X
تبلیغات
روش تحقیق

روش تحقیق

وبلاگ کلاسی درس روش تحقیق

 لطفاً برای دیدن مطالب بخش دوم به ادامه ی مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 20:32  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

  لطفاً برای دیدن مطالب  بخش اول به ادامه ی مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 19:49  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

فرضیه ها
1.میزان استفاده ازرسانه ها برافزایش اطلاعات فردی تاثیر گذار میباشد.
2. میزان ساعات استفاده از رسانه ها بر هویت فرهنگی فرد تاثیر گذار میباشد.
3.نوع برنامه رسانه ها برهویت فرهنگی جوانان ایرانی تاثیر گذار میباشد
4. نوع رسانه ها براساس علایق فردی بیننده انتخاب میشود.
 5.میزان تاثیر گذاری رسانه هابراالگوپذیری جوانان ایرانی انکار ناپذیر است.
6. کیفیت برنامه ها  انگیزه ی برای استفاده از رسانه ها در مخاطب جوان میباشد

متغیروابسته  فرضیه ها   1.میزان استفا ده از رسانه ها      2.   میزان ساعات استفاده از رسانه ها 3.نوع برنامه 4.میزان تاثیر گذاری رسانه ها 6.کیفیت برنامه ها

متغیر مستقل فرضیه ها 1.افزایش اطلاعت فردی       2.هویت فرهنگی   3.هویت فرهنگی  4.انتخاب بیننده   5.الگو پذیری   6.استفاده از رسانه

متغیر مداخله گر فرضیه ها  2.فرهنگ پذیری از فرهنگ بیگانه  5.عدم پذیرش فرهنگ خودی  6.انگیزه برای دیدن برنامه ها

متغیر تعدیل کننده فرضیه ها1  . نیازهای فردی  2.ضعف هویتی  3.اختلال شخصیتی    4.علایق فردی   6.مخاطب جوان

متغیر های کنترل فرضیه ها 1.گروه سنی  2.جوانان  3.گروه سنی   4.تماشاگران     6.گروه سنی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 11:48  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 



فرضیه ها

1.میزان استفاده ازرسانه ها برافزایش اطلاعات فردی تاثیر گذار میباشد.

2. میزان ساعات استفاده از رسانه ها بر هویت فرهنگی فرد تاثیر گذار میباشد.

3.استفاده از رسانه ها بستگی به انگیزه  مخاطب جوان  برا ی استفاده از آن دارد.

4. نوع رسانه ها براساس علایق فردی بیننده انتخاب میشود.

 5.میزان تاثیر گذاری رسانه هابراالگوپذیری جوانان ایرانی انکار ناپذیر است.

مدل مفهومی

متغیر مستقل

متغیر وابسته

میزان تاثیر گذاری

علایق فردی

نوع رسانه ها

هویت فرهنگی

ساعات استفاده ازرسانه ها

الگو پذیری

نوع برنامه رسانه ها

افزایش اطلاعات فردی

میزان استفاده از رسانه ها

انگیزه برای مخاطب

تعاریف

متغیر مستقل یا وابسته

تعریف مفهومی یا اسمی

تعریف تجربی

هویت فرهنگی

هویت:شخصیت ذات

فرهنگ:علم دانش ادب

همبستگی ویکپارچگی بافت معنوی جامعه است .

میزان تاثیر گذاری

تاثیر:نفوذکردن بر

میزان:ترازو  اندازه

 

الگو پذیری

الگو:طرح نمونه

رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگو های وسیعی درجهت هماهنگی وانسجام رفتاری با انها

انگیزه مخاطب

انگیزه:سبب باعث علت

مخاطب:کسی که به او سخن میگویند

 

نوع رسانه

هر وسیله ی که خبر یا مطلبی را برساند

نوع:صفت -گونه -دربرگیرنده

هر وسیله انتقال دهنده

تعریف عملیاتی متغیرها

متغیرها

ابعاد

مولفه ها

1.هویت فرهنگی

1.جویای فرهنگ غنی وپیشرفته

1.بی هویت فرد موجب گرایش به فرهنگ بیگانه

 

 

2.غنی نبودن فرهنگ ایرانی

 

 

3.عدم پذیرش فرهنگ خودی

2.الگوپذیری

1.الگو قراردادن افرادشاخص دررسانه ها

1.رسیدن به مقام ومنزلت اجتماعی از طریق الگو برداری

 

2.نمونه برداری از رفتار دیگران

1.برای به کمال رساندن شخصیت خود

 

 

2.برای ازبین بردن ضعف های فرهنگی خود

3.میزان تاثیرگذاری

1.تاثیر بر نوع زندگی فردی

1.زندگی تقلیدی اززندگی غربی

 

2.جذاب بودن برنامه ها

1.متناسب با علایق فرد استفاده کننده

4.انگیزه مخاطب

1.برای پر کردن اوقات فراغت

1.داشتن وقت ازاد

 

 

2.علاقه داشتن به استفاده از رسانه ها

 

2.یادگیری

1.آموزش ازطریق رسانه

 

 

2.نیاز داشتن به اطلاعات به روز رسانه ها

نوع رسانه

1.اینترنت

1.دسترسی سریع به اطلاعات مورد نیاز

 

 

2.تسهیل در برقراری ارتباطاعات

 

 

 3. استفاده از ایمیل وچت

 

2.ماهواره

1.دسترسی به برنامه های متنوع

 

 

2.اشنایی با فرهنگ جوامع مختلف

 

3.تلویزیون

1.رسانه ملی

 

 

2.متناسب با فرهنگ مختص ان شهر یا کشور

 

 

3.متناسب بودن با هر گروه سنی

 

4.رادیو

1.رسانه ابتدایی

 

 

2.همزمان با استفاده از رادیو میتوان به کار دیگری مشغول بود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 0:9  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 


پیشینه نظری موضوع اول
1
بررسی تاثیر رسانه های جهانی بر هویت فرهنگی جوانان ایرانی
اگر چه اصطلاح هويت داراي تاريخچه ي طولاني است، اما در قرن بيستم بود كه اين اصطلاح كاربرد جامعي يافت(شارع پور و خوش فر،138:1381). واژهٔ هویت یا Identity  ریشه در زبان لاتین دارد و ازIdentitas  که از Idem یعنی «مشابه و یکسان» ریشه می گیرد. این واژه در یک معنا به ویژگی یکتایی و فردیت، یعنی تفاوت های اساسی که یک شخص را از همة کسان دیگر به واسطة هویت «خودش» متمایز می کند، اشاره دارد و در معنای دیگر به ویژگی همسانی که در آن اشخاص می توانند به هم پیوسته باشند و یا از طریق گروه یا مقولات بر اساس صور مشترک برجسته ای، نظیر ویژگیهای قومی و ... به دیگران بپیوندند، دلالت دارد(بایرون، ۱۹۹۷، در فکوهی، ۱۳۸۰: ۶۴-۶۳.(
 
چارچوب نظري تحقيق: بحران هویت در ایران به واسطه نفوذ فرهنگهای بیگانه به وجود امد ودر عصر جدید به صورت بحران موضع گیری در برابر نفوذ فرهنگ وتمدن غربی وتا حدی ایدئولوژی های شرقی متجلی شد بیشتر تحقیقات تجربی یافته های تحلیل محتوای ارزش ها وپژوهش های پیمایشی وجود تعارض ارزش ها بحران هویت درسطوح مختلف جامعه ایرانی را نشان میدهند بر اساس این تحقیقات عوامل وزمینه ها ی اجتماعی داخلی نقش مهمی در بروز این پدیده اجتماعی ایفا میکنند پیدایش گرایش ها وارزشها یی مانند سکولاریسم مادی گرایی بیگانگی نسبت به نظام سیاسی بیگانگی نسبت به ارزش ها وهنجاریهای اموزش وپرورش رسمی غرب گرایی تعارض ارزشهای نهادی اجتماعی گرایش به محصولات فرهنگی غربی پیدایش تعارض میان لایه های اجتماعی وبیگانگی نسبت به جامعه وارزشهای ملی مسایلی هستند که نظام سیاسی نظام فرهنگی نظام اجتماعی جامعه ایران به طور مستقیم وغیرمستقیم نقش مهمی در بروز انها داشته اند از سوی دیگر ضعف مکانیسم های هویت سازی داخلی سبب اثر پذیری از برخی ارزشهای فراملی معارض با ارزشهای ملی ودر نتیجه بروز بحران هویت در ایران شده است روند تاریخی بحران هویت فرهنگی در ایران :از نظر تاریخی میتوان گفت که اولین تلاش های هدفمند برای تکوین هویت در ایران به دوران سلطنت رضا شاه باز میگردد در ان دوره تلاش میشد با تاکید بر پاره ای از تاریخ گذشته یعنی ارزش های ایرانی صرف هویت مدرنی برای ایرانیان ایجاد شود در دوران پهلوی دوم نیز این روند یعنی اصالت دادن به میراث ایرانی قبل از اسلام ترویج ارزش های مدرن غربی به صورت کورکورانه ومبارزه با ارزش های اسلامی جهت تکوین مورد نظر رژیم ادامه یافت اما این امر تلاش برای هویت سازی دولتی نه تنها موفق نبود بلکه با تشدید بحران هویت در ایران مشروعیت رژیم پهلوی را زیر سوال برد وزمینه ساز وقوع انقلاب اسلامی در ایران شد به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که حاصل عوامل مختلف داخلی وخارجی از جمله بحران هویت ومشروعیت در رژیم پهلوی بود به تدریج گفتمان اسلام گرا در کشور قدرت را به دست گرفت در میان طرفداران این گفتمان دیدگاههای مختلفی درباره هویت ایرانی وجود داشت اما به نظر میرسد در دهه اول پس از انقلاب عناصر رادیکال این جریا ن تلاش کردندتا با کمرنگ کردن ارزش های اصیل ایرانی وارزشهای مدرن غربی مولفه های اسلامی در هویت ایران را پر رنگ سازند به همین علت تلاش زیادی شد که همه عرصه های زندگی رنگ وماهیتی اسلامی پیدا کند این رویه در واقع واکنشی نسبت به تلاش ها ی ناشیانه رژیم پهلوی در اسلام زدایی از عناصر هویت ایرانی محسوب میشد اما این اقدامات نیز با توفیق اندکی همراه گشت بی تردید تداوم روند مذکور با توجه به تحولات روز افزون داخلی وخارجی امکان نداشت لذا در دوران موسوم به سازندگی (1368-1376)ودوران موسوم به اصلاحات پس از (1376) روند مذکور تا حد زیادی تعدیل شد وبار دیگر برسازگاری ارزش های اسلامی وایرانی تاکید گردید به هر حال از اوایل دهه 1370 امکان طرح مباحث واقع گرایانه در مورد هویت در جامعه ایران  فراهم گردید د راین دوران توجه به سه فرهنگ اسلامی ایرانی وغربی در جامعه ایران به عنوان عناصر هویت ایرانی مورد توجه قرار گرفت
در این پژوهش از ميان مجموعه نگرش ها و رهيافت هاي مربوط به هويت، نظريه آنتوني گيدنز بعنوان چارچوب نظري پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. آنتوني گيدنز معتقد است كه «در دنياي تجدد، هويت اجتماعي و شخصي به طرزي متباين با ارتباطات شخصي – اجتماعي جوامع سنتي تر مسئله زا مي گردد» (گيدنز،26:1380). «اگر تجدد (مدرنيته) را فرايند فشردگي فزاينده زمان و فضا در سايه گسترش تكنولوژي، كه به واسطة آن مردم دنيا كم و بيش به صورتي نسبتاً آگاهانه در جامعه متجدد و جهاني واحد ادغام مي شوند بدانيم»(گل محمدي،302:1381)، مي توان عنوان كرد كه اين جريان با دگرگون كردن شرايط و چارچوب سنتي هويت سازي و تضعيف و انحلال منابع هويت ساز سنتي، فرايند هويت سازي را در جهان كنوني متمايز از قبل مي كند. هر چند دانشمندان بر سر منابع هويت بخش اجماع ندارند ولي دست كم در اين مورد اتفاق نظر وجود دارد كه با بسط فرايند تجدد منابع سنتي هويت بخش به تدريج رو به اضمحلال و تحليل رفته تا حدي كه قدرت استيلاي خود را بر معنادهي به هويت كنشگران از دست مي دهد. «فضامند كردن زندگي اجتماعي، متحول كردن زمان و فضا و نسبي كردن فرهنگ، هويت سازي سنتي را بسيار دشوار، و حتي ناممكن كرده است و مسئوليت هويت سازي را بر عهده «فرد» گذارده است»(Giddens,1999,3). در اين راستا گيدنز معتقد است كه با فرايند تجدد و گسترش فضاي اجتماعي به واسطه رسانه هاي جمعي، امكان هويت يابي در چارچوب محدود و معين اجتماعي رو به كاهش است.
گیدنز اظهار می دارد که:
 «در دنیای امروز، ما فرصت های بی سابقه ای برای ساختن خویشتن مان و آفریدن هویتهای مختص به خودمان در اختیار داریم. ما خود بهترین مرجع و منبعی هستیم که می توانیم تعریف کنیم که چه کسی هستیم، از کجا آمده ایم، و به کجا می رویم. اکنون که علائم و نشانه های سنتی کم رنگ تر شده اند، دنیای اجتماعی مجموعه ی سرسام آوری از انتخابهای مربوط به چه کسی بودن، چگونه زیستن و چه کاری کردن را پیش روی ما می گذارد- بدون آنکه سرنخی درباره ی انتخابهایی که باید به عمل بیاوریم به ما بدهد. تصمیم هایی که ما در زندگی روزمره خود می گیریم- درباره چگونه لباس پوشیدن، چگونه رفتار کردن و چگونه وقت گذراندن- به شکل گیری کیستی ما می انجامد. دنیای مدرن ما را وادار می کند تا خویشتن مان را بیابیم. ما به واسطه ی توانایی هایی که در مقام موجودات خودآگاه و خودشناس داریم، به طور پیوسته به آفرینش و بازآفرینش هویت های مان می پردازیم»(گیدنز،51:1390).
با توسعه تجدد و فرايند جهاني شدن به واسطه رسانه ها بالنسبه در همه جوامع تدريجاً منابع سنتي هويت ساز رو به اضمحلال رفته و عوامل سازنده هويت اجتماعي غير سنتي به منصه ظهور مي آيند. از ديدگاه گيدنز در دوره مدرن هويت اجتماعي در سايه توسعه وسايل ارتباط جمعي بويژه شبكه هاي ماهواره اي به طرحي تبديل مي شود كه بايد توسط خود فرد به صورت «بازتابي[3]» ايجاد و ساخته شود. به گونه اي كه يك فرد بايد از ميان راهبردها و گزينه هايي كه نظامهاي انتزاعي فراهم مي كنند، هويتش را پيدا كند.
صورت بندي هاي گيدنز، به راستي، بر ژرفاي بينش ما درباره ماهيت تكوين هويت مدرن افزودند، آموزه هاي او را در اين زمينه شايد بتوان چنين خلاصه نمود. نخست اين كه، پايگاه تكوين نفس امروزه از دسترس كنترل هاي بي واسطه و انضمامي اجتماع فيزيكي برون گشته و به قلمرو ميانجي هاي متعلق به نظام هاي با واسطه و انتزاعي نمادها نقل مكان كرده است. دوم اين كه، بين عضويت گروهي و فرآيندهاي تعيين هويت جدايي و فاصله افتاده، چندان كه عضويت در يك گروه في نفسه در جريان تكوين هويت يگانه عامل تعيين كننده به شمار نمي رود. فرد اكنون در موقعيتي قرار گرفته كه مي تواند از بين انواع و اقسام روشهاي تعيين هويت دست به گزينش زند، بي پرواي صفات و خصوصياتي كه به واسطه تولد و اجتماعات خاستگاه خويش بدان ها متّصف گرديده است. مضافا كه در پي جدا گشتن مناسبات اجتماعي از مكان فيزيكي، فرايند «از جا كندن» اين امكان را براي افراد به وجود آورده تا با اتكاء به قدرت تفكر انتزاعي خود را با رده ها و گروههاي گوناگون هم هويت سازند. بدين سان فرد مي تواند در جريان برساختن خويشتن خويش، آن طور كه مي خواهد، هويت «ديگران انتزاعي» را به خود بندد، ديگراني كه با او از حيث برخي خصوصيات، نيازها، يا علايق، مثلا به لحاظ رده سنّي يا زمينه طبقاتي، اشتراك دارند. بر اساس ويژگي زندگي مدرن، فرد مي تواند خويشتن را با برخي واحدهاي اجتماعي هم هويت انگارد بي آنكه لزومي در عضويت مستقيم در آنها ببيند و با اين حال مي تواند از آنها براي خود سرمشق ها و معيارهاي رفتاري كسب كند
منبع- گیدنز، آنتونی(1377)، جامعه شناسی، ترجمه منجهر صبوری، تهران، نشر نی.
هارولد لاسول" Lasswell و "چارلز رایت" Raite از جمله پژوهشگرانی هستند که به طور جدی به نقش و کارکرد رسانه‌ها در جامعه توجه کرده‌اند. آنها معتقدند که رسانه‌ها دارای کارکردهای نظارت بر محیط، ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط و انتقال میراث فرهنگی و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت است (هماناین دو نظریه پرداز ارتباطات بر این باورند که در کارکرد نخستین، وظیفه رسانه‌ها نظارت، مراقبت، تهیه و رساندن خبر درباره‌ی محیط پیرامونی است. دومین کارکرد رسانه، انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط است. رسانه اغلب شامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی و منش افراد به حوادث است. دراین نقش رسانه‌ها به تقویت ارزش‌های اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران افکار، ممانعت از تهدید ثبات اجتماعی و وحشت عمومی، مدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت می‌پردازند. یکی دیگر از کارکردهای رسانه، انتقال فرهنگ، افزایش انسجام اجتماعی و تعمیق تجربه‌ی مشترک، کاستن از نابهنجاری‌های اجتماعی و احساس از خود بیگانگی، استمرار اجتماعی شدن پیش و پس از آموزش رسمی و کمک به یک‌دست سازی و انسجام است. در زمینه‌ی نقش رسانه‌ها در دگرگونی ارزش‌های فردی و اجتماعی جوامع، می‌توان به یکی از پاردایم‌های مسلط در حوزه ارتباطات و توسعه در دهه‌های 60 تا 70 میلادی اشاره کرد که به رسانه‌ها به عنوان موتور دگرگونی و تغییر ارزش‌های جوامع سنتی و ورود به جامعه مدرن تأکید می‌‌شود. بر اساس این نظریه، رسانه به انتشار یا اشاعه‌ی نظام ارزشی کمک می‌کند که خواهان نوآوری، تحرک، موفقیت و مصرف است. "دانیل لرنر" Lerner جامعه شناس امریکایی و از پیروان این رویکرد به نقش رسانه‌ها در تغییر ارزش‌های سنتی در جوامع و جایگزین شدن ارزش‌های مدرن اشاره کرده است. وی در کتاب "گذر از جامعه سنتی؛ نوسازی خاورمیانه"، معتقد است که رسانه می‌تواند به فروپاشی سنت‌گرایی، - که معضلی برای نوسازی محسوب می‌شود- کمک کند. این کار با بالا رفتن انتظارات و توقعات، باز شدن افق‌ها، توانا شدن مردم به تخیل ورزیدن و خواهان جایگزینی شرایط زندگی بهتر برای خود و خانواده عملی می‌شود. (مک کوئیل،1382: 144
) منبع- مک کوئیل، دنیس(1382)، درآمدی بر نظریه‌های ارتباطات جمعی، ترجمه‌ی پرویز اجلالی، تهران، نشر مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. چاپ اول.
پیشینه تجربی
نتایج تحقیق پيمايشي ملکی و عباسپور(1388) با عنوان «بررسی جامعه شناختی نگرش جوانان نسبت به هویت ملی و مؤلفه های آن» نشان داد که میانگین هویت ملی جوانانی که از رسانه های خارجی (اینترنت و ماهواره) استفاده می کنند، بطور معناداری کمتر از جوانانی است که اصلا از اینترنت و ماهواره استفاده نمی کنند.
دانش آموزان شهر تهران
از دانش آموزان دربارة علل جذب به فرهنگ بيگانه رابه شرح زير تنظيم شده است:
رتبه                                    درصد اختصا ص يافته                  علت جذب
اول                                      90 /۲                كمبود امكانات رفاهي، تفريحي و ورزشي
دوم                                   7/85         عدم توجه به نيازها و خواست ههاي هيجاني و پرشور و نشاط جوانان
سوم                                   85                           ضعف در عمل به فرائض ديني همچون نماز، روزه و…
چهارم                               82                       در دسترس بودن فيلمهاي مستهجن ويدئويي و ماهوار هاي
پنجم                              8/81                                    ضعف در توجه به فرهنگ اصيل ايراني
 
فصلنامه علم ی- پژوهشی سال اول شماره ٣ پاييز 1387
تحليل وضعيت هويت (مذهبي  ملي) دانش آموزان پاية » در پژوهشي ديگر با عنوان که خادمي نو شآبادي آن را اجرا کرده است، ميانگين هويت « سوم دبيرستان در تهران۳ (از / ۳ (از ۵ نمره) و ميانگين شاخص هويت ملي پاسخگويان ۲ / مذهبي پاسخگويان ۵ نمره) است و متغيرهاي مذهبي بودن فضاي مدرسه، فضاي مطلوب خانواده، رضايت از زندگي، احساس عدالت، فشار هنجاري، مذهبي بودن، هدف مسئولان مدرسه و منابع
فرهنگي با هويت پاس خگويان رابط های معنادار د ارد Powered By BLOGFA.COMمنبع  
 
در تحقيق بل و ديتمار(2012)كه به بررسي تاثير رسانه جمعي بر مديريت بدن دختران (199 دختر 14 تا 16 ساله جنوب شرق انگلستان) پرداخته اند، اين مهم به اثبات رسيده است كه رسانه هاي الگوها و مدل هاي بدني خاصي را القا مي كنندو نوجوانان و جوانان نيز به تناسب مصرفشان، از اين رسانه ها تاثير مي پذيرند و سعي مي كنند خود را به مثابه اين الگوها كه طبعاً از منزلت و خواست اجتماعي بيشتري برخوردارند، دربياورند.(2012: 478،.منبع محمد دکاندار (کارشناس ارشد جامعه شناسی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوکان

در تحقيقي كه لطيفيان (1373) پيرامون برخي از مشكلات نوجوانان به عمل آورد، مشاهده نمود كه درصد زيادي از اوقات فراغت نوجوانان صرف تماشاي تلويزيون و سينما مي شود، اين مسئله نشانگر اين است كه بازيگران سينما، هنرمندان، شعرا و نويسندگان مورد توجه نوجوانان قرار مي گيرند و غيرمستقيم، الگوي آنها مي شوند. (لطیفیان، 1373: 79)http://www.webgozar.com/

به عقیده من رسانه های خارجی به خصوص اینترنت وماهواره تاثیر منفی برروی فرهنگ پذیری جوانان ایرانی از جامعه خوددشان داشته است رراه حل پیشنهادی1.ارتقای سطح کیفیت برنامه های رسانه های ایرانی2ترویج وتبلیغ فرهنگ غنی ایرانی در رسا نه ها3.افزایش برنامه های رسانه {تعداد کانال های تلویزیونی}

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 23:59  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

تاثیر مشاجرات پدر و مادر بر روی سلامت روان کودکان 5 تا 10 سال شمال تهران؟

-هدف:بررسی ارتباط بین آرامش و سلامت روانی کودکان با ارتباط والدین با یکدیگر در مقابل کودکان خود.

-ضرورت:به علت اینکه 5 تا 10 سالگی سن شکل گیری ذهن کودکان می باشد ار این رو بررسی چنین مواردی در شکل گیری درست شخصیت کودک نقش به سزایی را ایفا می کند.

- انگیزه: کودکان سرمایه های یک جامعه و عامل پیشرفت و یا ضعف یک جامعه می شوند.از این رو داشتن داشتن فرزندانی با سلانت روان بالا نه تنها باعث آرامش یک خانواده بلکه آرامش و توسعه ی یک حامعه می شود. از این رو بررسی عوامل تاثیر گذار بر این موضوع می توانند دغدغه ی خیلی از جوامع امروزی نیز باشد.

تاثیر سن بر روی ازدواج جوانان تهرانی

تاثیر پارازیت بر روی سلامت جنین خانم های باردار

تاثیر مشاوره قبل از ازدواج بر موفقیت جوانان حنوب تهران

تاثیر رهبری به جای مدیریت بر موفقیت کارخانجات شهر قزوین؟

-هدف : بررسی  استفاده از تکنیک های رهبری بر کارایی پرسنل و در نتیجه موفقیت کارخانه ها.

-ضرورت : به علت رو به افول رفتن تکنیک های مدیریت و جایگزینی تکنیک های رهبری و استراتژیک در جوامع پیشرفته و موفقیت های زیاد آنها استفاده از چنین تکنیک هایی بر دستیابی به میزان موفقیت و جایگاهی مناسب در بازار های جهانی از ضرورت های تولید در جامعه نیز می باشد.

-انگیزه :پیشرفت اقتصادی،دستیابی به درآمد ملی چشمگیر، عدم وابستگی به تولیدات بیگانه از جمله اهداف یک دولت به شمار می رود.از این رو آدمی ترغیب به  بررسی راهها و تکنیک های مناسب برای رسیدن به چنین امری و همچنین رضایت افراد جامعه  نیز می شود.

-پیشینه نظری: معتقد است : برای بقا در قرن بیست و یکم ما نیازمند نسل جدیدی از رهبران هستیم ( رهبران نه مدیران ) . تمایز بین این دو مهم است. رهبران بر محیط آشفته، مبهم، و بی ثبات غلبه می‌کنند که گاهی فعالیت های آنان توطئه چینی علیه ما به نظر می رسد، ولی اگر کار را به آنان واگذار کنیم قطعا آشوب را فرو می نشانند ؛ در حالی که مدیران تسلیم می‌شوند .

اصولا رهبری را هنر نفوذ در دیگران می‌دانند. بدین معنی که پیروان به دلخواه نه از روی اجبار، از رهبر اطاعت می‌کنند. در ضمن رهبری یکی از وظایف مدیریت است، بنابراین فرد می‌تواند دارای این هنر باشد بدون این که قادر باشد هدف های سازمانی را تحقق بخشد (مدیر نباشد) . اما احتمالا فرد ممکن است مدیر منظمی باشد ولی کارکنان از روی ترس و اجبار وظایف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد) . علاوه بر نفوذ، رهبری بر حسب فرایند های گروه، شخصیت، خشنودی، رفتارهای به خصوص، ترغیب، قدرت ، حصول هدف ، تعامل ، تمایز نقش ، ابداع ساختار ، و یا ترکیبی از دو یا بیشتر این ها تعریف شده است (باس[2] ،1990) . آنچه اهمیت دارد تفسیر رهبری به

پیشینه تجربی:

ويژگي سازمانهاي امروزي پويايي و پيچيدگي ، ابهام و سنت گريزي است و دائماً از محيط اطراف خود تاثير مي پذيرند و تغييررا به عنوان ضرورتي اجتناب ن اپذير پذيرفته اند . با درك اين مهم كه تغيير جزء لاينفك و ذات سازمانهاي هزاره سوم شده است، قدرت سازگاري و انطباق با تحولات اخير در عرصه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي ، افزايش مي يابد.
كليه اين مسايل رهبران را بر آن داشته كه تغييرات اساسي را در ساختكارهاي اصلي سازمان پي ريزي نمايند . اين ساختارشكني، ضرورت اتخاذ شيوه هاي سازگار فراعقلايي و بكار گيري الگو هاي انسان محور در رهبري و همچنين پذيرش نوع شناخت شناسي تركيبي در مقابل تفكر تحليلي و توجه به پديده هاي نمادين در مقابل موضوعات تجربي سنتي را ايجاب ميكند.

 

اتاق فکر: معنی مفهومی: اتاق فکر (به انگلیسی: think tank) به سازمان، مؤسسه، شرکت یا گروهی گفته می‌شود که کار هدایت پژوهش را انجام می‌دهند و درگیر مسائل مختلفی چون سیاستگذاری‌های اجتماعی، راهبرد سیاسی، اقتصادی، علمی، یا موضوعات مربوط به فناوری یا سیاست‌های تجاری و یا حتی توصیه‌های نظامی هستند.

-بعد سازی- میل به اندیشیدن . میل به ریسک پذیری .

مولفه سازی:

میل به اندیشیدن: میل به خلاقیت. میل به پیشرفت.

میل به ریسک پذیری : عدم ترس از خطر کردن. میل به قدرت

مشارکت کارکنان در سود: معنی تجربی: به عقيده كارشناسان كشور، اجرای این سیستم مدیریتی امروز در دنیا امر رایجی است و فلسفه خاصی در پشت این اقدام قرار دارد. اگر کارگران را شریک سهام کارخانه‌ها کنیم، انگیزه، بهره‌وری و سود کار بالا می‌رود و آن سهمی را که کارفرما به کارگر داده است با بالا رفتن بهره‌وری و سود کارخانه جبران می‌شود و این به نفع کارگر و کارفرما خواهد بود.

-بعد سازی- میل به سود آوری-میل به گروهی کار کردن

مولفه سازی:

سود آوری:میل به درامد بیشتر.میل به ارتقا جایگاه در بازار.

گروهی کار کردن: بهره گیری از توانایی افراد.سرعت بخشیدن به کار

جلسات همفکری: معنی نظری:از دیدگاه صادق واعظ‌‌زاده، رئیس شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی جلسات همفکری یعنی دستیابی به یک برداشت مشترک از یک یا چند مفهوم و نحوه تدوین آن دانست و بیان دیدگاه‌های  اعضا گروه در خصوص آن مفهوم.

-بعد سازی- خلاقیت.عدم خستگی.ایجاد انگیزه

مولفه سازی:

خلاقیت: میل به ابتکار عمل.میل به خاص بودن در بازار

عدم خستگی:میل به بکارگیری عقاید و افکار دیگران به جای تک اندیشی.

ایجاد انگیزه:تمام افراد به جای منافع شخصی برای منافع سازمان کار کنند. بهبود در عملکرد کارکنان.

پاداش غیر نقدی: معنی تجربی: پاداش‌هایی که سنجش‌پذیری آنها کمتر است، رضایت بیشتری ایجاد می‌کنند.
در یکی از برنامه‌های تلویزیونی محبوب آمریکا، از طرف یک تهیه‌کننده معروف به خواننده جوانی جایزه‌ای داده شد. اما این جایزه پول نقد نبود، بلکه یک اتومبیل اسپورت بود. آن هنرمند این جایزه پر زرق و برق را با وجود اعتراض مدیر برنامه‌های خود که ادعا می‌کرد ارزش این جایزه کمتر از جایزه‌های عادی برنامه است، قبول کرد.

اما چرا باید شخصی از یک جایزه کم ارزش‌تر راضی باشد؟ براساس تحقیقات روئس، استاد بازاریابی و جینگجینگ ما، دانشجوی دکترای دانشکده مدیریت کلاگ، تمام این موارد به نحوه «سنجش» این جایزه بستگی دارد.

این دو کارشناس می‌‌گویند وقتی سنجش‌پذیری پاداش یا جایزه‌ای کم باشد، این احتمال را که گیرنده آن را مقایسه کند کمتر می‌شود و این امر خود باعث افزایش رضایت او

می‌شود.

 

بعدسازی:

روحیه سازی.  افزایش ساعات کاری.

مولفه سازی:

روحیه سازی: میل به بهتر کارکردن. میل به همسو بودن با اهداف کارخانه. میل به کار محوله

افزایش ساعات کاری: میل به تولید بیشتر

ایجاد فضای استراحت و تفریح : معنی تجربی: امكانات در جهت كاهش آلاينده هاي انساني، تلاش مستمر براي ايمن بودن محيط كاري و كاهش زمينه هاي حوادث كاري و ايجاد فرهنگ آراستگي در محيط كار و همچنين از بعد رواني با ايجاد اعتبار و احترام و رعايت عدالت باعث بروز حس افتخار در مورد كار و برقراري صميمت بين كاركنان گرديده و مجموع اين عوامل مي تواند بر رشد ارزشهاي پرسنل، افزايش توان و بهره وري آنان اثرگذار باشد به همين دليل علم مديريت انساني يا ارگونومي براي سازگاري رهبران و مديران سازمانهاي بزرگ در برخورد با كاركنان از اهميت بالايي برخوردار مي باشد. با پيچيده تر شدن ساختار و عملكرد سازمانها، سازماندهي محيط كار و ايجاد محيطي آرام و بهره ور در سازمانها طوري كه منجر به فعال شدن بيشتر نيروي انساني،افزايش انگيزش كاري، شادابي آنها، حذف خطرات احتمالي، افزايش كيفيت در كار و كالا، كاهش افسردگي ها، رشد توليد، رشد خدمات مثبت و در نهايت دستيابي به بهره وري مورد نظر شود

-بعد سازی-  افزایش انرژی.افزایش راندمان کار.

مولفه سازی:

افزایش انرژی: کار سخت سبب بی حوصلگی در فرد میشود. کار تمام وقت روزانه ی فرد را پر می کند.کاهش استرس

افزایش راندمان کار: میل به سود اوری. میل به ثبات جایگاه در بازار.

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 23:32  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پیشینه ی نظری

تاثیرات یک جنس به نمایاندن خود به جنس دیگر

کارل گوستاویونگ روان درمان ومتفکر تئوری مکتب روانشناسی تحلیلی است یونگ در کتاب (تیب های روانشناسی) به توصیف تیب های گوناگون درونگرا وبرونگرا از نظر روانشناسی میپردازد مهم ترین اثار یونگ پیرامون تیپ های روانی نقش ضمیر ناخوداگاه جمعی و تحولات وعلاقه جنسی هستند.عنصر مهم در روانشناسی تحلیلی تضاد گرایی وتوجه به ابعاد متضاد شخصیت است.در این نظام روانشناسی بیش از هر امری به تضادها وجمع بین ضدها تاکیید می ورزند.یعنی بر گرایشات متخالف برونگرا ودرونگرا وامیختگی احساس حقارت به جنس خود .

بررسی نوگارتن وهمکارانش در سالهای 40و50باعث حرکت روانی از سوگیری جهان بیرون به سوگیری جهان درون تغییر نشان میدهد درونگری ,اندیشه ورزی,وارزیابی از خود به میزان فراینده ای تبدیل به شکلهای مشخصی از زندگی روانی میشود افزون بر ان مردان بیشتر پذیرای تحریک های فرزندی وحسی خویش میشوند در حالیکه زنان پاسخ بیشتری به تکانه های پرخاشگرایانه وخود محورانه خویش میدهندواز این رو کمتر احساس خجالت می کنند پزوهش نوگارتن هم بخشی از تغییر جهت شخصیت را که یونگ مطالب ان را شرح داده است مطرح کرد 

پیشینه ی تجربی

روانشناسی مطرح کرده است که نمیتوان تشخیص هویت جنسی را در مورد افرادی که اختلال دو جنسی فیزیکی همزمان دارند گذاشت وتشخیص فقط زمانی قابل استفاده است که قرائن ناراحتی قابل ملاحظه یا اختلال عملکرد اجتماعی,شغلی وجود دارد هویت جنسی یک حالت روانشناختی است که نماینگر احساس فرد از مذکر ومونث بودن خود می باشد.هویت جنسی اکثر افراد تا سن 2تا3سالگی ایجاد میشود ومعمولا با جنسیت زیستی فرد هماهنگی ندارد.باوجود انعطاف پذیری نسبی در مورد مردانه یا زنانه بودن رفتارها انتظارات فرهنگی از مردان وزنان میخواهد که احساس مرد بودن یا زن بودن داشته باشند و این بازتاب جنسیت احساس تشریحی انها باشد  اختلال هویت جنسی عبارتند از:تمایا پایدار به تعاق جنس متقابل یا اصرار به تعلق داشتن به جنس مقابل وناراحتی مفرط از جنسیت تعیین شده ونقش جنسی نسبت داده شده بهمرد.

این اختلال ممکن است در گفتار ظاهر شود که شامل اصرار وپافشاری مبتنی بر تعلق واقعی به جنس مخالف خود را نشان دهند .مولفه های اختلالات هویت جنسی را معمولا ملال جنسی می نامند که به این شکل قابل تعریف است :نارضایتی از جنسیت زیستی ومیل به اینکه به عنوان فردی از جنس مخالف به وی نگریسته شود.....


نتیجه:نظریه ی تجربی بیشتر به نظر من در مورد موضوع مورد نظر نزدیکتر است.چون همانگونه که من بیان کردم نمیاندن خود به جنس دیگر یک نوع نارضایتی از جنس خود است و فرد سعی میکنند رفتار وظاهری متناسب با جنس مقابل در خود ایجاد کند که در نظریه ی تجربی به همان پرداخته شده است .ولی در پیشینه ی تجربی بیشترین توجه به ضمیرناخواگاه افراد است وتیپهای روانشناسی را مطرح کرده که شاید دلیل بر ان باشد که اهمیت این موضع ورواج  داشتن ان در جامعه ی کنونی بیشتر به چشم می اید.و میتواند یکی از راههایی که باعث کاهش این امر در جامعه شود اهمیت دادن واحترام گذاشتن هریک از افراد به جنسیت وشخصیت خود و تفاوت قائل نشدن  والدین  به جنسیت  کودکان خود در بدو تولد هم به کم شدن این موضوع در جامعه کمک کند....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 21:4  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پيشينه نظري:

در سالهای اخیر از هم‌پاشیدگی خانواده‌ها سیر صعودی داشته است

«واقعیت اینست که خانواده نقش محوری و پراهمیتی در زندگی فرد و اجتماع پیرامونش دارد و هر گونه تغییر و تحول اجتماعی باید از خانواده آغاز شود. نمی‌توان انکار کرد که در سالهای اخیر از هم‌پاشیدگی خانواده‌ها سیر صعودی داشته و جدایی، اختلاف و عناد زوجین نسبت به یکدیگر، خشونت و خصومتی که طی زندگی مشترک ایجاد شده را رو به فزونی گذاشته است؛ چنانچه یافته‌ها نشان می‌دهند: بین سوءرفتارهایی مانند پرخاشگری، داد و فریاد کردن طرفین، ایراد ضرب و جرح، گوشه و کنایه زدن به یکدیگر، تحقیر و عیب‌جویی و از همه مهمتر سکوت و طلاق عاطفی، فحش دادن و قهر کردن، تحقیر کردن و عیب یکدیگر را بی‌پروا در حضور دیگران گفتن و جدا شدن اتاق‌ها و فاصله گرفتن زن و مرد و از همه مهمتر، گرایش مرد به مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان به عنوان یک جایگزین نامطلوب و افسردگی خانمها و بعضا داشتن رابطه با دیگران برای پر کردن خلأهای عاطفی موجود و وقوع جنایاتی از این دست (همسرکشی) رابطه معنی‌داری وجود دارد.»
به اعتقاد این پژوهشگر، از طرف دیگر، بزرگ کردن ضعف‌های خانم‌ها، مقایسه کردن آنها با دیگران و ایجاد معادلاتی در خصوص زیبایی و نوع رفتار و اعمال زنانه و ایجاد فضای ترس و تهدید و زیر پا قرار دادن ارزش‌های اخلاقی، بی‌توجهی به بهداشت فردی، درخواستهای خلاف اخلاق و عفت و شرم‌آور و بهره‌جویی‌هایی که بیشتر حاصل تماشای فیلمهای پورنو است را نیز می‌توان از جمله مهمترین عوامل وقوع این اتفاقات برشمرد.
نبود راه‌های مناسب برای جدا شدن همسران به ویژه زنان و مقاومت بعضا بیجای والدین و اطرافیان و مراجعه نکردن به روان‌درمان‌ها و مشاوران برای رسیدن به راه‌حل مطلوب، از موارد مهم دیگر افزایش اینگونه وقایع است؛ بررسی‌های گسترده به عمل آمده در برخی کشورها بیانگر این نکته است که اعمال خشونت نسبت به زنان، به هر صورتی که باشد خطر ابتلاء به اختلالات روحی - روانی را افزایش می‌دهد و نتایج مطالعات انجام شده در این رابطه حاکیست که قربانیان خشونت از مشکلات زیادی از جمله اختلالات افسردگی، ‌اضطراب و اختلالات خوردن رفتارهای اجتنابی رنج می‌برند و بین همسرآزاری و افسردگی در زنان رابطه معناداری وجود دارد.
فائق، محقق و پژوهشگر مسایل اجتماعی در این باره می‌گوید: «بین اعمال خشونت و آسیب‌های جسمانی – جنسی و روانی از جمله اختلالات تجربه‌ای، صدمه زدن عمدی به رفتارهای جنسی نامطلوب و اقدام به خودکشی و اضطراب رابطه وجود دارد و این ویژگی‌ها را در تمامی متهمان به همسرکشی به سادگی می‌توان یافت و شاید همین موارد، مقدمه بسیاری مسایل از جمله خیانت به همسر و رابطه با غیر باشد و به این ترتیب از آنجا که به دلیل شرایط خاص عاطفی و خصوصیات ویژه افسردگی، عموما زنان به این باور غلط می‌رسند که اشخاص دیگر قادر به درک آنها هستند و از این رو به عشق‌های نادرست هدایت و وقتی با مقاومت همسرشان در جدایی روبه‌رو می‌شوند، در حالی که قانون نیز راه را بر آنها بسته، به سمت جنایت برای از میان برداشتن شوهرشان به عنوان مانع گرایش پیدا می‌کنند.»


پيشينه تجربي:

بیشتر همسران ضارب، به «طلاق عاطفی» مبتلا بوده‌اند

وی با استناد به مطالعات انجام شده روی پرونده زنانی که مرتکب همسرکشی شده‌اند، اظهار می‌کند: بر این اساس به سادگی می‌توان رد پای این عوامل را در این موارد دید و لا‌به‌لای اظهارات آنها به نکات یاد شده دست یافت؛ بیشتر آنها، ازدواج را با علاقه آغاز نکرده‌ و به «طلاق عاطفی» مبتلا بوده‌اند و مسأله مشترک بین همه آنها که در جریان بررسی‌های قضایی و پلیسی عنوان کرده‌اند، اینست: «همسرمان، کتکمان می‌زد و مرتب به ما اتهام می‌زد و از دیگران سخن به میان می‌آورد و در مهمانی‌ها، بیشتر از آنکه به من توجه داشته باشد، دنبال دیگران بود.»
از یافته‌های یک مطالعه بر روی ۵۷۰ زن کتک خورده که مورد خشونت فیزیکی همسرانشان قرار گرفته و در مراجع قضایی شکوائیه تنظیم کرده و نیز جهت معاینه، طی سه ماه به مراکز پنجگانه پزشکی قانونی تهران ارجاع شده بودند: «بیشتر زنان کتک خورده بین ۲۱ تا ۳۰ سال و عمده مردان آزاررسان بین ۲۶ تا ۳۶ سال سن داشتند. همچنین شایع‌ترین نمونه آزار جسمی، استفاده ضربات سنگین دست و پا بوده و در بسیاری از موارد علاوه بر این اعمال، از آلات ضرب و جرح نیز علیه زنان استفاده و در اغلب موارد، مشاجره و درگیری بین زوجین بلافاصله پس از ازدواج آغاز که شایع‌ترین علل آن به ترتیب انحراف اخلاقی شوهر، ‌مشکلات اقتصادی،‌ نداشتن تفاهم،‌ دخالت بیجای اطرافیان و نیز اختلافات فرهنگی ذکر شده است.»
فائق در این رابطه تأکید می‌کند: «همین مسایل هشداردهنده موجب می‌شود که علاوه بر بررسی راهکارهای جلوگیری از بروز مسایل مشابه‌ به ویژه در زمان همسرگزینی،‌ زمینه‌های مناسبی برای افراد درگیر فراهم شود تا چنانچه با تصمیماتی از این دست روبه‌رو شدند، بتوانند راهکارهای مناسب را جایگزین کنند، چراکه پدیده همسرکشی و دل به عشق‌های غیرحقیقی در دنیای مجازی بستن، پدیده‌ای بسیار کهنه و قدیمی است که تنها، شکل و شمایل آن تغییر کرده است؛ معمولا زنانی که دست به جنایت و جنحه علیه همسرانشان می‌زنند به دلیل نارضایتی پایداری عمل می‌کنند که مهمترین علت آن، خشونت علیه همسر و سوءاستفاده از او است و بر این اساس می‌توان گفت: «اقدام همسرکش‌ها پاسخی به خشونت‌های اعمال شده در طول زندگی است.»

فائق، پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی می‌گوید: «متاسفانه در خصوص آزار به همسر، ابزار قانونی قدرتمندی وجود ندارد و بعضا سیر طولانی رسیدگی به اقامه دعوای زنان هم به بروز این زمینه‌ کمک می‌کند؛ اگرچه قضات درصددند با ایجاد فاصله در مورد اینگونه دعواها، زمینه مصالحه و آشتی را فراهم کنند، ولی باید گفت: تا زمانی که همین توقف سیر رسیدگی، زیر نظر متخصصان و مشاوران و کارشناسان مجرب قرار نگیرد، این احتمال وجود دارد که مصائب، شدت بیشتر بگیرند و سمت و سوی خطرناکی پیدا کنند.


راهكار اخلاقي:

زیبایی زندگی به راهیست که رفته‌ایم

فرزندان باید بیاموزند که زیبایی زندگی در آنچه به دست آوردیم، نیست، زیبایی زندگی به راهیست که رفته‌ایم و این همان راهیست که تمامی زندگی ما را دگرگون می‌کند. ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی‌کنیم، ما حتی بر کره زمین هم زندگی نمی‌کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم و اگر نتوانیم در انتخابهایمان، این مسأله را لحاظ کنیم، خودمان را در زندانی محبوس می‌کنیم که برای نجات از آن، یا باید اقداماتی نادرست انجام داد و یا باید تا آخر در آن ماند و محاسبه کرد.
جوانان باید بفهمند که به چه کسی باید دل بست و چگونه باید دل بست و اگر دچار مشکل شدند، راه‌حل‌ها چه خواهد بود. باید بدانند که بهترین راه‌حل، آخرین راه‌حل نیست و به عاقبت هر اقدامی، بیندیشند. کشتن و یا کشته‌شدن هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. با ایجاد خانه‌ای امن قطعا معادله کشتن به ماندن تبدیل می‌شود.  

منبع:

روانشناسی طلاق - ویستا


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 14:57  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

پیشینه نظری

کیفیت ونوع شیوه های تربیتی می تواند تأثیرات مختلفی درشخصیت کودک برجای گذارد.فرهنگ فارسی عمیدتربیت راپروردن،پروراندن،پرورش دادن وادب واخلاق به کسی یاد دادن معنا کرده است.تنبیه نیز در این کتاب به بیدارکردن،هشیارساختن واگاه کردن کسی برامری معناشده است.بنابراین چنین به نظرمی رسدکه والدینی که برای تربیت کودکشان به تنبیه او اقدام می کنند ازآنجاکه هدفی جز تربیت او ندارند هیچگونه برداشت منفی از این عمل نداشته وحتی فکرمی کنند که با تربیت فرزندشان وی را برای آینده ای بهتر آماده خواهند کرد.

وقتی از تنبیه سخن میگوییم اولین چیزی که به ذهن می رسد ایجاد انضباط است.درنتیجه برخی تنبیه رامترادف با انضباط می دانند یعنی معتقدند که انضباط در سایه اطاعت کورکورانه بدست می آید ومنضبط کسی است که بدون اظهارنظر دستور خود مافوق خود را اجرا نماید.بسیاری از والدین نیز همین فرض ها را پذیرفته اند و معتقدند اگر کودک از آنها اطاعت محض کند کودکی منظم و سربه  راه بوده و در غیر این صورت باید تنبیه شود.به عقیده آنان ترس از تنبیه ،کودک را به اجرای وظایف وی وامی دارد ومانع از انجام کارهای خلاف مقررات می شود.والدینی که به استفاده از تنبیه عادت کرده اند احتمالا به ارزش استفاده از پاداش یا تشویق پی نبرده اند.پاداش می تواند  فرا سوی ارزش های مادی وحتی مفید بودن عملی چیزی که به کودک داده می شود باشد.پاداش می تواند با بار عاطفی ومحبت،احترام به توانایی ها وپیشرفت های کودک باشد .در هر صورت پاداش وتشویق بر احساس ارزشمندی کودک می افزاید تحت هیچ شرایطی پاداش نباید به عنوان رشوه برای رفتار خوب واجتماع پسند به کار رود با بزرگ شدن کودک و دریافت شناسایی وهویت یابی پاداش به خاطر تلاش برای انجام کاری که از او انتظار می رود ویا به عنوان منبع انگیزه در کودک،نوجوان ویا بزرگسال کمتر به کار می رود تا فرد تمامی سعی خود را به کار برد وانتظارات وتوقعات اجتماعی را به نحو احسن برآورد. گاندی رهبربزرگ هند در زمینه تنبیه معتقد است که از گناه متنفر باشید و نه گناهکار،یعنی در تنبیه کودک کار او را مورد نکوهش قراربدهیم به نظر من نیز با توجه به این گفته باید کار زشت کودک را به او گوشزد کنیم تا اصلاح شود به صورتی به شخصیت او لطمه ای وارد نشود وبه او بفهمانیم که او را دوست داریم وخیرخواه او هستیم.

 پیشینه تجربی

روانشناسان معتقدند که نه تنها تنبیه بدنی بلکه تنبیهات کلامی نیز آثار مخربی بر روحیه کودکان برجای خواهد گذاشت.بر اساس گزارش محققین کسانی که در معرض توهین وتحقیر والدین خود قرار می گیرند رشد آن قسمت از مغزشان که با یادگیری زبان ارتباط دارد مختل شده وشخص در آینده با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد.این تحقیقات جدید اشاره می کند که آثار منفی این سوء رفتار بسیار زیاد است وباید برای مبارزه با آن قدم های موثری برداشت.متخصصین انتقادهای مکرر و تحقیرآمیز توسط والدین و اطرافیان که به تدریج سبب ایجاد استرس و عدم  اعتماد به نفس فرد می شود را بدرفتاری وآزار و اذیت کلامی می نامند.نتایج این تحقیقات بیانگر این است که آزار واذیت کلامی در دوران کودکی مانع رشد طبیعی مغز می شود.این مطلبی است که اغلب والدین به آن توجهی ندارند و تصور می کنند که فقط تنبیهات بدنی است که به فرزندشان آسیب می رساند.

خشونت کلامی یک تأثیر منفی ماندگار بر روی کودکان دارد وزمانی که کودک توسط والدین تحقیر می شود در آینده به یک فرد بیش از حد پرخاشگر یا مطیع تبدیل می شود که در هر صورت این فرد در آینده شخصیتی نامتعادل وآسیب پذیر خواهد داشت.همچنین روانشناسان معتقدند که تنبیه بدنی کودکان را مستعد به بیماریهای روحی و روانی می کند.

دکتر فریبا عربگل،روانشناس می گویدتنبیه بدنی پرخاشگری را در پسران و استرس و اضطراب را در دختران افزایش می دهد.بیشتر والدین تنها راه اصلاح رفتارهای نامناسب راتنبیه بدنی ذکر می کنند.دکتر عربگل با بیان اینکه تنبیه فقط کتک زدن،تحقیر، توهین کردن نیست معتقد است برای از بین بردن رفتارهای منفی و جایگزین کردن رفتارهای مناسب اجتماعی تنبیه بدنی تنها راه نیست .کتک زدن کودک درواقع تخلیه خشم و عصبانیت والدین است نه آموزش رفتارهای مناسب به کودک.به نظر من نیز با توجه به تحقیقات انجام شده در مورد تنبیه وآثار مخرب آن بر روی روحیه وشخصیت کودک نباید از آن به عنوان اولین وسیله تربیت استفاده شود ولی اگر مجبور شدیم باید به صورت آگاهانه باشد و تأثیر آن را هم در نظر داشته باشیم وبه یاد داشته باشیم که تشویق به کار صحیح تر می تواند نتیجه بهتری در مقایسه با تنبیه بدست دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 0:59  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

تمایل به صورت های مختلف برای نشان دادن شروع فعالیت عمدی، حالت ذهنی همراه با میل به عمل و گرایش آگاهانه به عمل، مورد استفاده قرار می گیرد. تمایل هنوز در مفهومی عام و نادقیق بکار برده می شود تا بر عوامل «درونی» تعیین کننده‌ی عمل، همراه با ویژگی های تبعی انگیزه‌ها تاکید شود.

جوانی به زمانی میان کودکی و میانسالی در زندگی هر فرد گفته می‌شود. " به طور تقریبی برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی " جوانی همچنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. بعنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است.
ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‌شود. این عمل در روابط میان اشخاص یک سنّت- معمولاً صمیمی و جنسی- که به طُرُقِ مختلف این مسئله تصدیق شده‌است- و وابسته به فرهنگ یا شاخه‌های فرهنگ در هر زمینه‌ای که درک بشود، می‌باشد. همچون یک اتحاد غالباً توسط مراسم عروسی رسمی می‌شود، که شاید به آن زناشویی هم گفته شود.
مردم دلایل زیادی برای وصلت‌کردن دارند که شامل یک یا تعداد بیشتری از موارد زیر می‌شود: قانون، جامعه، خواسته جنسی، احساس، اقتصاد، روان و مذهب. اینها ممکن است ازدواج‌های تنظیم‌شده، الزامات خانوادگی، تشکیلات قانونیِ یک هستهٔ واحد خانواده، قانون محافظت از کودکان و بیانیهٔ عمومی تعهدرا هم شامل شوند. معمولاً عمل ازدواج بین افراد شرکت کننده باعث بوجود آمدن هنجار یا الزامات قانونی می‌شود. در برخی جوامع این الزامات حتی به سوی برخی از اعضای خانواده‌های اشخاص ازدواج کننده کشیده می‌شود. برخی فرهنگ‌ها فسخ ازدواج را بواسطهٔ طلاق یا ابطال جایز می‌شمرند. ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد.


بر اساس نتايج يک پژوهش در وزارت ورزش و جوانان 37 درصد دختران ادامه تحصيل را به ازدواج ترجيح مي دهند
بر اساس نتايج پژوهش انجام شده در وزارت ورزش و جوانان، دليل 37.4 درصد دختران مجرد براي ازدواج نکردن ادامه تحصيل است و در شرايط فعلي ادامه تحصيل را به ازدواج ترجيح مي‌دهند.
محمدتقي حسن زاده رئيس مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي راهبردي وزارت ورزش و جوانان در گفت‌وگو با فارس گفت: بر اساس نتايج پژوهش‌هاي انجام شده در وزارت ورزش و جوانان که در مورد 800 نفر از جوانان تهراني در رده سني 18 تا 40 سال انجام شد نشان داد که بيش از 35 درصد از جواناني که در سن ازدواج قرار دارند، ازدواج و تشکيل زندگي را امري ضروري مي‌دانند اما در شرايط کنوني امکانات تشکيل زندگي را ندارند.
وي ادامه داد: از جامعه آماري پژوهش انجام شده 29 درصد دختران و 31.2 درصد پسران موافق ضروري بودن ازدواج و تشکيل زندگي بودند. اما همين جوانان موافق نظر داده‌اند که در حال حاضر شرايط براي ازدواج و تشکيل خانواده آنها فراهم نيست و همين موضوع موجب افزايش سن ازدواج در ميان جوانان مي‌شود.
حسن زاده تصريح کرد: 28.8 درصد ازدواج را مرحله تکامل زن و مرد ، 15.3 درصد ازدواج را آغاز زندگي مشترک، 12.6 درصد ازدواج را نوعي استقلال و تنها 6.2 درصد ازدواج را قبول مسئوليت و تعهد براي زندگي عنوان کرده‌اند. وي افزود: همچنين از 800 جوان تهراني ،سن مطلوب ازدواج از نظر دختران 24 سال و از نظر پسران 29 سال است.
رئيس مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي راهبردي وزارت ورزش خاطرنشان کرد: 37.4 درصد دختران ادامه تحصيل و 32.4 درصد پسران مشکلات اقتصادي را دليلي براي ازدواج نکردن عنوان کرده‌اند.حسن زاده تصريح کرد: بيشترين دليل دختران مجرد براي ازدواج نکردن ادامه تحصيل و در پسران مشکلات اقتصادي و کمبود درآمد است.
وي ادامه داد: در شرايطي که فضاها و امکانات مناسب براي شناسايي جوانان از يکديگر وجود ندارد و دختران و پسران ما نمي‌توانند افراد هم شأن و هم کفو خود را پيدا کنند و از طرف ديگر مشکلات اقتصادي و نداشتن توانايي مالي براي تشکيل زندگي مشترک باعث شده است تا دختران ادامه تحصيل را به ازدواج ترجيح دهند.
وي ازدواج را يکي از اساسي ترين و مهم ترين مراحل تصميم گيري در زندگي هر فرد دانست و تاکيد کرد:آماده نبودن زمينه هاي رفتاري،فرهنگي و اقتصادي، هريک به تنهايي مي تواند از دلايل اساسي تاخير در ازدواج باشد.
اين رفتارشناس اجتماعي رسيدن به بلوغ جسمي، فکري، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را از الزامات اوليه ازدواج دانست و گفت:متاسفانه تعداد زيادي از جوانان ما با وجود گذر از بلوغ جسمي به دليل دست نيافتن به بلوغ فکري و فرهنگي امکان ازدواج ندارند و حتي در صورت ازدواج دچار آسيب هاي بسياري از جمله طلاق مي شوند.



پول و ازدواج: آیا در ارتباطند؟
این روزها خیلی از ازدواج‌ها بخاطر مسائل مالی برهم می‌خورد. بله پول هم مثل خیانت، ناتوانی جنسی، تفاهم و مسائل ظاهری یکی دیگر از علت‌های طلاق است. نکته جالب این است که هر روز تعداد طلاق‌هایی که بخاطر مشکلات مالی اتفاق می‌افتد، بیشتر و بیشتر می‌شود. پول، یا اگر بخواهیم بهتر بگوییم، رویکردهای متفاوت دو طرف به پول، ریشه بسیاری از اختلافات زناشویی است.
اگر از وکلاء و مشاورین خانواده سوال کنید به شما خواهند گفت که بسیاری از دعواهای زن و شوهرها درمورد مساول مالی است. اما چرا پول یا رویکردهای متفاوت افراد به پول تا این اندازه خانمان‌براندازترین شده است؟
پول درمقابل رویکرد افراد به پول
در اکثر ازدواج‌ها، این خود پول نیست که اختلاف می‌آورد. نگرش افراد به پول است که موجب بروز مشاجره می‌شود. این به آن معنی نیست که درمورد مسائل مالی باید دقیقاً رویکردی شبیه به همسر خود داشته باشید، فقط کافی است که نگرش‌هایی سازگار با هم داشته باشید. ممکن است برای یک طرف پول همه چیز زندگی باشد اما برای دیگری فقط وسیله‌ای باشد برای رسیدن به اهداف. حال اگر این به آن معنی باشد که از همه پولی که دارید برای تمایلات شخصیتان استفاده کنید، فشار و اختلاف بین دو طرف زیاد خواهد شد.
حرف زدن درمورد پول چیز بدی نیست
پول بخش مهمی از هر رابطه است. مشکل ما این است که بیشتر ما طوری بزرگ شده‌ایم که حرفی از آن نمی‌زنیم. احساس می‌کنیم حرف زدن درمورد آن زشت و غیراخلاقی است و باعث می‌شود در نظر دیگران فردی سطحی‌نگر تلقی شویم. اما هرچه زودتر متوجه شویم که این پول نیست که ریشه شر در زندگی و روابط ماست بلکه عشق به آن است که مشکل‌ساز می‌شود، برای ما بهتر خواهد بود.
پول و عشق انحصاری نیستند
باور عموم این است که فقط باید یکی از اینها وجود داشته باشد، یا پول یا عشق. یا باید برای پول ازدواج کنید یا برای عشق. اما، به این دلیل بعد از ازدواج آن شور و عشق اولیه تمام می‌شود که جرات نداشته‌اید قبل از ازدواج درمورد مسائل مالی حرف بزنید و ببینید تفکر و نگرش هر دوی شما به آن چگونه است.
پول: منطقه امن یا منطقه تنش؟
وقتی نگرش دو طرف به پول با هم سازگار باشد، هر مشکل مالی قابل حل است. یکی از دلایل اینکه مشکلات مالی زوج‌ها به صورت دوطرفه حل نمی‌شود و موجب بروز تنش و کشمکش بین آنها می‌شود این است که واقعاً درمورد آن با هم حرف نمی‌زنند. ناراحت شدن از رویکرد و نگرش طرف مقابل به پول باعث می‌شود سر مسائل دیگر و کاملاً بی‌ارتباط با این مسئله دعوا راه بیندازند. در اینجا هم آن حس ذاتی حرف نزدن درمورد پول است که موجب بروز اختلاف می‌شود.
عشق به پایه و بنیاد نیاز دارد
پول می‌تواند بنیاد خوبی برای ازدواج باشد. (مذهب نیز همینطور اما زوج‌‌هایی که تمایلات مذهبی یکسانی دارند هم ممکن است سر مسائل مالی به مشکل بخورند!) برای حفظ نمک زندگی بد نیست که زوج‌ها کمی با هم متفاوت باشند اما می‌توانند اهدافی تعیین کنند که هر دو از یک دید به پول نگاه کنند. این باعث می‌شود عشق بین آنها راحت‌تر رشد کند و به خاطر اشتباه حرف نزدن درمورد مسائل مالی، به اختلاف نخورند.
سازگازی پولی
اگز زوج‌ها از نظر دیدگاه‌ خود به پول باهم سازگار باشند، احتمال ماندن آنها کنار هم بیشتر خواهد شد.
مسئله این است که در این مورد دیدگاه درست یا غلط وجود ندارد. شاید به همین دلیل است که نگرش‌ها نسبت به پول می‌تواند شروع خوبی باشد. فقط باید امتحان کنید و کسی را انتخاب کنید که نگرشی شبیه به شما به پول و مسائل مالی داشته باشد. اگر پول را به همه چیز ترجیح می‌دهید، ببینید آیا همسرتان نیز همینطور است. اگر ترجیح می‌دهید که با عشق و هوای آزاد زندگی کنید، و پول هم فقط تا اندازه‌ای برایتان کافی است که بتواند گذران زندگیتان را بکند، کسی را پیدا کنید که دیدگاهی شبیه به شما داشته باشد. خیلی قسمت‌‌های زندگی ما حول پول می‌چرخد: اندوخته‌ها، وام‌ها، اعتبارها، سرمایه‌گذاری‌ها، حقوق و درآمدها. اولین جرقه‌های عشق معمولاً ما را جنبه‌های عملی‌تر زندگی کور می‌کند اما وقتی این جرقه خاموش می‌شود، ممکن است همه چیز عوض شود. به همین دلیل بد نیست که قبل از ازدواج درکنار همسرتان یک تست سازگاری پولی بدهید.

منابع:سایت مردمان/پایگاه اطلاع رسانی حوزه
***********
در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه مي ‏کرد و از او خوشش مي‏آمد، مي‏ فرمودند: «شغلي هم دارد؟». اگر مي‏ گفتند نه، مي ‏فرموند: «از چشمم افتاد». عرض مي ‏شد: چرا اي رسول خدا؟ مي‏ فرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفه ‏اي نداشته باشد، دين خود را وسيله امرار معاش می کند.» و در جای دیگر می فرمایند: «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل مي‏ کند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند.»
با نگاه به این احادیث، اهميت و ارزش (کار و ازدواج) به خوبی روشن می شود. یعنی اگر کسی شغل مناسبی نداشته باشد، از چشم بزرگ‏ترين شخصيت دنيا و اسلام فتاده است و همسری اختیار نکند، نصف دين خود را کامل نکرده است.
مطالعات ملی هم نشان می دهد «بیکاری» و «نداشتن ثبات شغلی»، از مشكلات و موانع اصلی ازدواج جوانان است به طوری که باید گفت، در جامعه ما «کار» بدون تردید نقش پيش واحد را براي ازدواج بازي مي‏ کند.
اکنون بيشتر جوانان به دليل واهمه از مشکلات اقتصادي و هزينه هاي بالا در تشکيل خانواده، ازدواج را به تاخير می اندازند و درآمد خود را برای تشکیل زندگی مشترک مکفی نمی دانند.
تردیدی نیست که دغدغه جوانان در این مورد به جا و پذیرفتنی است، اما اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام همه شنیده اند«مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم»! روزي دست خداست.
نمي‏ توان صرفا به دليل نداشتن کار يا شغل مناسب، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن کار، کنار گذاشت. همان طور که در احاديث ديگر ديده ‏ايم، پیامبر اکرم می فرمایند: «بي همسران را همسر دهيد، زيرا با اين کار، خداوند، اخلاق آنان را نيکو و روزي‏شان را زياد مي‏ کند و به جوان‏مردي شان مي ‏افزايد».
هر چند که در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط و ضد ارزش ها گرفتار شده است و توقعات بیجا و بعضاً خرافی، چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب، تقلیدهای كوركورانه، به متن اصلی ازدواج راه پیدا کرده است ولی به تاخیر انداختن این پیوند آسمانی را نمی توان با تمسک به چنین دلایلی توجیه کرد. چرا که پیامبر عظیم الشان اسلام می فرمایند: «هیچ بنیادی در اسلام، نزد خداوند، محبوب‏تر از ازدواج نیست»
البته باید برای مبارزه با این وضعیت باوری در فرهنگ عمومی ایجاد شود كه خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحكیم پیوند زناشویی است، بلکه باری است زوجین باید چندین سال آن را حمل کنند.
همه باید کمک کنند تا فلسفه رزق و روزي بعد از تشکيل خانواده در بين جوانان به يک باور اعتقادي تبديل شود تا از ازدواج و تشکيل خانواده ترسي نداشته باشند. همه دست به دست هم دهند تا جوانان کمي از سختگيري‏ ها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده، خود را قانع کنند.
جوان امروز باید بداند برای پیدا کردن نیمه گم شده خود، با چشمانی باز در این راه قدم بگذارد و ایمان و تقوی، اخلاق نیکو، اصالت خانوادگی، کفویت و سلامت جسمی و روانی طرف مقابل را در نظر بگیرد و ملاک های مادی را به اولویت های اصلی خود تبدیل نکند. چرا که مادیاتی از قبیل شغل مدیرتی، خانه آنچنانی، خودرو آخرین مدل و... در این شاید تسهیل کننده برخی امور باشند ولی کافی و تعیین کننده نیستند.



این روزها آقایون خیلی راحت تر از گذشته می توانند نیاز های جنسی خود را برآورده سازند به همین دلیل نیازی نمی بینند که تنها یک شریک مادام العمر برای خود انتخاب کنند. شاید این افراد متوجه نیستند که از نظر روانشناسی مردی که تنها با یک زن برای مدت زمان طولانی ارتباط جنسی برقرار می کند به لذات فیزیکی و روانی بیشتری دست پیدا می کند ولی درست است که شاید نیاز جنسی برطرف میشود ولی نیازی که فرد به جنس مخالف دارد فراتر از یک نیاز جنسی است. نیاز به ارامش در کنار دیگری بودن ...





چرا برخی از آقایان ترجیح می دهند که ازدواج نکنند و مجرد باقی بمانند؟ تحقیقات حاکی از این مطلب هستند که 35% از مردانی که در سن ازدواج قرار دارند تمایلی به ازدواج ندارند. گفته می شود که این افراد بین 25-30 ساله هیچ گونه علاقه ای حتی به صحبت کردن در مورد مبحث ازدواج هم ندارند. یکی از دلایل عمده این مسئله آن است برخی از این افراد در خانواده های کم توان مالی به دنیا آمده اند و در محدودیت و به دور از مهر و عطوفت رشد کرده اند و لذا اساساً نسبت به همسر، فرزند، و زندگی مشترک دلسرد هستند و حس خوبی ندارند.
این افراد به دلیل سختی ها و مرارت هایی که در کودکی خود متحمل شده اند، دارای اعتماد به نفس پایینی هستند، بر این باورند که توانایی خوشبخت کردن نفر دومی را ندارند، و نمی خواهند زیر بار مسئولیت زندگی بروند.
باید توجه داشت زمانیکه زن و مرد یکدیگر را دوست داشته باشند و برای هم ارزش قائل باشند، ازدواج خود را به منزله یک اشتراک قابل تحسین جلوه می دهد و زوجین را از مزایای بیشماری بهرمند می نماید.
از سوی دیگر برخی از آقایان هم هستند که تصور می کنند فقط زمانی آمادگی ازدواج را دارند که سایر جنبه های زندگی آنها به حد کمال رسیده باشد: از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشند، شغل خوبی داشته باشند، سفرهای متعددی به اقصی نقاط جهان رفته باشند، با دوستان خود تجربه های زیادی را کسب کرده باشند و ...برای برخی از افراد ازدواج یکی از مهمترین وقایع موجود در زندگی است. اغلب مردها نامزد خود را به چشم یک زن و نه همسر نگاه می کنند و در همان مقاطع ابتدایی ارتباط او را می سنجند تا دریابند که آیا علایق و سلیقه های مشترکی در زندگی دارند یا خیر.
 بر اساس تحقیقات روان شناسان، دلایل عمده ترس آقایان به ازدواج عبارتند از:
تعهد و مسئولیت: بسیاری از پسران می‌ترسند نتوانند دختری را که با هزار خیال به خانه امیدشان آورده‌اند، خوشبخت کنند و غالبا دل‌مشغولی ذهنی بسیاری با این موضوع دارند که آیا می‌توانند یک زن را برای همیشه کنار خود راضی نگاه دارند و از عهده مسئولیت زندگی دو نفره و بعدها سه یا چهار نفره برآیند؟ همسر خوب و پدر خوب بودن برای برخی پسران معنای آرمانی دارد. از سوی دیگر، گاهی نیز تلون دنیای رنگارنگ امروز، تعهد به یک نفر را برای پسران بی‌معنا می‌کند و رنگ ‌و‌ لعاب رنگین زندگی مشترک و مصائب متعاقب آن را برای‌شان کم‌رنگ می‌سازد و شانه‌های‌شان را از سنگینی پذیرفتن مسئولیت زندگی خالی می‌کند.
راه‌حل: خودتان را بشناسید. معنای زن و زندگی مشترک را برای خود مشخص کنید. تعهد در زندگی مشترک را تعریف کنید و چهارچوب‌ها‌ی آن را برای خود مرزبندی نمایید. سپس از خود بپرسید تا به امروز چقدر توانسته‌اید از عهده تعهدات محوله‌ای که مسئول آن بوده‌اید، به خوبی برآئید؟ اگر 50 درصد موفق بوده‌اید، ترسی به دل راه ندهید و با خیال آسوده پا به میدان ازدواج بگذارید، به شرط آن‌که توانسته باشید معنا و مرزبندی‌های زندگی مشترک را برای خود معین کنید. با افزایش آگاهی و شناخت فنون همسرداری نیز می‌توانید موفقیت آینده‌‌تان را تضمین کنید.
علت و شواهد حقیقی برای افکار منفی خود بیابید. با به چالش کشیدن افکار منفی‌تان، با آن‌ها مواجه شوید. مثلا از خود بپرسید به راستی آیا همه متاهلین زنجیر به گردن و پا شده‌اند و از زندگی شان رضایت ندارند؟ مسلماً این‌طور نیست!
نبود شغل مناسب و مشکلات مالی:  « بی‌شغل و پول، ازدواج هرگز!» این جمله شعار بعضی از جوانان است. پسران می‌دانند تنها تا زمانی می‌توانند بر حمایت کامل مالی والدین‌شان امیدوار باشند که با شریک زندگی‌شان زیر یک سقف نرفته نباشد. بعد از ازدواج خودشان می‌مانند و حوض‌شان! پس نبود شغل و حقوق مناسب تبدیل به ترسی برای ازدواج می‌شود.
راه‌حل: برای ازدواج، سریع اقدام نکنید؛ تا پیدا کردن شغل مناسب و کسب درآمد مکفی کمی صبر کنید. البته حواس‌تان باشد تعریف شغل مناسب و درآمد کافی در ذهن‌تان تعریفی منطقی باشد. هم‌چنین فردی را برای زندگی انتخاب کنید که با شرایط شما سازگار باشد و توقعات نابجا مطالبه نکند. این امر هم زمانی امکان‌پذیر است که دست از بلند‌پروازی بردارید و سراغ دختری بروید که یک یا دو گام از شما و شرایط موردنظرتان در آینده پائین‌تر باشد. این اشتباه محض است اگر فکر کنید یک دختر با شرایط عالی‌تر از شما و خانواده‌تان بتواند هم‌پای شما بوده و در حد انتظارات خود و خانواده‌اش متوقع نباشد.
 
عشق‌های نافرجام؛ تجربیات تلخ فراموش‌نشدنی: عشق از دست رفته، همیشه زخمی بر قلب است و التیام نمی‌یابد‌. گاهی درد عشق چنان عمق می‌یابد که هیچ مرهمی برای تسکین آن نیست. رابطه‌های شکست‌خورده و نا‌تمام ، مردان را در انتخاب همسر دچار وسواس می‌کند، بیش از حد محافظه‌کار و محتاط می‌کند‌، بدبین و شکاک می‌کند تا جایی که دچار مشکل تعمیم می‌شوند و همه زنان را در یک گروه و مسند قرار می‌دهند و...
راه‌حل: در پی درمان برآئید و با کمک یک متخصص آسیب‌های روانی-عاطفی گذشته خود را حل کنید. اجازه ندهید یک خاطره بد، سکان‌دار اداره زندگی شما باشد. بر افکار «همه و هیچ» خود غلبه کنید و واقعیت را آن‌گونه که هست، بپذیرید.
طلاق و جدایی دیگران: برخی از پسران زندگی‌های نافرجام دوستان و آشنایان‌شان را درس عبرت می‌کنند و سعی می‌کنند با ترس از ازدواج و به تبع آن فرار، از طلاق و عواقب نانوشته آن بگریزند.
 
راه‌حل: نگاه تک بعدی خود را تغییر دهید. کنار هر خوشی، ناخوشی است. چرا تنها به نمونه‌های شکست توجه می‌کنید؟ بی‌تردید به همان اندازه و یا بیش‌تر از طلاق، ازدواج‌های موفق در اطراف‌تان نیز هست. به جای ترس‌های بی‌اساس‌، رمز شکست و موفقیت ازدواج‌ها را جست‌وجو کنید و آن‌ها را درس عبرت زندگی‌تان بسازید.
برداشت غلط از زندگی دو نفره: برخی از پسران گمان می‌کنند ازدواج پایان تمامی لذت‌های زندگی است و مستلزم تغییر و تحول بسیار است. آنان معتقدند با گفتن یک «بله» و با وارد شدن به جرگه متاهلین زنجیر به پا می‌شوند و زمام تمام امور زندگی از دست‌شان خارج می‌شود، محدودیت‌ها و باید و نبایدها شروع می‌شود و هرگز پایانی نیز برای آن نیست. تصورات و افکار منفی راجع به زندگی مشترک چنان در ذهن برخی پسران مانور می‌دهد که رغبت و انگیزه تشکیل خانواده را در آنان از بین می‌برد و برای همیشه فراری از ازدواج‌شان می‌کند.
راه‌حل: علت و شواهد حقیقی برای افکار منفی خود بیابید. با به چالش کشیدن افکار منفی‌تان، با آن‌ها مواجه شوید. مثلا از خود بپرسید به راستی آیا همه متاهلین زنجیر به گردن و پا شده‌اند و از زندگی شان رضایت ندارند؟ مسلماً این‌طور نیست!
 
دلبستگی‌های کودکی: دعوای عروس و مادرشوهر، داستان نامهری عروس به مادرشوهر و... در ذهن برخی پسرها به گونه‌ای حک شده که گمان می‌کنند با ازدواج، مادر و پدرشان را با دیوی دو شاخ بر سر مواجه خواهند کرد. دیوی که هر آن برای جدایی و دوری آنان نقشه می‌کشد. بهانه بی‌توجهی به مادر یک روی سکه است. در روی دیگر سکه، حقیقت دیگری نهان است. ممکن است این پسران بترسند همسرشان مثل مادر نباشد و آنان را مجبور به پذیرش مسئولیت کنند.
راه‌حل: به جای آن‌که حقیقت امتناع خود از ازدواج را تحت لوای «مادرپرستی و ترس از بدرفتاری با او» پنهان کنید، بهتر است به خود آئید و برای سلامت روان‌تان به پا خیزید. تا زمانی که بخواهید کودک باشید، کودک می‌مانید. از لاک کودکی بیرون بیائید و بزرگ شوید. بزرگ شوید تا بتوانید ازدواج کنید. مسئولیت خود را بپذیرید تا بتوانید مسئولیت دیگری را هم بپذیرید. تا هنگامی که نتوانید بین دوست داشتن پدر/مادر و همسر مرزی قائل شوید بی‌تردید دست‌آویز حرف‌هایی این چنین بی‌اساس خواهید شد. بپذیرید که شما تعلق خاطر به والدین‌تان ندارید بلکه وابسته آن‌ها هستید، وابستگی که مرضی است و بوی کودکی و بزرگ نشدن می‌دهد!
 
فرآوری: نسرین صفری
بخش کلوب ازدواج تبیان


برچسب‌ها: تعریف عملیاتی, آرزو مهدوی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 15:14  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع: بررسی عوامل کاهش تمایل جوانان دهه 60 به ازدواج در سالهای اخیر و درک آنها از ازدواج

فرضیه اول: عدم ازدواج جوانان به دلیل لج بازی با خانواده


فرضیه دوم: درصد زیادی از دختران به دلیل تمایل به ادادمه تحصیل و کسب جایگاه اجتماعی ازدواج نمیکنند.

فرضیه سوم: پسران به دلیل مسائل اقتصادی و تورم در کشور و نبود شغل و مسکن مناسب قادر به ازدواج نیستند.

فرضیه چهارم: رفتار اجتماعي با جنس مخالف، جوانان را از ازدواج بي نياز مي کند. این روزها افراد خیلی راحت تر از گذشته می توانند نیاز های جنسی خود را برآورده سازند به همین دلیل نیازی نمی بینند که تنها یک شریک مادام العمر برای خود انتخاب کنند و این امر خود موجب عدم تمایل انها به ازدواج میشود.

فرضیه پنجم: جوانان به دلیل عدم شناخت و آمادگی لازم برای ازدواج، از آن فراری هستند. این عدم آمادگی برمیگردد به نحوه تربیت و ندیدن آموزش لازم در خانواده، جامعه و تاثیرات آنها در رشد فرد و نداشتن برداشت مناسب از آن است و این امر خود باعث ترس آنها از مشکلات و تغییر و تحول پیش روی در زندگی متاهلی میشود.

مدل مفهومی کلی


برچسب‌ها: بیان فرضیه, آرزو مهدوی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 15:0  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع اول: چرا در سالهای اخیر در تهران، مدیران بخش خصوصی ناگزیر به تعدیل نیرو میشوند؟

بیان مسئله: در سالهای اخیر به دلیل مسایل اقتصادی مدیران پس از پایان قرارداد اقدام به تعدیل نیرو میکنند که این امیر موجب عدم امنیت شغلی پرسنل میشود .

ایا مشکل بیمه کارمندان است؟

ایا توقع انها با توجه به سابقه کاری افزایش می یابد و مدیران قادر به ارائه مزایای مربوطه نیستند؟

ایا نوعی سیاست مدیران محسوب میشود؟

موضوع دوم: چرا امروزه شاهد مسئله اسلام گریزی در بین جوانان و نوجوانان در شهر تهران هستیم؟

بیان مسئله: در سالهای اخیر علی رغم رشد در سطح فکری افراد متاسفانه شاهد این مسئله هستیم که خانواده ها به اعتقادات فرزندان خود اهمیتی نمیدهند که این امر خود موجب خیلی از مشکلات میشود.

ایا تربیت فقط محدود به ثبت نام در کلاس های درسی و تفریحی است؟

ایا اسلام دین امروز نیست؟

موضوع سوم: بررسی آثار استفاده از شبکه های ارتباطی بر فرهنگ خانوادهای تهرانی؟

بیان مسئله: امروزه با توجه به پیشرفت در زمینه ارتباطات، دید افراد نیز با گذشته بسیار متفاوت است اما ایا این برداشت ما از انچه دیده میشود با فرهنگ ایرانی ما مغایرت ندارد؟

من بر این عقیده هستم که فرهنگ غرب بد نیست ولی ما به اشتباه از اعمال و رفتار انها برداشت میکنیم و ان را الگو خود قرار میدهیم.

موضوع چهارم: چرا در سالهای اخیر پس از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک، رابطه زوجین به مشکل برمی خورند؟

بیان مسئله:

ضرورت: امروزه بیشتر از دیروز در دادگاه های خانواده شاهد بحث طلاق هستیم  و اگر زوجی سالها بتوانند در کنار هم به خوبی با مشکلات زندگی کنار بیایند و از زندگی خود راضی باشند جای بسی تعجب دارد!

متاسفانه در بین همین زوجین عده ای هم هستند که به دلیل بد بودن اسم طلاق یا نگه داشتن حرمت خانواده ها قادر به طلاق نیستند ولی خب این رابطه به طلاق عاطفی منجر میشود.

چرایی این مسایل را باید در تربیت، مسائل مالی، اعتقادی و شخصیتی افراد جویا شد.

سوال:

چطور با شخص مورد نظر خود ازدواج کنيد ؟

چگونه براي تکامل با رنجهاي زندگي دست و پنجه نرم کنيم ؟

انسان کامل کيست ؟

چطور در زندگي مشترک تناسب ايجاد کنيم ؟
چطور روي طرف مقابلمان شناخت کامل به دست آوريم ؟
چطور در مورد مسائل مالي به توافق برسيم ؟
چگونه در مورد بچه دار شدن و تربيت آن تصميم بگيريم ؟
چطور ارزشها و اهدافمان را با شخص مورد نظرمان يکي کنيم ؟
چکار کنيم که در دل طرف مقابلمان بنشينيم ؟

دوران نامزدي را چگونه به طور صحيح بگذرانيم ؟
آیا دخالت دوستان و خانواده ها منجر به این مشکلات میشود؟

موضوع پنجم: بررسی عوامل کاهش تمایل جوانان دهه 60 به ازدواج در سالهای اخیر و درک آنها از ازدواج

بیان مسئله:

ضرورت: امروزه با ئیشرفت علم و عصر ارتباطات دیگر برقراری یک ارتباط چیز ساده ای است.

می توان در همین ارتباطات با دید اگاهانه با توجه به یک سری معیارهایی که فرد بالغ از فرد مورد نظر خود دارد، به سهولت فرد مورد نظر را یافت و ...

اما چرا این یافتن های امروزی همیشگی نمیشود؟

چرا تنها به چند ماه دوام نمی اورند؟

گاهي انگيزه اصلي در تشکيل زندگي مشترک، عشق به فرد مقابل يا نياز روان شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلکه او وسيله اي براي رسيدن به هدف هاي ديگر مي شود. براي نمونه، خانمي که دوست دارد در خارج از کشور زندگي کند، ممکن است با پيشنهاد فردي براي ادامه زندگي مشترک در خارج، با او ازدواج کند!

ميگنا ازدواج يک نياز طبيعي است و در اين هيچ شکي نيست. اما بايد دلايل منطقي براي آن داشته باشيم.

شايد شما هم شنيده باشيد که مي گويند فلاني هنوز وقت ازدواجش نرسيده است، اين حرف فقط خطاب به آن هايي گفته نمي شود که سن شان کم است يا شرايط و پيش نيازهاي اوليه و لازم ازدواج را ندارند، گاهي اوقات برخي از افراد دور و برمان دلايل بچگانه و ناپخته اي براي ازدواج دارند و براساس همين دلايل پاي سفره عقد مي نشينند، ولي وقتي در ازدواج به اهداف خود نمي رسند آن جاست که تازه احساس پشيماني و شکست مي کنند، غافل از اين که کمي دير شده است.

ازدواج یه نیاز مقدس است. دو انسان از دو دنیای متفاوت برای رسیدن به یک ارامش واقعی در کنار هم هستند.

این فقط تعریفی از ازدواج است! چون امروزه دیگر کمتر کسی با این دید جلو میاد .. متاسفانه مسایلی جایگزین این اصل شدند که پس از گذشت اندک زمانی رنگ و روح خود را از دست میدهند.

این است مشکل ما

نمیدانیم چه چیزی را باید بخواهیم ...

سوال:

چه آموزشهايي بايد قبل از ازدواج ديد ؟

چگونه آگاهانه شخص مورد نظر را انتخاب کنيم ؟

آیا مسائل اقتصادی (مشکل کار، مسکن، گرانی و ...) مانع ازدواج جوانان است؟

ایا با توجه به دوستی های دوران تجرد، جوانان تنوع طلب شدند؟

آیا سهولت در برقراری ارتباط با جنس مخالف باعث کاهش تمایل جوانان گشته است؟

آیا استقلال مالی دختران شاغل با عث شده است تا آنها دیگر نیازی به ازدواج نداشته باشند یا توقع شان از فرد مقابل بسیار بالا رفته است؟

مهريه را چطور با توافق هم تعيين کنيم ؟

چرا نباید یک رابطه دو نفره همیشگی باشد؟ توقع؟ عدم شناخت؟ عدم بلوغ فکری؟ ندانستن اینکه چه چیزی مدنظر است؟ جای کدام خالی است؟؟

هدف ازدواج:

اهداف درست ازدواج

بد نيست ابتدا نگاهي به دلايل درست و قابل قبول براي ازدواج بيندازيم اگر براي ازدواج اين دلايل را داريد نشان مي دهد که به قدر کافي عاقل شده ايد و انگيزه درست براي ازدواج داريد، در حقيقت وقت ازدواج تان رسيده است.

1- مصاحبت و همراهي

2- عشق و محبت

3- شريک حمايت کننده

4- نياز جنسي

5- پدر و مادر شدن

اهداف نادرست ازدواج

1- لج بازي با والدين

2- فقط براي استقلال

3- التيام يک رابطه شکست خورده

4- فشار خانواده و اجتماع

5- به خاطر آرزوهاي پدر و مادر

6 - پول، پول، پول

7- درماني براي تنهايي

 8- ازدواج به دليل ترحم و دلسوزي به يک فرد

9- فردي که براي رسيدن به شما از همسرش جدا مي‌شود

10- ازدواج فقط به دليل پايان دادن به دوران نامزدي

11- ازدواج فقط به دليل زيبايي ظاهري

پیشینه نظری:

بررسي لزوم آموزش مهارت‌هاي زندگي به نسل جديد؛

به گزارش مهرخانه، روند افزايشي طلاق در کنار انواع آسيب‌هاي ديگري که خانواده ايراني را تهديد مي‌کند، مانند طلاق عاطفي، خشونت‌هاي خانگي، کودک‌آزاري، اعتياد و مسائلي از اين دست که برخي نيز تا حدودي ناشي از همان عدم آگاهي نسبت به مهارت‌هاي زندگي است، همگي حاکي از وجود کمبودي در دانسته‌ها و آگاهي‌هاي نسل جوان است. اما چگونه است که تا ديروز بدون آنکه کسي حرف از مهارت‌هاي زندگي بزند، جوان‌ها اتفاقاً در سنين پايين‌تر وارد زندگي مشترک مي‌شدند و سال‌ها به مديريت و حل و فصل مسائل خانواده خويش به بهترين نحو اقدام مي‌کردند و امروزه با وجود تحصيلات دانشگاهي هم نمي‌توانند؟

در واقع قصه از جايي شروع شده که نسل جوان امروز ما در پيشبرد زندگي مشترک و حتي زندگي شخصي خويش ناتوان بوده؛ چراکه اساساً براي زندگي با جنس مخالف در زير يک سقف تربيت نشده‌اند و در عوض براي مطالبه انواعي از خواسته‌هاي رنگارنگ و خودخواه و خودبين بودن تربيت شده‌اند که همين هم موجبات سرخوردگي در زندگي‌ زناشويي و ارتباطات بين فردي را ميان آنها ايجاد کرده است.

طبق پکيجي که در دنيا وجود دارد و با توجه به هزينه‌هاي مالي و انساني زياد در سطح پيشگيري ثانويه و ثالث، صاحب‌نظران و متخصصان حيطه بهداشت رواني جهان سعي كردند تمام كوشش و توجه خود را حول محور برنامه‌هاي پيشگيري در سطح اول متمركز سازند. بر همين اساس برنامه پيشگيري موسوم به آموزش مهارت‌هاي زندگي از سوي سازمان بهداشت جهاني ( WHO) طراحي شده که به طور کلي مهارت‌هاي اصلي که آموزش آنها براي زندگي در جامعه در کل و زندگي مشترک به طور اخص لازم و اساسي است، شامل 1. توانايي تصميم‌گيري، 2.  توانايي حل مسئله، 3. توانايي تفکر خلاق، 4. توانايي تفکر نقادانه، 5. توانايي رابطه مؤثر، 6.  توانايي برقراري روابط بين فردي سازگارانه، 7. توانايي آگاهي از خود، 8. توانايي همدلي با ديگران، 9. توانايي مقابله با هيجان‌ها، 10. توانايي مقابله با استرس‌ها و 11. مديريت خشم، مي‌شود.

نتیجه: به عقیده من نسل ما نمیداند چه چیز درست است و چه چیز نادرست. هدف را نمیداند. تربیت نشده است. شاید حقیقت است که باور کنیم دهه شصت نسل سوخته هستند!

رفتار اجتماعي دختران با جنس مخالف، پسران را از ازدواج بي نياز مي کند

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در مراسمی دکتر شاه محمدپور، رئيس مرکز مطالعات خانواده، مشاور خانواده و استاد دانشگاه به ارائه سخنراني با موضوع «تأثير رفتار هاي اجتماعي دختران بر ميزان ازدواج» پرداخت. 

وي با اشاره به اين موضوع که ازدواج مفهومي فرهنگي است، گفت: دلايل ازدواج مي تواند رها شدن از تنهايي، نياز جنسي، فرار از خانواده، رفع نيازهاي مادي و رسيدن به آرزوهايي که از بچگي در ذهن فرد قرار دارد باشد، اما اگر دليل ازدواج چيزي غير از رسيدن به آرامش باشد، ازدواج پايدار نخواهد بود؛ چراکه به زودي دليلي که ازدواج بر مبناي آن شکل گرفته است، مرتفع خواهد شد. وي چگونه دوست داشته شدن در کنار دوست داشتن طرف مقابل، چگونه حامي بودن در کنار نياز به حمايت داشتن، ايجاد حس امنيت براي طرف مقابل در کنار احساس امنيت در کنار او و القاي حس لذت پاز يوند خوردن به طرف مقابل را مؤلفه هايي مؤثر بر پايداري يک رابطه دانست.

نیاز به ارامش در کنار دیگری

نتیجه: پسران با مقايسه مشکلات اقتصادي و تعهدات ازدواج در برابر سهولت و در دسترس بودن و هزينه کم اين گونه معاشرت ها، گاه اين معاشرت ها را به طور موقتي جايگزين ازدواج مي‌کنند؛ لذا در صورتي که حمايت و تشويق خانواده هاي آنان براي ازدواج جوانانشان وجود نداشته باشد و يا شرايط مختلف اقتصادي و اجتماعي براي ازدواج جوانان مهيا نباشد، پسران ممكن است چند سالي ازدواجشان را به تأخير ‌انداخته و با تجربه اين روابط تا حدودي نيازهاي عاطفي و بعضا غريزي خود را بر آورده کنند. كه اين امر آسيب‌هاي فراواني هم براي پسران و هم براي دختران در پي دارد.

این نیاز متاسفانه به اشتباه و به طور گذرا در جامعه مرتفع میشود. شاید در ابتدا ما باید نحو صحیح حضور در جامعه و برقراری ارتباط صحیح را فرامیگرفتیم. شاید اگر ارتباط صحیح بود دیگر به آن امنیت مطلوب میرسیدیم که تنها یک نفر می تواند به من آرامش دهد و من نیاز دارم آن یک نفر همیشگی باشد.

عشق‌هاي گداخته‌اي که زود خاموش مي شوند

به جرأت مي‌توان گفت بيشترين مشکلاتي که د‌ر زند‌گي مشترک به وجود‌ مي‌آيد‌ به خاطر اين است که د‌ختر و پسر، همسر مناسب خود‌ را انتخاب نکرد‌ه ‌اند‌ و پس از چند‌ سال زند‌گي، متوجه مي‌ شوند‌ که مناسب يکد‌يگر نبود‌ه‌ اند‌ و با نشاندن مهر طلاق بر صفحه شناسنامه خود، به زندگي مشترکشان پايان مي دهند. به اعتقاد جامعه شناسان يکي از عواملي که نقش مهمي در زندگي زناشويي دارد، عوامل فرهنگي است. بسياري از ناسازگاري ها و اختلافات خانوادگي زاييده اين عوامل است. عوامل فرهنگي ابعاد مختلفي دارند که اهم آنها عبارتند از: دين و مذهب، آداب و رسوم، لباس پوشيدن و آراستن ظاهر، اعتقادات و باورها، مليت و زبان، مسائل سياسي و اجتماعي. يکي از شرايط مهم براي ازدواج اين است که آيا به بلوغ لازم براي ازدواج رسيده‌ايم يا نه؟

نتیجه: تغيير در ارزش ها و بافت فکري و فرهنگي جوانان از سويي و بي ثباتي اوضاع اقتصادي که خود را در بيکاري و تورم در جامعه نشان مي دهد خود موجب شده علاوه بر مشکلات زندگی مشترک، خود این موارد نیز بر فشارهای زندگی اضافه شوند  و اگر فرد آموزش درست مدیریت این شرایط را ندیده باشد دیگر تاب تحمل مسئولیت را ندارد. وجود این مشکلات که امروزه دیگر شایع است، موجب ترس جوانان از ازدواج است.

پی نوشت:

بخشي از سخنراني دکتر فردوسي پور در خصوص معيارهاي همسرگزيني

مجله موفقیت

سایت تبیان

****

بر اساس تحقیقات تیم آکادمیک دانشگاه راجرز نیوجرسی تحت عنوان “پژوهش بین المللی ازدواج” و با همکاری محققانی از سراسر جهان این گروه به دلایل عمده عدم تمایل آقایون به ازدواج دست پیدا کردند که در ذیل شرح مختصری پیرامون آنها خواهیم داشت.

ترس از تعهد

برخی از آقایون دچار نوعی درگیری ذهنی با عنوان “ترس از تعهد و سر سپردگی” هستند. این بدان معناست که تمایلی ندارند که مابقی عمر خود را تنها با یک خانم سپری کنند. آنها تصور می کنند که خیلی راحت می توانند زنهای مختلفی را برای زمانهای کوتاهی راضی کنند، اما راضی نگه داشتن یک خانم برای ۴۰ سال و یا بیشتر کار دشواری است. البته نباید فراموش کرد که در این قسمت گروه دیگری از آقایون هم وجود دارند که اصلاً چیزی در مورد روابط بلند مدت نمی دانند و چون از ابتدا کلیه روابط عاطفی آنها دوام زیادی نداشته به این نوع عشق ورزی عادت کرده اند و به همین دلیل کوچکترین تمایلی به ازدواج از خود نشان نمی دهند.

برداشت غلط از ازدواج

برخی از آقایون تصور می کنند که ازدواج یعنی “پایان زندگی”. آنها فکر می کنند که اگر ازدواج کنند دیگر قادر نیستند از زندگی لذت ببرند. دائماً افکار منفی در مورد زندگی مشترک در ذهن آنها رخنه می کند و بیشتر از این مسئله می ترسند که با انتخاب یک شریک برای همیشه زندگی جنسی آنها به بن بست می رسد. به هر حال هیچ یک از این تصورات صحت ندارند. متاسفانه برخی از آقایون به بی بند و باری عادت کرده اند و ازدواج برای آنها به منزله زنجیری است که به دور گردنشان می افتد و زمام امور را از دستشان می گیرد و به همین دلیل از ازدواج فراری هستند. شاید به خاطر تصورات غلطی است که این افراد از ازدواج دارند. لازم به ذکر است که آمار و ارقام موسسه ملی روانشناختی گویای این مطلب است که افراد متاهلی که از زندگی مشترک خود راضی هستند خیلی بیشتر از افراد مجرد از زندگی خود لذت می برند و به طور کلی انسانهای خوشحالتر، با نشاط تر و سرزنده تری هستند.

مسائل مالی

برخی از آقایون به این دلیل از ازدواج کردن سرباز می زنند که تمایلی به تقسیم اموال خود با کس دیگری ندارند. آنها می دانند که به محض اینکه زیر یک سقف بروند مجبور می شوند درآمد و کلیه دارایی هایشان را با همسر خود تقسیم کنند و این کاری است که هیچ تمایلی نسبت به انجام دادن آن ندارند. برخی از مردها آنقدر خودخواه هستند که به هیچ وجه دوست ندارند با افرادی ارتباط برقرار کنند که چیزی از آنها طلب کنند.

 دلبستگی های فردی

برخی از مردهای جوان تعلق خاطر بسیار زیادی به مادر و پدر خود دارند که اصطلاحاً به این جور افراد “پسرهای مامانی” گفته می شود. بعضی از آقایون تصور می کنند که اگر ازدواج کنند با این کار خود به مادرشان بی توجهی کرده اند. همچنین این امکان هم وجود دارد که همسر جدید مانند مادر تحویلشان نگیرد و مجبور می شوند از لاک کودکی خود بیرون بیایند و بزرگ شوند؛ و چون از بزرگ شدن می ترسند نمی توانند زیر بار مسئولیت بروند به همین دلیل از ازدواج دوری می کنند.

تجربیات تلخ گذشته

همانطور که می دانید هر تجربه ای که در زندگی بدست می آوریم تاثیری زیادی بر روی تصمیمات آتی ما می گذارد. اگر مردی در رابطه قبلی خود شکست خورده باشد، در انتخاب شریک زندگی بیش از اندازه وسواسی می شود. زمانیکه قلب اینگونه افراد برای اولین بار زخم خورد مرهم گذاشتن بر روی آن کار ساده ای نیست و جبران آسیب های روانی گذشته دشوار می نماید. این قبیل افراد بیش از اندازه محتاط می شوند و تنها یک خاطره بد، کلیه ابعاد زندگی آنها را تحت الشعاع قرار داده، نسبت به همه بدبین می شوند و به طور کلی تغییر کرده و تا ابد خیال ازدواج ا از ذهن خود پاک می کنند.

برخورداری از سرگرمی های مختلف

برخی از آقایون هستند که خارج از حیطه شغلی برای خود سرگرمی های بیشماری درست می کنند و دیگر آنقدر وقت ندارند که بخواهند به زن و تشکیل زندگی فکر کنند. به عنوان مثال این روزها بسیار مشاهده می شود که مردهایی در سنین ۲۵- تا ۳۰ از محل کار که به خانه باز می گردند مشغول بازی های کامپیوتری می شوند و یا وارد اینترنت شده و عضو کلوپ های ارتباطی می شوند. در واقع شغل دومشان بازی با کامپیوتر است. این افراد عضو کانون های آنلاین بازی یا دوستی می شوند و وقت ارزشمند خود را برای ساعت های متمادی در این دنیای مجازی و فضای خیالی هدر می دهند.

عدم مسئولیت پذیری

با شروع زندگی مشترک وظایف زوجین سنگینتر می شود و باید بیش از گذشته تلاش کنند. از همان ابتدا باید به فکر مسائل زیادی نظیر ورود بچه به زندگی هم بود. وظیفه حمایت و پشتیبانی از کودک در وهله اول بر عهده پدر می باشد. برخی از آقایون تمایلی ندارند که زیر بار مسئولیت های بیشتر بروند و تصور می کنند که تنها با فرار از ازدواج می توانند از بار سنگین مسئولیت های روزمره شانه خالی کنند، غافل از اینکه زندگی سرشار از مقوله های چالش برانگیزی که همه روزه بر آنها تحمیل می شود و اگر همراه با شریک زندگی خود با آن مشکلات روبرو شوند خیلی راحتتر از پس آنها بر می آیند.

ترس از طلاق

مردها تصور می کنند که با ازدواج نکردن می توانند از طلاق و ریسک های مالی که به همراه دارد جلوگیری بعمل می آورند. آنها به دایی، عمو و نزدیکان خود نگاه می کنند و چون می بینند که آنها از زندگی خود راضی نیستند به فکر فرو می روند که ممکن است اتفاقی مشابه برای آنها هم پیش بیاید، به همین دلیل از خود تمایلی برای ازدواج نشان نمی دهند.

فشار اجتماعی

از طرف جامعه و اطرافیان خود هیچ گونه فشاری را برای تشکیل خانواده احساس نمی کنند. در خانواده های اصیل و با فرهنگ مرسوم است که وقتی پسر خانواده از نظر شخصیتی به رشد کامل می رسد، والدین او را به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک تشویق می کنند اما در برخی از خانواده ها این نوع تشویق ها و دلگرمی دادن ها وجود ندارد و از اینرو جوان حمایت و پشتیبانی کافی برای قدم برداشتن در راه ازدواج را حس نمی کند.
لذت بردن از تجرد

دوست دارند تا جایی که ممکن است از زندگی مجردی خود لذت ببرند. متاسفانه بعضی از جوانان با الگو برداری های غلط از اطرافیان فکر می کنند که اگر ازدواج کنند درب کلیه ی لذت های زندگی بر روی آنها بسته خواهد شد. این در حالی است که اگر انتخاب آنها صحیح باشد می توانند با همسر خود خوشی هایی را تجربه کنند که در زمان مجردی رویای آنرا هم نمی توانند در سر بپرورانند.

 

نویسنده: دکتر صادق حجتی زاده

مدرس دانشگاه/عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ج.ا.ایران/ عضو انجمن روانشناسی آمریکا(APA)/ رییس کمیته روان شناسی هیئت پزشکی ورزشی ستاد کل نیروهای مسلح ج.ا.ایران

پیشینه تجربی:

در این قسمت جا دارد به بخشی از مصاحبه ای که دوستان با خانم دکتر شهلا کاظمی پور رئیس مرکز مطالعات جمعیت شناسی آسیا و اقیانوسیه  وزارت علوم نگاهی بیاندازیم.

او و همکارانش تحقیقات بسیار خوبی در مورد مسائل جامعه از جمله بحث ازدواج و طلاق و...دارد . ایشان در این جا به سئوالات ما در مورد بحث های همیشگی جامعه از جمله کمتر بودن تعداد پسران و در نتیجه موقعیت کمترازدواج برای دختران و دلایل بالارفتن سن ازدواج سخن گفت .

خانم دکتر سال هاست که گفته می شود میان جمعیت دختر و پسر ما تفا وت وجود دارد و موقعیت کمتری برای ازدواج دختران  وجود دارد این گفته ها تا چه میزان صحیح است؟

ببینید تعداد متولد شدگان دختر و پسر ما همیشه نسبت مساوی داشته اند و این نسبت در دهه های مختلف هم حفظ می شده است فقط دریک دهه یعنی دهه 60 ما با رشد چشمگیر زاد و ولد رو به رو بودیم به طوری که پسران دهه 50 تعداد کمتری از دختران دهه0 6 داشتند و تعدادی از پسران دهه 60 هم ترجیح می دادنند که با دختران دهه 70 ازدواج کنند به همین دلیل این موضوع فقط دختران آخر دهه 50 تا آخر های دهه 60 را شامل می شود .

خب راه حلی هم برای آن وجود دارد؟

بله راه حل آن همسن گزینی در ازدواج است که البته جامعه ما تا حدودی هم به این راه سوق پیدا کرده است .

ایا به نظر شما استقلال مالی دختر ها به عدم تمایل انها به ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج منجر نخواهد شد؟

خیلی از مسایلی است که می تواند ازدواج را به تاخیر بیندازد.اما الزاماً اشتغال نیست.علت اصلی زیاده خواهی دختر ها است ممکن است دختر ها رسیدن به یک کار مناسب ازدواج را به تاخیر بیندازند اما زمانی که کار مناسب فراهم شد توقعات دیگری پیدا می کند و دایره همسر گزینی اش محدود تر خواهد شد.زیرا درپی ایدال های بالا تری هستند.

یعنی شما بجز آسیب های اجتماعی آن بالا رفتن سن ازدواج را پدیده ای مثبتی ارزیابی می کنید؟

در تمام کشور های توسعه یافته سن ازدواج بالا است.زیرا سن ازدواج بین افراد تحصیل کرده  از افرادی که تحصیلات ندارند بالا تر است. پس می توان گفت که این نشانه کشورهای توسعه یافته است.  زیرا خانواده ها قصد دارند تا فرزندانشان تحصیلات عالیه داشته باشند بخاطر اینکه این پتانسیل ایجاد شود ازدواجشان به تاخیر می افتد.این نکته انکار ناپذیر است اما اگر به رقم بالایی برسد و به تجرد قطعی منجر شود ما دچار معضل شده ایم.

شما بارها بحث تجرد قطعی را مطرح کرده اید.این تجرد قطعی چیست و چه زمانی اتفاق می افتد؟در مصاحبه ای هم که پیش از این با خبر آنلاین داشته بودید اشاره داشتید به این که ما تا ده سال اینده یک ملیون نفر از دخترانمان به تجرد قطعی می پیوندند.

پسر ها و دختر ها در هرزمانی امکان ازدواج دارند. اما اگر  شرایط به گونه ای شود که  گروهی از دختر ها و حتی پسر ها دیگر ازدواج نکنند. این مشکلی ساختاری پیش می اید و می گوییم به تجرد قطعی رسیده اند

 اگر تعداد دختر و پسر یکی باشد چنین اتفاقی هم نخواهد افتاد.زیرا شما هم با این نظر که تعداد دختر و پسران ما در جامعه یکسان هستند اشاره داشته اید ، پس این امکان چطور پیش می اید؟

این اشکال بخاطر اختلاف زوجین صورت می گیرد.بطور متوسط اختلاف سن در جامعه ما حدود چهار یا پنج سال است.این اختلاف سن است که باعث می شود تعداد پسرانی که در سنین بالا تر هستند وبه عنوان مثال  شامل موالید 10 سال پیش از انقلاب می شوند با دخترانی ازدواج کنند که سال های بعد از انقلاب به دنیا می آیند. پس این افراد تعدادشان بیشتر خواهد بود و تعادل ایجاد می شود اما با روندی که پیش آمده است و با کنترل تولد ها متولدین دهه 60 باید با متولدین دختر دهه 70 ازدواج کنند. در چنین حالتی پسران ما بیشتر از دختران می شوند البته .این مشکلات با کم شدن اختلاف سن  ازدواج دختران و پسران رو به کاهش است.اما این اختلافی که در نسل دهه قبل و بعد از انقلاب  رخ داده باعث شده که تعدادی از دختران ما مجرد باقی بمانند.زیرا پسرانی که در دهه های بعد به دنیا آمده اند با دختران جوانتر از خودشان ازدواج خواهند کرد به این سبب این خلاء وجود خواهد داشت.

  این اتفاق تنها برای دختران دهه شصت اتفاق می افتد؟

برای دختران دهه پنجاه و شصت پیش می آید .این مشکل برای دختران دهه هفتاد نیست زیرا میزان دختران دهه هفتاد با کاهش اختلاف سن ازدواج رو به کاهش است.تعداد پسران دهه شصت به نسبت دختران دهه هفتاد بیشتر است.در خصوص دختران دهه پنجاه هم باید گفت گروهی از دخترانی که تاخیر در ازدواج داشته اند فرصت ازدواج خود را به دختران دهه شصت داده اند.

یعنی دختران دهه پنجا ه و شصت سال در چند سال آینده به یک تجرد قطعی خواهند رسید؟

همه انها اینگونه نمی شوند .این میزان چیزی در حدود یک میلیون نفر خواهد بود. اگر به درصد گفته شود تجرد قطعی در گذشته برای مردان 2% و برای زنان 8/1%  در سال بوده است .این موضوع هم ناشی از عدم تمایل این افراد به ازدواج باز می گشت. ولی در شرایط فعلی با پیشبینی هایی که انجام شده . سن تجرد قطعی به نسبت گذشته پائین تر آمده  است.  به این ترتیب برای زنان 40 یا 44 و برای مردان 50 یا 54 در نظر گرفته می شود. این تجرد قطعی برای مردان همچنان در همان دو درصد باقی مانده است ولی برای زنان در مقاطعی که عنوان کردم در حال افزایش است.

از طرف دیگر متاسفانه آمار های طلاق در جامعه ما رو به افزایش است.این بالا بودن آمار طلاق زنگ خطر را به صدا در آورده است.ارزیابی شما از این افزایش آمار طلاق چیست؟

 افزایش طلاق هم ارتباطی مستقیم با توسعه جوامع دارد. زیرا هر قدر یک کشور توسعه یافته تر است میزان طلاق در آن بالا تر می رود.در جوامع توسعه نیافته آمار طلاق به مراتب کمتر است. زیرا در جوامع کوچکتر تنوع فرهنگی کمتر.و تجانس فرهنگی میان زوجین بالا می رود. از سوی دیگر دایره همسر گزینی نیز محدود است.در این فضا نظارت ها و حمایت های خانوادگی تعیین کننده است  زیرا آنها همسر داری را در کنار خانواده  تجربه می کنند. پس نوعی انتقال فرهنگی است که از طریق خاواده اتفاق می افتد.اما زمانی که وارد جامعه شهری می شویم و جامعه گسترش پیدا می کند حمایت های خانوادگی از بین می رود و شخص باید روی پای خودش بایستد. اما متاسفانه شاهد آن هستیم که دخالت های خانوادگی همچنان وجود دارد.در گذشته اگر شاهد تمام این موارد جوامع سنتی بودیم آن را امری طبیعی می دانستیم. اما در جوامع توسعه یافته نباید شاهد آن باشیم. در حالی که دخالت های خانواده از دل جوامع سنتی به جوامع توسعه یافته ما کشیده شده است.در تحقیقاتی که انجام شده بسیاری از مخاطبین دختر و پسر ما ازدواج از طریق دوستی  و آشنایی را  بهترین روش همسر یابی عنوان کرده اند. آنها دوست دارند تا پیش از ازدواج با همسرانشان آشنایی داشته باشند.این یک عامل توسعه یافتگی است.اما همین دختران و پسران زمانی که زیر یک سقف قرار می گیرند با مباحثی سنتی مانند مهریه ، جهیزیه و..روبرو می شوند.این مباحث سنتی سبب ساز اختلافات می شود که آنها را تا مرز طلاق پیش می برد.

در واقع ما درجامعه توسعه یافته خودمان  با یک دوگانگی مواجه هستیم. در ظاهر رفتاری را از خودمان نشان می دهیم که خاص کشور های توسعه یافته است اما در باطن و در پس زمینه ذهن هنوز سنتی به همه چیز نگاه می کنیم.

نمی شود این دوگانگی را پذیرفت یا باید سنتی باشیم و یا  توسعه یافته، هر دو با یکدیگر امکان پذیر نیست.دو جوان قصد دارند طبق تحصیلات و آمادگی هایشان مدرن زندگی کنند.اما این ته نشت سنتی و دخالت های خانواده راه را برای  روی آنها می بندد..گاهی اوقات خانواده هایی که در سطح بالای فرهنگی قرار دارد این مشکل را حل می کنند وازدواج ها در این نوع  خانواده ها بسیار خوب انجام می شود.مخاطرات در خانواده هایی پیش می آید که در برزخ قرار دارند.ما نگزیر به مدرن شدن هستیم. زمانی که در شهر های بزرگ زندگی می کنیم  و با وسایل ارتباط  جمعی کار می کنیم نا گزیر به مدرن شدن هستیم.البته منظور از مدرن بودن  بی بندبار بودن نیست.

غیر از این موارد شما چه عوامل دیگری را عامل طلاق می دانید.

بیشترین عامل عدم تجانس فرهنگی و عدم شناخت خانواده ها نسبت به  فرهنگ یکدیگر  در جامعه است.خانواده های ما هنوز این ظرفیت را که دختران خانواده تحصیلات عالیه داشته باشند را ندارند. زیرا فکر می کنند که حالا که دخترانشان تحصیلات تکمیل و یا عالیه دارند باید همه چیز در اختیارشان قرار دهند.امروز تحصیلات دختران امری معمولی است به همین دلیل نباید اجازه تصمیم گری های مهم را به آنها داد بلکه باید همراهشان بود. تجمل گرایی ها و زیاده خواهی های خانواده ها نیز یکی از عوامل مهم در شکل گیری طلاق است.متاسفانه مادیگرای در سطح جامعه اشاعه پیدا کرده است. این زنگ خطری است که در ازدواج  و طلاق و بسیاری از مسایل اجتماعی خودش را نشان می دهد.

****

از نظر يک مشاور خانواده وابسته بار آوردن فرزندان و عدم مسووليت پذيري آنان يکي از اصلي ترين علل کاهش تمايل جوانان به ازدواج است و ريشه در مسائل تربيتي دارد.

به گزارش شبکه اطلاع رساني دانابه نقل از صبح توس حجت الاسلام واعظ موسوي افزود: والدين امروزي به دليل کم بودن تعداد فرزندان، به آنان بيش از حد توجه کرده و اين امر بچه ها را وابسته بار مي آورد .

وي ادامه داد از آنجا که  بچه ها محيطي جز خانواده را تجربه نمي کنند، توانايي سازگاري با ديگر محيط ها را از دست مي دهند.

وي با بيان اينکه مسائل اقتصادي يکي از دلايل کاهش ازدواج جوانان محسوب مي شود اما مانع اصلي نيست افزود اين موضوع هميشه وجود داشته امادر گذشته جوانان به دليل شرايط تربيتي خاص آن زمان جرات قبول مسووليت را داشتند.

اين مشاور خانواده تبا اشاره به اينکه در نقطه مقابل، خانواده هاي پر جمعيت نسل گذشته يک جامعه به شمار مي آمدند اظهار داشت: فرزندان مهارت هاي زندگي را از اعضاي خانواده مي آموختند و گاه تامين برخي از هزينه ها را بر عهده مي گرفتند که اين موضوع باعث خود ساختگي آنان مي شد.

واعظ موسوي ادامه داد امروزه جوانان براي زندگي مشترک خواستار همه امکانات هستند، در صورتي که در گذشته قناعت اصل بسيار با اهميتي در زندگي بود.

وي خاطر نشان کرد عدم مسووليت پذيري و جامعه پذيري جوانان که به دنبال تربيت نادرست برخي خانواده ها به وجود مي آيد، پس از ازدواج آنان باعث بروز طلاق هاي زود هنگام و نا اميدي از تشکيل زندگي مشترک را در نسل جديد افزايش مي دهد.

اين مشاور خانواده با بيان اينکه تب دانشگاه رفتن فرزندان بايد در ميان خانواده ها شکسته شود، گفت: خانواده ها نبايد فکر کنند، بايد فرزندانشان وارد دانشگاه شوند و تحصيلات عالي داشته باشند.

حجت الاسلام واعظ موسوي بامثال اينکه در کشور صنعتي آلمان تنها ?? درصد دانش آموزان دبيرستاني به دانشگاه وارد مي شوند و بقيه افراد به سرکار مي رونداظهار داشت: در کشور ما ???درصد دانش آموزان تمايل ورود به دانشگاه را دارند.

همسرداري بايد به عنوان يک ارزش به نظام آموزش و پرورش وارد شود

حجت الاسلام سيدمهدي واعظ موسوي گفت بايد مفاهيمي چون مادري، همسري، پدري و همسرداري به عنوان ارزش به نظام آموزش و پرورش کشور وارد شود.

وي توسعه دانشگاه ها را کاري نادرست دانست و افزود در برنامه ريزي نظام آموزش و پرورش و همچنين شيوه تربيتي خانواده ها، به جاي تشويق فرزندان به دانشگاه رفتن، بايد با ارزش دادن به مفاهيمي همچون مادري، پدري، همسري و همسرداري، فرزندان را به پذيرفتن اين نقش ها ترغيب کرد.

****

دکتر باربارا دی انجلیس روانشناس و نویسنده امریکایی طی تجربیات خود در طول زندگی مشترک، کتابهای متعددی نوشته است. او در این نگاره ها دلایل نادرست ازدواج را این چنین بیان میکند، 1. فشار سنی 2 .درماندگی و احساس تنهایی 3. فشار و گرسنگی جنسی 4. فرار از مشکلات زندگی مجردی 5. تشنه محبت دیگران بودن یعنی دنبال پدر یا مادر عاطفی بودن و ...

ایشان بر این عقیده هستند ازدواج موفق سه رکن دارد: جاذبه جسمانی، تفاهم و تعهد . هیچ کدام ازین سه رکن نمیتوانند از هم جدا باشند و بی هم بدون معنی هستند.

به نظر ایشان زندگی، شغلی تمام وقت و بدون مرخضی است. او طی تجربیات خود متوجه تفاوت دنیای مرد و زن شده و توصیه به شناخت این دنیا دارد و اینکه ما باید به این تفاوت ها احترام بگذاریم.

اگر من خودم را بشناسم و عقاید و شخصیت خود را درک کنم پس به درستی میتوانم با کمی تفکر به دنیال فردی باشم که همانی هست که من میخواهم. پیرو  این شناخت باید درک کنم که ازدواج نیاز من است. باید به مرحله ای برسم که بتوانم شخصی را خوشبخت کنم. باید تفکر را تغییر داد.  

 


برچسب‌ها: طرح موضوع, بیان مسئله, پیشینه, آرزو مهدوی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 14:37  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پیشینه نظری

یکی از اساس تمدن مهاجرت است  ˓˓ به عبارت دیگر می توان گفت که مهاجرت همزاد زندگی اجتماعی بشر بوده است. در تاریخ و نوشته های دانشمندان دیرینه شناش میخوانیم : با وجود شدت دوران یخبندان انسان ماقبل تاریخ در 65 ــ 70 هزار سال پیش با عبور از باب مندب قاره آفریقا را ترک کرد ،  و سپس 55 تا 60 هزار سال پیش از طریق تنگه هرمز وارد ایران شدند.   از این طریق در 40 هزار سال پیش رد پای خود را در شمال کشور استرالیا و در غار استخوان های کشور رومانی گذاشتند که نشان می دهد در مدت 15 تا 20 هزار سال در جهان پخش شدند.  این اولین دور مهاجرت و حرکت انسان بوده است، در طول چند قرن پس از کشف قاره جدید پنجاه میلیون اروپایى به دنبال زندگى بهتر آن سوى اقیانوس اطلس رهسپار شدند و به جنوب و شمال آمریکا مهاجرت کردند. در قرن نوزده و اوایل قرن بیست مهاجرت بزرگ دیگرى در آسیا اتفاق افتاد. بر اثر این مهاجرت جابه جایى عظیمى شکل گرفت و بالغ بر هشتاد میلیون نفر از اقیانوس هند و جنوب آسیا به آسیاى مرکزى رفتند. مهاجرت دیگرى نیز بافت جمعیتى جهان را تغییرداده است. در پنجاه سال گذشته مهاجرت از نواحى روستایى و حاشیه اى به مراکز شهرى باعث رشد جمعیت شهرنشین جهان شده است و رقمى حدود پنجاه در صد جمعیت جهان را در بر مى گیرد .

گرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر، که در آنجا شهروند نیستند، محسوب می‌شود. مهاجرت به‌طور ضمنی به اقامت درازمدت اطلاق می‌شود. توریست ها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به‌عنوان مهاجر شناخته نمی‌شوند اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (به‌طور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به‌عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می‌آیند. بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود ۱۹۰ میلیون مهاجر بین‌المللی در سال ۲۰۰۵ وجود داشته‌است، که ۳٪ از کل جمعیت دنیا را شامل می‌شود. ۹۷٪ بقیه جمعیت دنیا در کشورها و محل هایی زندگی می‌کنند که به دنیا آمده‌اند یا به‌طور خانوادگی زندگی کرده‌اند .

انواع مهاجرت

مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند در حالی که مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ برای رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود. در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند. حرکت کوچ‌نشینان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوه‌چینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند .

پناهندگی نوعی از مهاجرت خارجی است که عوامل دافعه در مبدا؛مردم را مجبور به نقل مکان می‌کند . برخی مهاجرت‌های خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام می‌پذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته می‌شود. در این گونه مهاجرت‌ها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است .

پیشینه تجربی

حال به چند مورد از نظریه های موجود در این زمینه اشاره میکنیم تا بتوانیم به  دیدگاه جامع تری دست یابیم  .

نظریه وابستگی معتقدین به وابستگی بر این عقیده اند که علتهای مهاجرت را نمی توان از اثرات آن جدا کرد. زیرا مهاجرت از یک طرف معلول توسعه نابرابر است و از طرف دیگر عامل گسترش و رونق و تعمیق توسعه نابرابر در علت یابی مهاجرت از روستا به شهر در کشورهای جهان سوم، نظریه پردازان وابستگی بیان می کنند که باید به مساله عدم توسعه توجه نمود و در این رابطه نابرابری های ساختی و مکانی بین بخش های جامعه رادر نظر گرفت.

نظریه کارکردگرایی این نظریه مهاجرتهای روستایی را بر اساس کارکرد شهر و روستا در برآوردن نیازهای روستاییان تفسیر می کند. طرفداران این نظریه معتقدند که افراد در یک نظام، نیازهایی دارند که در آن نظام نمی توانند آنها را برآورده کنند چون خصایص ساخت نظام های اجتماعی و افراد هرگز در طول زمان ایستا نیستند، لذا ممکن است تحولات لازم برای کاهش ناهماهنگی بین نیازها و امکان بدست آوردن ان در فرد یادر نظام و یا در هر دو اتفاق بیفتد. درک ناهماهنگی های بین خصایص فرد و نظام اجتماعی منجر به مهاجرت شخصی جهت کاهش ناهماهنگی های ساختی می شود. کارکردگرایان عقیده دارند: در اینجا مسئله حرکت نیروی کار ارزان از مبدا به مقصد است. همراه با مهاجرت افراد سرمایه و منافع از مناطق روستایی به شهرها روانه می گردد تا در شهرها تولید کنند.

مدل توسعه لوئیس- فی – رانیس

 اولین و مشهورترین مدل توسعه ای است در این مدل، اقتصاد از دو بخش تشکیل می گردد: الف) بخش سنتی ، که دارای نیروی کار مازاد با بهره وری پایین یا بدون بهره وری است. ب) بخش صنعتی٬ با بهره وری بالا که نیروی کار به تدریج از بخش معیشتی به آن انتقال می یابد. توجه اولیه مدل، هم به فرایند انتقال نیروی کار است و هم به رشد اشتغال در بخش جدید. سرعت این دو عنصر از طریق نرخ انباشت سرمایه صنعتی در بخش نوین مشخص می شود .

تودارو

تودارو نیز همانند سایر صاحب نظران مهاجرت، در صدد تبیین مهاجرت های روستا – شهری بوده است. فرض اصلی الگوی تودارو این است که هر مهاجر بالقوه، بر مبنای هدف پیشینه سازی «درآمد انتظاری» تصمیم می گیرد که به شهر برود یا نه. در این تصمیم گیری دو عامل اقتصادی اصولی نقش دارند: اولی به تفاوت واقعی موجود بین دستمزد در شهر و روستا مربوط است که به دلیل مهارت های متفاوت و دوره های آموزش کارگران به وجود آمده است . دومین عنصر اصلی الگوی مزبور، و مهم ترین قسمت آن که در سایر الگوهای مهاجرت از روستا به شهر نیست، میزان احتمال موفقیت هر مهاجر در به دست آوردن شغل در شهر است. کلید فهم پدیده ظاهراً متناقض مهاجرت مداوم به مراکز ی که بیکاری در آنها فراوان است، بررسی فراگرد مهاجرت که در آن درآمد انتظاری هم به پرداخت دستمزد به کارگر شهری مربوط می شود و هم به میزان احتمالی بستگی دارد که وی بتواند شغلی به دست آورد .

اورت لی

اورت لی، عوامل مؤثر در اخذ تصمیم جهت مهاجرت و فرایند آن را به چهار دسته تقسیم می کند:

1-       عواملی که با حوزه مبدأ ارتباط دارد.

2-       عواملی که با حوزه مقصد ارتباط دارد.

3-       موانع بازدارنده

4-       عوامل شخصی .

نقطه قوت نظریه لی، تأکید درست و به جای وی بر عوامل شخصی است تحت تأثیر این عوامل است که برخی مهاجرت می کنند و برخی در محل سکونت خود باقی می مانند . پس ویژگی های شخصی مهاجران از جمله سن، جنس، سطح سواد، حدود خود اتکایی، همبستگی های قومی و نژادی را نیز باید از موارد مؤثر بر مهاجرت به شمار آورد. در تحقیق حاضر، عوامل شخصی لی با نام های عوامل تبعی و شخصی مشخص شده است که منظور از عوامل تبعی، مهاجرت با انگیزه هایی چون وابستگی اقدام ، ازدواج، تردد بیشتر به شهر، و منظور از عوامل شخصی، مهاجرت با انگیزه هایی مانند ادامه تحصیل خود و فرزندان ، چشم هم چشمی، سن ، بعد خانوار و میزان باروری کل است.

نظریه لی را می توان نظریه جاذبه و دافعه نیز نامید. عوامل دافعه بیشتر مربوط به مبدأ می باشند و عوامل جاذبه مربوط به مقصد. متخصصان و افراد تحصیل کرده بیشتر به علت جاذبه مهاجرت می کنند و غیر متخصصان از جمله کشاورزان به دلیل دافعه.

بیلس بارو

بیلس بارو و او برای با در نظر گرفتن نظریات مختلف در حوزه مهاجرت، علل مهاجرت را در موارد زیر خلاصه کرده اند:

1-       مهاجرت های روستایی از حوزه هایی که در آنها فرصت های شغلی کمتری وجود دارد به طرف حوزه هایی که دارای امکانات شغلی بیشتری است صورت می گیرد.

2-       در صورتی که اختلاف درآمد شهر و روستا زیاد باشد، مهاجرت به شهر به ویژه به شهرهای بزرگ انجام می شود .

3-     همه مردم، در دوره کارایی عمر خود (سن میانسالی) آرزومندند به حداکثر درآمد دست یابند و مهاجران روستایی در این سنین به امید دست یافتن به حداکثر درآمد، به شهرها مهاجرت می کنند.

4-       تسلط مدل دوگانه اقتصادی (بخش جدید و بخش معیشتی) بدون ارتباط با هم، سبب مهاجرت های روستایی می شود .

5-     عوامل دفع در روستاها و عوامل جذب در شهرها، مهاجرت های روستایی را شتاب می بخشد. در بخش معیشتی امکان جذب نیروی کار تازه وجود ندارد، در حالی که بخش های جدید اقتصادی شهر، هر روز طالب نیروی کار تازه ای است (شکوئی، 1373 : 470- 471) 

مدل روانشتاين
روانشتاين در سال 1885 مقاله معروفي تحت عنوان «قوانين مهاجرت» ارائه کرد. خلاصه اين قوانين به شرح زير است:
1. مهاجرت و مسافت: براساس نظر روانشتاين اکثر مهاجرين مسافت کوتاهي را طي مي کنند و با افزايش مسافت ميزان مهاجرت کاهش مي يابد. به عبارت ديگر ميزان مهاجرت با فاصله رابطه دارد.
2. مهاجرت مرحله اي: به اعتقاد روانشتاين مهاجرت به صورت يک مرحله اي انجام مي پذيرد و آهنگ مهاجرت در جهت مراکز تجاري و صنعتي است. در اين فرآيند روستاييان روستاهاي دوردست شکاف هايي را که در جمعيت روستاييان که اهالي آنها به شهر مهاجرت نموده اند را پر مي نمايند.
3. جريان و ضد جريان: هر يک از جريان هاي اصلي مهاجرت يک ضد جريان جبراني را ايجاد مي کند.
4. اختلاف روستا - شهر در تمايل به مهاجرت: اهالي شهرک ها نسبت به اهالي نواحي روستايي کمتر مهاجرت مي نمايند. به عبارت ديگر هر چه اختلاف مبدا و مقصد کمتر شده احتمال مهاجرت نيز کمتر مي شود.
5. افزوني شمار زنان در بين مهاجرين در مسافت هاي کوتاه: به نظر مي رسد که تعداد زنان در بين مهاجران مسافت هاي کوتاه نسبت به مردان برتري داشته باشند.
6. تکنولوژي و مهاجرت: روانشتاين معتقد است با افزايش تکنولوژي، مهاجرت بيشتر صورت مي پذيرد.
7. غلبه انگيزه هاي اقتصادي: قوانين بد يا ظالمانه؛ ماليات سنگين، عدم جاذبه هاي اقليمي، شرايط اجتماعي نامساعد و حتي اجبار و غيره در بروز مهاجرت موثر هستند ولي هيچ يک از اين عوامل بيش از ملاحظات مادي و اقتصادي برتري ندارند.
در سه چهارم قرني که گذشت، نظريات روانشتاين مورد اعتراض شديد بعضي از نظريه پردازان قرار گرفته است با اين وجود هنوز نظرات وي مورد اقتباس بسياري نيز قرار مي گيرد.

نظرات اسکوتز و شاستاد
پايه نظري آنها در تبيين مهاجرت مبتني
است بر آنچه که آنها سرمايه گذاري مي دانند. اين دو محقق معتقدند هر فرد در هنگام تصميم به مهاجرت، هزينه هاي فيزيکي و پولي ناشي از مهاجرت را مد نظر قرار مي دهند. در اين رابطه دستمزد در مبدا و مقصد، هزينه حمل و نقل امکان يافتن کار و تفاوت در هزينه هاي غذايي و مسکن نقش مهمي را ايفا مي کنند. نگريستن به فرآيند مهاجرت در چنين چارچوبي کمک مي کند تا چگونگي تغييرات نيروي کار در نتيجه توزيع نيروي کار در مناطق مختلف بهتر قابل درک باشد.
ايراداتي که از ديدگاه جامع شناسي به نظرات جذب و دفع گرفته شده است، اين است که چنين نظرياتي کنش متقابل مهاجران و پيامدهاي ناشي از مهاجرت را مورد توجه قرار ندادند. ولي در هر حال اين گونه نظريات توانستند به عنوان نظريات راهگشا، مسير را براي نظريه پردازي و پژوهش در زمينه مهاجرت هموار سازند.

 

 

منابع و مآخذ :

1.       کار در غربت"مهاجرت" ، دکتر فرهنگ ارشاد ، انتشارات كلك خيال ، سال 1373

2.       مهاجرت، حبیب ا... زنجانی، انتشارات ققنوس

3.       اگین ال موبر گنج، ترجمه حمید خفر نجات ، نشر كسري

4.       نظریة مهاجرت از اورت لی ، ترجمه بیژن زارع

5.       فصلنامه راهبرد، شماره 41، پاييز 1385، صص249 - 245.

6.         www.rasekhoon.net / www.daneshju.ir / www.ravid.blogfa.com

    

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 11:18  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پیشینه نظری

هوش هیجانی (Emotional Intelligence) که به اختصار   EI گفته می‌شود و معمولاً معیار ارزیابی آن را «ضریب هوش هیجانی» یا  EQ می‌نامند، به توانایی، ظرفیت یا مهارت ادراک، سنجش و مدیریت هیجانات خود و دیگران، دلالت دارد. اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط دو روان شناس به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کننددانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی» اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی دانست که عمیقاً تمامی توانایی‌های فردی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.[۲] [۳]

. مدل سالووی- مایر، هوش هیجانی را به صورت ظرفیت درک اطلاعات هیجانی و استدلال در هنگام وجود هیجان تعریف می‌کند. آن‌ها توانائی‌های هوش هیجانی را به چهار زمینه زیر تقسیم می‌کنند:

  • توانایی درک و تشخیص دقیق هیجانات خود و دیگران
  • توانایی استفاده از هیجانات برای تسهیل تفکر
  • توانایی درک معانی هیجانات
  • توانایی مدیریت و اداره کردن هیجانات

·         سالووی توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی، بر اساس نطریات گاردنر درباره استعداد های فردی قرار می دهد و این توانایی ها را به پنج حیطه اصلی گسترش می دهد.

·         شناخت عواطف شخصی:خود آگاهی-تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند-سنگ بنای هوش هیجانی است .توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیین کننده دارد.ناتوانی در تشخیص احساسات راستین، ما را به سردرگمی دچار می کند.افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند.این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

·         به کار بردن درست هیجان ها :قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی ای است که بر حس خود آگاهی متکی می باشد.که شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداول-و پیامد های شکست در این مهارت عاطفی، است.افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایما با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.

·         برانگیختن خود : برای عطف توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود، و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید.خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانش ها -زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است.توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشم گیر را میسر می گرداند.افراد داری این مهارت، در هر کاری که بر عهده می گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود .

·         شناخت عواطف دیگران: همدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است اساس "مهارت ارتباط با مردم" است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیاز ها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند.این توانایی آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد.

·         حفظ ارتباط ها :بخش عمده ای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارت های خاص لازمه آن.اینها توانایی هایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می کنند.افرادی که در این مهارت ها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می گردد بخوبی عمل می کنند، آنان ستاره های اجتماعی هستند.

·         البته افراد از نظر توانایی های خود در هر یک از این حیطه ها، با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن است بعضی از ما مثلا در کنار آمدن با اضطراب های خود کاملا موفق باشیم، اما در تسکین دادن نا آرامی های دیگران چندان کار آمد نباشیم.بدون شک، زیر بنای اصلی سطح توانایی ما، عصب است اما مغز به طرز چشم گیری شکل پذیر است و همواره در حال یادگیری است.سستی افراد را در مهارت های عاطفی می توان جبران کرد:هرکدام از این حیطه ها تا حد زیادی نشانگر مجموعه ای از عادات و واکنش هاست که با تلاش صحیح، می توان آنها را بهبود بخشید.[۸

 

پیشینه تجربی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 12:2  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پيشينه تاريخي:

محمد عباسي- (دانش آموخته حوزه علميه و كارشناس ارشد جامعه شناسي)

دين گريزي و گرايش جوانان به فرهنگ غرب همواره دغدغه هايي را براي رهبران ديني، دين داران و خانواده هاي متدين به وجود آورده و تهديدي براي نسل جوان محسوب مي شود.

اين پديده در سده هاي اخير، به ويژه در قرن بيستم، بخش عظيمي از جهان را فرا گرفت و حتي موجب به وجود آمدن مكاتب فلسفي الحادي و ايدئولوژي هاي دين ستيز يا دين گريز گرديد. اما چرا انسان كه ذاتاً مشتاق دين است و فطرت او با درون مايه هاي دين پيوند تكويني دارد، به دين گريزي روي مي آورد و چرا دين گريزي در نسل جوان، نمود بيشتري دارد؟

در پاسخ، بايد گفت: در دين الهي هيچ عنصر گريزاننده وجود ندارد; اگر انسان ها به دريافت معارف ديني و درك صحيح از دين حق نايل آيند، هرگز از دين نمي گريزند. افزون بر اين، عقل و عشق ـ هر دو ـ در متن دين جاي دارند. دين هم ذهن و خرد انسان را تغذيه مي كند و هم به دل آدمي حيات، حركت و نشاط مي بخشد. بنابراين، علت دين گريزي را بايد در خارج از قلمرو دين حق و آموزه هاي ديني جستوجو كرد. بدون ترديد، عوامل متعددي در بروز دين گريزي نقش دارند كه در اين نوشتار به بخشي از آنها اشاره مي گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:10  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پيشينه نظري:

محمدرضا زيبايي نژاد در كتاب درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت عنوان كردهاند كه اگر شخص از برخی از ادیان بت پرستی مثل بودیسم و هندویسم و دیگر ادیان غیر معقول شرقی و همچنین از ادیان خرافی آفریقایی و آمریکای لاتین و... به مسیحیت ایمان آورد جای تعجب نیست ؛ چرا که مسیحیت نسبت به آن گونه ادیان به شدت خرافی رجحان دارد ؛ ولی عقلايي محال است كسي در مورد اسلام و مسیحیت تحقیق کند و حقیقت هر دو را به درستی در یابد و مسیحیت را بر اسلام ترجیح دهد.

عبدالرحيم سليماني اردستاني در كتاب پسر خدا مطرح كردند عوامل رواني،عامل جامعه شناختي و تبليغ غلط وغير منطقي دين اسلام و القاء اينكه مسيحيت دين صلح و محبت است و اسلام دين جنك و خشونت است باعث اين گرايش شده است.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 10:49  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع اول :رابطه خلاقیت با دانش آموزان گروه سنی 12-8 سال شهر تهران

بیان مسئله :

در دنیای پیچیده کنونی, که شاهد رقابت های بسیار فشرده در جوامع گوناگون برای دست یابی

به جدیدترین فن آوری و منابع قدرت هستیم,افراد تیز هوش , خلاق و صاحبان اندیشه ی نو و

تفکرگرا , به مثابه گرانبهاترین سرمایه ها , از جایگاه بسیار بالا و ارزشمند هستیم.

هدف موضوع اول:

1- مشخص کردن رابطه بین خانواده و خلاقیت

2-مشخص کردن رابطه بین خلاقیت و هوش

3-مشخص کردن رابطه خلاقیت و وراثت

4-مشخص کردن رابطه خلاقیت و محتوای کتاب های درسی

5-مشخص کردن رابطه خلاقیت و انگیزه دانش آموز

ضرورت موضوع اول:

پرورش رشد فکری نوجوانان در جهت خلاق شدن آنها

5 سوال موضوع اول:

1-آیا خلاقیت با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه دارد؟

2-آیا خلاقیت با تشویق والدین ارتباط دارد؟

3- آیا خلاقیت با نحوه تدریس معلم ارتباط دارد؟

4- آیا خلاق بودن را باید از کودکی آموخت؟

5- آیا خلاقیت یه امکانات خاصی ارتباط دارد؟

موضوع دوم:تاثیر رفتار والدین بر مسئولیت پذیری فرزندان 12-8 سال شهر تهران

بیان مسئله موضوع دوم:

یکی از ویژگی های مهم شخصیتی که در موفقیت ما نقش عمده ای دارد مسئولیت پذیری است .

مسئولیت پذیری به معنای یک تعهد و الزام درونی فرد برای انجام مطلوب همه فعالیت هایی

است که به عهده او گذاشته است .

هدف موضوع دوم:

1-مشخص کردن جس اعتماد به نفس فرزندان

2-مشخص کردن حس مسئولیت پذیری فرزندان

3-مشخص کردن توانایی فرزندان در انجام کارها

4-مشخص کردن فرزندان در انجام کارهای گروهی

ضرورت موضوع دوم:

فرزندانی با مسئول در قبال انجام کارها تربیت کنیم.

5 سوال موضوع دوم:

1-چگونه می توان کودکی مسئولیت پذیر داشته باشیم؟

2-از چه سنی می توان کودک را مسئولیت پذیر کرد؟

3-مسئولیت پذیری چه تبعاتی در جامعه بزرگسالی دارد؟

4-مسئولیت پذیر بودن کودک چه کمکی به او می کند؟

5-والدین چه راهکارهایی را برای مسئولیت پذیری فرزندانشان بکار می برند؟

موضوع سوم:تاثیر فضای محیطی مدرسه در میزان یادگیری دانش آموزان ابتدایی شهر تهران

موضوع چهارم:نقش شهرداری در ایجاد فضای سبز شهر تهران منطقه 20

موضوع پنجم:تاثیر سلامتی مادران 33-27 سال در سازگاری کودکان

پیشینه نظری:

استیفن رابینز (1991) خلاقیت را به معنای توانایی ترکیب اندیشه ها و نظرات در یک روش

منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می کند.

رضائیان(1374) خلاقیت به کار گیری توانائیهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است

نوآوری به کارگیری اندیشه های جدید ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید

با راه حل جدید انجام کارها باشد.

تومانز(1992)خلاقیت را به وجودآوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافت های افراد و یا گروهها

در یک روش جدید تعریف کرده است.

پیشینه تجربی:

بررسی پیشینه تحقیقات (مک کنین,مانسفید,باس ,کاتل و بوجر نشان می دهد که پیروان اصالت

ذات خلاقیت را یک توانایی و وصف بالقوه تلقی می کردند ولی حتی متفکران پیشرو (ترمن 1925

کالکس 1926,گالتن1869) نیز بر این باور بودند که هر چند خلاقیت مانند هوش,بعد ارثی دارد

باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 0:47  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع اول: تأثیر انتقال و جابه جایی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از تهران به شیراز

انگیزه: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در مرداد ماه سال 89 به دستور رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری وقت به شیراز انتقال یافت و در اردیبهشت ماه سال 91 مجددا به تهران بازگشت. میخواهم تأثیر این انتقال و جابه جایی را بر میزان رضایت مندی کارکنان پژوهشگاه از جنبه های مختلف بررسی نمایم.

هدف: میزان تحقق اهداف انتقال و دلایل بازگشت پژوهشگاه از شیراز به تهران

ضرورت: در راستای تمرکز زدایی و تقویت واحدهای استانی و اعمال توازن و تعادل در نیروی انسانی دستگاههای اجرایی و کاهش پیامدهای ناشی از وقوع احتمالی زلزله در شهر تهران و کاهش چالش های اجتماعی و اقتصادی کلانشهر تهران، بحث انتقال پایتخت از تهران موضوعی است که این روزها خیلی مطرح می شود لذا با توجه به حساسیت و اهمیت موضوع این دسته از تحقیقات به عنوان نمونه تجربی از انتقال دستگاههای اجرایی به سایر شهرها میتواند در تصمیمات مسئولین و برنامه ریزی دقیق و منسجم تر ، نقش بسزایی داشته باشد.

5 سوال اصلی تحقیق:

1- انتقال و جابه جایی پژوهشگاه چه میزان هزینه در پی داشته است؟

2- آیا عملکرد پژوهشی پژوهشگاه مثبت/ منفی بوده است؟

3- میزان رضایت شغلی کارکنان دورکار و انتقالی چقدر بوده است؟

4- وضعیت اقتصادی و رفاهی کارکنان چطور بوده است؟

5- دلایل بازگشت به تهران چیست؟


پیشینه نظری: 

به نظری عده ای از محققین شاید یکی از مؤثرترین شیوه ها برای کاهش رشد نامتوازن شهری بویژه وسعت یافتن شهر تهران انتقال و جابه جایی نقشهای سیاسی، اداری و اقتصادی شهر تهران به سایر نواحی کشور باشد. این راهبرد می تواند ضمن فراهم نمودن شرایط ترمیم ناهنجاریهای موجود شهر، فرصتهای کافی را برای توسعه سایر مناطق کشور نیز فراهم نماید.


پیشینه تجربی:

بسیاری از کشورهای جهان تجربه انتقال و جابه جایی پایتخت و یا مراکز سیاسی، اقتصادی را شاهد بوده اند همچون استرالیا که توانست فعالیتهای سیاسی، اداری و اقتصادی را میان شهرهای کامبرا، ملبورن و سیدنی توزیع کند یا بمبئی و دهلی نو در هند و یا واشنگتن دی سی و نیویورک در ایالات متحده امریکا که هرکدام این سیاست را عملی ساختند و با این سیاست، فشار ناشی از توسعه شتابان و سریع کشور را از دوش شهرهای اصلی و مرکزی برداشته و فرصت ترمیم آنها را فراهم آورده اند.

اولین تجربه عملی در این خصوص، به دهده 1340 و موضوع معافیتهای مالیاتی بر میگردد. موضوعی که طی آن درآمد صنایعی که در استانها استقرار یابند یا صنایعی که خارج از محدوده 120 کیلومتری تهران ایجاد شوند تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف خواهد بود. علاوه بر این معافیتها، تسهیلاتی مانند وام و اعتبار بانکی سهل الوصول و تخصیص منابع مالی برای سرمایه گذاری در این واحدها درنظر گرفته شده است.

اقدام دیگر در رویکرد تمرکززدایی، مربوط به تصمیمات هیئت وزیران در سال 1346 می گردد. در این تصمیمات مقرر شده است تا شعاع 120 کیلومتری تهران، ایجاد صنایع تولیدی ممنوع گردد و ایجاد صنایع کوچک محلی در قطبهای تعیین شده مناطق در اولویت قرار گرفته است. در نتیجه این سیاست ها، توسعه صنایع در سایر شهرهای کشور مانند اراک، یزد،تبریز، اهواز، قزوین و مشهد صورت گرفته است. پس از انقلاب نیز این سیاستها ادامه یافته و در سالهای 1360 و 1362 با تصویب قوانینی، شرکت شهرکهای صنعتی در شهرهای کوچک و محروم ایجاد شد. علاوه بر تصویب و اجرای این قوانین طی سالهای اخیر تصمیمات و سیاستهای جدیدتری نیز در این خصوص اتخاذ گردیده است.

علی رغم اتخاذ سیاستهای صدرالذکر و اقدامات مربوط، متأسفانه آنها نتوانست جلوی رشد شتابان تهران را بگیرد زیرا تهران همچنان کانون و محور اصلی تمامی برنامه های توسعه ای کشور بوده است.


موضوع دوم:

میزان اهمیت دانشجویان دانشگاه ارشاد به نماز

انگیزه:

کمرنگ شدن نماز بین جوانان و نوجوانان

هدف:

ترویج فرهنگ نماز

ضرورت:

به دلیل اینکه هرچقدر جوانان از یاد خدا و معنویت فاصله بگیرند مشکلات روحی، فرهنگی و رفتاری آنها در جامعه بیشتر می شود و برای جلوگیری از این اتفاق و گرایش جوانان به معنویت ضرورت دارد فرهنگ نماز که مهمترین مظهر بندگی خداست بیش از پیش ترویج شود.

5 سوال اصلی تحقیق:

1-به نظر شما چرا نماز ستون دین است؟

2- به چه دلیل در ایات و روایات به این اندازه به اقامه نماز تأکید شده است؟

3- چه تفاوتی بین کسانی که نماز میخوانند و کسانی که به نماز اهمیت نمی دهند وجود دارد؟

4- به نظر شما چه تفاوتی بین خواندن نماز و اقامه نماز وجود دارد؟

5- به نظر شما برای نهادینه شدن فرهنگ نماز در خانواده ها چه باید کرد؟









+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 0:19  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع : عوامل موثر بر خلاقیت دانش آموزان منطقه 9 تهران

مبانی نظری :

اگر چه  تمدن و فرهنگ بشری نتیجه تلاش همه آدمیان در تمام دوران هاست ، اما عظمت آن را مدیون گروه کوچکی از انسانها هستیم که کاشف ، مخترع ، هنرمند یا متفکر نامیده می شوند. از کشف آتش تا اختراع رادیو و سفینه های فضایی ، از نقاشیهای دیواری در غارها تا آثار هنرمندانی نظیر کمال الملک و پیکاسو و از اولین آثار مکتوب تا نوشته ها و سروده های فردوسی و شکسپیر همه محصول کار و اندیشه جمع کوچکی از بشریت است . خلاقیت موهبتی است که در تمام انسانها بالقوه موجود است اما ظهور و  گسترش آن مستلزم شرایط مناسب است .

لفرانکویس خلاقیت را به عنوان کنجکاوی ، اشتیاق به کشف و آزمایش کردن ، تولید پاسخهای جدید به مسئله ، حساسیت به مسئله و توجه به رفتار خلاق خود تعریف می کند . خلاق بودن یعنی پیدیده های عالم را متفاوت از دیگران دیدن همانند نیوتن وقتی که سیب از درخت بر زمین می افتد او چرخش سیب را به گونه متفاوت تر از دیگران می بیند .

تحقیقات انجام شده در زمینه خلاقیت با آموزش نشان می دهد بر خلاف نظریه پردازان گذشته که خلاقیت را فرایندی ارثی و ذاتی تلقی می کردند. خلاقیت را می توان به افراد به ویژه به کودکان و نوجوانان آموزش داد .

خلاقیت نوع ویژه ای از حل مسئله است . حل مسئله فعالیتی عینی تر از خلاقیت است .

پیشینه تحقیق :

پیشینه نظری :

استیفن رابینز (1991): خلاقیت را به معنای توانایی ترکیب اندیشه ها و نظرات در یک روش منحصر به فرد با ایجاد پیوستگی بین آنان بیان می کند .

رضائیان (1374): خلاقیت به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است . نوآوری به کارگیری اندیشه های جدید ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید یا راه حل جدید انجام کارها باشد .

تومانز (1992): خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافت های افراد و یا گروهها در یک روش جدید، تعریف کرده است .

البرشت (1987): خلاقیت و نوآوری و وجه تمایز آنان را به این صورت مطرح کرده که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن اندیشه ی جدید و بدیع است . نوآوری تبدیل خلاقیت اندیشه ی نو به عمل و یا نتیجه است .

گاردنر: خلاقیت را بالاترین شکل کاربرد تیزهوش تعریف کرده است .

پیشینه تجربی :

تحقیقات تجربی و گسترده مربوط به خلاقیت به طور عمده از اواخر دهه 1950 در ایالات متحده آمریکا آغاز شده است . هرچند پیش از این نیز مطالعاتی محدود توسط گالتون ، والاس ، پاتریک و دیگران در زمینه خلاقیت صورت پذیرفته بود، ولی تا آن زمان خلاقیت به عنوان موهبتی که به افراد قلیلی از اجتماع اعطا شده ، در نظر گرفته می شد. شوک اسپوتنیک در اواخر 1950 حرکت گسترده ای را در مراکز علمی و تحقیقاتی آمریکا و اروپا موجب گردید .

پیشینه تحقیقات( مک کنین (1968) ، مانسفید و باس (1981) ، کاتل و بوچر(1968) )، نشان می دهد که پیروان اصالت ذات، خلاقیت را یک توانایی و صفت بالقوه تلقی می کردند ، ولی حتی متفکران پیشرو( ترمن (1925) کالکس (1926) گالتن (1869) ) نیز بر این باور بودند که هرچند خلاقیت مانند هوش ، بعد ارثی دارد، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند .

سندرز در کتاب آموزش خلاقیت تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر داد و آنان را از انجام دادن فعالیت های قالبی و از پیش تعیین شده تا حد امکان بر حذر داشت . در رابطه با پرورش خلاقیت ، پژوهش های (آلبیرخ (1978)، محمدی (1370) ) نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بیشتر از افراد غیر خلاق توانایی پرورش خلاقیت را در دیگران دارند .


بر این اساس در این تحقیق به بررسی مفهوم خلاقیت و روند تفکر خلاق ، ویژگی های افراد خلاق ، عوامل موثر در خلاقیت ، نقش معلم در پرورش خلاقیت ، راه های ایجاد و پرورش خلاقیت در دانش آموزان می پردازیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 22:58  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

با سلام 

زینب رحیمی

موضوع:بیان پیشینه نظری وتجربی

موضوع تحقیق: تاثیر امکانات رفاهی -آموزشی دیستان بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی منطقه 2 تهران.

پیشینه تجربی /ماخذ :ویستا مرجع -  vista news hub

این پژوهش به عنوان گزارشی از یافته‌های یك پژوهش گسترده، درصدد است رابطه‌ متغیرهای فیزیكی كلاس درس را با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مورد بررسی قرار دهد. 
به منظور انجام پژوهش، ۷۲ كلاس پنجم به صورت تصادفی طبقه‌‌ای و ۲۱۸۸ دانش‌آموز و معلمان این كلاسها ازمدارس ابتدایی استان اصفهان انتخاب شدند. روش مورد استفاده در این پژوهش كمی و كیفی بوده و ابزار جمع‌آوری داده‌ها، فرمهای پرسشنامه، مشاهده و آزمون پیشرفت تحصیلی بوده است. تجزیه و تحلیل داده‌های كمی پژوهش، با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS صورت گرفته است. نتایج نشان داد كه اگر چه رابطهٔ معناداری بین متغیرهای فیزیكی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان وجود ندارد، ولی این متغیرها بر نگرش معلم تأثیرگذار است و نگرش معلم نیز پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین مشخص شد كه فضاهای آموزشی مدارس كنونی ما با ویژگی های روانی كودكان و نوجوانان سازگار نیست. بنابراین، لازم است در این رابطه اصلاحات لازم به عمل آید. متغیرهای فیزیكی، حتی اگر بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز نیز هیچ تأثیری نداشته باشد، باید به خاطر حفظ سلامت، بهداشت و امنیت روانی آنان مورد توجه قرار گیرند. 
نظر شخصی: با توجه به نکات مطرح شده در این پژوهش و شغل خود که در دبستان مشغول هستم می توانم بگویم که امکانات رفاهی مانند سالن ورزشی مجهز ،بیشتر می تواند در جذب دانش آموزان به حضور در دبستان کمک کند واز این طریق در  روحیه تحصیلی آنان تاثیراتی داشته باشد، کما این که امکانات آموزشی نظیر تخته هوشمند و کامپیوتر یا کتب آموزشی و غیره نقش بسزا تری می توانند در ارائه بهتر دروس داشته باشند.

پیشینه نظری:

فرضیه:وجود امکانات رفاهی و آموزشی می تواند در افزایش توانایی و مهارت های فردی دانش آموزان موثر باشد.

اﻣﺮوزه ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ داﻧﺶآﻣﻮزان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺎﺧﺺ ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ ﻧﻈﺎمﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮای ﻣﻌﻠﻤﺎن، داﻧﺶآﻣﻮزان، واﻟﺪﻳﻦ، ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان، و ﻣﺤﻘﻘﺎن ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻳﺎدﮔﻴﺮﻧﺪﮔﺎن ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﻼکﻫﺎی ارزﻳﺎﺑﻲ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﻌﻠﻤﺎن ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮای داﻧﺶآﻣﻮزان ﻧﻴﺰ ﻣﻌﺪل ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﻌﺮف ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲﻫﺎی ﻋﻠﻤﻲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮای ورود ﺑﻪ دﻧﻴﺎی ﻛﺎر و اﺷﺘﻐﺎل و ﻣﻘﺎﻃﻊ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺑﺎﻻﺗﺮ اﺳﺖ. ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ علت ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮدازان ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﺑﺴﻴﺎری از ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮده اﻧﺪ.در ادامه به بررسی نظریه ای پیرامون پیشرفت تحصیلی میپردازیم.

پیشرفت تحصیلی از جمله موضوعاتی است که از ابعاد تربیتی، روان شناسی،به آن بسیار پرداخته شده است . ﻳﺎﻓﺘـﻪهـﺎی تحقیقات ﻣﺘﻌـﺪد ﻧـﺸﺎن دادﻩ اﺳــﺖ ﭘﻴــﺸﺮﻓﺖ تحصیلی ﻧــﻪﺗﻨــﻬﺎ از ﺳــﺎﺧﺘﺎرهای داﻧــﺶ و ﻓﺮاﻳﻨــﺪهای ﭘــﺮدازش اﻃﻼﻋــﺎت ﺗــﺄثیر ﻣــﻲﭘــﺬﻳﺮد ﺑﻠﻜــﻪ ﺑــﻪ ﻋﻮاﻣــﻞ اﻧﮕﻴﺰﺷــﻲ از جمله ﺑﺎورهــﺎ، ﻧﮕــﺮشهــﺎ و ارزشهــﺎ ﻧﻴــﺰ ﻣﺮﺑــﻮط ﻣــﻲﺷــﻮد.

سالهای متمادی است که محققان و پژوهشگران تعلیم و تربیت و روانشناسان اجتماعی، مطالعات فراوانی در مورد عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام داده اند. پیشرفت موضوعی است که به خصوص در حال حاضر نیز مورد توجه تمامی کشورهای جهان بوده است، و هر ساله مقدار زیادی از بودجه جوامع صرف تحصیل کودکان و نوجوانان می شود و پژوهشهای زیادی به بررسی عوامل مختلفی که می تواند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر داشته باشدمانند: خانواده، محیط زندگی، مدرسه و برنامه های آموزشی اختصاص یافته است.

در چارچوب نظریه خودکارآمدی بندورا چنین عنوان می شود که افراد با باورهای قوی نسبت به توانائی های خود در مقایسه با افرادی که به توانائی های خود تردید دارند در انجام تکلیف کوشش و پافشاری بیشتری نشان می دهند و در نتیجه عملکرد آنها در انجام تکلیف بهتر است. بر اساس تحقیق وود و بندورا مشخص شده است، که کسانیکه توانایی را به عنوان انعکاسی از استعداد هوش ذاتی در نظر می گیرند، کارآمدی ادراک شده آنها در برخورد با مشکلات کاهش می یابد، در مقابل کسانیکه مفهوم توانایی را یک مهارت قابل اکتساب می دانند، احساس کارآمدی قوی تری دارند و اهداف بالاتری برای خود در نظر می گیرند.

در تعامل بین شخص و محیط، یکی از مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار، خودکارآمدی است. خودکارآمدی عبارت است از: «قضاوت افراد در مورد توانایی هایشان برای سازماندهی و اجرای یک سلسله کارها برای رسیدن به انواع عملکردهای تعیین شده»(بندورا، 1986، و شانک). به نظر بندورا خودکارآمدی دو بعدی است. که یک بعد آن انتظار کارآمدی در انجام تکلیفی خاص و بعد دیگر انتظار پیامد تکلیف است. انتظار کارآمدی بیانگر این است که فرد به توانایی خود در موقعیتی اطمینان دارد . خودکارآمدی یکی از عناصر خودپنداره است و مشتمل بر باورها و انتظاراتی است که به طور مؤثر در رابطه با وظایف و نیازهای فردی است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 22:51  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

با سلام خدمت استاد گرامی 

من زینب رحیمی هستم وعذر خواهی می کنم به خاطر تاخیری که در ارائه تکالیفم داشته ام .

موضوعات تحقیق و بیان مسئله برای آنها.

1-تاثیر موسیقی بر هوش کودکان 3 تا 5 سال مهد کودک های مناطق 1 تا 4 تهران.

2-تاثیر استفاده از برنامه های آموزشی آموزشگاه های آمادگی کنکور در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی رشته ریاضی منطقه 2.

3-تاثیر استفاده از رنگ های شاد برای جذب مشتری در رستوران های منطقه 5 تهران.

4-تاثیر امکانات رفاهی -آموزشی دبستان بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدایی منطقه 2.

انگیزه : چرا باوجود امکانات رفاهی و آموزشی فراوان در مدارس ابتدایی غیر انتفاعی منطقه 2 تهران ،شاهد افزایش قابل ملاحضه ای در میزان پیشرفت تحصیلی آنان نیستیم .

هدف : شناسایی عواملی که باعث می شود که اغلب دانش آموزان با وجود دسترسی به این امکانات رفاهی و آموزشی نتوانند به مهارت های مورد نظر مدیران آموزشی دست یابند و دست یابی به راهکارهایی که بتواند در حل مسئله کمک کند.

ضرورت : باید مدیران به صورت هدفمند تری به ارائه ی اینگونه خدمات وامکانات و میزان بازدهی آنها توجه کنند.


5-تاثیر وجود باشگاه ورزشی در محیط کار بر میزان بهره وری کارمندان سازمان بیمه ایران.

انگیزه : مشاهده ی روحیه ی کسالت بار در میان کارمندان ونبود نشاط کافی در محیط کاری آنان وخستگی زود هنگام برخی.

هدف: شناسایی و ارائه ی راهکارهایی جهت بالا بردن روحیه کاری کارمندان و بررسی میزان اثر گذاری آن در 

بهره وری.

ضرورت : لازم است که مدیران توجه بیشتری به عوامل موثر در افزایش علاقه کارمندان به حضور در محیط کاری خود را داشته باشند تا از این منظر به افزایش کارایی آنان کمک کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 21:55  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

پیشینه نظری

مطالعهاي توسط بوو و همكارانش  در سال 2009 و تحت عنوان يك مدل ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري و كاربرد آن براي اهداف چندگانه در كشور آمريكا انجام شد. اين مطالعه به بررسي اطلاعات تجربي براي توسعه يك مدل برند با استفاده از مدل هاي ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري و اطمينان از روايي و پايايي اين مدل مي پردازد. در روند انجام تحقيق يك مدل پيشنهادي و يك مدل اصلاحي در گروهي از توريستها در آمريكا مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج حاصل از تحقيق، مفهوم ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري را تاييد ميكند و علاوه بر اين نشان ميدهد كه آگاهي از برند تاثير مثبتي بر ارزش برند دارد اما نميتواند اثر مستقيمي بر وفاداري مشتريان به برند داشته باشد. به عبارت ديگر توريستي كه تجربه مثبتي دارد، ممكن است مشتري وفاداري نباشد .

آنها ابعاد ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري شامل آگاهي، تصوير ذهني، كيفيت و وفاداري را مورد بررسي قرار دادند. نتيجه تحقيق حاكي از آن است كه رابطه مثبت و معناداري در ميان چهار بعد ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري وجود دارد. بررسي مدل در اين تحقيق همانند تحقيقات پيشين نشاندهنده اهميت تصوير ذهني است اما كونكينگ و گارتنر پيشنهاد ميكنند كه تصوير ذهني تنها بعد حياتي ارزش ويژه برند مبتني بر مشتري نميباشد بلكه براي ارزيابي كاملتر مدل، ابعاد آگاهي، كيفيت و وفاداري نيز بايد مورد بررسي قرار گيرند.

 

پیشینه تجربی

با مطالعه سایتهای گوناگون و مطالعه تحقیقات انجام شده توسط اساتید و افراد گوناگون برداشت من از اطلاعات بدست آمده به شرح زیر است :

ارزش برند از طریق نام برند سودمندي فزاینده و ارزش افزوده بیشتري را به یک محصول می دهد.

اکثر مطالعاتی که در جستجوي شناسایی روابط بین تلاشهاي بازاریابی و ایجاد ارزش برند، بوده اند، بر مشتریان آمریکایی تمرکز کرده اند. یک مطالعه انجام شده در آمریکا استدلال می نماید که تصویر ذهنی فروشگاه رابطه مثبتی با کیفیت ادراك شده برند دارد و ترفیعات بالاي قیمتی تأثیري معکوس بر کیفیت ادراك شده برند دارند.

محققان دیگري با بررس نمونه هاي متفاوت دانشجویان یک دانشگاه آمریکایی، فهمیدند که برند با یک بودجه تبلیغاتی بالاتر، سطح بالاتري از ارزش برند را فراهم می آورد .

تحقیقات نشان داده است که تفاوتها در سیستمهاي ارزشی فرهنگهاي متفاوت به نظر می رسد با تفاوتهاي اساسی در رفتار مصرف کننده مرتبط باشد .

در ادامه تحقیقات دیگري نشان داد که مصرف کنندگان بخشهاي مختلف دنیا به دلیل تفاوت هاي فرهنگی، اقتصادي و شیوه مصرف، طرزنگرشها و عقاید مختلفی نسبت به فعالیتهاي بازاریابی دارند.

چند فعالیت بازاریابی (مثل: تبلیغات، ترفیعات، بازاریابی رویداد/حمایت مالی و روابط عمومی) اثرات مثبت بر ارزش برند دارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 21:29  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

ü      بررسی نگرش مصرف کننده ایرانی به کشور محل ساخت در صنعت پوشاک

ü      مقایسه ارزش ویژه برند محصولات آرایشی و بهداشتی داخلی یا خارجی

ü دلایل افسردگی ناشی از کار در زنان شاغل پایتخت

ü نقش خانواده در پیشگیری از انحرافات اجتماعی فرزندان 15 الی 25

ü دلایل بالا رفتن سن ازدواج در 5 سال اخیر در تهران 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 20:58  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

هدف

بررسی تاثیرات تماشای سریالهای ماهواره برزندگی زناشویی زوجهای جوان 

ماهمچنین میخواهیم پیامدهاونتایج حاصل ازاین فیلم هاوسریالهارابرسبک زندگی زوجهای جوان دریابیم

دغدغه ها -کنجکاوم که بدانم چه عوامل ونکاتی دراین سریالها وفیلمهاوجود دارد که زوجهای جوان بسیارعلاقمندبه دیدن ودنبال کردن این فیلمهادارندبه جای اینکه وقت بیشتری رابه همکلام شدن بایکدیگر بگذارندوان تاثیرگذاری کهاین سریالهاتوانسته اندبرزندگی زناشویی زوجهای جوان بگذارند

بیان مساله -باواردشدن ماهواره به منازل زوجهای جوانوتماشای این سریالهازوجهای جوان سعی درگذراندن اوقات فراغتشان بااین سریالهامیباشندوحتی تماشای این فیلمها تاثیرات وپیامدهایی رادرزندگیشان ایجادکرده که این تاثیرات اثارقابل چشمگیری راتوانسته درسبک ونگرش  زندگیجوانان ایجاکند

سوالات تحقیق۱-ایا این سریالها توانسته گرایش به فرهنگ غرب وسبک  زندگی غرب رادرزندگی زوجهای جوان به وجود اورد

۲ایااین سریالهاموفق به افزایش خیانت وبدبینی زوجهای جوان نسبت به یکدیگر گشته است

۳-ایا این سریالهادرگرایش به تجملات وبالارفتن توقعاتدرروابط زوجهای جوان بایکدیگرداشته یاخیر

۴میزان همزادپنداری که زوجهای جوان باشخصیت های داستانی ان سریالها داشتند به چه میزان بوده

پیشینه ی تجربی  مجیدابهری اسیب شناس ومتخصص که درباره این موضوعی که من تحقیق وبررسی انجام میدهمتحقیق کرده اومعتقداست که کمرنگ شدنارزشهای اخلاقی درمیان زوجهای جوان یکی ازتاثیرات تماشای سریالهای ماهواره ای تنوع طلبی مردان گذاشته باعث ضعیف شدن قوای جنسی انهاشده وبه دلیل اینکه دیگه اونها غریز جنسی همسران خودشون رو براورده نمیکنندزنهاهم میروند به دنبال روابط فرازناشو یی همچنین اومعتقد استاومعتقد است تغییرسبک زندگی زوجهای جوان تحت تاثیر ماهواره فیلم ها وسریالهایی است که محتوای ٪۹۹ ازانهامجاشمردن این گونه روابطخارج ازعر وشرع قبح زدایی ازروابط غیراخلاقیوشرعی ودههان.هنجاری زفتاری دیگراست

پیشینه نظری  -  نظریه  کاشت به عنوان یکی ازپرکاربر دترین نظریه های مربوط به رسانه هاست ازنظریه کاشت در راستای اهداف جنین تصور میشه که شبکه های ماهواره ای رسانه ای هستند که بسیاری ازتصورات ما را از دنیای پیرامونمان شکل میدهند تصورهایی که نقش مهمی درکنش اجتماعی وجامعه پذیری مادارند از این رو درعملکردنظام خهنواده سنتی ایرانی ماتاثیرگذار است براساس نظریه ی سکولاریزاسیون شبکه های ماهواره ای بار شدشان رفته رفته از اهمیت  مذهب نزدمخاطبان می کاهندوارزشهای زندگی وجامعه مدرن بدن قید وشرط مذهبی را جانشین ان میکنند

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 20:20  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

۱ - بررسي و شناخت ويژگي هاي خيرين تاسيس مدارس در شهر تهران

۲- بررسي و شناخت علل گرايش جوانان بين ۱۸ تا ۲۵ سال شهر تهران به دين مسيحيت

انگيزه: چرا جوانان مسلمان با وجود اينكه دين اسلام كامل ترين دين مي باشد به دين مسيحيت گرايش پيدا مي كنند؟

هدف: چه كنيم و چگونه مساله را روشن كنيم و راه حل اينكه دين اسلام براي جوانان به بهترين شكل شناخته شود را پيدا كنيم.

ضرورت: بايد دين اسلام كه كامل ترين دين است شناخته شود تا از گرايش جوانان جلوگيري شود.

سوالات تحقيق: ۱- علت هايي كه باعث حذب جوانان به مسيحيت مي باشد كدامد؟

۲- عواملي كه باعث گريز جوانان از اسلام شده است كدامند؟

۳- راهكارهاي پيشنهادي براي حل اين مساله چيست؟

۴- دلايل قوت تبليغات مسيحيت كدامند؟

دلايل ضعف تبليغات دين اسلام توسط مسلمانان كدامند؟

۳- بررسي و شناخت عوامل موثر در بدحجابي دانش آموزان دختر دبيرستاني شهر تهراني

۴- بررسي عوامل گسترش ازدواج اينترنتي بين زنان و مردان ۱۸ تا ۳۰ سال شهر تهران 

۵-بررسي تاثير ارتباط مديريت كارا با ايجاد رضايت شغلي در بين كاركنان دانشگاه علوم پزشكي ايران

موضوع ۵:انگيزه: چرا كاركنان بعد از مدتي كه از شاغل بودن آنها ميگذرد ديگر هيچ رضايتي از شغل خود ندارند و مدير كارا چه كمكي در اين زمينه مي تواند داشته باشد.

           هدف: بوجود آوردن راهكارهايي و ايده ها توسط مدير مربوطه كه باعث شود كاركنان در مدت زمان كاركرد خود با رضايتي كامل مانند زماني كه تازه مشغول به كار شده بودند داشته باشند.

        ضرورت: تا زماني كه رضايت شغلي وجود نداشته باشد كارايي و بهره وري در كار وجود نخواهد داشت و مدير به نتايج لازم جهت بهبود كار خود دست نخواهد يافت.

سوالهاي مهم تحقيق: - از طريق چه ع.املي مي توان رضايت شغلي ايجاد كرد؟

                            - مهارت و توانايي هاي مديريت در چه زمينه هايي بايد باشد تا باعث رضايت كاركنان خود شود؟

                           - مديريت چه آموزشي را مي تواند براي كاركنان بگذارد؟

                           - رضايت شغلي در محل كار به چه ميزان در بهبود كار موثر است؟

                           - عدم رضايت شغلي بيشتر چگونه ايجاد مي شود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 12:37  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع اول:

تاثیرات فضای آموزشی باشگاه بر روی آینده ورزشکاران استان تهران منطقه 10

بیان مسئله:

امروزه در کشور ما افراد بیشتر به ورزش علاقه مند شده اند و این امر باعث شادی و سلامت افراد

در جامعه می شود .و این فعالیت ورزشی جامعه را به سمت توسعه یافتگی هدایت می کند.

هدف موضوع اول:

1-مشخص کردن رابطه بین فضای آموزشی باشگاه و ورزشکار

2-موانعی که باعث دوری از ورزش می شود

3-رابطه بین ورزش و آینده ورزشکار

ضرورت موضوع اول:

حفظ سلامت جوانان و استفاده از نیروی کار سالم و با نشاط در کشور

انگیزه:

در سال های گذشته افراد کمتر وقت خود را صرف ورزش می کردند اما امروزه عکس گذشته است و من

می خواهم بدانم چه عواملی باعث ایجاد انگیزه ورزش در جوانان شده است.

سوال موضوع اول:

1- آیا فضای آموزشی بر کار ورزشکار تاثیر دارد؟

2-آیا وجود مربی حرفه ای بر روی آینده ورزشکار موثر است؟

3-آیا ورزش با سلامتی جسم و روان فرد ورزشکار رابطه دارد؟

4-آیا کمبود امکانات ورزشی بر کار ورزشکار موثر است؟

5-آیا ورزش فرد را به اهداف بلند یا بهتر سوق می دهد؟

موضوع دوم:

تاثیرات فقر در رفتار افراد 16 تا 20 سال استان تهران منطقه 20

بیان مسئله:

در کشور درآمد تعدادی از خانوارها بسیار پایین است تا حدی که نمی توانند نیازهای زیستی و اولیه

خود را تامین کنند و این فقر بر روی رفتار آنان در جامعه تا ثیرگذار است.

هدف موضوع دوم:

رابطه بین درآمد پایین و رفتار افراد کم درآمد

رابطه بین فقر و آینده افراد فقیر

رابطه بین درآمد پایین و عدم توسعه در کشور

ضرورت موضوع دوم:

کاهش فقر در کشور و زسیدن به توسعه یافتگی و رفتار مناسب افراد فقیر در جامعه

انگیزه:

امروزه با توجه به گرانی ,تورم و درآمد کم خانوارها ,افرادی که در خانواده های فقیر هستند با افراد

بالاتر از خود (سرمایه دار) کمتر رفت و آمد می کنند و احساس حقارت می کنند و خودشان را کمتر در

کارهای گروهی ظاهر می کنند که این امر عدم پیشرفت آنها را در جامعه نشان می دهد و می خواهم

بدانم چرا رفتار این نوع از افراد با درآمد پایین این چنین است؟

سوال موضوع دوم:

1- چرا افرادی که در خانواده های کم درآمد هستند احساس حقارت می کنند؟

2-آیا درآمد بر روی رفتار خانواده های کم دامد تاثیرگذار است؟

3-آیا شخصیت افراد با سرمایه آنها مشخص می شود؟

4-چرا بعضی از افراد فقیر اهداف کوچکی دارند؟

5-دلیل فقر در جامعه چیست؟

موضوع سوم:عوامل موثر تحریم کشور ایران بر روی قیمت شیر خشک استان تهران منطقه 13

موضوع چهارم:عوامل موثر شرایط خدماتی و مالی بر روی تصمیم گیری مدیر کارخانه x در میزان

تولید نخ در استان تهران

موضوع پنجم:تاثیر ماهواره بر روی کودکان 5 تا 8 سال استان تهران منطقه 2

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 12:6  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
سیما ارمکانی      کلاس 2
موضوع تحقیق : بررسی تاثیر پدیده مدرک گرایی بر میزان مطالعه کتب غیر درسی توسط مردم تهران در سال91
بیان مسئله :
یکی از علل پایین بودن میزان مطالعه کتب غیر درسی در بین مردم وجود معضل مدرک گرایی در جامعه و در پی آن بها ندادن به سواد و دانسته های افراد است. وجود پدیده مدرک گرایی و شدت یافتن آن در جامعه باعث می شود افراد برای بدست آوردن مدارک تحصیلی ارزش زیادی قائل شوند و در عوض دانش اندوزی و افزایش سواد و دانسته های فردی روز به روز ارزش خود را نزد مردم از دست بدهد. با تشدید پدیده مدرک گرایی، دانش آموزان و دانشجویان تنها به مطالعه کتب درسی اکتفا نموده و تنها نگرانی آنها قبولی در امتحانات و هدف اصلی آنها گرفتن مدرک خواهد بود و در نتیجه هیچ رغبتی به مطالعه کتب غیر درسی بجز در موارد بسیار کم نخواهند داشت. از دیگر پیامدهای مدرک گرایی، تلاش داوطلبان صرفاً برای قبولی در دانشگاه بدون توجه به رشته تحصیلی، بی علاقگی آنان به رشته تحصیلی پس از قبولی در دانشگاه و بالاخره درس نخواندن، غیبت از کلاس درس، تقلب در امتحانات و تلاش آنان برای تعطیلی کلاس درس است. البته نباید فراموش کرد که عوامل دیگری نیز در پایین بودن میزان مطالعه کتب غیر درسی مؤثر است که از جمله آنها عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است.
 
هدف :
-مشخص کردن رابطه ی بین مطالعه ی کتب غیر درسی و میزان سواد افراد
- مشخص کردن رابطه ی بین دانش اندوزی و افزایش سواد
 
ضرورت موضوع :
با توجه به بحث هایی که در این مورد در جامعه وجود دارد تمامی این عوامل یعنی عدم توجه دانشجویان و حتی دانش آموزان به آینده شغلی و زندگیشان و شرایطی که در سالهای نه چندان دور برای آنها فراهم می شود شرایط کنونی بسیار خطرناک و در صورت عدم توجه مسولان ذیربط در آینده ای نزدیک خطرناک خواهد بود.
سؤالات تحقیق :
 الف - آیا پدیده مدرک گرایی تاثیری بر میزان مطالعه کتب غیر درسی توسط مردم تهران در سال 91 دارد؟
ب – مردم تهران چند ساعت در روز را به مطالعه کتب غیر درسی اختصاص می دهند؟
ج-چرا پدیده مدک گرایی بوجود آمده است؟
د)آیا این پدیده تاثیری در روابط اجتماعی افراد دارد؟
ح – ایا می توان علت وجود این پدیده را شرایط نا مطلوب جامعه در نظر گرفت؟
 
موضوع2 : مشتری مداری و اهمیت آن
 
هدف از تحقیق :
شناسایی مشتری وانواع آن ،اهمیت مشتری ،جلب رضایت مشتری،روش های مشتری مداری ومفاهیم مشتری مداری ،ارتقا سهم بازار واثرات رضایت مشتری در کسب وکار ،شناسایی انتظارات مشتری ،شناسایی نیازهای مشتری و نیز هدف از این تحقیق نشان دادن اهمیت بالای مشتری مداری جهت رسیدن به سود بیشتر و حفظ وفاداری مشتری است.
 
ضرورت از انجام تحقیق:
از خصوصیات انسان پویا در عصر رقابت، توانایی پیش بینی و برنامه ریزی است. به طوریکه بتوانند با برنامه
ریزی برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده گام بردارد و هر زمانی که لازم بود، در برنامه های خود
تغییراتی را ایجاد کند و آمادگی انعطاف پذیری و هماهنگی با شرایط را داشته باشند. شما هم اگر می
خواهید در بازار کار موفق باشید بهتر است همیشه در صدد تغییر برای جلب هرچه بیشتر مشتریان خود
باشید .
در این کار یعنی فروشندگی و یا بازاریابی دو دسته از انسانها بسیار اثر گذار هستند . یک دسته مشتریان
ودسته دیگر رقبا. پس بهتر است خود را شرطی کنیم و در آغاز روز دو سوال را بسیار مهم از خود بپرسیم:
مشتری من کیست و چه می خواهد؟ رقیب من کیست و چه می کند؟ در واقع جلب مشتری هدف اصلی
ماست و رقیب مانع رسیدن به این هدف است .
البته تصور نکنید اگر پاسخ این سوالها را پیدا کردید، می توانید با آن یک عمر کسب و کار بی دغدغه داشته
باشید. حقیقت این است که دنیا در حال تغییر است و مطمئناً سلیقه، ذائقه، قدرت مالی و... مشتری هم
عوض می شود. رقبا هم دستخوش تغییرات فراوان هستند .
پس با این سوالها تا آخر عمر همراه هستند. اما هیچگاه درجه رقابت خود به مشتریان آنها را نگران کرده
است، طبیعی است که اگر برای آنها مهم نبودیم از ما صحبت نمی کردند، پس اگر موضوع صحت نداشت
بگویید متاسفانه آنها روش خوبی را برای رقابت انتخاب نکرده اند اما اگر موضوع صحت داشت، کتمان نکنید،
بلافاصله موضوع را به ارزش مرتبط کنید و برآیند نقاط مثبت و منفی را برای مشتری بشمارید و این را یاد
آور شوید که تمام شرکت ها مشکلاتی دارند .
فراموش نکنید فروشندگان موفق نیاز های مشتری را می شناسند و می توانند آنها را از سوی مشتری به
تقاضا تبدیل کنندو تقاضا همان نیاز و خواست است زمانی که با قدرت خرید همراه شود. اگر نتوانیم مشتری
را به حالت متقاضی تبدیل کنیم، در آن صورت آنها جذب رقبا خواهند شد به این متقاضی شدن، خاتمه
معامله فروش می گویند .
یعنی هنر تشخیص زمان برای پایان دادن معامله. یادتان باشد که شما فقط نمایش دهنده نیستند، بلکه
فروشنده هستید. بهترین زمان برای پایان دادن به کار در اولین زمان ممکن است، شما باید مراقبت نشانه
هایی باشید که حاکی از آن است که مشتری آماده تصمیم گیری است .
حالات، اظهار نظرها، سر تکان دادن ها همگی نشانه هایی است که رضایت مشتری را درباره آنچه ارائه شده
نشان می دهد .
برای هر چیزی که به مشتری می گویید یک دلیل قانع کننده داشته باشید ، به طور کلی که مطمئن باشید
او حرف شما را باور می کند .
پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید ، لازم است خیلی خوب درباره آن فکر کنید و آن رااز زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید بهتر است خود را جای مشتری بگذارید و ببینید که آیا خودتان این حرف را باور می کنید؟ با این شیوه،مطمئن باشید که اگر حرف خود را باور کنید، مشتری نیز حرف شما
را قبول می کند و به این ترتیب شما یکی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموخته اید .
ضرورت انجام تحقیق ، ارتباط بهتر با مشتری وروش های جدید رضایت مشتری وافزایش سود برای سازمان ورضایتمندی برای مشتری وکارکنان وتبدیل مشتری به مشتری دائم ومشتری وفادار و ماندگاری مشتریان،
رشد سهم بازار، کاهش هزینه ها، رشد قیمت سهام می باشد .
آموزشهای روشهای مشتری مداری به کارمندان جهت پیشرفت سازمان و پیشی گرفتن و سبقت از رقبا نیزجزء ضرورت از انجام این تحقیق می باشد.
 
سوالات تحقیق:
 . مشتری و مشتری مداری چیست؟
1- راههای تحقق مشتری مداری چیست؟
2-. روشهایی بهبود خدمات به مشتریان چیست؟
3-. راههای کسب رضایت مشتری چیست وچه تاثیری بر کسب وکار دارد؟
4- اصول موفقیت در جلب مشتری چیست؟
 
موضوع 3 : بررسی عوامل موثر در کسری وفزونی صندوق از دید تحویلداران بانک ملی شهر تبریز
موضوع 4 : بررسی رابطه عزت نفس مدیران بر رضایت شغلی کارکنان جمعیت هلال احمر تهران
موضوع 5 : عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در جایگاه های سوخت شهر همدان‎
 
  /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 1:57  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

محبوبه کردستانی ، موضوع: تأثير عدالت سازماني بر توسعه­­­ي سرمايه هاي انساني دانشگاه شاهد

پيشينه­ی نظري

عدالت سازمانی بازگو کننده میزان درک فرد از این موضوع است که آیا با وی در محل کار عادلانه برخورد می شود یا خیر؟ این امر به نوبه خود منجر به شناسایی و تعیین سه جزء تشکیل دهند عدالت سازمانی خواهد شد که عبارتند از : عدالت توزیعی، عدالت مراوده ای، عدالت رویه ای(krietner&kinicki,2001).

اگر کارکنان فکری توسط سازمان به نحو مطلوب به کار گرفته نشوند، دانش و مهارت موجود در ذهن آنها نمی تواند فعال شود، یا اینکه به صورت ارزش بازاری درآید. اگرچه در یک سازمان یاد گیرنده، کارکنان به عنوان مهمترین دارایی در نظر گرفته می شوند (BOntis,1998)، با این وجود آنها در تملک سازمان نیستند(Stewart,1997).

پیشینه تجربی

مهرمنش و سعیدی (1390)نقش عدالت سازمانی را بر بهره وری منابع انسانی در شرکت بهنوش مورد بررسی قرار دادند که نتایج حاصل از بکارگیری ازمون های پارامتریک، همبستگی پیرسون و رگرسیون ، بیانگر تأثیر مستقیم عدالت سازمانی و ابعاد آن شامل عدالت توزیعی،رویه ای و مراوده ای بر بهره وری منابع انسانی شرکت بهنوش بود. در این سازمانف یهره وری منابع انسانی و عدالت رویه ای در سطح نامناسبی و سایر متغیرها در سطح مطلوبی قرار گرفتند.

عدالت سازماني به انصاف درك شده از سوي كاركنان در مورد وظايف و شغلشان در محيط كار مربوط است (گرينبرگ 1990).

عدالت سازماني باعث مي شود تا افراد وظايف خود را در سازمان به نحو مطلوب و اثر بخش به انجام برسانند (قلي پور و پورعزت-2008).

در نهايت مي توان گفت بكارگيري ابعاد عدالت در سازمانها به توسعه سرمايه هاي انساني منجر خواهد شد و همچنین اعتقاد نگارنده بر این است که هر انساني از زمان تولد تا مرگ مستقيم يا غير مستقيم  به نوعي وابسته به سازمانها ست و در زندگي امروزي بدون وجود سازمانها روند و ادامه زندگي امكان پذير نمي باشد و شاید بتواند به این هدف نزدیک شد که بکارگیری عدالت سازمانی در تمامی ابعاد، بر توسعه سرمایه های انسانی در دانشگاه شاهد چه تأثیری خواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 21:25  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

.بررسی علل کاهش انگیزه برای ادامه تحصیل درپسران دیپلم استان تهران

پیشینه نظری:

توانایی اجتماعی که منظور از آن رابطه‌ای است که والدین با فرزندانشان، خانواده‌های دیگر و مدرسه دارند، مستقل ازتاثیر سرمایه انسانی - مالی می‌تواند بر موفقیت تحصیلی تاثیر بگذارد (کلمن ۱۹۸۸.)

 دانش آموزانی که والدینشان فعالیت‌های آن‌ها را تنظیم می‌کنند، از آنان حمایت معنوی می‌کنند، آنها را به تصمیم‌گیری‌های مستقل تشویق می‌کنند و در مسائلشان خود را درگیر می‌نمایند، احتمال ترک تحصیل‌شان کمتر است. ( آستن و مک لاناهان ۱۹۹۱.)

 طبق نظریه سرمایه گذاری، والدین بر اساس اهداف و محدودیت‌شان درباره مقدار زمان و منابعی که برای فرزندشان صرف می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و این مسأله می‌تواند بر تمایل بچه‌ها به تحصیل و کسب مهارت‌های علمی‌آن‌ها تاثیر بگذارد.(هاو من، ولف، ۱۹۹۴)

پیشینه تجربی:

.بررسي عوامل موثر در كاهش انگيزه تحصيل دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اردبيل

نويسنده(گان):دكتر خليل رستمي ، دكتر عليرضا فدايي نائيني ، حسين محمدنيا

يافته ها:

 نتايج به دست آمده از اين مطالعه نشان داد كه از مجموع 11 متغير مورد مطالعه به ترتيب، 5 متغير اميد به آينده (با ضريب 0.90)، ميزان عزت نفس (0.12)، كيفيت عوامل آموزشي (0.11)، وضعيت تاهل (0.40) و ميزان درآمد خانواده (با ضريب 0.70) مي توانند علل كاهش انگيزه تحصيلي دانشجويان را تبيين كنند. در حالي که 6 متغير جنسيت، ميزان تحصيلات، فوت والدين، جو عاطفي خانواده، سلامت جسمي- رواني و ميزان يادگيري خود تنظيمي، تاثير معني داري در انگيزه تحصيلي دانشجويان ندارند.
نتيجه گيري:

در اين پژوهش به تبيين رفتارهاي اساسي دانشجويان پرداخته شد و نتايج نشان داد كه پايين بودن ميزان متغيرهاي اميد به آينده، عزت نفس، كيفيت عوامل آموزشي، درآمد خانواده و تاهل دانشجويان از عوامل عمده كاهش انگيزه تحصيلي به شمار مي آيد. با توجه به نتايج فوق ضروري است مسوولين دانشگاه علوم پزشكي اردبيل از طريق ارايه راهكارهاي مناسب در جهت جلوگيري از بي انگيزگي تحصيلي در دانشجويان اقدام نمايند.

بنده در قسمت پیشینه نظری بانظریه کلمن ، استن ومک لاناهان بسیارموافقم،زیرا براین باورم که خانواده درادامه تحصیل نقش به سزایی را ایفا مینماید.

اما دربخش پیشینه تجربی معتقدم که 2عامل دیگر (علاوه بر 5 مورد ذکرشده: آینده شغلیِ، میزان عزت نفس، كيفيت عوامل آموزشي، وضعيت تاهل، و ميزان درآمد خانواده.)نیز میتواند برترک تحصیل پسران موثر باشد که نیاز به بررسی دارد:

1)سستی وکاهلی(تنبلی)

2)دوستهای ناباب

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 19:55  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

موضوع اصلی تحقیق: بررسی علل کشش به اعتیاد و بزهکاری در نوجوانان و جوانان خانواده های مرفه و آزادمآبانه در مناطق ۱ و ۲ شهر تهران.

اعتیاد را نوعی بیماری روانی تکرار شونده می­دانند که فرد معتاد علی رغم تمام عوارض مصرف داروی مخدر، آن را بدون اراده مصرف می­کند ا مروزه شاهد تجزیه و تحلیل های متفاوتی از معضل اعتیاد جوانان به موادمخدر و مشکلاتی که برای خود – خانواده- و اجتماع ایجاد کرده و می­کنند هستیم و این معضل متاسفانه دامنگیر خیلی از کشورها و شاید بهتر بگوییم دامنگیر کل جوامع انسانی شده است .

پیشینه تجربی:

در زمينه «ارتباط آشفتگي خانواده و مصرف مواد مخدر» فارو و برسينگ (1990) بر روي 343 نوجوان دست به انجام يك تحقيق زدند. در نتيجه اين پژوهش مشخص شد كه کسانی که به مصرف زياد الكل و مواد مخدر مي­پرداختند، اغلب داراي خانواده­هايي با زمينه آشفته بودند.

سيمونز و رابرتسون (1989) در يك آزمون با نمونه آماری 343 نفر پسر كه شامل افراد معتاد و غیر معتاد مي­شد به يك رابطة دو جانبه مشخص ميان برخي شاخص­هاي رفتاري والدين و وارد شدن فرزندان به گروه­هاي منحرف هم سن و سال و نهايتاً مصرف مواد مخدر پي­بردند. بر اساس یافته های این پژوهش طرد فرزندان توسط والدين از اهميت ويژه­اي در گرايش فرزندان نسبت به گروه هاي منحرف هم سن برخوردار است. اين محققان هم­چنين باور داشتند كه طرد فرزندان توسط والدين، قابليت اتكاء و اعتماد به نفس آنان را خدشه دار مي­نمايد.

بر اساس نتایج مطالعات بروك، نومرا و كوهن (1989) الكلي­هاي دائم الخمر(نوشندگاني كه مصرف آن­ها بالاتر از حد طبيعي است) و مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب بيان مي­كنند كه داراي تجارب سخت ناسازگاري و تعارض بین والدين و فقدان انسجام خانوادگي مي­باشند. هم­چنین تعارض كمتر در محیط خانواده و رابطه مناسب والد ـ فرزندی با مصرف كمتر مواد مخدر توسط نوجوانان مرتبط است.

نتایج مطالعات ارفورد (1994) در خصوص «علل اعتیاد در میان دانشجویان در آمریکا» نشان می­دهد که اکثر دانشجویانی که معتاد بودند دچار سرخوردگی­های ساختاری و محیطی بودند. عدم رسیدگی به خواسته­های عاطفی آنان توسط اجتماع از علل گرایش آنان به اعتیاد است. 

طبق یافته­های پژوهشی پيکو(2000)، خلأ عاطفی در روابط فرزندان با والدین به­خصوص پدر از عوامل گرایش آنان به اعتیاد است.

همچنین وجود رانت های عظیم اقتصادی، فرصت­ها و راههای نامشروع رسیدن به ثروت و موقعیت­های اقتصادی و اجتماعی بدون تحمل کمترین زحمت و کسب ثروتهای بادآورده می­تواند عامل مهمی در برانگیختن افراد به ارتکاب انحرافات اجتماعی باشد. تأکید بر اهمیت کار و تلاش فردی جهت رسیدن به موقعیت­های بالای اجتماعی و اقتصادی و مقابله با فرصتهای نامشروع می­تواند گامی مؤثر در راستای ایجاد جامعه ای پویا و متعادل باشد. آزادي مطلق (فرزندسالاري)، همانطور كه عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندان مي‏تواند عامل فرار آنان از كانون خانواده باشد؛ توجه بيش از حدّ متعارف و در اختيار بودن امكانات فوق حد سني فرزند (فرزند سالاري) هم مي‏تواند زمينه تمایل به بزهکاری و فساد را ايجاد نمايد.
در شيوه فرزند سالاري، اغلب تمايلات و خواسته هاي فرزندان محقق مي‏شود، لذا به محض ايجاد مشكلات و بحرانها و فشارهاي زندگي كه در آن امكان تحقق برخي از آرزوها سلب مي‏شود و يا در شرايطي كه خواسته هاي فرزند به افراط مي‏گرايد و والدين با آن مخالفت مي‏نمايند، فرزند به دليل تربيت عاطفي (نه تربيت عقلاني)، روحيه عدم درك منطقي شرايط، نازپروري و كاهش دامنه استقامت و آستانه تحمل در برابر مخالفت والدين و مسائل خانه، عصيان و طغيان نموده و همين امر موجب دوري او از والدين و اعضاي خانواده مي‏گردد كه نهايتاً مي‏تواند زمینه انحرافات اجتماعی و بزه را فراهم نمـايد.
 به عبارت ديگر فرد عليرغم وجود خانواده اي كه در اغلب موارد خواسته هاي او را جامه عمل پوشانده است، كوچكترين انتقاد يا منعي را تحمل نمي‏كند و اقدام به فرار مي‏نمايد. در اين شرايط مسائل بسيار كوچك به دليل پايين بودن آستانه مقاومت، در نظر فرد بزرگ و غير قابل تحمل جلوه مي‏كند. چنين فردي پس از فرار نيز اقدام خود را توجيه مي‏كند و با احساس عميق بيدادگري به متهم كردن اطرافيان مي‏پردازد و معتقد است فرار او در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. اين وضعيت در بين طبقات مرفه و غني جامعه بيشتر مشاهده مي‏شود.

فواید نظریه: این نظریه ها این ذهنیت را به ما می دهند که در بررسی و ریشه یابی علل اصلی اعتیاد و بزهکاری در اولین و اصلی ترین مرحله باید روابط بین فرزندان و خانواده را مورد مطالعه قرار دهیم.

پیشینه نظری:

نظریه پیوند افتراقی:

این رویکرد توسط ادوین ساترلند برای نخستین بار در سال 1939 و در نخستین ویرایش­های کتاب او به نام اصول جرم شناسی مطرح شد. نظریه پیوند افتراقی بر این نکته تأکید دارد که نزدیکان و همآلانی که بزه­کار باشند تأثیر زیادی بر تشکیل و تقویت نگرش بزه­کاری می­گذارند و فرد را به سوی بزهکاری سوق می­دهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزه­کاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، محله، رفقا و مصاحبان در نظر می­گیرد.

ساترلند درباره چگونگی انتقال فرهنگ کج­روی اظهار می­دارد که کج­روی از طریق یک گروه جریان ارتباطات اجتماعی حاصل می­شود، نظریه ساترلند یکی از قوی­ترین نظریه­ها در زمینه پیدایش انحرافات است که تا به امروز قدرت تبیین زیادی دارد. ساترلند در قالب نظریه­اش معتقد بود که انحرافات عموماً در قالب گروه­های نخستین نظیر گروه دوستان یا خانواده آموخته می­شود. این گروه­ها بسیار متنفذ­تر از مسئولین رسمی مانند معلمان، کشیشان، افراد پلیس یا ابزارهای ارتباط جمعی نظیرفیلم و روزنامه می­باشند. از نظر ساترلند فرآیند یادگیری رفتار بزهکارانه شامل تکنیک­های تبهکاری، انگیزه­ها،گرایش­ها و دلیل تراشی­های لازم برای آن می­شود. بدین ترتیب یک جوان هم می­آموزد که چگونه با موفقیت دزدی کند و هم چگونه استدلال بیاورد تا دزدی خود را توجیه کند و برای آن عذر بتراشد.

بر اساس این دیدگاه در ایران تحقیقات مختلفی انجام گرفته است و معاشرت با نزدیکان، همکاران و به­ویژه دوستان معتاد و منحرف، تقلید از اطرافیان، معاشرت در محیط­های ناسالم و گوناگون از جمله مدرسه و محیط­های آموزشی نامطلوب از جمله عوامل اصلی اعتیاد به مواد مخدر ذکر شده است.

فواید نظریه: این ذهنیت را برای ما ایجاد می­کند که این معضل صرفا مختص خانواده های فقیر و سطح پائین نمی باشد، کوشش بعضی محققین برای تبیین کج­رفتاری از طریق نیازها و ارزش­ها مانند اصل خوشحالی، به دنبال منزلت بودن، انگیزه پولی و یا تحت فشار قرار گرفتن نمی­تواند کج­رفتاری را تبیین کند. زیرا این انگیزه­ها و گرایش ها در رفتارهای به­هنجار هم وجود دارد.

نتیجه گیری:

با نگاهی به آمارهای به دست آمده ملاحظه می­کنیم که متاسفانه فقیر و غنی و با سواد و بی­سواد بعضا به نوعی در دام این بلای خانمان سوز گرفتار شده اند عواملی که باعث می­گردد که جوانان ما بیشتر به اعتیاد روی بیاورند :بیکاری، فقر، پدر و مادر (خانواده)، دوستان و محیطی که در آن زندگی میکنند و عوامل دیگری از قبیل نارضایتی از وضع موجود، تبعیض و ناسازگاریها، اختلافات خانوادگی، فقدان مسئولیت بعضی از خانواده­ها درباره جوانان، انتقام و تمایل به ناراحت کردن خانواده، عدم پایبندی به مسایل اخلاقی وتربیتی، کسب ثروت نامشروع، فقر فرهنگی، مهاجرت، اختلاف طبقاتی، آوارگی، تنبیهات خشن اولیاء و مربیان، نداشتن امید به زندگی و آینده بهتر و فرار از خانه در بروزاعتیاد در میان جوانان نقش اساسی داشته و دارد، متاسفانه شاهد هستیم که بیشتر معتادین به مواد مخدر امروزه درسنین17تا 25 سال قرار دارند و نسل امروز به خصوص کسانی که دغدغه­های روشنفکری را معیار زندگی خویش می­دانند خبر ندارند که بیشترازدیگران روانی تر و خود گم کرده اند، زیرا باآنچه می­گویند در بیشتر موارد خود باورندارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 14:32  توسط دانش آموزان کلاس دوم  | 

مطالب قدیمی‌تر