اصلاحیه

موضوع : بررسی تاثیر استفاده از مشروبات الکلی مردان بر خشونت های خانگی علیه زنان ساکن جنوب تهران

پیشینه نظری

استفاده از الکل ریشة دیرینهای در زندگی بشر دارد  «کمبوجیه» اولین کسی بوده که در قرن ششم پیش از میلاد، نام الکلیک به او اطلاق شده است. بسیاری از مردمان فرهنگهای قدیم مانند مصر، یونان و رُم در استفاده از شراب افراط میکردند. قدیمیترین فرمول تهیه شراب، در حدود یک و نیم قرن قبل از میلاد مسیح به وسیله «مارکوس کاتا» در ایتالیا ثبت شد. در حدود 800 سال بعد از میلاد مسیح، مرحله تقطیر توسط یکی از شیمیستهای عرب توسعه پیدا کرد، بعد از این اختراع، شاهد افزایش چشمگیر الکل هستیم.

پیش از ظهور اسلام، میگساری در عربستان نیز شیوع داشت، اما با طلوع خورشید عالمتاب اسلام، در طی چند مرحله، حکم تحریم مشروبات الکلی توسط قرآن کریم بیان شد: «یا ایهاالذین آمنوا انماالخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون

"ای مؤمنان، شراب، قمار، بتها و شرطبندی با تیرها، پلیدی و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید" .

بعد از این حکم تحریمی، شرابخواری در تمام سرزمینهای اسلامی، به حداقل رسید و پس از گذشت چندین سال، در سرتاسر کشورهای اسلامی ممنوع گردید.

در دسامبر سال 1953، مجمع عمومی سازمان ملل برای تعریف خشونت های مبتنی بر مالکیت نسبت به جنس مؤنث به توافق رسید و با عنوان "بیانیه طرد خشونت علیه زنان" به تعریف خشونت پرداخت. در این بیانیه، خشونت علیه زنان چنین تعریف شده است: "هر عمل خشونت آمیز نسبت به جنس مؤنث و هر فعلی که منجر به ضرر نسبت به زنان یا دردهای جسمانی، جنسی و روانی شود و همچنین تهدید به چنین افعالی، به علاوه مخالفت و یا تحریم آزادی های وی، چه در زندگی اجتماعی یا تحریم آزادی های وی در زندگی خصوصی، خشونت با زنان محسوب می شود".

در قطنامه ( رفع خشونت عليه زنان ) مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1993 در تعريف خشونت آمده است : (هر گونه رفتار خشونت آميزي كه بر اساس جنسيت انجام مي شود و نتيجه احتمالي آن آزار جسمي ، جنسي يا رواني زنان يا آسيب ديدن آنان باشد كه اين رفتارها شامل تهديد به اعمالي از قبيل زورگوئي يا محدود كردن خودسرانه ديگران از آزادي – چه در عرصه عمومي و چه در عرصه خصوصي است ) .

البته گرایش به استفاده از الکل در کشورهای اسلامی به دلیل تابوی تحریم شراب، تبدیل به بحران اجتماعی نشده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، میگساری تقلیل یافت، اما پس از پایان جنگ تحمیلی و بروز برخی ناهنجاریهای اجتماعی، به تدریج بر آمار مصرف کنندگان الکل افزوده شد و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن دامنگیر خانواده و زنان گردید.

 

پیشینه تجربی

بشر در دوران معاصر دچار آسیبها و چالشهای فردی و اجتماعی فراوانی شده و در تکاپوی حل آنها، در دام نابهنجاریهای دیگری گرفتار شده است. الکلیسم، یکی از نابهنجاریهایی است که تأثیرات منفی و مخرّبی را در عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی به همراه دارد. بدین لحاظ نهاد خانواده، به عنوان مهمترین نقطه آسیبپذیر این انحراف و زنان، به عنوان اولین قربانیان این کجروی اجتماعی محسوب میشوند؛ به گونهای که میتوان میخوارگی مردان را جرمی علیه زنان تلقی کرد.

طبق آمار منتشر شده به وسيله سازمان بهداشت جهاني( word health organization )   (1997) از هر سه زن يك زن در طول زندگي  خود مورد خشونت خانگي واقع مي شود . حدود يك چهارم از زنان آمريكائي در طول 12 ماه , حداقل يك بار مورد ضرب وشتم شديد همسرانشان قرار مي گيرند. در ايران بحث هاي مربوط به خشونت عليه زنان چندان مورد توجه نبود و با بررسي پيشينه تحقيقات خشونت خانگي صحت اين مطلب مورد تائيد است . در سالهاي اخير با توجه به گسترش حضور زنان   در صحنه هاي فرهنگي ، اجتماعي و دانشگاهي و ايجاد رشته هاي مختص زنان ( رشته مطالعات  زنان) بحث هاي مربوط به همسرآزاري در قالب طرحهاي تحقيقاتي و پايان نامه هاي دانشجوئي وحتي به شكل طرح ملي دنبال مي شود و از شكل بحث هاي ژورناليستي داستاني تا حد زيادي خارج شده است . هر چند كه خشونت خانگي در خانواده ها امري نهاني است و موارد شكايت از پديده همسرآزاري بسيار كمتر از موارد واقعي است و در اكثر موارد زنان به دليل حفظ كانون و شان  خانواده خشونت خانگي را پنهان مي كنند  . 

دكتر ژاله شادي طلب در گفتگو با خبرگزاري ايسنا اعلام كرد كه ايران در ميان 140 كشور دنيا در رتبه 78 قرار دارد ، و اين درحاليست كه كشورهاي حوزه خليج فارس در اين شاخص از شرایط مطلوب تري برخوردارند.

برآورد كلي انجام شده مربوط به گستره خشونت خانگي در 28 مركز استان نشان مي دهد 66 درصد خانواده هاي مورد مطالعه از اول زندگي مشترك تا زمان اين مطالعه حداقل يكبار تجربه خشونت  خانگي با تعريف عام آن داشته اند و30 درصد خانوارها حداقل يكبار در طول زندگي خشونتهاي فيزيكي جدي و حاد و در 10 درصد خانوارها خشونتهاي منجر به صدمات موقت و يا دائم و جدی را داشته اند.

در گزارشي ديگر از ايسنا مدير دبير كل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي اعلام كرد: از 285 مورد تماس قابل پيگيري با خط اورژانس اجتماعي تهران در طول مدت 21 بهمن سال گذشته تا 22 ارديبهشت امسال، 41 مورد مربوط به خشونت خانگی بوده است. با توجه به گزارشهاي قابل توجهي كه در مورد پديده همسرآزاري وجود دارد.

در پژوهشی با عنوان "بررسی وضعیت خشونت در شهر تهران" 64% پاسخگویان معتقد بودند که میزان خشونت در شهر تهران بالا است. خشونت کلامی با 45% به طور یکسان در زنان و مردان وجود دارد. بروز خشونت فیزیکی در این زمینه یابی 52% تخمین زده شد که مردان سهم بیشتری داشتند. عواملی چون تکرار خشونت، حساسیت افراد، وسایل ارتباط جمعی، شرایط اقتصادی و مشکلات اجتماعی عمده ترین نقش را در بروز خشونت داشتند. این پژوهش اعتبار خشونت را به عنوان امری اجتماعی، فرهنگی و غریزی نشان می دهد.

در پژوهش ناز پرور (1376) با عنوان "بررسی موارد زن آزاری فیزیکی در مراکز پزشکی قانونی در شهر تهران در سال 1376"، سن اکثر قربانیان بین 20 تا 40 سال بود. در این پژوهش سن ازدواج و اختلاف سنی با شوهر تأثیری در میزان خشونت نداشت. به علاوه، فشارهای اقتصادی و مستأجر بودن نیز بر روی خشونت اثری نداشتند اما زندگی مشترک با خانواده شوهر عامل مستقیمی در افزایش خشونت علیه زنان بود. زن آزاری در مردانی که سابقه زندانی شدن یا بازداشت شدن داشته اند و در افرادی که مواد مخدر یا الکل مصرف می کردند بسیار بیشتر بود. شایعترین علل شروع درگیریها در درجه اول مسایل اخلاقی و تربیتی و پس از آن دخالت های دیگران به ویژه خانواده شوهر بود و مسایل اقتصادی نقش بسیار کمی داشتند.

در مقاله ای با عنوان "بررسی قربانیان زن آزاری مراجعه کننده به پزشکی قانونی" نشان داده شده است که سابقه اعتیاد، زندانی شدن و ارتکاب جرایم گوناگون در مرد رابطه مستقیم با زن آزاری دارد. همچنین عوامل فرهنگی و تربیتی چون زندگی با اقوام همسر به شکل گروهی و سابقه خشونت در خانواده مرد در دوران کودکی از عوامل زمینه ساز بروز زن آزاری بوده اند. در این مقاله عنوان شده است که اکثر قربانیان بین 30 تا 40 سال سن دارند.

"بررسی مشخصات زوجین و ارتباط آن با نوع و شدت همسرآزاری در زنان مراجعه کننده به دادگاه شهر تهران" عنوان پژوهشی است که در سال 1378 توسط حق دوست اسکویی صورت گرفته است. در این پژوهش 84% زنان و 65% مردان زیر 35 سال؛ 52% زنان و 5/33% مردان با تحصیلات دیپلم و بالاتر بودند، 5/62% مردان و 3/7% زنان از الکل و مواد مخدر استفاده می کردنددر 1/89% موارد اختلاف سنی زوجین کمتر از 10 سال بود. 2/78 درصد زنان، شوهر را به عنوان تنها تصمیم گیرنده خانواده معرفی کردند، 7/83% زنان و 7/32% مردان بیکار و 4/36% آنان کار آزاد داشتند .

نتایج پژوهشی با عنوان "بررسی پدیده خشونت در خانواده های پدر معتاد و رابطه آن با نوع اعتیاد، سابقه جنایی، وضعیت شغلی، سنی و تحصیلی معتادان" (1381) ، نشان داد که در کمتر از یک درصد از این خانواده ها فقط خشونت جسمی، در 2/18 درصد فقط خشونت روانی و در 6/63 درصد هم خشونت جسمی و هم خشونت روانی وجود دارد. بین نوع خشونت و دفعات تکرار خشونت با نوع اعتیاد، سابقه جنایی، وضعیت تحصیلی و سن مردان رابطه معناداری وجود نداشت اما دفعات تکرار خشونت با تحصیلات پایین در مردان همراه بود.

در پژوهش بگرضایی (1382) بر روی 250 زن رابطه میان تجربه و مشاهده خشونت در خانواده مرد، میزان پایبندی به اعتقادات مذهبی، میزان دخالت خویشاوندان، میزان رضایت و علاقه زن به همسر، میزان سوء ظن مرد نسبت به زن، تعداد فرزندان، پایگاه اقتصادی – اجتماعی مرد، اختلالات روانی (به ویژه پرخاشگری) در مرد، تحصیلات زن و اعتیاد مرد به مواد مخدر و الکل با میزان خشونت مردان علیه همسران خویش معنادار است. شایع ترین نوع خشونت در این تحقیق، خشونت روحی – روانی بود.

یافته های حاصل از پژوهش "همسرآزاری و عوامل مؤثر بر آن در مراجعین زن دادگاههای خانواده در شهر تهران" (1385) نشان داد که بین سن زوجین و میزان همسرآزاری جسمی و روانی رابطه معناداری وجود ندارد ولی بین مدت زمان ازدواج و همسرآزاری جسمی رابطه وجود دارد. همچنین بین همسرآزاری جسمی با میزان تحصیلات زوجین رابطه وجود داشت به طوری که هر چه تحصیلات زوجین بالاتر بود از میزان همسرآزاری جسمی کاسته می شد. شوهران مصرف کننده الکل و مواد مخدر و کسانی که سابقه بیماری روانی داشتند نسبت به گروه عادی بیشتر همسرشان را آزار می دادند. رابطه بین درآمد و همسرآزاری جسمی و روانی معنادار نبود.

 

پس از بررسی و جستجو در پژوهش های انجام گرفته مشاهده می شود که تا کنون هیچ یک از پژوهشگران درباره ی تاثیر استفاده از مشروبات الکلی مردان بر خشونت های خانگی علیه زنان ساکن جنوب تهران کار تحقیقاتی انجام نداده اند . اما میتوان از برخی نظرات آنان کمک گرفت به این دلیل که در بسیاری از این پژوهش ها استعمال الکل از جمله عوامل موثر بر خشونت علیه زنان شمرده می شود و یکی از معضلات کنونی جامعه ی ماست .

منابع  

1. ضمیری، محمدرضا . مشروب خواری مردان، جرمی علیه زن و خانواده.  فصلنامه کتاب زنان، شماره 20 .سال 1388

2 . پژوهش بابایی ، احمدرضا . خشونت خانگی علیه زنان .

http://ahmadreza-yafatemeh.blogfa.com/post-25.aspx

3 .

http://www.titopsychology.blogfa.com/post/15