تعريف مفهومي و عملياتي و ويرايش ها- آناهيتا افقي
انتخاب دو موضوع و بیان مسئله
تاثیر رفتار والدین بر مسئولیت پذیری دانش آموزان ۷ الی۱۱ ساله دبستان توحید منطقه۸
عدم مسئولیت پذیری افراد ضربه مهلکی به جامعه وارد کرده است، چرا كه افراد با بی مسئولیتی خود وقت و انرژی دیگران را از بین می برند. و باعث افزايش طلاق، فساد اجتماعي، بی نظمی و آسیب به دیگران می شوند و همیشه به دنبال مقصر برای توجیه کارهای خود هستند. با توجه به اینکه حس مسئولیت پذیری در کودکی سریع تر آموخته می شود می خواهیم بررسی کنیم که نقش والدین در پرورش مسئولیت پذيري به چه ميزان است. و ایجاد حس مسئولیت پذیری در کودکان مي باشد.
1) آیا می توان کودکی مسئولیت پذیر داشته باشیم؟
2) از چه سنی می توان کودک را مسئولیت پذیر کرد؟
3) آیا مسئولیت پذیری تبعاتی در جامعه بزرگسالی دارد؟
4) آیا مسئولیت پذیر بودن کودک کمکی به او می کند؟
5) آیا والدین راهکارهایی را برای مسئولیت پذیری فرزندانشان بکار می برند؟
بررسی علل افسردگی دربین مربیان کودکان اوتیسم توانبخشی به آرا
افسردگی مجموعهای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز میکند. يكي از علل افسردگي استرس هاي ناشي از محيط كار است كه به تدريج سبب افسردگي مي شود . با توجه به اينكه شيوع افسردگي در زنان دوبرابر مردان است و احتمال بروز خودكشي،احساس گناه به خاطر چیزهای کماهمیت، حواس پرتی، دشواری در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی و گاه اختلال در تفکر انتزاعی خیالی، احساس بیارزشی، غمگینی، گریه بیدلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بیحالی و خستگی، بیقراری، زودرنجی، مشکلات خواب، کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی- حرکتی و بیتوجهی به ظاهر شخصی و به طور كلي بيماري هاي رواني بالاست، در نتيجه به بررسي عوامل ايجاد افسردگي در محل كار مي پردازيم.
1) به چه میزان فشار روانی از طرف کودکان اوتیسم به مربیان وارد می شود؟
2) آیا این بیماری برزندگی شخصی و میزان افسردگی مربیان تاثیر دارد؟
3) نقش والدین کودکان اوتیسم بروی میزان افسردگی مربیان به چه میزان است؟
4) امکانات رفاهی و اجتماعی در محل کار چه تاثیری در افسردگی مربیان دارد؟
5) آیا پیشرفت و یا عدم پیشرفت این کودکان تاثیری در کاهش یا افزایش افسردگی مربیان دارد؟
انتخاب یک موضوع و فرضيه ها:
بررسی علل افسردگی دربین مربیان کودکان اوتیسم توانبخشی به آرا
فرضیه: برخورد اولیای کودکان اوتیسم با مربیان در محل کار باعث ایجاد افسردگی در آنها می شود.
متغیر مستقل:محیط کار متغیر وابسته:افسردگی متغیر مداخله گر: تنش روحی متغیر تعدیل کننده: برخورد اولیا متغیر کنترل: مادران کودکان
فرضیه: مربیان با کسب تخصص ومهارت به میزان زیادی از افسردگی ناشی از محیط کار می کاهند.
متغیر مستقل: سختی کار متغیر وابسته:افسردگی متغیر مداخله گر: کار زیاد متغیر تعدیل کننده: مهارت و تخصص متغیر کنترل: کار باکودکان 4 الی 15 ساله اوتیسم
فرضيه:مشکلات مالی ناشی از درآمد پایین و عدم تامین مایحتاج زندگی باعث ایجاد افسردگی می شود.
متغیر مستقل:مسائل مالی متغیر وابسته: افسردگی متغیر مداخله گر:تامین مخارج زندگی متغیر تعدیل کننده: حقوق مکفی متغیر کنترل:میزان درآمد300- 700
فرضيه: یکی از علل افسردگی نداشتن امنیت شغلی و در نتیجه پایین آمدن انگیزه و کاهش کارایی در محل کار است.
متغیر مستقل:امنیت شغلی متغیر وابسته: افسردگی متغیر مداخله گر:کاهش کارایی متغیر تعدیل کننده: شرایط کاری متغیر کنترل: مربیان 23- 35 ساله
فرضسه: اوتیسم و عدم تعادل روانی کودکان اوتیسم از دلایل بوجود آمدن افسردگی است.
متغیر مستقل: بیماری اوتیسم متغیر وابسته: افسردگی متغیر مداخله گر:عدم تعادل روانی کودکان متغیر تعدیل کننده: پیشرفت کودکان
ادبیات نظری:
در
روانشناسی نظریه پردازان متفاوت افسردگی را از ابعاد متفاوتی مورد بررسی قرار داده
اند. در اینجا دیدگاه هاي رایج در رواشناسی را به طور مختصر شرح می دهیم.
در
دیدگاه روانکاوی افسردگی
فرد به مسایل و اتفاقاتی که در دوران کودکی و در ارتباط با افراد مهم زندگی اش
مانند مادر و پدر رخ داده است نسبت داده می شود. و درمان فرد با بررسی و تحلیل
حوادث ناگوار گذشته و صحبت درباره آنها انجام می شود.
دیدگاه
شناختی معتقد است که افسردگی از وجود افکار خودکار منفی در ذهن
حاصل می شود به این معنی که این افراد در مورد خودشان، آینده و جهان باورهای منفی
دارند.این دیدگاه بر این نظر است که نوع نگاه و برداشت افراد نسبت به اتفاقات و
جهان پیرامون است که غمگینی یا سایر هیجانات منفی مثل خشم را ایجاد می کند. درمان
افسردگی در این دیدگاه با استفاده از مبارزه با این افکار و باورها انجام می شود.
دیدگاه
زیستی
افسردگی را ناشی از کاهش برخی هورمون های موجود در مغز می داند . و درمان آن را با استفاده از داروهای روانپزشکی میسر می
داند.
به نظر میرسد که افسردگی علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال میکند.
افسردگی میتواند با دغدغهها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار يا استرس هاي ناشي از كار.
خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم میتواند علت افسردگی باشد.
پیشینه تجربی:
تحقیقات محققان دانشگاه کالگری آلبرتا ، از آنها خواسته شد میزان استرس محیط کارشان را طی پرسشنامه استانداردی توصیف و درجهبندی کنند و به سلامت و احساس رضایت از زندگیشان هم، به وسیله یک نمره، امتیاز بدهند.
در مطالعهای که در دانشگاه وارویک انجام شده و نتایج آن ماه گذشته در خبرگزاریها منتشر شد، مشخص شده بود که ارتقای شغلی میتواند به طور متوسط تا 10 درصد کیفیت زندگی و سلامت فرد را پایین بیاورد.
مطالعه دیگر، به نقش استرسهای شغلی در بیماریهای جسمی پرداخته است. در این مطالعه، که نمونهای از مطالعات دیگر از این نوع به شمار میرود، در سال 2006 در نشریه پزشکی روانتنی منتشر شد. در این مطالعه مشخص شده بود که خستگی مفرط شغلی، میتواند با افزایش عوامل خطرمانند بالا رفتن شاخص توده بدنی، کشیدن سیگار و فقدان تحرک بدنی، زمینه را برای ابتلا به سایر بیماری ها، مانند دیابت و بیماریهای قلبی، فراهم کند.
تعريف مفهومي:
اختلال افسردگی اساسی یکی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس، اعتماد به نفس پایین و بیعلاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص میشود؛ چیزی که از آن به عنوان "سرماخوردگی روانی" یاد میشود. افسردگی اساسی واژهای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعهای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال میشود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. ارائه تعریف افسردگی آسان نیست، چرا كه پیشنهاد تعریفی كه مورد پذیرش همه متخصصان و پژوهشگران قرار گیرد، غیرممكن میباشد. حال به برخی از تعاریف عمده افسردگی اشاره میكنیم:
· افسردگی، به منزله یك بیماری خلقوخو یا اختلال كنش خلقوخو است.
· افسردگی، نشانگانی است كه تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده میشود.
· افت گذرا یا مداوم تنود عصبی – روانی كه به صورت یك مؤلفه بدنی مانند سردرد، بی اشتهایی، یبوست و كاهش فشار خون و یك مؤلفه روانی مانند غمگینی، ناتوانی و احساس به پایان رسیدن نیرو نمایان میشود.
· سقوط غیرقابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در حیطه بدنی با خستگی دائم آشكار میشود. در حیطه شناختی به صورت پراكندگی دقت و مشكل كوشش فكری و در حیطه عاطفی به شكل حالتی مالیخولیایی كه با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واكنش همراه است، آشكار میشود.
· حالت روانی ناخوش كه با دلزدگی، یأس و خستگیپذیری مشخص میشود و در بیشتر مواقع با اضطرابی كم و بیش شدید همراه است.
تعريف عملياتي:
افراد داراي افسردگي دچار :
1- تغییرات در سطح انرژی یا فعالیت كه شامل:
· کاهش انرژی، خستگی، سستی و رخوت، کاهش فعالیت، بیخوابی یا پرخوابی، کنارهگیری اجتماعی
2- درد هیجانی (Emotional Pain )
- غمگینی طولانی
- گریه غیرقابل کنترل و غیرقابل توضیح
- احساس گناه
- احساس پوچی
- از دست دادن اعتماد به نفس
- احساس ناامیدی
- احساس بیپناهی
3- حالتهای روحی دشوار مانند:
· تحریکپذیری
· خشم
· اضطراب و نگرانی
· بدبینی
· بیتفاوتی
4- تغییر در الگوهای فکری شامل:
· عدم تمرکز
· بیتصمیمی
· مشکلات حافظهای
· بینظمی
5- دل مشغولی به مرگ شامل:
· فکر مرگ
· فکر خودکشی
· احساس مرگ
6- تغییرات فیزیکی
کاهش یا افزایش وزن
· کم اشتهایی یا پراشتهایی
· بیقراری یا کندی روانی-حرکتی
منابع:
PEZESHK.UK
www.mentalhelp.net
مقاله دکتر آلن شوارتز
سایت آفتاب
دکتر وردی نژاد، کاکولکی، سیاوشی، حسان- 1390 دانشکده مدیریت