روش تحقیق

وبلاگ کلاسی درس روش تحقیق

عوامل موثر در موفقیت بازاریابی جاویژه در منطقه 7 شهرداری تهران

 

 

تعریف اسمی-مفهومی

 

اندازه

لاندازه . [ اَ زَ / زِ ] (اِ) مقیاس و مقدار هر چیزی . (انجمن آرا) (از آنندراج ). مقیاس و مقدار و قدر . (از ناظم الاطباء). مبلغ. مقدار. (مهذب الاسماء). مقدار و مقیاس . (سروری ). مقدار. (دهار). مقیاس . مقدار. (فرهنگ فارسی معین ). حد. قدر. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) . پیمایش . (ناظم الاطباء). مقیاس . قیس . قاس . قاب . قیب . قسم . مقدار. قدر. قد. کتر. منی .. نهز. وزم . وزمة. شیع.نهاد. طلع. وجاه . میزان .

 

بازار

[ په . ] ( اِ.) 1 - محل خرید و فروش کالا. 2 - نیرنگ ، فریب . 3 - پیشامد، ماجرا. 4 - بهانه ، بیهودگی . 5 - مجازاً ارزش و اعتبار. ؛ ~ شام کنایه از: شلوغی و ازدحام .

 

آگهی

آگهی . [ گ َ ] (حامص ، اِ) مخفف آگاهی . خبر. نباء. اطلاع . آگاهی .علم . معرفت . خبرت . وقوف . عرفان . شناخت

 

تبلیغات

تبلیغات . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تبلیغ. رجوع به تبلیغ شود.
- اداره ٔ تبلیغات ؛ نام اداره ای است که مقاصد و نظریات دولت و اخبار داخل و خارج را چنانکه بصلاح باشد بوسیله ٔ رادیو و نشریات مخصوص بخود انتشار میدهدو از جهت سازمانی ، بوسیله ٔ یکی از مدیران کل اداره میشود و دستگاههای تبلیغاتی کشور اعم از رادیوها و انتشارات دولتی زیر نظر این اداره است.

 

مشتری

مشتری . [ م ُت َ ] (ع ص ) خرنده . (منتهی الارب ). خریدار. (از محیط المحیط). خریدار گاهی به معنی فروشنده . (غیاث ) (آنندراج ). خرنده و آن که چیزی میخرد. خریدار

 

تکنیک

تکنیک . [ ت ِ ] (فرانسوی ، اِ) کلمه ٔ فرانسوی متداول در زبان فارسی امروزی ، فنی . کار فنی . (از فرهنگ فارسی معین ). اصول صنعت یا علم یا هنر و یا حرفه ای . اسلوب خاص علم یا هنر یا صنعتی . فن . اصول فنی . (از لاروس ).

 

روش

روش . [ رَ وِ ] (اِمص ) طرز. (از برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). طریقه . (آنندراج ). قاعده و قانون . (برهان ) (ناظم الاطباء). راه . هنجار. شیوه . اسلوب . وَتیرَه . نَسَق   . منوال . سبک . طریق . گونه . سنت . نَمَط. رسم و آیین . نهج . قاعده

 


 

سنتی

(سُ نَّ) [ ع - فا. ] (ص .) 1 - ویژگی آن چه که ریشه در آداب و رسوم قدیم دارد یا از قدیم رایج بوده است . 2 - سنت گرا، پیرو سنت 

 

  محصول

محصول . [ م َ] (ع ص ، اِ) حاصل شده . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). گردآمده . (ناظم الاطباء). نتیجه . حاصل : محصول آن حرکت آن بود که سلطان را کلفت معاودت و مشقت مراجعت تحمل بایست کرد.    

 

 

فروش

فروش . [ف ُ ] (اِمص ) فروختن . (آنندراج ). بجای اسم مصدر در این معنی به کار رود. مقابل خرید. فروخت و مبادله ٔ چیزی به پول نقد. (از ناظم الاطباء). || (نف مرخم ) فروشنده . (آنندراج ). در این معنی مخفف فروشنده است و همواره بصورت ترکیب و مزید مؤخر بکار رود

                                     

 

تعریف نظری:

 

بازاريابي جاويژه

عبارت است از هدف گرفتن يک کالا يا خدمت به سوي بخش کوچکي از بازار که کالاها يا خدمات موجود نتوانسته¬اند نياز آنها را به طور مطلوب برآورده سازند. تقريبا هر کسب‌وکاري به منظور پر کردن مکانهاي خالي و بي¬متصدي (برآورده ساختن نيازهاي تامين نشده) آغاز به کار کرده است. با اين وجود بازاريابي جاويژه معمولا به کسب¬وکارهاي کوچک و متوسط مربوط مي¬شود که کالا يا خدمت خاصي را براي بخش محدودي از بازار توليد مي¬کنند

 

 

 

تعریف عملیاتی:

 

 

بازدهی و کارایی بازاریابی جاویژه

 

شاخص

 

بازاریابی جاویژه

 

میزان موفقیت در فروش کالای بازاریابی شده

 

مولفه

 

 

 

 

مارک یا برند ارائه شده در بازار

شاخص

 

 

اندازه بازار

 

تنوع یا یک نواختی برند محصول

 

مولفه 

 

 

 

 

نحوه چگونگی ارائه آگهی و تبلیغات

 

شاخص

 

میزان آگهی و تبلیغات

 

تبلیغ در روزنامه ها و رسانه ملی یا حضوری

 

مولفه

 

 

 

قدرت خرید مشتریان

شاخص

 

مشتریان بازار

بالا و پائین بودن قدرت خرید

مولفه

 

 

سطح سواد افراد در اجرای تکنیک ها

 

شاخص

 

تکنیکهای مدرن یا روش های سنتی

 

بالا و پائین بودن سطح سواد(سطح سواد بازاریابی)

 

مولفه

 

 

 

 

کیفیت اجناس و کالا و خدمات

 

شاخص

 

کالا و خدمات ارائه شده

 

مرغوبیت یا عدم مرغوبیت کالا و خدمات

 

مولفه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 12:52  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع : عوامل کمتر بودن امکان دستیابی زنان مدیر نسبت به مردان به سطوح مدیریتی میانی و عالی

علم مدیریت

علم فعاليتي كاملاً اجتماعي است و توسط انسان هاي عضو جامعه ساخته مي شود، اما جامعه علمي شامل

دسته واحدي كه متشكل از افراد داراي شرايط مساوي باشد ؛ نيست . جامعه علمي به شكل كاملاً نامشخصي

قشربندي شدهاست، گروه اندكي از دانشمندان به گونهاي متفاوت و نابرابر با ديگران در پيشبرد علم مشاركت

دارند و از امتيازات، پاداش ها، منابع و امكانات علمي - تحقيقاتي برخوردار هستند محسني، 1372

جنسيت يكي از نابرابري هايي است كه در عرصه علم قابل توجه بوده و به موقعيت حاشيه اي زنان در اين

عرصه منجر شده است . نگاهي كوتاه به تاريخچه حضور زنان نشان مي دهد كه در بسياري از موارد حضور

زنان يا ناديده انگاشته شده و يا اهميتي بسيار كمتر از مردان داشته است.

در دوره بعد از جنگ جهاني دوم، حضور زنان در عرصه علم پررنگ شده و تئوريهاي فمينيستي مطرح شدند. در دههاي كه سازمان ملل به عنوان دهه نقش زن در توسعه اعلام كرد

حضور زنان در عرصه هاي مختلف علمي آشكار بود . لیکن این حضور زنان در عرصه علم به معناي از بين رفتن مسئله نابرابري هاي جنسيتي نيست، بلكه شكل جديد اين مسئله در ارتقاء زنان به مراتب و موقعيتهاي برتر علمي همچنان وجود دارد. اين نابرابري هاباعث مي شود زنان در محيط ها ي دانشگاه ي با مسائل و مشكلات خاصي نظير دسترسي كمتر به پست هایمديريتي، پيشرفت كندتر، كم تعداد بودن در سطوح بالا و بهره وري علمي پائين تر روبه رو شوند، اين درحالي است كه مردان هم رديف آن ها كه وضعيت مشابهي با آن ان دارند، چنين مشكلاتي ندارند                                     

.نگرشها نسبت به زنان به عنوان مدیر، هنوز همانطور است هرچند طی یک دهه گذشته، تعداد زنان در پست های بالای مدیریت، تقریبا ۶۰ درصد افزایش یافته است، اما تعدادشان در پستهای اجرایی، هنوز واقعا اندک است

در کشور ما میزان تحصیلات عالی زنان طی دو دهه اخیر افزایش چشمگیري داشته و اگرچه نسبت

زنان در نیروي کار با نسبت تحصیلات عالی در میان آنان فاصله زیادي دارد ولی در مقایسه با دو دهه

اخیر رشد یافته است. با این همه در نسبت حضور زنان در مشاغل مدیریتی تغییر محسوسی ایجاد نشده

است. جامعه و مقررات دولتی ، ورود زنان به مشاغل مختلف را نسبت به گذشته قدري آسان تر ساخته اما

ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی هماهنگ با نرخ شاغلین این قشر رشد نکرده است. در نتیجه علی رغم

سطح تحصیلات زنان، آنان از سهم بسیار اندکی در تصدي پست هاي مدیریتی برخوردارند

 

پیشینه های نظری

 

( فراکر ، ۱۹۸۴)

کلیشه های منفی در باره زنان به عنوان مدیر، به نوعی تبعیض منجر می شود که نامحسوس و از اینرو تعریف آن سخت است. تبعیض در خیلی موارد همچون " تبعیض جنسی ساده لوحانه جوکهای زشت در باره دختران"، كه زائیده نفرت و خصومت است، دیده می شوداین نوع تبعیض آشکار است و براحتی تعریف می شود، هنگامیکه تبعیض به این صورت توصیف می شود، اکثر مدیران میتوانند صادقانه بگویند که آنها تبعیض قائل نمی شوند

تافلر

 معتقد بود که در عصر اطلاعات با گسترش تجهیزات الکترونیکی، زندگی افراد دگرگون شده و

امکانات و مشاغل تازه اي ایجاد می شود و نظام هاي تخصیص امتیاز و سلسله مراتب شغلی گذشته به

ویژه تقسیم کار بر اساس جنس و شعبه شعبه کردن کارها از بین می رود. در این روند، زنان به عنوان

نیرویی مهم و اثرگذار نقش مهمی ایفا می کنند (تافلر، 1377)

اکنون با گذشت حدود دو دهه از

پیش بینی هاي تافلر، بسیاري از گفته هاي او تحقق یافته و در نقاط گوناگون جهان، شاهد پیشرفت ه

گسترده در ساختار زندگی روزمره و به ویژه در ساختارهاي شغلی می باشیم. با این همه هنوز هم در

بسیاري از نقاط جهان در بازار کار تفاوت هاي جنسیتی وجود دارد و زنان و مردان در تصدي پست هاي

مدیریتی از شانس هاي مساوي برخوردار نیستند.

باس

 1 صاحب نظر بنام عرصه مدیریت و رهبري در سازمان اذعان می کند که زنان نه تنها در

کشورهاي جهان سوم، بلکه در کشورهاي توسعه یافته و صنعتی نیز در تصدي پست هاي مدیریتی با

مشکلات گوناگونی مواجه هستند و کشورهاي غربی نیز نتوانسته اند بسیاري از موانع موجود براي ایفاي

نقش مدیریت و رهبري را درسازمان هاي گوناگون از پیش پاي خود بردارند و حتی در سال هاي پایانی

قرن بیستم و پس از تلاش هاي فراوان جنبش هاي حقوق زنان، آنان هنوز براي رقابت با مردان در زمینه تصدي مشاغل مدیریتی با موانع و مشکلاتی روبرو هستند

در ریشه یابی این مسئل ه برخی عدم ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی را به عوامل بیولوژیک و

مشخصه ها و رفتارها ي خاص زنان نسبت می دهند و عده اي دیگر عوامل اجتماعی به ویژه فرآیند

را در این زمینه تعیین کننده دانسته و استدلال می کنند که در اثر این فرآیند ( اجتماعی شدن فرهنگی) زنان به کارهاي حرفه اي تمایل بیشتر و به تصدي مشاغل مدیریتی علاقه کمتري نشان می دهند

 

اسفیدانی، 1384 و ضرغامی، 1383

برخی دیگر نیز عوامل روانشناختی (براي مثال پایین بودن انگیزه نیل به موفقیت در زنان) را سبب نازل

بودن نرخ حضور زنان در مشاغل مدیریتی برشمرده اند

سازمان ملل متحد.

براساس گزارش سازمان ملل متحد در سال 1996 ،در برخی کشورهاي پیشرفته سهم زنان در اشتغال

45 درصد و در مدیریت 41 درصد بوده است. مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوري،

2 در کشور ما فقط 9 درصد از مجموع شاغلان، زن هستند. به علاوه تنها 8

کل مدیران بخش عمومی(دولتی) را زنان تشکیل می دهند (فرهنگ و پژوهش، 1382 )

از آ نجا که موفقیت سازمان ها ي امروز ي ایجاب می کند که از همه نیروهاي آموزش دیده و

تخصص هاي موجود اعم از زن و مرد استفاده شود. به علاوه زنان از مهارت هاي < نرم

ارتباطی> در مدیریت منابع انسانی برخوردارند، لذا رفع موانع ارتقاي شغلی زنان وحضور بیشتر آن ها در

مشاغل مدیریتی هم زمینه را براي بهبود ارتباطات سازمانی و تسهیل نوآوري فراهم می سازد و هم به

رشد توانمندي هاي فردي آن ها منجر می شود

مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوري.

از طرف دیگر بررسی ها ي تجربی نشا ن میدهد که ایجاد شرایط مساعد براي ارتقاي زنا ن به

ردههاي بالاي سازمانی، به طور غیرمستقیم بر کاهش نرخ رشد جمعیت، کاهش شکاف درآمدي بین

اقشار مختلف جامعه و افزایش مشارکت هاي آگاهانه سیاسی و اجتماعی آنان اثر گذاشته و سبب افزایش

 توسعه انسانی درکشور می شود ،

بابایی، 1385

بر این اساس درچند سال اخیر در ایران صاحب نظران با استفاد ه از تئوري هاي اقتصادي، جامعه

شناختی و مدیریتی به بررسی مسئله موانع ارتقاي شغلی زنان در سازمان ها پرداخته اند.با توجه به

یافته هاي مشترك این تحقیقات، می توان موانع ارتقاي شغلی زنان را به سه دسته؛ فردي، سازمانی و

. فرهنگی- اجتماعی تقسیم کرد

ضرغامی، 1383 و اسفیدانی، 1384

نگرش هاي فرهنگی (طرز تلقی ها، باورها، نگرش هاي قالبی و تعصبات منفی نسبت به زنان) یکی از

مهم ترین موانع فراروي زنان براي کسب پست هاي مدیریتی است. موانع فرهنگی و تصورات قالبی از

باورها، اعتقادات و ارزش هاي رایج نشأت می گیرد و میزان مشارکت زنان را تعیین می کند. هم از این رو

مدیران مرد نسبت به توانایی هاي مدیریتی زنان نگرش مثبتی ندارند و فرهنگ سازمانی باعث عدم

 حضور زنان در پست هاي مدیریتی دولتی می شود(

با این وجود، مطالعه ي تجربی هویت زن ایرانی نشان می دهد که بسیاري از زنان ایرانی این باورهاي

کلیشه اي را نمی پذیرند و در برابر آن مقاومت می کنند. از نظر آنان اشتغال براي زنان به جهت نیل به

استقلال اقتصادي و حفظ هویت، ارزشمند است و نقش هاي خانوادگی نیز اهمیت زیادي دارد و جامعه

نباید با محدود کردن فرصت ها و زمینه هاي فعالیت، آنان را از تحقق علایق و توانمندي هایشان محروم

سازد رفعت جاه، 1383

برر بیانگ

 

یکی از روشهای به دست آوردن مشروعیت در سازمان، ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق ایجاد ارتباط با

گروه هایی است که در درون یا بیرون سازمان قرار دارند. این روش براي زنان مشکل است چون به

عنوان افراد خارجی تلقی می شوند و مشروعیت لازم را براي ایجاد سرمایه اجتماعی ندارند. در نتیجه برر

زنان را به گرفتن سرمایه اجتماعی از همتایان مرد خود یا شبکه ارتباطی آن ها ناچار می داند. بعید به نظر

می رسد که این روش به تغییر لازم براي برابري کامل زنان با مردان در محیط کار منجر شود

خلیفه لو

با در نظر گرفتن نتایج تحقیقات متعدد معتقد است که بین زنان و مردان از نظر استعداد و

مهارت شخصی تفاوتی وجود ندارد، ولی در نحوه ي استفاده آن ها از استعداد و مهارت خود در شغل تفاوت

وجود دارد

 

نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره مدیریت زنان

 

«اولی این است كه زن‌ها در كارهای اجرایی شركت نكنند. كار اجرایی كمال نیست كه اگر زن‌ها در آن شركت نكنند از چیزی محروم شده باشند؛ آری، در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌هایی كه تمام محصلین آن را دختران تشكیل می‌دهند، اولی مدیریت خانم‌ها می‌باشد؛ ولی در كارهای اجرایی دیگر كه مستلزم سر و كار داشتن با نامحرم است، اقوی مدیریت مردان است».

آیت الله جوادی آملی در جلسه تفسیر قرآن كریم گفت: كسانی كه رسالت الهی به عهده داشتند، مرد بودند؛ چون این وظیفه یك كارِ اجرایی است. اما كرامت، معجزه و ولایت، زن و مرد ندارد.

 

به گزارش رسا آیت الله جوادی آملی در جلسه تفسیر مورخ 26/7/88 با اشاره به آیه ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِی إِلَیْهِمْ﴾ گفت: چه در سوره مباركه «انبیاء» چه در سایر سوَر، در سوره «نحل» فرمود: آنها كه رسالت الهی را به عهده داشتند، مرد بودند؛ چون كارِ اجرایی است. اما كرامت، معجزه و ولایت زن و مرد ندارد؛ كارِ اجرایی كه انسان با مردها باید تماس بگیرد؛ مردها باید به او مراجعه كنند؛ بخش وسیع از كارها را با نامحرمها باید انجام بدهد؛ گفته شده این كار را مرد باید انجام بدهد. خدا فرمود ما پیامبری به عنوان زن نداریم؛ اما ولیّ الله داریم كه زن است؛ چون ولایت مربوط به كمال‌ها و قداست‌های روحی است كه بین خدا و آن شخص است.

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم، در بخش دیگری از بیانات خود افزود: «اولی این است كه زن‌ها در كارهای اجرایی شركت نكنند. كار اجرایی كمال نیست كه اگر زن‌ها در آن شركت نكنند از چیزی محروم شده باشند؛ آری، در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌هایی كه تمام محصلین آن را دختران تشكیل می‌دهند، اولی مدیریت خانم‌ها می‌باشد؛ ولی در كارهای اجرایی دیگر كه مستلزم سر و كار داشتن با نامحرم است، اقوی مدیریت مردان است».

آیت الله جوادی آملی در بخش پایانی درس خود در عظمت مقام زن اظهار داشت: آیا این عظمت و جلالی كه فرشته‌ها با مریم(سلام الله علیها) داشتند برای خود مریم بود یا ارهاص عیسی بود؟ «ارهاص» یعنی پیش‌درآمد معجزه. عده‌ای كه عظمت زن را نشناختند، گفتند این كرامت‌هایی كه بهره وجود مبارك مریم(سلام الله علیها) شد، اینها ارهاص عیسی بود؛ یعنی پیش‌درآمد معجزه عیسی بود. خیر، نیازی به این نیست. مگر مریم كم آدمی است؟ مگر در مسئله ولایت زن و مرد دارد؟ ولایت برای انسان است؛ انسانیّت انسان به روح اوست، روح نه مذكّر است نه مؤنث. این بدن است كه یا این‌چنین ساخته شده یا آن‌چنان ساخته شده. اگر روح مجرّد هست كه هست مجرّد، نه مذكّر است نه مؤنث؛ این ذكوریت و اناثیت برای تَن است. این تَن كه با فرشته‌ها در تماس نیست و مناجات نمی‌كند. آن كه با خدا مناجات می‌كند نه زن است نه مرد.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=69259

 

تئوري كمبودها

بر اساس اين تئوري دانشمندان زن هرگز وضعيت برابري با دانشمندان مرد بدست نياورده اند. زيرا جنبه - »

هاي ساختاري محيط علمي براي آنها فرصت هاي كمتر و موانع بيشتري نسبت به مردان فراهم كرده است .

ادعاي تئوري كمبود بر اين مبناست كه اعمال پاره اي مكانيسم ها (تبعيض و شبكه محدوديت ه ا) به شكل

رسمي و غيررسمي در درون نهاد علم باعث مي شود كه براي زنان دانشمند فرصت هاي كمتر و موانع بيشتري

در مسير زندگي و فعاليت هاي علمي آنها ايجاد شود و در نتيجه باعث موفقيت هاي كمتر، رضايت مندي كمتر و

.(48 : ستلز و كورتين، 2006 ) « فرسايش آ نها در علم مي گردد

اعمال تبعيض ممكن است در بخش رسمي ي ا غيررسمي سازمان دانشگاه صورت گيرد . در بخش رسمي

سازمان، تبعيض به صورت اعمال محدوديت در دسترسي به منابع قدرت، نفوذ در سلسله مراتب عالي

سازماني، محروميت از منابع و امكانات علمي - تحقيقاتي، امتيازات، انتصابات، ترفيع ها و اعمال سوگيري

جنسيتي در تخصيص وظايف صورت مي گيرد. البته تبعيض در بخش غيررسمي سازمان هم ممكن است

اعمال شود و در نتيجه باعث محروم شدن از شبكه هاي ارتب اطي غيررسمي و منزوي شدن زنان هيئ ت علمي

گردد. اما زمينه هاي اعمال تبعيض جنسيتي از دو منبع سرچشمه مي گيرد: 1- قوانين و مقررات حاكم بر

دانشگاه 2- تصور ات و نگرش هاي قالبي جنسيتي حكمفرما بر اذهان قدرت هاي رسمي سازمان كه مردان

هستند (زمينه مسلط مردانه ). اين تصورات طي فرايند جامعه پذيري و تحت ت أثير فرهنگ مردسالاري حاكم

بر جامعه شكل گرفته است و در نتيجه موجب اعمال رفتارهاي نابرابر و تبعيض آميز در بخش رسمي و

غيررسمي سازمان مي شود.

تئوري تفاوتها

تئوري تفاوت ها 1 در مقابل تئوري كمبودها قرار دارد . تئوري كمبودها بر رفتار متفاوت با افراد بر اساس »

جنسيت در نظام علمي ت أكيد دارد و جايگاه زنان را در علم به برخورد متفاوت و تبعيض آميز و ايجاد موانع

ساختاري در مسير زندگي علمي و حرفه اي آنان همبسته مي داند. در حالي كه تئوري تفاوت اعتقاد دارد زنان

نسبت به مردان به گونه متفاوتي رفتار مي كنند. بر طبق تئوري تفاوت، علل نابرابري جنسي در توسعه شغلي

در خود زنان و مربوط به اهداف مردان و زنان است و اين تفاوتهاي جنسي، هم حالت ي ذاتي است و هم

.(1050 : « نتيجه جامعه پذيري نقش جنسيتي كه مرتبط با ارزش هاي فرهنگي است

اين تئوري ، تفاوت زنان و مردان در دستيابي به پست هاي مديريتي را ناشي از تفاوت علايق و انگيزه هاي

آنان در دستيابي به موقعيتهاي سازماني ميداند.

تئوري توده حياتي

اين تئوري ب هوسيله فيزيكداني به نام دريسلهاوس مطرح شده است . اين تئوري فقدان تعداد كافي زنان

مشغول به كار در حوزه علم و دانشگاه را يك مانع جدي در مسير شغلي و حرفه اي آنان مي داند. اندك بودن

تعداد زنان باعث مي شود كه در سلسله مراتب سازماني، نمايندگان كمت ري داشته باشند . بر اين اساس تئوري

مطرح مي كند كه با افزايش تعداد زنان در حوزه علم امكان سازمان دهي بهتر آنها در مناصب كليدي و ارتقاء

602 ). اندك بودن تعداد زنان تحصيل كرده عضو : جايگاه حرفه اي آنان حاصل مي شود (گوپتا و شرما، 2003

هيئت علمي و داراي مرتبه استاد ي در مقايسه با مردان طي فرايندي بعد ازمقطع ليسانس شروع مي شود .

نشان داده است كه در تمام كشورهاي اروپايي كه حتي نظام هاي ETAN مقاله ترزا ريس ( 2001 ) از گزارش

تحصيل و استخدام دارند، زنان در مقطع ليسانس اكثريت را تشكيل مي دهند اما هرچه به مقاطع تحصیلی نوین سطوح

بالاتر مثل كارشناسي ارشد و دكتري وارد مي شويم تعداد جمعيت زنان كمتر مي شود و حتي اين روند تا مرتبه

استادي همچنان ادامه دارد و جمعيت زنان با ريزش همراه است . اين كاهش باعث مي شود كه تعداد زنان در

سلسله مراتب مديريتي برتر دانشگا ه ها كه به تصميم سازي در باب سياست هاي علمي مي پردازد، اندك باشد

و در نتيجه بيشتر پست هاي كليدي در اختيار مردان قرار گيرد و زنان كمتري در كميته هاي علمي برتر كه به

252 ). اين الگو به تئوري : اختصاص بودجه و امتيازات تحقيقاتي مي پردازند حضور داشته باشند (ريس، 2001

خط لوله سوراخ شده 1 (تئوري ريزش ) تعبير شده است.

تئوري ريزش

اين الگو معتقد است كه در نردبان ترقي علمي ، از مراحل پايين به مراحل بالاتر ، ميزان زنان نسبت به

مردان كاهش مي يابد، به گونه اي كه در مدارج بالاي علمي اختلاف واضحي ميان تعداد زنان و مردان

:1999 ، مشاهده مي شود و اين ناشي از عدم دستيابي زنان به موقعيت هاي علمي و اجرايي است (سونرت 2

39 ). نظريه ريزش پايين بودن جايگاه و عدم كسب موقعي ت هاي برتر زنان در حوزه علم و تكنولوژي را به

اندك بودن سهم آنها نسبت م ي دهد، يعني چون تعداد زنان فرهيخته در محيطهاي علمي و حرفه اي اندك

است، لذا تعداد اندكي نيز به موقعيت هاي اجرايي و علمي دست مي يابند.

تئوري تعارض نقشها 1

در اين نظريه آمده است كه جايگاه زنان در علم شايد با مسئوليت ها و نقش هاي چندگانه اي كه از آنها

انتظار مي رود در ارتباط باشد. معمولاً از زنان تحصيلكرده و عضو هيئ ت علمي انتظار مي رود هم مسئولي ت و

نقش خانه اعم از خانه داري، بچه آوري و مراقبت از فرزند را ب هعهده گيرند و هم انتظارات حرفه اي را پاسخ

دهند و هم مشكلات ناشي از محيط كاري جنسيتي را به گونه اي مديريت نمايند كه كمترين صدمه را به

فعاليت حرفه اي آنان وارد كند . انجام هم زمان اين نقش هاي سه گانه ممكن است به تعارض آنها با يكديگر

منجر شود كه از آن به تعارض نقش ها تعبير مي شود. وجود چنين انتظارات و ايفاي چنين نقش هايي نه فقط

مي تواند خستگي هاي جسماني و رواني را باعث شود، بلكه انجام تحقيقات و موفقيت در آنها را نيز به ت أخير

مياندازد. شواهد مربوط به آثار منفي اين نقش هاي متعارض كه از آن به عنوان مسئوليت سه گانه 2 نيز تعبير

.(184 -185 : كرده اند، در سراسر جهان يافت مي شود. (جانعليزاده، 1386

تئوري سقف شيشهاي

مراد از سقف شيشه اي آن دسته از ايستارها و گرايش هايي است كه زنان را كم تر از مردان لايق دانسته و

فعاليت هاي زنان را كم ارزش تر از فعاليت هاي مردان ارزيابي مي كند . به عبارت ديگر، سقف شيشه اي

مجموعه اي از ايستارها و اقداماتي است كه زنان را در بسياري از سازمان ها و تخصص ها از قدرتمندترين،

كارآمدترين و معتبرترين موقعيت ها محروم نگه مي دارد، بدان دليل كه فرض مي شود زنان لايق مديريت

.(182 : نيستند (جانعليزاده، 1386

تصورات قالبي (كليشه هاي جنسيتي)

وجود تصورات و كليشه هايي كه در مورد نقش زن، توانايي ها و عملكردهاي ش در جامعه وجود دارد و

طي فرايند جامعه پذيري افراد كسب مي شود، باعث بازماندن زنان از بسياري موقعيتهاي حرفه اي ميشو د.

از جمله اين كليشه ها:

- زنان تمايل دارند كه الزامات خانوادگي را بالاتر از ملاحظات كاري قرار دهند.

- زنان براي درآمد اضافي كار نمي كنند از اين رو الزامي براي پيشرفت در كار ندارند.

- زنان بازخورد منفي را به صورت شخصي دريافت مي كنند نه به صورت حرفه اي، به همين دليل

اگر از آنها انتقادي صورت گيرد نسبت به كار دلسرد مي شوند.

- زنان براي پست هاي عالي مناسب نيستند، چون بيش از حد احساسي هستند و شجاعت ندارند

.(7 : (اسفيداني، 1381

همچنين انتساب زنان به ويژگي هايي نظير بي رغبتي به نظارت بر ديگران، نيرو ي جسماني كمتر، توانايي

كمتر در علوم و رياضي، تمايل كمتر به سفر و بي رغبتي نسبت به كارهاي مخاطره آميز باعث شده تا

زنان از بسياري مشاغل و پست هاي حساس، كليدي و تصميم گيرنده كه مردانه ناميده مي شود محروم

شوند. در عوض وجود خصوصياتي نظير دستورپذيري بيشتر، شكايت كمتر از كار، علاقه بيشتر به

كارهاي تكراري، نياز كمتر به درآمد، تمايل به انجام كار در محيط منزل (به منظور همراه كردن شغل با

كار خانه و تربيت فرزندان ) در زنان منجر شده كه زنان بيشتر در مشاغلي با درآمد كمتر، مهارت پايين تر

و تأمين اجتماعي و پيشرفت كمتر به كا ر گمارده شوند . تمام اين تصوراتي كه در مورد توانايي ها و

عملكردهاي زنان وجود دارد باعث مي شود كه زنان از پيشرفت در سلسله مراتب شغلي و سازماني

.(170 : محروم شوند (نوروزي، 1383

 

 

 

 

پیشینه تجربی

تحقیقات خارجی

با این همه، فقدان تجربه با زنان به عنوان مدیر، شاید این نمرات پایین را توضیح دهد. در پژوهشی قبلی، (دوبینز و دیگران، ۱۹۸۸) ، برای اندازه گیری نگرش دانشجویان کارشناسی نسبت به اساتید زن، ویرایش نسبتا تعدیل شده ای از مقیاس WAMS بکار رفت. نمره میانگین برای یک گروه ۵۱ نفره از دانشجویان ۱۲۰و نمره زنان نسبتا بالاتر از مردان بود. برای یک گروه دیگر (۸۱۰ نفر) از دانشجویان، میانگین ۱۲۶ بود. نگرش دانشجویان نسبت به اساتید زن احتمالا مثبت تر از نگرش دانشجویان نسبت به زنان مدیر است زیرا آنان تجربه بیشتری با اساتید زن داشته اند. برای دانشجویان، کلاسی با یک استاد زن، شاید موقعیتی پذیرفتنی تر باشد؛ اساتید زن با مجموعه ای آشنا در درون ترتیب سلسله مراتبی ای مانوس مواجه می شوند. در مقابل، مدیران زن ممکن است متغیری ناآشنا و از اینرو غیرمنتظره در تجربه شغلی آتی دانشجویان باشند. به عبارت دقیق تر، آنها ممکن است به عنوان تهدیدی بالقوه برای موفقیت شغلی بنظر برسند.

این دقیقا نوعی موقعیت است که کلیشه ها، قوی ترین تاثیر را روی ادراک اعمال می کنند. فقدان تجربه، غالبا مردم را سوق می دهد تا به تعمیم باورها در موقعیت دم دست، متکی شوند. برای خنثی کردن تاثیر کلیشه ها، باورهای رایج، نیاز به توجه دارد، قبل از آنکه فردی با موقعیت نامانوس مواجه شود

نشان داده که « چالش هاي مدیریت زنان در هتل هاي مصري » تحقیقی که حنان کاتارا 1 با عنوان

مدیران زن با چهار چالش عمده مواجهند که عبارت است از: 1- تبعیض هاي جنسیتی، 2- کمتر بودن

.(2005 ، ارتباطات کاري، 3- نبود مربی حمایت کننده، 4- عدم دسترسی به شبکه (کاتارا 5

براس 2 در تحقیقی( 1985 ) رابطه بین کلیشه هاي جنسیتی و تفاوت هاي مشاهده شده بین زنان و

مردان شاغل در سازمان و همچنین اثر عضویت در شبکه هاي سازمانی بر روي توان نفوذ کارکنان بر

سازمان را مورد بررسی قرار داد. او دو نوع شبکه غیررسمی جنسیتی مجزا را تشخیص داد و دریافت زنان

به دلیل تبعیض جنسیتی، کمتر در مرکز شبکه هاي مردان قرار داشته و دسترسی کمتري به ائتلاف هاي

اصلی مردان دارند. آنان به دلیل نداشتن دسترسی به گروه هاي مردانه مهم و ذي نفوذي که در سطوح

بالاي سازمان وجود دارد، مزیت هاي زیادي را از دست می دهند. گذشته از این، زنان در گروه هاي زنانه

اث ر کمتر ي ب ر سازما ن دارن د د ر مقایس ه ب ا زمان ی ک ه ب ا مردا ن کار می کنند.به نظر او ملاقات هاي

غیررسمی درون سازمان مزایاي زیادي براي مردان دارد و زنان به دلایلی از شبکه هاي ارتباطی غیر

رسمی محرومند: نخست آن که، مدیران مرد اغلب از ارتباط با زنان احساس راحتی نمی کنند. در حقیقت

مردان و زنان اغلب در کنار فردي از جنس مخالف اصلاً راحت نیستند. دوم، تازه واردها و زنان به عنوان

گروه هاي خارجی مشکلات زیادي در دسترسی به شبکه هاي غیررسمی دارند و در نهایت نتیجه می گیرد

که مردان، گروه مسلط در سازمانند و با محروم ماندن زنان از ارتباطات غیررسمی که گاه عمداً ایجاد

می شود تسلط آن ها تداوم می یابد. به دلیل این محرومیت، زنان از مزیت اطلاعات با ارزش، منابع و

حمایتی که مردان از شبکه هاي غیررسمی سازمان به دست می آورند، برخوردار نیستند. از این رو با وجود

تلاش هایی که براي برابري مردان و زنان در محیط کار صورت گرفته است، اکثریت زنان در

موقعیت هایی پایین تر و با دسترسی کمتر به شبکه هایی که منجر به قدرت و پیشرفت می شود، متمرکز

.( شده اند (تیمبرلک، 2007

برر 1 در تحقیق خود ( 1998 ) بیان می کند که در هر سازمانی، گروه هاي خودي شامل مردان و

گروه هاي خارجی، متشکل از زنان و مردان جوان و تازه وارد وگروه هاي اقلیت که دیگران آن ها را

متفاوت می بینند، وجود دارد. گروه هاي خارجی مشروعیت کمتري در سازمان دارند. برر دو روش براي

به دست آوردن سرمایه اجتماعی در درون سازمان شناسایی کرد: اولین روش، به دست آوردن سرمایه

اجتماعی به طور غیرمستقیم از دیگران است. چون زنان به عنوان گروه هاي خارجی دیده می شوند، شاید

لازم باشد که سرمایه اجتماعی را از طریق حامیانی به دست آورند. وقتی زنی توسط یک حامی به شبکه

جدیدي در سازمان معرفی می شود، وي از طریق منابع اطلاعاتی و ارتباطات جدید، سرمایه اجتماعی

به دست می آورد. برر به این پدیده قدرت انعکاسی می گوید که از طریق همکاري با افراد قدرتمند به دست

می آید. وقتی یک حامی براي مردان مهم است حتماً براي زنان نیز لازم است

در تحقیقی ک ه در سال 1992 در بانک مونترال 1 براي شناخت موانع پیشرفت زنان انجام شد،

مشاهده گردید که در بخش خصوصی هم مانند بخش دولتی موانع زیادي براي پیشرفت زنان وجود دارد.

به عقیده رئیس بانک مونترال یکی از موانع پیشرفت زنان در شغل عبارت است از تلفیقی از

پیش داوري ها و ضرب المثل هاي گوناگون در منطق عامیانه که انتظار مردان را از زنان و انتظار زنان را از

خودشان به شدت محدود می کند. در بانک مونترال 91 درصد زنان در سمت هاي فرعی و فقط 9 درصد

آنان در پست هاي مدیریتی قرار داشتند. موانع مشاهده شده در تحقیق فوق عبارتند از:

-1 اعتقادات عمومی افراطی و غلطی که در مورد زنان وجود دارد.

-2 زنان تشویق و انگیزش لازم براي شکوفایی استعدادشان و امکانات و حتی اطلاعات لازم براي

شغلشان را دریافت نمی کنند و با وجود این که اغلب مردان معتقدند که زنان فرصت مساوي براي

پیشرفت دارند اما حتی زنانی که به سمت هاي بالا دست یافته اند این عقیده را ندارند.

-3 زنان خود را در مقابل نقش هاي متنوعی می بینند که جامعه ایفاي آن ها را از آنان انتظار دارد و

زنان براي موفقیت در کار نیاز به کمک و یاري اطرافیان دارند اما کمکی دریافت نمی کنند، درنتیجه

زمانی که وظایف خارج از محیط کار و در مقابل خانواده و جامعه را محترم می شمارند یا م ی خواهند به

تحصیل ادامه دهند، مجبور می شوند که کمتر متعهد باشند و در نتیجه امکان پیشرفت آن ها محدود

.( می شود (همان، 50

برمن نیز در سال 1998 در مورد موانع تحرك اجتماعی مدیران زن در امریکا پژوهشی انجام داده

است که بر اساس آن فقدان یا محدودیت شبکه ارتباطات، ترس از کارهاي غیرزنانه، اعتماد به نفس

پایین، کمبود امکانات آموزشی، تبعیض جنسیتی و فقدان فرصت هاي ارتقاء براي زنان از اصلی ترین موانع

.(60 : حضور کمتر زنان در پست هاي مدیریتی ذکر شده است (استاد هاشمی، 13.

 

فورچون 3 تحقیقی در 1000 شرکت انجام داد که طی آن 75 درصد افراد مورد مطالعه معتقد بودند

که علی رغم وجود مهارت هاي فنی در زنان براي ارتقاء آن ها به سطوح عالی مدیریت، موانعی وجود دارد

که عمدتاً از تفکرات قالبی و پیش ادراك هاي مدیران نشأت می گیرد. البته چنانچه از مدیران پرسیده شود

که آیا بین زنان و مردان تبعیض قائل می شوند، این امر را صریحاً رد می کنند، اما وقتی زمان انتخاب فرا

.( می رسد مردان را بر زنان ترجیح می دهند (شهیدي، 131

 

وجود تفاوتهای واقعی بین مدیران زن و مرد، برخی اوقات در پیشینه تحقیق مورد تردید قرار گرفته است، اما باورهای قالبی در برابر تغیییر مقاوم هستند. صرفا چطور مدیران زن را متفاوت با همتایان مردشان در نظر می گیرند؟ در مطالعه ای که در سال ۱۹۸۹ توسط هیلمن و همکاران انجام شد، پژوهشگران از مدیران مرد خواستند تا هر دو مدیران مرد و زن را توصیف کنند. این نتایج حاکی از تمایل به توصیف مدیران زن با اعتماد بنفس، ثبات احساسی، بینش تحلیلی و استواری کمتر، و داشتن تواناییهای رهبری ضعیف تر نسبت به مدیران مرد بود.

باورهایی از این قبیل به فرضیات گوناگون در باره مدیران زن، کمک می کند، كه آن هم به مبنایی برای کلیشه های منفی در باره آنان، تبدیل می شود. نمونه ای از این فرضیات کلیشه ایی منفی عبارتند از:

• زنان تمایل دارند تا وظایف خانوادگی را مقدم بر ملاحظات کاری قرار دهند. آنان باید از فرزندانشان مراقبت کنند، بنابراین، زمان و اشتیاق به كارشان را از دست می دهند.

• زنان برای درآمد اضافی کار می کنند؛ به همین دلیل شور و شوق لازم را برای موفقیت در کسب و کار، ندارند.

• زنان به جای اینکه بازخورد منفی را حرفه ای تلقی کنند از آن برداشت شخصی می کنند و اگر مورد انتقاد قرار گیرند، احتمالا گریه کنان از اتاق خارج می شوند.

• زنان برای پستهای عالی مدیریتی مناسب نیستند زیرا بیش از حد احساسی و فاقد پرخاشگری اند.

تاحدی، این فرضیات ممکن است برای زنان شاغل زیادی درست باشد. هرچند، جای تردید دارد که آیا این کلیشه منفی، دقیقا زنانی را توصیف می کند که تصمیم دارند حرفه مدیریت را دنبال کنند. مثلا، فرضیه تقدم خانواده برای مدیران زن، واقعا بسیاری از این زنان را شامل نمی شود. بررسی ملتهایی با بالاترین شاخص مدیران زن (بام ، ۱۹۸۷) نشان داد، تقریبا نیمی از آنان هرگز ازدواج نکرده یا طلاق گرفته بودند، و تقریبا یک سوم متاهلین نیز دارای فرزند نبودند. مسلما، امکان دارد بعضی از مادران متخصص، فشار مشاغل شرکت را نخواهند، اما این انتخاب در مورد همه یا حتی بیشتر متخصصان زن صحیح نیست

 

تبعیض نامحسوس وقتی اتفاق می افتد که مثلا تصمیم گرفته می شود وظیفه ای مهم، به یک مرد به جای یک زن، پیشنهاد شود، براساس این فرض که زنان به دلیل تعهدات خانوادگی، فرصت پذیرش وظایف سخت را ندارند. مثال مربوط دیگری در پژوهش انجام شده توسط ونتلینگ (۱۹۹۲) به دست آمد، که در آن ترفیع زنی علی رغم ارزیابی عملکرد عالی، به این دلیل که رئیس اش احساس می کرد او زمان زیادی در این شرکت نخواهد بود، رد شد؛ تلقی رئیس اش این بود که او شرکت را احتمالا برای بچه دارشدن ترک می کند.

باورها در باره درجه شایستگی نیز اساس تبعیض نامحسوس را شكل می دهد. زنان احتمال دارد از پستهای عالی مدیریتی محروم شوند به خاطر این تصور که آنها بطریقی فرآیند مدیریت را به خاطر جنسیت شان تغییر خواهند داد. به تجربه باربارا رابرتز همانطور که در نشریه وال استریت (هی موویتز و شل هاردت ، ۱۹۸۶) گزارش شده، توجه کنید:

ظرف پنج سالی که خانم رابرتز در دین ویتر مشغول بکار بود، از سمت معاون و هماهنگ کننده سرویسهای تحقیقاتی به معاونت ارشد و عضو کمیته امنیتی شرکت ارتقاء یافت... پس از آن ترفیعات سالانه متوقف شد. در عوض در نظر گرفته شدن برای آنچه كه بنظر می رسید پست منطقی بعدی مشابه نایب رئیس و رئیس بازاریابی یا تحقیق باشد- به خانم رابرتز پست هایی پیشنهاد شد که حدس می زد نوعی جابجایی جانبی باشد. او می گوید: توجیحات عنوان شده، غالبا حاكی از تبعیض جنسی آشکار بود. یکی از مردانی که از نظر سلسله مراتبی مافوق وی بود، به او گفت " این مشکل اوست، اما درصورت وجود یک زن در اتاق، او نمی توانست تصمیمات جدی بگیرد.

درنتیجه، رابرتز استعفا داد و شرکت مشاوره بازرگانی خود را تاسیس کرد. بسیاری از مدیران زن با جرئت اند و ریسک می کنند، زمانی که به سقف شیشه ای سازمانهای بزرگ برخورد می کنند، تصمیمی می گیرند که بیانگر فقدان قابل ملاحظه مدیران بااستعداد در این شرکتهاست.

 

تا همین اواخر، شایعترین توضیح برای کمبود زنان در سطوح عالی مدیریت چیزی بود که فیشر (۱۹۹۲) آن را بحث "شبكه ارتباطات" نامید: شمار زیادی از زنان که وارد سطوح پایین تر مدیریت شدند، وقت کافی برای گذشتن از این مسیر نداشته اند تا امکان توسعه تجربه لازم را برای ارتقاء به سطوح عالی مدیریت فراهم کنند. اگرچه نزدیک دو دهه گذشته است، عده معدودی از زنان به اندازه همکاران مردشان ارتقاء یافته اند. یک مدیر زن ، که در اوایل دهه ۱۹۸۰ مدیرعامل اولین بانک زنان در شهر نیویورک سیتی بود، به طور خلاصه می گوید( فیرمن ، ۱۹۹۰):

نسل من ۱۵ یا ۲۰ سال پیش از دانشکده فارغ التحصیل شد. مردان این نسل اکنون برای اداره شرکتهای بزرگ در حال ترفیع گرفتن هستند. اما زنان چنین وضعیتی ندارند. همین و بس

طبیعی است انسان انتظار داشته باشد کلیشه های مبتنی بر جنس در باره زنان به عنوان مدیر به دلیل قوانین ایالتی و فدرال، تغییر در چشم اندازهای اجتماعی، و توسعه فرصتهای شغلی برای زنان در دنیای کسب و کار امروزی، از بین رفته باشد. تصور می شد وقتیکه موسسه ای به "شمار اندکی " از زنان در سطح مدیریت دست یافت، تبعیض شغلی از بین خواهد رفت هنگامیکه مردان و زنان وجود یکدیگر را مسلم فرض کنند.درعوض، دربسیاری از موارد عکس آن اتفاق افتاده است. هارلن و ویس (۱۹۸۲) در پژوهشی سه ساله از ۱۰۰ مرد و زن در دو شرکت خرده فروشی نورث ایسترن دریافتند پس از آنکه اولین گروه کوچک از زنان مدیر شدند، مقاومت آشکار کاهش یافت، اما هنگامی که تعداد مدیران زن به ۱۵ درصد رسید، مجددا افزایش یافت. در همین رابطه، شرکتها شاهد افزایش نارضایتی از تبعیضی بودند که از آزار جنسی تا بازخورد نامناسب، در نوسان بود

در نیروی کار امروزی، مدیران زن و مرد، تا چه حد متفاوت تلقی می شوند؟ در تلاش برای یافتن پاسخ، پژوهشی براساس اندازه گیری نگرشها در باره زنان به عنوان مدیر در میان دو گروه از متخصصان منابع انسانی و دانشجویان کارشناسی کسب و کار، انجام شد: این گروهها برای تکمیل نتایج هیلمن و همکاران (۱۹۸۹) انتخاب شدند، که اظهار کرده بود کلیشه های منفی در میان مدیران امروزی همچنان پابرجاست.

هیلمن و همکارانش نگرشهای مدیران مرد را اندازه گیری کردند. نگرشهای متخصصان منابع انسانی اهمیت زیادی داشت زیرا این افراد جو کاری را با گزینش و اجتماعی کردن کارکنان جدید از طریق برنامه های گوناگون منابع انسانی تحت تاثیر قرار می دهند. انتظار می رود، کلیشه های منفی در باره زنان به عنوان مدیر، در این گروه کمینه باشد. نگرش دانشجویان نیز با اهمیت تلقی می شد زیرا آنها معرف نگرش بالقوه کارکنان جدید و مدیران آینده بودند. هر گروه مرکب از هر دو جنس (زن و مرد) بود، و امکان مقایسه نگرشهای زن و مرد را نسبت به زنان به عنوان مدیر میسر می سازد.

 

از پاسخ دهندگان خواسته شد تا پرسشنامه "مقیاس زنان به عنوان مدیر" WAMS ؛ پیترز را تکمیل کنند تا وجود کلیشه ها نسبت به زنان به عنوان مدیر را نزد آنان ارزیابی کنند. WAMS حاوی ۲۱عبارت است، و هریک رتبه بندی ۷ درجه ای دارد. نمرات احتمالی در محدوده ۲۱ تا ۱۴۷ است، با نمرات پایینی که بیانگر کلیشه سنتی در باره زنان به عنوان مدیر است (بالاترین نگرش نامطلوب در باره زنان در مدیریت، یعنی اعتقاد به اینکه زنان نسبت به مردان، توانایی کمتری برای مدیریت دارند) و نمرات بالایی که نشانگر کلیشه کمترسنتی است.

پرسشنامه ها برای ۵۷۵ تن از متخصصان منابع انسانی در میدوست پست شد، ۹۵ درصد از آنان کارشان هدایت مصاحبه های استخدامی بود. ۲۸۴ پرسشنامه، برگشت داده شد، یعنی حدود ۴۹.۴ درصد پاسخ داده بودند. تقریبا ۶۰ درصد از این پاسخ دهندگان زن بودند، و ۹۴.۹ درصد از آنان حداقل ۲ سال تجربه در حرفه منابع انسانی داشتند. سن پاسخ دهندگان بین ۲۰ تا ۷۰ بود، با اکثریت (۶۹.۷ درصد) در گروه سنی ۳۰ تا ۴۹ سال. این نمونه مرکب از بخش های صنعتی مختلف بود، از جمله تعلیم و تربیت، مالی، مراقبت بهداشتی، تولید، بخش دولتی، و بخش عمومی.

۲۳۷ نفر از این پاسخ دهندگان دانشجویان رشته کسب و کار در مقطع کارشناسی دانشگاه میدوسترن بودند. پرسشنامه ها در یک کلاس توزیع شد. تقریبا نیمی از افراد زن بودند (۲۱۸نفر). سن آنها بین ۲۰ تا ۴۹، با متوسط سنی ۲۴ سال بود. اکثریت دانشجویان (۸۷.۲ درصد) در زمان جمع آوری اطلاعات شاغل بودند؛ و ۳۳.۳ درصد از آنان بطور تمام وقت شاغل بودند.

●نتایج پیمایش

نمره های متخصصین منابع انسانی بین ۸۸ تا ۱۴۷، با نمره میانگین ۱۳۳ و انحراف معیار ۱۱.۵۲ بود. نمره های دانشجویان از ۶۵ تا ۹۳، نمره میانگین ۷۹.۲۳، و انحراف معیار ۴.۷۱ بود. تفاوت بین میانگینهای این دو نمونه در سطح ۰.۰۰۱ معنی دار بود، که نشان می داد نگرش متخصصان منابع انسانی نسبت به زنان به عنوان مدیر، بطور معناداری، مثبت تر از نگرش دانشجویان است.

علاوه بر این، میانگین نمره WAMS در داخل هریک از نمونه ها، برای زنان بطور معناداری بالاتر از نمره مردان بود. میانگین برای زنان متخصص ۱۳۳.۶۹ و در مقابل برای مردان ۱۲۷.۶۵ بود. نمره میانگین WAMS دانشجویان دختر۷۹.۸۹، بالاتر از میانگین ۷۸.۶۱ دانشجویان پسر بود. تفاوت دو گروه در سطح ۰.۰۰۱ برای متخصصان و در سطح ۰.۰۵ برای دانشجویان معنی دار بود.

از متخصصان منابع انسانی نمرات بالایی بدست آمد که چندان دور از انتظار هم نبود. انتظار می رود این قبیل متخصصان، بدلیل فشار مداوم برای جلوگیری از تبعیض سازمانی در جریان کار و نیز آموزشهایی که این گروه دریافت کرده اند، دارای نگرش نسبتا مثبتی در باره زنان به عنوان مدیر باشند. نمرات این متخصصان با نظر مساعدی با گزارشهای پیشین بررسی های WAMS مقایسه می شود. در پژوهشهایی که در سالهای ۱۹۷۰ اجرا شد، متوسط نمرات WAMS مدیران، تقریبا ۱۰۴ بود. تفاوتهای جنسی که در این نمرات وجود داشت، تا اندازه ای تعجب آور بود، اما در پژوهشهای قبلی ای که از ابزارWAMS استفاده کرده اند، زنان تمایل داشتند تا نمرات بالاتری نسبت به مردان ارائه کنند. بطور مثال، در پژوهشی روی کارکنان تمام وقت یک شرکت پخش بین المللی، نمره متوسط برای زنان ۱۱۹.۳۸، در صورتی که نمره متوسط برای مردان ۱۰۲.۱۱ بود ( تربورگ و دیگران، ۱۹۷۷).

درمقابل نمرات پایین تری که بطور چشمگیری توسط دانشجویان کسب شده بود، رویدادی، ناخوشایند بود. شاید فقدان تجربه، تاحدودی نگرش نسبتا منفی دانشجویان را نسبت به زنان به عنوان مدیر، توضیح دهد. اگرچه، وقتیکه مردان و زنان واقعا مساوی معرفی شوند انتظار می رود که هر نوع ادراکی از تفاوتهای میان مردان و زنان در جریان تحصیل برطرف شود. درهرصورت، بنظر می رسد نمرات این دانشجویان یافته های هارلن و ویز (۱۹۸۲) را تایید می کند: همچنانکه سهم زنان در گروه افزایش می یابد، تبعیض نیز زیاد می شود. از نظر آماری، هچنین تفاوتهای جنسی معنادار در نمرات دانشجویان دیده میشود، اما از نظر مفهومی در این پژوهش، هم مردان و هم زنان دیدگاه نسبتا منفی ای در باره زنان به عنوان مدیر، داشته اند

تحقیقات داخلی

اکبري سبزواري در سال 1387 عوامل موثر در ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی را در نمونه اي

متشکل از 320 نفر از کارکنان زن و مرد بخش دولتی مورد مطالعه قرار داده است. در این پژوهش،

مردان موانع ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی را عدم جسارت، عدم قاطعیت و عدم اعتماد به نفس ذکر

کرده اند، درحالی که خود زنان، ناتوانی جسمی، سطح انتظارات پایین، عدم قاطعیت، عدم اعتماد به نفس،

درگیري با مسائل خانوادگی را عامل عدم ارتقاء خود دانسته اند.

« بررسی رابطه بین نگرش مدیران با ارتقاء شغلی زنان به سطوح مدیریت در ادارات کل کرمان »

عنوان تحقیقی است که مژگان درخشان در سال 1387 انجام داده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد

که نگرش مدیران به ویژگی ها و مهارت هاي مدیریتی زنان مثبت بوده است، اما بین شانس مدیر شدن و

نگرش مدیران به ویژگی ها و مهارت هاي مدیریتی زنان رابطه معنی داري وجود نداشته است. بر این

اساس می توان نتیجه گرفت که یا عمل مدیران ارشد در انتخاب مدیران سطوح پایین تر، از نگرش آنان

تأثیر نمی پذیرد یا آن که شرایط کلی اجتماع و ساختار اداري اقتضاي گزینش زنان به پست هاي مدیریتی

را ندارد

هم چنین مرجان باغبانی موانع دست یابی زنان به مشاغل مدیریتی در قوه قضائیه را از منظر زنان

شاغل در این قوه ( 1385 ) مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علی رغم

دستاوردهاي خوبی که حضور زنان تحصیل کرده و مستعد در قوه قضائیه به همراه داشته، تمایل عمومی

مدیران ارشد در قوه به برگزیدن مدیران مرد معطوف است. باغبانی موانع ارتقاء زنان را در سه سطح

ساختاري (فرهنگ، اجتماع و مذهب)، سازمانی (عوامل عینی و ذهنی) و فردي (شخصیتی و زیستی)

طبقه بندي کرده و در نهایت نتیجه می گیرد که در عدم ارتقاء زنان به مشاغل مدیریتی موانع سازمانی و

موانع فردي تأثیر بیشتري دارند

 

بررسی نظر مدیران زن شهر شیراز درباره توانمندي مدیریتی زنان

عنوان پژوهش حبیب احمدي « بررسی نظر مدیران زن شهر شیراز درباره توانمندي مدیریتی زنان »

است ک ه ب ر رو ي نمونه اي متشکل از زنان مدیر در شهر شیراز اجرا شده و در آن برقراري ارتباط

اجتماعی، اعتماد به نفس و خلاقیت و نیز تفسیر زنان مورد مطالعه از ویژگی هاي مدیران زن توانمند،

راه هاي رسیدن به این ویژگی ها، ملاك هاي ارزیابی مدیر توانمند و شیوه هاي مسئله یابی و حل مسئله

مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها ي ای ن پژوهش نشا ن می ده د ک ه اگرچ ه زنا ن مور د مطالعه از

توانمندي مدیریتی نسبتاً بالایی برخوردارند ولی بستر سازمانی و اجتماعی مناسب جهت توانمندسازي

آنان به اندازه کافی وجود نداشته و دگرگونی و تحول در ساختار مدیریتی سازمانها به نفع زنان به کندي

 انجام می پذیرد احمدي، 1385

بررسی تطبیقی میزان ارتقاء زنان و » مینا حاجی زاده ( 1384 ) نیز طی پژوهشی در دانشگاه الزهرا به

پرداخته است. حاجی زاده رابطه ي میان نگرش مردان و « مردان عضو هیئت علمی دانشگاه هاي تهران

زنان به مدیریت زنان، نگرش زنان به توانایی هاي خودشان، انگیزه ي پیشرفت در زنان و مشکلات

خانوادگی زنان با عدم مشارکت آنان در سطوح مدیریتی را مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این پژوهش

نشان می دهد با این که بین نگرش مردان و زنان نسبت به مدیریت زنان تفاوت معناداري وجود ندارد و

سطح انگیزه ي پیشرفت زنان نیز بالا بوده ولی آنان تمایلی به مناصب مدیریتی از خود نشان نمی دهند

در خصوص چرایی این مسئله، هم مردان و هم زنان مسئولیت هاي خانوادگی زنان را سبب عدم پذیرش

مسئولیت هاي مدیریتی از سوي زنان ذکر کرده اند..

عنوان پژوهشی است که « چالش هاي زنان براي ارتقاء به مشاغل مدیریتی در سازمانهاي دولتی »

محمدعلی بابایی در سال 1384 بر روي مدیران زن شاغل در وزارت خانه ها و سازمان هاي دولتی در

تهران انجام داده است.یافته هاي او حاکی از آن است که اهم عوامل مؤثر در احراز پست هاي مدیریتی و

ارتقاء مدیران مزبور سوابق درخشان و عملکرد خوب شغلی، تحصیلات بالاتر، تجربه مناسب و پایبندي به

ضوابط ذکر شده است و مشکلات مدیران زن، نگرش سنتی حاکم در جامعه، عدم برخورداري از مزایا و

امکانات برابر و عدم پذیرش مدیریت زنان از جانب زیردستان عنوان شده است. موانع ارتقاء به طور

عمده، تعصب و نگرش هاي سنتی تصمیم گیرندگان عنوان شده است. به عبارت دیگر موانع اجتماعی-

فرهنگی بیش ازعوامل فردي و سازمانی مؤثر دانسته شده اند.

بررسی موانع ارتقاء زنان شاغل در بانک هاي دولتی کشور به » لیلا استاد هاشمی در تحقیقی با نام

به این نتیجه رسیده است که بین نظرات مردان و زنان شاغل در بانک هاي دولتی « سطوح عالی مدیریت

کشور در مورد موانع ارتقاء زنان به سطوح عالی مدیریت تفاوتی وجود ندارد و هر دو قشر، مسئولیت هاي

خانوادگی زنان، کلیشه هاي جنسیتی موجود در جامعه، کمبود فرصت هاي آموزشی براي زنان، عدم تمایل

زنان به ارتقاء، ویژگی هاي جسمی و روانی زنان و فرهنگ سازمانی حاکم را در این مسئله موثر دانسته اند

استاد هاشمی، 1384 

بررسی موانع حضور زنان در پست هاي مدیریتی قوه مجریه (وزارت خانه هاي مستقر در تهران »

عنوان پژوهش محمدرحیم اسفیدانی است که در سال 1381 در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به

انجام رسیده است. نتایج تحلیل هاي آماري نشان می دهد که فرهنگ سازمانی باعث عدم حضور زنان در

پست هاي مدیریتی قوه مجریه گردیده همچنین مدیران مرد نسبت به توانایی هاي مدیریتی زنان نگرش

مثبتی ندارند. علاوه بر این بین مهارت هاي ادراکی و مدیریتی مدیران زن و مرد تفاوت چندانی وجود

نداشته، اما زنان و مردان مدیر به لحاظ مهارت هاي ارتباطی و انسانی با یکدیگر متفاوت بوده اند. به

عبارت دیگر مهارت هاي ارتباطی زنان بیشتر از مردان و مهارت هاي انسانی مردان بیشتر از زنان بوده

است اسفیدانی

.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 18:23  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

1/تاثير سواد رسانه اى کاربران شبکه هاى اجتماعى بر جلوگىرى از اىجاد و گسترش شاىعات در شبکه هاى اجتماعى طى 1سال گذشته

تعريف اسمى)

سواد:توانايى خواندن و نوشتن/ معلومات، آگاهى هاى علمى و ... 

رسانه: هر وسيله ى انتقال دهنده

کاربر:آنکه وسيله يا دستگاهى را بکار ميبرد

شبکه: این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده باشد (برحسب مورد) به کار رود.

اجتماعى: بطور گروهى. منسوب به اجتماع. همگانى عمومى

شايعه: در معناي لغوي ، انتشار خبر نهفته است / شايعه خبري بي اساس و يا ناروايي كه در ميان مردم زبان به زبان مي گردد.

تعريف عملياتى)

متغير: سواد رسانه اى

 

بعد: تشخيص صحت خبر

مؤلفه: آيا کاربران شبکه هاى اجتماعى ميتوانند صحت اخبار را تشخيص دهند؟ آيا کاربران مى توانند در برخورد با اخبار، بى اساسى آن را تاييد کنند؟

 

بعد: آشنايى با قوانين رسانه اى

مؤلفه: آيا کاربران قوانين مربوط به رسانه را مى دانند؟ آيا کاربران با توجه به قوانين مرتبط با رسانه اخبار را نشر مى دهند؟

 

2/تاثير اعتماد نسبت به خبرگزارى هاى رسمى بر جلوگىرى از اىجاد و گسترش شاىعات در شبکه هاى اجتماعى طى 1سال گذشته

تعريف اسمى)

اعتماد: اتکا، استظهار، استواری، اطمینان، پشتگرمی، تکیه، توکل، ثقه، دلگرمی، وثوق ۱. تکیه کردن؛ پشت‌گرمی؛ وثوق. ۲. متکی شدن به کسی و کاری را به او سپردن؛ واگذاشتن کار به کسی.

خبرگزارى: عمل خبرگزار. اداره ای است که خبرها را بدست می آورد و منتشر می کند.

رسمى: معمول ، متداول . به صورت جدی و برابر با مقررات . غير خودمانی ، غير دوستانه .

تعريف عملياتى)

متغير: اعتماد نسبت به خبرگزارى هاى رسمى

 

 

بعد: تاييد صحت اخبار خبرگزارى هاى رسمى

مؤلفه: آيا کاربران نسبت به پى گيرى اخبار رسمى تمايل بيشترى نشان مى دهند؟ آيا با روشن شدن حقيقت به مقايسه ى اخبار رسمى و غيررسمى مبادرت مى ورزند؟

 

بعد: تعداد اخبار ارسالى توسط کاربر از منابع رسمى

مؤلفه: آيا کاربران بيشتر به نشر و ارسال اخبارى که با منابع رسمى ب دستشان ميرسد اقدام مى کنند؟ چه تعداد از اخبارى که روزانه توسط کاربران ارسال مى شود برگرفته از خبرگزارى هاى رسمى است؟

 

3/تاثىر دسترسى گسترده به شبکه هاى اجتماعى بر جلوگىرى از اىجاد و گسترش شاىعات در شبکه هاى اجتماعى طى 1سال گذشته

تعريف اسمى)

دسترسى: ۱. قدرت؛ توانایی؛ قدرت دست یافتن به چیزی. ۲. توانگری.

شبکه: این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده باشد (برحسب مورد) به کار رود.

اجتماعى:بطور گروهى. منسوب به اجتماع. همگانى عمومى

تعريف عملياتى)

متغير: دسترسى گسترده به شبکه هاى اجتماعى

 

 

بعد: ساعات استفاده روزانه از شبکه هاى اجتماعى

مؤلفه: بطور ميانگين کاربران روزانه چه زمانى را صرف تبادل اخبار از طريق شبکه هاى اجتماعى مى کنند؟

 

بعد: سرعت انتقال اخبار در شبکه هاى اجتماعى

مؤلفه: حدودا چه مدتى از زمان وقوع يک پيش آمد اخبار آن به دست کاربران مى رسد؟

 

4/تاثير اعتماد نسبت به رهبران بر جلوگىرى از اىجاد و گسترش شاىعات در شبکه هاى اجتماعى طى 1سال گذشته

تعريف اسمى)

اعتماد: ۱. تکیه کردن؛ پشت‌گرمی؛ وثوق. ۲. متکی شدن به کسی و کاری را به او سپردن؛ واگذاشتن کار به کسی.

رهبران:راهبران، هدايت گران

تعريف عملياتى)

متغير: اعتماد نسبت به رهبران

 

 

بعد: مبنا و اصل قرار دادن سخنان رهبران

مؤلفه: آيا کاربران با اطلاع از سخنان رهبران در مورد يک خبر، به دنبال کشف حقيقت در ميان اخبار مى روند؟ آيا با دانستن نظر رهبرى آن را با ديگر اخبار مربوط به منابع ديگر مقايسه مى کنند؟

 

بعد: انتشار اخبار دريافتى از جانب رهبران

مؤلفه: چه تعداد از اخبار روزانه ى منتقل شده توسط کاربران از قول رهبران و مسئولان است؟ تا چه ميزان کاربران اخبار نقل شده از جانب يک مسئول را مى پذيرند؟

 

5/ سهولت انتقال اخبار از طريق شبکه هاى اجتماعى بر جلوگىرى از اىجاد و گسترش شاىعات در شبکه هاى اجتماعى طى 1سال گذشته

تعريف اسمى)

سهولت: آسانی، سادگی، یسر ≠ اشکال، دشواری، صعوبت

اخبار: جمع خَبَر. آگاهی ها. اطلاعات

شبکه: این اصطلاح برای خطوط متعدد و کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لوله های آب که در ناحیتی محدود یا وسیع نصب شده باشد (برحسب مورد) به کار رود.

اجتماعى: بطور گروهى. منسوب به اجتماع. همگانى عمومى

تعريف عملياتى)

متغير: سهولت انتقال اخبار

 

 

بعد: تعداد اخبار دريافت و ارسال شده طى يک روز

مؤلفه: تعداد اخبار منتقل شده در محيط شبکه هاى اجتماعى با ديگر رسانه ها چه تفاوتى دارد؟ کاربران چه تعداد خبر را از طريق شبکه هاى اجتماعى طى يک روز منتقل ميکنند؟

 

بعد: هزينه انتقال اخبار از طريق شبکه هاى اجتماعى

مؤلفه: هزينه ى دسترسى به اخبار از طريق شبکه هاى اجتماعى در يک ماه به چه ميزان است؟ تفاوت اين هزينه با دسترسى به اخبار از طريق ساير رسانه ها چقدر است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 18:19  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

اصلاحیه - بررسی 5 دغدغه - عاطفه نامداری

۱-علل و عوامل مهاجرت

مهاجرت از جمله رويدادهای کهن جغرافيايی- جمعيتی است که در بستر مکان و در گذر زمان با اهداف و انگيزه‌های گوناگون اجتماعات انسانی مبدأ يا مقصد را به لحاظ ساختاری و گاه کارکردی دستخوش تحولات بسياری نموده است. مهاجرت در يک مکان، شاخصی از فشار جمعيت بر منابع موجود آن‌ است در صورتی که مهاجر پذيری يک منطقه به قدرت منابع آنجا مربوط می‌گردد. در دهه‌های گذشته، تحولات اقتصادی، اجتماعی حاکم بر کشور از يک سو و آگاهی جمعيت از سوی ديگر سبب حرکات شديد مهاجرتی گرديده که اين جابجايی در بعضی مناطق کشور با شدت بيشتری همراه بوده است. از جمله عوامل اصلی مهاجرت روستائيان به شهرها شايد مسأله اشتغال باشد و بعد از اشتغال دومين عاملی که در مهاجرت نقش به سزايی دارد مسأله تحصيل می‌باشد. مهاجرت يكي از پديده هاي مهم جمعيتي است كه امروزه ،به خصوص در كشورهاي جهان سوم مورد توجه است. افزايش سريع جمعيت شهرها،نبود امكانات شهري متناسب ، ايجاد محله هاي حاشيه نشيني ،فقر و كمبود بهداشت گريبانگير اكثركشورهاي جهان سوم است. علت يابي مهاجرتهاي بي رويه ،تاكنون به يك نظريه جامع و مانع در اين خصوص نينجاميده است و بررسيهاي انجام شده ، هر يك جزيي از اين پديده را مورد بررسي قرار داده و كمتر توانسته است اصلي كلي را به اثبات برساند. اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد ولی بررسی تأثير عوامل اجتماعي و فرهنگي، عوامل اقتصادي، عوامل سياسي (خصوصا مهاجرت نخبگان) و تحقیق در خصوص چیستی، مزایا و معایب پديده مهاجرت می تواند ما را در رسیدن به علل و عوامل اصلی مهاجرت کمک نماید.

۲- علل نادیده گرفتن نقش زنان روستائی در فرآیند توسعه کشورهای در حال توسعه

زن در جامعه ما هويتي است انسان ساز كه از دامنش والاترين انسانها به جامعه تقديم مي شود. زن در چنين جامعه اي جز با ابزار دانش و ايمان در عرصه هاي تلاش براي توسعه ظاهر نمي شود. تجربه توسعه كشورها نشان داده است عليرغم اينكه وجود امكانات اقتصادي و منابع طبيعي فراوان در يك كشور شرايط بهتري را براي توسعه يافتگي فراهم مي آورد ولي اين عوامل بدون وجود انسانهاي ماهر، توانمند و داراي روحيه مساعد، توسعه يافتگي را به ارمغان نمي آورد. انسان نقش اساسي و محوري را در توسعه يافتگي ايفاء مي نمايد. چنانچه به استعداد بالقوه زنان كه انواع مختلف كارها را چه بطور رسمي و چه غيررسمي انجام مي دهند توجه شود، يكي از منابع سرمايه گذاري براي كشورهاي در حال توسعه خواهند بود. با توجه به اينكه زنان نيمي از جمعيت جهان را تشكيل مي دهند مي توان به اهميت نقش زنان در توسعه اقتصاد پي برد امروزه ضرورت و اهميت توسعه در جهت تعالي انسانها، كاهش نابرابريها و ايجاد عدالت اقتصادي و اجتماعي بر هيچ كس پوشيده نيست و دستيابي به توسعه واقعي بدون درنظر گرفتن زنان و نقش چندگانه آنان در اجتماع غيرممكن است. در اكثر كشورها ، برنامه ريزي براي زنان بخشي از برنامه هاي توسعه ملي مطرح مي گردد اما در كشورهاي در حال توسعه طرح مسائل زنان عمدتا در سياست ها و اهداف كلان باقيمانده و بدليل عدم انطباق با مكانيزم هاي اجرايي كشورها در برنامه ها جايگاه اجرايي خود را نمي يابد. ميزان مشاركت زنان در فعاليتهاي اقتصادي – اجتماعي يكي از شاخصهاي مهم توسعه اقتصادي است. زنان مستقيما براي خود ارزش ايجاد كرده و بطور مستقيم و غيرمستقيم در فرايند كسب ثروت مردان ايفاي نقش مي نمايند. زنان از نظر اشتغال در مقام مقایسه با مردان، در یک حالت نا متعادل هستند و در بسیاری از این کشورهای در حال توسعه ، زنان از نظر مشارکت در فعالیت های سیاسی ، کارهای تولیدی و کسب تحصیل چه به واسطه قوانین سنتی تبعیض آمیز و چه بر اثر ممنوعیت های آموزشی، تقریبا ً در حاشیه قرار گرفته اند.

 

۳- بررسی سرمایه گذاری خارجی و عامل اصلی رو به جلو رفتن توسعه

اغلب کشور های در حال توسعه برای رونق دهی به اوضاع اقتصادی، ایجاد اشتغال و دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی پایدار با مشکل کمبود منابع سرمایه گذاری روبرو هستند. کمبود در آمدهای ارزی ناشی از صادرات و نرخ ناعادلانه مبادله که اغلب به زیان صادر کنندگان کالاها و مواد اولیه خام در حال تغییر است و انبوه جمعیت و مصرف به نسبت بالا ،از عواملی است که منابع پس انداز قابل تبدیل به سرمایه گذاری های مولد در این گونه کشور ها را بشدت محدود می سازد .جبران عقب ماندگی و دستیابی به توسعه پایدار، نیازمند سرمایه گذاری برای بهره جویی از مزیتهای نسبی و تواناییهای بالقوه اقتصادی است. در فرآیند جهانی شدن، سرمایه نیز با سهولت قابل نقل و انتقال است.اما سرمایه گذاران به دنبال کسب سود بیشتر و مکانی امن برای سرمایه گذاری هستند . با اشباع سرمایه گذاری در کشور های پیشرفته صنعتی، نرخ بازده سرمایه گذاری در این کشورها رو به نزول میرود و سرمایه گذاران همواره در صدد بهره جویی از فرصتهای با بازده بیشتر هستند .چنانچه امنیت سرمایه گذاری در کشور های در حال توسعه تضمین شده و بستر قانونی لازم فراهم شود، سرمایه گذاران بین المللی میل و رغبت بیشتری برای حضور در این گونه بازارها خواهند داشت. این امر به کشور های میزبان نیز فرصت بهره گیری از مزیتهای نسبی، رشد اقتصادی، اشتغال زایی و دستیابی به دانش و فناوری روز برای تولید کالاهای رقابتی در عرصه بین المللی را می دهد.بنابراین، تسریع در ورود سرمایه گذاری های خارجی، منافع متقابلی را برای کشور های میزبان و سرمایه گذاران بین المللی بدنبال خواهد داشت.کمبود سرمایه در مباحث اقتصادی به عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه نیافتگی مطرح شده است. به عبارت دیگر، رشد و توسعه اقتصادی بدون انباشت سرمایه امکان پذیر نخواهد بود؛ به گونه ای که بسیاری از متفکران دلیل توسعه نیافتگی بسیاری از کشورها را کمبود در آمد و پس انداز و در نتیجه سرمایه گذاری نا کافی می دانند.سرمایه می تواند بخش تولید را تحرک ببخشد و باافزایش تولید، موجب رشد تجارت، بهبود سطح زندگی مردم و رشدو توسعه اقتصادی شود. فقدان سرمایه، یکی از علل اصلی گرفتار آمدن بسیاری از کشورها در دورباطل فقر و توسعه نیافتگی شناخته شده است و علاوه بر آنکه بیکاری گسترده را بدنبال دارد، موجب عقب ماندگی سطح تولید ملی می شود ودر مرحله بعد به فقر اقتصادی می انجامد. در مباحث مربوط به توسعه اقتصادی، راه حل اصلی فائق آمدن بر مشکل کمبود سرمایه و خروج از دور باطل فقرو توسعه نیافتگی، استفاده کشور های در حال توسعه از سرمایه های انباشته شده در کشور های توسعه یافته و بطور کلی جذب سرمایه گذاری خارجی عنوان شده است. در یک نگاه کلی، اثرات و منافع سرمایه گذاری خارجی از جهات زیر قابل بررسی است:

۱- ساختار و عملکرد صنعتی از نظر تخصیص منابع،ایجاد سرمایه و هدایت آن به سمت واحد‌های فعال و مولد و سبب افزایش تولید و کنترل تورم.

۲- رشد اشتغال و سرمایه انسانی

۳- افزایش نقدینگی بازارهای سرمایه محلی و بهبود کارایی بازار به دو صورت مستقیم وغیر مستقیم.

۴- پیوند اقتصاد ملی با اقتصاد بین المللی

۵- موازنه پرداختها و تشکیل سرمایه با گذشت زمان از طریق سهم سود، سودهای انباشته و برگشت سرمایه.

۶- دستیابی به بازارهای صادراتی

 

۴-  بررسی جایگاه حمل و نقل جاده ای کالا در اقتصاد کشور

نیاز جابه جایی انسان و کالا از یک نقطه به نقطه دیگر موجب به وجود آمدن واژه ای جدید به نام حمل و نقل در گذشته های بسیار دور گردید. در مورد انسان، جابه جایی به طور عمده به دلیل نیازهای تجاری، اجتماعی، تفریحی یا فرهنگی انجام می گیرد و در ارتباط با کالا، علت اصلی جابه جایی، عدم انطباق مکانی محل تولید و مصرف کالا بر یکدیگر می باشد. پیشرفت تکنولوژی در غلبه بر طبیعت و موانع آن، باعث کاهش هزینه و تقلیل زمان حمل و نقل گردیده است. در کشور ما با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، مسئله حمل و نقل کالا به عنوان مشکلی اساسی در اقتصاد کشور مطرح گشت. در واقع با آغاز جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی، بسیاری از مشکلات اقتصادی سر بیرون آوردند که برخی از آنها ناشی از وضعیت به وجود آمده است، ولی بعضی دیگر به زیرساخت اقتصادی کشور مربوط می شوند که باید مورد شناسایی قرار گرفته و راه حلی برای آنها پیدا نمود. به طور مسلم مشکل حمل و نقل جاده ای که عدم امکان دستیابی به مواد اولیه و در نتیجه پایین آمدن کیفیت صنایع را سبب گردید از آن جمله است. در اینجاسعی بر این است تا ضمن ارزیابی اقتصادی اجزای تشکیل دهنده حمل و نقل جاده ای کالا، مشکلات وضعیت موجود مورد بررسی قرار گیرد وتحلیلی بر اثرات اقتصادی سوخت در حمل و نقل جاده ای کالا انجام گیرد تا با بررسی سیاست های حاکم بر نظام حمل و نقل جاده ای کالا در کشور، پیشنهاداتی در راستای بهبود سیاست های مذکور ارائه گردد و به تحلیل موضوع ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای حمل و نقل جاده ای کالای کشور پرداخته شود. زندگی بشر همواره با این تفکر عجین بوده که چگونه می توان با صرف نیروی کمتر بار بیشتری را جابه جا نمود. به عبارت دیگر انسان همواره به فکر راحتی و سرعت در جابه جایی خود و کالا بوده است. چرا که صرفه جویی در زمان موجب صرفه جویی در هزینه های جابه جایی کالا و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی کشور خواهد شد. مهمترین مشکلات کنونی حمل و نقل جاده ای ایران در حال حاضر عدم بهره گیری بهینه از ظرفیت ناوگان موجود، مسائل تشکیلاتی، مالی اعتباری، تعرفه ها و مشکلات موجود در تاسیسات زیربنایی جاده ای فعلی میباشد.

 

۵- بررسی ابعاد و اثرات تحریم ایالات متحده امریکا و غرب علیه ایران

 از منظر حقوق بین الملل، اعمال تحریم ها به وسیله ارگان‌هایی از جامعه جهانی نمایندگی می گردند که در پاسخ‌ به رفتارهای غیرقانونی و غیرقابل قبول یکی از کشورها اعمال شود. هدف از ملاک‌های رفتاری جامعه جهانی، رفتارهای مورد قبول جامعه جهانی است که  حقوق بین‌الملل آنها را مقرر داشته است. برای نمونه، کمیسیون‌ حقوق بین‌الملل در خصوص تحریم‌های مشروع اعلام داشته است که تحریم‌ها اقدامات واکنش گرایانه هستند که بطور کلی به وسیله‌ی یک ‌سازمان بین‌ المللی و مشخصاً پیرو نقض یک‌ تعهد بین‌المللی که متضمن نتایج نامطلوب جدی برای جامعه‌ی بین المللی می‌باشد، صورت می‌گیرد. در روزگاران حاضر، پیگیری پروژه هسته ای و عدم اعمال برخی از هنجارهای مورد نظر غرب از سوی جمهوری اسلامی ایران، سبب ساز اعمال تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران شده است. اگر مفاد و قواعد موجود بر منشور آژانس انرژی هسته ای ملاک واقع شود، مسلم است که اصرار ایران در پیگیری برنامه های هسته ای نمی تواند متضمن نقض حقوق بین الملل در جامعه جهانی باشد. در نگاه آمریکا و متحدان غربی اش، رفتار واگرایانه جمهوری اسلامی ایران، نوعی تمرد به نظام حقوق بین المللی است، با توجه به اتخاذ گزینه تحریم در استراتژی ایالات متحده و متحدانش علیه جمهوری اسلامی ایران، شواهد و قراین نشان می دهند که اتخاذ گزینه مزبور، هدفی ندارد جز آنکه بخواهد قدرت اقتصادی ایران را کاهش دهد. به عبارت دیگر در روزگاران حاضر شواهدی وجود دارند که نشان می دهند کاهش قدرت اقتصادی ایران مطلوبیت های راهبردی بیشتری را برای آمریکا ایجاد خواهد کرد که این مطلوبیت ها از پس تحریم به دست می آید. یک بررسی از تحریم های انجام گرفته آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی ایران در دهه های گذشته نشان می دهد که تحریم‌های اقتصادی آمریکا سبب بروز تنگناهایی در خرید و واردات کالا از خارج برای جمهوری اسلامی ایران گردیده است که آشفتگی سیستم توزیع، احتکار و گرانفروشی، پیدایش بازار سیاه برای بسیاری از کالاها و تشکیل‌ کمیته صنفی و دادگاه انقلابی ویژه محرکی برای آن تنگناها بوده است.مزید بر آن، تحریم‌های آمریکا ایران را مجبور به پرداخت هزینه‌های بیشتر برای کالاهای وارداتی می نمود. در این راستا یکی از آثار تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده و متحدانش علیه ایران در دهه های گذشته، کاهش ارزش ریال بوده است. کاهش ارزش ریال نیز به دنبال خود باعث کاهش واردات و تحدید دسترسی ایران به سرمایه و تکنولوژی خارجی شده بود. به‌ عبارت دیگر تحریم‌های ایالات متحده و متحدانش در دهه های پیشین، جو سرمایه‌گذاری در ایران را تغییر داد، تا از پس آن، انتقال تکنولوژی به‌ ایران صورت  نگیرد. نتایج تحریم نشان میدهد که از نظر اقتصاد، بخش سیستم مالی بیشترین تاثیر را نسبت به سایر بخش ها متقبل می شود. تحریم های اخیر سیستم مالی کشور را نشانه گرفته اند که در صدد فلج کردن روابط مالی جمهوری اسلامی ایران با کشور های خارجی است. تحریم های اقتصادی، واردات مواد اولیه و کالا های سرمایه ای را از نظر کمی و کیفی متاثر می سازند که به دنبال خود کاهش کمی، کاهش تولید و بیکاری را به همراه دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 18:1  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع : تاثیر خلاقیت کارکنان بر فرهنگ سازمانهای خصوصی شهر تهران در سه سال اخیر

 فرضیه ها :

1-      بین میزان خلاقیت و هماهنگی کارکنان در سازمان رابطه مثبت وجود دارد.

2-      خلاقیت بر میزان انگیزش کارکنان در سازمان تاثیرگذار است.

3-      خلاقیت بر میزان توانمندسازی کارکنان در سازمان تاثیرگذار است.

4-      بین میزان خلاقیت و بهره وری در سازمان رابطه مستقیم وجود دارد.

5-      میزان خلاقیت بر سازگاری کارکنان در سازمان تاثیرگذار است.

 

متغیرها :

1-     خلاقیت :

تعریف نظری : در زمینه خلاقیت، تعاریف متعدد و متنوعی ارائه شده است. خلاقیت واژه ای عربی است که ریشه آن «خلق» به معنی آفریدن است. در لغت نامه دهخدا، خلاقیت به معنای خلق کردن و به وجود آوردن است و فرد خلاق شخصی است که دارای عقاید نو باشد. در فرهنگ وبستر (2003)، خلاقیت، قدرت و توانایی خلق و ایجاد مفاهیم یا به کارگیری آن در شکل جدید از طریق مهارت های ذهنی تعریف شده است" (سام خانیان،1384: ص15). "خلاقیت، توانایی کاربرد دانش برای حل مسئله و نوآوری است. خلاقیت همواره شامل ایده های جدید نیست بلکه گاهی می تواند درباره انتقال دانش موجود به موقعیتهای جدید و قراردادن آنها در موقعیت متفاوت باشد و یا میتواند در مرتبط ساختن روشهایی که قبلاً وجود نداشته اند، به کار گرفته شود (نیاز آذری و همکاران، 1390: ص81). "خلاقیت عبارت است از خلق کردن مفهوم و چیزی تازه و منحصر به فرد، به گونه ای که مناسب و مفید، موجب حل یک مسئله، سؤال یا نیاز علمی، صنعتی یا اجتماعی شود" (پیرخائفی، 1380: ص41)

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

خلاقیت

توانایی بکارگیری دانش و مهارت ذهنی

آیا بکارگیری دانش و مهارتهای ذهنی به حل مسئله کمک میکند؟

بکارگیری دانش و مهارتهای ذهنی و ایده های خلاقانه برای رشد، موفقیت و بقای سازمان عامل حیاتی بشمار می رود؟

ایجاد و بکارگیری  عقاید نو

آیا ایجاد و بکارگیری عقاید نو کارکنان در محیط کار پایه اصلی ارتقا عملکرد سازمانهاست ؟

چگونه ایجاد ایده های نو باعث رقابت در سازمانها می شود؟

 

2-     هماهنگی :

تعریف نظری : (هانری فایول) مساله هماهنگی را به عنوان عمل همسو نمودن همه فعالیتهای یک موسسه برای نایل شدن به موفقیت و اهداف مورد نظر سازمان تعریف می نماید. وی معتقد است سازما نی که دارای ویژگیهای زیر باشد،عملیات هماهنگی را به نحو مطلوبی دنبال می کند :

الف . هر واحد و زیر شاخه های مربوط به آن با سایر بخشهای سازمان هماهنگ باشد.

ب. هر واحد و زیرشاخه های مربوط به آن به طور مشخص میداند که چه وظیفه ای برایش در نظر گرفته شده است.
ج. هر واحد برای رسیدن به کیفیت مورد نظر ، برنامه و کارهایی را که باید انجام دهد خود به خود تنظیم و تعدیل می نماید.

(مونی و رایلی) هماهنگی را به عنوان نخستین اصل سازماندهی شناخته و سایر اصول سازماندهی را زیر شاخه ای از هماهنگی تلقی می نمایند.   

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

هماهنگی

سازگاری کارکنان و اجزاء با یکدیگر

راهکارهای مدیریت چگونه میتواند باعث سازگاری بین اجزاء و کارکنان سازمان گردد؟

چگونه کار تیمی میتواند باعث هماهنگی و در نتیجه کسب اهداف مشترک در سازمان شود؟

همسو نمودن فعالیتها جهت دستیابی به اهداف

آیا هماهنگی و همسو نمودن فعالیتها جهت دستیابی به اهداف سودمند میباشد؟

مقایسه فعالیتهای افراد با استانداردهای تعیین شده چگونه میتواند بر نحوه هماهنگی سازمان تاثیرگذار باشد؟

 

3-     انگیزش

تعریف نظری :  انگیزش یک فرایند زنجیره‌ای است که با احساس نیاز یا احساس کمبود و محرومیت شروع می شود، سپس خواست را به دنبال می آورد و موجب تنش و کنش بسوی هدفی می شود که محصول آن، رفتار نيل به هدف است. توالی این فرایند ممکن است منجر به ارضای نیاز شود .بنابراین انگیزه ها موجب تشویق و تحریک فرد به انجام یک کار یا رفتار می شود در حالی که انگیزش یک خواست کلی را منعکس می نماید. در تمام تحقیقات انگیزش هنوز جایگاه تنبيه و تشویق به عنوان انگیزه های بسیار قوی مطرح می باشد و در این رابطه پول به عنوان ابزاری برای اعطای پاداش مطرح بوده، اما تنها عامل انگیزشي نیست . (محمدزاده و مهر وژان  1375)

تعریف دیگر انگیزه به این شکل می باشد که «میل به کوشش فراوان در جهت تامین هدفهای سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردي  سوق داده شود» (استیفن پی رابینز)

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

انگیزش

هدف و برنامه داشتن

تعیین اهداف سازمان تا چه حدی در ترغیب کارکنان به انجام وظایفشان کمک می کند؟

آیا انگیزش کارکنان باید بر مبنای هدف پایه گذاری شود؟

محرک انجام کار

آیا عملکرد سازمانها طبق محرکهای انگیزشی و برنامه ها از پیش تنظیم شده است؟

انگیزش بعنوان یک محرک چگونه میتواند بستر لازم در زمینه طرز تفکر مدیریت و نحوه اجرای آن یاری رسان باشد؟

 

4-     توانمندسازی

تعریف نظری : (جان پی کارلوس 2000) : توانمندسازي افراد به‌ معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند. توانمندسازي، عنصر حیاتی کسب و کار در دنیای نوین است. اهدافی مانند نزدیک‌تر شدن بیشتر به مشتری، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره‌وری و در دست گرفتن میدان رقابت برای سازمان‌هایی به‌دست خواهد آمد که راه‌های جدیدی برای توانمند ساختن افرادشان یافته‌اند. نقش نیروی انسانی (Human Resource) ماهر و کارآمد در تحقق اهداف سازمان، امری بدیهی و غیرقابل انکار است و شکی نیست که ثروت ملی یک کشور و به عبارت بهتر سرمایه انسانی در قالب مهارت‌ها، سازمان‌ها و انگیزه‌هایشان ظاهر می‌شود. مدیران باید به منظور بهره‌گیری هر چه بیشتر از نیروی انسانی شاغل عوامل انگیزشی مؤثر در تحریک آنان را به درستی شناسایی کرده و تلاش نمایند که هر چه بیشتر این توان را در مسیر اهداف سازمان قرار دهند.

 تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

توانمندسازی

همگام بودن با تغییرات

دستاوردهای تکنولوژی و تقاضای محیط رقابتی چگونه باعث همگام سازی کارکنان با تغییرات می شود ؟

چگونه همگام شدن با تغییرات باعث ترغیب کارکنان و بالابردن سطح مهارت و توانمندسازی آنان می شود؟

بسترسازی مناسب جهت آفرینش ایده های نو و بدیع

چگونه پاداش و مزایا باعث ایجاد بستر مناسب جهت توانمندسازی کارکنان می شود؟

آیا دادن قدرت یا اختیار به کارکنان برای انجام کارها باعث توانمندسازی آنها در سازمان می شود؟

 

5-     بهره وری

تعریف نظری : می‌توان گفت برای نخستین بار لغت «بهره وری» توسط فردی به نام «کوئیزنی» در سال ۱۷۷۶ (میلادی) بکار برده شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ (میلادی) فردی به اسم «لیترِ» بهره‌وری را «قدرت و توانایی تولید کردن» تعریف کرد. بایستی توجه داشت که واژه بهره‌وری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار, سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت ولی اصطلاح بهره‌وری آب در چند ساله اخیر و به دلیل کمبود این ماده ارزشمند گسترش یافته‌است.

بهره وری از مفاهیم علم اقتصاد و مدیریت است که چنین تعریف می‌شود: «مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: اثربخشی به همراه کارایی». به دیگر سخن، بهره‌وری، عبارتست از، بدست آوردن حداکثر سود ممکن، با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره وری به نسبت کار انجام شده به کاری که باید انجام می‌شده اطلاق می‌شود.

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

بهره وری

استفاده کارآمد و موثر از منابع

آیا اگر از تمامی امکانات و منابع نظیر نیروی کار و زمین و ... خوب استفاده شود بهره وری نیز افزایش می یابد؟

آیا روشهای عملی بهبود بهره وری باعث دستیابی به حداکثر سود می شود؟

قدرت و توان تولید کردن

آیا یافتن کانالهای جدید بازاریابی و عقلایی کردن ساختار اقتصادی سازمانها میتواند بعنوان عوامل موثر و ارتقا بهره وری محسوب شود؟

تلاشهای سیستماتیک ساختاریافته برای حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد، ماشین، انسان و ... باعث بالا بردن بهره وری در سازمان می شود؟

 

6-     سازگاری

تعریف نظری : ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ  ﺑﺎ  ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ  ﻳﻌﻨﯽ  ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﯽ  ﻓﺮﺩ  ﺩﺭ  ﻫﻢ  ﺳﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﯽ. ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺧﺼﻮﺻﻴﺘﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺤﻴﻄﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﯽ ﻭﻓﻖ ﺩﻫﻨﺪ. ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻋﻼﻳﻢ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺭﺟﯽ، ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﺯﻳﺎﺩﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ، ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ  (ﺭﺍﺑﻴﻨﺰ،  ١٣٨٣  :  ١٤٩).

 «ﺭﺍﺟﺮﺯ»  ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﺭﺍ  ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ  ﺗﻌﺮﻳﻒ  ﮐﺮﺩﻩ  ﺍﺳﺖ:  ﻣﻨﻈﻮﺭ  ﺍﺯ  ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ، ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﻣﺘﻮﺍﻟﯽ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺭﻓﺎﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﺿﻤﻦ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺧﺎﺭﺟﯽ، ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ  ﺳﺎﺯﺩ.  ﺑﻪ  ﺍﻳﻦ  ﺗﺮﺗﻴﺐ،  ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ  ﺑﻪ  ﻣﻌﻨﯽ ﻫﻤﺮﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﻴﺴﺖ، ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺏ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻧﻤﺎﻳﺪ (ﺷﻌﺎﺭﯼ ﻧﮋﺍﺩ، ١٣٧٢ : ٢٢).

 تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

سازگاری

انطباق با تغییرات

آیا انطباق با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط جهت دستیابی به سازگاری سودمند است؟

چگونه الگوهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی باعث انطباق افراد و سازگاری آنان میگردد؟

توانایی فرد در همسو کردن رفتار خود با عوامل خارجی و موقعیتی

آیا مجموعه صفات و خصوصیات شخصیتی نقش عمده ای در تعیین رفتار کاری بازی می کند؟

تفاوتهای فردی در رفتار پرسنل تا چه اندازه بر سازگاری آنان در محیط کار تاثیرگذار است؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 13:30  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

 عوامل موثر برسن ازدواج جوانان شهرتهران

1.تاثیر شرایط اقتصادی بر سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مستقل: شرایط اقتصادی

متغیر وابسته:سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مداخله گر:ناتوانی در تامین مسکن و مخارج ازدواج

متغیر تعدیل کننده:درآمد کم

متغیر کنترل :درآمد- جنس

2.تاثیر سهولت دسترسی روابط جنسی آزاد بر سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مستقل:سهولت روابط جنسی آزاد

متغیر وابسته:سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مداخله گر:عدم تمایل جنسی به همسر

متغیر تعدیل کننده:تمایل به ارضای جنسی بدون مسئولیت

متغیر کنترل :جنس-سن

3.تاثیر اشتغال به تحصیلات دانشگاهی بر سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مستقل:اشتغال به تحصیلات دانشگاهی

متغیر وابسته:سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مداخله گر:نیاز به داشتن زمان و تمرکز کافی برای مطالعه

متغیر تعدیل کننده:ترس از دلمشغولی های بعد از ازدواج

متغیر کنترل :میزان تحصیلات-جنس

4.تاثیر بالا رفتن سطح توقعات خانواده ها بر سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مستقل:بالارفتن سطح توقعات خانواده ها

متغیر وابسته:سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مداخله گر:داشتن انتظارات خارج از توانایی جوانان

متغیر تعدیل کننده:عدم توانایی در اجرای انتظارات خانواده ها

متغیر کنترل :جنس-سن

5.تاثیر عادی(رایج)شدن روابط دوستی دختر و پسر بر سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مستقل:عادی(رایج)شدن روابط دوستی دختر و پسر

متغیر وابسته:سن ازدواج جوانان شهر تهران

متغیر مداخله گر:بی اعتمادی به جنس مخالف

متغیر تعدیل کننده:ترس از خیانت بعد از ازدواج

متغیر کنترل :جنس-سن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 12:52  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع: عوامل موثر بر افزايش سن ازدواج جوانان شهر تهران در5سال اخير

 پيشينه نظري

1.جین پل ساردن برای نشان دادن تفاوت های الگوی ازدواج اروپای شرقی و غربی،وضعیت زناشویی را در 21 کشور اروپایی با استفاده از تحلیل نسلی و خوشه ای بررسی نمود. یافته های پژوهشی وی نشان داد که در دو دهه اخیر ازدواج در اروپای شرقی زودرس بوده و عمومیت بیشتری داشته است. اما در اروپای غربی کاملا برعکس بوده و حتی نسبت بالایی از افراد هرگز ازدواج نکرده دیده می شود. علاوه بر این ساردن دریافت که میانگین سن در اولین ازدواج برای مردان و زنان اروپای شرقی به ترتیب 1/25 و 1/22 بوده،در حالیکه ارقام مشابه در اروپای غربی 2/27 و 8/24 بوده است ( حسین زاده ،44:1387).

2.مک دونالد هیوول (1944) پژوهشی تحت عنوان "بررسی علل افزایش سن ازدواج " انجام  داد. وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار می کند:عوامل متعددی بر زمان ازدواج موثر هستند،یکی از مهمترین عوامل موثر،تحصیلات عالی زنان است،که با تاخیر ازدواج همبستگی نشان می دهد. دومین عامل اشتغال زنان می باشد. از عوامل دیگر،دشواری دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیده ای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی می شود. عامل دیگر میزان آزادی در انتخاب همسر می باشد. ازدواج های ترتیب داده شده نسبت به ازدواجهای آزاد در سنین پایین تری اتفاق می افتد. در ممالک غربی،تقریبا افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی اشان دارند. در کشورهای درحال توسعه،ازدواج های ترتیب داده شده در سیستم های خانواده هسته ای احتمالا کمتر از سیستم های خانواده گسترده است. این چنین ازدواج ها (ترتیب داده شده) مسوولیت بزرگی برای خانواده محسوب می شود و توسط والدین یا خویشان یا دایه ها صورت می گیرد (هیول،78:1388).

3.دوبل سي گلينل خاطر نشان مي سازد كه در رژيم استبدادي فرانسه قبل از سال 1789 « هر چه سطح زندگي پائين تر بود ،‌سن ازدواج دختر عقبتر مي رفت ، ولي در سن ازدواج مردان تاثير نداشت . از طرف ديگر ، بحران و بدي محصول ، در طبقات فقير از دو حال خارج نبود . يا دخترها خيلي زود ازدواج مي كردند ، و يا اصلاً ازدواج نمي كردند . وي نتيجه مي گيرد كه وقتي سطح زندگي اقتصادي و اجتماعي پائين بيايد روز به روز تعداد زنهايي كه از شوهرانشان مسن تر هستند ،‌بيشتر مي شود . در بعضي از روستاها عروس كوچكتر از 30الي 35 سال به ندرت ديده مي شد ، در صورتي كه ميانگين سن ازدواج مردان كمتر از 30 تا 35 بود بر عكس طبقه اعيان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان نيستند ( دوبل گلينل ، 1789 ؛ 142 ).

4.ليشتر و سايرين در سال 1992 نيز در بررسي هاي خود نتيجه گرفته اند كه گرايش به سمت اهميت ازدواج و خانواده و نقشهاي زنان در خانواده در زمان ازدواج موثر است. زنان جواني كه به ارزش هاي سنتي كمتر معتقدند، بيشتر احتمال دارد كه ازدواج را به خاطر تحصيلات بالاتر يا وارد شدن به بازار كار به تاخير بيندازند ( ليشتر ، 1992 : 180)

5.سوزان فرگوسن در تحقيق خود عنوان چالش ازدواج سنتي كه تعدادي از زنان آمريكايی، چيني و ژاپني ازدواج نكرده ( مجرد ) را بررسي كرده،‌به اين نتيجه رسيده است كه  چگونگي زناشويي والدين،موقعيت اين زنان به عنوان دختر بزرگ خانواده و يا تنها دختر،‌اهداف تحصيلي و فقدان خواستگار مناسب از جمله عواملي است كه بر عدم تمايل آنها به ازدواج تاثير گذاشته است. به گفته "فرگوسن" بر اساس تحقيقات محققيني مانند "گرسون" گولدشر و "ويت" دو عامل در تاخير زمان ازدواج و عدم ازدواج زنان تاثير بسيار داشته است. اين دو عامل عبارتند از تلاش براي تحصيلات بالا و شغل مناسب ( فرگوسن ، 2000 ؛ 135)

پيشينه تجربي

1.دكتر شهلا كاظمی پور (1383) پژوهشي تحت عنوان "تحول در سن ازدواج جوانان به ويژه دختران طی يك دهه اخير" دريافت اين تحولات باعث افزايش سن ازدواج در دختران 3/22 سال بوده است  و 80 درصد از پاسخگويان مشكلات مالي و اقتصادي را مهم ترين دليل افزايش سن ازدواج پسران اعلام كرده. وي با اشاره به تصور عموم مبني بر اين كه مشكلات اقتصادي و بيكاري مهم ترين مانع ازدواج به موقع است افزود اگر اين طور باشد جوانان بي سواد و كم سواد كه مشكل بيشتري در يافتن شغل و حل مسائل اقتصادي دارند،اصلاً نبايد ازدواج كنند در حالي كه نتايج مطالعات نشان مي دهد كه اين افراد بسيار زودتر از سايرين ازدواج مي كنند. در واقع اين موضوع ثابت مي كند كه ميزان تحصيلات با افزايش سن ازدواج رابطه مستقيم دارد به طوري كه هر چه فرد تحصيلات بيشتري دارد،‌توقع بالاتري از اشتغال و سطح زندگي دارد بنابراين ديرتر ازدواج مي كند ( كاظمي پور، 1383:15)

2.خانم سمیرا فرهمند بیگی (1387) پژوهشی تحت عنوان "بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج" انجام داد. روش پژوهش وی پیمایش و جامعه آماری تعداد 308 نفر از دانشجویان مجرد واقع در سنین 25-39 ساله دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی اتفاقی انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که تاخیر در سن ازدواج با گرایش به رفتارهای فردگرایانه،جنسیت،انتخاب و دو راهی اجتماعی در موقعیتهای خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی رابطه معنی داری دارد.

3.خانم حکیمه آبدخت (1384) به بررسی "عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران" پرداخت. محقق در این پژوهش با استفاده از روش علی-مقایسه ای و با توسل به پرسشنامه درصدد رسیدن به اهداف تحقیق مبادرت ورزید. جامعه آماری محقق در این پژوهش دختران ازدواج کرده و نکرده واقع در سنین 25-40 ساله شهر تهران و حجم نمونه 252 نفر بود و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گردآوری شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دختران ازدواج نکرده نسبت به دختران ازدواج کرده از تحصیلات بالاتری برخوردارند،بعلاوه بیشترین شاغلین را دختران ازدواج نکرده تشکیل می دادند تا دختران ازدواج کرده،دختران ازدواج نکرده از پایگاه اجتماعی-اقتصادی بالاتری نسبت به دختران ازدواج کرده برخوردارند و بالاخره اینکه دختران تحصیلکرده، تحصیلات و دختران ازدواج کرده سن را جزء معیارهای نخستین انتخاب همسر قرار دادند.

ردپای خودم:

زمان اقدام به ازدواج یکی از شاخص‌های مهم در افزایش جمعیت و تداوم نسل محسوب می‌شود. سن ازدواج دختران و پسران یکی از نکات بسیار مهم برای برخورداری از جامعه و نسلی سالم به حساب می‌آید.

این روزها بالا رفتن سن ازدواج به ویژه افزایش سن پسران در جامعه ایرانی به دغدغه ای برای برخی مسئولان و كارشناسان اجتماعی بدل شده است.بر اساس گزارشی که معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان منتشر کرده است، کل جمعیت هرگز ازدواج نکرده 10 سال به بالا در ایران 23 میلیون نفر است که از این تعداد حدود 13 میلیون نفر را مردان و 10 میلیون را زنان تشکیل می‌دهند. جمعیت مجردان قطعی نیز که بین 30 تا 65 سال را شامل می‌شود بر اساس سرشماری سال 85، یک میلیون و 220 هزار نفر است. در این تحقیق، 60 درصد از پاسخگویان بهترین سن ازدواج برای پسران را بین 25 تا 29 سال دانسته اند و 23 درصد از آنها گفته اند که سن مناسب برای ازدواج پسران 30 تا 35 است.

 در کشور ما هر چند روند حرکت به سمت مدرنیسم با شتاب زیادی رو به گسترش است، اما همچنان بسیاری از پدیده‌های اجتماعی به شکل سنتی پیگیری می‌شوند. ازدواج جزو مسایلی است که با وجود آمیختگی‌های بسیار با جلوه‌های مدرن و غربی، همچنان از پایه‌های سنتی برخوردار است. یکی از ویژگی‌های سنتی ازدواج ایرانی، اقدام پسران یا خانواده آنها برای انتخاب زوج است. بنابراین بالا رفتن سن ازدواج پسران ارتباط مستقیمی با کاهش میزان ازدواج‌ها در جامعه و در نتیجه بالا رفتن سن ازدواج دختران دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 12:31  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

پیشینه نظری

شبکهٔ اجتماعی ساختاری اجتماعی است که از گروه‌هایی (که عموماً فردی یا سازمانی هستند) تشکیل شده‌است که توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی مانند: ایده‌ها و تبادلات مالی، دوست‌ها، خویشاوندی، لینک‌های وب و ... به هم متصل اند. فضای مجازی مجال شکل‌گیری اجتماعات جدید از کاربران را فراهم می‌کند.

 از زمان تونیس (Tonnies) و تلاش او برای تعریف دو گونه تجمع انسانی یعنی "اجتماع" در مقابل "جامعه"(گزلشافت و گمنشافت) به بعد همه متفکران علوم اجتماعی و فرهنگی "رو در رو بودن"، "محدودیت تعداد"، "ابتناء بر روابط عاطفی و نه روابط عقلانی را از خصائص بنیانی" اجتماع" عنوان کرده‌اند.

نظرات ونچرلی در سایت USINFO ارائه شده‌است. او به شبکه‌ها و سازمان‌های رسمی که به سامان بخشیدن به روابط و مقررات ارتباطاتی در فضای مجازی اشتغال دارند، می‌پردازد.

 شبکه های اجتماعی مجازی، امروزه نقش بسیار مهمی در خلق این فضای مجازی دارند. از خلال همین واقعیت های مجازی است که آسیب های روانی و سیاسی بسیار گسترده ای را می توانند برای یک جامعه به وجود آورند. (Myers 2000)  

شبکه های اجتماعی، به مجموعه ای از افراد که به صورت گروهی با یکدیگر ارتباط داشته و مواردی مانند اطلاعات، نیازمندی ها، فعالیت ها و افکار خود را به اشتراک بگذارند، شبکه های اجتماعی گویند. شبکه های اجتماعی را می توان به دو دسته شبکه های مجازی و شبکه های غیرمجازی تقسیم کرد. شبکه های غیرمجازی در واقع شبکه هایی هستند که توسط مجموعه ای از افراد و گروه های به هم پیوسته، در محیط اجتماعی عمل می کنند. شبکه اجتماعی مجازی یا شبکه اجتماعی اینترنتی، وب سایت یامجموعه ای از وب سایت هایی است که به کاربران امکان می دهد، علاقه مندی ها، افکار و فعالیت های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند؛ به عبارت دیگر، شبکه های اجتماعی سایت هایی هستند که با استفاده از یک موتور جست وجوگر و افزودن امکاناتی مانند چت، پیام رسانی الکترونیک، انتقال تصویر و صدا و...، امکان ارتباط بیشتر کاربران را در قالب شبکه ای از روابط فردی و گروهی فراهم می آورند.  Resnick2000

شبکه‌ های اجتماعی، پیشینه‌ای به قدمت حیات بشر داشته و پیوندی آشکار با هم‌زیستی اجتماعی انسان‌ها در کنار یکدیگر دارند. آنچه قابلیت شبکه‌های اجتماعی عصر کنونی را از گذشته متمایز می‌سازد،  بستر شکل گیری شبکه‌ های اجتماعی و مکانیزم‌های ارتباطات درونی آنها است. این قابلیت‌ها، توانایی تغییر در معادلات سنتی قدرت را نصیب این شبکه‌ها نموده است. دکتر محمود بابایی 1390

با گستردگی واسطه‌های انتشار اطلاعات، تمرکز قدرت در کنترل اطلاعات از میان رفته است؛ و از سوی دیگر، کانون‌های قدرتی که در شبکه‌ های اجتماعی، پیرامون ارزش‌ها، ایده‌ها، و علایق مشترک شکل گرفته‌اند، در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در نقش بازیگران قدرتمند، اظهار وجود کرده‌اند. دکتر محمود بابایی 1390

تحلیل گران اجتماعی دیگر نیز هشدارهای مشابهی داده اند. (R2002 Blood) سانستین (P49. Sunstein 2001)، هشدار پوتنام را یک سال بعد این گونه تکرار کرد: تکنولوژی های جدید از جمله اینترنت به صورت چشمگیری توانایی مردم برای شنیدن صدای خود و ممانعت از شنیدن صدای دیگران را افزایش داده است؛ برای مثال بلاگ ها می توانند تازه ترین نمونه ها از سایبر آپارتاید باشند. بسیاری بلاگرها خود از نگرانی در مورد این پدیده که "پیله بستن"  می نامند، صحبت می کنند. این مسئله از نظر جامعه شناسان موجب ذره ای و اتمیزه شدن فرد و کاهش انسجام و همبستگی می گردد.

براساس یک نظرسنجی، 26 درصد کاربران اینترنت اظهار داشته‏اند که به طور مرتب به پایگاههای پورنوگرافی سر می‏زنند و اضافه کرده‏اند که برخی اوقات دچار برانگیختگی جنسی نیز می‏گردند. طبق این تحقیق، این افراد به طور متوسط در طول یک هفته، چهار ساعت را به گشت و گذار در پایگاههای غیر اخلاقی بزرگسالان می‏گذارنند و 5/37 درصد از آنان نیز اعتراف کرده‏اند که در نتیجه تحریک برانگیزی این سایت‏ها، دچار اعمال غیر اخلاقی شده‏اند. برای چنین افرادی، اینترنت بیشترین تحریک برانگیزی و هیجان جنسی را فراهم می‏کند.(گرينفيلد، 1384: 49)

معمولا خانواده‌ها نگاهي متعادل و منطقي پيرامون استفاده فرزندانشان از اينترنت نداشته و دو سياست کاملا قطبي نسبت به اين موضوع در پيش مي‌گيرند. به‌طوريکه براساس نتايج يونگ در سال 1998، معمولاً والدين در برخورد با استفاده فرزندا‌نشان از اينترنت،‌مايلند در يكي از دو دسته "سهل‌انگاري مهربانانه" و "تبعيد قاطع يا مطلق قرار بگيرند"همانند تمامي انواع ديگر اعتياد‌، اعتياد به اينترنت نيز با علائمي همراه است همچون، اضطراب، افسردگي، كج خلقي، بي‌قراري، تفكرهاي وسواسي و يا خيالبافي راجع به اينترنت. از طرفي، در عين حال كه روابط اين افراد (به ويژه كودكان و نوجوانان) در جهان مجازي افزايش مي‌يابد، در مقابل از دامنه روابط آنان در جهان واقعي كاسته مي‌شود. ضمن آنكه، احتمال لطمه ديدن عملكرد آموزش نيز وجود دارد . (سایمون و کن 2005)

اين تبيين‌بر پايه مطالعات بي. اف. اسكينر راجع به شرطي‌شدن عامل يا کنشگر است. براساس اين ديدگاه، فرد براي دريافت پاداش وارد اينترنت مي‌شود. پاداشهايي كه وي از اين رفتار مي‌گيرد، فرار از واقعيت، رسيدن به عشق و سرگرميهاي زياد است و چنانچه فرد در زمانهاي آتي نيز به اين پاداشها نياز داشته باشد، احتمالاً به اينترنت روي خواهد آورد. در نتيجه، اين روند تقويت شده و چرخه همچنان ادامه پيدا مي‌كند. (Duran, 2003: 2)

شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک، زندگی فرد را در دو جهان موازی قرار داده و زمینه ابتلای وی به اختلال شخصیتی را فراهم کرده است. پدیده جهانی شدن یا قرار گرفتن بشر در دو جهان موازی، انسان ها را با هویت واقعی خود بیگانه و نقش تربیتی خانواده را تضعیف کرده است. گوناگون شدن سبک های همسرگزینی، تغییرات گسترده در ویژگی های جمعیت شناختی خانواده، تضعیف نقش تربیتی خانواده به صورت فزاینده، کاهش سطح روابط در درون خانواده ها، تشدید فاصله نسل ها، تغییر ساختارهای قدرت بر خانواده، به چالش کشیده شدن فرهنگ، تهدید سازمان یافتگی و انسجام خانواده را از جمله تاثیرات مخرب پدیده جهانی شدن برشمرد.  دکتر محمد علی مظاهری رییس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی

پیشینه تجربی

شبکه های دوست یابی در کشور ما به سرعت در میان جوانان ایرانی محبوب شده است و "ایرانی ها رتبه سوم را در این شبکه ها کسب کرده اند" (ستارزاده،1386).

با امکانات و گزینه‏هاى فراوانى که رسانه‏هاى عمومى از جمله اینترنت در اختیار جوانان مى‏گذارند، آنان دائماً با محرک‏هاى جدید و انواع مختلف رفتار آشنا مى‏شوند. چنین فضایى هویت نامشخص و پیوسته متحولى را می آفریند، یعنی "اینترنت یک صحنه اجتماعی است که فرد را در موقعیت های متنوع نقش ها و سبک های زندگی، قرار می دهد و از آن تأثیر می پذیرد" (اکبری،162:1390)

در یک مطالعه تجربی نشان داده شد که استفاده جوانان از اینترنت موجب کاهش ارزش های خانواده شده است (زنجانی زاده،1384).

نسل ديروز (والدين) احساس دانايي و با تجربگي مي‌کند و نسل امروز (فرزندان) که خواهان تطابق با پيشرفت‌هاي روز است، در برابر آنها واکنش نشان مي‌دهد و چون از پس منطق و نصيحت‌هاي ريشه‌دار و سرشار از تجربه آنها بر نمي‌آيد به لجبازي روي مي‌‌آورد (رحیمی،19:1390)

سرعت تحولات و بسط ارتباطات با جهان توسعه‌يافته، توجه بيشتر جوانان به برنامه‌هاي جهاني‌شدن فرهنگ، رسانه‌ها، گسترش روزافزون انجمن‌ها و کانون‌هايي غير از کانون خانواده براي پيوستن و تعلق يافتن جوانان به آن‌ها و غيره از آن جمله است (رحیمی،1390)

در سال 1999 گردهمایی جهانی تحت عنوان "کارشناسی برای حمایت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی از طریق اینترنت" برگزار گردید که منجر به صدور قطعنامه ای شد که در آن آمده است "هرچه اینترنت بیشتر توسعه پیدا کند، کودکان بیشتر در معرض محتویات خطرناک آن قرار خواهند گرفت. فعالیت های محرمانه مربوط به فحشای کودکان و پورنوگرافی که از طریق اینترنت مورد استفاده واقع می شود، اکنون از مسائل حاد به شمار می رود" (اکبری،163:1390)

"نتایج پژوهش شاندرز نشان داد که استفاده زیاد از اینترنت با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. برعکس کاربرانی که از اینترنت کمتر استفاده می کنند، به طور قابل ملاحظه ای با والدین و دوستانشان ارتباط بیشتری دارند" (صبوری خسروشاهی،1386)

نوع استفاده اعتيادي از اينترنت، شامل استفاده مرضي کلي از اينترنت نظير چت، پرسه زدن، نامه الکترونيکي و جز اينها بوده و علت اصلي آن، نوع بافت اجتماعي فرد است (اميدوار و صارمي، 1381: 35-34).

در حال حاضر خريد و فروش آن‌لاين رشد فزاينده‌اي در ميان عموم يافته است. از اين رو، زياد مي‌بينيم افرادي كه دچار مشكلات ناشي از خريد و فروش آن‌لاين سهام از جمله خريد كالاهاي آن‌لاين و ساير سايتهاي مزايده هستند. اين اعتياد دربرگيرنده مقوله وسيعي از رفتارهايي است كه مي‌توانند شامل علاقه مفرط به قمار اينترنتي، خريد و يا معامله سهام باشد. اين افراد به منظور افزايش سرمايه خود از كازينوهاي مجازي، بازيهاي جذاب‌، حراجيهاي اينترنتي و يا بازارهاي دلالي استفاده مي‌كنند، اما اين فعاليتها اكثراً باعث نابودي سرمايه شده و به قيمت اهمال ديگر وظايف شغلي و متزلزل شدن روابط خانوادگي تمام مي‌شود.(معيدفر و همكاران، 1386: 65)

در زبان روزمره مردم اين مفهوم به معني شان و مقام يا شهرت و اعتبار به كار مي رود اما جامعه شناسان اين مفهوم را به معني موقعيت افراد در ساختار اجتماعي به كار مي برند. (عضدانلو، 1384، ص 147) یعنی اینکه خانواده فرد، از نظر دارایی های مادی و معنوی در جامعه در چه سطحی است. نوع شغل خود و والدین، درآمد خود و والدین و میزان تحصیلات والدین(پدر و مادر) از شاخص های پایگاه اجتماعی – اقتصادی دانشجویان در نظر گرفته می شوند.

انزوای اجتماعی در واقع حالتی است که در آن فرد یا مجموعه ای از افراد به واسطه درکی که از شرایط محیط پیرامون خود دارند تحت تاثیر انگیزه های متفاوت فردی واجتماعی ارتباط خود با پیرامون را قطع کرده به صورت یک گروه در خود به حیات ادامه می دهند. (ملك زاده، 1387)

نشانه‌هاي اختلال شامل افكار وسواسي درباره اينترنت، كنترل تكانه ضعيف، ناتواني در متوقف‌كردن استفاده از اينترنت و مهم‌تر از همه، اين باور كه اينترنت تنها دوست فرد است. علاوه بر اين، در موقعي كه تماس برقرار نيست، به فكر اينترنت بودن، بار آينده تماس‌گرفتن را پيش‌بيني‌كردن و صرف مخارج زياد درباره اينترنت و كارهاي مربوط به آن نيز، نشانه‌هاي ديگر اين اختلال هستند. مشكل عمده ديگر، جدا‌كردن فرد از دوستان خود به نفع دوستان اينترنتي است و در نهايت نوعي احساس گناه درباره استفاده از اينترنت و دروغ‌گفتن به دوستان درباره وقت صرف‌شده و سري ‌نگه‌داشتن آن،‌نشانه‌هاي ديگر اين اختلال هستند. اين افراد درحالي كه مي‌دانند كارشان از نظر اجتماعي مورد پسند نيست، نمي‌توانند آن را متوقف كنند. چراكه خود به خود، به خودارزشي كمتر و در نتيجه نشانه‌هاي بيشتر مي‌انجامد (اميدوار و صارمي، 1381: 52)

نتیجه یا رد پا

شبکه های اجتماعی مجازی، امروزه نقش بسیار مهمی در خلق فضای مجازی دارند. از خلال همین واقعیت های مجازی است که آسیب های روانی و سیاسی بسیار گسترده ای را می توانند برای یک جامعه به وجود آورند.

تکنولوژی های جدید از جمله اینترنت به صورت چشمگیری توانایی مردم برای شنیدن صدای خود و ممانعت از شنیدن صدای دیگران را افزایش داده است

سرعت تحولات و بسط ارتباطات با جهان توسعه‌يافته، توجه بيشتر جوانان به برنامه‌هاي جهاني‌شدن فرهنگ، رسانه‌ها، گسترش روزافزون انجمن‌ها و کانون‌هايي غير از کانون خانواده براي پيوستن و تعلق يافتن جوانان به آن‌ها و غيره از آن جمله است وهمچنین استفاده جوانان از اینترنت موجب کاهش ارزش های خانواده شده است .فرار از واقعيت، رسيدن به عشق و سرگرميهاي زياد است که موجب می شود افراد به اینترنت روی می آورند .

انزوای اجتماعی در واقع حالتی است که در آن فرد یا مجموعه ای از افراد به واسطه درکی که از شرایط محیط پیرامون خود دارند تحت تاثیر انگیزه های متفاوت فردی واجتماعی ارتباط خود با پیرامون را قطع کرده به صورت یک گروه در خود به حیات ادامه می دهند.

در پایان با فرهنگ سازی وآموزش استفاده صحیح از اینترنت در جامعه می توان گفت که افراد به نحواحسند (بهینه )از تکنولوژی جدید(اینترنت و شبکه های اجتماعی) در مشاغل خود و حتی زندگی روزمره  استفاده کنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 12:9  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

بيان مسئله:

نا هنجا ريهاي اجتماعي از جمله عواملي است كه بتدريج نظم اجتماعي را مختل مي سازد.بنابراين شناخت ميزان و علل ناهنجاريها در هر اجتماعي مي تواند در تصحيح روند جامعه پذيري و نظم اجتماعي موثر باشد.تحقيقات متعدد نشان دهنده اين است كه عوامل مختلف فردي و اجتماعي در بروز ناهنجاريها موثرند.از جمله اين عوامل ميتوان به موارد زير اشاره كرد: به نقش هنجارهاي فرهنگي ,روابط اجتماعي,گروههاي همسالان,ديگران مهم,زندگي در خيابان,و وقت گذراندن در سر كوچه و محله,
تضعيف كنترل اجتماعي غبر رسمي,ارزوهاي بي حد و حصر,تعارضات والدين و فرزندان,ناسازگاري والدين,پايگاه اجتماعي-اقتصادي و فرهنگي خانواده,سطح تحصيلات خانواده,دلبستگي جوانان به دوستان بزهكار خود,بيكاري و…
با توجه به اين مطالب تحقيق حاضر بدنبال بررسي ميزان ناهنجاريهاي رفتاري نوجوانان در محيطهاي اموزشي و غير اموزشي بوده و نيز در پي شناخت ويژگيهاي محيهاي اجتماعي كه نوجوانان با انها در ارتباط هستند,مي باشد تا از اين طريق به تبيين عوامل تـاثير گذار بر ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بپردازد

اهداف تحقيق:
1-شناخت نا به هنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان مقطع راهنمايي شهر مشهد.
2-شناخت عوامل تاثير گذار بر هنجاريهاي دانش اموزان در مقطع راهنمايي شهر مشهد.
3-مقايسه نتايج تحقيق حاضر با ساير تحقيقان انجام شده و بررسي ميزان انطباق ان با نظريه هاي فرهنگي,كنترل اجتماعي و فشار و تضاد در زمينه انحرافات اجتماعي.
4-ارائه راهكارهاي متناسب با نتايج حاصل از تحقيق به منظور كاهش ميزان نا بهنجاريهاي رفتاري دانش اموزان. 5-دلیل ایجاد نا بهنجاری های اجتماعی در میان نوجوانان مقطع راهنمایی شهر مشهد.

سوالات تحقيق:

1-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان دانش اموز مقطع راهنمايي چقدر است؟
2-عوامل موثر بر ميزان نا بهنجاريهاي اجتماعي در ميان نوجوانان دانش اموز كدامند؟
3-راهكارهايي كه ميتواندموجب كاهش نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان گروه,كدامند؟

پيشينه تحقيق:

زماني پور در بررسي خود(1366)نتيجه مي گيرد كه بين از هم گسيختگي خانواده،فقر اقتصادي و اعتياد با جرائم سرقت و فروش مواد مخدر رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.نتايج تحقيق شكري(1373)نيز حاكي از ان است كه عوامل فردي(سن،جنس،قدرت و عوامل ژنتيك)،عوامل رواني(ترس،خود پسندي،نفرت،هيستري و...)و عوامل محيطي(خانواده نابه سامان،طلاق،كمبود محبت،محبت بيش از حد،سابقه بزهكاري والدين،بيكاري و..)به نحوي در بروز انحراف اجتماعي مؤثرند.در تحقيقي تحت عنوان((بزهكاري و انحراف جوانان ،عوامل و راه حلها))(خيري،1372)نتايج زير بدست امده است.
مهمترين عوامل انحراف عبارتند از:
1- خانواده
 2-دوستان ناباب
 3-دين گريزي و هوا پرستي
 4-راهنمايان و الگوهاي نامناسب
 5-جهالت
 6-هجوم فرهنگي
 7-فقر اقتصادي و بيكاري
 8-محيط اجتماعي نامناسب

نتايج تحقيق موسوي(1377)نيز حاكي از ان است كه بين وضعيت تحصيلي،وضعيت تأهل،وضع زندگي والدين،تفاوت سطح سواد فرد با همسر،تأثير گروه دوستان،تفاوت سني فرد با والدين،ميزان پايبندي فرد به شعائر مذهبي با احتمال انحراف اجتماعي رابطه معناداري وجود دارد.
در تحقيق كه به بررسي عوامل اجتماعي مؤثر بر بزهكاري نوجوانان اصفهان (1373)پرداخته شده است.
نتايج زير قابل ملاحظه است:

1-ميزان بهره مندي بزهكاران از امكانات زندگي در مقايسه با غير بزهكارانكمتر بوده است.
2-پايگاه اجتماعي خانواده بزهكاران و درامد ماهيانه انان در مقايسه با غير بزهكاران پائين تر بوده است.
3-ميزان گسيختگي در خانواده هاي بزهكاران به نسبت بيشتر از خانواده هاي غير بزهكار مي باشد.
4-ميزان رسيدگي و توجه والدين بزهكاران راجع به حل مشكلات فرزندانشان نسبت به والدين غير بزهكار كمتر است.
5-ميزان اگاهي والدين از وضعيت دوستان و معاشرين فرزندان در خانواده هاي بزهكاران به نسبت كمتر از خانواده هاي غير بزهكار است.
6-بزهكاران نسبت به غير بزهكاران تمايل بيشتري به تيپهاي كجرو دارند.
7-ميزان تماس افراد بزهكار در مقايسه با غير بزهكاران با دوستان كجرو بيشتر است.

نتايج ساير تحقيقات مطرح شده در پيشينه نيز حاكي از انست كه :

1-ميزان جامعه رنجوري و افسردگي جوانان معتاد به مواد مخدر در مقايسه با جوانان عادي بيشتر است
2-بين دلبستگي هاي جوانان (به ويژه پسران)به دوستان بزهكار خود و رفتار بزهكارانه رابطه وجود دارد
3-ميزان مشاركت جوانان(بويژه دختران)كه دلبستگيهاي ضعيفي به قواعد حاكم بر خانواده و مدرسه داشته اند،در فعاليتهاي بزهكارانه افزايش داشته است.(همان)
4-دختراني كه موفقيت تحصيلي در مدرسه نداشته اند يا عضو خانواده نابسامان بوده اند،رفتارهاي بزهكارانه انها افزايش داشته است.همان
5-بين مهاجرت و رفتار بزهكارانه رابطه وجود داردهمان
6-ميان ستيز والدين،سطح تحصيلات خانواده و پايگاه اجتماعي خانواده و بزهكاري دانش اموزان رابطه وجود دارد
7-ناهنجاريهاي اجتماعي در ميان پسران بيش از دختران بوده است.
8-بين حالتهاي گوشه گيري و افسردگي ،هيجان پذيري،پرخاشگري،بي قراري و تمايلات ضداجتماعي نوجوانان بزهكار پسر و نوجوانان غير بزهكار تفاوت معناداري وجود دارد
9-ميان اعتقادات،تجربيات و التزام مذهبي با كجروي رابطه معكوس و معناداري وجود دارد

برخي نتايج تجقيقات خارجي در اين زمينه نيز نشان ميدهد كه:

1-هر چه مجازاتها بيشتر باشد،احتمال كار انحرافي كاهش مي يابد.
2-گروههاي همسالان و ديگران مهم بر رفتار انحرافي جوانان تأثير دارند.
3-زندگي در خيابان و وقت گذراندن در سر كوچه و محله ها بر انحرافات تأثير دارند
4-تضعيف كنترل اجتماعي غير رسمي و ارزوهاي بي حد موجب پيدايش انحرافات در بين جوانان ميشود
5-ارتباط با دوستان منحرف بر پيدايش رفتار انحرافي در فرد مؤثر اس.
6-همبستگي اعضاي خانواده (والدين و فرزندان)به عنوان يك عامل كنترل كننده از رفتارهاي نابهنجار جلوگيري ميكند.(همان)
7-تلويزيون بر رواج خشونت و گرايش به پرخاشگري مؤثر است.

روش تحقيق:
تحقيق حاضر از نوع توصيفي و تبييني است.
جامعه اماري،حجم نمونه و شيوه نمونه گيري:
جامعه اماري پژوهش حاضر كليه دانش اموزان دختر و پسر مقطع راهنمايي در نواحي هفتگانه مشهد و حجم نمونه 800نفر ميباشد. شيوه نمونه گيري طبقه اي متناسب است.

 فرضيات تحقيق:

1-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب جنسيت انان تفاوت معناداري وجود دارد.
2-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموزوسن انان رابطه معناداري وجود دارد.
3-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب ويژگيهاي شخصيتي انان تفاوت معناداري وجود دارد.
4-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز بر حسب وضعيت جسماني انان تفاوت معناداري وجود دارد.
5-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان تقيد مذهبي انان رابطه معناداري وجود دارد.
6-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ناهنجاريهاي رفتاري اعضاي خانواده انان رابطه معناداري وجود دارد.
7-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان تقيد مذهبي اعضاي خانواده رابطه معنادار و معكوسي وجود دارد.
8-بين ميزان ناهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب سطح تحصيلات والدين تفاوت معناداري وجود دارد.
9-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب وضعيت اقتصادي خانواده انان تفاوت معناداري وجود دارد.
10-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان بر حسب امكانات اموزشي و تربيتي محيطهاي اموزشي انان تفاوت معناداري وجود دارد.
11-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي در محيطهاي اموزشي رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.
12-بين ميزان نا بهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان و ميزان كنترل اجتماعي در محيطهاي اموزشي رابطه معنادارومعكوسي وجود دارد.
13-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ساعات استفاده از وسايل ارتباط جمعي توسط انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.
14-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز وكيفيت استفاده از وسايل ارتباط جمعي توسط انان رابطه معناداري وجود دارد.
15-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموزوميزان تقيد مذهبي دوستان انان رابطه معنادار و معكوسي وجود دارد.
16-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز وميزان نابهنجاريهاي دوستان انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.
17-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و تعداد دوستان انان رابطه معنادار و مثبتي وجود دارد.
18-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان دانش اموز و ميزان ساعات تماس انان در شبانه روز با دوستانشان رابطه معنادار و مثبتي وجوددارد.

پيشنهادات:

1-با توجه به تأثير تقيد مذهبي بر ناهنجاريها ضروري است خانواده،مدرسه با تقويت ارتباط خود و وسايل ارتباط جمعي اعم از راديو،تلويزيون،سينما,روزنامه ها و نشريات از طريق پيامهاي خود در طرز تفكر و رفتار افراد جامعه مؤثر واقع شوند.اگر پيامهاي اين رسانه ها به سمت ارزشهاي مذهبي جامعه گرايش پيدا كند،ميتواند در جهت تربيت ديني نسل جوان مؤثر افتد.
2-در محيط اموزشي با تشويق دانش اموزاني كه رفتارهاي متناسب با هنجارها و ارزشهاي مورد انتظار را دارا هستند و تنبيه متناسب دانش اموزاني كه فاقد چنين شرايطي هستند،ميتوان رفتار دانش اموزان را كنترل نمود.
3-هماهنگي مدير،معاونين در برخورد،دانش اموزان.
4-ايجاد ارتباط بين خانواده و مدرسه و بالا بردن سطح اگاهي وشناخت خانواده در مورد اثار سوء نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان.
5-تشكيل جلسات فوق برنامه و ارائه نتايج حاصل از رفتارهاي نابهنجار براي فرد و جامعه در محيطهاي اموزشي.
6-تشكيل جلسات پرسش و پاسخ با حضور والدين در محيطهاي اموزشي به منظور ارتقاء سطح اگاهي خانواده نسبت به سالم سازي محيط خانواده .
7-استفاده از حداقل امكانات به منظور انجام مسابقات در زمينه هاي مختلف ورزشي،علمي،اعتقادي و... ميتواند در ارضاء نياز استقلال طلبي و خود شناسي دانش اموزان بطور سالم مؤثر باشد و از بروز اشكال نابهنجاري،خودنمايي و ابراز وجود نوجوان بكاهد.
8-تقويت منابع كتابخانه اي در مدرسه بويژه كتابهاي علمي و تخيلي و كتابهايي در ارتباط با مسائل جوانان.
9-ارتقاء سطح اگاهي دانش اموزان در زمينه چگونگي انتخاب دوست و اگاه نمودن والدين در كمك به نوجوانان در انتخاب گروه دوستي خود و كنترل روابط انان با دوستانشان
10-هنجارسازان جامعه به اين نكته توجه داشته باشند كه بازداشتن نوجوانان و جوانان از ويدئو و ماهواره وشبكه هاي اينترنت يك راهكار منطقي در جهت اثار سوء اين وسايل نخواهد بود بلكه بايستي توان گزينش صحيح را از طريق روند جامعه پذيري در ميان افراد جامعه بالا برد

نتايج تحقيق:

1-در مدارس دخترانه
رعايت نكردن بهداشت
مطالعه نكردن دروس
مبادله عكس و فيلمهاي غير مجاز
توجه نكردن به سخنان معلمين و مدير و معاونين
تخريب و اسراف اموال مدرسه
دعوا و رفتارهاي خشونت اميز
غيبت غير موجه
 به ترتيب بيشترين فراواني را در ميان رفتارهاي نابهنجار اجتماعي در محيط مدرسه به خود اختصاص داده اند.

2-در مدارس پسرانه
 به ترتيب اولويت
 رعايت نكردن بهداشت محيط مدرسه ،
دعوا و رفتارهاي خشونت اميز،
تخريب و اسراف اموال مدرسه،
توجه نكردن به سخنان معلمين هنگام تدريس،
توجه نكردن به سخنان مسئولين مدرسه،
مبادله فيلمهاي مبتذل و ويدئويي،
غيبت غير موجه و مطالعه نكردن دروس،
بيشترين فراواني را در ميان رفتارهاي اجتماعي نابهنجار به خود اختصاص داده اند.

3-ميزان نابهنجاري در دانش اموزان پسر بيش از دختران است.
4-با افزايش سن دانش اموزان ميزان نابهنجاري انان افزايش مي يابد.
5-بين ويژگيهاي شخصيتي(ميزان پرخاشگري)دانش اموزان و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي انان تفاوت معناداري وجود دارد.
6-ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي و رفتاري دانش اموزاني كه داراي نقص عضو هستند بيش از دانش اموزاني است كه از سلامتي برخوردارند.
7-بين ميزان نابهنجاريهاي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي انان رابطه معكوسي وجود دارد.
8-خانوادگيهايي كه ميزان گسيختگي در انها بيشتر بوده است ،ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي فرزندانشان بيشتر بوده است.
9-بين ميزان نابهنجاريهاي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي خانواده رابطه معكوسي وجود دارد.
10-بين سطح تحصيلات والدين و ميزان نابهنجاريهاي دانش اموزان در خارج از محيطهاي اموزشي رابطه معكوسي وجود دارد.
11-بين وضعيت اقتصادي خانواده و ميزان ناهنجاريهاي دانش اموزان رابطه مثبتي وجود دارد.
12-بين ميزان امكانات اموزشي-تربيتي واحدهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه معكوسي وجود دارد.
13-بين ميزان وقوع نابهنجاريهاي محيطهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه مستقيمي وجود دارد.
14-بين ميزان كنترل اجتماعي در محيطهاي اموزشي و ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي دانش اموزان رابطه معكوسي وجود دارد.
15-نتايج نشان ميدهد كه تأثير ميزان استفاده از ماهواره،ويدئو،تماشاي تلويزيون بر ناهنجاريها مثبت است.ماهواره بيش از ويدئو و ويدئو بيش از تلويزيون بر افزايش نابهنجاريهاي دانش اموزان تأثير ميگذارد.
16-بين تماشاي فيلمهاي عشقي و پليسي و جنايي و ميزان نابهنجاريهاي دانش اموزان رابطه مثبت وجود دارد.
17-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان و ميزان تقيد مذهبي دوستان انها رابطه معكوسي وجود دارد.
18-بين ميزان نابهنجاريهاي اجتماعي نوجوانان و ميزان نابهنجاريهاي دوستان انها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.
19-بين ميزان نابهنجاريهای اجتماعي دانش اموزان و تعداد دوستان صميمي انها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.

منابع:

سایت جامعه انسانی

سایت علوم انسانی

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 20:14  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع:

عوامل مؤثر در موفقیت بازاریابی جاویژه در منطقه 7 شهرداری تهران

 

فرضیه ها:

1.اندازه بازار(کوچکی یا بزرگی)چه ارتباطی با بازایابی جاویژه دارد؟

2.متفاوت بودن کالاها و خدمات ارائه شده چه ارتباطی با بازاریابی جاوبژه دارد؟

3.نوع مشتریان(عادی یا خاص)چه ارتباطی با موفقیت در بازاریابی جاویژه دارد؟

4.استفاده از تکنیک های بازاریابی(روشهای مدرن یا سنتی)چه ارتباطی با موفقیت در بازاریابی جاویژه دارد؟

5.چه میزان آگهی و تبلیغات در موفقیت بازاریابی جاویژه تاثیر گذار است؟

 

1.متغیر x :اندازه بازار        متغیر y :بازاریابی جاویژه       مداخله گر:درآمد بازار                              تعدیل کننده:محصولات بازار

 

2.متغیر x :کالا و خدمات ارائه شده        متغیر y :بازاریابی جاویژه       مداخله گر:فروش محصولات          تعدیل کننده:میزان رضایتمندی

 

3.متغیر x :میزان آگهی و تبلیغات         متغیر y :بازاریابی جاویژه          مداخله گر:مشکلات                  تعدیل کننده:میزان فروش

 

4.متغیر x :مشتریان این بازار          متغیر y :بازاریابی جاویژه             مداخله گر:محیط بازار         تعدیل کننده:جنسیت

 

5.متغیر x :تکنیک های مدرن یا روش های سنتی       متغیر y :بازاریابی جاویژه                        مداخله گر:میزان هزینه           تعدیل کننده:رضایتمندی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 16:9  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع:عوامل مؤثر در موفقیت بازاریابی جاویژه در منطقه 7 شهرداری تهران

 

 بیشینه تجربی:

براساس بیشینه مربوط به بازاریابی جاویژه پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که رویکرد جاویژه 3 جنبه زیر را دربردارد.

1.بازار                    2.محصول                   3.استراتژی

 

1).بازار:

جاویژه بازار بر افرادی یا مصرف کنندگان خاصی تمرکز دارد که همگی به یک بخش تعلق دارند و در پس آن شرکت محصولی را مرتب با آن جایژه یافته و عرضه می کند.این راهبرد از مصادیق بازاریابی کششی محسوب می شود.(Chalasani & Shani  1992 )   ( Weinstein  1994 )

 

یک محصول جاویژه در یک کالا یا خدمت تخصصی تاکید دارد که شرکت آن را به همه بخش ها عرضه کرده است با این امید که جاویژه بازار آن را خود خلق نماید.این راهبرد از مصادیق بازاریابی رانشی می باشد.                (Kara & Kaynak 1997)

 

استراتژی جاویژه بر شرکت و اینکه چگونه شرکت رویکرد جاویژه را اجرا خواهد نمود تمرکز دارد.           (Linneman Setanton 1991)

 

(کاتلر 2003)بیان می دارد که صرف نظر از رانشی یا کششی بودن استراتژی بحث اصلی در موفقیت یک استراتژی جاویژه تخصص گرایی می باشد.

 

نظر من:با توجه به این که در بازاریابی جاویژه بحث اصلی تاکید بر کار کردن در مورد یک محصول تخصصی می باشد لذا با توجه به بررسی های انجام شده در تحقیق تا کنون با نظریه Weinstein  1994 و Kara & Kaynak 1997 موافق می باشم.

 

بیشینه نظری:

آقای خاهانی 23/6/1393

در تحقیقی این سؤال را مطرح کرده است که اگر بازاریابی جاویژه پر ریسک است چرا برخی از شرکت ها باید استفاده از آن را انتخاب کنند.                                                                                               در تحقیق خود به پاسخ این سؤال به رح زیر رسیده است.                                                             

در صورتی که بازاریابی جاویژه موفقیت آمیز باشد شرکت میتواند ادعای تملک بازار خاصی را کند و اجازه ورود رقیبان جدید به سختی داده می شود.این بازاریابی جاویژه منجر به ارتباط بسیار قوی در طول زمان می شود که این خود منجر به عدم ظهور رقیب جدید می شود.

 

آقای سید حمیدرضا عظیمی 12/3/1391

در تحقیقی بیان نموده چگونه می توانیم در بازاریابی جاویژه کسب و کار کوچک بازارهای کوچک را تخریب کند؟

پاسخ به این سؤال به شرح زیر است:

1.باید یک محصول یا خدمت منحصر به فرد داشته باشیم

2.محصول یا خدمت ما باید مورد قبول بازار باشد.

 

نظر من:با توجه به این که هرچه در بازاریابی جاویژه موفق تر باشیم و محصولات بیشتری را به فروش برسانیم می توانیم از رقبای خود پیشی بگیریم و همچنین در صورت رعایت تمام اصول اولیه در بازاریابی جاویژه می توانیم تا حد زیادی ریسک آن را کاهش دهیم لذا با توجه به بررسی های تحقیق تاکنون با نظر آقای خاهانی موافق هستم.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 14:49  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

عوامل موثر بر نرخ طلاق:

فرضیه ها:

1- تاثیر مسایل و مشکلات مالی و اقتصادی

2-تاثیر دخالت خانواده های طرفین 

3-تاثیر خیانت بر طلاق

4-تاثیر انتخاب نادرست و عدم آگاهی های لازم قبل ازدواج برای انتخاب 

تعریف اسمی طلاق:جدایی طرفین از هم.رها شدن زن از قید نکاح

جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد متقاضی طلاق و حجم نمونه 300 نفر می‌باشد که طی سال‌های 1385 تا 1386 به دادگاه‌های خانواده تهران (شهید محلاتی- ونک) مراجعه کرده‌اند.

 

1)وجود مسایل اقتصادی و مشکلات مادی

تعریف اسمی:

وجود:بودن چیزی

مسایل:مساله ها مشکلات

اقتصادی: منسوب به اقتصاد

مالی:منسوب به مال 

تعریف عملیاتی:

متغیر:مشکلات اقتصادی

بعد:میزان در امد ، نبود شغل مناسب و نبود درامد کافی

مولفه :

1-ایا ناتوانی در فراهم کردن مایحتاج زندگی در بروز اختلاف  موثر است ؟

2-ایا پایین بودن میزان در امد روی مشکلات اقتصادی موثر است ؟

3-نداشتن تحصیلا ت تا چه میزان روی درامد و مشکلات اقتصادی  اثردارد؟

 

۲)دخالت خانواده های طرفین

تعریف اسمی:

دخالت:داخل شدن ، مداخله کردن 

خانواده ها: پدر و مادر 

عملیاتی:

متغیر: دخالت خانواده ها

بعد: عدم استقلال فکری ، زندگی کردن زوجین با پدر و مادر 

مولفه:

1-ایا ناتوانی در حل مشکلات تاثیری در دخالت والدین دارد؟

2-ایا عدم قدرت تصمیم گیری در مسایل بر دخالت والدین موثر میباشد؟

3-ایا نداشتن استقلال رای و سن کم هر یک از طرفین بر دخالت والدین تاثیر دارد؟

3-)تاثیر خیانت برطلاق

تعریغ اسمی: 

تاثیر :اثرات 

خیانت:حیله 

طلاق:جدایی همسران ورها شدن زن از نکاح

متغیر : خیانت 

بعد:نداشتن تمایل جنسی و عاطفی به همسر

مولفه:

1-ایا فیلم و سریال خای غربی در فرهنگ ما و بر خیانت کردن همسران به م اثردارد؟

2-ایا ازدواجی که تنها از روی عقل و بر اساس مادیات بناشده باشد تاثیر بر خیانت دارد؟

3-ایا ازدواج از سر اجبار تاثیر بر خیانت دارد؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 12:20  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع اوليه:

سوال و بيان مسئله:

1-علت هاي افزايش پوكي استخوان در بانوان در دهه ي اخير

پوكي استخوان ازبيماري هايي است كه بيشتر در زن ها و در سنين يائسگي خود را نشان ميدهد و دليل آن گاهي بارداري هاي مكرر يا تعداد زياد بارداري است.

2-چرايي كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج

مسائل و مشكلات مالي و عدم اعتماد به جنس مخالف و ...باعث كم شدن علاقه ي جوانان به ازدواج شده گاهي افراد حتي نميتوانند مخاج زندگي فردي خود را تامين كنند.

3-علت هاي تغيير علاقه ي دانشجويان به درس و تمركز آنان

بدليل وجود سياست هايي از جمله تفكيك جنسيتي دانشجويان علاقه ي دانشجويان و ميزان تمركز آن ها تغيير كرده است.

4-علت هاي افزايش انگيزه ي كاركنان سايپا در دو ماه اخير

افزايش حقوق و ارزشگذاري به كاركنان از جمله عواملي است كه سبب بهبود عملكرد كاركنان و افزايش تمركز آن ها روي كار و فعاليت خود مي باشد.

5-دلايل بالاتر رفتن سن ازدواج در دختران

در سالهاي اخير بدلبل عواملي همچون سنگين شدن مخارج زندگي دختران علاقه اي به محتاج همسر بودن ندارندو ترجيح ميدهند بتوانند مخارج زندگي خود را تامين كنند.گاهي وجود وابستگي هاي عاطفي در دختران نيز سبب بالاتر رفتن سن ازدوج در آنها ميشود.

2 موضوع بيان مسئله اهداف و ضرورت:

موضوع 1:-ضرورت ها:1-افزايش چشمگير اين بيماري2-مشكلات ناشي از اين بيماري

اهداف:1-يافتن علتهاي اصلي افزايش اين بيماري2-كاهش اين بيماري با استفاده از سياست هاي مختلف از جمله تنظيم خانواده 3-افزايش كلسيم در بدن بانوان براي جلوگيري از اين بيماري

موضوع 2:ضرورت ها:1-بالاتر رفتن سن ازدواج در جوانان 2-افزايش رابطه هاي نامشروع در جامعه و عدم احساس مسئوليت در پسر ها

پيشينه هاي موضوع منتخب(موضوع شماره 2)

 ازدواج و موانع آن 

تحقیق میدانی؛ بررسی تأثیر ازدواج درست بر سلامت و دوام و نقش آن بر زندگی زوجین

تحقیق میدانی؛ بررسی تأثیر ازدواج درست بر سلامت و دوام و نقش آن بر زندگی زوجین –ازدواج براي جوانان مشكل شده است-
مقدمه
هدف از انتخاب اين موضوع و طرح آن به علت مطرح نمودن مشكلاتي كه از طرف دوستان و آشنايان مي‌شنيدم كه ازدواج براي جوانان مشكل شده است يا اينكه آمادگي ازدواج ندارم در صورتي كه اين امر نياز همه آنها بوده اما چه مي‌خواستم بدانم، علت چيست؟ با اينكه همه آنها تمايل به اين امر را دارند. چرا آن را سركوب مي‌كنند، هم دختران و هم پسران از طرف هر دو قشر اين امر كنار زده مي‌شود و به تاخير مي‌افتد و موجب ازدواج‌ها در سنين بالا مي‌شود و سنين بالا موجب افزايش توقعات همين طور تاخير. اين تاخير تا كجا ادامه خواهد يافت؟
پس از بررسي و تحقيق مهمترين عاملي كه باعث بالا رفتن سن ازدواج مي‌‌شود موانع اقتصادي است كه در متن اصلي تحقيق به بررسي و طبقه بندي و اهداف ازدواج و ارائه راهكارها خواهيم پرداخت تا شايد تاثير گذار باشد.


بيان مسئله:
زمان با رشد فيزيكى جسم, نيرومندتر مى شود و سرانجام به صورت ميل و غريزه جنسى, ظهور و بروز پيدا مى كند. به همراه بلوغ جنسى, ساير غرايز خفته نيز در وجود جوان بيدار مى شود. بلوغ, عواطف و احساسات جوان را شكوفا مى كند, او را با دنياى جديدى آشنا مى سازد و جوان در خود احساس تازه اى را مى بيند.
غريزه جنسى, يك خواسته طبيعى است كه بايد به درستى و به طور صحيح به آن پاسخ داده شود, زيرا در غير اين صورت, اثرات نامطلوبى را در پى خواهد داشت. همان طور كه نمى توان اين خواسته طبيعى و خدادادى را ناديده انگاشت و يا آن را سركوب كرد, چرا كه باعث بروز بحران هاى روحى و اخلاقى در فرد مى شود, همان گونه نيز نمى توان آن را بى قيد و شرط و آزاد گذاشت, زيرا آدمى را به منجلاب فساد اخلاقى مى كشاند و از راه صحيح زندگى خارج مى كند.منطقى نيست كه بگوييم اين ميل, تنها براى لذت جويى و هوس رانى است, چرا كه غرض خداوند از ايجاد اين كشش و جاذبه جنسى, علاوه بر لذت جويى زن و مرد از يك ديگر, توليد و بقاى نسل, ايجاد مهر و محبت و آرامش و سكون روح و روان هريك از آنان است كه با ازدواج ميسر است.


حال باتوجه به سئوالات زيربه روشن شدن مسئله كمك مي نماييم.
1-آياازدواج راهي براي گريزازمشكلات جواني وتكامل شدن است؟
2-آيااگرازدواج بافكروانديشه همراه باشد،دوام زندگي مشترك تامين خواهدكرد؟
3-آيااگردرانتخاب همسرمعيارهاي اجتماعي طرفين رعايت شود،نتيجه قابل قبول بدنبال خواهدداشت؟

اهميت موضوع:
سلامت جامعه در سلامت خانواده،كه كوچكترين جزهمان جامعه است بايدجستجونمود.اگرجامعه اي ازآسيب هاي اجتماعي رنج مي برد،هنوزنتوانسته سلامت خانواده راتامين نمايد.
تامين سلامت خانواده،بستگي به معيارهاي درست درانتخاب وتشكيل اوليه هسته آن يعني معيارهاي صحيح انتخاب همسرميباشد. به همين دليل برايانتخاب همسراين قدرسفارش شده است.

فرضيات تحقيق:
1-ازدواج سلامت جسم وروان جوانان راتضمين مي كند.
2-سلامت جامعه متكي به داشتن خانواده سالم است.
3-ازدواج راهي براي گريزازمشكلات روحي وجسمي وتكامل شخصيت است.
4-دوام زندگي مشترك بستگي به انتخاب صحيح همسردارد.

اهداف تحقيق
الف: هدف كلي
بررسی تاثيرازدواج درست برسلامت ودوام ونقش آن بر زندگي مشترك زوجين
ب: اهداف جزئي
1-بررسي ميزان تاثيرازدواج برسلامت جامعه
2-بررسي تاثير ازدواج بررفع مشكلات جسمي وروحي جوانان
3-بررسي نقش انتخاب صحيح همسردردوام زندگي مشترك
4-تاثيرازدواج برآرامش روحي جوانان

 

پيشينه هاي نظري و تجربي:

مفهوم ازدواج
ازدواج اساس و بنيان وجود موجود است و ادامه سلسله نسل انسان، امر مقدسي است كه مورد تاكيد و توجه اسلام و بزرگان مكتب و پيشينيان سرزمين مان بوده و هست. در دين مبين اسلام تا آن جا توصيه شده كه ازدواج را عامل حفظ نيمي از ايمان مي‌داند و معتقد است فردي كه ازدواج مي‌كند بايد براي تحصيل نيم ديگر ايمانش بكوشد. رسم ديرين ازدواج از ديرباز در سرزمين كهن ايران وجود داشته و در ميان قبايل و طوايف گوناگون، اشكال مختلفي به خود گرفته است و تغيير و دگرگوني آداب و رسوم ازدواج در طول زمان و ميان افراد و جوامع مختلف به صورت عرف‌هاي اين مرز و بوم درآمده است كه بايد با ديد احترام و منطقي و جامع به آنها نگريست و از آن ها درس گرفت. اين عرف‌ها وقتي كه با رهنمودهاي الهام بخش دين اسلام، عجين شد صورتي معنوي به خود گرفت و زينتش بسي فزوني يافت و تقدس بيش تري پيدا كرد. اما امروزه اين رسم ديرپا و مقدس، با تحول اوضاع جهان، از جمله ماشيني شدن زندگي انسان‌ها و صنعتي شدن كشورها، از جمله كشور ما، دستخوش دگرگوني‌هايي شده است. عواملي كه بررسي و شناخت همه آن‌ها به پژوهشي عميق نياز دارد، باعث شده است كه اين پديده براي جوانان كه سخن گفتن از ازدواج، بالطبع حضور آنان را مي‌طلبد به صورت امري كه دست يافتن به آن چندان آسان نيست، در آيد. رسم و رسوم ساده و بي پيرايه روزگاران پيشين و انجام مراسم به دور از هر گونه ظاهرسازي و تجملات و فخر فروشي و در عين حال توام با عشق و محبت، به مراسمي پر خرج و صحنه نمايش قدرت و توان مادي خانواده‌ها در آمده است.
اين امر هشدارها و نگراني‌هاي برخي از صاحب نظران عرصه دين و فرهنگ را نيز سبب شده است كه مبادا اين جريانيان خداي نكرده به خروج آيين و سيره اسلام و پيشوايان ديني بينجامد. از طرف ديگر مشكلات عديده اجتماعي را براي جامعه، به وجود آورده است.
بي شك يكي از دل مشغولي‌هاي مهم جوانان جامعه ما و خانواده‌هاي آن‌ها ازدواج و تشكيل زندگي مستقل است كه براي رسيدن به آن با مشكلات و موانعي روبه رويند كه هم صحبت شدن با آن‌ها و گوش فرا دادن به حديث دلشان تنها كاري است كه از دست ما بر مي‌آيد.
وقتي تاريخ گذشته جامعه‌مان را مطالعه مي‌كنيم يا در فيلم‌ها و سريال‌ها و يا به روشي ديگر مشاهده مي‌كنيم در مي‌يابيم كه در گذشته‌اي نه چندان دور ازدواج روند طبيعي و عادي خود را داشت و تنها شرط اصلي ازدواج رسيدن زوجين به سن بلوغ بود و در اين زمان ازدواج با كمال صفا و صميميت و سادگي انجام مي‌گرفت. اتفاقا چون زندگي زوج جوان با محبت و صفا و حيا از اطرافيان و احترام به بزرگان شروع مي‌شد و از يك سري آلايش‌ها و ظاهرسازي‌هاي امروزي مبرا بود. با ثبات و مستحكم‌تر بود.
اما امروزه بالا رفتن توقعات خانواده‌ها و جوانان، محدوديت امكانات رفاهي و مادي و ساير مشكلات اقتصادي و اجتماعي سبب شده است سن ازدواج بالا برود. به نظر مي‌رسد كه تفاوت‌هاي اصلي ازدواج‌هاي قديم و جديد در اين است كه الان همگان انتظار دارند كه جوانان بايد زندگاني خود را با وجود تمام امكانات شروع كنند. در حالي كه در گذشته چنين انتظاري كه تا حدود زيادي غير ممكن نيز هست، وجود نداشت.
جوانان تمايل دارند امكانات زندگي را خودشان داشته باشند و از اين لحاظ نيازمند ديگران از جمله خانواده‌هاي خود نباشند چرا كه در حال حاضر در جامعه ما ديگر كم‌تر جواني است كه بعد از ازدواج در كنار خانواده خود زندگي كند، بلكه براي يافتن شغل و غيره مجبور است خانواده خود را ترك كند در حالي كه در گذشته، پسر خانواده وقتي كه ازدواج مي‌كرد در كنار پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده باقي مي‌ماند و به كار قبلي خود و خانواده‌اش ادامه مي‌داد. بنابراين نيازي بر اين كه همه امكانات و اسباب زندگي را به تنهايي داشته باشد، احساس نمي‌شد.
اكثر جوانان جامعه مان براي ازدواج با مشكلات اقتصادي و اجتماعي زيادي مواجهند كه ازدحام جمعيت، كمبود امكانات و منابع، مسكن و غيره از دلايل اين مشكلات است كه اين موانع بايد با گذشت زمان و از طريق برنامه‌ريزي‌هاي ميان مدتو بلند مدت برطرف شود. ولي سري ديگر از مشكلات، مشكلاتي‌اند كه متاسفانه پندارهاي غلط و اغراق آميز، عادات و رسوم عادي از واقعيت موجود در جامعه، آن‌ها را به جوانان و خانواده‌هاي آن‌ها تحميل كرده است و نمونه‌هاي آن در جامعه ما كم نيست. مثلا اعتقاد داشتن به اين كه جواني كه به خواستگاري مي‌آيد بايد شغل مناسب و پر درآمد، ماشين، مسكن، تحصيلات بالا داشته باشد و پول زيادي نيز در مراسم عروسي خرج شود. اين‌ها مشكلاتي است كه مي‌توان با همت و اراده جمعي و واقع‌نگري از ميان برداشت و نويد زندگي با دغدغه فكري كم‌تر و انتظارات واقع بينانه‌تر همراه با محبت و صفاي بيش‌تر را به جوانان داد.
در اين زمينه رسانه‌هاي ارتباط جمعي و ريش‌ سفيدان و افراد متشخص اجتماعي مي‌توانند نقش به سزائي را ايفا كنند و همواره خانواده‌ها را به ساده زيستي و عدم تجملات و تشريفات و الگو گرفتن از زندگي بزرگان دين اسلام دعوت كنند تا خانواده‌ها بر اين باور برسند كه خوشبختي در زندگي به خرج كردن پول زياد، يا ميريه و شيربهاي بسيار بالا و مهماني‌هاي پر هزينه و ... نيست و بايد پذيرفت كه بالا بودن ميزان مهريه زنان، تداوم و خوشبختي زندگي را به همراه ندارد.
تعريف ازدواج
ازدواج قراردادي است رسمي براي پذيرش يك تعهد متقابل به منظور تشكيل زندگي خانوادگي، تا طرفين ازدواج در سايه آن، در خط مسير معين و شناخته شده‌اي از زندگي قرار گيرند. اين قرارداد با رضايت و خواسته زن و شوهر و بر مبناي آزادي كامل دو طرف منعقد مي‌گردد و در پرتو آن روابطي بس نزديك بين آن دو پديد مي‌آيد. اين قرارداد ارتباط و پيوند دو طرفه به وسيله الفاظ و عباراتي معين انجام مي‌گيرد كه آن را (عقد) يا (پيمان ازدواج) مي‌ناميم. (اكبري، 1379، 15)
ضرورت ازدواج
به طور كلي ضرورت‌هاي ازدواج عبارت است از: الف ـ ضرورت فردي. ب ـ ضرورت اجتماعي. ج ـ ضرورت مذهبي
الف ـ ضرورت‌هاي فردي:
1 ـ پاسخ مثبت به فطرت: انسان به حكم فطرت، داراي غريزه جنسي است و طبيعت و فطرتش ايجاب مي‌كند كه ازدواج كند.
2 ـ عامل بروز استعدادها: استعدادها براي بروز و تكامل خود نيازمند محيطي امن و آرامند. ازدواج براي جوان آرامش و آسايش ايجاد مي‌كند. استعدادهاي او را به حركت در مي‌آورد و به او امكان مي‌دهد كه از آن به نيكي بهره‌وري كند.
3 ـ عامل امنيت و آسايش: اصولا ((بلوغ)) يعني شكوفايي غريزه، چه براي پسر و چه براي دختر كه همراه بحران است. ازدواج اين بحران را تسكين مي‌دهد، براي جوان محيط امن و آرام ايجاد مي‌نمايد و در سايه وجود عواطف خانوادگي، روح سركش او مهار مي‌شود.
4 ـ عامل نجات از تنهايي: به عقيده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودي مدني الطبع و بالفطره اجتماعي است. از اين رو محتاج پناه و ياور و ياري دلدار است. ازدواج اين فايده را دارد كه آدمي را از تنهايي و اعتزال نجات دهد و همدلي را در كنار او در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش را عين وجود خود بداند و در غم و شادي و دردش شريك باشد.
ب ـ ضرورت اجتماعي
ازدواج هر چه از يك نظر، مساله‌اي شخصي و خصوصي است، ولي از نگاهي ديگر داراي جنبه اجتماعي مي‌باشد. بر اين اساس، ازدواج از اركان مدنيت راهي مطمئن براي تامين آسايش جامعه و رفاه بشريت است. سود و زيان ازدواج تنها متوجه زوجين نيست بلكه افراد اجتماع نيز به گونه‌اي از آن برخوردار مي‌شوند.
بي ترديد، ازدواج رابطه‌اي است كه زوجين را تا حد زيادي از بي بند و باري و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقي و جنسي نگاه مي‌دارد اين سنت مقدس واجب مصونيت انسان از گناهان و معاصي مي‌شود لذا در بعضي از روايات ازدواج وسيله حفظ نيمي از دين و در برخي از روايات، دو سوم دين بيان شده است.
ج ـ ضرورت مذهبي
ضرورت مذهبي ازدواج از دو جنبه قابل بررسي است: الف ـ قرآن. ب ـ سخن معصومين.
الف ـ قرآن: ازدواج يكي از مهمترين و مقدس‌ترين سنت‌هاي اجتماعي است كه در اسلام بسيار مورد توجه قرار گرفته است. قرآن كريم مي‌فرمايد: از نشانه‌ها و آيات خداوندي است كه براي شما از خودتان جفتي بيافريد تا در كنار او آرامش يافته و با هم انس بگيريد و ميان شماست و مهرباني برقرار نموده است در اين نشانه‌هايي است براي گروهي كه متفكرند. (روم)
ب ـ ازدواج در سخنان معصومين: تشكيل خانواده در اسلام بسيار محبوب است، تا آن جا كه هيچ سازمان و بنايي نزد خدا محبوب تر از آن نيست. لذا، پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‌فرمود:
نزد خداوند هيچ بنايي محبوب‌تر از خانه‌اي نيست كه از طريق ازدواج آباد گردد. زيرا منافع و بركات فراواني دارد. در اينجا به چند نمونه از آنها اشاره مي‌شود.
1 ـ عامل حفظ پاكدامني و كسب اخلاق نيك: ازدواج از نظر اسلام وسيله‌اي براي پاكدامني است. رسول خدا (ص) به زيد بن حارثه فرمودند: ازدواج كن تا پاكدامن باشي.
2 ـ عامل تكميل دين: ازدواج غير از ايجاد نظم در زندگي، وسيله‌اي براي حفظ و تكميل دين است و بسياري از گناهان از وجود آدمي ريشه كن مي‌شود و راه براي سعادتمندي او از هر سو فراهم مي‌گردد. لذا رسول اكرم (ص) فرمودند:
هر كس ازدواج كند نيمي از دينش را باز يافته است.
در جاي ديگر فرمودند: هر كس در ابتداي جواني ازدواج كند شيطان فرياد مي‌كند: اي واي دو سوم دين خود را از شر من حفظ كرد.
3 ـ موجب ازدياد نسل: پيامبر (ص) فرمودند:
ازدواج كنيد زيرا من به زيادتي شما نسبت به امت‌هاي ديگر در قيامت مباهات مي‌كنم.
4 ـ موجب ازدياد مسلمانان: پيامبر (ص) فرمودند:
چه مانعي دارد كه مومن زني بگيرد تا خداوند فرزندي نصيبش كند كه با كلمه لا اله الا الله زمين را گرانبار كند؟ و تعداد موحدين و يگانه پرستان بيشتر شود.
5 ـ موجب ازدياد روزي: پيامبر (ص) فرمودند:
روزي را به وسيله زن گرفتن زياد كنيد.
پيامبر (ص) فرمود: هر كس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستي ترك كند به خدا سوء ظن برده است زيرا خداوند مي‌فرمايد: اگر آنها (زن و شوهر) فقير باشند خداوند آنها را از كرم خود بي‌نياز مي‌كند.
6 ـ نشانه پيروي از سنت پيامبر اكرم (ص): حضرت علي (ع) فرمودند: ازدواج كنيد، ازدواج سنت پيامبر (ص) لسا آن جناب مي‌فرمودند: هر كه مي‌خواهد از سنت من پيروي كند، بداند كه ازدواج سنت من است.
7 ـ موجب جلب رضايت الهي: پيامبر (ص) فرمودند:
هيچ چيز نزد خداوند محبوب‌تر از اين نيست كه خانه‌اي در اسلام به وسيله ازدواج آباد گردد.
8 ـ موجب كسب طهارت معنوي: پيامبر (ص) فرمودند:
هر كس مي‌خواهد خدا را پاك و پاكيزه ملاقات كند بايد متاهل باشد.
9 ـ ارزش‌دهي به عبادات:
ده ركعت نماز متاهل بهتر از هفتاد نمازي است كه مجرد مي‌خواند.
(اكبري، 1376، 16)
ازدواج يك پيمان مقدس است كه در ميان تمام اقوام و ملل در تمام زمان‌ها و مكان‌ها وجود داشته است. ازدواج يك نياز و خواسته طبيعي زن و مرد است و همه مكاتب سالم در جوامع بشري به ويژه مكاتب آسماني و خاصه دين مبين اسلام بر آن صحه نهاده و پيروان خود را به ازدواج دعوت و ترغيب كرده است.
پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‌فرمايد هيچ بنايي در اسلام بنيانگذاري نشده است كه نزد خداوند محبوب‌تر از ازدواج باشد بنابراين فوايد بسياري بر ازدواج مترتب است، زيرا ازدواج از فطرت آفرينش ويژه انسان‌ها مايه مي‌گيرد. و از شروريات زندگي هر انساني به شمار مي‌آيد. (تاليف استادان طرح آموزش خانواده، 1377، 128)
اهداف ازدواج
ازدواج از ضروريات زندگي انسان به شمار مي‌آيد و هدفها و نيازهاي بي شماري را تامين مي‌كندو از جمله مهم‌ترين هدف‌هاي ازدواج مي‌توان نيل به آرامش و سكون، تامين نيازهاي جنسي، بقاي نسل، تكميل و تكامل، سلامت و امنيت اجتماعي و سرانجام تامين نيازهاي رواني ـ اجتماعي فرد را نام برد.
1 ـ نيل به آرامش و سكون
مهم‌ترين نيازي كه بر اثر ازدواج تامين مي‌شود نياز به آرامش و امنيت و آسودگي است. قرار دادن زوج (همسر) براي هر فرد موجب آرامش و امنيت خاطر است و ايجاد محبت و الفت بين زن و مرد در زندگي خانوادگي نيز از نشانه‌هاي حكمت و رحمت پروردگار است و علي الاصول محيط خانه وسيلهآرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است.
2 ـ تكميل و تكامل
هيچ انساني به تنهايي كامل نيست، به همين جهت پيوسته در جهت جبران نقص و كمبود خويش تلاش مي‌كند. هنگامي كه فرد در كانون زندگي مشترك قرار مي‌گيرد، در سايه انس و الفت و روابط نزديك بيشتر احساس مسئوليت مي‌كند، استقلال مي‌يابد. زندگي خويش را هدف‌دار مي‌كند و در برخورد با مشكلات و مسائل زندگي از تعاون و كمك‌هاي همديگر بهره مي‌گيرند.
3 ـ تامين نيازهاي رواني ـ اجتماعي
ازدواج از نظر طبيعي براي انسان نوعي كمال محسوب مي‌شود و انسان بر اساس قانون آفرينش و حكم فطرت براي تامين نيازهاي مختلف رواني ـ اجتماعي خود و نيز براي بقاي نسل، آرامش جسم و روان و حل مشكلات گوناگون زندگي به ازدواج نيازمند است.
4 ـ تامين نيازهاي جنسي
يكي از نيرومندترين غرايز انسان غريزه جنسي است كه بر اثر ازدواج تامين اين نياز در مسير طبيعي و سالم قرار مي‌گيرد و زن و مرد را از انحراف و گناه مصون مي‌دارد بنابراين تنها وسيله طبيعي و مشروع ارضاي اين غريزه ازدواج و تشكيل خانواده است.
(از استادان طرح جامع آموزش خانواده، 1377، 129)
نظريه‌هايي در مورد ازدواج
الف) جامعه شناسان بعد از تحقيقات دامنه‌داري در علل پيدايش خانواده به اين نتيجه رسيده‌اند كه عوامل متعددي در اين پديده اصلي (ازدواج) ـ اجتماعي دخالت دارد ((برخي از جامعه شناسان از جمله برينو معتقد هستند كه عوامل اقتصادي مهم‌ترين نقش را در پيدايش و ادامه خانواده بازي كرده است و دسته‌اي ديگر عوامل جنسي و روان شناسي را در اين امر دخيل مي‌دانند. يك نظريه جالب درباره علل زناشويي از طرف جامعه شناسان آلماني به نام ((مولرلير)) در كتاب ((تحول ازدواج)) اظهار شده است. سه عامل افراد را به طرف ازدواج كشانيده است كه عبارت است از نياز اقتصادي، ميل به داشتن فرزند و عشق است. در جوامع اوليه علل اقتصادي اهميت بيشتري داشته است. و حال آنكه در مدنيت‌هاي باستاني (زاد و ولد) و در مدنيت امروزي عشق مقام مهم‌تر را دارا بوده است.
ب) برتراند راسل فيلسوف معروف انگليسي رسما در كتاب خود فصلي تحت عنوان ازدواج تجربي (يا رفاقتي) باز كرده است. وي در اين كتاب آورده است ((پيشنهاد ازدواج رفاقتي را يك محافظه كار خردمند كرده است و منظور از آن ايجاد ثباتي در روابط جنسي است وي متوجه شده كه اشكال اساسي در ازدواج فقدان پول است. ضرورت پول از لحاظ اطفال احتمالي نيست بلكه از اين لحاظ است كه تامين معيشت از جانب زن برازنده نيست. و به اين ترتيب نتيجه مي‌گيرد كه جوانان بايد مبادرت به ازدواج رفاقتي كنند كه از سه لحاظ با ازدواج عادي متفاوت است: اولا منظور از ازدواج توليد نسل نخواهد بود. ثانيا مادام كه زن جوان فرزندي نياورده و حامله نشده طلاق با رضايت طرفين ميسر خواهد بود. ثالثا زن در صورت طلاق نستحق كمك خرجي براي خوراك خواهد بود. من هيچ ترديدي در موثر بودن پيشنهادات وي ندارم و اگر قانون آن را مي‌پذيرفت تاثير زيادي در بهبود اخلاق مي‌كرد (مرتضي مطهري، 1380، 52)
ج) كلود لوي ـ اشتراوس در كتاب خود ((ساختارهاي ابتدايي خويشاوندي)) در مورد ازدواج چنين مي‌نويسد: ((رابطه جنسي مرد و زن جنبه‌اي از يك نياز كلي است كه نهاد ازدواج نمونه و موردي بارز از آن به نمايش مي‌گذارد. ملاحظه كرديم كه اين نيازهاي كلي با تمتع عادي، ارزشهاي اجتماعي چون حيثيت فرد و حقوق و وظايف و زنان ارتباط مي‌يابند. كليت رابطه مبادله، كه ازدواج را پديد مي‌آورد، در واقع بين يك مرد و يك زن به اين صورت كه هر كدام چيزي از خود مايه بگذارد و چيزي را نيز كسب كند، قانون نمي‌پذيرد. اين رابطه بين دو گروه از مردان شكل مي‌گيرد و زن صرفا به شكل يكي از اقلام مورد مبادله نمود نمي‌كند.
(مارتين سگالن، 1370، 70)
د) بورس كوئن در كتاب مباني جامعه شناسي خود مي‌آورد ((همسر گزيني و ازدواج با دو روش انجام مي‌گيرد. روش اول انتخاب معمولا بر اساس عشق و علاقه استوار است و روش دوم انتخاب در اختيار خانواده هاست. براي بسياري از جوامع ازدواج مبتني بر عشق يك پيش نياز طبيعي و ضروري و اجتناب ناپذير به نظر مي‌رسد، كارآيي زناشويي مبتني بر عشق و علاقه اين است كه به جوانان كمك مي‌كند كه عواطف و محبتي را كه خانواده به آنان مبذول مي‌كرد به زندگي تازه منتقل كنند. خصوصياتي را كه فرد در همسر آينده خود به طور طبيعي جستجو مي‌كند شامل جاذبه‌هايي مانند مشابهت سني، مذهبي و نژادي، پايگاههاي اقتصادي ـ اجتماعي، سطح تعليم و تربيت، كششها، زيباييها و قيافه اوست.
(بروس كوئن، 1379، 178)
چ) هانري مندارس در رابطه با نظريه خود مبتني بر ازدواج مبادله‌اي چنين اعتقاد دارد ((كار اساسي ازدواج آن است كه دو طايفه يا دو خانواده را كه با هم رابطه‌اي ندارند به يكديگر مربوط كند و در اغلب جوامع تامين اين بستگي دو دودمان به عهده زنان است، زن همچون پيوندي اجتماعي است كه طايفه‌هاي متفاوت را در جامعه‌اي واحد گرد مي‌آورد و از اين لحاظ در روابط اقتصادي، حتي در موارد اضطراري نيز مبادله زنان به صورت ازدواج، تنها راه حل در راه حراست از روابط اجتماعي يا التيام بخشيدن به آفات آن به شمار مي‌رفته است. در صورتي كه در طايفه‌اي فردي كشته مي‌شود طايفه قاتل با ارائه زني خون بها مي‌داد. (ساروخاني 1381، 87)
نظريه اسلام درباره ازدواج
پيامبر گرامي (ص) در امر ازدواج فرمود: ((هر كه ازدواج كند نيمي يا دو سوم دين خود را به چنگ آورده است پس در بقيه پرهيز گار پيشه سازد)) و باز فرمودند: ((هيچ بنا و خانه در نزد خدا از ازدواج كردن محبوب‌تر نيست)) همه اين تاكيدات و سفارش‌ها براي اين است كه ازدواج يك واقعيت طبيعي و فطري انسان است. هر انساني اگر همه نيازمندي‌هاي خود را برطرف كرده باشد ولي ازدواج نكرده باشد چنين انساني بدون ترديد احساس كمبود خواهد كرد و تجربه نشان داده است افرادي كه ازدواج ننموده‌اند دچار ضعف اعصاب و ناتواني و پژمردگي شده‌اند و در پرتو ازدواج سكون و آرامش و تعادل واقعي و روحي به دست مي‌آيد. خداوند در قرآن فرمودند: از نشانه‌هاي خدا اين است كه از جنس خودتان براي شما زنان و همسراني آفريد تا در كنار آنان سكون و آرامش درآيند از اين آيه استفاده مي‌شود كه تنها در پرتو ازدواج سكون و آرامش واقعي به دست مي‌آيد. پس زير بناي ازدواج بر اساس يك عطش و خواست فطري انجام مي‌گيرد كه اگر بر خلاف آن عمل شود مشكلات و دشواري‌هاي فراواني به وجود مي‌آيد. پس تمايلات فطري به طور طبيعي بايد ارضاء شود و بهترين پاسخ براي اين تمايلات همان پاسخگويي به طور طبيعي است و در امر مسائل جنسي جز ازدواج كردن راهي به طور طبيعي وجود ندارد.(مجيد رشيدپور، 1364، 7)
موانع ازدواج
امروزه آمار ازدواج به ميزان قابل توجهي كاهش يافته است. برخي ازدواج را آنقدر به تاخير مي‌اندازند كه شور و طراوت جواني تقريبا از ميان رفته و بهترين فرصت طبيعي ازدواج پايان يافته است. البته اين وضع معلول عوامل مختلفي است كه به بعضي از آنها اشاره مي‌كنيم:
1 ـ مشكلات مادي و اقتصادي
2 ـ مهريه سنگين و شيربها
3 ـ جهيزيه‌هاي سنگين و چشم هم چشمي
4 ـ تشريفات زياد در مراسم عقد و عروسي
5 ـ ترس از فقر و نبودن افق روشن و نداشتن اميد به اداره زندگي در آينده
6 ـ طولاني شدن دوران تحصيل
7 ـ امكان ارتباط هاي نامشروع
8 ـ عدم اعتماد پسران و دختران جوان نسبت به يكديگر (كيهان نيا، 1377، 39)
پاي بند شدن به رسومات مرسوم و خيالي و سنگين هزينه‌هاي ازدواج و توقع‌هاي بي مورد، يكي ديگر از موانع ازدواج در اجتماع است. برآوردن آرزوهاي بيجا و تشريفات زائد با هزينه‌هاي كمرشكن قهرا موضوع را ناممكن و دشوار ساخته است.
آيا براي فراهم ساختن مخارج كمرشكن مقدمات عروسي، دست يازيدن به سرقت و چپاول و راه‌هاي غير مشروع معقول و صحيح است؟ اگر عروسي و ازدواج يك مساله نظري و طبيعي و شرعي بوده باشد، قهرا مقدمات آن نيز بايد شرعي و معقول باشد و لازم است اين مقدمات طوري تهيه و آماده گردد كه براي همگان مقدور و ميسر باشد. در حاليكه رسومي كه فعلا در كشور ماست و هزينه ازدواج را اين همه بالا برده‌اند ازدواج به طور طبيعي و بدون تكلف براي اكثريت مردم غير ممكن است و گناه بزرگ اين رفتارها به گردن كساني است كه از ائمه اطهار و سيره آن بزرگواران پيروي ننموده و هواي نفساني خود را به عنوان رسومات عرفي و ازدواج بر جامعه كنوني تحميل مي‌نمايند. اميد است حكومت جمهوري اسلامي مخصوصا رسانه‌هاي گروهي با توجه به مسئوليت خطير و سنگيني كه در اين رابطه دارند قدم‌هاي موثر و پيگيرانه‌اي برداشته و با تبليغات لازم مردم را متوجه عواقب وخيم اين قبيل رسوم غلط و پيرايه‌دار بنمايند.
يكي ديگر از موانع ازدواج برتري طلبي و اشكال‌تراشي در مورد انتخاب همسر است. ديانت و فضائل اخلاقي و حريت و آزادي در انتخاب همسر از اصول ازدواج به شمار مي‌رود. هدف‌هاي اقتصادي و مال‌اندوزي در انتخاب همسر، باعث انحراف در مسير اين امر مقدس است. چه بسا دختراني هستند كه حاضر نشده‌اند با افراد متدين و با اخلاق ازدواج كنند سرانجام شانس ازدواج را به كلي از دست داده‌اند و بالعكس مردان زيادي هم پيدا مي‌شوند كه به سراغ پيرايه‌ها و شخصيت‌ها كاذب و مادي مي‌روند و نتيجه‌اش عدم موفقيت و يا ندامت و سركوفتگي پس از انجام ازدواج است.
دين مقدس اسلام تمام مومنين را نسبت به هم ((كُفو)) و همشان مي‌داند. بنابراين هر مردي مي‌تواند با زنان و يا دختر مومن ديگري ازدواج كند و خود رسول خدا (ص) و ائمه (ع) ما كه گل سر سبد موجودات عالمند، با زنان و يا دختر مومن ديگري ازدواج كند، با زنان فقير و حتي با زناني كه سابقه كنيزي داشته‌اند، ازدواج نموده‌اند و در عمل با سنت‌هاي جاهليت و خود برتربيني مبارزه نموده و پيروان خود را نيز به اين وظيفه خير مامور ساخته‌اند. لذا پيامبر خدا زنان اغنياء و اشراف را با مردان فقير و يا بالعكس تزويج فرموده‌اند تا بدين طريق ريشه آن سنت‌هاي موهوم را بر كند، كه با كمال تاسف بدتر از دوران جاهليت در عصر ما معمول و حكمفرما شده است و نتيجه‌اش تعطيل و يا كمتر شدن آمار ازدواج و بدبيني و تحقير ديگران و گسترش فحشاء و انحراف اگر چه به صورت مخفي و زير پرده ... مي‌باشد.
عن النبي (ص) المومنون بعضهم اكفاهُ بعضٍ.
رسول خدا مي‌فرمايند: تمام مومنين و اهل اسلام نسبت به همديگر كفو و هم طراز مي‌باشند و مي‌توانند با همديگر ازدواج كنند. (اميني، ابراهيم، 33)
سوء استفاده‌هاي نامشروع
خودداري از ازدواج زمينه را براي روابط جنسي نامشروع و غير قانوني فراهم مي‌كند كه نمونه‌هاي آن در كشورهايي كه براي خود آمار و حسابي دارند مي‌بينيم. بديهي است كودكي كه به دور از ازدواج و يا بدون خواسته والدين در اثر يك ازدواج اجباري پديد آيد موجب تنفر اجتماع مي‌شود و اين كه آينده چنين كودكاني چه خواهد شد، به خوبي معلوم نيست. خودداري از ازدواج موجب بيماري‌هاي وخيمي چون امراض روحي و رواني و خود ارضايي مي‌شود.
خودداري از ازدواج موجب از دست دادن گرمي و نشاط زندگي است. هر كس در دوران جواني به ازدواج تن ندهد در دوران پيري با رنج‌ تنهايي مواجه خواهد شد. خودداري از ازدواج موجب توسعه و گسترش فساد و فحشا و بي بند و باري مي‌شود. زماني كه زنان و مردان در اثر عواملي تحريك گرديده و نسبت به هم عشق و جاذبه جنسي پيدا كرده‌اند قهرا به سوي فساد و انحراف گام بر مي‌دارند. عوامل خطرناك آن را بايد از فيلم‌هاي سكسي و نامناسب و عكس‌هاي مبتذل و شرم آور، تبليغات گسترده دشمنان و كتاب‌ها و مجلات نامناسب و منحرف كننده آنها، اختلاط زنان با مردان در مجالس مختلف و گردشگاه‌ها از يك طرف و نارسايي تبليغات اسلامي و نداشتن پناهگاه مناسب و جذاب و هزينه سرسام آور زندگي و مخارج ازدواج، توام با بيكاري و تورم موجود از طرف ديگر جستجو كرد.
اگر مسئولين امر و افراد متعهد با نفوذ عشق و علاقه‌اي به اصلاح كشور و جوانان داشته باشند بايد در ريشه‌كن كردن عوامل فصاد و ايجاد كار و كوشش و تسهيل امور زندگي ازدواج و مبارزه با استعمار فكري دشمنان و اجانب گام‌هاي موثر و پرتلاشي بردارند. (بابازاده، 1368، 155)
مشكل مالي و اقتصادي
قسمت عمده اين مشكل از معضلات ساختگي جامعه ماست و حقيقتا جزء مشكلات ازدواج نيست. اگر ازدواج ما بر مبناي اسلام و فطرت انساني استوار بود اين مشكل وجود خارجي نداشت يا بسيار اندك بود و كمتر جواني پيدا مي‌شد كه نتواند ازدواج كند.
كار و استقلال
مهمترين مسئله كاهش ازدواج در جوانان ايران مسئله كار آنها مي‌باشد. هجوم به ادارت دولتي مسئله لب‌ريزي ظرفيت استخدامي را پيش آورده است. اينك مدتي است كه ظرفيت استخدامي دولت كم و بيش به انتها رسيده است. متاسفانه منع استخدام به جز در مواردي استثنايي به ويژه براي افراد ليسانسيه تنها راه چاره‌اي است كه توانسته‌اند براي جلوگيري از انفجار تراكم استخدامي بينديشند و زمينه كارهاي توليدي مترقي هم به مراتب كمتر از تعداد تقاضاي موجود است. در اين صورت جوانان براي تامين نيازهاي خود تا حدود زيادي به والدين وابسته‌اند و تا زماني كه وابستگي وجود دارد نيازي به انتخاب همسر احساس نمي‌گردد. او مي‌بيند كه سنش رو به افزايش است و بايد مستقل گردد و خود تامين كننده نيازهايش باشد، ولي با اين هزينه‌هاي سنگين زندگي و بدون شغل چگونه مي‌تواند اميدي قاطع به امنيت اقتصادي آينده خود داشته باشد (فرهنگ قومس، سال دوم، شماره 8)
مسئله مسكن
تامين مسكن رويايي است كه تحققش به سهولت امكان‌پذير نيست. زناشويي و تشكيل خانواده ناچار به تامين مسكن نيازمند است و با توسعه اطلاعات بهداشتي رشد سليقه‌هاي شخصي، تجمل دوستي، استقلال‌جويي فردي و تهيه مسكن مناسب يكي از مهمترين تاملات و مشكلات جوانان ماست كه در تشكيل عائله با آن روبرو مي‌شوند.
تا كنون با مسائل جوانان را آن چنان كه يافته‌ايم از ديد خود مطرح ساختيم. مسائل جوانان را به طور كلي مي‌توان به دو دسته اساسي تقسيم كرد، بدهكاري‌ها و طلبكاري‌ها. جوانان غالبا كمتر به بدهكاري‌هاي خويش به اجتماع مي‌انديشند. جوان زياده طلب است و طلبكار، وي به مسائل خود معمولا از دريچه ديد يك طلبكار مي‌نگرد. بدين ترتيب از آنچه كه تا كنون از نامه‌ها، پرسشنامه‌ها، مصاحبه‌ها و درد دلهايي كه در صفحات و ستون‌هاي مربوط به جرايد و غير آن بر مي‌آيد جوانان ما سه مسئله زيرين را مسائل و مشكلات اساسي خود در ازدواج مي‌پندارند و از رنج آنها شكوه مي‌كنند (نشريه فر هنگ قومس، سال دوم، شماره 8)
جهيزيه سنگين
جهيزيه گاهامانعي بر سر راه ازدواج دو جوان فر اهم مي‌سازد. وقتي از دختري علت تاخير ازدواج پرسيده مي‌شود در جواب مي‌گويد: هنوز جهيزيه لازم را تهيه نكرده‌ام. به قول آيه الله مكارم كه در كتاب مشكلات جنسي مي‌فرمايد خدا از سر اجتماع ما نگذرد كه اين همه قيد و بندها پايبند شوند و ازدواج‌ها را به تاخير اندازند. اين طور نيست كه در آغاز جواني همه اراد خانه و زندگي و همه امكانات زندگي‌شان فراهم بوده باشد، به خصوص پسرهاي جوان كه در ابتداي راه هستند بايد بدانند كه خودشان از همه جهت بي‌نياز نيستند و نبايد توقع جهيزيه سنگين از دختر را داشته باشند. جهيزيه در حدي كه دو جوان بتوانند در اول زندگي مشترك نيازهاي اوليه‌شان را بر طرف نمايند، براي ادامه زندگي بايد دست به دست همديگر داده و نيازهاي زندگي را فراهم سازند.
آن چه در ازدواج اصالت دارد مساله وجود انسان است كه يكديگر را درك كنند و به مفهوم صحيح زندگي عشق بورزند و اگر دو ركن اصلي يعني دو انسان به آن درك صحيح داشته باشند بقيه هيچ است و اگر هم درك وجود نداشته باشد مسلما بقيه چيزها هرگز خوشبختي نمي‌آفريند، به همين دليل دستورات عالي مذهب ما براي انجام يك ازدواج صحيح هيچ چيز را به اندازه وجود دو انسان عاقل كه خواهان زندگي مشترك زناشويي مي‌باشد اهميت نمي‌دهد و بارها و بارها سفارش كرده است كه ازدواج را آسان و ساده بگيريد تا جوان براي اقدام نمودن به آن بر سر راه خود مانعي مشاهده نكند و قدم در اين راه بگذارد. (مظاهري، علي اكبر، 1381، 49)
تشريفات زياد در مراسم عقد و عروسي
در اين جا متاسفانه تحصيل كرده‌ها از بي سوادها بدتر و امروزي‌ها از قديمي‌ها در اين مبارزه ضعيف‌تر و ناتوان‌ترند. تحصيل كرده‌هاي ما فكر مي‌كنند هر چه بيش‌تر در مراسم عقد و عروسي تشريفات باشد و خرج‌هاي اضافي زيادتر باشد به آن‌ها شخصيت و آبرو مي‌دهد و فكر مي‌كنند كه شخصيت انسان در پرتو اين گونه خرج‌هاي اضافي مي‌باشد و شايد هم بگويند كه انسان يك بار داماد يا عروس مي‌شود ولي اين را نمي‌دانند كه بسياري از جوانان كه قدرت خرج كردن زياد و تشريفات زياد را ندارند، پيش‌ترين ناله‌ها و شكايت‌ها و داد و فريادها به خاطر همين سنگيني بار ازدواج در ايام عروسي و عقد مي‌باشد و گر نه اصل و اساس اين مسئله ساده‌تر و پاكيزه‌تر و مقدس‌تر از آن است كه اين همه بدبختي و مانع و دردسر بر سر راه جوانان ايجاد كند و موجب شود كه جوانان از ازدواج وحشت داشته باشند. بايد كمي تشريفات و خرج كردن‌هاي اضافي در عروسي‌ها و عقدها را كم نمود. چرا كه همين كاهش دادن تشريفات موجب آن مي‌شود كه با ذخيره نمودن پول در عروسي به بسياري از مشكلات بعد از عروسي برسند. شروع زندگي كه از روز عروسي آغاز مي‌شود با سادگي باشد تا در آينده يك زندگي راحت و بي دردسر را داشته باشند. (كيهان‌نيا، 1377، 52)
ترس از فقر و نبودن افق روشن
زندگي اجتماعي امروز در بسياري از قسمت‌ها، از صورت يك زندگي طبيعي و صحيح بيرون رفته كه يك نمونه از آن كاهش شديد ازدواج و روي آوردن جوانان به زندگي غير طبيعي تجرد است. كاهش ازدواج در يك كشور و جامعه‌اي صورت نمي‌گيرد، مگر اين كه يك سري مشكلات و موانعي بر سر راه جوانان قرار گيرد كه از جمله آن موانع، ترس از فقر مي‌باشد. از امام صادق (ع) نقل شده: كسي كه از ترس فقر ازدواج نكند به تحقيق كه به خداوند سوء ظن برده است در صورتي كه خداوند فرموده است: به لطف خود آنان را بي‌نياز خواهد فرمود.
بسياري از جوانان به خاطر ترس از فقر از ازدواج منصرف شده و از اين كه نتوانند زندگي خود و همسر و فرزندان را در آينده تامين نمايند در هراسند. خداوند بارها و بارها فرمود كه به افراد فقير روزي و رحمت عنايت مي‌فرمايد پس نبايد به خاطر فقر از ازدواج منصرف شد. (كيهان ‌نيا، 1377، 54)
ولي گاهي براي فقر بعضي‌ها از خانواده‌ها، خودشان مانع بر سر راه ازدواج ايجاد مي‌كنند. فقر خودش نمي‌تواند مانع ازدواج باشد چرا كه اگر سيري در زندگي ائمه (ع) به خصوص در زندگي پيامبر اكرم (ص) داشته باشيم پيامبر يك جوان 23 – 24 ساله‌اي بود كه از مال دنيا چيزي نداشت و با همان حال به خواستگاري خديجه رفت. اگر بين دو جوان علاقه و محبت وجود داشت نبايد اجازه داد به خاطر فقر و مشكلات مادي نتوانند با هم وصلت نمايند. اسلام به خانواده‌ها هم سفارش فرموده، به پسران و دختران جوان همسر بدهيد، اگر چه فقير باشند و ما هم رحمت و روزي خود را شامل حال آن‌ها مي‌گردانيم. ما بايد دست جوانان، اين اميدهاي آينده و نسيم طراوت‌هاي زندگي را بگيريم و دست آنان را در دست همديگر قرار دهيم تا با ازدواج و وصلت، يك زندگي آبرومند و سالمي را تشكيل دهند.
مشكل در انتخاب همسر
يكي از مشكلاتي كه بر سر راه نوجوانان و جوانان در مساله ازدواج قرار دارد مشكل در ((انتخاب همسر)) است. يعني دختر و پسر نمي‌دانند چه كسي را با چه معيارها و صفات و خصوصياتي به عنوان همسر خود انتخاب كنند. (علي اكبر مظاهري، 58، 1381)
سنگ‌اندازي و اشكال‌تراشي بزرگ‌ترها و اطرافيان
بر نوجوانان و جوانان دختر و پسر واجب است كه به خيرخواهي و دلسوزي و صلاحديد و نظرات والدين، توجه كنند و از تجربياتشان استفاده ببرند. ممكن است آنچه را پدر و مادر عاقل و فهميده در خشت مي‌بينند، فرزندان نوجوان در ((آينه)) نبينند. اما بعضي از موارد ـ متاسفانه ـ پدر و مادراني و بزرگ‌ترها و اطرافياني يافت مي‌شوند كه يا از روي خودخواهي و هواي نقس، و يا از روي جهل و ناداني، تيشه به ريشه فرزندانشان و نوجوانان مي‌زنند و با كج سليقگي و بهانه‌هاي خلاف عقل و شرع و اعمال نظرهاي غلط و دخالت‌هاي بيجا بر سر راه آنان ((سنگ‌اندازي)) مي‌كنند و باعث بدبختي و تباهي‌شان مي‌شوند.
وجود برادران و خواهران بزرگ‌تر
بعضي خانواده‌ها به خاطر داشتن اين عقيده كه با وجود داشتن خواهر و برادر بزرگ‌تر در خانواده افراد كوچك‌تر بايد منتظر بمانند تا بعد از ازدواج فرزندان بزرگ‌تر خانواده ازدواج كنند ازدواج جوانانشان را به تاخير مي‌اندازند. (علي اكبر مظاهري، 1381، 58)
بي تفاوتي والدين ازدواج و حقوق اعضاي خانواده
يکي از دستورات حياتبخش اسلام مسأله مشورت و تبادل نظر است. اين امر حياتي انسانها را از گرفتار شدن به ضررهاي مختلف سياسي و اجتماعي و اقتصادي و نظامي ... مانع شده و راه کمال‌يابي و پيشرفت را به صاحبان خود باز مي‌کند و لذا مي‌بينيم براي دستيابي به پيروزيها و زندگي بهتر و جلوگيري از ضررها و مشکلات اجتماعي و غيره در سطوح مختلف جهاني و کشوري و اداري افراد صاحبنظر دور هم جمع مي‌شوند و به تبادل نظر مي‌پردازند.
بنابراين جوانان عزيز اسلام بايد بدانند که موضوع ازدواج در شخصيت و افکار و سرنوشت آنان فوق العاده اثر مي‌گذارد و از اين مسأله نبايد بي‌توجهي بگذرند بلکه لازم است در اينگونه موارد از افکار پخته والدين و تجربه‌هاي پرارزش آنان استفاده نموده تا علاوه بر پيش‌گيري از گرفتار شدن و تحمل ضررهاي مختلف از شخصيت والدين نيز با طرح مشورت و نظرخواهي تجليل کرده باشيم.
دين مقدس اسلام علاوه بر دعوت به مشورت در امور مهم اجتماعي و غيره اجازه و نظر پدر و پدرپدر را در ازدواج دختران و دوشيزگان شرط دانسته و بدون اطلاع و رضايت آنان عقد را نيز صحيح نمي‌داند.
پدران و مادران زحمات فراواني را در مورد فرزندان خود متحمل شده‌اند و لذا بر فرزندان لازم است در اينگونه موارد آنچنان باشند که والدين آنان زحمتها را فراموش کرده و عاشق اولاد خود باشند اما اگر والدين از آتش دروني فرزندان خود غفلت نمايند و شعله‌هاي فروزان غريزه جنسي آنان را ناديده بگيرند به موقع با ازدواج آنان موافقت ننمايند و در تهيه مقدمات اين امر مقدس بي تفاوت باشند در اين صورت ولايت و اجازه آنان از نظر شرعي و عرفي ساقط مي‌گردد و جوانان بايد در اين صورت در مورد ازدواج خود تصميم بگيرند زيرا هر گونه درنگ کردن در اينگونه موارد باعث گرفتاري و سرکوفتگي و مبتلا شده به گناه و انحراف اخلاقي و جنسي خواهد بود و پدر و مادر نيز شريک جرم مي‌باشند. (مجمع البيان ج7 ص140)
چه بسيارند پدران و مادراني که کوچکترين توجهي به غريزه جنسي فرزندان خود نمي‌کنند و نيازمندي آنان را به زناشويي ناديده مي‌گيردند و در صورت اظهار فرزندان آنان را ملامت و سرزنش مي‌کنند گويا به نظر آنان سرزنش و بي‌تفاوتي درمان غريزه جنسي است اينگونه والدين بايد دواران جواني خود را متذکر باشند که چگونه با اين غريزه حياتي دست و پنجه نرم مي‌کردند و بدانند که هم‌اکنون بچه‌هاي آنان نيز همينطورند. نتيجه اينکه اگر والدين مانع ازدواج فرزندان خود شدند در اينصورت نظر آنان محترم نمي‌باشد. (علي اکبر بابا زاده- مرکز تحقيقات و انتشارات بدر) (بابازاده، 1368، 158) چاپ اول
ادامه تحصيلات علمي انتخاب همسر
عامل ديگري تأخير ازدواج مي‌شود ادامه تحصيلات دبيرستاني يا پيش‌دانشگاهي است. متأسفانه در جامعه ما اين عمل خوب و پسنديده مسائل ناپسند و زيانبار و گاهي فاجعه آميزي را به دنبال خود آورده است و اين به خاطر اصل موضوع يعني ادامه تحصيلات نيست بلکه ناشي از اشتباهات و کج‌سليقگي‌هاي خود ماست اصل مشکل اين است که دختران و پسران تحصيل کردن را با ازدواج و پذيرفتن مسئوليت زندگي مشترک مغاير و غير عملي مي‌دانند بايد به اين نکته توجه داشته باشند که با عقب انداختن ازدواج ممکن است دچار ناراحتيهاي روحي و جسمي شوند و پس از گذراندن آن مراحل ديگر سلامتي و شادابي و حوصله نداشته باشند که زندگي سعادتمندانه‌اي تشکيل دهند و از آن لذت ببرند. دختر تصور مي‌کند که ازوداج مانع درس خواندن مي‌باشد زيرا بعد از ازدواج بايد همسرداري کند و فرصت براي درس خواندن نخواهد داشت خانواده دختر و پسر نيز همين عقيده را دارند در نتيجه اوضاع چنين شده که سنين ازدواج بالا رفته، پسران و دختران بر خلاف ميل طبيعي ملزم مي‌داند که ازدواج را تاپايان دوره تحصيلات به تأخير بيندازد و مخصوصا در شهرهاي بزرگ.
با اينکه تحت شديدترين فشارهاي نيروي غريزه جنسي قرار مي‌گيرند چون ادامه تحصيل را براي آينده خود سرنوشت ساز مي‌دانند ناچارند فشارهاي غريزه جنسي را تحمل کنند. به هر حال غريزه جنسي يک واقعيت است اگر از طريق مشروع ارضاء نشد بيم آن مي‌رود از طريق غير مجاز خود را آشکار سازد. نابهنجاريها و طغيانها، مفاسد اخلاقي انحرافات جنسي، ولگرديها، چشم‌چراني‌ها، بعضي بيماريهاي جسماني و رواني در بين جوانان ديده مي‌شود معلول تأخير ازدواج و عدم دسترسي به ارضاء مشروع است. مشکلات اخلاقي و اجتماعي جوانان بر انديشمندان پوشيده نيست و مسئولين را به وحشت انداخته و در پي چاره‌جويي هستند، توصيه مي‌کنند براي جوانان تفريحگاه سالم، کتابخانه، پارک و ... تهيه کنيد و به اين وسيله اوقات فراغت آنها را سرگرم سازيد و اشغال کنيد تا به انحراف و گناه کشيده نشوند با اين اقدامات تا حدي مي‌توان جلو مفاسد اخلاقي را گرفت ليکن هيچکدام اينها نمي‌تواند پاسخگوي نياز طبيعي و خواسته غريزه جنسي باشد و با سرگرمي و بهانه نمي‌شود آن را از مسير طبيعي منحرف ساخت چنانکه گرسنگي و تشنگي را بوسيله سرگرمي نمي‌توان بر طرف ساخت.
دختر و پسر دانشجو يا دانش‌آموز مي‌توانند با مقدمات ساده و کم خرج و بدون تشريفات نامزد شوند و عقد شرعي و قانوني کنند و رسما همسر يکديگر شوند اما عروسي عرفي را به تأخير بيندازد و به تحصيلات ادامه دهند تا در فرصتي مناسب ازدواج کنند در اين صورت از انحرافات و زيانهاي مجرد بودن در امان خواهند ماند و از آرامش و فايده‌هاي همسرداري بهره‌مند خواهند شد.
مسئولين کشور و مراکز آموزشي نيز مي‌توانند به دانش‌آموزان و دانشجويان وام ازدواج بدهند و خوابگاه و ساير امکانات را بر ايشان فراهم سازند مرکز خيريه نيز مي‌توانند به صورت وام ازدواج يا بلاعوض وجوهي را در اختيار اينگونه افراد قرار دهند و خانواده دختر و پسر تفاهم کرده زندگي ساده و باصفايي را بر ايشان تنظيم نمايند در خاتمه به جوانان توصيه مي‌شود که خود را در اين راه پيشقدم شوند و نياز طبيعي خويش را بدون خجالت با خانواده شان در ميان بگذارند و از آنان بخواهند که وسيله ازدواج ساده را بر ايشان فراهم سازند. (علي اکبر بابا زاده – موانع ازدواج)
تحليل روان‌شناختي افزايش سن ازدواج و نقش آن در انحرافات اخلاقي جوانان
نياز جنسي، بخش جدايي ناپذير ماهيت زيستي، رواني و اجتماعي آدمي را تشکيل مي‌دهد و روشن است که کيفيت ارضاي اين نقش بسيار مهمي در سلامت و بهداشت رواني فرد و جامعه دارد بر اساس آموزه‌هاي ديني، اگر اين نياز به صورت شرعي و معقول (ازدواج) و در زمان مناسب ارضا شود، باعث آرامش خاطر، رشد شخصيت و نيز استمرار حيات بشر مي‌شود، و اگر امکان ارضاي صحيح آن فراهم نيايد به صورت انحرافات جنسي و بي‌بند و باري‌هاي اخلاقي نمودار خواهد شد.
در سال اخير، آمارها منحني‌هاي روبه‌رشد و مشابهي را در زمينه انحرافات و بي‌بند و باري‌هاي اخلاقي در ميان جوانان نشان مي‌دهند. اين رشد غير طبيعي و هماهنگ مي‌تواند حاکي از عوامل ساختاري همانند باشد. به طور قطع نمي‌توان يک عامل را علت انحرافات اخلاقي و بي‌بندو باري جنسي جوانان دانست؛ در بيشتر موارد، ترکيبي از چند عامل وجود دارند. با اين وجود، برخي مطالعات عوامل خاصي را به عنوان عوامل مؤثر در ميزان بروز بي‌بندوباري جنسي جوانان شناسايي کرده‌اند. در اين مقاله سعي شده است اين ايده توضيح داده شود که بي‌بندوباري‌هاي جنسي و انحرافات اخلاقي جوانان تا حد زيادي ناشي از فراهم نبودن شرايط ازدواج براي جوانان يا به تعبير دقيق‌تر، افزايش سن ازدواج است.

 

تعريف عملياتي و مفهومي:

موضوع:

علت هاي كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج

فرضيه ها:

1-افزايش مشكلات مالي باعث كاهش علاقه ي جوانان دانشجوي پسر به ازدواج شده است.

2-افزايش آمار طلاق باعث كاهش علاقه ي جوانان دختر به ازدواج شده است.

3-عدم يافتن فرد مناسب باعث كاهش علاقه ي جوانان دانشجو به ازدواج شده است.

4-افزايش وابستگي هاي عاطفي دختران به خانواده باعث كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج شده است.

5-افزايش رابطه هاي نامشروع در جامعه باعث كاهش علاقه ي جوانان پسر در سنين پايينتر به ازدواج شده است.

تعريف مفهومي متغيرها:

افزايش مشكلات مالي:ناتواني هاي مالي و عدم توانايي در تهيه لوازم زندگي

كاهش علاقه به ازدواج:عدم دوست داشتن به قرين شدن با فردي از جنس مخالف

آمار طلاق:تعداد ازدوج هاي ناموفق و منجر به جدايي شده

عدم يافتن فرد مناسب:پيدا نكردن آنچه مطابق ميل است

افزايش وابستگي هاي عاطفي:وابستگي هاي قلبي و احساسي

رابطه هاي نامشروع:رابطه هايي كه شرع و دين ما را از آن منع كرده اند

تعريف عملياتي متغيرها:

افزايش مشكلات مالي:پيدا كردن علت هاي بروز مشكلات مالي و پرسش هايي در پرسش نامه كه پاسخگوي اين است.

كاهش علاقه به ازدواج:طرح پرسش هايي كه نشان دهنده ي چرايي كاهش علاقه ي جوانان به ازدواج شده است

آمار طلاق:مراجعه به پايگاه هاي اين آمار و بررسي چگونگي تغيير آمار طلاق در جامعه در اخير

عدم يافتن فرد مناسب:بررسي چگونگي يافتن فرد مناسب و سوالهايي از اين قبيل در پرسشنامه كه فرد مورد نظر شما بايد چه ويژگي هايي داشته باشد.

افزايش وابستگي هاي عاطفي:تلاش براي كاهش اين دسته وابستگي ها به خصوص در دختران با طرح مشكلات آن و پرسش هايي از قبيل دلايل اين دسته وابستگي ها

رابطه هاي نامشروع:پيدا كردن علت هاي اصلي افزايش اينگونه رابطه ها در جامعه و پرسين سوال هايي در پرسشنامه از قبيل اينكه در اين رابطه ها دنبال چه چيزي ميگرديم و بيان اينكه در آخر به پوچي رسيدن جوان را مشاهده ميكنيم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 11:51  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

عوامل موثر بر طلاق در ۲سال اول زندگی بین جوانان ۲۰تا ۲۵سال

فرضیه ها:

۱-تاثیر اعتیاد بر طلاق 

2-تاثیر دخالت والدین بر طلاق

۳-تاثیر خیانت بر طلاق

۴-تاثیر عدم توانایی مدیریت اقتصادی بر طلاق

۵-تاثیر عدم شناخت زوجین بر طلاق 

۱)اعتیاد 

تعریف اسمی:عادت کردن ، خو گرفتن 

تعریف اسمی طلاق:رها شدن زن از قید نکاح 

تعریف عملیاتی:

متغیر: اعتیاد 

بعد: رفقای ناباب ، عدم وجود عشق و علاقه 

مولفه :

۱-ارتباط داشتن با دوستان مجرد تا چه میزان تاثیر گذار است؟

۲-ایا نداشتن شناخت کافی در مورد دوستان میتواند بر اعتیاد تاثیر گذار باشد؟

۱-ایا نداشتن توجه طرفین به هم بر اعتیاد تاثیر گذار است؟

۲-عشقهای زودگذر در ابتدای زندگی تاثیری بر سرد شدن روابط زوجین دارد؟

۲)دخالت والدین

تعریف اسمی:

دخالت:داخل شدن ، مداخله کردن 

والدین: پدر و مادر 

عملیاتی:

متغیر: دخالت والدین 

بعد: عدم استقلال فکری ، زندگی کردن زوجین با پدر و مادر 

مولفه:

۱-ایا ناتوانی در حل مشکلات تاثیری در دخالت والدین دارد؟

۲-ایا عدم قدرت تصمیم گیری در مسایل بر دخالت والدین موثر میباشد؟

۱-ایا نداشتن استقلال مالی بر دخالت والدین تاثیر دارد؟

۲-ایا تک فرزند بودن بر دخالت والدین تاثیر دارد؟

۳)خیانت 

تعریف اسمی :مکر و حیله ، نادرستی

تعدیف عملیاتی:

متغیر : خیانت 

بعد:سردی روابط جنسی ، عدم داشتن احساس عاطفی

م،لفه:

۱-ایا نداشتن اطلاعات لازم در مورد مسایل جنسی تاثیر بر خیانت میگذارد؟

۲-ایا زیاد صرف کردن وقت خود در محل کار یا بیرون از خانه تاثیری بر خیانت دارد؟

۱-ایا ازدواج با فرد انتخاب شده توسط والدین تاثیری بر خیانت دارد؟

۲-ایا تغییر کردن رفتار هر کدام از زوجین در طول زندگی تاثیری بر خیانت دارد؟

۴)عدم توانایی مدیریت اقتصادی 

تعریف اسمی:

عدم:نیستی ، مرگ 

توانایی: نیرومندی ، قدرت 

مدیریت : ریاست ، مدیر بودن 

اقتصادی: منسوب به اقتصاد

تعریف عملیاتی:

متغیر:عدم توانایی مدیریت اقتصادی

بعد:میزان در امد ، ناتوانی در فراهم کردن خواسته های زندگی

مولفه :۱-ایا ناتوانی در ازبین بردن توقعات بیش از اندازه همسر در مشکلات اقتصادی موثر است ؟

۲-ایا ناتوانی در فراهم کردن مایحتاج زندگی در مسکلات اقتصادی موثر است ؟

۱-ایا پایین بودن میزان در امد روی مشکلات اقتصادی موثر است ؟

۲-ایا نداشتن شغل حرفه ای تا چه میزان روی درامد و مشکلات اقتصادی دارد؟

۵)عدم شناخت زوجین 

تعریف اسمی :

شناخت:معرفت ، شناسایی

زوجین : زن و شوهر 

تعریف عملیاتی:

متغیر: عدم شناخت زوجین 

بعد: ازدواجهای خیابانی ، ازدواجهای اجباری 

مولفه :

۱- دروغ و تظاهر  در روابط خیابانی تا چه میزان روی عدم شناخت زوجین موثر است؟ 

۲-نداشتن اطلاعات کافی تا چه میزان روی عدم شناخت موثر است؟

۱- تفاوتهای فرهنگی بین زوجین تا چه میزان روی عدم شناخت موثر است ؟

۲-نداشتن تناسب رفتاری مناسب بین زوجین تا چه میزان روی عدم شناخت موثر است ؟

تعریف عملیاتی :

متغیر : طلاق

بعد: استقلال مالی 

مولفه:

۱-داشتن درامد و نداشتن مشکل مالی تا چه میزان دوی طلاق موثر است ؟

۲- ایا توانایی در حل مشکلات به تنهایی میتواند روی طلاق تاثیر بگذارد؟

 

 

 
     
     
     
     
     
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 20:27  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

اصلاح موضوع :علل افزایش گرایش به جراحی زیبایی دربین بانوان شهر تهران

پیشینه نظری:

مقدمه:

توجه به ظاهر وزیبایهای صورت تا حدی اهمیت یافته است که حتی افرادی با چهره های قابل قبول وبی نقص هم به فکر تغییر ترکیب چهره ی خود با انواع و اقسام جراحی ها هستند.

به بیان کارشناسان، پشت پرده ی این جراحی های غیر ضروری چیزی جز مدگرایی،چشم و هم چشمی ها و افول ارزش های رفتاری و معنوی پنهان نشده است.گویا تنها زمانی که فرد چهره ای زیبا وبینی عمل کرده ای داشته باشد،مورد پذیرش اجتماعی قرار خواهد گرفت و در غیر این صورت گروه دوستان و همسالان، جامعه و خانواده مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.

اصالت، ایمان، صداقت، رفتار و منش، تحصیلات و همه ی ویژگی های درونی و رفتاری که زمانی در همین جامعه ملاک انتخاب فرد در همسریابی، دوست یابی و پذیرش اجتماعی بود، جای خود را به بینی عمل کرده، گونه ی برجسته و چشم ها و پوست بدون چین و چروک داده است.

نباید منکر شد که پیشرفت علم،جراحی زیبایی وپلاستیک به آن دسته از افرادی که دچار ناهنجاری های مادرزادی،نقص عضو ناشی از تصادف و سوختگی،بینی های بسیار بزرگ و دیگر مشکلاتی که حق داشتن زیبایی نسبی وحضور در جامعه سلب کرده،کمک شایانی کرده است.

نظرات:

نظریه آدلر

تلاش برای برتری انگیزه اصلی شخصیت انسان است. برتر بودن یعنی فراتر رفتن از آنچه اکنون هستیم. برتر بودن لزوماً به معنی کسب افتخار اجتماعی، تسلط یا رهبری در جامعه نیست. تلاش برای برتری، یعنی تلاش برای اداره کردن یک زندگی عالی و کامل تر و تلاش برای کمال وپیشرفت است که یک اصل پویشی والای زندگی محسوب می شود. کمال، آرمانی است که در ذهن انسانها ایجاد می شود و آنها در صورتی می توانند زندگی کنند که به آرمان هایشان تحقق بخشند. افراد برای زندگی هدفهای خیالی می آفرینند و طوری عمل میکنندکه گویی هدفهای شخصی آنها، مقصود نهایی زندگی است. این غایت نگری خیالی بیانگر آن است که شرایط تاریخی، رویدادهای روانی را تعیین نمی کنند، بلکه انتظارات فعلی درباره امکان کامل کردن زندگی آینده فرد می تواند آن را تعیین کند ( شولتز و شولتز، ترجمه سید محمدی،1380).

احساس حقارت یا به صورت گسترده تر، عقده حقارت می توانند ناشی از ضعف های روانی یا اجتماعی باشند که به صورت ذهنی احساس می شوند یا از معلولیت های واقعی سرچشمه می گیرند. برای مثال، کودکان می دانند که از همشیرهای بزرگتر خود کم هوشتر و کم توان تر هستند، ازاین رو در جهت رشد بیشتر تلاش می کنند(همان منبع،1380).

نظریه پرز

پرز معتقد است وضعی های ناتمام یا گشتالت های ناقص، سائق انسان را معین می کنند. او می گوید: هر موجود زنده ای به تمامیت و کمال خواهی گرایش دارد. هر چیزی که این گشتالت(به کمال گرائیدن) را بازدارد یا بگسلد، برای موجود زنده زیان آور است و به وضعیت ناتمام می انجامد که بی تردید نیازمند به پایان رساندن (تمام و کامل شدن ) است. 

پرز در شخصیت دو منش ویژه را عنوان کرده است. یکی منش تمامیت گرا و مقتدر که آن را شخصیت حاکم و سلطه جو می نامد و منش دیگر که شخصیت مطیع و پیرو است با منش اول مخالف است. به عقیده پرز اگر فراخودی وجود دارد باید«خود مادونی» هم وجود داشته باشد. به اعتقاد او فروید نصف کار را انجام داده است، او شخصیت حاکم یعنی همان فراخود را دریافته ولی از وجود شخصیتی دیگر که مادون است غفلت کرده است. مطابق تعبیر پرز شخصیت حاکم، مقتدر و تمامیت گراست و بهترین را می خواهد. شخصیت حاکم یک دیکتاتور و قلدر است و با واژه ها و عباراتی«شما باید» و «شما نباید» رفتار می کند و با تهدید دست به کنترل می زند و رفتار را زیر نفوذ می گیرد. بنابر این در درون هر فردی این دو منش پیوسته برای به دست گرفتن کنترل در تلاش و تکاپو هستند و شخص به اجزای کنترل کننده و کنترل شونده تقسیم می شود. 


*تغییر و تحول در دغدغه های افراد و تبلیغ های اغواگر رسانه های داخلی و خارجی را از دلایل گسترش لجام گسیخته ی جراحی های زیبایی در کشور دانست.

تربیت تعداد زیاد پزشکان بدون در نظر گرفتن نیازهای جامعه یکی دیگر از عوامل گسترش این پدیده بوده است، این پزشکان به دنبال کسب درآمد هستند و در برخی از آنان جنبه های اخلاقی ضعیف می شود و همین نیاز کاذب به جراحی های زیبایی را افزایش می دهد.(سید مهدی موسوی زاده،عضو انجمن جراحان پلاستیک ایران)

پیشینه تجربی

مقدمه

درسنین مختلف افراد بر روی بدن خود سرمایه گذاری می کنند وبر اساس میزان اهمیتی که برای آن قائل می شوند ارزیابی دیگران را در مورد این جنبه ،مهم تلقی می کنند.درنوجوانی و جوانی ظاهر جسمانی و تصور از بدن یکی از جنبه های مهم در تشکیل هویت فرد است.

تغییرات جسمی،شناختی و اجتماعی ایجاد شده در این دوران ،نگرانی درباره جذابیت جسمانی و عدم اطمینان در مورد ارتباطات اجتماعی،باعث نگرانی فرد در مورد ساختار جسمانی وی می گردد.

نتایج مطالعات سوامی-کامور-پریموزیک ،بریجز وفرانهام که بر روی تعدادی از دانشجویان انجام دادند نیز نشان داد که افرادی که جذابیت جسمانی خود را پایین تر می دانند به احتمال بیشتری جراحی زیبایی را انجام می دهند .

در کشور ما از حدود دهه هفتاد تقاضا برای جراحی زیبایی80% رشدداشته واین آمار رو به افزایش است.جراح

زیبایی منحصر به طبقه مرفه جامعه نیست واز هر طبقه اجتماعی افرادی وجود دارند که بخشی از صورت یا اندام خود را به تیغ جراحان زیبایی سپرده اند.

این روند به گونه ای ادامه یافته که مردم ایران در کنارکشورهای ترکیه وبرزیل در رده های نخست میزان جراحی های جهان قرار دارند.درصد بالایی از تقاضای جوانان برای جراحی های زیبایی از سوی دختران است.

افزون براین در پژوهشی مشخص شد که یکی از بهترین عوامل برانگیزاننده برای جراحی زیبایی سطح تحصیلات فرد می باشد نه سطح درآمد.در مطالعه حاضر بین سن ونگرش به جراحی زیبایی رابطه معنی داری وجود دارد.

http://rjms.tums.ac.ir

در پایان

گرایش به جراحی زیبایی یک امر طبیعی در جامعه امروزی تلقی می شود و اگرچه این جراحی ها برای بعضی افراد احساس خرسندی و رضایت به همراه دارد و در مواقعی با شکست (ناموفق بودن جراحی)روبرو می شود و افراد دچار افسردگی و دوری از اجتماع می شوند یا حتی ممکن است به نقص عضو یا مرگ منجر شود.

قابل ذکر است این پیشرفت علم به افرادی که دچار (عارضه مادرزادی و ناشی از سوانح (سوختگی –تصادف) می شوند کمک بی شائبه ای نموده است

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 19:7  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

مولفه

بعد

متغییر

ایا سطح تحصیلات در اینده شغلی تاثیر دارد

سطح تحصیلات

تحصیلات

چه نوع رشته هایی اینده شغلی بهتر دارد

رشته تحصیلی

 

دوره های اموزشی چه تاثیری در عملکرد دارد

دوره های اموزشی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 17:44  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع : تاثیر استرس کارکنان در روند کار سازمان های دولتی شهرستان البرز در طی 4 سال اخیر :

 

 

 

فرضیه ها :

1- بین میزان استرس و انگیزش کارکنان رابطه مستقیم وجود دارد.

2- میزان استرس بر ترک کار و غیبت کارکنان تأثیرگذار است.

3- بین میزان استرس و میزان عملکرد کارکنان رابطه مثبت وجود دارد.

4- میزان استرس بر افزایش یا کاهش میزان رضایت کارکنان تاثیرگذار است.

5- میزان استرس بر نحوۀ جهت گیری کارکنان تأثیرگذار است.

 

متغیرها :

1- استرس :

تعریف نظری : ( رابینز ) استرس شغلی به عنوان پاسخ عمومی بدن به هرگونه تقاضای ایجاد شده می باشد. حالت درونی یا واکنش به چیز واقعی یا غیر واقعی که فرد به طور خودآگاه یا ناخود آگاه یک تهدید درک می کند. استرس را به عنوان شرایط پویا تعبیرکرده که فرد را با یک فرصت با محدودیت تقاضای جذاب مواجه می کند. به طوری که نتیجه شناخته شده این تقاضا برای او هم نا معین و هم با اهمیت است.

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

استرس

 

مشاور روانی

آیا فشار روانی باعث ایجاد تنش بر روی اعضای بدن یا نیروی ذهنی می گردد یا تنها بر روی رفتارهای فرد تأثیرگذار می باشد؟

چگونه فشار روانی باعث بوجود آمدن انواع بیماریها، افسردگی و ... در کارکنان می شود ؟

 

احساس ناکامی

نحوۀ واکنش شخص نسبت به یک موقعیت استرس زا در چه شرایطی باعث احساس ناکامی می شود؟

راهکارهای مدیریتی چگونه می تواند باعث غلبه بر این ناکامی ها و در نهایت مدیریت استرس شود؟

 

2- انگیزش:

تعریف نظری : برخی از صاحب نظران انگیزه را همان نیاز، خواسته، تمایل یا نیروی درونی می دانند که افراد را برای انجام کار، راغب می سازد. ( هرسی و بلانچارد، 1985 ، ص 15)

برخی نیز انگیزه را باعث و علت رفتار انسان می دانند و معتقدند که در هر عملی که فرد انجام می دهد در اثر وجود انگیزه یا نیازی است که محرک وی برای انجام عمل است.

 

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

انگیزش

 

محرک انجام عمل

آیا عملکرد سازمان ها طبق محرک های انگیزشی و برنامه ها از پیش تنظیم شده است؟

انگیزش به عنوان یک محرک چگونه می تواند بستر لازم در زمینۀ طرز تفکر مدیریت و نحوۀ اجرای آن یاری رسان باشد؟

­هدفمند بودن و برنامه داشتن

آیا انگیزش کارکنان باید بر مبنای هدف و برنامۀ مشخصی پایه گذاری شود؟

تعیین اهداف سازمان تا چه حدی در ترغیب کارکنان به انجام وظایفشان کمک می کند؟

 

3- عملکرد :

تعریف نظری : معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران (8 : 2002 ) ارائه شده است. « فرآیند تبیین کیفیت اثربخشی و کارایی اقدامات گذشته »

طبق این تعریف عملکرد به دو جزء تقسیم می شوند : 1- کارایی که توصیف کنندۀ چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب درونداده ها برای تولید برونداده های معین 2- اثر بخشی که توصیف کنندۀ درجۀ نیل به اهداف سازمانی است.

 

تعیرف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

عملکرد

 

حالت یا کیفیت کارکرد

آیا کارگروهی می تواند در کیفیت کارکرد سازمان در جهت نیل به اهدافش یاری رسان باشد؟

می توان گفت حقوق و مزایای کارکنان در کیفیت کار کارکنان و در نتیجه عملکرد آنان تأثیرگذار است ؟

 

تقسیم کار و توانایی انجام کار

آیا کاهش تنوع مسئولیت ها و کارهایی که هر شخص در یک محدوده معین انجام می دهد موجب بهبود عملکرد وی خوهد شد؟

مدیریت یک سازمان می تواند با انتخاب بهترین نیروی کار و تقسیم کار باعث بالا بردن عملکرد و مهارت های سازمان شود ؟

 

 

 

4- رضایت شغلی :

تعریف نظری : گینر برگ و همکارانش که رضایت شغلی را از دیدگاه های گوناگون مورد توجه قرار داده اند به دو نوع رضایت شغلی اشاره می کنند :

- رضایت درونی : که از دو منبع حاصل می شود. نخست احساس لذتی که انسان تنها از اشتغال و فعالیت عایدش می شود. دوم لذتی که بر اثر مشاهده پیشرفت یا انجام برخی مسئولیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانایی ها و رغبت های فردی به انسان دست می دهد.

- رضایت بیرونی : که با شرایط اشتغال و محیط کار ارتباط دارد و هرآنچه در حال تغییر و تحول است. از عوامل رضایت بیرونی می توان به شرایط محیط کار، میزان دستمزد و پاداش، نوع کار و روابط موجود بین کارگر و کارفرماها اشاره کرد.

 

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

رضایت شغلی

هماهنگی میان نیازها

(5 سطح نیاز هازلو)

چگونه می توان بین دستمزد و پاداش کارکنان و برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیک آنها هماهنگی مثبت ایجاد کرد؟

آیا هماهنگی میان نیازها در تعیین رضایت شغلی بیشتر نشأت گرفته از عوامل سازمانی است یا عوامل فردی؟

 

علاقه مندی به کار

چگونه علاقه مندی به کار باعث تحریک کارکنان در بالا بردن سطح مهارتها و در نتیجه رضایت شغلی می گردد؟

آیا مختار بودن افراد در انتخاب شغل صرفاً از علاقه به کار است یا عوامل دیگر تأثیرگذار می باشند؟

 

5- جهت گیری :

تعریف اسمی (مفهومی) :

جهت. ]ج َ هََ [ (ع اِ) رجوع به جهة شود.

(جِ هَ) ] ع . جهة [ (اِ.)1 - سوی ، طرف . 2 - در علم جغرافی هر یک از جهات اربعه . 3 - روی . 4 - ناحیه . ج. جهات .

گیری. (حامص ) حاصل مصدر است از گرفتن ولی بتنهایی به کار نمیرود بلکه در جزء دوم حاصل مصدر مرکب می آید و از آن جمله در کلمات ذیل : آبگیری .

 

 تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

جهت گیری

 

تشخیص انحراف و اصلاح آن

آیا می توان روشی اتخاذ کرد که به تشخیص به موقع انحرافات و اصلاح آنها دست یافت؟

نظارت بر عملکرد کارکنان با استفاده از سازوکارهای اداری و رسمی (کنترل خارجی) برای تشخیص انحرافات سازمانی کافی است؟

 

نحوه و مسیر دستیابی به اهداف

آیا مقایسۀ عملکرد واقعی با استاندارهای تعیین شده در سازمان می تواند در مسیر و نحوۀ دستیابی به اهداف تأثیرگذار باشد؟

آیا تخصیص منابع به طور مناسب به برنامه های آتی می تواند در روشن سازی مسیرهای آینده برای دستیابی به اهداف سودمند باشد؟

 

6- ترک کار :

تعریف اسمی (مفهومی) :

ترک کردن]ت َ ک َ دَ [ (مص مرکب ) بهشتن . رها کردن . هشتن . واگذاشتن . یله کردن . بگذاشتن.بینداختن و گذشتن از چیزی . صرف نظر کردن از هر چه موجود است . (از یادداشت های دهخدا)

غیبت . ]غ َ ب َ [ (ع مص ) ناپدید شدن . دور شدن . جدایی . غایب شدن . ضد حضور. غیاب .

 

تعریف عملیاتی :

متغیر

بعد

مولفه

 

 

 

ترک کار

فسخ یک جانبه قرارداد کار بدون مجوز قانونی

آیا عدم رعایت تشریفات قانونی استعفاء از مصادیق ترک کار محسوب می شود ؟

چنانچه کارکنان ترک کار کرده باشند بار اثبات ان برعهدۀ کدام یک از اصحاب دعوا می باشد (کارمند یا کارفرما) ؟

عدم حضور کارکنان از نظر زمانی

آیا عدم حضور کارکنان و قصور آنها در مطلع کردن کارفرما از غیبت می تواند منجر به اخراج آنها گردد؟

غیبت کارکنان تأثیری بر روی عدم تعلق حقوق و مزایای کاری به آنها می گذارد؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 16:43  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

عوامل موثر بر طلاق در ۲سال اول زندگی بین جوانان ۲۰ تا ۲۵ سال 

پیشینه نظری

مجموعا ۵فرضیه در مورد طلاق میتوان اظهار داشت :

۱-بی اهمیتی طلاق و برداشتن همه قیدو بندهای قانونی و اخلاقی جلوگیدی از طلاق،کسانیکه به ازدواج تنها از نظر کامجویی فکر میکنند ، جنبه تقدس و ارزش خانواده را برای اجتماع در نظر نمیگیرند و از طرفی فکر میکنند پی،ند زناشویی هرچه زودتر تجدید و تبدیل شود لذت بیشتری دارد ، این فرضیه را تلیید میکنند . در این فرضیه هم ارزش اجتماعی کانون خانوادگی فراموش شده است و هم صفا و صمیمیت و سعادتی که تنها در اثر ادامه پیوند زناشویی و یکی شدن پیدا میشورد نادیده گرفته شده است. این فرضیه ناشیانه ترین فرضیه در این زمینه است . 

۲-ازدواج یک پیمان مقدس است ، وحدت دلها و روحهاست و باید برای همیشه این پیمان ثابت و محفوظ بماند و طلاق باید از قاموس اجتماع بشری حذف شود، زن و شوهری که با یکدیگر ازدواج میکنند ، باید بدانند که جز مرگ چیزی انها را از یکدیگر جدا نمیکنند . این فرضیه همان است که کلیسای کاتولیک طرفدار ان است . امروز جز در ایتالیا و اسپانیا به این قانون عمل نمیشود . در یکی از مقاله ها تحت عنوان ؛ازدواج در ایتالیا یعنی بندگی زن ؛نوشته شده : در حال حاضر به واسطه عدم طلاق در ایتالیا عملا افراد بسیاری از مردم بصورت نامشروع روابط جنسی برقرار میکنند . تقدس ازدواج و لزوم استحکام و خلل ناپذیر بودن ان مورد قبول است اما به شرطی که عملا این پیوند میان زوجین محفوظ باقی مانده باشد . مواردی پیش می اید که سازش میان زوجین امکانپذیر نیست ، در اینگونه موارد به زور نمیتوان قانون را بهم چسباند و نام ان را پیوند زناشویی گذاشت ، در نتیجه این نظریه هم شکست میخورد . 

۳-ازدواج از طرف مرد قابل فسخ و انحلال بوده و از طرف زن به هیچ نحو قابل انحلال نیست . در قدیم چنین نظدیه وجود داشته ولی امروزه طرفداری ندارد.

۴- ازدواج مقدس و کانون خانوادگی محترم است اما راه طلاق در شرایط مخصوص برای هریک از زوجین باید باز باشد و راه خروجی زوجین ازین بن بست باید به یک شکل باشد. مدعیان تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگی طرفدار این فرضیه اند .

۵-این فرضیه همانند فرضیه ۴ است با این تفاوت که راهی که برای خروج  مرد از قیدو بند ازدواج تعیین میشود با راهی که برای خروج زن تعیین میشود دوتاست و حقوقشان متفاوت است . این نظریه همان نظریه اسلام است .

پیشینه تجربی 

طبق نوشته خانم اکرم میردامادی دانشجوی روانشناسی ، طلاق یعنی رهایی و یا گسستن پیوند زناشویی . از نظر برخی کارشناسان مسایل اقتصادی عامل افزایش طلاق میباشد . سالهای اولیه زندگی مشترک زوجین جوان همواره بدلیل این همنشینیها و از سوی دیگر تفاوت موجود میان فرهنگها و ارزشهای هریک از زوجین شاید دوران زندگی زناشویی باشد  به گونه ای که کارشناسان اعلام کرده اند ۸۰درصد مشکلات زوجین در دو سال اول زندگی مشترک رخ میدهد . لز،م اموزشهای پیش از ازدواج به زوجین بسیار مورد تاکیید است و مهمترین اموزش در مرحله عقد تا ازدواج است که با هدف ایجاد تطابق فکری و فرهنگی و انتقال مفاهیم زوجین به یکدیگر باید انجام شود . 

به گفته رضوانی مدیر کل امور اجتماعی استانداری تهران ، وقوع طلاق قانونی یک تصمیم انی نیست و فرایندی با مراحل هفتگانه ، اختلافات جزیی ،تکرار و جدی شدن اختلافات ، جدایی یا بی میلی یکی از زوجین، قهرهای طولانی و تکرار ان ، خستگی زوجین از قهرها، طلاق عاطفی و طلاق قانونی .

دخالت والدین ، توقعات بی جا ، اعتیاد ، خیانت و بی وفایی به همسر .، ازدواج در سنین پایین ، عدم شناخت زوجین از همدیگر ، بحث و جدل و خودپسندی و ...... عوامل موثر ازهم پاشیدن زندگی زناشویی است .

دکتر مقدم ، جامعه شناس میگوید:مهمترین عامل طلاق و مسایل و مشکلات این چنینی در جوامع فعلی ضعف اعتقادات ، ارزشهای دینی و سنتی است . 

متاسفانه  بزرگترین اشتباهی که زوجهای خوان در ابتدای زندگی مشترک خود مرتکب ان میشوند این است که فقط به تفاهمات اولیه و زودگذر خود فکر میکنند و به سراغ اختلاف نظرهای اساسی نمیروند و بعد از گذشت مدت کوتاهی به این نتیجه میرسند که به درد یکدیگر نمیخورند و تنها راهی که برای انها باقی مانده طلاق است .

لازمه یک ارتباط خوب در زندگی زناشویی مشخص شدن خواسته ها و محدودیتهاست .متاسفانه ازدواجهایی که امروزه صورت میگیرد بیشتر از انکه جنبه خانوادگی داشته باشد جنبه عاطفی دارد و بدون شناخت کافی از روحیات و ویژگیهای اخلاقی طرف مقابل صورت میگیرد . 

رد پا:

به نظر من تحقیقات و اطلاعات کافی و شناخت لازمه قبل از ازدواج تا حدودی ازین اسیب اجتماعی میتوان جلوگیری کرد . طلاق نباید بعنوان اولین مرحله اتفاق افتد بلکه در صورت بوجود امدن مشکلی میتوان با کمی صبرو حوصله و روی اوردن به مراکز مشاوره مشکل را حل نمود . اگر زوجین در زندگی هرکدام به وظایف خود عمل کرده و به هم محبت کنند میتوانند تا حدی جلوی این معظل را بگیرنند . 

فهرست منابع :

ویستا 

روزنامه اعتماد

روزنامه رفاه

روزنامه جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 16:20  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع: بررسی میزان تاثیر تفاوت فرهنگی بر عدم موفقیت ازدواج ها در منطقه ی غرب تهران

فرضیه ها:

1-تاثیر ویزگی های رفتاری بر عدم موفقیت ازدواج ها

2-تاثیر مسائل اقتصادی بر عدم موفقیت ازدواج ها

3-تاثیر میزان تحصیلات بر عدم موفقیت ازدواج ها

4-تاثیر تفاوت سنی بر عدم موفقیت ازدواج ها

5-تاثیر تفاوت اعتقادات بر عدم موفقیت ازدواج ها

 

1)ویژگی های رفتاری

تعریف اسمی ویژگی:خصوصیت- توانایی هر آزمون در تشخیص درست موارد غیربیمار

تعریف اسمی رفتار:همه ی کنشها و واکنشهای یک اندامگان در پاسخ به محرکهای خارجی و داخلی- روش- طرز حرکت- سلوک

تعریف عملیاتی:

متغیر:ویژگی های رفتاری

بعد:محیط کار و محیط خانواده

مولفه: 1-آیا پرخاشگری همکاران در محیط کار بر ویژگی های رفتاری افراد تاثیر میگذارد؟

2-آیا زندگی در خانواده ی پرجمعیت بر ویژگیهای رفتاری افراد تاثیر میگذارد؟

 

2)مسائل اقتصادی

تعریف اسمی مسائل:موضوعها-دشواریها-پرسشها

تعریف اسمی اقتصاد:دانش بررسی روشهای کسب درامد- روابط بازرگانی-میانه روی در هزینه ها

تعریف عملیاتی:

متغیر:مسائل اقتصادی

بعد:درآمدماهیانه و شغل

مولفه:1-برای شرایط اقتصادی بهتر کدامیک از شغلهای دولتی و آزاد تاثیرگذارتر است؟

 

3)میزان تحصیلات

تعریف اسمی میزان:مقیاس- مقدار- اندازه

تعریف اسمی تحصیلات:آنچه در یک موسسه آموزشی خوانده میشود-آموزش

تعریف عملیاتی:

متغیر:میزان تحصیلات

بعد:مدرک دانشگاهی و دیپلم

مولفه:1-در دانشگاه در چه رشته ای تحصیل کرده اید؟

 

4)تفاوت سنی

تعریف اسمی تفاوت:از هم جدا- اختلاف- نایکسانی- ناهمگونی

تعریف اسمی سن:مدت عمر و زندگانی- مدتی که از عمر انسان یا جاندار دیگر گذشته است

تعریف عملیاتی:

متغیر:تفاوت سنی

بعد:میزان درک و میزان آگاهی

مولفه:آیا درک افراد از زندگی مشترک در سنین مختلف متفاوت است؟

 

5)تفاوت اعتقادات

تعریف اسمی اعتقاد: باور داشتن- به درستی چیزی ایمان داشتن- عقیده

تعریف عملیاتی:

متغیر:تفاوت اعتقادات

بعد:اعتقادات مذهبی و اعتقادات غیرمذهبی

مولفه:1-پوشش و حجاب 2-نماز خواندن

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 12:54  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع : عوامل کمتر بودن امکان دستیابی زنان مدیر نسبت به مردان به سطوح مدیریتی میانی و عالی

علم فعاليتي كاملاً اجتماعي است و توسط انسان هاي عضو جامعه ساخته مي شود، اما جامعه علمي شامل

دسته واحدي كه متشكل از افراد داراي شرايط مساوي باشد ؛ نيست . جامعه علمي به شكل كاملاً نامشخصي

قشربندي شدهاست، گروه اندكي از دانشمندان به گونهاي متفاوت و نابرابر با ديگران در پيشبرد علم مشاركت

.(186 : دارند و از امتيازات، پاداش ها، منابع و امكانات علمي - تحقيقاتي برخوردار هست ند (محسني، 1372

جنسيت يكي از نابرابري هايي است كه در عرصه علم قابل توجه بوده و به موقعيت حاشيه اي زنان در اين

عرصه منجر شده است . نگاهي كوتاه به تاريخچه حضور زنان نشان مي دهد كه در بسياري از موارد حضور

زنان يا ناديده انگاشته شده و يا اهميتي بسيار كمتر از مردان داشته است.

در دوره بعد از جنگ جهاني دوم، حضور زنان در عرصه علم پررنگ شده و تئوريهاي فمينيستي مطرح

1975 م.) و بعد از اين - شدند. در دههاي كه سازمان ملل به عنوان دهه نقش زن در توسعه اعلام كرد ( 85

.(302- 303 : دهه، رشد حضور زنان در عرصههاي مختلف علمي آشكار بود (پنيما، 1380

ليكن افزايش كم ي زنان در عرصه علم به معناي از بين رفتن مس ئله نابرابري هاي جن سيتي نيست، بلكه

شكل جديد اين مسئ له در ارتقاء زنان به مراتب و موقعيتهاي برتر علمي همچنان وجود دارد. اين نابرابري ها

باعث مي شود زنان در محيط ها ي دانشگاه ي با مسائل و مشكلات خاصي نظير دسترسي كمتر به پس ت هاي

مديريتي، پيشرفت كندتر، كم تعداد بودن در سطوح بالا و بهره وري علمي پائين تر روبه رو شوند، اين در

حالي است كه مردان هم رديف آن ها كه وضعيت مشابهي با آن ان دارند، چنين مشكلاتي ندارند (سلتزو

47 ). اطلاعات آماري در مورد وضعيت زنان دانشگاهي در برخي از كشورهاي جهان تأييد :2006 ، كورتين 1

كننده مسائل مطرح شده است.

نگرشها نسبت به زنان به عنوان مدیر، هنوز همانطور است هرچند طی یک دهه گذشته، تعداد زنان در پست های بالای مدیریت، تقریبا ۶۰ درصد افزایش یافته است، اما تعدادشان در پستهای اجرایی، هنوز واقعا اندک است

کلیشه های منفی در باره زنان به عنوان مدیر، به نوعی تبعیض منجر می شود که نامحسوس و از اینرو تعریف آن سخت است. تبعیض در خیلی موارد همچون " تبعیض جنسی ساده لوحانه جوکهای زشت در باره دختران"، كه زائیده نفرت و خصومت است، دیده می شود( فراکر ، ۱۹۸۴). این نوع تبعیض آشکار است و براحتی تعریف می شود، هنگامیکه تبعیض به این صورت توصیف می شود، اکثر مدیران میتوانند صادقانه بگویند که آنها تبعیض قائل نمی شوند

تافلر معتقد بود که در عصر اطلاعات با گسترش تجهیزات الکترونیکی، زندگی افراد دگرگون شده و

امکانات و مشاغل تازه اي ایجاد می شود و نظام هاي تخصیص امتیاز و سلسله مراتب شغلی گذشته به

ویژه تقسیم کار بر اساس جنس و شعبه شعبه کردن کارها از بین می رود. در این روند، زنان به عنوان

نیرویی مهم و اثرگذار نقش مهمی ایفا می کنند (تافلر، 1377)

اکنو ن ب ا گذش ت حدو د د و ده ه از

پیش بینی هاي تافلر، بسیاري از گفته هاي او تحقق یافته و در نقاط گوناگون جهان، شاهد پیشرفت هاي

گسترده در ساختار زندگی روزمره و به ویژه در ساختارهاي شغلی می باشیم. با این همه هنوز هم در

بسیاري از نقاط جهان در بازار کار تفاوت هاي جنسیتی وجود دارد و زنان و مردان در تصدي پست هاي

مدیریتی از شانس هاي مساوي برخوردار نیستند.

باس 1 صاحب نظر بنام عرصه مدیریت و رهبري در سازمان اذعان می کن د ک ه زنان ن ه تنه ا در

کشورهاي جهان سوم، بلکه در کشورهاي توسعه یافته و صنعتی نیز در تصدي پست هاي مدیریتی با

مشکلات گوناگونی مواجه هستند و کشورهاي غربی نیز نتوانسته اند بسیاري از موانع موجود براي ایفاي

نقش مدیریت و رهبري را درسازمان هاي گوناگون از پیش پاي خود بردارند و حتی در سال هاي پایانی

قرن بیستم و پس از تلاش هاي فراوان جنبش هاي حقوق زنان، آنان هنوز براي رقابت با مردان در زمینه

.(46 : تصدي مشاغل مدیریتی با موانع و مشکلاتی روبرو هستند (ساعتچی، 13

در ریشه یابی این مسئل ه برخی عد م ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی ر ا ب ه عوامل بیولوژیک و

مشخصه ه ا و رفتارها ي خاص زنا ن نسبت می دهند و عده اي دیگر عوامل اجتماعی به ویژه فرآیند

2 را در این زمینه تعیین کننده دانسته و استدلال می کنند که در اثر این فرآیند « اجتماعی شدن فرهنگی »

زنان به کارهاي حرفه اي بیشتر، تمایل بیشتر و به تصدي مشاغل مدیریتی علاقه کمتري نشان می دهند

برخی دیگر نیز عوامل روانشناختی (براي مثال پایین بودن انگیزه نیل به موفقیت در زنان) را سبب نازل

.( بودن نرخ حضور زنان در مشاغل مدیریتی برشمرده اند (اسفیدانی، 1384 و ضرغامی، 1383

در کشور ما میزان تحصیلات عالی زنان طی دو دهه اخیر افزایش چشمگیري داشته و اگرچه نسبت

زنان در نیروي کار با نسبت تحصیلات عالی در میان آنان فاصله زیادي دارد ولی در مقایسه با دو دهه

اخیر رشد یافته است. با این همه در نسبت حضور زنان در مشاغل مدیریتی تغییر محسوسی ایجاد نشده

است. جامعه و مقررات دولتی ، ورود زنان به مشاغل مختلف را نسبت به گذشته قدري آسان تر ساخته اما

ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی هماهنگ با نرخ شاغلین این قشر رشد نکرده است. در نتیجه علی رغم

سطح تحصیلات زنان، آنان از سهم بسیار اندکی در تصدي پست هاي مدیریتی برخوردارند.

براساس گزارش سازمان ملل متحد در سال 1996 ،در برخی کشورهاي پیشرفته سهم زنان در اشتغال

10 ) این : 45 درصد و در مدیریت 41 درصد بوده است. (مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوري، 1380

2 درصد از / در حالی است که در کشور ما فقط 9 درصد از مجموع شاغلان، زن هستند. به علاوه تنها 8

کل مدیران بخش عمومی(دولتی) را زنان تشکیل می دهند (فرهنگ و پژوهش، 1382 )

ا ز آ نجا که موفقیت سازمان ها ي امروز ي ایجاب می کند که از همه نیروهاي آموزش دیده و

تخصص هاي موجود اعم از زن و مرد استفاده شود. به علاوه زنان از مهارت هاي < نرم

ارتباطی> در مدیریت منابع انسانی برخوردارند، لذا رفع موانع ارتقاي شغلی زنان وحضور بیشتر آن ها در

مشاغل مدیریتی هم زمینه را براي بهبود ارتباطات سازمانی و تسهیل نوآوري فراهم می سازد و هم به

رشد توانمندي هاي فردي آن ها منجر می شود.

از طرف دیگر بررسی ها ي تجرب ی نشا ن می ده د ک ه ایجا د شرایط مساعد براي ارتقاي زنا ن به

ردههاي بالاي سازمانی، به طور غیرمستقیم بر کاهش نرخ رشد جمعیت، کاهش شکاف درآمدي بین

اقشار مختلف جامعه و افزایش مشارکت هاي آگاهانه سیاسی و اجتماعی آنان اثر گذاشته و سبب افزایش

.(153 : توسعه انسانی درکشور می شود (مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوري، 1381

بر این اساس درچند سال اخیر در ایران صاحب نظران ب ا استفاد ه از تئوري هاي اقتصادي، جامعه

شناختی و مدیریتی به بررسی مسئله موانع ارتقاي شغلی زنان در سازمان ها پرداخته اند.با توجه به

یافته هاي مشترك این تحقیقات، می توان موانع ارتقاي شغلی زنان را به سه دسته؛ فردي، سازمانی و

.( فرهنگی- اجتماعی تقسیم کرد (بابایی، 68:1385

نگرش هاي فرهنگی (طرز تلقی ها، باورها، نگرش هاي قالبی و تعصبات منفی نسبت به زنان) یکی از

مهم ترین موانع فراروي زنان براي کسب پست هاي مدیریتی است. موانع فرهنگی و تصورات قالبی از

باورها، اعتقادات و ارزش هاي رایج نشأت می گیرد و میزان مشارکت زنان را تعیین می کند. هم از این رو

مدیران مرد نسبت به توانایی هاي مدیریتی زنان نگرش مثبتی ندارند و فرهنگ سازمانی باعث عدم

.( حضور زنان در پست هاي مدیریتی دولتی می شود (ضرغامی، 1383 و اسفیدانی، 1384

با این وجود، مطالعه ي تجربی هویت زن ایرانی نشان می دهد که بسیاري از زنان ایرانی این باورهاي

کلیشه اي را نمی پذیرند و در برابر آن مقاومت می کنند. از نظر آنان اشتغال براي زنان به جهت نیل به

استقلال اقتصادي و حفظ هویت، ارزشمند است و نقش هاي خانوادگی نیز اهمیت زیادي دارد و جامعه

نباید با محدود کردن فرصت ها و زمینه هاي فعالیت، آنان را از تحقق علایق و توانمندي هایشان محروم

.( سازد (رفعت جاه، 1383

 

یکی از روشهای به دست آوردن مشروعیت در سازمان، ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق ایجاد ارتباط با

گروه هایی است که در درون یا بیرون سازمان قرار دارند. این روش براي زنان مشکل است چون به

عنوان افراد خارجی تلقی می شوند و مشروعیت لازم را براي ایجاد سرمایه اجتماعی ندارند. در نتیجه برر

زنان را به گرفتن سرمایه اجتماعی از همتایان مرد خود یا شبکه ارتباطی آن ها ناچار می داند. بعید به نظر

می رسد که این روش به تغییر لازم براي برابري کامل زنان با مردان در محیط کار منجر شود (برر،

2005 ). بیانگ 2 با در نظر گرفتن نتایج تحقیقات متعدد معتقد است که بین زنان و مردان از نظر استعداد و

مهارت شخصی تفاوتی وجود ندارد، ولی در نحوه ي استفاده آن ها از استعداد و مهارت خود در شغل تفاوت

.(100: وجود دارد (خلیفه لو، 1386

 

تئوري كمبودها

بر اساس اين تئوري دانشمندان زن هرگز وضعيت برابري با دانشمندان مرد بدست نياورده اند. زيرا جنبه - »

هاي ساختاري محيط علمي براي آنها فرصت هاي كمتر و موانع بيشتري نسبت به مردان فراهم كرده است .

ادعاي تئوري كمبود بر اين مبناست كه اعمال پاره اي مكانيسم ها (تبعيض و شبكه محدوديت ه ا) به شكل

رسمي و غيررسمي در درون نهاد علم باعث مي شود كه براي زنان دانشمند فرصت هاي كمتر و موانع بيشتري

در مسير زندگي و فعاليت هاي علمي آنها ايجاد شود و در نتيجه باعث موفقيت هاي كمتر، رضايت مندي كمتر و

.(48 : ستلز و كورتين، 2006 ) « فرسايش آ نها در علم مي گردد

اعمال تبعيض ممكن است در بخش رسمي ي ا غيررسمي سازمان دانشگاه صورت گيرد . در بخش رسمي

سازمان، تبعيض به صورت اعمال محدوديت در دسترسي به منابع قدرت، نفوذ در سلسله مراتب عالي

سازماني، محروميت از منابع و امكانات علمي - تحقيقاتي، امتيازات، انتصابات، ترفيع ها و اعمال سوگيري

جنسيتي در تخصيص وظايف صورت مي گيرد. البته تبعيض در بخش غيررسمي سازمان هم ممكن است

اعمال شود و در نتيجه باعث محروم شدن از شبكه هاي ارتب اطي غيررسمي و منزوي شدن زنان هيئ ت علمي

گردد. اما زمينه هاي اعمال تبعيض جنسيتي از دو منبع سرچشمه مي گيرد: 1- قوانين و مقررات حاكم بر

دانشگاه 2- تصور ات و نگرش هاي قالبي جنسيتي حكمفرما بر اذهان قدرت هاي رسمي سازمان كه مردان

هستند (زمينه مسلط مردانه ). اين تصورات طي فرايند جامعه پذيري و تحت ت أثير فرهنگ مردسالاري حاكم

بر جامعه شكل گرفته است و در نتيجه موجب اعمال رفتارهاي نابرابر و تبعيض آميز در بخش رسمي و

غيررسمي سازمان مي شود.

تئوري تفاوتها

تئوري تفاوت ها 1 در مقابل تئوري كمبودها قرار دارد . تئوري كمبودها بر رفتار متفاوت با افراد بر اساس »

جنسيت در نظام علمي ت أكيد دارد و جايگاه زنان را در علم به برخورد متفاوت و تبعيض آميز و ايجاد موانع

ساختاري در مسير زندگي علمي و حرفه اي آنان همبسته مي داند. در حالي كه تئوري تفاوت اعتقاد دارد زنان

نسبت به مردان به گونه متفاوتي رفتار مي كنند. بر طبق تئوري تفاوت، علل نابرابري جنسي در توسعه شغلي

در خود زنان و مربوط به اهداف مردان و زنان است و اين تفاوتهاي جنسي، هم حالت ي ذاتي است و هم

.(1050 : « نتيجه جامعه پذيري نقش جنسيتي كه مرتبط با ارزش هاي فرهنگي است

اين تئوري ، تفاوت زنان و مردان در دستيابي به پست هاي مديريتي را ناشي از تفاوت علايق و انگيزه هاي

آنان در دستيابي به موقعيتهاي سازماني ميداند.

تئوري توده حياتي

اين تئوري ب هوسيله فيزيكداني به نام دريسلهاوس مطرح شده است . اين تئوري فقدان تعداد كافي زنان

مشغول به كار در حوزه علم و دانشگاه را يك مانع جدي در مسير شغلي و حرفه اي آنان مي داند. اندك بودن

تعداد زنان باعث مي شود كه در سلسله مراتب سازماني، نمايندگان كمت ري داشته باشند . بر اين اساس تئوري

مطرح مي كند كه با افزايش تعداد زنان در حوزه علم امكان سازمان دهي بهتر آنها در مناصب كليدي و ارتقاء

602 ). اندك بودن تعداد زنان تحصيل كرده عضو : جايگاه حرفه اي آنان حاصل مي شود (گوپتا و شرما، 2003

هيئت علمي و داراي مرتبه استاد ي در مقايسه با مردان طي فرايندي بعد ازمقطع ليسانس شروع مي شود .

نشان داده است كه در تمام كشورهاي اروپايي كه حتي نظام هاي ETAN مقاله ترزا ريس ( 2001 ) از گزارش

تحصيل و استخدام دارند، زنان در مقطع ليسانس اكثريت را تشكيل مي دهند اما هرچه به مقاطع تحصیلی نوین سطوح

بالاتر مثل كارشناسي ارشد و دكتري وارد مي شويم تعداد جمعيت زنان كمتر مي شود و حتي اين روند تا مرتبه

استادي همچنان ادامه دارد و جمعيت زنان با ريزش همراه است . اين كاهش باعث مي شود كه تعداد زنان در

سلسله مراتب مديريتي برتر دانشگا ه ها كه به تصميم سازي در باب سياست هاي علمي مي پردازد، اندك باشد

و در نتيجه بيشتر پست هاي كليدي در اختيار مردان قرار گيرد و زنان كمتري در كميته هاي علمي برتر كه به

252 ). اين الگو به تئوري : اختصاص بودجه و امتيازات تحقيقاتي مي پردازند حضور داشته باشند (ريس، 2001

خط لوله سوراخ شده 1 (تئوري ريزش ) تعبير شده است.

تئوري ريزش

اين الگو معتقد است كه در نردبان ترقي علمي ، از مراحل پايين به مراحل بالاتر ، ميزان زنان نسبت به

مردان كاهش مي يابد، به گونه اي كه در مدارج بالاي علمي اختلاف واضحي ميان تعداد زنان و مردان

:1999 ، مشاهده مي شود و اين ناشي از عدم دستيابي زنان به موقعيت هاي علمي و اجرايي است (سونرت 2

39 ). نظريه ريزش پايين بودن جايگاه و عدم كسب موقعي ت هاي برتر زنان در حوزه علم و تكنولوژي را به

اندك بودن سهم آنها نسبت م ي دهد، يعني چون تعداد زنان فرهيخته در محيطهاي علمي و حرفه اي اندك

است، لذا تعداد اندكي نيز به موقعيت هاي اجرايي و علمي دست مي يابند.

تئوري تعارض نقشها 1

در اين نظريه آمده است كه جايگاه زنان در علم شايد با مسئوليت ها و نقش هاي چندگانه اي كه از آنها

انتظار مي رود در ارتباط باشد. معمولاً از زنان تحصيلكرده و عضو هيئ ت علمي انتظار مي رود هم مسئولي ت و

نقش خانه اعم از خانه داري، بچه آوري و مراقبت از فرزند را ب هعهده گيرند و هم انتظارات حرفه اي را پاسخ

دهند و هم مشكلات ناشي از محيط كاري جنسيتي را به گونه اي مديريت نمايند كه كمترين صدمه را به

فعاليت حرفه اي آنان وارد كند . انجام هم زمان اين نقش هاي سه گانه ممكن است به تعارض آنها با يكديگر

منجر شود كه از آن به تعارض نقش ها تعبير مي شود. وجود چنين انتظارات و ايفاي چنين نقش هايي نه فقط

مي تواند خستگي هاي جسماني و رواني را باعث شود، بلكه انجام تحقيقات و موفقيت در آنها را نيز به ت أخير

مياندازد. شواهد مربوط به آثار منفي اين نقش هاي متعارض كه از آن به عنوان مسئوليت سه گانه 2 نيز تعبير

.(184 -185 : كرده اند، در سراسر جهان يافت مي شود. (جانعليزاده، 1386

تئوري سقف شيشهاي

مراد از سقف شيشه اي آن دسته از ايستارها و گرايش هايي است كه زنان را كم تر از مردان لايق دانسته و

فعاليت هاي زنان را كم ارزش تر از فعاليت هاي مردان ارزيابي مي كند . به عبارت ديگر، سقف شيشه اي

مجموعه اي از ايستارها و اقداماتي است كه زنان را در بسياري از سازمان ها و تخصص ها از قدرتمندترين،

كارآمدترين و معتبرترين موقعيت ها محروم نگه مي دارد، بدان دليل كه فرض مي شود زنان لايق مديريت

.(182 : نيستند (جانعليزاده، 1386

تصورات قالبي (كليشه هاي جنسيتي)

وجود تصورات و كليشه هايي كه در مورد نقش زن، توانايي ها و عملكردهاي ش در جامعه وجود دارد و

طي فرايند جامعه پذيري افراد كسب مي شود، باعث بازماندن زنان از بسياري موقعيتهاي حرفه اي ميشو د.

از جمله اين كليشه ها:

- زنان تمايل دارند كه الزامات خانوادگي را بالاتر از ملاحظات كاري قرار دهند.

- زنان براي درآمد اضافي كار نمي كنند از اين رو الزامي براي پيشرفت در كار ندارند.

- زنان بازخورد منفي را به صورت شخصي دريافت مي كنند نه به صورت حرفه اي، به همين دليل

اگر از آنها انتقادي صورت گيرد نسبت به كار دلسرد مي شوند.

- زنان براي پست هاي عالي مناسب نيستند، چون بيش از حد احساسي هستند و شجاعت ندارند

.(7 : (اسفيداني، 1381

همچنين انتساب زنان به ويژگي هايي نظير بي رغبتي به نظارت بر ديگران، نيرو ي جسماني كمتر، توانايي

كمتر در علوم و رياضي، تمايل كمتر به سفر و بي رغبتي نسبت به كارهاي مخاطره آميز باعث شده تا

زنان از بسياري مشاغل و پست هاي حساس، كليدي و تصميم گيرنده كه مردانه ناميده مي شود محروم

شوند. در عوض وجود خصوصياتي نظير دستورپذيري بيشتر، شكايت كمتر از كار، علاقه بيشتر به

كارهاي تكراري، نياز كمتر به درآمد، تمايل به انجام كار در محيط منزل (به منظور همراه كردن شغل با

كار خانه و تربيت فرزندان ) در زنان منجر شده كه زنان بيشتر در مشاغلي با درآمد كمتر، مهارت پايين تر

و تأمين اجتماعي و پيشرفت كمتر به كا ر گمارده شوند . تمام اين تصوراتي كه در مورد توانايي ها و

عملكردهاي زنان وجود دارد باعث مي شود كه زنان از پيشرفت در سلسله مراتب شغلي و سازماني

.(170 : محروم شوند (نوروزي، 1383

 

نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره مدیریت زنان

 

«اولی این است كه زن‌ها در كارهای اجرایی شركت نكنند. كار اجرایی كمال نیست كه اگر زن‌ها در آن شركت نكنند از چیزی محروم شده باشند؛ آری، در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌هایی كه تمام محصلین آن را دختران تشكیل می‌دهند، اولی مدیریت خانم‌ها می‌باشد؛ ولی در كارهای اجرایی دیگر كه مستلزم سر و كار داشتن با نامحرم است، اقوی مدیریت مردان است».

آیت الله جوادی آملی در جلسه تفسیر قرآن كریم گفت: كسانی كه رسالت الهی به عهده داشتند، مرد بودند؛ چون این وظیفه یك كارِ اجرایی است. اما كرامت، معجزه و ولایت، زن و مرد ندارد.

 

به گزارش رسا آیت الله جوادی آملی در جلسه تفسیر مورخ 26/7/88 با اشاره به آیه ﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِی إِلَیْهِمْ﴾ گفت: چه در سوره مباركه «انبیاء» چه در سایر سوَر، در سوره «نحل» فرمود: آنها كه رسالت الهی را به عهده داشتند، مرد بودند؛ چون كارِ اجرایی است. اما كرامت، معجزه و ولایت زن و مرد ندارد؛ كارِ اجرایی كه انسان با مردها باید تماس بگیرد؛ مردها باید به او مراجعه كنند؛ بخش وسیع از كارها را با نامحرمها باید انجام بدهد؛ گفته شده این كار را مرد باید انجام بدهد. خدا فرمود ما پیامبری به عنوان زن نداریم؛ اما ولیّ الله داریم كه زن است؛ چون ولایت مربوط به كمال‌ها و قداست‌های روحی است كه بین خدا و آن شخص است.

استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم، در بخش دیگری از بیانات خود افزود: «اولی این است كه زن‌ها در كارهای اجرایی شركت نكنند. كار اجرایی كمال نیست كه اگر زن‌ها در آن شركت نكنند از چیزی محروم شده باشند؛ آری، در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌هایی كه تمام محصلین آن را دختران تشكیل می‌دهند، اولی مدیریت خانم‌ها می‌باشد؛ ولی در كارهای اجرایی دیگر كه مستلزم سر و كار داشتن با نامحرم است، اقوی مدیریت مردان است».

آیت الله جوادی آملی در بخش پایانی درس خود در عظمت مقام زن اظهار داشت: آیا این عظمت و جلالی كه فرشته‌ها با مریم(سلام الله علیها) داشتند برای خود مریم بود یا ارهاص عیسی بود؟ «ارهاص» یعنی پیش‌درآمد معجزه. عده‌ای كه عظمت زن را نشناختند، گفتند این كرامت‌هایی كه بهره وجود مبارك مریم(سلام الله علیها) شد، اینها ارهاص عیسی بود؛ یعنی پیش‌درآمد معجزه عیسی بود. خیر، نیازی به این نیست. مگر مریم كم آدمی است؟ مگر در مسئله ولایت زن و مرد دارد؟ ولایت برای انسان است؛ انسانیّت انسان به روح اوست، روح نه مذكّر است نه مؤنث. این بدن است كه یا این‌چنین ساخته شده یا آن‌چنان ساخته شده. اگر روح مجرّد هست كه هست مجرّد، نه مذكّر است نه مؤنث؛ این ذكوریت و اناثیت برای تَن است. این تَن كه با فرشته‌ها در تماس نیست و مناجات نمی‌كند. آن كه با خدا مناجات می‌كند نه زن است نه مرد.

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=69259

 

 

 

 

 

پیشینه تجربی

تحقیقات خارجی

با این همه، فقدان تجربه با زنان به عنوان مدیر، شاید این نمرات پایین را توضیح دهد. در پژوهشی قبلی، (دوبینز و دیگران، ۱۹۸۸) ، برای اندازه گیری نگرش دانشجویان کارشناسی نسبت به اساتید زن، ویرایش نسبتا تعدیل شده ای از مقیاس WAMS بکار رفت. نمره میانگین برای یک گروه ۵۱ نفره از دانشجویان ۱۲۰و نمره زنان نسبتا بالاتر از مردان بود. برای یک گروه دیگر (۸۱۰ نفر) از دانشجویان، میانگین ۱۲۶ بود. نگرش دانشجویان نسبت به اساتید زن احتمالا مثبت تر از نگرش دانشجویان نسبت به زنان مدیر است زیرا آنان تجربه بیشتری با اساتید زن داشته اند. برای دانشجویان، کلاسی با یک استاد زن، شاید موقعیتی پذیرفتنی تر باشد؛ اساتید زن با مجموعه ای آشنا در درون ترتیب سلسله مراتبی ای مانوس مواجه می شوند. در مقابل، مدیران زن ممکن است متغیری ناآشنا و از اینرو غیرمنتظره در تجربه شغلی آتی دانشجویان باشند. به عبارت دقیق تر، آنها ممکن است به عنوان تهدیدی بالقوه برای موفقیت شغلی بنظر برسند.

این دقیقا نوعی موقعیت است که کلیشه ها، قوی ترین تاثیر را روی ادراک اعمال می کنند. فقدان تجربه، غالبا مردم را سوق می دهد تا به تعمیم باورها در موقعیت دم دست، متکی شوند. برای خنثی کردن تاثیر کلیشه ها، باورهای رایج، نیاز به توجه دارد، قبل از آنکه فردی با موقعیت نامانوس مواجه شود

نشان داده که « چالش هاي مدیریت زنان در هتل هاي مصري » تحقیقی که حنان کاتارا 1 با عنوان

مدیران زن با چهار چالش عمده مواجهند که عبارت است از: 1- تبعیض هاي جنسیتی، 2- کمتر بودن

.(2005 ، ارتباطات کاري، 3- نبود مربی حمایت کننده، 4- عدم دسترسی به شبکه (کاتارا 5

براس 2 در تحقیقی( 1985 ) رابطه بین کلیشه هاي جنسیتی و تفاوت هاي مشاهده شده بین زنان و

مردان شاغل در سازمان و همچنین اثر عضویت در شبکه هاي سازمانی بر روي توان نفوذ کارکنان بر

سازمان را مورد بررسی قرار داد. او دو نوع شبکه غیررسمی جنسیتی مجزا را تشخیص داد و دریافت زنان

به دلیل تبعیض جنسیتی، کمتر در مرکز شبکه هاي مردان قرار داشته و دسترسی کمتري به ائتلاف هاي

اصلی مردان دارند. آنان به دلیل نداشتن دسترسی به گروه هاي مردانه مهم و ذي نفوذي که در سطوح

بالاي سازمان وجود دارد، مزیت هاي زیادي را از دست می دهند. گذشته از این، زنان در گروه هاي زنانه

اث ر کمتر ي ب ر سازما ن دارن د د ر مقایس ه ب ا زمان ی ک ه ب ا مردا ن کار می کنند.به نظر او ملاقات هاي

غیررسمی درون سازمان مزایاي زیادي براي مردان دارد و زنان به دلایلی از شبکه هاي ارتباطی غیر

رسمی محرومند: نخست آن که، مدیران مرد اغلب از ارتباط با زنان احساس راحتی نمی کنند. در حقیقت

مردان و زنان اغلب در کنار فردي از جنس مخالف اصلاً راحت نیستند. دوم، تازه واردها و زنان به عنوان

گروه هاي خارجی مشکلات زیادي در دسترسی به شبکه هاي غیررسمی دارند و در نهایت نتیجه می گیرد

که مردان، گروه مسلط در سازمانند و با محروم ماندن زنان از ارتباطات غیررسمی که گاه عمداً ایجاد

می شود تسلط آن ها تداوم می یابد. به دلیل این محرومیت، زنان از مزیت اطلاعات با ارزش، منابع و

حمایتی که مردان از شبکه هاي غیررسمی سازمان به دست می آورند، برخوردار نیستند. از این رو با وجود

تلاش هایی که براي برابري مردان و زنان در محیط کار صورت گرفته است، اکثریت زنان در

موقعیت هایی پایین تر و با دسترسی کمتر به شبکه هایی که منجر به قدرت و پیشرفت می شود، متمرکز

.( شده اند (تیمبرلک، 2007

برر 1 در تحقیق خود ( 1998 ) بیان می کند که در هر سازمانی، گروه هاي خودي شامل مردان و

گروه هاي خارجی، متشکل از زنان و مردان جوان و تازه وارد وگروه هاي اقلیت که دیگران آن ها را

متفاوت می بینند، وجود دارد. گروه هاي خارجی مشروعیت کمتري در سازمان دارند. برر دو روش براي

به دست آوردن سرمایه اجتماعی در درون سازمان شناسایی کرد: اولین روش، به دست آوردن سرمایه

اجتماعی به طور غیرمستقیم از دیگران است. چون زنان به عنوان گروه هاي خارجی دیده می شوند، شاید

لازم باشد که سرمایه اجتماعی را از طریق حامیانی به دست آورند. وقتی زنی توسط یک حامی به شبکه

جدیدي در سازمان معرفی می شود، وي از طریق منابع اطلاعاتی و ارتباطات جدید، سرمایه اجتماعی

به دست می آورد. برر به این پدیده قدرت انعکاسی می گوید که از طریق همکاري با افراد قدرتمند به دست

می آید. وقتی یک حامی براي مردان مهم است حتماً براي زنان نیز لازم است

در تحقیقی ک ه در سال 1992 در بانک مونترال 1 براي شناخت موانع پیشرفت زنان انجام شد،

مشاهده گردید که در بخش خصوصی هم مانند بخش دولتی موانع زیادي براي پیشرفت زنان وجود دارد.

به عقیده رئیس بانک مونترال یکی از موانع پیشرفت زنان در شغل عبارت است از تلفیقی از

پیش داوري ها و ضرب المثل هاي گوناگون در منطق عامیانه که انتظار مردان را از زنان و انتظار زنان را از

خودشان به شدت محدود می کند. در بانک مونترال 91 درصد زنان در سمت هاي فرعی و فقط 9 درصد

آنان در پست هاي مدیریتی قرار داشتند. موانع مشاهده شده در تحقیق فوق عبارتند از:

-1 اعتقادات عمومی افراطی و غلطی که در مورد زنان وجود دارد.

-2 زنان تشویق و انگیزش لازم براي شکوفایی استعدادشان و امکانات و حتی اطلاعات لازم براي

شغلشان را دریافت نمی کنند و با وجود این که اغلب مردان معتقدند که زنان فرصت مساوي براي

پیشرفت دارند اما حتی زنانی که به سمت هاي بالا دست یافته اند این عقیده را ندارند.

-3 زنان خود را در مقابل نقش هاي متنوعی می بینند که جامعه ایفاي آن ها را از آنان انتظار دارد و

زنان براي موفقیت در کار نیاز به کمک و یاري اطرافیان دارند اما کمکی دریافت نمی کنند، درنتیجه

زمانی که وظایف خارج از محیط کار و در مقابل خانواده و جامعه را محترم می شمارند یا م ی خواهند به

تحصیل ادامه دهند، مجبور می شوند که کمتر متعهد باشند و در نتیجه امکان پیشرفت آن ها محدود

.( می شود (همان، 50

برمن نیز در سال 1998 در مورد موانع تحرك اجتماعی مدیران زن در امریکا پژوهشی انجام داده

است که بر اساس آن فقدان یا محدودیت شبکه ارتباطات، ترس از کارهاي غیرزنانه، اعتماد به نفس

پایین، کمبود امکانات آموزشی، تبعیض جنسیتی و فقدان فرصت هاي ارتقاء براي زنان از اصلی ترین موانع

.(60 : حضور کمتر زنان در پست هاي مدیریتی ذکر شده است (استاد هاشمی، 13.

 

فورچون 3 تحقیقی در 1000 شرکت انجام داد که طی آن 75 درصد افراد مورد مطالعه معتقد بودند

که علی رغم وجود مهارت هاي فنی در زنان براي ارتقاء آن ها به سطوح عالی مدیریت، موانعی وجود دارد

که عمدتاً از تفکرات قالبی و پیش ادراك هاي مدیران نشأت می گیرد. البته چنانچه از مدیران پرسیده شود

که آیا بین زنان و مردان تبعیض قائل می شوند، این امر را صریحاً رد می کنند، اما وقتی زمان انتخاب فرا

.( می رسد مردان را بر زنان ترجیح می دهند (شهیدي، 131

 

وجود تفاوتهای واقعی بین مدیران زن و مرد، برخی اوقات در پیشینه تحقیق مورد تردید قرار گرفته است، اما باورهای قالبی در برابر تغیییر مقاوم هستند. صرفا چطور مدیران زن را متفاوت با همتایان مردشان در نظر می گیرند؟ در مطالعه ای که در سال ۱۹۸۹ توسط هیلمن و همکاران انجام شد، پژوهشگران از مدیران مرد خواستند تا هر دو مدیران مرد و زن را توصیف کنند. این نتایج حاکی از تمایل به توصیف مدیران زن با اعتماد بنفس، ثبات احساسی، بینش تحلیلی و استواری کمتر، و داشتن تواناییهای رهبری ضعیف تر نسبت به مدیران مرد بود.

باورهایی از این قبیل به فرضیات گوناگون در باره مدیران زن، کمک می کند، كه آن هم به مبنایی برای کلیشه های منفی در باره آنان، تبدیل می شود. نمونه ای از این فرضیات کلیشه ایی منفی عبارتند از:

• زنان تمایل دارند تا وظایف خانوادگی را مقدم بر ملاحظات کاری قرار دهند. آنان باید از فرزندانشان مراقبت کنند، بنابراین، زمان و اشتیاق به كارشان را از دست می دهند.

• زنان برای درآمد اضافی کار می کنند؛ به همین دلیل شور و شوق لازم را برای موفقیت در کسب و کار، ندارند.

• زنان به جای اینکه بازخورد منفی را حرفه ای تلقی کنند از آن برداشت شخصی می کنند و اگر مورد انتقاد قرار گیرند، احتمالا گریه کنان از اتاق خارج می شوند.

• زنان برای پستهای عالی مدیریتی مناسب نیستند زیرا بیش از حد احساسی و فاقد پرخاشگری اند.

تاحدی، این فرضیات ممکن است برای زنان شاغل زیادی درست باشد. هرچند، جای تردید دارد که آیا این کلیشه منفی، دقیقا زنانی را توصیف می کند که تصمیم دارند حرفه مدیریت را دنبال کنند. مثلا، فرضیه تقدم خانواده برای مدیران زن، واقعا بسیاری از این زنان را شامل نمی شود. بررسی ملتهایی با بالاترین شاخص مدیران زن (بام ، ۱۹۸۷) نشان داد، تقریبا نیمی از آنان هرگز ازدواج نکرده یا طلاق گرفته بودند، و تقریبا یک سوم متاهلین نیز دارای فرزند نبودند. مسلما، امکان دارد بعضی از مادران متخصص، فشار مشاغل شرکت را نخواهند، اما این انتخاب در مورد همه یا حتی بیشتر متخصصان زن صحیح نیست

 

تبعیض نامحسوس وقتی اتفاق می افتد که مثلا تصمیم گرفته می شود وظیفه ای مهم، به یک مرد به جای یک زن، پیشنهاد شود، براساس این فرض که زنان به دلیل تعهدات خانوادگی، فرصت پذیرش وظایف سخت را ندارند. مثال مربوط دیگری در پژوهش انجام شده توسط ونتلینگ (۱۹۹۲) به دست آمد، که در آن ترفیع زنی علی رغم ارزیابی عملکرد عالی، به این دلیل که رئیس اش احساس می کرد او زمان زیادی در این شرکت نخواهد بود، رد شد؛ تلقی رئیس اش این بود که او شرکت را احتمالا برای بچه دارشدن ترک می کند.

باورها در باره درجه شایستگی نیز اساس تبعیض نامحسوس را شكل می دهد. زنان احتمال دارد از پستهای عالی مدیریتی محروم شوند به خاطر این تصور که آنها بطریقی فرآیند مدیریت را به خاطر جنسیت شان تغییر خواهند داد. به تجربه باربارا رابرتز همانطور که در نشریه وال استریت (هی موویتز و شل هاردت ، ۱۹۸۶) گزارش شده، توجه کنید:

ظرف پنج سالی که خانم رابرتز در دین ویتر مشغول بکار بود، از سمت معاون و هماهنگ کننده سرویسهای تحقیقاتی به معاونت ارشد و عضو کمیته امنیتی شرکت ارتقاء یافت... پس از آن ترفیعات سالانه متوقف شد. در عوض در نظر گرفته شدن برای آنچه كه بنظر می رسید پست منطقی بعدی مشابه نایب رئیس و رئیس بازاریابی یا تحقیق باشد- به خانم رابرتز پست هایی پیشنهاد شد که حدس می زد نوعی جابجایی جانبی باشد. او می گوید: توجیحات عنوان شده، غالبا حاكی از تبعیض جنسی آشکار بود. یکی از مردانی که از نظر سلسله مراتبی مافوق وی بود، به او گفت " این مشکل اوست، اما درصورت وجود یک زن در اتاق، او نمی توانست تصمیمات جدی بگیرد.

درنتیجه، رابرتز استعفا داد و شرکت مشاوره بازرگانی خود را تاسیس کرد. بسیاری از مدیران زن با جرئت اند و ریسک می کنند، زمانی که به سقف شیشه ای سازمانهای بزرگ برخورد می کنند، تصمیمی می گیرند که بیانگر فقدان قابل ملاحظه مدیران بااستعداد در این شرکتهاست.

 

تا همین اواخر، شایعترین توضیح برای کمبود زنان در سطوح عالی مدیریت چیزی بود که فیشر (۱۹۹۲) آن را بحث "شبكه ارتباطات" نامید: شمار زیادی از زنان که وارد سطوح پایین تر مدیریت شدند، وقت کافی برای گذشتن از این مسیر نداشته اند تا امکان توسعه تجربه لازم را برای ارتقاء به سطوح عالی مدیریت فراهم کنند. اگرچه نزدیک دو دهه گذشته است، عده معدودی از زنان به اندازه همکاران مردشان ارتقاء یافته اند. یک مدیر زن ، که در اوایل دهه ۱۹۸۰ مدیرعامل اولین بانک زنان در شهر نیویورک سیتی بود، به طور خلاصه می گوید( فیرمن ، ۱۹۹۰):

نسل من ۱۵ یا ۲۰ سال پیش از دانشکده فارغ التحصیل شد. مردان این نسل اکنون برای اداره شرکتهای بزرگ در حال ترفیع گرفتن هستند. اما زنان چنین وضعیتی ندارند. همین و بس

طبیعی است انسان انتظار داشته باشد کلیشه های مبتنی بر جنس در باره زنان به عنوان مدیر به دلیل قوانین ایالتی و فدرال، تغییر در چشم اندازهای اجتماعی، و توسعه فرصتهای شغلی برای زنان در دنیای کسب و کار امروزی، از بین رفته باشد. تصور می شد وقتیکه موسسه ای به "شمار اندکی " از زنان در سطح مدیریت دست یافت، تبعیض شغلی از بین خواهد رفت هنگامیکه مردان و زنان وجود یکدیگر را مسلم فرض کنند.درعوض، دربسیاری از موارد عکس آن اتفاق افتاده است. هارلن و ویس (۱۹۸۲) در پژوهشی سه ساله از ۱۰۰ مرد و زن در دو شرکت خرده فروشی نورث ایسترن دریافتند پس از آنکه اولین گروه کوچک از زنان مدیر شدند، مقاومت آشکار کاهش یافت، اما هنگامی که تعداد مدیران زن به ۱۵ درصد رسید، مجددا افزایش یافت. در همین رابطه، شرکتها شاهد افزایش نارضایتی از تبعیضی بودند که از آزار جنسی تا بازخورد نامناسب، در نوسان بود

در نیروی کار امروزی، مدیران زن و مرد، تا چه حد متفاوت تلقی می شوند؟ در تلاش برای یافتن پاسخ، پژوهشی براساس اندازه گیری نگرشها در باره زنان به عنوان مدیر در میان دو گروه از متخصصان منابع انسانی و دانشجویان کارشناسی کسب و کار، انجام شد: این گروهها برای تکمیل نتایج هیلمن و همکاران (۱۹۸۹) انتخاب شدند، که اظهار کرده بود کلیشه های منفی در میان مدیران امروزی همچنان پابرجاست.

هیلمن و همکارانش نگرشهای مدیران مرد را اندازه گیری کردند. نگرشهای متخصصان منابع انسانی اهمیت زیادی داشت زیرا این افراد جو کاری را با گزینش و اجتماعی کردن کارکنان جدید از طریق برنامه های گوناگون منابع انسانی تحت تاثیر قرار می دهند. انتظار می رود، کلیشه های منفی در باره زنان به عنوان مدیر، در این گروه کمینه باشد. نگرش دانشجویان نیز با اهمیت تلقی می شد زیرا آنها معرف نگرش بالقوه کارکنان جدید و مدیران آینده بودند. هر گروه مرکب از هر دو جنس (زن و مرد) بود، و امکان مقایسه نگرشهای زن و مرد را نسبت به زنان به عنوان مدیر میسر می سازد.

●روش تحقیق

از پاسخ دهندگان خواسته شد تا پرسشنامه "مقیاس زنان به عنوان مدیر" (WAMS ؛ پیترز و دیگران، ۱۹۷۴) را تکمیل کنند تا وجود کلیشه ها نسبت به زنان به عنوان مدیر را نزد آنان ارزیابی کنند. WAMS حاوی ۲۱عبارت است، و هریک رتبه بندی ۷ درجه ای دارد. نمرات احتمالی در محدوده ۲۱ تا ۱۴۷ است، با نمرات پایینی که بیانگر کلیشه سنتی در باره زنان به عنوان مدیر است (بالاترین نگرش نامطلوب در باره زنان در مدیریت، یعنی اعتقاد به اینکه زنان نسبت به مردان، توانایی کمتری برای مدیریت دارند) و نمرات بالایی که نشانگر کلیشه کمترسنتی است.

پرسشنامه ها برای ۵۷۵ تن از متخصصان منابع انسانی در میدوست پست شد، ۹۵ درصد از آنان کارشان هدایت مصاحبه های استخدامی بود. ۲۸۴ پرسشنامه، برگشت داده شد، یعنی حدود ۴۹.۴ درصد پاسخ داده بودند. تقریبا ۶۰ درصد از این پاسخ دهندگان زن بودند، و ۹۴.۹ درصد از آنان حداقل ۲ سال تجربه در حرفه منابع انسانی داشتند. سن پاسخ دهندگان بین ۲۰ تا ۷۰ بود، با اکثریت (۶۹.۷ درصد) در گروه سنی ۳۰ تا ۴۹ سال. این نمونه مرکب از بخش های صنعتی مختلف بود، از جمله تعلیم و تربیت، مالی، مراقبت بهداشتی، تولید، بخش دولتی، و بخش عمومی.

۲۳۷ نفر از این پاسخ دهندگان دانشجویان رشته کسب و کار در مقطع کارشناسی دانشگاه میدوسترن بودند. پرسشنامه ها در یک کلاس توزیع شد. تقریبا نیمی از افراد زن بودند (۲۱۸نفر). سن آنها بین ۲۰ تا ۴۹، با متوسط سنی ۲۴ سال بود. اکثریت دانشجویان (۸۷.۲ درصد) در زمان جمع آوری اطلاعات شاغل بودند؛ و ۳۳.۳ درصد از آنان بطور تمام وقت شاغل بودند.

●نتایج پیمایش

نمره های متخصصین منابع انسانی بین ۸۸ تا ۱۴۷، با نمره میانگین ۱۳۳ و انحراف معیار ۱۱.۵۲ بود. نمره های دانشجویان از ۶۵ تا ۹۳، نمره میانگین ۷۹.۲۳، و انحراف معیار ۴.۷۱ بود. تفاوت بین میانگینهای این دو نمونه در سطح ۰.۰۰۱ معنی دار بود، که نشان می داد نگرش متخصصان منابع انسانی نسبت به زنان به عنوان مدیر، بطور معناداری، مثبت تر از نگرش دانشجویان است.

علاوه بر این، میانگین نمره WAMS در داخل هریک از نمونه ها، برای زنان بطور معناداری بالاتر از نمره مردان بود. میانگین برای زنان متخصص ۱۳۳.۶۹ و در مقابل برای مردان ۱۲۷.۶۵ بود. نمره میانگین WAMS دانشجویان دختر۷۹.۸۹، بالاتر از میانگین ۷۸.۶۱ دانشجویان پسر بود. تفاوت دو گروه در سطح ۰.۰۰۱ برای متخصصان و در سطح ۰.۰۵ برای دانشجویان معنی دار بود.

از متخصصان منابع انسانی نمرات بالایی بدست آمد که چندان دور از انتظار هم نبود. انتظار می رود این قبیل متخصصان، بدلیل فشار مداوم برای جلوگیری از تبعیض سازمانی در جریان کار و نیز آموزشهایی که این گروه دریافت کرده اند، دارای نگرش نسبتا مثبتی در باره زنان به عنوان مدیر باشند. نمرات این متخصصان با نظر مساعدی با گزارشهای پیشین بررسی های WAMS مقایسه می شود. در پژوهشهایی که در سالهای ۱۹۷۰ اجرا شد، متوسط نمرات WAMS مدیران، تقریبا ۱۰۴ بود. تفاوتهای جنسی که در این نمرات وجود داشت، تا اندازه ای تعجب آور بود، اما در پژوهشهای قبلی ای که از ابزارWAMS استفاده کرده اند، زنان تمایل داشتند تا نمرات بالاتری نسبت به مردان ارائه کنند. بطور مثال، در پژوهشی روی کارکنان تمام وقت یک شرکت پخش بین المللی، نمره متوسط برای زنان ۱۱۹.۳۸، در صورتی که نمره متوسط برای مردان ۱۰۲.۱۱ بود ( تربورگ و دیگران، ۱۹۷۷).

درمقابل نمرات پایین تری که بطور چشمگیری توسط دانشجویان کسب شده بود، رویدادی، ناخوشایند بود. شاید فقدان تجربه، تاحدودی نگرش نسبتا منفی دانشجویان را نسبت به زنان به عنوان مدیر، توضیح دهد. اگرچه، وقتیکه مردان و زنان واقعا مساوی معرفی شوند انتظار می رود که هر نوع ادراکی از تفاوتهای میان مردان و زنان در جریان تحصیل برطرف شود. درهرصورت، بنظر می رسد نمرات این دانشجویان یافته های هارلن و ویز (۱۹۸۲) را تایید می کند: همچنانکه سهم زنان در گروه افزایش می یابد، تبعیض نیز زیاد می شود. از نظر آماری، هچنین تفاوتهای جنسی معنادار در نمرات دانشجویان دیده میشود، اما از نظر مفهومی در این پژوهش، هم مردان و هم زنان دیدگاه نسبتا منفی ای در باره زنان به عنوان مدیر، داشته اند

تحقیقات داخلی

اکبري سبزواري در سال 1387 عوامل موثر در ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی را در نمونه اي

متشکل از 320 نفر از کارکنان زن و مرد بخش دولتی مورد مطالعه قرار داده است. در این پژوهش،

مردان موانع ارتقاء زنان به پست هاي مدیریتی را عدم جسارت، عدم قاطعیت و عدم اعتماد به نفس ذکر

کرده اند، درحالی که خود زنان، ناتوانی جسمی، سطح انتظارات پایین، عدم قاطعیت، عدم اعتماد به نفس،

درگیري با مسائل خانوادگی را عامل عدم ارتقاء خود دانسته اند.

« بررسی رابطه بین نگرش مدیران با ارتقاء شغلی زنان به سطوح مدیریت در ادارات کل کرمان »

عنوان تحقیقی است که مژگان درخشان در سال 1387 انجام داده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد

که نگرش مدیران به ویژگی ها و مهارت هاي مدیریتی زنان مثبت بوده است، اما بین شانس مدیر شدن و

نگرش مدیران به ویژگی ها و مهارت هاي مدیریتی زنان رابطه معنی داري وجود نداشته است. بر این

اساس می توان نتیجه گرفت که یا عمل مدیران ارشد در انتخاب مدیران سطوح پایین تر، از نگرش آنان

تأثیر نمی پذیرد یا آن که شرایط کلی اجتماع و ساختار اداري اقتضاي گزینش زنان به پست هاي مدیریتی

را ندارد

هم چنین مرجان باغبانی موانع دست یابی زنان به مشاغل مدیریتی در قوه قضائیه را از منظر زنان

شاغل در این قوه ( 1385 ) مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علی رغم

دستاوردهاي خوبی که حضور زنان تحصیل کرده و مستعد در قوه قضائیه به همراه داشته، تمایل عمومی

مدیران ارشد در قوه به برگزیدن مدیران مرد معطوف است. باغبانی موانع ارتقاء زنان را در سه سطح

ساختاري (فرهنگ، اجتماع و مذهب)، سازمانی (عوامل عینی و ذهنی) و فردي (شخصیتی و زیستی)

طبقه بندي کرده و در نهایت نتیجه می گیرد که در عدم ارتقاء زنان به مشاغل مدیریتی موانع سازمانی و

موانع فردي تأثیر بیشتري دارند

 

بررسی نظر مدیران زن شهر شیراز درباره توانمندي مدیریتی زنان

عنوان پژوهش حبیب احمدي « بررسی نظر مدیران زن شهر شیراز درباره توانمندي مدیریتی زنان »

است ک ه ب ر رو ي نمونه اي متشکل از زنان مدیر در شهر شیراز اجرا شده و در آن برقراري ارتباط

اجتماعی، اعتماد به نفس و خلاقیت و نیز تفسیر زنان مورد مطالعه از ویژگی هاي مدیران زن توانمند،

راه هاي رسیدن به این ویژگی ها، ملاك هاي ارزیابی مدیر توانمند و شیوه هاي مسئله یابی و حل مسئله

مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها ي ای ن پژوهش نشا ن می ده د ک ه اگرچ ه زنا ن مور د مطالعه از

توانمندي مدیریتی نسبتاً بالایی برخوردارند ولی بستر سازمانی و اجتماعی مناسب جهت توانمندسازي

آنان به اندازه کافی وجود نداشته و دگرگونی و تحول در ساختار مدیریتی سازمانها به نفع زنان به کندي

.( انجام می پذیرد (احمدي، 1385

بررسی تطبیقی میزان ارتقاء زنان و » مینا حاجی زاده ( 1384 ) نیز طی پژوهشی در دانشگاه الزهرا به

پرداخته است. حاجی زاده رابطه ي میان نگرش مردان و « مردان عضو هیئت علمی دانشگاه هاي تهران

زنان به مدیریت زنان، نگرش زنان به توانایی هاي خودشان، انگیزه ي پیشرفت در زنان و مشکلات

خانوادگی زنان با عدم مشارکت آنان در سطوح مدیریتی را مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این پژوهش

نشان می دهد با این که بین نگرش مردان و زنان نسبت به مدیریت زنان تفاوت معناداري وجود ندارد و

سطح انگیزه ي پیشرفت زنان نیز بالا بوده ولی آنان تمایلی به مناصب مدیریتی از خود نشان نمی دهند

در خصوص چرایی این مسئله، هم مردان و هم زنان مسئولیت هاي خانوادگی زنان را سبب عدم پذیرش

مسئولیت هاي مدیریتی از سوي زنان ذکر کرده اند..

عنوان پژوهشی است که « چالش هاي زنان براي ارتقاء به مشاغل مدیریتی در سازمانهاي دولتی »

محمدعلی بابایی در سال 1384 بر روي مدیران زن شاغل در وزارت خانه ها و سازمان هاي دولتی در

تهران انجام داده است.یافته هاي او حاکی از آن است که اهم عوامل مؤثر در احراز پست هاي مدیریتی و

ارتقاء مدیران مزبور سوابق درخشان و عملکرد خوب شغلی، تحصیلات بالاتر، تجربه مناسب و پایبندي به

ضوابط ذکر شده است و مشکلات مدیران زن، نگرش سنتی حاکم در جامعه، عدم برخورداري از مزایا و

امکانات برابر و عدم پذیرش مدیریت زنان از جانب زیردستان عنوان شده است. موانع ارتقاء به طور

عمده، تعصب و نگرش هاي سنتی تصمیم گیرندگان عنوان شده است. به عبارت دیگر موانع اجتماعی-

فرهنگی بیش ازعوامل فردي و سازمانی مؤثر دانسته شده اند.

بررسی موانع ارتقاء زنان شاغل در بانک هاي دولتی کشور به » لیلا استاد هاشمی در تحقیقی با نام

به این نتیجه رسیده است که بین نظرات مردان و زنان شاغل در بانک هاي دولتی « سطوح عالی مدیریت

کشور در مورد موانع ارتقاء زنان به سطوح عالی مدیریت تفاوتی وجود ندارد و هر دو قشر، مسئولیت هاي

خانوادگی زنان، کلیشه هاي جنسیتی موجود در جامعه، کمبود فرصت هاي آموزشی براي زنان، عدم تمایل

زنان به ارتقاء، ویژگی هاي جسمی و روانی زنان و فرهنگ سازمانی حاکم را در این مسئله موثر دانسته اند

(استاد هاشمی، 1384 : الف)

«( بررسی موانع حضور زنان در پست هاي مدیریتی قوه مجریه (وزارت خانه هاي مستقر در تهران »

عنوان پژوهش محمدرحیم اسفیدانی است که در سال 1381 در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به

انجام رسیده است. نتایج تحلیل هاي آماري نشان می دهد که فرهنگ سازمانی باعث عدم حضور زنان در

پست هاي مدیریتی قوه مجریه گردیده همچنین مدیران مرد نسبت به توانایی هاي مدیریتی زنان نگرش

مثبتی ندارند. علاوه بر این بین مهارت هاي ادراکی و مدیریتی مدیران زن و مرد تفاوت چندانی وجود

نداشته، اما زنان و مردان مدیر به لحاظ مهارت هاي ارتباطی و انسانی با یکدیگر متفاوت بوده اند. به

عبارت دیگر مهارت هاي ارتباطی زنان بیشتر از مردان و مهارت هاي انسانی مردان بیشتر از زنان بوده

.( است (اسفیدانی، 138

مقایسه متغییرهای موثر بر مدیریت مابین زنان مدیر و زنان مشغول در پست های غیر مدیریتی

 

ویژگی هاي جمعیت شناختی

1- از نظر پایگاه اقتصادي اجتماعی:

 

میانگین سن صاحبان مشاغل مدیریتی 36 سال و میانگین سن صاحبان مشاغل غیر مدیریتی 30 سال بوده است. همچنین میزان تأهل و تعداد فرزندان زنان مدیر بیشتر از سایر زنان بوده است.

از نظر تحصیلات: دارندگان مشاغل مدیریتی و غیرمدیریتی از نظر میزان تحصیلات تفاوت قابل

23 درصد / ملاحظهاي با یکدیگر دارند و میزان تحصیلات زنان مدیر بالاتر از زنان غیرمدیر بوده است. 5

زنان مدیر مدرك کارشناسی ارشد و 68 درصد آنان مدرك کارشناسی دارند. این آمار در میان زنان

غیرمدیر معادل 14 و 57 درصد بوده است. همچنین میزان تحصیلات زنان مدیر بیشتر از زنان شاغل در

پست هاي غیر مدیریتی بوده است.

از نظر رشته تحصیلی دانشگاهی: یافته هاي این بررسی نشان میدهد نزدیک به 90 درصد زنان

شاغل در امور مدیریتی بانک سپه  (به عنوان نمونه)داراي تحصیلات مرتبط با فعالیت شغلی خود هستند و این نسبت در

زنان غیر مدیر معادل 70 درصد بوده است

حدود 51 درصد پاسخ گویانی که به مشاغل مدیریتی مشغولند،

داراي پایگاه اقتصادي  اجتماعی بالا هستند، در حالی که 21 درصد زنان داراي مشاغل غیر مدیریتی در

پایگاه اجتماعی اقتصادي بالا قرار دارند. این تفاوت از نظرآماري نیز معنادار بوده و پایگاه اقتصادي

اجتماعی زنان مدیر بالاتر از زنان غیرمدیر است

از نظر روابط اجتماعی بین زنان مدیر و غیرمدیر تفاوت قابل توجهی مشاهده نشد، اما مشارکت

اجتماعی شاغلان پست ها ي مدیریتی به مراتب بیشتر از شاغلان پست هاي غیرمدیریتی بوده است

به گونه ا ي ک ه د ر مقاب ل 86 درص د ا ز شاغلی ن بخش هاي مدیریتی، 67 درصد از کارکنان مشاغل

غیرمدیریتی، از مشارکت اجتماعی بالا و نسبتاً بالایی برخوردارند.همچنین به لحاظ اعتماد بنیادین و

اعتماد نهادي بین شاغلان پست هاي مدیریتی و غیرمدیریتی تفاوتی وجود ندارد. اما اعتماد بین شخصی

صاحبان مشاغل مدیریتی به مراتب بیشتر از مشاغل معمولی است. تفاوت مزبور با احتمال خطاي 5

درصد معنادار بوده و در جامعه آماري نیز وجود دارد.

همچنین از نتایج آزمون بررسی تفاوت اعتقادات مذهبی شاغلین بخش هاي مدیریتی و غیرمدیریتی

نیز مشخص شد که گرایش مذهبی این دو گروه با یکدیگر تفاوت معناداري ندارد.

این پژوهش در بخش پیمایشی براي سؤالات ذیل به این پاسخ ها دست یافته است:

1. پایگاه اجتماعی- اقتصادي زنان مورد مطالعه چه تأثیري بر پست سازمانی آنان داشته است؟

با استفاده از آزمون مقایسه میانگین ها نقش طبقه اجتماعی اقتصادي پاسخ گویان در ارتقاء شغلی آنان

و سط ح معناداري آن نشان می دهد که پایگاه صاحبان T سنجیده شده است. ضریب محاسبه شده

مشاغل مدیریتی و غیرمدیریتی متفاوت و این تفاوت از نظر آماري معنادار است. به عبارت دیگر پایگاه

اقتصادي اجتماعی پاسخ گویانی که ارتقاء شغلی یافته اند بالاتر از پاسخ گویانی است که ارتقاء شغلی نداشته

و همچنان در مشاغل غیر مدیریتی به فعالیت مشغولند

 

بررسی تفاوت میانگین پایگاه اقتصادي اجتماعی پاسخ گویان به تفکیک پست

سازمانی

 

 

2-آیا زنان مدیر به لحاظ وضعیت خانوادگی نسبت به زنان غیر مدیر مشغله کمتري دارند؟

 

در این تحقیق وضعیت خانوادگی به لحاظ تأهل و به لحاظ داشتن فرزند مورد بررسی قرار گرفته

است.

به لحاظ تأهل آمارها نشان می دهد تنها 21 درصد مدیران مورد بررسی، مجرد و غالب آنان متأهل

اند. هم چنین نسبت زنان مدیر داراي فرزند و تعداد فرزندان در میان زنان مدیر نه تنها کمتر از زنان غیر

مدیر نبوده بلکه بیشتر هم بوده است. بنابراین وضعیت خانوادگی و کمتر بودن مسئولیت هاي خانوادگی

سبب ارتقا ء شغل ی زنا ن داراي مشاغ ل مدیریتی نشد ه بلک ه عوام ل دیگري ا ز جمل ه پایگا ه اجتماعی،

اقتصادي و سرمایه اجتماعی بر پیشرفت شغلی آن ها تأثیر گذاشته است

. وضعیت تأهل پاسخ گویان بر حسب پست سازمانی

 

تعداد فرزندان پاسخ گویان برحسب پست سازمانی

 

3- سرمایه اجتماعی(مشارکت،اعتماد و روابط اجتماعی) زنان مورد مطالعه چه تأثیري درپست

سازمانی آنان دارد؟

بر اساس یافته ها کارکنانی که از سرمایه اجتماعی بیشتري برخوردارند بیشتر از دیگران توانسته اند در

موقعیت شغلی خود ارتقا یابند. همان طور که آماره هاي حاصل از آزمون مقایسه میانگین ها نشان داد

سرمایه اجتماعی پاسخ گویانی که ارتقاء شغلی یافته اند به طور معناداري بالاتر از پاسخ گویانی است که

ارتقاء شغلی نداشته و همچنان در پست هاي سازمانی غیر مدیریتی فعالیت دارند

آزمون تفاوت میانگین سرمایه اجتماعی پاسخ گویان به تفکیک پست سازمانی

.

4- سلیقه زنان در ویژگی هاي ظاهري(نحوه پوشش وآرایش) زنان مورد مطالعه چه تأثیري بر

پست سازمانی آنان دارد؟

به لحا ظ سلیقه د ر خصوص نحوه ي مدیریت بدن و ویژگی هاي ظاهري میان زنان شاغل در

پست هاي مدیریتی و غیرمدیریتی تفاوت قابل توجهی دیده نشد. بنابراین ویژگی هاي ظاهري زنان

تأثیري در ارتقاء شغلی آنان نداشته است

اهمیت مدیریت بدن برحسب موقعیت شغلی(پست سازمانی)

 

5-باورها و گرایش هاي دینی زنان مورد مطالعه چه تأثیري بر روابط اجتماعی و پست سازمانی

آنان داشته است؟

چنین می پنداشتیم که زنان مذهبی تر براساس اعتقادات دینی خود تمایل کمتري داشته باشند که با

همکاران مرد خود ارتباط کاري غیررسمی داشته باشند و این سبب شود که در مجموع دایره تعاملات و

مشارکت ها و در نتیجه شبکه آشنایان و سرمایه اجتماعی آن ها کمتر از سایرین بوده و در نتیجه شانس

ارتقاء شغلی آنان کمت ر باشد ، ام ا ا ز نتای ج آزمون بررسی تفاوت اعتقادات مذهبی شاغلین بخش هاي

مدیریتی و غیرمدیریتی مشخص شد که اساساً گرایش مذهبی این دو گروه تفاوت قابل اعتنا و معناداري

با یکدیگر ندارد

 

 

میزان گرایش مذهبی پاسخ گویان برحسب پست سازمانی

.

یافته هاي بخشکیفی(مصاحبه ها)

در این بخش به پرسش هاي زیر پاسخ داده شده است.

1. آیا زنان مدیر از نظر منشأ و ساختارخانوادگی (و در نتیجه عادت واره واعتماد) با زنان غیر مدیر

تفاوت دارند؟

2. آیا زنان مدیر نسبت به زنان غیر مدیر از سرمایه اجتماعی (اعتماد بنیادي و اعتماد به نفس)

بیشتري برخوردارند؟

3. آیا زنان مدیر به لحاظ سلیقه و ویژگی هاي ظاهري و رفتاري با زنان غیر مدیر تفاوت دارند؟

یافته هاي بخش کیفی نشان می دهد :

غالب زنان شاغل در پست هاي غیرمدیریتی در روایت زندگی خود بر خاطرات دوران کودکی خود

تأکید کرده اند و اکثر آن ها خانواده خود را سنتی نامیده اند. غالب این زنان رویداد تعیینکننده ي زندگی

خود را ورود به بانک دانسته اند. ساختار خانوادگی این تیپ از زنان عمدتاً اقتدارگرایانه یا تساهل آمیز بوده

است. همه آن ها از پوششی متفاوت با عرف جامعه برخوردار بوده اند یعنی یا ظاهر و پوششی نامرتب و

بدون نظم داشته اند و یا داراي آرایش و پوششی بسیار شیک تر و مدرن تر از حد معمول در جامعه بوده اند.

همچنین غالب این زنان داراي اعتماد به نفس کم یا فاقد اعتماد به نفس بوده و رفتاري غیر جنسیتی یا

بدون جهت گیري جنسیتی داشتند.

زنان شاغل در پست هاي مدیریتی عمدتاً از ساختار خانوادگی دموکراتیک برخوردار بوده، اعتماد به

نفس بالایی داشته و در روایت زندگی خود بر موفقیت هاي دوران تحصیل شان در زمینه هاي علمی،

فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأکید نموده اند. این تیپ از زنان از خاطرات تحصیلی به عنوان رویداد تعیین

کننده زندگی خود نام برده اند. رابطه والدین شان ر ا با یکدیگر و با کودکان شان، ب ا محبت، احترا م و

صداقت توصیف کرده و آنان را الگوي خودشان در بزرگسالی شمرده اند. به علاوه اغلب این زنان تقسیم

وظایف در خانواده پدري خود را مشارکتی نامیده اند.

به لحاظ نوع پوشش و آرایش، اکثریت قریب به اتفاق این زنان داراي پوشش مانتو و روسري یا چادر

بوده و مرتب و بدون آرایش یا با آرایش ملایم در محل کار حاضر می شوند، داراي اعتماد به نفس بالا و

رفتاري جنسیتی بوده اند

زنان مدیر مجرد همگی از خانواده اي دموکراتیک و مشارکتی برخوردار بوده اند. اغلب این زنان با

پوششی رسمی، اداري، پوشیده و مرتب در محیط کار حاضر می شوند و داراي اعتماد به نفس بالا و

رفتاري جنسیتی بوده اند و زنان مدیر متأهل عمدتاً کودکی و نوجوانی خود را دوران پرباري دانسته، ارتباط

خوبی با پدر و مادر یا یکی از آن ها داشته و غالب آن ها در خانواده اي اقتدارگرا پرورش یافته اند. اکثر آن ها

پوششی شیک تر و مرتب تر از حد معمول در جامعه داشته و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بوده اند.

زنان غیر مدیر مجرد خانواده پدري خود را تساهل گرا دانسته اند. بیشتر زنانی که در این تیپ واقع

شده اند، از اعتماد به نفس کمی برخوردار بوده و رفتاري بدون جهت گیري جنسیتی داشتند. همچنین در

این تیپ، زنانی که جوان تر بودند ظاهري مدرن تر و امروزي تر از زنان میانسال داشته و غالباً با آرایش

صورت در محیط کار حاضر می شوند. اما بیشتر زنان غیر مدیر متأهل خانواده پدري خود را پرجمعیت و

داراي ساختارِ سنتی توصیف کرده اند معمولاً با پوششِ مانتو و روسري معمولی با ظاهري نه چندان مرتب

در محل کار حاضر می شوند و رفتار آن ها نشان دهنده ي اعتماد به نفس پایین فاقد جهت گیري جنسیتی

بوده است

تحلیل و نتیجه گیری :

 در تحلیل یافته هاي پژوهش می توان نکاتی چند را مورد توجه قرار داد. روابط و مناسبات اجتماعی

که اساس سرمایه اجتماعی محسوب می شود، هسته اصلی جامعه را می سازد و موجب تسهیل کنش هاي

افراد و نیل به اهداف فردي و گروهی می شود. در تحلیل نقش و کارکرد روابط و سرمایه اجتماعی علاوه

بر میزان و گستردگی باید به نوع و ترکیب آن نیز توجه کرد. در جامعه علاوه بر شبکه روابط رسمی

شبکه هایی از روابط غیر رسمی نیز شکل می گیرد که فرد از طریق آن می تواند به منابع و حمایت هاي

موجود در این پیوندها دسترسی یابد. بنابراین کم و کیف روابط اجتماعی، میزان و نحوه تعاملات و نوع

حمایت هایی که در جریان این تعاملات رد و بدل می شود از اهمیت زیادي برخوردار است.

زنان و مردان در برقراري ارتباط و کمیت و کیفیت آن یکسان نبوده و تفاوت هایی از جنبه هاي

مختلف بین آنان وجود دارد که ناشی از عوامل اجتماعی، فرهنگی و ساختاري است که در طی روند

جامعه پذیري و در طول دوره ي زندگی شکل گرفته و منجر به جدا شدن جهان اجتماعی مردان و زنان

می شود. تفکیک و تبعیض جنسیتی در حوزه هاي مختلف جامعه و از جمله در نظام شغلی بروز می کند.

تفکیک جنسیتی در عرصه هاي گوناگون جامعه و به ویژه در حوزه عمومی فرصت و شانس دستیابی به

پیوندهاي متنوع و برقراري ارتباط با افراد مختلف را از زنان می گیرد. از طرف دیگر تفکرات قالبی و

کلیشه هاي جنسیتی موجود در جامعه و فرهنگ که مسئولیت عمده زنان را مادري و خانه داري می شمرد،

زنان را از حضور فعالانه در صحنه هاي مختلف جامعه باز داشته و از بسیاري از فرصت ها محروم می سازد.

این تفکیک ها و نابرابري هاي جنسیتی بین زنان و مردان در عضویت ارتباطی و اجتماعات فردي آنان نیز

تأثیر می گذارد و موجب می شو د ک ه زنان و مردان ب ه شبکه هاي اجتماعی متفاوتی سوق پید ا کرد ه و

سرمایه اجتماعی متفاوتی داشته باشند. در نتیجه سرمایه اجتماعی زنان به لحاظ ساخت، ترکیب، میزان و

نحوه تعاملات و انواع حمایت هایی که دریافت می کنند با مردان متفاوت است. روابط اجتماعی زنان بیشتر

از نوع روابط غیر رسمی است که با افراد خانواده و خویشان یا همسایگان برقرار می شود. نتیجه پژوهش

حاضر نیز مؤید آن است که روابط اجتماعی زنان در مشاغل غیر مدیریتی اغلب به خویشان و همسایگان

و افراد خودي ختم می شود و از نوع غیررسمی است و زنان مدیر که در مجموع داراي شبکه تعاملات

گسترده تري هستند به لحاظ نوع و ساختار روابط شان نیز با دیگر زنان متفاوتند و روابط غیررسمی آنان

بیشتر، شامل گروه دوستان است تا افراد فامیل. در نتیجه اطلاعات و حمایتی که دریافت می کنند نیز از

محدوده حمایت هاي فامیلی فراتر می رود.

بنابراین آنچه بیش از میزان سرمایه اجتماعی اهمیت دارد تنوع، کیفیت و ساختار آن و حمایت هاي

گوناگونی است که تأمین می کند. پیوند هاي گوناگون حمایت هاي اجتماعی متنوعی را براي فرد فراهم

می سازند. به عبارت دیگر با تنوع روابط اجتماعی، افراد به طیف وسیعی از حمایت هاي گوناگون دست

می یابند که آن ها را به رویارویی با مشکلات روزمره و نیل به امتیازات گوناگون قادر می سازد. این

حمایت ها ممکن است مصاحبتی، مشورتی یا عملی باشد. بنابراین نوع حمایتی که روابط غیررسمی ارائه

می دهد با نوع حمایتی که توسط روابط رسمی تأمین می شود، متفاوت است.

تفکیک و نابرابري در عضویت ارتباطی و شبکه حمایتی زنان و مردان، موقعیت هاي اجتماعی و منابع

گوناگون و متفاوتی را در اختیار آنان قرار می دهد. ا ز این ر و در اغلب جوامع بین زنان و مردان در

دسترسی به منابع و موقعیت هاي استراتژیک و مهم تبعیضاتی دیده می شود و زنان سهم کمتري می یابند

و از ورود به بسیاري از مشاغل رده بالا و استراتژیک باز می مانند. در مقابل اکثر مناصب و مشاغل رده

بالاي جامعه در اختیار مردان قرار می گیرد. نظام فرهنگی جامعه نیز با توجه به ارزش ها و هنجارهاي

موجود در جهت تداوم ناعدالتی جنسیتی سازمان یافته و با توجه به موانعی که برسر راه زنان براي ورود

به عرصه اجتماع قرار داده است، آن ها را از بسیاري از موقعیت هاي اجتماعی محروم می کند و موجب

می شود به زمینه هاي کمتر مهم و حاشیه اي جامعه سوق داده شوند. از این گذشته عامل دیگري که در

تحلیل تفاوت سرمایه اجتماعی زنان و ارتباط آن با موقعیت شغلی آنان باید مورد توجه قرار داد تأثیر

مراحل متفاوت زندگی افراد و موقعیت ها ي متفاو ت ب ه ویژ ه تحصیلات ، ازدواج ، بچه داري و توزیع

نامتناسب کارخانگی و دستمزدي بر افزایش تفاوت شبکه روابط زنان و مردان است. در زندگی زن ایرانی

روابط گسترده خویشاوندي قبل از پیوندهاي غیرخانوادگی فعال می شود و زنان را به دنیاي متفاوتی سوق

داده و آن ها را از برقراري روابط غیرخویشاوندي (براي مثال با دوستان و همکاران) و بهره مندي از شبکه

روابط گسترده تر باز می دارد.

روابط اجتماعی مردان بیشتر شامل همکاران، دوستان و مشاوران است در حالی که روابط اجتماعی

زنان بیشتر ارتباطات فامیلی، همسایگی و خانوادگی را دربرمی گیرد. مردان به علت این که درگیر مشاغل

رسمی هستند، شبکه روابط شان رسمی (بیشتر شامل همکاران و کمتر شامل خویشاوندان) و در مقابل،

شبکه روابط زنان غیر رسمی تر(بیشتر شامل خویشاوندان) است. از این رو مردان و زنان با توجه به

افرادي که با آن ها در ارتباط هستند و نوع فعالیت شان، امیال و گرایش هاي متفاوتی دارند. زنان بیشتر

تمایل دارند پیوندهاي نزدیک تر و صمیمی تري با خویشاوندان و پیوندهاي غیرخانوادگی کمتري داشته

باشند و مردان گرایش دارند تا پیوندهاي بیشتري در بیرون خانواده برقرار کنند. در نتیجه روابط اجتماعی رسمی و غیر رسمی کمتري در محیط کار برقرار می کنند و در نتیجه از سرمایه اجتماعی، اطلاعات، منابع

و حمایت هاي کمتري برخوردار می شوند و شانس آن ها براي ارتقاء در مراتب سازمانی کاهش می یابد. در

این نظام قشربندي جنسیتی که در آن معیارها و ارزش هاي مردانه تسلط دارد زنان براي نیل به موفقیت

شغلی و کاهش بی عدالتی سازمانی بایستی از طریق به مشارکت طلبیدن همسران و ایجاد تعادل در

تقسیم نامتناسب کار هاي خانگی در جهت تنوع و گسترش سرمایه هاي اقتصادي و اجتماعی خود گام هاي

موثري بردارند تا هم شانس بیشتري براي برخورداري از منابع کسب کنند و هم قدرت آن ها براي

رویارویی با مشکلات و ناملایمات زندگی و غلبه بر آن ها افزایش یابد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 11:40  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع: عوامل موثر بر افزايش سن ازدواج جوانان شهر تهران در5سال اخير

 پيشينه نظري

1.جین پل ساردن برای نشان دادن تفاوت های الگوی ازدواج اروپای شرقی و غربی،وضعیت زناشویی را در 21 کشور اروپایی با استفاده از تحلیل نسلی و خوشه ای بررسی نمود. یافته های پژوهشی وی نشان داد که در دو دهه اخیر ازدواج در اروپای شرقی زودرس بوده و عمومیت بیشتری داشته است. اما در اروپای غربی کاملا برعکس بوده و حتی نسبت بالایی از افراد هرگز ازدواج نکرده دیده می شود. علاوه بر این ساردن دریافت که میانگین سن در اولین ازدواج برای مردان و زنان اروپای شرقی به ترتیب 1/25 و 1/22 بوده،در حالیکه ارقام مشابه در اروپای غربی 2/27 و 8/24 بوده است ( حسین زاده ،44:1387).

2.مک دونالد هیوول (1944) پژوهشی تحت عنوان "بررسی علل افزایش سن ازدواج " انجام  داد. وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار می کند:عوامل متعددی بر زمان ازدواج موثر هستند،یکی از مهمترین عوامل موثر،تحصیلات عالی زنان است،که با تاخیر ازدواج همبستگی نشان می دهد. دومین عامل اشتغال زنان می باشد. از عوامل دیگر،دشواری دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیده ای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی می شود. عامل دیگر میزان آزادی در انتخاب همسر می باشد. ازدواج های ترتیب داده شده نسبت به ازدواجهای آزاد در سنین پایین تری اتفاق می افتد. در ممالک غربی،تقریبا افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی اشان دارند. در کشورهای درحال توسعه،ازدواج های ترتیب داده شده در سیستم های خانواده هسته ای احتمالا کمتر از سیستم های خانواده گسترده است. این چنین ازدواج ها (ترتیب داده شده) مسوولیت بزرگی برای خانواده محسوب می شود و توسط والدین یا خویشان یا دایه ها صورت می گیرد (هیول،78:1388).

3.دوبل سي گلينل خاطر نشان مي سازد كه در رژيم استبدادي فرانسه قبل از سال 1789 « هر چه سطح زندگي پائين تر بود ،‌سن ازدواج دختر عقبتر مي رفت ، ولي در سن ازدواج مردان تاثير نداشت . از طرف ديگر ، بحران و بدي محصول ، در طبقات فقير از دو حال خارج نبود . يا دخترها خيلي زود ازدواج مي كردند ، و يا اصلاً ازدواج نمي كردند . وي نتيجه مي گيرد كه وقتي سطح زندگي اقتصادي و اجتماعي پائين بيايد روز به روز تعداد زنهايي كه از شوهرانشان مسن تر هستند ،‌بيشتر مي شود . در بعضي از روستاها عروس كوچكتر از 30الي 35 سال به ندرت ديده مي شد ، در صورتي كه ميانگين سن ازدواج مردان كمتر از 30 تا 35 بود بر عكس طبقه اعيان و اشراف نگران سن ازدواج فرزندان نيستند ( دوبل گلينل ، 1789 ؛ 142 ).

4.ليشتر و سايرين در سال 1992 نيز در بررسي هاي خود نتيجه گرفته اند كه گرايش به سمت اهميت ازدواج و خانواده و نقشهاي زنان در خانواده در زمان ازدواج موثر است. زنان جواني كه به ارزش هاي سنتي كمتر معتقدند، بيشتر احتمال دارد كه ازدواج را به خاطر تحصيلات بالاتر يا وارد شدن به بازار كار به تاخير بيندازند ( ليشتر ، 1992 : 180)

5.سوزان فرگوسن در تحقيق خود عنوان چالش ازدواج سنتي كه تعدادي از زنان آمريكايی، چيني و ژاپني ازدواج نكرده ( مجرد ) را بررسي كرده،‌به اين نتيجه رسيده است كه  چگونگي زناشويي والدين،موقعيت اين زنان به عنوان دختر بزرگ خانواده و يا تنها دختر،‌اهداف تحصيلي و فقدان خواستگار مناسب از جمله عواملي است كه بر عدم تمايل آنها به ازدواج تاثير گذاشته است. به گفته "فرگوسن" بر اساس تحقيقات محققيني مانند "گرسون" گولدشر و "ويت" دو عامل در تاخير زمان ازدواج و عدم ازدواج زنان تاثير بسيار داشته است. اين دو عامل عبارتند از تلاش براي تحصيلات بالا و شغل مناسب ( فرگوسن ، 2000 ؛ 135)

پيشينه تجربي

1.دكتر شهلا كاظمی پور (1383) پژوهشي تحت عنوان "تحول در سن ازدواج جوانان به ويژه دختران طی يك دهه اخير" دريافت اين تحولات باعث افزايش سن ازدواج در دختران 3/22 سال بوده است  و 80 درصد از پاسخگويان مشكلات مالي و اقتصادي را مهم ترين دليل افزايش سن ازدواج پسران اعلام كرده. وي با اشاره به تصور عموم مبني بر اين كه مشكلات اقتصادي و بيكاري مهم ترين مانع ازدواج به موقع است افزود اگر اين طور باشد جوانان بي سواد و كم سواد كه مشكل بيشتري در يافتن شغل و حل مسائل اقتصادي دارند،اصلاً نبايد ازدواج كنند در حالي كه نتايج مطالعات نشان مي دهد كه اين افراد بسيار زودتر از سايرين ازدواج مي كنند. در واقع اين موضوع ثابت مي كند كه ميزان تحصيلات با افزايش سن ازدواج رابطه مستقيم دارد به طوري كه هر چه فرد تحصيلات بيشتري دارد،‌توقع بالاتري از اشتغال و سطح زندگي دارد بنابراين ديرتر ازدواج مي كند ( كاظمي پور، 1383:15)

2.خانم سمیرا فرهمند بیگی (1387) پژوهشی تحت عنوان "بررسی رفتارهای فردگرایانه و جمع گرایانه به تفکیک جنس در تاخیر در ازدواج" انجام داد. روش پژوهش وی پیمایش و جامعه آماری تعداد 308 نفر از دانشجویان مجرد واقع در سنین 25-39 ساله دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی اتفاقی انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که تاخیر در سن ازدواج با گرایش به رفتارهای فردگرایانه،جنسیت،انتخاب و دو راهی اجتماعی در موقعیتهای خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی و سیاسی رابطه معنی داری دارد.

3.خانم حکیمه آبدخت (1384) به بررسی "عوامل اجتماعی موثر بر بالا رفتن سن ازدواج در بین دختران شهر تهران" پرداخت. محقق در این پژوهش با استفاده از روش علی-مقایسه ای و با توسل به پرسشنامه درصدد رسیدن به اهداف تحقیق مبادرت ورزید. جامعه آماری محقق در این پژوهش دختران ازدواج کرده و نکرده واقع در سنین 25-40 ساله شهر تهران و حجم نمونه 252 نفر بود و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای گردآوری شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دختران ازدواج نکرده نسبت به دختران ازدواج کرده از تحصیلات بالاتری برخوردارند،بعلاوه بیشترین شاغلین را دختران ازدواج نکرده تشکیل می دادند تا دختران ازدواج کرده،دختران ازدواج نکرده از پایگاه اجتماعی-اقتصادی بالاتری نسبت به دختران ازدواج کرده برخوردارند و بالاخره اینکه دختران تحصیلکرده، تحصیلات و دختران ازدواج کرده سن را جزء معیارهای نخستین انتخاب همسر قرار دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 18:17  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

تاثير شبكه هاي رسانه اي برميزان گرايش خانواده هاي شهر تهران به ماهواره در 3سال اخير

بيان مساله:

علوم اجتماعی به مؤلفه های چند فاکتوری نگاه می کند و به دنبال چند دلیل برای تغییرات اجتماعی می گردد. در نظر سنجی از مردم تهران مشخص شد که بسیاری از تغییرات منفی که در جامعه اتفاق افتاده، مؤلفه ی اصلی اش ماهواره است. یعنی تاثیرات شبکه های ماهوارها ی بین 30 تا 70 است. پس ماهواره یک مسئله ی جدی در زندگی مردم است.

استفاده از ماهواره در خانواده هاعلل مختلفی دارد. مهمترین دلیلي كه مطرح ميشود استفاده از ماهواره بی کیفیت بودن برنامه صدا وسیماست.

1.آيا خانواده هايي كه داراي ماهواره ميباشند زماني را براي مشاهده برنامه شبكه هاي جديدي داخلي گذاشته اند؟

2.آيا كيفيت برنامه هاي شبكه هاي داخلي آنقدر جامع و موثر هست كه خانواده به سمت ماهواره گرايش پيدا نكند؟

3.آيا زمان برنامه هاي شبكه هاي داخلي با زمان گردهم آمدن اعضاي خانواده در منزل همخواني دارد؟

4.آيا برنامه هايي كه در تغييرات جديد بوجود آمده نياز زنان خانه دار و نوجوانان رابراي پركردن اوقات فراغت آن ها مرتفع ميسازد؟

5.آيا اين تغييرات برفرهنگ سازي جامعه و خانواده تاثير مستقيم و مثبت داشته است؟

 

تاثيرات استفاده از تلفن همراه بر دختران دانش آموز دبيرستاني منطقه يك شهر تهران

بيان مساله:

 

در سال هاي اخير تلفن همراه به عنوان يکي از پديده هاي ارتباطي در دنياي امروز در بين تمام اقشار و گروههاي مختلف جامعه گسترش پيدا کرده و حتي امروزه شاهد آن هستيم که بسياري از دانش آموزان در مقاطع پايين تحصيلي نيز به تلفن همراه دسترسي دارند. اگر چه نبايد استفاده از تلفن همراه را در بين کودکان و نوجوانان ممنوع کرد ولي مي بايست راه حل هايي براي استفاده درست از آن ارائه داد. هدف اين پژوهش بررسي نقش و تاثيرات تلفن همراه بر دانش آموزان دختر بوده و به دست آوردن اطلاعات و آگاهي پيرامون اين مساله که استفاده از اين وسيله ارتباطي چه تاثيراتي بر رفتار آنان گذاشته است. در اين پژوهش، تلفن همراه به عنوان ابزار چالشي جديد عصر ارتباطات و وسيله ارتباطي که به سرعت در حال گسترش است ما را برآن داشت تاثيرات آن را بر دانش آموزان مقطع اول دبيرستان از ديدگاه خود دانش آموزان مورد بررسي و پژوهش قرار دهيم. در اين پژوهش فرضيه هايي را مورد بررسي قرار داديم و در نهايت در جهت ارتقاي استفاده مطلوب از اين ابزار ارتباطي پيشنهاداتي ارائه شده است.
اين پژوهش به روش پيمايشي انجام شده و ابزار جمع آوري اطلاعات نيز پرسشنامه بوده است.
جامعه آماري اين پژوهش را دختران دانش آموزان مقطع اول دبيرستان (منطقه يک شهر تهران) تشکيل مي دهند.

1.آيا استفاده از موبايل در سنين نوجواني مورد تاييد كارشناسان تربيتي ميباشد؟

2.استفاه از موبايل چند ساعت در شبانه روز براي نوجوان ميتواند بدون ضرر باشد؟

3.آيا استفاده از موبايل و برنامه هاي ارتباط جمعي آن تاثيري بر رفتار نوجوان هم دارد؟

4.آيا الزام نوجوان به عدم استفاده از موبايل منجر به عقب ماندن وي از مسائل روز جامعه ي همسالانش ميشود؟

5.جايگاه ارزش ها و اصول اخلاقي و فرهنگي در دنياي مجازي موبايل دركجاست؟

 

 

 

عوامل موثر بر سن ازدواج جوانان شهرتهران در 5سال اخير

بيان مساله:

سن ازدواج يكي از شاخصه‌هاي مهم براي ارزيابي ميزان سلامت و بهداشت جسمي و رواني افراد يك جامعه محسوب مي‌شود. در كشور ما كه هنجارهاي ديني نزد عموم مردم از مطلوبيت خاصي برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعيتي را تشكيل مي‌دهند، اين ارزيابي در حوزه اخلاق اجتماعي و روحيه جمعي نيز مطرح مي‌شود و دامنه تاثير سن ازدواج را به حوزه‌هاي رفتاري و فرهنگي هويتي نسل جوان مي‌كشاند.
بررسي سن ازدواج جوانان ايراني در چند دهه اخير، روندي صعودي را نشان مي‌دهد در حالي كه سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگي بود، پس از چند دهه افزايش (بجز سال 1365)‌ در سال‌هاي اخير براي پسران به 28 و دختران به 24 رسيده است. البته آمارهاي متفاوتي در اين باره ارائه مي‌شود و طبق اعلام مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، سن ازدواج براي پسران 29 و دختران 28 است. اين اعداد و ارقام هر چه كه باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر مي‌دهد كه بالطبع از جنبه‌هاي مختلف و به صورت پردامنه به آسيب‌زايي در جامعه عرف‌پسند و هنجارطلب ما مي‌پردازد.

1.در جامعه كنوني شهرتهران سن مطلوب براي ازدواج جوانان چه سني است؟

2.آيا ميتوان نفوذ برخي از فرهنگ هاي غربي در سطح جامعه را عامل تغيير سن ازدواج جوانان شهرتهران دانست؟

3.آيا رابطه عاطفي والدين ميتواند برسن ازدواج فرزندشان تاثيرگذار باشد؟

4.تاثير عملكرد اقتصادي دولت برسن ازدواج جوانان چيست؟

5.آيا ميزان اعتثاد به باورهاي ديني را ميتوان عاملي موثر بر تعيين سن ازدواج دانست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 18:16  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

1.تاثير كيفيت آموزشي برميزان اشتغال فارغ التحصيلان 5سال اخير دانشگاه ارشاد دماوند.

تاثير كيفيت آموزشي برمهارت فارغ التحصيلان ميتواند عامل موفقيت و يا عدم موفقيت كاري آنها شود.

2.تاثير شبكه هاي رسانه اي برميزان گرايش خانواده هاي شهرتهران به ماهواره در سه سال اخير

تعداد وكيفيت شبكه هاي داخلي در سه سال اخير تغييراتي داشته كه شايد بتواند عامل تغيير گرايش خانواده ها از ماهواره به شبكه هاي داخلي باشد.

3.تاثير اجراي طرح هدفمنسازي يارانه ها بر روند توليد يك توليدي كوچك كفش درتهران

طي اجراي اين طرح هزينه هاي ثابت و متغير يك توليدي غيردولتي افزايش ميابد درصورتي كه هيچ گونه نقدينگي يارانه اي دريافت نميكند كه سبب كاهش قدرت توليد ميشود.

4.تاثيرات استفاده از تلفن همراه بر دختران دانش آموز دبيرستاني منطقه يك شهر تهران

امروزه دسترسي فراگير دانش آموزان دبيرستاني به موبايل و تداخل آن باسن بلوغ كه سن اوج احساس بي منطق است ميتواند عامل مداخله گر در تعيين سرنوشت دختران اين سن باشد.

5.عوامل موثر بر افزايش سن ازدواج جوانان شهر تهران در 5سال اخير

افزايش سن ازدواج تاثير بسزايي برساير ساختارهاي جامعه ازجمله جمعيت و سلامت جامعه ميگذارد كه بايد كنترل شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 18:12  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

موضوع: تأثیر تولیدکنندگان پوشاک بر اشاعه مدهای ایرانی در بین جوانان تهرانی در 4 سال اخیر

 

فرضیه ها:

1-     تأثیر تلفیق طرح های سنتی و مدرن در اشاعه مدهای ایرانی

2-     تأثیر استفاده از افراد محبوب جامعه در اشاعه مدهای ایرانی

3-     تأثیر آشنایی با روحیه تنوع طلب و میل به امروزی شدن جوانان در اشاعه مدهای ایرانی

4-     تأثیر برندسازی در اشاعه مدهای ایرانی

5-     تأثیر حمایت دولت از تولیدکنندگان پوشاک در اشاعه مدهای ایرانی

 

1)     تلفیق طرح های سنتی و مدرن

تعریف اسمی-مفهومی سنتی:

ویژگی آنچه که ریشه در آداب و رسوم قدیم دارد یا از قدیم رایج بوده است.

تعریف اسمی- مفهومی مدرن:

هر آنچه به زمان حال و دوره معاصر مربوط است.

 

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

تلفیق طرح سنتی و مدرن

1-میزان تلفیق

1-     آیا باید به میزان مشخصی از طرح سنتی و طرح مدرن با هم ترکیب شوند؟

2-     آیا میتوانید طوری تلفیق کنید که با حفظ طرح سنتی، باب سلیقه جوانان به روز باشد؟

2- اطلاع از سنت و مدرنیته

1-     آیا اطلاعات شما از طرح های مدرن دنیا به روز است؟

2-     آیا به میزان کافی از طرح های اصیل شهرهای مختلف ایران اطلاع دارید؟

 

2)     اشاعه مدهای ایرانی

تعریف اسمی- مفهومی اشاعه:

رواج دادن – پراکنده ساختن – آشکار کردن

تعریف اسمی- مفهومی مُد:

روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان ، طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم میکند.

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

اشاعه مدهای ایرانی

1-مدت زمان اشاعه

1-     چقدر طول می کشد تا مُد ساخته شده ایرانی، فراگیر شود؟

2- تداوم در دوره معین

1-     آیا میتوان بطور مداوم ، مد ایرانی را در جامعه و بین جوانان تثبیت کرد؟

2-     آیا مد و تداوم آن، مغابرت دارند؟

 

3)     استفاده از افراد محبوب جامعه

تعریف اسمی- مفهومی محبوب:

دوست داشته شده – پسند کرده شده – آنکه یا آنچه مورد علاقه و محبت است.

تعریف اسمی- مفهومی جامعه:

گروه مردم یک شهر، کشور، جهان یا صنفی از مردم- گروهی از مردم که باهم وجه اشتراک داشته باشند.

 

 

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

استفاده از افراد محبوب جامعه

1-مقبول بودن

1-     آیا مقبولیت افراد محبوب، امری نسبی است؟

2-     آیا افراد محبوب لزوماً مقبول هم هستند؟

2-تاثیرپذیری مردم

1-     آیا تأثیری پذیری هم از جنبه های مثبت و هم از جنبه های منفی صورت می گیرد؟

2-     میزان تأثیر پذیری جوانان از این افراد چقدر است؟

 

 

4)     آشنایی با روحیه تنوع طلب و میل به امروزی شدن جوانان

تعریف اسمی- مفهومی تنوع طلب:

میل به گوناگون بودن

تعریف اسمی- مفهومی امروزی:

آنکه مطابق معمول عصر رفتار کند- باب روز مد

 

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

آشنایی با روحیه تنوع طلب و میل به امروزی شدن جوانان

1-تحصیلات دانشگاهی

1-     آیا در رشته های روان شناسی و یا روانکاوی و یا علوم اجتماعی تحصیل کرده اید؟

2-     آیا در تحصیلات خود آموزش شناخت روحیات جوانان را دیده اید؟

2- همنشینی با جوانان

1-     آیا تابحال بصورت صمیمی در یک گروه از جوانان یا نوجوانان بوده اید؟

2-     آیا بصورت مداوم با افراد جوان و نوجوان در تماس هستید؟

 

5)     برندسازی:

تعریف اسمی- مفهومی برند:

مارک- علامت و نشانه مخصوص هر کارخانه، مؤسسه و ...

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

برندسازی

1-محبوبیت

1-     آیا برند شما به اندازه کافی محبوبیت دارد؟

2-     آیا می دانید چطور برند خود را محبوب جوانان کنید؟

2- کنار زدن برندهای خارجی

1-     آیا از نحوه کارکرد برندهای خارجی اطلاع دارید؟

2-     آیا می توانید از نقاط ضعف برندهای خارجی در تقویت نقاط قوت برند خود استفاده کنید؟

 

 

6)     حمایت دولت از تولیدکنندگان پوشاک

تعریف اسمی-مفهومی حمایت:

نگاهبانی- دستگیری- پشتیبانی

تعریف اسمی- مفهومی تولید:

پدیدآوردن- به معنی پیدا کردن چیزی از خاصیت و تاثیر نیز مستعمل می شود.

 

تعریف عملیاتی:

متغیر

بعد

مؤلفه

حمایت دولت از تولیدکنندگان پوشاک

1-تخصص

1-     آیا در صورتیکه در تولید پوشاک مورد پسند جامعه، کسب تخصص کردید دولت از شما حمایت میکند؟

2-     آیا تولید باکیفیت تر و جوان پسندتر با هزینه تولید پایین تر میتواند مورد حمایت دولت قرار بگیرد؟

2-کیفیت

1-     آیا کیفیت پوشاک تولید شده ایرانی همراه با مد ایرانی، به اقتصاد کشور کمک میکند؟

2-     آیا حمایت دولت از تولیدکنندگان پوشاک باعث ارتقاء سطح فرهنگ کشور میشود؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 16:49  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

تاثیرات سطح سواد والدین و عوامل خانواده بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش اموزان در چند سال اخیر در قم

فرضیه ها:

1) روابط صحیح والدین با فرزندان در پیشرفت تحصیلی تاثیر گذار خواهد بود

2) وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده در پیشرفت تحصیلی حائز اهمیت است

3) وش هیجانی و IQدر پیشرفت تحصیلی اهمییت دارد

4) نحوه ی اموزش  و کاربرد تکنولوژی معلمان در تدریس در پیشرفت تحصیلی تاثیر گذار خواهد بود

5) افزایش امکانات تفریحی در پیشرفت تحصیلی قابل اهمیت است

متغیر ها:

1-5)

متغیر مستقل: روابط صحیح والدین با فرزندان

متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی

متغیر مداخله کننده:نظارت صحیح والدین

متغیر تعدیل کنده:تلاش فرزندان

متغیر کنترل:جنسیت _سن

تعریف اسمی:در لغت نامه ی دهخدا روابط به معنی پیوند ها –پیوستگی ها می باشد

تعریف عملیاتی:

متغیر: روابط صحیح والدین با فرزندان

بعد: محیط خانواده و محیط اموزشی

مولفه:1)ایا تحصیلات در روابط صحیح والدین با فرزندان تاثیرگذار خواهد بود؟

2)ایا  رابطه ی انسانی کارمندان کادر اموزشی در روابط صحیح والدین با فرزندان تاثیر گذار خواهد بود؟

 

2-5:

متغیر مستقل: وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده

متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی

متغیر مداخله کننده:درامد

متغیر تعدیل کنده:جایگاه شغلی والدین در اجتماع و میزان تحصیلات

متغیر کنترل:درامد-سن

تعریف اسمی:در لغت نامه ی دهخدا وضع به معنای کیفیت-موقعییت-حالت-جایگاه میباشد

تعریف عملیاتی:سرمایه اقتصادی یا شاخص هایی چون درامد ماهیانه –میزان پولی که در بانک یا بازار بورس سرمایه گداری

کرده اند و مالکیت در پیشرفت تحصیلی اثر گذار خواهد بود.

متغیر: وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده

بعد:درامد ماهیانه-مالکیت-تحصیلات

مولفه:

1_ایا اشتغال والدین در پیشرفت تحصیلی اثر خواهد گذاشت؟

 

3-5)

متغیر مستقل:هوش و IQ

متغیر وابسته:پیشرفت تحصیلی

متغیر مداخله کننده:کسب موفقیت

متغیر تعدیل کنده:تغذیه ی مناسب دوران بارداری

متغیر کنترل:سن

تعریف اسمی:در لغت نامه ی دهخدا هوش به معنی اگاهی- زیرکی – عقل – فهم – خرد میباشد

تعریف عملیاتی:

متغیر: هوش هیجانی و IQ

بعد:تغدیه – رعایت جسمی و روحی مادر در دوران بارداری

مولفه:1)ایا تنها دانش اموزانی که در دروس ریاضی و تجربی موفق اند از ضریب هوشیه بالایی برخوردارند

 

4-5)

متغیر مستقل: نحوه ی اموزش  و کاربرد تکنولوژی معلمان در تدریس

متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی

متغیر مداخله کننده:ایجاد علاقه و تشویق به درس

متغیر تعدیل کنده:نحوه ی درست برخورد معلمان با شاگردان

متغیر کنترل:سن-جنسیت

تعریف اسمی:در لغت نامه ی دهخدا تدریس به معنای درس دادن یا درس گفتن میباشد

تعریف عملیاتی:به 5 دسته معلمان از نظر نحوه ی تدریس تقسیم می شوند :1- کاملا فعال -2- خیلی فعال 3-متوسط 4- کمی

فعال 5- غیر فعال

متغیر: نحوه ی اموزش  و کاربرد تکنولوژی معلمان در تدریس

بعد:نحوه و تنوع اموزش –روابط انسانی معلمان با دانش اموزان

مولفه:1)ایا روابط انسانی معلمان با دانش اموزان و تنوع در شیوه ی اموزشی باعث پیشرفت تحصیلی خواهد شد؟

 

5-5:

متغیر مستقل: افزایش امکانات تفریحی

متغیر وابسته:پیشرفت تحصیلی

متغیر مداخله کننده:ایجاد روحیه و شادابی در دانش اموزان

متغیر تعدیل کنده:رفتن به اردو و پیک نیک

متغیر کنترل:سن -جنسیت

تعریف اسمی:در لغت نامه ی دهخدا امکانات به معنی توانایی ها- داشته ها- دستمایه ها- ابزارها می باشد

تعریف عملیاتی:

متغیر: افزایش امکانات تفریحی

بعد:افزایش برنامه های تفریحی  اردو –پیک نیک...

مولفه:1)ایا فعالیت های فوق برنامه ای –افزایش بازدید از جایگاه های دیدنی و مکان های تفریحی و علمی در پیشرفت تحصیلی

تاثیر گذار خواهد بود؟

 

(حکیمه السادات میرصانع)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 2:40  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

فرضیه ها  و متغیرها و تعریف نظری و تعریف عملیاتی : اعظم نادری
استفاده معلمان از روش سخنرانی باعث خلاقیت در دانش آموزان خواهد شد .
متغیر وابسته : خلاقیت
 تعریف اسمی :

فرهنگ علوم تربیتی خلاقیت را عبارتند ازاستعداد و توانایی پیدا کردن راه حل تازه برای حل یک مشکل یا سبک و روشهای نو برای تعبیرهای هنری دانسته است و گیلفورد خلاقیت را نوعی توانایی فکری می دانند و معتقد است که اطلاعات گذشته به هم نزدیک می شود و محصول جدید ایجاد می کند ( آرمند - رشد معلم 1373)
خلاقیت عبارت است از توانایی فرد برای تولید ایده ها ، نظریه ها ، پیشنهادها و یا اشیاء جدید و بدیع و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها که توسط متخصصان اصیل و از نظر علمی ، زیبا شناسی ، تکنولوژی و اجتماعی باارزش تلقی شود ( شهرآرای 1374)
خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه قبلا طی شده به طرزی نوین ( نکویی -مجله استعدادهای درخشان 1378)
خلاقیت یعنی تشخیص ، بصیرت ، دریافت ، درک و انتخاب ( ساعت چی 1377)
مزلو خلاقیت در ابتدا از روان ناهشیار سرچشمه میگیرد . ایده های تازه و یا نوع آوری واقعی است که با آنچه در حال حاضر وجود دارد کاملا متفاوت است ( حسنی 1380)
خلاقیت یک حالت ذهنی است که باید نبواغ نامیده شود (ارنست دیمنه 2000)

تعریف عملیاتی :
در این تحقیق منظور از خلاقیت نمره ای است که دانش آموزان از طریق آزمون محقق ساخته خلاقیت بدست می آورند که این آزمون به سبک آزمون گیلفورد طراحی شده است و دارای سه مؤلفه است .
خلاقیت خلق یک ایده تازه و مفید است.
بعد اول :  روش سخنرانی
تعریف نطری:
روش سخنرانی در نظام آموزشی سابقه ای طولانی دارد.ارایه مفاهیم یا بیان شفاهی از طرف معلم و یادگیری آن از طریق گوش کردن و یادداشت برداشتن از طرف شاگرد اساس کار این روش را تشکیل می دهد . در این روش یک نوع انتقال و رابطه ذهنی بین معلم و شاگرد ایجاد می کند خصوصیات این روش : 1- فعال و متکلم وحده بودن معلم و پذیرنده و غیر فعال بودن شاگرد . 2- در فرایند تدریس تمام عوامل تحت کنترل معلم بوده و او می تواند به هر ترتیبی که خودش می پسندد پی راهمون موضوع مورد نظر سخن بگوید و هر وقت لازم بداند آن را پایان می دهد . 3- در این روش انتقال پیام یک جریان فکری یک طرفه از طرف معلم به شاگرد است ( شعبانی 1371)
تعریف عملیاتی :
در این تحقیق منظور از روش سخنرانی روشی است که دانش آموزان شنونده بوده و در جریان یادگیری هیچ فعالیتی ندارند . این روش مستلزم وجود برخی از خصوصیات شخصیتی مانند صدا روش سخن گویی ، نظم و آرامش است .

مولفه :

عدم تجهیزات لازم جهت سخنرانی  میتواند به  روش سخنرانی کمک کند ؟

داشتن زمان کافی جهت آمادگی برای سخنرانی می تواند در این روش موثر باشد ؟

1-     فرضیه دوم :
بعد دوم : تشویق
تعریف نظری :
تشویق یک تجربه رضایت بخش و خوشایند است که نتیجه یک رفتار خاصی می باشد و شخص را به تکرار رفتار قبلی علاقه مند می سازد .
تشویق در لغت یعنی به شوق افکندن و راغب ساختن است . تشویق نوعی ارضای نیازهای روانی و فیزیکی انسان است .
تعریف عملیاتی :
در این تحقیق منظور از تشویق استفاده معلم از عوامل تشویق از قبییل تشویق کلامی ، تحسین و جایزه در جریان تدریس کلاس است .
تشویق در اصطلاح عاملی که بتواند منشا ایجاد ذوق و شوق ، تحریک و امید و علاقه در انسان شود. تشویق یک هدف واقعی است که دستیابی به آن انگیزه ای را ارضا می کند و در واقع تشویق ها همان تربیت کننده مثبت هستند که به عنوان محرک یا عاملی می باشند و دانش آموزان در جهت رسیدن به آنها می کوشند .

2-     مولفه :

3-     آیا نمره  درسی می تواند بعنوان تشویق موثر باشد ؟

4-     آیا تشویق کلامی و یا جایزه می تواند موثر باشد ؟
 بعد سوم : تنبیه

تعریف نظری :
ارائه یک محرک آزار دهنده برای تغییر رفتار ( برای حذف یک رفتار نامطلوب ) را تنبیه می گویند .
تبیه در لغت به معنای آگاهی دادن و بیدار کردن است و در اصطلاح عبارت است از مجازات انسانی که کار ناپسندی انجام داده به منظور جلوگیری از تکرار آن و ترک نمودن آن .
تعریف عملیاتی:
در این تحقیق منظور از تنبیه استفاده معلم از عوامل تنبیه از قبیل جسمی ، کلامی و جریمه در جریان تدریس کلاس است. به هر نوع بیزار کننده ای در کاهش نیروی یا وقوع رفتاری اثری فوری اما موقتی داشته باشد تنبیه است . که تحریکی است دردناک که به خاطر انجام رفتاری خاص از طرف ارگانیسم دریافت می شود و عاملی است برای متوقف ساختن یا جلوگیری از بروز آن .
 مولفه :

5-     آیا تنبیه باید فیزیکی  و یا جسمی است ؟

6-     تنبیه کلامی و جریمه در کلاس می تواند تنها عامل موثر برای تنبیه باشد ؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آذر 1393ساعت 15:0  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

تاثیر انگیزش بر مدیریت عملکرد در شهر تهران در سال 90

 

پیشینه ها:

نظری:نظریه انتظار بیان می دارد که انگیزش کاری با باورهای افراد درباره رابطه تلاش عملکرد و مطلوبیت نتایج کاری در ارتباط است یعنی انسانها کارهایی را که میتوانند از عهده آنها بر آیند هنگامی که بخواهند انجام خواهند داد.

 

تجربی:در افزایش بهره وری باید به مسایل اقتصادی و اجتماعی با هم توجه داشت.خمچنین باید در نظر داشت که برداشتهای صرفا خشک فیزیکی و مادی بدون در نظر گرفتن بقیه عوامل منجر به افزایش بهره وری نخواهد شد.تفکری به افزایش بهره وری منجر می شود که کارکنان در اهداف برنامه ریزی،فرایند اجرایی آن مشارکت داشته باشند.(کتاب بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمانها،تالیف شهنام طاهری)

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آذر 1393ساعت 17:13  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

پیشینه نظری:پیشینه طلاق به زمان های خیلی دور برمیگردد که در هر دین وشریعتی از آن صحبت به میان اورده شده:مثلا در شریعت حضرت موسی (ع):
صاحب کتاب قاموس مقدس آورده اند: طلاق که در شریعت موسوی معمول و مجاز است لذا زوجات خود را به ادنی
سبب و اقل جھتی طلاق می دادند تا اینکه مسیح آنھا را ملامت و توبیخ نموده واذن طلاق را معلق بعلت زنا فرمود.
(قابوس کتاب مقدس)
پیشینه طلاق در حقوق ساسانی
طلاق در حقوق ساسانی یک امر استثنایی و غیر عادی بوده است. دنیکرد گوید: اگر شوھری از روی سونیت
بکوشد رابطه زناشویی را قطع کند از او به محکمه شکایت خواھد شد و اگر بر طبق حکم صادره از دادگاه، شوھر
مجدداً وصلت را ادامه دھد دیگر به ھیچ عنوان تنبیه نشده و به زندان نخواھد رفت. از این گفته چنین استنباط
می گردد که طلاق امری استثنایی بوده و جز به حکم دادگاه ممکن نبوده است؛ البته دادگاه نیزحتی-المکان از
طلاق احتراز می کرده است.
  در دین زرتشت
طلاق از جمله اموری می باشد که در میان ھمه ملل قدیم جھان عمل می شده و در ایران ، روم و نزد قوم یھود
معمول و متداول بوده و جز در دین مسیح (ع) که مدتی پس از پیدایش منع گردیده است .....

خانم استفانی کونتز تاریخ شناس و نویسنده کتب  بسیار در حوزه ی خانواده در ارتباط با طلاق عقاید خود را چنین بیان میکند:

خاستگاه الگوهای طلاق مدرن به بیش از 200 سال پیش باز می گردد، به ابداع این ایده ی بی نظیر تاریخی که ازدواج بایستی بر مبنای عشق و محبت متقابل باشد. بنابراین عجیب است که تزلزل ازدواج رخ بدهد.اما تمرکز احساس، شور، هویت شخصی و.. خود اعتباری در رابطه ی زوج و محو علایق و وظایف احساسی که فراتر از واحد زناشویی هستند علل مستقیم طلاق را می تواند   بوجود اورد از عواملی به گوناگونی مشخصه های روان شناختی فردی یک یا هر دو زوج تا فشار گرفتاری های اقتصادی و تباهی جامعه گسترش پیدا کند.

 

مطالعات بي‌شماري بر اين نکته تأکيد دارند که مشقت اقتصادي[7] باعث استرس مي‌شود، وضعيتي که در آن تقاضاهاي محيط فراتر از منابع و ظرفيت افراد براي مقابله با آن است. استرس نيز به نوبه‌ي خود باعث تضعيف کيفيت روابط زناشويي مي‌شود. کوماروسکي[8] در مطالعه‌اي به بررسي بيکاري شوهر در دوره‌ي رکود بزرگ[9] پرداخت. هر دو زوج ابتدا درباره‌ي يافتن شغل جديد براي شوهر ديدي خوش‌بينانه داشته، اما در طي زمان زوج‌ها دلسرد شدند و تنش بين مردان بيکار و همسران آنها افزايش يافت. کار مؤثر الدر[10] که مبتني بر داده‌هاي آرشيوي حاصل از رکود بزرگ بود، به نتايج قابل مقايسه‌اي منجر شد. بدان معنا که بيکاري بلند مدت و مشقت اقتصادي باعث افزايش استرس روان‌شناختي و اختلاف شديد بين زوجين مي‌شود (Amato 2010: 3).

 

تغييرات تنش‌زا بيشتر در ازدواج‌هايي رخ مي‌دهد که افراد کم سن، بدون تحصيلات، بيکار يا کم درآمد هستند. رابطه‌ي بين بي‌ثباتي شغلي، به خصوص بيکاري، و رضايت زناشويي و زندگي خانوادگي رابطه‌اي قوي دارد. افراد بيکار ميزان کمتري از تفاهم، ارتباط و نظم در روابط خانوادگي و به‌طور کلي روابط تنش‌زاتري با همسر خود دارند. علاوه بر اين شوهران بيکار در مقايسه با خانواده‌هاي (گروه) کنترل، که در آنها بيکاري وجود ندارد، کمتر توسط همسران خود حمايت مي‌شوند، جر و بحث بيشتر و انسجام خانوادگي کمتري دارند (زرگر و نشاط‌دوست 1386: 740).

 

کنگر[11] ، الدر و همکارانش مشقت اقتصادي را در ميان خانواده‌هاي روستايي در آيوا[12] طي بحران کشاورزي دهه‌ي 1980 مطالعه کردند. مطابق اين مطالعه مشقت اقتصادي باعث افزايش استرس روان‌شناختي زوجين- خشونت در ميان شوهران و افسردگي در ميان همسران- و کاهش ابراز حمايت عاطفي، صميميت و رضايت زوج‌ها مي‌شود. مطالعه‌اي ديگر از اين دوره نشان داد که کشاورزان نبراسکايي[13]، که تحت تأثير فشار اقتصادي بودند، به طلاق بيشتر فکر مي‌کردند. اثر افسردگي‌آفرين، ميانجي ارتباط بين مشکلات اقتصادي و تفکر درباره‌ي طلاق بود. آماتو، بوث، جانسون و راجرز [14] دريافتند که درآمد خانواده، پيش‌بيني کننده‌ي قوي‌اي براي مشقت اقتصادي است. مشقت اقتصادي ادراکي[15] نيز به نوبه‌ي خود با شادماني زناشويي[16] پايين، تعامل ازدواجي کمتر، تعارض بيشتر، مسائل زناشويي بيشتر و تفکر غالب در مورد طلاق ارتباط دارد. مطالعات مرتبط با طلاق نشان مي‌دهند که درآمد پايين شوهر، ريسک نارضايتي زناشويي را افزايش مي‌دهد (Amato 2010: 3).

 

مطالعاتي که بر رابطه‌ي خاص بين بيکاري و طلاق متمرکزند نيز تأکيدي بر رويکرد استرس روان‌شناختي هستند. پرتسون و مک دونالد[17] ، راس و ساوهيل[18]، بومپس، مارتين و اسويت[19] و لوين[20] همه به اين نکته رسيدند که بيکاري در ميان شوهران با احتمال بالاي طلاق ارتباط دارد. نتايج مشابهي در چندين کشور اروپايي نيز به دست آمده است (همان).

 

براساس تحقيقات فشار مالي اثرات مخربي بر ميزان تنش دارد که به صورت افت سلامت روحي آشکار مي‌شود. همچنين دشواري‌هاي مالي و رخدادهاي بد زندگي باعث افزايش نارضايي زناشويي مي‌شوند، زيرا هر دو انسجام ازدواج را تهديد مي‌کنند و رفتارهاي خصمانه و مشکل‌ساز را در هر دو نفر افزايش مي‌دهند (زرگر و نشاط‌دوست: همان).

 

مطالعه‌ي جنسن و اسميت[21] در دانمارک نشان داد بيکاري در ميان شوهران، و نه همسران، ارتباط مثبتي با طلاق دارد. جالووارا و هنسن[22] نيز چنين گزارش کردند که بيکاري در ميان شوهران يا همسران ارتباط مثبتي با طلاق به ترتيب در فنلاند و نروژ دارد (Amato 2010: 4).

پیشینه تجربی: 

اخیرا این افراد که در ذیل امدند بر روی این موضوع تحقیق کرده مقاله یا پایان نامه ارائه دادند

1-در پژوهشی توسط گایر[4] (2010،، دلایل اساسی طلاق  را برشمرده که به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: ناسازگاری، خشونت عاطفی، کلامی، فیزیکی و جنسی، سوء استفاده مالی، دخالت خانواده و خیانت.

2-جوادی و جوادی (1390) در پژوهشی با عنوان گرایش به طلاق و عوامل موثر بر آن در بین مراجعه کنندگان به دادگاه های خانواده در شهرستان ایوان غرب و گیلان غرب به نتایج ذیل رسیدند: عدم مسئولیت پذیری، دخالت خانواده همسر، ناتوانی در برقراری روابط عاطفی، بی علاقگی به همسر، بی وفایی به همسر، مشکل داشتن در برقراری روابط جنسی مطلوب و برآورده نکردن انتظارات یکدیگر از عوامل اصلی طلاق بوده است.

3-ساموئل چان[5] و محمد ساریف مصطفی[6] (2008) در طی پژوهشی با عنوان «طلاق در مالزی»  سه عامل اصلی طلاق در این کشور را: 1. خیانت (داشتن رابطه جنسی با کسی غیر از همسر خود) 2. عشق به فرد دیگر و 3. مشکل عاطفی(خشونت شفاهی و جسمی) ذکر کرده اند. البته محققان عوامل دیگری مانند اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات جنسی، مشکلات ارتباطی، ازدواج در سنین پایین و درگیری های شغلی را نیز نام برده اند.

4-محمد رضا نعیمی(1387) در یک پژوهش به بررسی تاثیر تعامل خانواده و ماهواره در بروز پدیده طلاق( مطالعه موردی شهرستان گرگان) پرداخته است و نتایج بدست آمده نشان دهنده تاثیر ماهواره در ایجاد ارزش های مدرن در زوجین و تاثیر خانواده در پیدایی ارزش های سنتی زوجین بوده است. هم چنین نتایج حاکی از آن بود که برای ایجاد توازن در ارزش های مسلط در زوجین و برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و یا تضاد ارزشی در بین آنها باید تعاملی سنجیده بین این دو بال مهم جامعه پذیری صورت گیرد.

دکتر باقر ساروخانی معتقد است که «ناهمسان همسری» یکی از مهم‌ترین دلایل بروز طلاق است او در کارگروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه‌شناسی ایران است

رد پا و تحلیل شخصی:

طلاق زنگ خطری برای نهاد خانواده است، ما در موضوع همسرگزینی درست عمل نمیکنیم و شرایطی ایجاد شده است که انسانها شناخت کافی برای ازدواج با یکدیگر را ندارند. پس با توجه به عوامل طلاق باید دفت بیشتری دز انتخاب خود کنیم و وقت بیشتری برای اینکار بگذاریم: در ذیل به بیان مجدد عوامل مهم اشاره دارم:

 

عوامل بالا رفتن نرخ طلاق در ایران

 

  1. تشویق و ترغیب زودهنگام و ناکارا برای ازدواج
  2.  تعجیل در ازدواج قبل از شناخت دقیق زوجین از یکدیگر
  3. ترویج فضای نادرستی و بی‌اعتمادی در جامعه
  4. تحمیل هزینه‌های اقتصادی غیر قابل پیش‌بینی برای زوجین
  5. ترویج فضای بدگمانی و بدبینی در جامعه و
  6.     ... همانطور که میدانیم و گفته شد طلاق در لغت به معنای جدا شدن زن و شوھر از یکدیگر و رھایی آنھا از تقیدات زندگی زناشویی است .و  همچنین میدانیم از نظرتاریخی ، پیشینه طلاق را به قدمت ازدواج دانسته اند . در قدیمی ترین متن حقوقی به دست آمده مربوط به قانون حمورابی متعلق به تمدن بابل ، حق طلاق برای مرد و در شرایطی برای زن ، مجاز بوده است .گاھی مجموعه ای از عوامل ، سبب پیدایش طلاق می شود . در بسیاری از مواقع ، مشکلات بزرگ از مسائل جزئی پدید می آید.
  7. گاه اختلافات جزئی چون جرقه ھایی کوچک ، آتش بزرگی را ایجاد می کند که باعث ویران شدن خانواده می شود محققان بر این باورند که آمار رو به افزایش طلاق در ھیچ عصری ، این چنین نگران کننده نبوده است.
    پژوھشگران در رابطه با علل و عوامل طلاق به مسائلی از قبیل مفاسد اخلاقی ، ناراحتی ھای روحی ، بکاری ، مشکلات اقتصادی و سست بودن باورھای معنوی و دینی اشاره می کنند که در بالا به آن اشاره شد امید است با توجه به تکرار و بررسی های فراوان در این خصوص شاهد هرچه کمتر شدن نرخ طلاق در ایران عزیزمانم باشیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 12:42  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

1-تاثیر ورزش و فعالیت های بدنی بر روی اعتماد به نفس و موفقیت افراد(در محیط کار و درس)

1-1 ضرورت و دلیل اینکه میخواهیم اینکار را انجام بدهیم  اینست که اثر تحرک بر روی روحیه افراد و ایجاد شدم انگیزه در انان را بررسی کنیم و میخواهیم با انجام دادن این تحقیق اثرات مثبت ورزش را به مردم یاداور شویم تا ازجامعه فعال تر وشاداب تری برخوردار شویم و آن را به مردم ترغیب کنیم و اثر کارایی را بالاتر ببریم و با با انجام اینکار در عین حال که انگیزه و اعتماد به نفس مضاعف ایجاد کردیم تناسب اندام و جلوگیری از چاقی را هم تا حدی انجام دادیم و علت اصلی و ضئوئی این موضوع این است که ما بدانیم فکر سالم در بدن سالم است....

طرح 5 سوال برای این موضوع:

1.آیا میزان علاقه شخصی افراد به ورزش بر روی ورزش کئرن افراد تاثیر دارد؟

2. آیا افرادیکه بیشتر ورزش میکنند جز افراد موفق و با اعتماد به نفس جامعه اند؟

3.آیا اگر بدانیم با وزش کردن به موفقیتهای درسی و تحصیلی بهتر و بیشتر میرسیم به ورزش وقت بیشتری اختصاص میدهیم؟

4.آیا کمبود باشگاه در محدوده منزل یا محل کار افراد را از ورزش دور میکند؟ در حالیکه به این امر واقفند که ورزش روحیه را در آنان بالا میرد وایجاد انگیزه میکند

5.آیا وجود یک مربی خوب و یا یک تیم خوب در رشته ای خاص باعث بروز علاقه و استمرار ما در امر ورزش کردن میشود؟

2-تاثیر نرخ طلاق بر روی ازدواج

2-2 هدف از بررسی این موضوع پی بردن به عوامل مشکل زایی است که باعث بروز اختلاف بین طرفین میشود این موضوع را انتخاب میکنیم (ضرورت) تا از ازدواج های ناموفق جلوگیری کنیم و بدانیم موقعیت مناسب برای شخص کیست باید این موضوع را انتخاب کنیم تا ازدواج های موفق و کیس مناسب را انتخاب و در زندگی آن را هدایت کنیم.ضئوئت دارد این موضوع را بررسی کنیم تا نرخ طلاق پایین آیسد تا جوانان از ازدواج نترسند..به این دلیل اینکار را انجام میدهیم تا 1 /نرخ ازدواج خوب و موفق را بالا برده 2/نرخ طلاق را پایین 3/-مسائلی که در زندگی خلل ایجاد میکند را بتوان خوب هدایت کرد/4شناسایی موضوعات جنجال برانگیز و نحوه برخورد با آن5/حمایت از فروپاشی خانواده ها وحفظ شاکله خانواده با اطلاع رسانی های به موقع با کلاسهای آموزشی و ایجاد مراکز مشاوره استاندارد..

اگر این شناسایی ها صورت نگیرد و آموزشهای قبل ازدواج و ازدواج نباشد نرخ طلاق روز به روز بالاتر میرود و این موضوع ممکن است برای بعضی از جوانان ایجاد ترس کند و سن ازدواج بالا برود.

طرح5 سوال:

1-آیا دخالت خانواده ها بیشترین دلیل جدایی افراد از هم است که منجر به طلاق میشود؟

2-آیا مشکلات اقتصادی و مالی قسمت عمده آمار طلاق هاست؟

3-آیا افرادبه خاطر نرخ بالای طلاق از ازدواج هراس دارند؟و دلیل بالا رفتن سن ازدواج اینست؟

4-آیا سن ازدواج باید در طیف و رنج خاصی باشد تا کمتر به دام طلاق نیوفتیم؟

5-آیا با آموزشهای قبل و بعد ازدواج میتوانیم نرخ طلاق را کاهش دهیم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 12:3  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

1-عوامل تاثیرگذار برروی نرخ طلاق

2-بررسی تاثیرات تبلیغات شرکت شیرین نوین بر روی میزان فروش محصولات آن شرکت در بازه زمانی 6 ماه سال جاری

3-اثر ابزارهای کمک آموزشی بر روی یادگیری دانش آموزان دبستان انقلاب منطقه 13 تهران

4-تاثیرورزش بر روی اعتماد به نفس و موفقیت افراد

5-بررسی تاثیرات دوره های آموزش ضمن خدمت بر کارایی شغلی مدیران دبیرستانهای م3 تهران در2 سال اخیر

6-ارتباط جدیت مدیر سازمان بر روی میزان کارایی کارمندان ادارات دولتی منطقه 10

......

توضیحات بیشتر برای هر یک:

1-این موضوع دغدغه من است زیرا روز به روز شاهد بالا رفتن نرخ طلاق در جامعه میشود وهمین امر باعث بروز ارتباطات نامناسب و فساد جامعه و تهدید شدن دیگر خانواده و همچنین هراس بسیاری از جوانان نسبت به ازدواج میشود.

2-نبود تبلیغات برای این شرکت باعث بلعیده شدن این شرکت توسط شرکت های رقیب میشود یعنی در ابتدا فروش کم و در اخر حذف این شرکت از بازار میشود.

3- در دوران ابتدایی نیاز مبرم به وجود ابزارهای کمک آموزشی حس میشود و این امر بسیار در یادگیری نقش بسزایی دارد ولی به این موضوع اهمیت چندانی نمیدهند(مدیران و معلمان)

4-افرادیکه ورزش نمیکنند کسل و کم اعتماد به نفس هستند درمقابل افرادیکه ورزش میکنند و اعتماد به نفس بالایی دارند.

5-دوره های آموزشی که برگزار نشود فرد بر شرح وظیفه دقیق و چگونگی بهتر انجام دادن کار خود بطور کامل واقف نیست...بنابر این باید برگزاری دوره های آموزشی را داشته باشیم تا نیروها  باکارایی بالاتر و متخصصانه به کار خود بپردازند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 11:28  توسط دانشجویان کلاس اول  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر