بهناز رضوان فر
میزان تاثیر نقش بازی در رشد و خلاقیت کودکان
خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه انسان است و پویایی و بقای هرفرهنگ و تمدنی به خلاقیت مرمان آن بستگی دارد. از طرف دیگر دوران کودکی از نقش حساس وتعین کننده برخوردار است در جریان بازی است که نیروهای ذهنی و جسمی کودک ، یعنی : دقت ، تخیل ، نظم و ترتیب ، چالاکی و غیره رشد می یابند و علاوه بر اینها برای کودک ، محرک و انگیزه ای میشود در جهت کسب تجارب اجتماعی .
هدف تحقیق:هدف از انجام این تحقیق بررسی چگونگی تاثیر بازی در کودکان در نحوه ی رشد هوشی و اجتماعی کودکان میباشد.کودکان امروز اینده سازان فردای کشور هستند وسنین کودکی پایه و اساس شکل گیری شخصیت اجتماعی و فردی هر انسان میباشد.توجه به زمینه های رشد بهتر انها ابتدا موجب داشتن زندگی ایده ال تر در بزرگسالی واز طرفی زمینه های رشد و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی کشور را فراهم می اورد و از همه مهمتر در دوره ی بزرگسالی با مشکلات فردی و رفتاری بسیار کمتری مواجه خواهند بود.
ضرورت تحقیق: بازی نقش مهمی را در رشد کودک ایفا، می کند . کودک از راه بازی می تواند به استعدادها ، توانائی ها ، خواست ها ضعف ها و نکات مثبت و منفی خود پی ببرد و لذا با شناخت ویژگی های خود ساخت شخصیتی خود را تحکیم بخشد علاوه بر این انسان به عنوان موجودی اجتماعی ، نیاز دارد که به گروهی تعلق داشته باشد و خود را بخشی از آن بداند . بازی در این رابطه وظایف متعددی در سطوح مختلف رشد به عهده می گیرد و همچنین باعث افزایش مهارت ها در برنامه ریزی ، توانایی حل مشکلات ، مهارت در وضعیت تحصیلی و دست یافتن به دوراندیشی و غیره می گردد .
سوالات تحقیق:
1.ایا هرنوع بازی می تواند تاثیر یکسانی بر روی کودکان مختلف بگذارد؟
2.ایابازی های فکری هم می تواند موجب اجتماعی شدن شخصیت کودکان شود؟
3.ایا بازی والدین با کودکان به همان میزان بازی با هم سالان خود روی شخصیت و خلاقیت انها تاثیر می گذارد؟
4.ایا نقش پذیری کودکان در بازی می تواند در روابط اجتماعی انها تاثیر چشمگیری بگذارد؟
5.ایا کودکانی که به مهد کودک فرستاده میشوند از لحاظ رشد جسمی و فکری بهتر از کودکانی اند که در خانه و کوچه با همسالان خود بازی میکنند؟
پیشینه ی نظری:
نخستین نظریه های بازی که در اواخر قرن نوزدهم و سال های نخستین قرن بیستم پدید آمدند،بر اهمیت زیست ژنتیکی بازی تاکید می ورزیدند،یعنی آنها بازی را مکانیسمی غریزی توصیف می کردند که هم باعث رشد جسمی بهینه می شود و هم نشانگر تاریخ تکاملی نوع بشر است.برای مثال اسپنسر (1873)در نظریه ی انرژی مازاد بازی را امری ضروری توصیف می کند که امکان تخلیه ی انرژی انباشته شده ی کودکان را فراهم می سازد.او بر این باور است که طبیعت، انسان را با مقدار خاصی انرژی که در فرایند بقا ازآن استفاده می شود، مجهز کرده است. اگر این انرژی برای بقا» مورد استفاده قرار نگیرد،باید به نحوی تخلیه شود و کودکان انرژی اضافی خود را از طریق بازی تخلیه می کنند.البته عقیده اسپنسر در این باره که بازی می تواند به راستی در تخلیه انرژی مورد استفاده قرار گیرد،درست بود;والدین و معلمان اغلب پی می برند که کودکان پس از ورزش های سخت،بسیار آرام می گیرد.به هر حال بزرگسالان متوجه پدیده کاملا متضادی نیز شده اند:یک کودک اغلب تا سر حد خستگی کامل بازی می کند،و پس از بازی چنین به نظر می رسد که حتی نسبت به پیش از بازی نیز انرژی بیشتری دارد !
دیدگاه دیگر درباره ی بازی که تقریبا مخالف نظریه اسپنسر است،از سوی پاتریک (1916) مطرح شده است. به گفته پاتریک، هدف بازی تجدید انرژی است. هنگامی که کودکان خسته و آرام می شوند، بازی آنان را سرگرم می سازد و در حالی که منتظر ترمیم انرژی اضافی طبیعی خود هستند،کمک می کند تا از خستگی رهایی یابند. از گذشته های دور نسبت به بازی نگرش های مثبت و منفی وجود داشته است. عده ای بازی را صرف بی هدف انرژی های انباشته شده، لذت آنی و... رفتارهای زائد و بیهوده تلقی کرده اند در حالی که برخی آن را زیباترین و پاک ترین فعالیت در جهت شکوفایی و رشد کودک می دانند. بازی یکی از نیازهای اساسی کودکان و مهم ترین و اساسی ترین فعالیت کودک به شمار می رود که در عین سرگرم کردن کودک، کارکردهای مهم دیگری را دارا است که هریک از این کارکردها به جنبه ای از زندگی کودک مربوط می شوند که او را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می سازد. میل به بازی فقط مخصوص کودکی است و با آنکه این میل کم کم در سنین بالا کاهش پیدا می کند و کارهای مهمی جای آن را می گیرد ولی به اعتقاد روان شناسان تا سال های پایانی عمر نیز تمایل به بازی در انسان وجود دارد هر چند شکل، ظاهر و هدف بازی عوض شده باشد. برای درک چگونگی این میل باید در بازی کودکان مشارکت نمود. بازی انعکاسی از فعالیت های درونی کودک و میل به خوشی، آزادی و رضایت است که صفا و آرامش را به ارمغان می آورد. روان شناسان معتقدند در فعالیت های خودجوش کودک باید آزاد گذاشته شود و دخالت بی توقع و نامناسب در فعالیت های او نگردد تا استقلال و خودمختاری او سلب نشود. پژوهش های روانشناسی و تعلیم و تربیتی و تجارب کودکستان ها نشان می دهد که آغاز رشد آفرینندگی در کودکان سن آمادگی و پیش دبستان است. بازی یکی از اعمال روزمره کودک است و کوششی است که به تمام وجود او بستگی دارد. بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب می گردد و مناسب ترین راه برای بروز و رشد استعداد او به شمار می رود.
پیشینه ی تجربی:
اگر به نوع بازی ها در کودکان بنگریم تنوع و گوناگونی را در آنها مشاهده می کنیم. با تغییر سن نوع بازی ها نیز تغییر می یابد. برخی بازی هایی هستند که در آنها کودک به تمرین روابط و نقش های اجتماعی می پردازند (مهمان بازی). به این ترتیب آنچه را که به عنوان الگو پیرامون خود می بینند در بازی های خود انجام می دهند، الگوهای خود را در این نوع بازی ها اغلب از والدین، نزدیکان و یا افرادی که برای کودک مهم هستند، انتخاب می کند. کودکان میل به پیوندجویی دارند، این میل آنها را به ارتباط با همسالان و کودکان دیگر می کشاند. برخی از این ارتباط ها کوتاه مدت و سطحی است در صورتی که نیاز به رابطه ی عمیق و انس و الفت ریشه دار با همسالان خود داردند. کودکان به صورت هشیار و ناهشیار به روابط بین انسان های اطراف خود حساسند و از آنها تقلید و همانندسازی می کنند. در بازی ،هر کودک سطح رشد، شناخت اجتماعی و اخلاقی خود را نشان می دهد. بازی زندگی و تفکر کودک است که یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت او به شمار می رود. کودک با اسباب بازی خود تنها بازی نمی کند بلکه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می کند که با او دوست می شود، دعوا می کند، نصیحت می کند، نگرانی هایش را در میان می گذارد و استرس خود را تخلیه می کند.. طبیعی است که در این بین اسباب بازی های مورد استفاده کودک نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث تفکر و رشد تخیل کودک شود یا او را با مفاهیم مختلف (رنگ ها، شکل ها و...) آشنا سازد. از طرف دیگر اسباب بازی باید متناسب با سن کودک باشد. اگر اسباب بازی برای کودک ناشناخته و سخت باشد او را خسته و اعتماد به نفس او را کم می کند. از سوی دیگر اگر خیلی هم ساده باشد کودک را به تفکر وادار نمی کند. اسباب بازی مناسب، اسباب بازی است که کودک خود با آن بازی کند نه اینکه اسباب بازی، بازی کند و کودک تماشاگر باشد. خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می باشد تا به سرحد شکوفایی برسد. فرد خلاق کسی است که از ذهنی جست و جوگر و آفریننده برخوردار باشد. خلاقیت عبارت است از: توانایی دیدن چیزها به شیوه های جدی، شکستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فکر کردن به شیوه ای متفاوت، ابداع چیزهای جدید، استفاده از چیزهای نامربوط و تبدیل آن به شکل های جدید.
فرضیه ها:
1.بازی های فکری پیچیده موجب افزایش ضریب هوشی در کودکان باهوش میشود
متغییر مستقل:بازی های فکری پیچیده /متغییر وابسته:ضریب هوشی /متغییر تعدیل کننده:کودکان باهوش /متغییر مداخله گر:سطح تحصیل و فرهنگ والدین
2.کودکانی که درخانه کمتر تلویزیون نگاه میکنند در مقایسه با کودکانی که تلویزیون زیاد نگاه میکنند رفتار اجتماعی تری دارند.
متغییر مستقل:میزان تماشای تلویزیون /متغییر وابسته:میزان رفتار اجتمایی /متغییر تعدیل کننده:خانه /متغییر کنترل:جنسیت /متغییر مداخله گر :اشتغال والدین
3.والدینی که با کودکان خود در منزل همبازی هستند کودکان شادتری نسبت به کودکانی هستند که با والدین خود بازی نمی کنند دارند.
متغییر مستقل: بازی والدین با کودکان /متغییر وابسته:احساس شادی /متغییر مداخله گر:شاغل بودن والدین /متغییر کنترل:میزان حوصله و سن والدین /متغییر تعدیل کننده:بازی در منزل
4. رفتار اجتماعی کودکانی که بازی های گروهی می کنند در مقایسه با کودکانی که به تنهایی بازی میکنند قوی تر است
متغییر مستقل:بازی های گروهی /متغییر وابسته:رفتار اجتماعی /متغییر کنترل:هوش و استعداد کودکان /متغییر مداخله گر:جنسیت.درون گرا یا برون گرا بودن
5.کودکانی که قبل از دبستان به مهد کودک فرستاده میشوند در مقایسه با سایر کودکان دارای رشد فکری و جسمی بهتری هستند
متغییر مستقل:رفتن به مهد کودک /متغییر وابسته:رشد فکری و جسمی /متغییر مداخله گر:شرایط اقتصادی خانواده.هوش و انگیزه ی کودک /متغییر کنترل: وراثت/متغییر تعدیل کننده: قبل از دبستان