موضوع: تاثیر ازیاد جمعیت و تراکم در خانواده های قشر کارگر بر میزان خشونت های خانگی در ایران.

 چارچوب نظری:

 خشونت خانگی: به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بر اساس مطالعات جامعه‌شناسی، هدف اصلی خشونت خانگی کودکان خردسال هستند. دومین نوع خشونت معمول در خانواده، خشونت شوهران علیه زنان است. خشونت درون خانواده بازتاب الگوهای کلی‌تر رفتار خشن است. خشونت خانگی به طور کلی به صورت رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی درون خانواده تعریف می شود که شامل خشونت نسبت به همسر-کودکان-والدین منسوب می شود که با یکدیگر زندگی می کنند .عناوین اختصاصی تری که به این وضعیت دلالت دارند عبارت است از همسر ازاری –کودک ازاری و سالمند ازاری .پژوهش ها نشان میدهد که خشونت های خانگی پیچیده تراز خشونت علیه افراد بیگانه است و تعیین گستردگی ان مشکل است زیرا نه تنها درباره تعریف ان توافق وجود ندارد بلکه بیشتر قربانیان این خشونت ها مایل یا قادر به گزارش کردن انها نیستند.

 پیشینه تجربی: 

سعید خراطها پژوهشگر حوزه اجتماعی وقوع خشونت های خانگی را یکی از آسیب های اجتماعی می داند و می گوید :در شرایطی که از هر طرف خانواده ها فشار هایی را متحمل میشوند همه به دنبال راهی برای برون رفت از این شرایط رنج آور محیطی هستند و یکی از واکنش های طبیعی خشونت است.

 (روزنامه رسالت:www.resalat news.com):به گفته بسیاری از کارشناسان و نتایج تحقیقات(بر اساس text book ها) از جمله عوامل زمینه ساز خشونت های خانگی عبارتند از :مردان بیکار-مردان دارای تحصیلات کم و درامد پایین و مردان مبتلا به اختلالات جسمی و روانی-مصرف مواد مخدر –داشتن تاریخچه ای از خشونت در خانواده –زنان کم سواد-زنان بیمار و خانه دار-مشکلات مالی در خانواده ها.

 _ اینجانب به عنوان پژوهشگر موضوع مذکور مطالب بالا را با توجه به این موضوع بر گزیدم که خانواده های قشر کارگر نسبت به دیگر اقشار و طبقات دیگر جامعه نسبت به عوامل مذکور و مشهود زمینه ساز خشونت های خانگی بیشتر آسیب پذیر و در معرض هستند.