زاهده شاملو (اصلاحیه)
با تشکر از استاد عزیز سرکار خانم توحید لو- دانشجو زاهده شاملو(اصلاحیه)
1) تاثیر مدیریت زمان در پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور بابل
استفاده موثر و اثر بخشی از زمان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای موفقیت در عرصه کار و زندگی است.مدیریت زمان شامل کلیه مهارت ها برای کنترل کردن و استفاده بهتر از زمان میباشد.
اهمیت و اهداف تحقیق: تحقیق و حس کنجکاوی از تمایلات فطری بشری است و میل به شناخت و ارضاء این حس موجب دست یافتن به مجهولات زیادی شده است.که در خصوص کشف موفقیت های روز افزون بشری گردیده است که رموز موفقیت در استفاده از پژوهش ها و تحقیق میباشد و از طریق این تحقیق و پژوهش میباشد که انسان توانسته سیر تاریخ را تغییر داده و دست به ابداع و اسباب و وسایل بزند و مسائل و مشکلاتی که در مسیر زندگیش وجود دارد برطرف نموده یا درصدد رفع آن برآید و با استفاده از این تحقیقات و اصول و قوانین منطق جدیدی را کشف کند تا انسانها بتوانند روزگار خویش را سپری کنند.هدف کلی یافتن رابطه بین مدیریت زمان بر پیشرفت و اگاهی از عواملی که در مدیریت زمان و پیشرفت تحصیلی تأثیر دارد.بیان مسئوله را اینگونه کامل ترم مینمایم که میزان مدیریت زمان با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد در این زمینه در بسیاری از کشورهای مختلف تحقیقات متعددی که رابطه پیشرفت تحصیلی با مدیریت زمان مورد مطالعه قرار میدهد ولی در کشور ما تا آنجا که محققین اطلاع دارند تحقیقات کمی در این زمینه صورت گرفته است.
سوالات :
1- آیا بین مدیریت زمان با پیشرفت تحصیلی رابطه ای وجود دارد؟
2- آیا بین سنین مختلف دانشجویان در مدیریت زمان تفاوت معنا داری وجود دارد؟
3- آیا بین ترم های مختلف دانشجویان در مدیریت زمان رابطه معنا داری وجود دارد؟
4- آیا بین دانشجویان ترم های آخر در مدیریت زمان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2- بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار
اهمیت و اهداف تحقیق: زن و مرد دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند، بلکه هر کدام کامل کننده آن یکی میباشند، موضوع مورد بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار است که همسری ندارد و باید یک تنه به مبارزه با مشکلات بپردازند.خانواده مقوله مهمی است که در آن با وجود زن و مرد شکل کامل می پذیرد و نبود هر کدام باعث ایجاد بیشمار مشکلاتی میشود.یک زن بعد از مرگ شوهرش هم باید نقش یک مرد را داشته باشد هم نقش یک زن را در خانه.اما واقعیت در جامعه چیزه دیگری است و حق و حقوقی که برای یک زن تعلق دارد. در بسیاری موارد طاقت فرسا تر و غیر قابل پذیرش میباشد. زنان سرپرست خانوار از جمله گروهای آسیب پذیر اجتماعی هستند که گاه عواملی چون طلاق ، فوت یا اعتیاد همسر، از کار افتادگی و رها شدن توسط مردان موجب آسیب پذیر شدن این طیف وسیع در جامعه می شود. براساس آمار های رسمی کشور امروز زنان سرپرستی 4/9درصد خانوار ایرانی را بر عهده دارند درآمد کمتر زنان سرپرست خانوار موجب فقر نسبی آنان نسبت به مردان سرپرست خانوار می شود. سنجش وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ کاربردی حائز اهمیت است و موجب شناخت بعد جامعه شناختی می شود و هم می توان با شناخت متغیرهای موثر در آن وضعیت این قشر را برای سیاست گذاری ها وبرنامه ریزی ها استفاده کرد و تا با خارج کردن آنها از چتر حمایتی قدمی در جهت توانمند سازی آنان بر داشت.در این راستا با توجه به طرح هدفمند کردن یارانه ها و حساس شدن جامعه بعد از این طرح با توجه که مبلغ پرداختی به همه افراد جامعه از هر قشری یکسان است آنچنان فرقی در شرایط اجتماعی آنها نمی کند و در شرایط قبلی خود باقی می مانند.با توجه به اهمیت خانواده و نقش سرپرست خانوار در تامین نیاز های اصلی اعضای آن از یک سو و وجود تبعیض های جنسیتی از سو دیگر محدودیت حقوقی و عرض نابرابری ها در بیشتر زمینه ها اجتماعی و اقتصادی برای زنان در اغلب جوامع از جمله کشور ما و از سوی دیگر بررسی ویژگی اقتصادی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار در مقایسه با مردان ضرورت می یابد. این ضرورت بیش از هر چیز از این زاویه که ویژگی های مزبور می تواند بر توانایی و امکانات در تامین نیازهای اعضای خانوار تاثیر گذار باشد نمایان می گردد. به طور کلی مطالعه این گونه از خانوارها به عنوان زیر جامعه ای از اقشار آسیب پذیر جامعه می تواند در شناسایی و کمک به آسیب پذیر ترین سبک خانوار جامعه به شمار آید. از این رو خانواده هایی که تحت سرپرستی زنان اداره می شوند در اغلب کشورها از جمله فقیرترین خانواده ها محسوب می شود.بررسی سوابق موجود در کشور نشان می دهد که مطالعات انجام شده در این زمینه غالبا به بررسی جنبه هایی جزئی از شرایط زندگی گروهی از زنان سرپرست خانوار مانند مشکلات اجتماعی و اقتصادی و عاطفی آنان و یا بررسی نقش سازمان مسئول حمایت از گروه آسیب پذیر و کاستی های موجود در این زمینه پرداخته اند و تصویر جامعی از ویژگی اجتماعی اقتصادی این گروه ارائه نداده اند لذا بررسی تصویر دقیقتر و علمی تر از این واقعیت احساس می گردد.حمایت از این گونه زنان سرپرست با توجه به شرایط متفاوت اقتصادی و اجتماعی خانوار متفاوت است و افرادی که از وضعیت مالی و اشتغالی بهتری برخوردار هستند از زیر چتر حمایتی پوشش خارج شوند واین کمک به زنان سرپرست خانوار نیازمندتر تعلق گیرد. سعی شود کمک ها و حمایتها یک شکل نباشد تا فقر مطلق از بین برود و نهاد ها و موسسات به روشهای بهتری افراد نیازمند و آسیب پذیر را تحت پوشش قراردهند.
سوالات تحقیق:
1- اولویت بندی زنان سرپرست خانوار با توجه به وضعیت اجتماعی و اقتصادی آنها برای دریافت کمک از موسسات درست است؟
2- آیا با توجه به شرایط سخت زندگی زنان سرپرست خانوار منابع اجتماعی و اقتصادی به روش مناسبی توزیع شده است؟
3- آیا میزان درآمد زنان سرپرست خانوار با وضعیت اقتصادی آنان تناسبی دارد؟
4- نوع غالب مسکن زنان سرپرست خانوار چگونه است؟
5- آیا تناسبی بین تحصیلات زنان سرپرست خانوار و رابطه آن با وضعیت اقتصادی آنان هست؟
6- آیا منطفه سکونت زنان سرپرست خانوار رابطه ای با وضعیت اقتصادی آنان دارد؟
7- آیا کمک های موسسات خیریه و امدادی (کمیته امداد امام (ره) وبهزیستی) نقشی در برطرف کردن مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنان داشته اند؟
8- آیا سن زنان سرپرست خانوار تاثیری در وضعیت اجتماعی واقتصادی آنان دارد؟
9- زنان سرپرست خانوار بیشتر در چه مشاغلی فعال و چه مقدار دست مزد دریافت می کنند؟