اصلاح نهایی موضوعات فاطمه پرکار 4.30-2
امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.
هدف از تحقيق، بررسي عواملي است كه در طي زندگي زناشويي بر آن تاثير داشته است و منجر به درخواست جدايي زوجين يا يكي از آن دو از همديگر گرديده است.
۱-وجود طلاق در ميان بستگان چه تاثیری در افزایش درخواست طلاق دارد؟
آ-ايا برآورده نشدن انتظارات همسران از يكديگر، می تواند درگرايش آنها به طلاق تأثيرگذار باشد؟
۳-نظر مثبت خانواده فرد نسبت به طلاق،تا چه حد فرد را به انتخاب طلاق هدایت می کند ؟
۴-ایا بین تفاوت سني زوجين و میزان بر اورده نشدن انتظارات همسر رابطه مسبقیم دارد؟
۵-ایابرتري تحصيلات در ميان زنان از همسرانشان، در رابطه زناشویی تاثیر دارد؟
برتري تحصيلات در ميان زنان ..............اختلاف عقاید.................بر هم خوردن رابطه زناشویی
متغیر کنترل: جنس نبود روابط صمیمی
تفاوت سني زوجين.......................عدم درک متقابل.......................انتظارات همسر
متغیر کنترل: سن نبود تفاهم
نظر مثبت خانواده فرد نسبت به طلاق..............عدم حس ترمیم..............هدایت انتخاب طلاق
متغیر کنترل: جنس عدم وجودمهارت همسر داری
وجود طلاق در ميان بستگان ..............متعارف شدن طلاق.............افزایش درخواست طلاق
متغیر کنترل: سن نداشتن فرزند
برآورده نشدن انتظارات همسران ............حس تنهایی............گرايش به طلاق
متغیر کنترل: جنس نبود علاقه
چارچوب نظری:
سازگاري بيشتر زوجين و كاهش امكان اختلاف، جدايي و نهايتاً طلاق مي گرددطلاق را ميتوان شيوه اي نهادي شده و تحت نظارت سازمانهاي اجتماعي، در راه پايان دادن به پيوند زناشويي دانست
. به عبارت ديگر، طلاق خاتمه دادن به پيوند زناشويي تحت شرايط خاص قانوني، شرعي و عرفي است كه پس از آن زن وشوهرنسبت به يكديگرحقوق و تكاليفي ندارند
ويليام گود معتقد است كه خود ازدواج، علت اصلي طلاق، جدايي و ترك خانه و كاشانه است
(پيران،۳۴).
گرچه ميتوان تصور نمود كه طلاق به عنوان يك پديده اجتماعي همزاد با ازدواج بوده باشد، اما :1369
طلاق به عنوان يك پديده اجتماعي مصوب و قانونمند، قدمتي طولاني ندارد
. اولين اشكال قانوني و شناخته شده طلاق را ميتوان در قوانين حمورابي، حدود 2300 سال قبل از ميلاد مسيح مشاهده كرد كه زن جزواملاك و داراييهاي مرد محسوب شده و شوهر ميتوانست به دلخواه خود، بدون هيچ دليلي زن را طلاقدهددر ميان يهوديان نيز، طلاق حق مسلم و ويژهي جنس مذكر محسوب ميگرديد. بر اساس نخستينقوانين رومي، شوهر كاملاً حق داشت تا رابطه زناشويي را گسيخته و از تعهدات خانوادگي شانه خالي كند،گرچه با برخي محدوديتها در اين راه مواجه ميشد
. پس ازظهور مسيحيت، قوانين رومي راجع به طلاق به طور قابل ملاحظهاي تعديل گرديد و تا نيمه دوم قرن چهارم ميلادي، طلاق با توافق طرفين امكان پذير گرديد (پوتهن26 :1996 )
در دین اسلام نيز،گرچه طلاق يك امر ناپسند و مذموم شمرده ميشود، اما وقوع ان در برخی از شرایط
(نظير ناتواني جنسي، جنون، ندادن نفقه، عدم تمكين، و...) امكان پذير است.
جلالالدينمولوي در اينباره ميگويد :
تاتواني پامنه اندر فراق
ابغض الاشياء عندي الطلاق
اميرمؤمنان علي (ع)) ميفرمايد : ازدواج كنيد ولي طلاق ندهيد زيرا عرش الهي از طلاق به لرزه در ميآيد
حضرت عيسي (ع) ميفرمايد : همانا كه موسي به دليل قساوت قلب قومش ، اجازه داد تا زنهايشان را طلاق دهند ، زن و شوهر به منزلهي جسم واحد هستند و از يكديگر دور نيستند . پس در صورتي كه خداوند آنها را با يكديگر جمع كرده و انساني نبايد ميان آن دو تفرقه بياندازد
بیشینه تجربی:
در تحقیقی که توسط “جی هبر” (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.
در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از ازدواج ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند. این تحقیق مدلی را نشان می دهد که در آن افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد محتاج همیاری و کمک هستند. گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد .
پژوهشگران متعددي در
داخل و خارج كشور، به بررسي مسئله طلاق پرداخته و به علل و ريشه ها و
به ويژه
پيامدها و عوارض فردي، خانوادگي و اجتماعي آن توجه كردهاند. تعداد قابل توجهي از
اين تحقيقات،
؛ به رابطه بين وقوع طلاق و عواملي نظير دخالت ديگران در زندگي
زوجين (تقي زاده، 1350 ؛ داودي، 1356
پيران، 1369 ؛ رحيمي، 1379 ؛ شعباني، 1382
؛ طباطبايي، 1383 ؛ قطبي، 1383 )؛ عدم تفاهم و توافق اخلاقي
؛( و عقيدتي
زوجين(مهپويان، 1354 ؛ سيفالهي، 1367 ؛ صالح صدق پور، 1377 ؛رحيمي، 1379 ؛ قطبي،
1383
ميزان تحصيلات و تفاوت تحصيلي زوجين (تقي زاده، 1350 ؛ م هپويان، 1354 ؛
داودي، 1356 ؛ دانش و
؛ همكاران، 1370 ؛ صالح صدقپور، 1377 ؛رحيمي، 1379
؛ريحاني، 1381 ؛ ميراحمدي زاده و ديگران، 1382
؛( شيرزاد، 1383 ؛
طباطبايي، 1383 )؛ ازدواج در سنين پايين (مهپويان، 1354
؛ ريحاني، 1381 ؛ شيرزاد، 1383
؛ تفاوت سني زوجين(مهپويان، 1354 ؛ داودي، 1356 ؛
كريمي تهراني، 1358 ؛ گلشن، 1372 ؛ رحمانپناه، 1374
صالح صدقپور، 1377 ؛ مددي،
1378 ؛ رحيمي، 1379 ؛ طباطبايي، 1383 )؛ مشكلات مالي و اقتصادي (تقي
؛ زاده،
1350 ؛ سيفالهي، 1367 ؛ دانش و همكاران، 1370 ؛ رحيمي، 1379 ؛ ريحاني، 1381 ؛
شيرزاد، 1383
؛ قطبي، 1383 )؛ اعتياد (داودي، 1356 ؛ سيف الهي، 1367 ؛ رحيمي، 1379 ؛ شعباني، 1382 ؛ شيرزاد، 1383
؛
قطبي، 1383 ؛ طباطبايي، 1383 )؛ بيكاري مردان (دانش و همكاران، 1370 ؛ گلشن ، 1372
؛ مددي، 1378
طباطبايي، 1383 ؛ شيرزاد، 1383 )؛ نداشتن فرزند و نازايي (تقي
زاده، 1350 ؛ مه پويان ، 1354 ؛ سيف الهي،
1367 ؛ طباطبايي، 1383 ؛ شيرزاد، 1383
)؛ نوع شغل مردان (گلشن، 1372 ؛ ريحاني، 1381 )؛ اشتغال زن به
كار بيرون از خانه
(مهپويان، 1354 ؛ كريمي تهراني، 1358 ؛ گلشن، 1372 )؛ تعدد زوجات و چند همسري
(تقي
زاده، 1350 ؛ دانش و همكاران؛ 1370 )؛ عدم پايبندي مذهبي (ريحاني، 1381 ؛
طباطبايي ، 1383 ؛ فاتحي زاده،؛ ايدهآلسازيهاي
ناموجه و مرد سالاري (پيران، 1369 ؛ رحمان پناه، 1374 )؛ عدم اعتماد و
سوءظن(پيران، ؛ مددي، 1378 )؛ بيماريهاي رواني (داودي، 1356 ؛ قطبي، 1383 )؛ عدم
توافق در مسايل جنسي وزناشويي (داودي، 1356 )؛ و وجود روابط نامشروع جنسي (صالح صدق
پور، 1377 ) اشاره كرده اند . همچنين دربرخي ديگر از پژوهشهاي داخلي، رابطه معكوس و
معناداري بين طلاق و برخي از عوامل نظير مدت وميزان شناخت همسر قبل از ازدواج
(رحمانپناه، 1374 ؛ ملتفت، 1381 )؛ مدت زمان زندگي مشترك (كريمي تهراني 58 ؛ ملتفت،
1381 ؛ ميراحمديزاده و ديگران، 1382 )؛ تعداد فرزندان (گلشن ، 1372 ؛ ريحاني؛
ملتفت، 1381 ؛ ميراحمديزاده و ديگران، 1382 )؛ رابطه خويشاوندي با همسر (ملتفت،
1381 )؛ سنكريمي تهراني، 1358 )؛ اعتقادات مذهبي، مداخله بزرگان، وابستگي زن به
شوهر، الگوپذيري دختر از مادر،عدم حمايت خانواده از طلاق و حمايت اقتصادي والدين از
زوجين فاتحيزاده، 1384 ) مشاهده شده است.
2- بررسي رابطه وضعيت سلامت کودکان در يک سالگي با آگاهيهاي بهداشتي مادران
بیان مساله
بدون شك یكی از مهمترین و مؤثرترین دوران زندگی آدمی، دوران كودكی است، دورانی كه در آن شخصیت پایه ریزی شده و شكل میگیرد. آگاهی مادران از اینكه چگونه با كودك تازه متولد شده خود رفتار كنند، نیازهایش را برآورده سازند و به تكامل و پیشرفت همه جانبه او كمك كنند، امری ضروریستو چنانچه رفتارها و واكنشهای آنها بخصوص در سالهای نخست تولد مطابق با اصول صحیح تربیتی، به موقع، به اندازه و متناسب نباشد، عدم تعادل روحی و روانی و ناسازگاریهای كودك در سنین بالاتر مساله ای دور از انتظار نخواهد بود.
هدف اين بررسي، تعيين وضعيت سلامت کودکان در يک سالگي و رابطه آن با ميزان آگاهيهاي بهداشتي مادران بوده است.
1- ایا میزان سواد مادر بر وضعيت سلامت کودکان تاثیر دارد؟
2- ایا سن فعلي مادر بر شادابی کودکان تاثیر دارد؟
3- ایا تعداد فرزندان مادر بر وضعيت سلامت کودکان تاثیر دارد؟
4- ایا وضع سلامت مادربر اعتماد به نفس کودکان تاثیر دارد؟
5- ایا میزان طالعه مادر بر شکوفا شدن استعداد کودکان تاثیر دارد؟
3- تاثير عوامل اقتصادي، اجتماعي و تحصيلي خانواده بر سلامت رواني فرزندان
خانواده به عنوان اولين کانوني که فرد در آن قرار مي گيرد داراي اهميت شايان توجهي است. اولين تاثيرات محيطي که فرد دريافت مي کند از محيط خانواده است و حتي تاثيرپذيري فرد از ساير محيط ها مي تواند نشات گرفته از همين محيط خانواده باشد. خانواده پايه گذار بخش مهمي از سرنوشت انسان است و در تعيين سبک و خط مشي زندگي آينده، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آينده نقش بزرگي بر عهده دارد.
هدف: ، تهيه جواب براي اين پرسش است كه آيا عوامل خانوادگي ميتواند بر سلامت رواني فرزندان تاثیر بگذارد
مادران بوده است.
1- آيا عوامل خانوادگي می تواند بر سلامت رواني فرزندان تاثیر بگذارد؟
2- ایا نوع شغل پدر و مادر می تواند بر فرزندان خط مشي زندگي آينده تاثیر بگذارد؟
3- ایانوع سكونت (رهن، اجاره و شخصي) وزياد و كم بودن اطاقهاي ساختمان محل سكونت، می تواند بر ارامش رواني فرزندان تاثیر بگذارد؟
4- ایا تعداد فرزندان يا جمعيت خانواده بر رشد رواني فرزندان تاثیر دارد؟
5- ایاچندشغلي بودن پدر بر اسایش رواني فرزندان تاثیر دارد؟
۴- رضايتمندي زناشويي زنان كارمند و خانهدار
رابطه زناشویی هسته مرکزی نظام خانواده است و اختلال در آن به منزله تهدیدی برای بقای خانواده است . نارضایتی زوجها از یکدیگر و از زندگی مشترک پریشانی را در خانواده باعث می شود و این امری است که تاثیرات سوء آن بر جامعه خانواده و افراد قابل انکار نیست.از انجایی که من خود یک زن متاهل هستم این موضوع را انتخاب کردم
۵-نقش خانواده در اجتماعي كردن فرزندان
خانواده جزو نهادهای اولیه و اساسی در تولید شخصیت می باشد.اولین موسسه ای که فرد را با زندگی اجتماعی آشنا می سازد خانواده است.درخانواده پایه رشد اخلاقی شخصیت فرد گذاشته می شود،کودک از مشاهده رفتار والدین متوجه می شود که پدر ومادر وسایر اعضای خانواده او از میزان های خاصی پیروی می کنند. زندگی خانوادگی در درونی ساختن رفتارها،نگرش ها وارزشها نقش بسیار موثری ایفا می نماید.