موضوعات:
۱-تاثیر پاداش بر انگیزش کارکنان
۲-تاثیر پوشش بر شخصیت افراد
۳-تاثیر تغذیه بر خلق وخوی افراد
۴-تاثیر خنده درروابط اجتماعی
۵-تاثیر شخصیت در انتخاب شغل
بیان موضوع یک:
در تشکیل هر سازمان عوامل و عناصر مختلفی نقش دارند که یکی از مهم ترین این منابع نیروی انسانی است که بدون شک در جهت نیل به اهداف و خواسته های سازمان نقش تعیین کننده ای دارد و چنانچه این عامل حذف شود، آنچه باقی می ماند به خودی خود قابل استفاده نمی باشد و آنچه که نیروی انسانی را تقویت می کند تا در جهت برنامه های سازمان حرکت کند، عاملی جز انگیزه نخواهد بود. امروزه دیگر مدل مدیریت سنتی که در آن مدیر کنترل می کند و کارکنان تحت نظارت هستند، کارآمد نیست و نقش مدیریت به منظور ایجاد محیط کار توانمند، باید از چارچوب ذهنی، فرماندهی و کنترل محیط، به حس مسئولیت و احترام متقابل به کارکنان تبدیل شود
انگیزهها به راستی بیان نیازهاي افراد به شمار میآیند بااین نگرش انگیزهها؛ درونی و
شخصی هستند ولی از سوي دیگر از آنجا که شخص در محیط مشغول به کار میباشد عوامل
محیطی و بیرونی مانند ، مزایاي جنبی کار و پاداشهایی که توسط مدیریت در نظر گرفته میشود موجب ایجاد انگیزش میشود.
اهمیت و ضرورت موضوع یک:
پاداش و تشویق عاملی مؤثر در انگیزش نیروی انسانی محسوب می شود و فلسفه وجودی آن نیز همین امر است. کارکنان باید بدانند که چه عملی و چه کاری و یا چه روشی در امور و یا چه عواملی منجر به پاداش و تشویق آنان می شود. البته بایستی دقت شود که عوامل مربوط با اهداف سازمانی سازگار باشند و به وضوح برای کارکنان مشخص و ترسیم شده باشند. در ضمن مدیر سازمان نیز در عمل به آن پایبند بوده و طبق آن عمل نماید. پاداش ها و تشویقات جهت افزایش انگیزش نیروی انسانی است و در صورتی که به درستی اعمال نشود منجر به کاهش انگیزه در نیروی انسانی شده و نتیجه عکس خواهد داشت.
بیان موضوع دو:
لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است؛ یکی این که او را از سرما و گرما حفظ میکند، دیگر این که در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک میکند و سوم این که به او آراستگی و زیبایی و وقار میبخشد. در هر جامعهای نوع و کیفیت لباس زنان و مردان، علاوه بر آن که تابع شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی آن جامعه است، تابع جهانبینی و ارزشهای حاکم بر فرهنگ آن جامعه نیز میباشد. انسان بسته به این که برای جهان چه معنایی قائل باشد، خود را چگونه موجودی شناسد، چه سرنوشتی برای خود تصور کند و سعادت خود را در چه بداند، لباس پوشیدنش تفاوت میکند.
اهمیت و ضرورت موضوع دو:
انسان بوسیله لباس به خود آراستگی و زیبایی میبخشد. خودآرایی و زینت کردن نه تنها آثار مثبت روحی و روانی در دیگران داشته و موجبات ارضاء روحی آنها را فراهم میآورد، بلکه اثرات روانی مثبتی نیز در خود فرد دارد. بنابراین نه تنها کیفیت لباس پوشیدن حاکی از شخصیت انسان است بلکه در شکلگیری و تحول شخصیت او نقش دارد.
ضرورت اين بحث از آنجا احساس مى شود كه در بعضى از خانواده ها مساله پوشش در محيط خانه از جانب پدر و مادر, مساله اى بى اهميت تلقى مى شود و نقش عامل مهم حجاب و پوشش در محيط خانه و خانواده چگونگى برخورد پدر و مادر با بدحجابى و بى بند وبارى در اجتماع, ناديده گرفته مى شود و بيشتر به عوامل سياسى,اقتصادى و اجتماعى, تكيه مى گردد; گر چه آن عوامل نيز در جامعه امروز ما از اهميت فراوانى برخوردار است.
بیان موضوع سه:
بسیاری از مردم، این واقعیت را که مواد غذایی بر رفتار آنها تاثیر دارد، باور ندارند، در حالی که مواد غذایی روی سلولهای مغزی هم به اندازه هر سلول دیگر بدن تاثیر میگذارند. بسیاری از مواد به دلیل شباهت ساختاری با مواد مترشحه در مغز باعث بینظمی کل بدن میشوند. بسیاری از دانشمندان حذف یک ماده خاص و سپس وارد کردن آن را به رژیم غذایی باعث بروز بسیاری از بیماریها مثل جنون، وهم و خیال، افسردگی، سردرد و سوءظن میدانند اما با کمی دقت میتوان متوجه این تغییرات شد، از احساس نشاط با خوردن یک فنجان چای در صبح گرفته تا زودرنجی و رخوتی که بر اثر گرسنگی بیش از حد یا پرخوری به وجود میآید.
اهمیت و ضرورت موضوع سه:
پیچیدگی و اهمیت خاصی که این مبحث دارد از آنجا نشات می گیرد که هنوز بسیاری از فعل و انفعالات شیمیایی و بیوشیمیایی موجود در سیستم عصبی و واکنش های رفتاری حاصل از آن ناشناخته باقی مانده اند. از سوی دیگر، دخیل بودن مسائل فراجسمانی و روحی روانی و وجود نظریه های متنوع و گوناگون حوزه روانشناسی و در نظر گرفتن آنها به صورتی مستقل از ابعاد جسمی و عصبی فرد، باعث شده اکثر یافته ها و مشاهدات در این مقوله با الفاظی محافظه کارانه و محتاطانه بیان شوند. ولی اگر نگاهی کلی به قضیه داشته باشیم درمی یابیم که از همان بدو شکل گیری جنین در رحم مادر و شکل گرفتن سیستم عصبی (که مهم ترین نقش عینی را در ساختار ذهنی رفتاری و آینده زندگی روانی هر فرد بازی می کند) تغذیه نقشی اساسی در تامین مواد تشکیل دهنده اجزای مختلف دستگاه عصبی و پس از آن در حفظ سلامت و کارکرد صحیح این دستگاه دارد. بنابراین ازآنجا که یک رفتار نرمال، متضمن داشتن پایه عصبی مناسب است، اولین وظیفه تغذیه صحیح، فراهم کردن مواد مورد نیاز جهت تشکیل آن در سنین رشد و سپس تامین مواد ضروری در جهت حفظ سلامت و عملکرد متعادل آن است.
بیان موضوع چهار:
بسیاری بر این باورند كه خنده امری روانشناختی است و به حالات نفسانی اشخاص مربوط می شود. به عبارت دیگر هر كسی با توجه به شخصیت و ذات خود، می خندد یا اخم می كند. با این حال به نظر می رسد بین خندیدن و روابط اجتماعی افراد تأثیر و تأثر متقابلی وجود داشته باشد.در حالی كه از یك سو، خندیدن بر نوع و شكل و كیفیت روابط اجتماعی افراد تأثیر می گذارد، روابط اجتماعی اشخاص نیز بر كیفیت و نوع خنده های آنها مؤثر است.
اهمیت و ضرورت موضوع چهار:
حال و هوای احساسی ناشی از خنده به پیوند نزدیک تر میان افراد می انجامد و سبکباری ناشی از آن اضطراب و خشم را فرو می نشاند و مصاحبت دیگران را دلنشین می کند. ارزش و تأثیر مثبت خنده به فردی که می خندد محدود نمی شود زیرا چنان که گفتیم خنده مسری است و موجب تغییر حالت روحی دیگران و بهتر شدن حال آنان می شود. خنده در حقیقت نوعی حمایت اجتماعی را فراهم می سازد که با ارتقاء کیفیت رابطه افزایش سلامت جسمانی و روانی را در پی خواهد داشت.
بیان موضوع پنج:
اشخاص از بسيارى جهات با يکديگر متفاوتند. هر يک از افراد داراى صفات وويژگىهايى هستند که در مجموع هستى آنها را تشکيل مىدهد. هرچند بعضى اشخاص شباهتهايى با هم دارند ولى هيچگاه دو نفر بهطور کامل شبيه هم نيستند .
به عبارت ديگر اشخاص منحصر به فرد هستند. مديران به هنگام استخدام افراد براى يک شغل خاص با توجه به نوع وماهيت آن شغل، عوامل متعددى را در نظر مىگيرند از جمله عوامل فيزيکى (چهره ، قد و نوع لباس پوشيدن) ، توانايىهاى فرد اعم از توانايىهاى فيزيکى و فکري، مدرک تحصيلى ، مهارتهاى فرد ، تجربهکارى ، تفاوتهاى روانى افراد مثل نحوه نگرش وي، ادراک ،خلاقيت و...
اهمیت و ضرورت موضوع پنج:
رضايت شغلي از جمله عوامل مهمي است كه بايد در توسعه اقتصادي مورد توجه دقيق قرار گيرد هر فردي كوشش مي كند شغلي را انتخاب نمايد كه علاوه بر تأمين نيازهاي مادي از نظر رواني هم او را ارضاء نمايد به اين دليل بررسي خصوصيات فردي افراد ضروري به نظر مي رسد در غير اينصورت بكار گرفتن افراد در مشاغلي كه به آن علاقمند نيستند يا توانايي و استعداد انجام آن را ندارند علاوه بر كاهش بهرهوري و كارايي موجب از دست رفتن نيروي انساني ميشود.
سوال :
موضوع :تاثیر پوشش بر شخصیت افراد....
۱-ایا نقش اگاهی و تقوا در انتخاب نوع پوشش موثر است؟
۲-علت گرایش جوانان به پوشش غربی چیست؟
۳-ایا راهکارهای برای ترویج پوشش ملی و بومی وجود دارد؟
۴-ایا سرمایه داری غرب در ترویج پوشش و مد گرایی تاثیر دارد؟
۵-ایا نوع برخورد خانواده ها در تعیین نوع پوشش فرزندان موثر است؟
فرضیه:
۱) پوشیدن لباس آراسته و پرهیز از هر نوع آشفتگی و پریشانی، نشانهای از وجود نظام فکری و ذوق سلیم در انسان است. بنابراین میتوان گفت آشفتگی برونی حکایت از آشفتگی درونی میکند. زیرا انسان اگر دارای شخضیت طبیعی و سالم باشد از آشفتگی و بهم ریختگی گریزان است و نظم و ترتیب و تمیزی را بر ژولیدگی و پریشانی ترجیح میدهد.
متغییر مستقل:پوشش اراسته و پرهیز از اشفتگی
متغییر وابسته:نظام فکری و دوری از اشفتگی و نظمو ذوق سلیم
متغییر کنترل کننده :کشور های اسلامی
تعدیل کننده :اراستگی ظاهری موجب نظام فکری ودوری از اشفتگی میشود
۲) پرهیز از خودآرایی و پذیرفتن آشفتگی و ژولیدگی در لباس به جهت تعارضی که با خواستههای فطری انسان دارد اثرات سویی در زمینه روانی بر انسان بجای میگذارد بطوری که به تدریج سبب بروز افسردگی روحی و انهدام ذوق سلیم در انسان شده و منجر به بیاعتدالی روانی میشود، تا آنجا که علائق انسان را به زندگی و مواهب موجود در آن از حد اعتدال کاهش میدهد و او را به شخصی منزوی و گوشهگیر تبدیل میکند.
متغییر مستقل :پرهیز از اراستگی
متغییر وابسته:انزوا و گوشه گیری و مشکلات روحی و روانی
کنترل کننده : کشورهای اسلامی
تعدیل کننده :اشفتگی ظاهری سبب بروز مشکلات روحی و روانی وافسردگی میشود
3) آراستگی ظاهری اگر با خود آرایی درونی همراه شود، تنها رمز موفقیت انسان در جلب محبت و راه یافتن در دلهاست، به طوری که بدون برخورداری از چنان شرایط ظاهری و باطنی، انتظار محبوبیت پیدا کردن، انتظاری بیجا خواهد بود.
متغییر مستقل :اراستگی ظاهری همراه با خود ارایی درونی
متغییر وابسته:جلب محبت و راهیلبی در دلها
متغییر کنترل کننده :زنان و مردان
تعدیل کننده:ارااستگی درونی موجب جلب محبت میشود.
۴) پرهیز از لباس فرهنگهای بیگانه، کسی که فرهنگ اسلامی و ملی خود را رها کند و به رنگ و لباس بیگانگان (که مظهر آن دنیای غرب است) درآید نشانه نداشتن استقلال و نشانه وابستگی به آنان است. چنین فردی دچار احساس خود کم بینی شده است و شخصیتی ذلیل دارد. امام علی(ع) میفرماید: همواره حال این امت نیکو خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشند و غذاهای آنان را نخورند و آن زمان که چنین کنند خداوند آنها را ذلیل خواهد کرد.
متغییر مستقل :پرهیز از استفاده از پوشش بیگانه.
متغییر وابسته:احساس خود کم بینی و احساس ذلت
متغییر کنترل کننده:کشور های اسلامی
تعدیل کننده :استفاده از پوشش ملی و بومی موجب احساس سربلنی و غرور ملی است
۵) استفاده از رنگهای شاد در لباس اثرات غیرمستقیمی در افزایش حرکت و فعالیت و پیشرفت کار افراد میشود و بالطبع در سلامت روانی و شخصیتی افراد مؤثر خواهد بود. در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل شده که فرمودند: لباس سفید رنگ بپوشید که سبب آرامش و پاکیزگی شماست. بنابراین انسانی که از رنگهای روشن و شاد در لباس استفاده میکند از آرامش روانی بیشتری برخوردار است.
متغییر مستقل:استفاده ااز رنگهای شااد در پووشش
متغییر وابسته :سلامت روانی و افزایش میزان فعالیت افراد
متغییر کنترل کننده :زنان و مردان
تعدیل کننده:استفاده از رنگ های شاد موجب افزایش فعالیت وسلامت روانی میشود.
پیشینه تجربی:
امروزه تشابه دختران به ظاهری پسرانه و تشابه پسران به ظاهری دخترانه در میان جمعیت جوان ما زیاد به چشم می خورد و نقش های خاص جنسیتی در میان هر دو جنس کم رنگ شده است و آنچه ارزش قلمداد می شود دارا بودن روحیه پسرانه است. تمایل دختران به رفتاری پسرانه و بالعکس، از کودکی آنها و شیوه های تربیتی خانواده، جنسیت همسالان و دوستان، و فرهنگ جامعه نشأت می گیرد. نقش هایی که پدر و مادر در خانه ایفا می کنند و میزان تأثیری که بر فرزندان دارند می تواند تا حد بالایی در شکل گیری نقش های جنسیتی موثر باشد. در نگاهی تشخیصی شکل گیری شخصیت و هویتی متناقض با جنسیت به علل و عوامل متعددی وابسته است که در این میان همانند سازی از پدر و مادر و اطرافیان در دوران تربیت از الویت زیادی برخوردار است.
پیشینه نظری:
در نظر روانشناسان شخصیت هر فرد را می توان از روی لباس و ظاهر او حدس زد.در همه فرهنگ ها،با همه گوناگونی و تضادها،انسانهای شریف و با شخصیت از پوشیدن لباس های جلف و زننده و سبک ، پرهیز دارند.اینان که از شخصیتی متعادل و رشد یافته بهره مندند،به شدت از انگشت نما شدن امتناع می ورزند و وزانت خویش را با پوشیدن لباس های سنگین و متعارف پاس می دارند و بر عکس افرادی که به گونه ای در اندرون خویش احساس حقارت و خودکم بینی،و نوعی نقص و کمبود روانی می نمایند،می کوشند تا با پوشیدن لباس های جلف و غیر متعارف و انگشت نما شدن،توجه دیگران را به خود جلب نموده واز این راه بر نقایص خویش سرپوش گذاشته و کمبود های خود راجبران نمایند.آن ها که از«زیبایی های درون»بی بهره اند و تمام موجودیت خود را بدن می پندارند،می کوشند تا هر چه بیشتر جسم خود را به نمایش بگذارند.اما آنان که از «جمال باطنی»و«زیبایی روح»بهره ی افزون تری برده اند،خودرا از چنین سبک سری هایی بی نیاز می بینند.
«آن عقده ی چرکینی که از درون انسان به صورت شکل و نوع لباس(مبتذل) سرباز می کند،یکی میل به انگشت نما شدن است و دیگری تفاخر و اعلام میزان مال و ثروت.حسادت و رقابت با دیگران نیز در لباس ظهور می کند.»(حداد عادل-فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی –ص43-45)
بنابراین در گزینش نوع و نحوه ی لباس خود(و حتی خانواده ی خود)باید دقتی تامّ روا داشت،چرا که با لباس خود،شخصیت و صفات درونی خویش را به نمایش می گذاریم،با دیگران سخن می گوییم و خود را در معرض قضاوت و داوری دیگران قرار می دهیم.
