پیشینه تجربی :

مسئول کنترل دخانیات مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان گفت: درصد گرایش فرزندان مادران باردار و والدین قلیانی به مصرف دخانیات به ۵ تا ۶ درصد می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، حمیدرضا روح‌افزا عصر امروز در جمع خبرنگاران درباره طرح جمع‌آوری قلیان اظهار کرد: درصد گرایش فرزندان مادران باردار و والدین قلیانی به مصرف دخانیات به 5 تا 6 درصد می‌رسد و این در حالی است که میزان گرایش فرزندان پدران قلیانی به مصرف دخانیات به دو برابر می‌رسد.

وی با بیان اینکه نقش مادران دخانی در گرایش فرزندان به مصرف سیگار و قلیان بیشتر از پدر است، افزود: مادران نقش موثرتری در ایجاد بستر مصرف قلیان فرزندان خود دارند.

مسئول کنترل دخانیات مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان تصریح کرد: در نخستین مطالعه انجام شده در زمینه مصرف دخانیات که در سال 2000 در اصفهان انجام گرفت، مشخص شد که میزان مصرف دخانیات  در مردها بیش از زنان بود.

وی خاطرنشان کرد: سال 2007  با مداخلات انجام گرفته مشخص شد که میزان مصرف سیگار در مردها از 29 درصد به 25 درصد رسید که در زنان شاهد کاهش مصرف سیگار از یک درصد به نیم درصد بودیم و این در حالی است که مصرف قلیان در زنان رشد داشته و به مرز چهار درصد رسیده بود.

روح‌افزا گفت: در بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد که بیشترین دلیل گرایش جوانان به مصرف قلیان بودن در جمع دوستانه بودن است، در صورتی که آزاد بودن قلیان‌سراها نقشی در گرایش افراد به این مراکز نداشته و بر اساس مطالعات انجام شده در اصفهان مشخص شد که میزان مصرف قلیان در بین افراد تحصیل‌کرده استان رو به افزایش است.

وی افزود: میزان مصرف قلیان در افراد بی‌سواد یا با سطح تحصیلات پائین‌تر کمتر از افراد تحصیل‌کرده بوده و این میزان بین 10 تا 11 درصد بوده و مصرف قلیان در افراد با 6 تا 12 سال تحصیلات یعنی بین سیکل تا دیپلم به 20 درصد می‌رسد.

مسئول کنترل دخانیات مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان افزود: مصرف قلیان با افراد بالای 12 سال تحصیل و تحصیلات تکمیلی به 18 درصد می‌رسد و بالاترین میزان مصرف قلیان را در جوانان زیر 30 سال به صورت روزانه یا هفتگی شاهد هستیم.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر مصرف قلیان در سنین 40 سال به بالا کم است و به پنج تا شش درصد می‌رسد، اظهار کرد: اما این در حالی است که با توجه به شیوع بالای مصرف قلیان در جوانان امروز احتمال افزایش قلیان در سال‌های آینده در بین افراد میان‌سال و مسن وجود دارد.

http://tandorosti.akairan.com

 

 

 

 

 

 

 

 

تحقیقات وزارت بهداشت انگلیس نشان می‌دهد که کشیدن قلیان نه تنها بی خطر نیست بلکه به اندازه سیگار مضر است
به گزارش بی‌بی‌سی وزارت بهداشت انگلیس در مطالعه‌ای مشترک با مرکز کنتزل استعمال تنباکوی این کشور دریافت که افرادی که قلیان می‌کشند دچار بالا رفتن میزان منوکسید کربن در خون می‌شوند و این میزان در کشیدن یک قلیان چهار تا پنج برابر کشیدن یک نخ سیگار است.

بالا رفتن مقدار منوکسید کربن حل شده در خون به سلول‌ها بدن از جمله سلول‌های مغز آسیب‌های جدی وارد می کند.

وزارت بهداشت انگلیس می‌گوید که سنجش میزان منوکسید کربن حل شده در خون، به علت متفاوت بودن نوع مصرف دخانیات دشوار است.

با این حال اندازه‌گیری‌ها نشان می دهد که میانگین منوکسید کربن در تنفس افراد غیر سیگاری 3 واحد ppm (نسبت کربن منوکسید به 3 میلیون واحد هوا) یا کمتر از یک درصد اختلال در کارکرد خون آن‌هاست.

این میزان در افرادی که به طور تفننی سیگار می‌کشند 10 تا 20 ppm‌ معادل 2 تا 4 درصد اختلال در کارکرد درست خون و در افراد معتاد به سیگار 30 تا40  ppm معادل 5 تا 7 درصد اختلال کارکرد خون است.

این مطالعه همچنین نشان می دهد، افرادی که قلیان می‌کشند بین 40 تا 70 ppm  منوکسید کربن در تنفس خود دارند که این میزان 8 تا 12 درصد کارکرد خون آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

http://www.niksalehi.com

 

پیشینه نظری :

نظریات جامعه‌ شناسان در باب اعتیاد و مصرف مواد مخدر

نظریه آنومی و مصرف مواد مخدر

آنومی (Anomie) مفهومی مربوط به یونان باستان و به معنای فقدان قانون است. آنومی توسط امیل دوركیم جامعه‌شناس فرانسوی (1917ـ 1858) برای توصیف وضعیت اجتماعی غیرطبیعی به كار برده شده كه در آن انسجام اجتماعی به وسیله بحران‌هایی از قبیل ركود اقتصادی، تضعیف می‌شود.

بر اساس نظر مرتن این مساله هنگامی رخ می‌دهد كه مردم با تضاد میان اهداف و وسایل دست‌یابی به آن‌ها مواجه می‌شوند. فرد از جامعه‌ای كه در واقع، آرمان‌های خود را نادیده می‌گیرد، بیگانه می‌شود و این فشار به ویژه در میان قشرهای آسیب‌پذیر جمعیت كه مواد مصرف می‌كنند شایع است. فشاری كه منجر به
Anomie می‌شود به چهار شیوه توسط افرادی كه آن را تحمل می‌كنند، جواب داده می‌شود:

1ـ هم‌نوایی: اغلب افراد آرزوهای خود را كاهش داده و با هنجارهای اجتماعی معمول، همنوا می‌شوند.
2ـ طغیان: در این حالت بعضی افراد عصیانگر از پذیرش ساختار اجتماعی معمول سرباز می‌زنند و در صدد ایجاد یك نظم اجتماعی جدید از طریق فعالیت‌ سیاسی یا جایگزینی سبك زندگی جدید برمی‌آیند.
3ـ بدعت‌گرایی: در این وضعیت بعضی به طرف نوگرایی گرایش می‌یابند. مرتن این دسته را چنین تعریف می‌كند: كسانی كه برای دست‌یابی به موفقیت از وسایل غیرمشروع استفاده می‌كنند. به ویژه جرائم سازمان یافته مانند تجارت مواد مخدر.
4ـ گوشه‌گیری: پاسخ آخری كه مواد مخدر را تبیین می‌كند، انزوا طلبی است. افرادی كه از هر فعالیتی جهت دست‌یابی به اهداف اجتماعی معمول دوری می‌كنند و طرفدار كج‌روی می‌شوند. پناه بردن به مصرف مواد مخدر به معتاد اجازه می‌دهد وقت و انرژی خود را برای دست‌یابی به اهداف قابل حصول صرف كند و مصرف را بیشتر كند.

مدل سازگاری

بروس الكساندر وابستگی بی‌اختیار به مواد مخدر را در مقابل مصرف سرسری یا تفننی، به صورت كاركردی در نظر می‌گیرد. رفتار معتاد تلاشی جهت مواجهه با شكست ناشی از همبستگی است، یعنی شكست در دست‌یابی به انواع تایید اجتماعی، شایستگی، ‌اعتماد به نفس و استقلال شخصی كه حداقل انتظارات افراد و جامعه است. در مدل سازگاری فرد هویت و زندگی معتادی را با وجود رنج، بیماری و داغ اجتماعی آن، به بی‌هویتی ترجیح می‌دهد. به نظر الكساندر، شخصی كه در هماهنگی با دیگران و ساختار اجتماعی موفق است، در معرض خطر وابستگی به مواد مخدر قرار نمی‌گیرد.

وابستگی به مواد به عنوان یك راهبرد جهت تحرك افراد گوشه‌گیر در موقعیت‌های رقابتی كه در آن شكست تقریبا معلوم است به خدمت گرفته می‌شود. این دیدگاه معتاد را به عنوان شخص سالمی در نظر می‌گیرد كه مشكل جسمی و روانی ندارد و فقط از نظر اجتماعی شكست خورده است.

 

ادوین لیكر (1973) می‌نویسد: اولین بار كه فردی به عنوان گناه‌كار- خطاكار (wrong – doer) انگ می‌خورد، پذیرش چنین هویت جدیدی برای او مشكل است. در دوران نوجوانی، بسیاری از افراد با آشوب‌گرهای معمولی و رفتارهای خصومت‌آمیز درگیر می‌شوند. اگرچه اكثر نوجوانان كه مصرف مواد مخدر را تجربه می‌كنند و یا اعمال غیرقانونی و شرم‌آوری را انجام می‌دهند، رفتارهای نگران كننده را افزایش نمی‌دهند. این امر به ما هشدار می‌دهد كه به راحتی به افراد به ویژه نوجوانان برچسب نزنیم. عدم مدارا Zero tolerancel شاید به طور سیاسی مقبول باشد، اما این امر می‌تواند حق انتخاب اقتصادی و اجتماعی یك شخص جوان را كاملاً‌محدود كند، به طریقی كه رفتار همنوا را مانند یك بزرگسال تقویت نكند.

ادوین لمرت (1951) معتقد است فردی كه به عنوان كج‌رو برچسب خورده، رفتارش را در تطابق با واكنش اجتماعی دوباره سازمان‌ دهی می‌كند و شروع به بكار گرفتن رفتار كج‌روانه می‌كند. یا نقش را به عنوان وسیله دفاعی و حمله بر آن رفتار استوار می‌كند و یا با مشكلات پنهان و آشكاری كه در نتیجه واكنش‌های اجتماعی بعدی برای او ایجاد می‌شوند، سازگاری می‌یابد.

این كج‌روی ثانویه، بهترین نمونه برای مصرف كنندگان مواد مخدری است كه مجبور به رابطه داشتن با مصرف كنندگان دیگر هستند و علاوه بر این، برای حمایت كج‌روی اولیه‌شان بایستی به جرم (كج‌روی ثانویه) پناه ببرند یعنی به اعتیاد به مواد مخدر و جزء آن.

 

كری (1993) معتقد است كه تنها خانواده‌ها و فرهنگ‌های مستحكم می‌توانند به طور اساسی از مصرف مواد جلوگیری كنند. بنابراین سستی خانواده‌ها، وجود نداشتن بزرگسالان و فراگیری فرهنگ مصرف مداوم، می‌تواند خانواده‌های مرفه را فقیرتر كند.


www.seemorgh.com/health