حمیده گوهری(چهارچوب نظری ـ پیشینه تجربی)

-تاثیر آموزش ضمن خدمت در کارایی کارکنان بانک ملت منطقه ۴ تهران 

 

چهارچوب نظری

آنطور که از تاریخچه آموزش کارکنان برمی آید آموزش و پرورش نیروی انسانی در سازمان تا پیش از پیدایش مکتب مدیریت علمی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به صورت منظم و علمی مورد توجه نبوده است. با رشد سریع شهرها، بزرگتر شدن ادارات دولتی و پیچیده‌تر شدن اداره امور عمومی در اوایل قرن بیستم، توجه به آموزش کارکنان مورد اهمیت قرار گرفت. نخستین نشانه‌های آموزش منظم نیروی انسانی در مکتب مدیریت علمی مشاهده می‌شود.

تا پس از جنگ جهانی دوم، در کشورهایی مانند انگلستان برنامه‌های آموزشی جامع و مناسبی برای کارکنان سازمانهای دولتی وجود نداشت. لیکن پس از جنگ، اداره کل کارآموزی و آموزش وابسته به وزارت خزانه‌داری تأسیس شد و برنامه‌های آموزشی خود را برای حل مسایل مربوط به توسعه ملی آغاز نمود. چند سال بعد در فرانسه نیز برای اولین بار مرکز آموزش جدیدی به نام مدرسه ملی امور اداری تأسیس گردید. این مرکز به منظور ارتقاء کیفیت و کارآیی نیروی انسانی در سازمانهای دولتی بر اجرای برنامه‌های آموزشی جامع همت گمارد. دولت آمریکا نیز در سال 1958 با تصویب اولین قانون در کنگره این کشور، راه را برای آموزش نیروی انسانی در بخش دولتی باز کرد.

تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران نیز توجه دولت را به امر آموزش نیروی انسانی در بخش دولتی معطوف کرد. چنانکه در تهیه قانون استخدام کشوری مصوب 1345، فصل جداگانه‌ای به امر آموزش کارکنان اختصاص داده شد. این اقدام نقطه آغازی در امر آموزش نیروی انسانی در سطح گسترده و منظم تلقی گردید. تأسیس مرکز آموزش مدیریت دولتی در سال 1348 و آغاز فعالتیهای آموزشی این مرکز جهت آموزش گسترده و منظم در دوره‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، علاوه بر فراهم‌نمودن زمینه‌های آموزش کارکنان دولت، اهمیت موضوع را بیش از پیش آشکار نموده و راه را برای تجدید بنای نیروی انسانی در سازمانهای دولتی باز کرد.

با این حال آنچه که از تاریخچه و فرضیات اصلی و فرعی تحقیقات انجام شده بر می آید حاکی از این است که آموزش ضمن خدمت کارآیی نیروی انسانی را افزایش می‌دهد.

 

پیشینه تجربی

در تحقيقي توسط محمدرضا رخش، در سال 1389، يك مطالعه موردي برروي 120 نفر از کارکنان فرانت آفيس هتل‌هاي بنياد مستضعفان و جانبازان، در خصوص تاثير آموزشهاي ضمن خدمت انجام شد. نتايج نشان داد كه شکوفائي و انگيزش شغلي و ميزان ارزش‌شغلي کارکنان آموزش ديده به مراتب بيشتر از کارکنان آموزش نديده است.

در تحقيقي توسط اكبر كرامت در سال 1385، پژوهشي با عنوان رابطه دوره‏هاي آموزش ضمن خدمت مهارت‏هاي رايانه و رضايت شغلي کارکنان وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکي به منظور پاسخگويي به اين فرضيه که آموزش‏هاي ضمن خدمت مهارت‏هاي رايانه موجب افزايش رضايت شغلي کارکنان مي‏شود، انجام شد. در کنار فرضيه اصلي پنج فرضيه نيز در خصوص افزايش مولفه‏هاي رضايت شغلي نظير حقوق و مزايا، تنوع شغلي، ارتقاي شغلي، ارتباطات سازماني و تعهد سازماني مورد آزمون قرار گرفت. نتايج دريافتي حاکي از معنادار بودن و تاييد افزايش مولفه‏هاي تنوع شغلي، ارتباطات سازماني و تعهد سازماني در بين گروه آموزش ديده بوده است.

 درتحقيقي كه ويدا انديشمند درسال  1376 به منظور بررسي رابطه بين دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت و كارآيي كاركنان در اداره بهزيستي شهرستان كرمان انجام داد، دو متغير دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت و كارآيي مورد بررسي قرار داده است. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه كاركنان آموزش ديده نسبت به كاركنان آموزش نديده در حل مشكلات كاري و اخذ تصميمات موثر، تواناتر هستند. همچنين گروه آموزش ديده نسبت به گروه آموزش نديده بهتر از عهده انجام و تجزيه و تحليل وظايف شغلي خود بر مي‌آيند.  افزون بر اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه كاركنان آموزش ديده نسبت به كاركنان آموزش نديده به نظارت و كنترل كمتري نياز دارند و براي انجام كار خود شوق و انگيزه بيشتري دارند و از انجام آن لذت مي‌برند.

در تحقيقي توسط استيون اشميت (2007)، رابطه بين آموزش ضمن خدمت و رضايت شغلي سنجيده شد. ارتباط بین رضایت شغلی و آموزش ضمن خدمت به صورت کلی بود. آموزش‌های شغلی، از جمله مدت زمان صرف شده در آموزش، روش آموزش، و محتواتاثير بيشتري بر اين رضايت داشتند.

در مطالعه توسط جودي اير  ( 2007)، با هدف بررسي تاثير آموزش ضمن خدمت حل مسئله بر حل مشكلات سازماني بر رروي 118 نفر از مهمانداران انجام شد، نتايج نشان دهنده ی تاثير آموزش ضمن خدمت بر حل مسئله، خود کارآمدی، رضایت شغلی بالاتر، و انگيزش بالاتر بود، اما بر سازگاري شغلي تاثيري نداشت.

journals.miau.ac.ir/jedu/library../.../af_6645994434_JRGK.doc

http://www.aftabir.com/articles/view/applied

http://rmpsy.mihanblog.com/post/411

http://taknet88.blogfa.com