سپیده خانی
بررسي رابطه بين خود پنداري مديران و عملكرد آنها در مقطع متوسطه استان چهارمحال و بختياري
چكيده
صاحبنظران علم مديريت معتقدند كه انتخاب مديران كاردان ، مطلع و بصير كه داراي فعاليتهاي بينشي توانشي و شخصيتي باشند در ايفاي نقش مهم مديريت آموزشي در سازمان امري اساسي است . موفقيت انسان در دستيابي به يك زندگي بهتر فردي و اجتماعي و عملكرد مطلوب . بطور عمده به شناخت او از چگونگي از نقاط ضعف و قوت و تواناييها و قابليتها و اطلاعات و مهارتهاي مديريتي او دارد.
بر اين اساس پژوهش حاضر به بررسي رابطه بين خودپنداري مديران و عملكرد آنان در مقطع متوسطه استان چهارمحال و بختياري به منظور ارائه پيشنهادهايي جهت گزينش و انتصاب مخديران لايق ، افزايش رشد خودپنداري مثبت و كاهش آسيب پذيري رواني و افزايش عملكرد مطلوب آنان صورت گرفته است.
هدف اساسي اين تحقيق آن است كه رابطه بين خودپنداري مديران و عملكرد آنان را خصوصاً در ابعاد نظارتي ،برنامهريزي ، هماهنگي ، هدفگذاري و انگيزشي از ديد مديران و نظرات دبيران بررسي نمايد . و از اين طريق پيشنهادهاي لازم و مناسب جهت بهبود عملكرد مديران در اختيار مسئولين تعليم و تربيت قرار بگيرد . اين پژوهش داراي 1 سؤال كلي ، 4 سؤال اصلي و 18 سؤال فرعي است.
سؤال كلي پژوهش:
آيا بين خودپنداري مديران و عملكرد آنان رابطه معناداري وجود دارد؟
افراد مورد مطالعه در پژوهش حاضر 319 نفر دبير ، كه از بين آنها 4/51 درصد افراد نمونه را دبيران مرد و 6/48 درصد بقيه را دبيران زن تشكيل داده است . مديران مورد مطالعه در اين پژوهش 81 نفر بودهاند كه 9/51 درصد آنها را مديران مرد و 1/48 درصد بقيه را مديران ز تشكيل داده است ، كه با روش نمونه گيري چند مرحلهاي متناسب با حجم جامعه آ‚اري از بين دبيران و مديران مقطع متوسطه انتخاب گرديدهاند ، و روش جمعآوري اطلاعات پرسشنامهاي بوده و تجزيه و تحليل دادهها براساس روشهاي آمار توصيفي و استنباطي انجام گرفته است.
نتايج بدست آمده از پژوهش حاضر نشان ميدهد كه بين خود پنداري و عملكرد مديران به صورت كلي رابطه معناداري وجود دارد و ضريب همبستگي بين خود پنداري و عملكرد برابر 58/0 بوده كه در سطح p<0/05 معنادار ميباشد لذا خودپنداري مديران در عملكرد آنان تاثير بسزاي داشته است.
بنابر اين با توجه به همبستگي بين ابعاد عملكرد و خود پنداري در گزينش و انتصاب مديران و اهميت و نقش آنان در پرورش نيروهاي خلاق ، متعهد و كارا براي جامعه بايد ويژگيهاي شخصيتي آنان به دقت مورد توجه قرار گيرد.
تجزيه و تحليل ياقتههاي پژوهش حاكي از آن است كه بين خودپنداري مديران و عملكرد آنان در بد هدفگذاري با همبستگي 53/0 كه در سطح p<0/05 معنادار ميباشد لذا با وجود اين همبستگي با دادن ادراك دقيق از واعبت به مديران با توجه به واقعي بودن اهداف آنان و كمك به آنها براي دستيابي به هدفهاي قابل دسترسي و افزايش احتمال موفقيت در كار و برخوردهاي اجتماعي ميتوان آنها را ياري نمود.
در بررسي ارتباط بين خود پنداري و عملكرد مديران در بعد نظارتي نتايج نشان ميدهد ضريب همبستگي بين اين دو 57/0 است كه در سطح p<0/05 معنادار ميبشد ، پس با دادن اختيار كافي ، لازم و متناسب با مسئوليتها به مديران ميتوان در آنها روحيه مثبت را تقويت نمود.
در مورد ارتباط بين خودپنداري و عملكرد مديران در بعد برنامهريزي ـ هماهنگي نتايج حاكي از آن است كه ضريب همبستگي برابر 55/0 كه در سطح p<0/05 معنادار ميباشد ، لذا در تدوين برنامهها و فعاليتها و هماهنگي آنها نظرات و اطلاعات ارزنده مديران را ميتوان مورد توجه قرار داد.
همچنين تجزيه و تحليل دادهها نشان ميدهد كه بين خودپنداري و عملكرد مديران و بعد انگيزشي با ضريب همبستگي 54/0 كه در سطح p<0/05 معنادار ميباشد رابطه وجود دارد . لذا بايد با مشاركت افراد در تصميم گيريها و فراهم آوردن زمينه احساس خود ارزشمندي افراد ،انگيزه شكوفايي استعدادهاي نهفته و خلاقيت را در آنان تقويت نمود.