است اما آیا عدم دغدغهٔ سرمایه‌گذار این فیلم یعنی موسسه شهید آوینی برای بازگشت سرمایه، آسیب جدی به دیگر فیلم‌های آن‌ها نزده است؟ آیا فیلم بسیار ضعیفی چون «گام‌های شیدایی» و یا آثار ضعیف دیگر این موسسه با همین دغدغه‌ها ساخته شده است؟ و سؤال بدیهی اینکه آیا سینما بدون تماشاگر معنا و مفهومی پیدا می‌کند؟ عدم دغدغهٔ فروش یعنی آنکه حتی اگر 100 نفر هم فیلم ما را ببینند کافی است و بقیهٔ کسانی هم که به سینما نمی‌آیند و یا منتقد ما هستند، بی‌بصیرت، منافق، غرب‌زده و یا ضد انقلاب هستند.

از منظر سوم؛ سازندگان «فرشتگان قصاب» اتفاقاً کار بسیار خوبی هم انجام دادند. فرض کنید این فیلم مثلاً چند سال دیگر و زمانی که نیروهای اشغال‌گر خاک افغانستان را ترک کرده بودند، اکران عمومی می‌شد. حتی با می‌افتاد. دیگر از فیلم‌هایی چون «به رنگ ارغوان» که با تأخیر اکران شدند و یا فیلم‌هایی که هنوز اکران نشده‌اند نام نبریم.

نکتهٔ پایانی آنکه مشکل سینمای ما با دادن یا ندادن مجوز اکران به فیلم‌هایی مثل «یک پذیرایی ساده»، «برف روی کاج‌ها»، «پل چوبی» و... حل نخواهد شد. مشکل ما عدم سیاست‌گذاری مناسب بین ساخت و اکران فیلم‌هاست که در تمام دولت‌های گذشته هیچ روند مشخص و ثابتی نداشته است و بسیاری از فیلم‌های توقیفی در دولت بعد اکران عمومی شده‌اند؛ فیلم‌هایی که تفاوت مبنایی و اعتقادی بسیاری با یکدیگر دارند و اکثر آن‌ها به نوعی با بودجه‌های دولتی ساخته شده‌اند. در کنار این موارد به یاد بیاورید فیلم‌هایی چون «سنتوری» با سرمایه‌گذاری نیروی انتظامی، «زمستان است» با سرمایه‌گذاری حوزه هنری و... را که چند سالی توقیف ماندند و اولی پخش خانگی گرفت و دومی همچنان توقیف است.

سید مهدی موسوی – منتقد سینمایی