ملیحه انصاری(اصلاحی پیشینه)
تجربی
در کلیه جوامع، انسانها از جهات گوناگونی منجمله جنس، سن، نژاد، مذهب، قیافه ظاهری، قدرت بدنی، بهرۀ هوشی و استعدادها از یکدیگر متفاوتند. رفتار غیر یکسان (معمولا تحقیر آمیز) افراد با یکدیگر به دلیل این تفاوتها تبعیض نامیده می شود.
انسانی که از تبعیض رنج میبرد نمیتواند استعدادهای بالقوۀ خود را به فعل برساند و ارتباط سالمی با دیگران داشته و نهایتاً در سرنوشت جامعۀ خویش نقشی سازنده بهعهده گیرد.
تاریخ بشر سراسر آغشته به تبعیض بوده است؛ تبشعیض بین سیاه و سفید (تبعیض نژادی)، تبعیض بین زن و مرد(تبعیض جنسی)، تبعیض بین کوچک و بزرگ (تبعیض سنی)، تبعیض بین ثروتمند و فقیر (تبعیض طبقاتی) و در یک کلام تبعیض بین قدرتمند و ضعیف.
در طول تاریخ مردان و زنان بسیاری برای از بین بردن تبعیض و برقراری عدالت مبارزه کرده و میکنند اما متاسفانه جز در انگشت شماری از جوامع آنهم بطور نسبی موفقیتی در این راستا حاصل نشده است.در جوامع مدرن احترام نه فقط درخور گروهی خاص بلکه مشمول همگان و یک "باید و الزام قانونی" است.
تبعیض در اصطلاح دانش جامعه شناسی، موقیعتی است که افراد در برابر نقشهای یکسان از مزایای اجتماعی نابرابر برخوردار میشوند.همچنین حالتی که ویژگیها و معیارهای انتسابی مبنای توزیع قدرت یا ثروت قرار گیرد؛ تبعیض نامیده میشود.در شرایط تبعیض فرصت تحرک اجتماعی یکسان برای افراد وجود ندارد و افراد در آموزش یا انتخاب شغل شرایط نابرابری دارند. از عواملی که به رشد تبعیض در جامعه کمک میکند؛ جداییگزینی مکانی افراد جامعهاست.تبعیض نژادی، تبعیض جنسی، تبعیض مذهبی و تبعیض سنی از انواع رایج تبعیض هستند. اسلام بزرگ تمام تبعیض ها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد اسلام تنها کرامت انسانهاست و در پناه اسلام و جمهوری اسلامی، حق اداره امور داخلی و محلی و رفع هر گونه تبعیض فرهنگی و اقتصادی و سیاسی متعلق به تمام قشرهای ملت است.
در تحقیقی اضطراب، پرخاشگري، ناکامي و افسردگي از جمله پيامدهاي تبعيض قائل شدن بين دانش آموزان ذکرشده است و همچنین مشارکت نکردن در فعاليت هاي گروهي، آسيب رساندن به اموال مدرسه، غيبت هاي مکرر و بي علاقه شدن به درس از عوارض تبعيض قائل شدن بين دانش آموزان است.
دانشمندان و كارشناسان از يك لحاظ نظر واحدي در مورد اينكه چگونه ميتوان به بهترين شيوه ممكن پيش داوري را بعنوان يك شكل از نگرش يا موضع تشريح نمود، ندارند. ذيلا تلاش ميشود پيدايش پيش داوريها به صورت زندهتري ترسيم شود و همپيوند كليشههاي موجود در جامعه، احساسات فردي منفي و فقدان تماس و ارتباط بين گروههاي معين توضيح داده شود:
فاصله اجتماعي به اين مفهوم است كه شخصي كه عمل تبعيضآميز از آن رويي ميدهد، با اعضاي گروهي كه از طرف آن مورد تبعيض قرار ميگيرد، آشنايي و ارتباط ندارد. البته همچنين زماني از فاصله اجتماعي سخن به ميان ميآيد كه گروهي به مثابه گروه به درجه معيني در جامعه طرد گردد. كليشههاي منفي (مولفه معرفتي)، احساسات منفي (مولفه عاطفي) و فاصله اجتماعي (مولفه رفتاري يا واقعي) همديگر را تقويت نموده و باعث رفتارهاي مبتني بر پيشداوري ميشوند.
نظری
ماكس هوركهايمر در نظریه خود در مورد تبعیض می گوید:
پييش داوريها به شكلگيري نظرات ناعادلانه يا نافكورانه افراد در مورد يك شخص يا گروه معين برميگردند. آنها غالبا با عدم يا كمبود آگاهي و اطلاعات درست درپيوندند. در مواردي كه يك شخص آگاهي كافي در مورد يك وضعيت معين ندارد، نظرات و ارزيابيهاي خود را اكثرا بر گمانها يا احساسات منفي استوار ميسازد.
ديدي را كه بر تصورات و احساسات غيرمنصفانه و ناانديشمندانه بنا شده باشد، ميتوان پيش داوري ناميد. يك نمونه چنين رفتاري تعميمدادن و حكم كلي صادر كردن است. پيش داوريها پيوند تنگاتنگي با كليشههاي موجود درجامعه و با قضاوتهاي ارزشي در مورد اعضاي يك گروه معين دارند. به همين جهت بايد براي فهم واقعي پيش داوريها در يك جامعه معين همچنين جنبههاي تاريخي، سياسي و اقتصادي و نيز ساختارهاي اجتماعي و طبقاتي آن جامعه نيز درنظر گرفته شوند.