سحر تیموری(اصلاحیه چارچوب نظری)91/9/25
بررسی تاثیر به کارگیری تکنیک مدیریت ریسک بر روی بهروری شرکت صنام در سال ۱۳۹۰
بیان مسئله: با توجه به پیشرفت در تکنولوژی ها و فرایند های اتوماسیون صنعتی و به کارگیری متدهای مدیریتی جدید به جهت ارتقاء فناوری و تولید محصولات جدید و با کیفیت بالا علوم و دانش های مهندسی مدیریتی در این عرصه تلاش کرده اند تا بتوانند نقص های مربوط به افزایش بهروری و راندمان کاری را اصلاح نموده و با تغییر در متددها و یا حتی استفاده از شیوه های جدید برای جایگزینی آن ها اقدام کنند.از این رو باتوجه به پیشرفت روز افزون دانش ایمنی و جلوگیری از حوادث و خطر های احتمالی و همچنین جلو گیری از بحران های ما را به آنجا رساند تا تکنیک مدیریت ریسک را برای بالا بردن راندمان و بهروری مورد برسی قرار دهیم و همچنین این کار در ۲ جنبه موازی با رویکردهای متفاوت اما مرتیط با هم مورد برسی قرار خواهد گرفت. رویکرد دیگر که در حاشیه این پژوهش اعمال می گردد ارتقای سطح ایمنی و بهداشت و سلامت کامل پرسنل و سازمان برسی میشود.
مقدمه
مدیریت ریسک کاربرد سیستماتیک سیاستهای مدیریتی، رویهها و فرایندهای مربوط به فعالیتهای تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک میباشد. مدیریت ریسک عبارت از فرایند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده و شناسایی و بهکارگیری معیارهایی است که میتوان از آنها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل قبول استفاده کرد.
از طرف موسسه مدیریت پروژه، مدیریت ریسک به عنوان یکی از دوازده سطح اصلی «کلیات دانش مدیریت پروژه» معرفی شدهاست. در تعریف این موسسه، مدیریت ریسک پروژه به فازهای شناسایی ریسک، اندازه گیری ریسک، ارائه پاسخ (عکس العمل در مقابل ریسک) و کنترل ریسک تقسیم شدهاست. در این تعریف، مدیریت ریسک پروژه عبارت است از «کلیه فرایندهای مرتبط با شناسایی، تحلیل و پاسخگویی به هرگونه عدم اطمینان که شامل حداکثرسازی نتایج رخدادهای مطلوب و به حداقل رساندن نتایج وقایع نامطلوب میباشد».
چاپمن و وارد، یک فرایند مدیریت ریسک پروژه کلی را ارائه کردهاند که از نه فاز تشکیل شدهاست: ۱) شناسایی جنبههای کلیدی پروژه؛ ۲) تمرکز بر یک رویکرد استراتژیک در مدیریت ریسک؛ ۳) شناسایی زمان بروز ریسک ها؛ ۴) تخمین ریسکها و بررسی روابط میان آنها؛ ۵) تخصیص مالکیت ریسکها و ارائه پاسخ مناسب؛ ۶) تخمین میزان عدم اطمینان؛ ۷) تخمین اهمیت رابطه میان ریسکهای مختلف؛ ۸) طراحی پاسخها و نظارت بر وضعیت ریسک و ۹) کنترل مراحل اجرا.
همچنین از دیدگاه ایمنی مدیریت ریسک فرآیندی است برای شناسایی و اداره کردن خطرات و خساراتی که ممکن است یک سازمان را تهدید کند. بعبارت دیگر این فعالیت عبارتست از بازدید مستمر از عملکرد سازمان، شناخت پتانسیل خطرها و احتمال وقوع آ نها در سازمان و انجام اعمال مناسب و مقتضی در رابطه باکنترل تهدیدهای محتمل.
در برخی از سازمانها، فعالیتهای مدیریت ریسک فاقد یک سازمان رسمی و برنامه های مؤثر و ساختار یافته است.برای مثال دیدگاه بعضی از ارگانها در مورد مدیریت ریسک فقط محدود به یک برنامه ایمنی یا یک بخش که تنها در زمینه بیمه کالا و یا اداره فعالیتهای مدیریت ریسک بطور مستقل و بدون ارتباط با دیگر فعالیتها و وظایف مربوط می باشد.
به منظور اجرای یک برنامه جامع مدیریت ریسک، اقدامات ذیل پیشنهاد می گردد:
1- ایجاد مدیریت ریسک یا کمیته مدیریت ریسک که عهده دار توسعه و سرپرستی برنامه های مدیریت ریسک در سازمان باشد. (مرکز مدیریت ریسک غیر انتقاعی 1999 {1})
2- استفاده از یک دستور العمل جامع مدیریت ریسک که بیانگر اهداف جامع این مدیریت در سازمان بوده و ساختار و برنامه های سازمانی و نیز مسئولیت های مربوطه را برای مدیریت تشریح نماید.
3- ایجاد مکانیسم رسمی و غیر رسمی برای هماهنگ کردن برنامه مدیریت ریسک با سایر بخشها و وظایف سازمان.
4- تعیین و تعریف مسئولیت برای مدیر ریسک توسط مدیریت عالی
با اجرای مدیریت ریسک می توان نتیجه آن را در سازمان بررسی کرد که آیا با اجرای این تکنیک به چه بخش از سازمان تاثیر گذار بوده و کدام بخش را بهبود می بخشد . حال برای هدف این پروژه ارتباط یا به نوعی تاثیر این تکنیک بر روی بهره وری مد نظر قرار دارد .
میتوان گفت برای نخستین بار لغت «بهره وری» توسط فردی به نام «کوئیزنی» در سال ۱۷۷۶ (میلادی)بکار برده شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ (میلادی) فردی به اسم «لیترِ» بهرهوری را «قدرت و توانایی تولید کردن» تعریف کرد. بایستی توجه داشت که واژه بهرهوری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار, سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت ولی اصطلاح بهرهوری آب در چند ساله اخیر و به دلیل کمبود این ماده ارزشمند گسترش یافتهاست.
بهره وری از مفاهیم اقتصاد و مدیریت است که چنین تعریف میشود: «مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: اثربخشی بعلاوه کارایی». به دیگر سخن، بهرهوری، عبارتست از، بدست آوردن حداکثر سود ممکن، با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره وری به نسبت کار انجام شده به کاری که باید انجام میشده اطلاق میشود
هدف
در این پژوهش قصد داریم با در نظر گرفتن ریسک های سازمان و جلوگیری از تبدیل شدن آنها به حادثه و لطماتی را که به سازمان وارد می کند به طور مثال بهره وری را تحت تاثیر قرار می دهد . می خواهیم با کاهش ریسک های سازمانی به بهره وری بیشتری دست پیدا کنیم .
ضرورت از تحقیق
به جهت ارتقای بهره وری و ایجاد شرایط و محیط های کاری مناسب به دور از حادثه و خطر برای برقراری امنیت و سلامت شغلی در سازمان به کارگیری از این تکنیک امری مهم و حائز اهمیت است
5 تا سوال
1) آیا با تکنیک میریت ریسک می توان حوادث را کاهش داد ؟
2) آیا مدیریت ریسک اثر مستقیم بر روی بهره وری دارد ؟
3) به کمک مدیریت ریسک تا چه حد می توان خطر ها کاهش داد ؟
4) آیا با مدیریت ریسک می توان برای پرسنل امنیت شغلی ایجاد کرد ؟
5) به کار گیری این تکنیک تا چه حد می تواند افزایش بهره وری را در پی داشته باشد ؟
پیشینه نظری
چارچوب مناسب براي ريسك،چارچوبي است که از نظر قانوني، سياسي، مالي و اجتماعي پايدار باشد و بستر قدرتمندي براي يک جامعه قانونمند فراهم سازد بهطوري که محيط مناسبي براي شهروندان فراهم آيد. اين چارچوب فعاليت سازماني دولت، کسبوکارها، مؤسسات آموزشي و جامعه مدني بزرگتر را پوشش ميدهد.
و نظریه ای که در مورد بهروری در ایران و خارج از کشور ارائه شده است:
سازمان بین المللی کار بهره وری را چنین تعریف کرد است :
بهره وری عبارتست از نسبت ساده به یکی از عوامل تولید از مین ، سرمایه، نیروی کار و مدیریت.
دیویس : تغییر بدست آمده در مقدار محصول در ازاء منابع مصرف شده .
فابر یکانت : یک نسبت همیشگی بین خروجی به ورودی.
پیشینه تجربی
تحلیلهای عموما کمی بوده و در یک چارچوبی از ادبیات مهندسی مالی، سرمایهگذاری و بازی با اعداد و سناریوهای مختلف تعریف میشوند. یک مدل نسبتا خطی و جامع هم برای این دیدگاه موجود است که مدل ساده شده آن عبارت است از: (الف) شناسایی و تحلیل ریسکها، (ب) مقایسه و اولویتگذاری ریسکها، (ج) ارائه راهکار یا مدل جهت نظارت، کنترل، تعدیل و یا حذف ریسکها.
از دهه 80 و 90میلادی برخی جامعهشناسان و محققان سازمان به این نتیجه رسیدند که این رویکرد مشکلات خاص خود را دارد. برخی معتقد بودند که اکثر اوقات وضعیت پیش رو آنقدر گنگ و مبهم است که نمیتوان ابزار مانند مدیریت ریسک مدل فوق و غیره را بر آن اعمال کرد.حالت پیشآمده در حقیقت یک پدیده جدید و معمولا چالشی و مشکلساز است نه یک موضوع آشنا در پوششی متفاوت. با اینکه لازم است کاری انجام شود یک تعریف شفاف از موقعیت پیشرو موجود نیست، مسائل واضح نیستند و از تحلیلهای عددی تبعیت نمیکند، انتخابها و ابزارهای ممکن برای تصمیمگیری بهخودی خود وجود ندارند و باید تعریف شوند، اهداف مشخص نبوده و احتمالات - جهت پیشبینی شانس دسترسی به اهداف - نیز قابل اندازهگیری نیستند. این وضعیت را میتوان به این صورت نیز تشریح کرد که اطلاعات بسیار کم یا متناقض و یا بسیار زیادتر از حدی است که بتوان آن را هضم و پردازش کرد. در برخی اوقات نیز وقت برای تصمیمگیری تنگ است، وضعیت اضطراری بوده و نیاز به اقدام عاجل که این خود باعث بالا رفتن استرس و اضطراب نیز میشود. در این شرایط غالبا بین آن حرکتی که نیت میشود، آن عملی که پیاده میشود و آن نتیجه و برداشتی که در پایان کار حاصل میشود تفاوت و بعضا تناقض به وجود میآید و این باعث میشود که یک رویکرد سیستماتیک، منطقی و هدفمند که غالبا در حل مسائل و مدلهای مدیریت ریسک توصیه میشود مفید واقع نشده یا اصلا به کار نیاید.